بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۴۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
مکه در عرض جغرافیایی ۳۳ [[درجه]] و ۲۸ دقیقه و طول ۴۹ [[درجه]] قرار دارد. این [[شهر]]، جزئی از هلالی منطقه تهامه و ارتفاع آن از سطح دریا، حدود ۳۳۰ متر است. [[شهر]] مکه در درّهای تنگ و هلالی شکل پیرامون [[خانه کعبه]]<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، ص۷۱.</ref>، در میان دو کوه ابوقبیس و قیقعان واقع شده است. هوای این دره به واسطه احاطه کوهها، بسیار گرم و خشک است<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>. | مکه در عرض جغرافیایی ۳۳ [[درجه]] و ۲۸ دقیقه و طول ۴۹ [[درجه]] قرار دارد. این [[شهر]]، جزئی از هلالی منطقه تهامه و ارتفاع آن از سطح دریا، حدود ۳۳۰ متر است. [[شهر]] مکه در درّهای تنگ و هلالی شکل پیرامون [[خانه کعبه]]<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، ص۷۱.</ref>، در میان دو کوه ابوقبیس و قیقعان واقع شده است. هوای این دره به واسطه احاطه کوهها، بسیار گرم و خشک است<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>. | ||
جامعهشناختی این [[شهر]] در سالهای منتهی به ظهور پیامبر [[رحمت]] {{صل}}، میتواند به [[درک]] بیشتر و بهتر ما از [[اسلام]] کمک کند. مکه از [[آب]] سطحی برخوردار نیست و [[آب]] شرب آن فقط از چاهها تأمین میشود که از بارانهای زمستان و بهار، مایه میگیرند. این بارانها گاه به صورت رگبارهای شدیدی در میآیند که به فاصله چند لحظه، سیلابهای عظیمی را تشکیل میدهند. این سیلابها از کوههای اطراف به سمت دره (مکه) سرازیر میشوند و [[شهر]] را به خرابی [[تهدید]] میکنند<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۲؛ [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۵۱-۵۲.</ref> | جامعهشناختی این [[شهر]] در سالهای منتهی به ظهور پیامبر [[رحمت]] {{صل}}، میتواند به [[درک]] بیشتر و بهتر ما از [[اسلام]] کمک کند. مکه از [[آب]] سطحی برخوردار نیست و [[آب]] شرب آن فقط از چاهها تأمین میشود که از بارانهای زمستان و بهار، مایه میگیرند. این بارانها گاه به صورت رگبارهای شدیدی در میآیند که به فاصله چند لحظه، سیلابهای عظیمی را تشکیل میدهند. این سیلابها از کوههای اطراف به سمت دره (مکه) سرازیر میشوند و [[شهر]] را به خرابی [[تهدید]] میکنند<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۲؛ [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]]، ص۵۱-۵۲.</ref> | ||
== دلیل نامگذاری == | == دلیل نامگذاری == | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
== نامهای مکه == | == نامهای مکه == | ||
# ''' | # '''بکه:''' این نام در [[قرآن کریم]] یک بار آمده است. {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>. عدهای [[بکه]] را همان مکه دانستهاند که (م) آن تبدیل به (ب) شده و از لحاظ مفهوم به یک معنا هستند، ولی عدهای تفاوت اندکی بر آن دو قائل شدهاند، به این صورت که [[مسجدالحرام]] یا [[کعبه]] را بکّه و نام [[شهر]] یعنی تمامی شهر را مکّه دانستهاند<ref>تاج العروس، زبیدی، ج۷، ص۱۱۱.</ref>.[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: بکّه نامیده شده از این جهت که [[مردم]] در آن به [[بکاء]] و [[گریه]] مشغول میشوند<ref>راهنمایی حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} در پاسخ برادرش [[علی بن جعفر]] که پرسید چرا مکه را بکه میگویند؟ فرمود: چون مردم یکدیگر را در مسجدالحرام پیرامون کعبه با دستانشان هُل میدهند<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۳، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۹۷.</ref> | ||
#'''بَلَد''': از نامهای مکه است. مراد از بلد در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ}}<ref>«نه، سوگند میخورم به این شهر * که تو در این شهر ساکنی» سوره بلد، آیه ۱-۲.</ref>[[مکه مکرمه]] است که [[خداوند]] به آن [[سوگند]] یاد کرده است. چون دوبار این نام در این [[سوره]] تکرارشده، به «سورة البلد» نامیده شده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. در دعای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این نام نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>یکی از نامهای [[مدینه منوره]] است، که در [[قرآن]] نیز آمده<ref>تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.</ref>. | |||
#'''[[بلد الامین]]''': یکی از نامهای مکه «بلدالامین» است که قرآن در سوره «[[تین]]» به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ * وَطُورِ سِينِينَ * وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون * و به کوه سینا * و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۱-۳.</ref>. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میخوانیم «تین» [[مدینه]] است، و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} [[بیتالمقدس]] و {{متن قرآن|طُورِ سِينِينَ}}، [[کوفه]] و {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}، مکه<ref>تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۶۰۶، حدیث چهارم، درست است که در آن زمان «کوفه» به صورت یک شهر بزرگ نبود، ولی با توجه به عبور شط فرات از آن سرزمین، مسلماً در آن زمان آبادیهای فراوانی در آنجا وجود داشته است. از تواریخ نیز استفادهمیشود که قبل از اسلام نیز در آنجا شهری وجود داشته است». تفسیر نمونه، ج۲۷، به نقل از دائرةالمعارف مصاحب، ج۲، مادهکوفه.</ref>. مرحوم [[علامه طباطبائی]] حدیثی را از کتاب «الدر المنثور» نقل میکند که: {{متن حدیث|سئل النبي{{صل}} عن البلد الامين فقال: مكة}}؛ [[پیامبر]]{{صل}} در مورد این که مراد از بلدالامین چیست؟ فرمودند: منظور مکه است<ref>تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۲۲.</ref>. این که چرا به این [[سرزمین]] «بلد الأمین» میگویند، احتمالاتی ذکر شده است: احتمال اول: [[شهر مکه]] [[حرم]] خداست و هر کس که در حرم بمیرد، [[خداوند]] او را در [[روز قیامت]] از [[وحشت]] و [[ترس]] در آن [[روز]]، در [[امان]] قرار میدهد. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است که به [[ابوذر]] فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي حَرَمِ اللَّهِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ}}<ref>«کسی که در حرم خدابمیرد، خداوند او را از وحشت بزرگ در امان میدارد و او را داخل [[بهشت]] میکند». مستدرک الوسائل، ج۹، ص۳۶۳.</ref> و در [[روایت]] دیگری فرموده است:{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي أَحَدِ هَذَيْنِ الْحَرَمَيْنِ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ{{صل}} بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْآمِنِينَ}}<ref> «کسی که در یکی از این دو حرم خدا و حرم رسول خدا بمیرد، خداوند او را در قیامت جزءکسانی که امنیت دارند بر میانگیزد» من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۸.</ref>. احتمال دوم: مکه جزء حرمخداستو هر کس در حرم [[خدا]] وارد شود، [[امنیت]] دارد و لذامکه را ([[البلد الامین]]) نامیدهاند، [[قرآن مجید]] در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا}}<ref>«و هر که در آن در آید در امان است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>. به هر {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)،» سوره تین، آیه ۳.</ref>مسلماً اشاره به [[سرزمین مکه]] دارد، سرزمینی که حتی در [[عصر جاهلیت]] به عنوان منطقه [[امن]] و حرم خدا شمرده میشد، و کسی در آنجا [[حق]] تعرض به دیگری را نداشت، حتی [[مجرمان]] و [[قاتلان]] وقتی به آن سرزمین میرسیدند در امنیت بودند. این سرزمین در [[اسلام]] اهمیت فوقالعادهای یافته، حتی حیوانات، درختان و پرندگان آن از امنیت برخوردارند تا چه رسد به [[انسانها]]<ref>تفسیر نمونه، ج۲۷ ص۱۴۱.</ref>. | |||
#'''بیت المحرم''': از نامهای مکه است. برگرفته از سخنان [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} است که [[خداوند]] حکایت فرموده است، {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>. | |||
# ''' | |||
#'''بیت المحرم''': از نامهای | |||
#'''بَیّنَه''': یکی از نامهای مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶؛ فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۴۷.</ref> همچنین از نامهای [[کعبه]] است و [[اعراب]] بسیار «برب هذه البینه» قسم میخوردند. | #'''بَیّنَه''': یکی از نامهای مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶؛ فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۴۷.</ref> همچنین از نامهای [[کعبه]] است و [[اعراب]] بسیار «برب هذه البینه» قسم میخوردند. | ||
#''' | #'''حرم الله''': یکی از نامهای مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>. به گرداگرد خانه کعبه نیز میگویند. | ||
#'''حرم اَمن''': شهرت مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]].</ref> | |||
== حدود [[حرم]] == | |||
مکه حرم امن الهی است که از جوانب و اطراف در نقاط خاصی محدود شده و مرز معینی دارد. ابراهیم{{ع}} بنا بر آنچه که [[جبرئیل]] به او [[تعلیم]] داده بود، علایمی را در حد و مرز حرم [[نصب]] کرد. از [[امام باقر]]{{ع}} درباره علت [[تحریم]] و تعیین حدود حرم نقل شده است: «وقتی [[آدم]]{{ع}} و [[حواء]]{{س}} از [[بهشت]] هبوط کرده و بر [[صفا و مروه]] نشستند، [[خداوند]] [[اعمال]] [[حج]] را به آن دو آموخت و خیمهای برپا شد که ستونهای آن از چوب درخت بهشتی به رنگ قرمز بود و [[نور]] آن به کوههای مکه و اطراف میتابید و لذا تا مسافتی که نور این ستونها میرسید از هر سمت، آن را حرم قرار دادند<ref>فروع کافی، کلینی، ج۴، ص۱۹۶.</ref>. بعضی نیز گفتهاند [[حضرت آدم]]{{ع}} پس از هبوط، از [[شیطان]] ترسید و به خداوند پناه برد، خداوند [[ملائکه]] را در هر گوشهای از مکه به حراست و نگاهبانی آدم گماشت؛ لذا بین آدم در مکه و این ملائکه حرم معین شد و یا این که هنگام قرار دادن [[حجر الاسود]] توسط ابراهیم{{ع}} خداوند هر چهار جهت را که حَجَر به سوی آن بود حرم قرار داد<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ج۱، ص۸۵.</ref>. | |||
منابع تاریخی و مورخان شش طرف محدوده حرم را چنین معین کردهاند: | |||
# '''سمت [[طائف]] [[وادی]] عُرَنه''': از راه [[عرفات]] و در میان «نَمِرة» در عرفات است که در مورد فاصله آن با مکه اقوال مختلفی است. و بعضی آن را یازده مایل و بعضی هجده مایل (برابر با ۲۲ یا ۳۲ کیلومتر) ذکر کردهاند. بنابراین بخشی از [[سرزمین عرفات]] از حد حرم خارج خواهد بود و قسمتی که با علائمی بهویژه در داخل [[مسجد]] نمره (محل وقوف [[پیامبر]]{{صل}}) مشخص شده داخل حرم است. کسی که از این سمت قصد ورود به مکه داشته باشد، نمیتواند بدون [[احرام]] و تلبیه از آن بگذرد. | |||
# '''سمت [[عراق]] (خِلّ المقطّع)''': از این سمت نیز حد حرم با اقوال مختلفی بین شش تا ده مایل (برابر با ۱۲ تا ۲۰ کیلومتر) ذکر شده است. مکان آن ثنیه «خِلُّ المُقَطَّع» است. [[عبدالله بن زبیر]] برای ترمیم [[کعبه]] قطعههای سنگ را از المُقَطَّع یعنی کوهی که در این حدود است به داخل [[شهر]] حمل میکرد. | |||
# '''جِعرانه''': [[جعرانه]] مکانی است که یکی دیگر از حدود [[حرم]] را مشخص میکند. فاصله آن تا مکه را ۹ مایل و بعضی دوازده مایل (برابر با ۱۸ الی ۲۴ کیلومتر) ذکر کردهاند. حد حرم در جعرانه در شعب «[[آل]] [[عبدالله بن خالد بن اسید]]» است که در این مکان مسجدی به نام جعرانه وجود دارد. [[رسول خدا]]{{صل}} هنگامی که از [[غزوه حنین]] بازمیگشتند در این مکان [[محرم]] شدند. | |||
# '''[[تنعیم]]''': یکی از حدود حرم است که در سه مایلی (شش کیلومتری) مکه و در راه [[مدینه]] است. این مکان بین دو [[کوه]] «ناعم و نعیم» قرار دارد. [[پیامبر]]{{صل}} در این مکان نیز یک بار محرم شدهاند که در مکان [[احرام]] آن حضرت مسجدی ساختهاند که به نام «[[مسجد]] تنعیم» یا «مسجد [[عایشه]]» معروف شده است. امروزه آن را «مسجد العمره» نیز میخوانند. | |||
# '''[[حدیبیه]]''': منطقه «حدیبیه» آغاز حرم در سمت [[جده]] است که در ده مایلی (بیست کیلومتری) مکه قرار دارد. در [[سال ششم هجری]]، [[صلح]] معروف «حدیبیه» و [[بیعت]] «[[رضوان]]» در این مکان بسته شد، به همین مناسبت بعدها در آنجا مسجدی به نام «رضوان» یا «حدیبیه» ساختند. | |||
# '''اَضاءةُ لِبن''': «إضاءة لبن» محدوده حرم در سمت [[یمن]] (جنوب شبه جزیره) است که در شش یا هفت مایلی (برابر با ۱۲ الی ۱۴ کیلومتری) مکه قرار دارد. این مکان به «اِضاءَة ابن عقش» نیز معروف -که به معنی «مَسیل» یا «درّة ابن عقش»- است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، مشعر، ۱۳۷۷، ص۱۶۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۰۳.</ref> | |||
== اوضاع [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] == | == اوضاع [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] == | ||
در مکه نیز چونان دیگر نقاط [[شبه جزیره عربستان]]، اساس اجتماع بر [[نظام]] قبیلگی [[استوار]] بود. [[قریش]] در مکه با تیرهها و طوایفش، عمده ساکنان این [[شهر]] را تشکیل میدادند. [[همسایگی]] [[خانه خدا]] باعث حرمتشان نزد عموم [[قبایل]] [[عرب]] میشد و به آنان چنان [[امنیتی]] بخشیده بود که دیگر [[قبایل]] را از آن بهرهای نبود<ref>حمیری کلاعی، ابوالربیع الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله {{صل}} و الثلاثة الخلفاء ج۱، ص۶۲؛ احمد ابراهیم الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>. [[مردم]] [[عرب]] [[قریش]] را، به دیده [[احترام]] و بزرگی مینگریستند و نزدشان به بسیاری از [[اختلافات]] خاتمه میدادند<ref>الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۲۳.</ref> | در مکه نیز چونان دیگر نقاط [[شبه جزیره عربستان]]، اساس اجتماع بر [[نظام]] قبیلگی [[استوار]] بود. [[قریش]] در مکه با تیرهها و طوایفش، عمده ساکنان این [[شهر]] را تشکیل میدادند. [[همسایگی]] [[خانه خدا]] باعث حرمتشان نزد عموم [[قبایل]] [[عرب]] میشد و به آنان چنان [[امنیتی]] بخشیده بود که دیگر [[قبایل]] را از آن بهرهای نبود<ref>حمیری کلاعی، ابوالربیع الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله {{صل}} و الثلاثة الخلفاء ج۱، ص۶۲؛ احمد ابراهیم الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>. [[مردم]] [[عرب]] [[قریش]] را، به دیده [[احترام]] و بزرگی مینگریستند و نزدشان به بسیاری از [[اختلافات]] خاتمه میدادند<ref>الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۲۳.</ref> | ||
== [[دین]] [[مردم]] مکه == | |||
[[مردم]] مکه، همواره بر [[آیین]] [[ابراهیم]] {{ع}} بودند تا اینکه از زمان عمرو بن لحی، [[امیر]] [[خزاعی]] مکه، [[بتپرست]] شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۸.</ref>. از آن پس، [[دین ابراهیم]] {{ع}} از میان غالب [[مردم]] مکه رخت بربست و جز در امور [[حج]]، اثری از آن باقی نماند. [[عزی]]، [[هبل]]، أساف، [[نائله]] و مناة از بتهای معروف [[قریش]] به شمار میآمدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۱۴.</ref>. | [[مردم]] مکه، همواره بر [[آیین]] [[ابراهیم]] {{ع}} بودند تا اینکه از زمان عمرو بن لحی، [[امیر]] [[خزاعی]] مکه، [[بتپرست]] شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۸.</ref>. از آن پس، [[دین ابراهیم]] {{ع}} از میان غالب [[مردم]] مکه رخت بربست و جز در امور [[حج]]، اثری از آن باقی نماند. [[عزی]]، [[هبل]]، أساف، [[نائله]] و مناة از بتهای معروف [[قریش]] به شمار میآمدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۱۴.</ref>. | ||
تحمس<ref>بدعتگذاری و نوآوری در دین.</ref> و سختگیری [[قریش]] در امر [[دین]] نیز از دیگر خصیصههای بارز [[دینی]] در مکه بر شمرده میشد؛ از اینرو به [[قریش]] "حمس" ([[بدعتگذار]]) اطلاق میشد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. آنان ساکنان خارج از [[حرم]] را وادار میکردند که غذای خود را وارد [[حرم]] نکنند، بلکه باید از غذای اهل آنجا استفاده میکردند و در موقع [[طواف]] باید از لباسهای [[مردم]] مکه که [[لباس]] ملی و قومی بود، بهره بگیرند؛ اگر هم کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت، میبایست برهنه [[طواف]] کند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>. با این حال، مکه از خداپرستانی که از [[پرستش]] بتان، سر باز زده بودند و حنیفی یا [[نصرانی]] شده بودند، خالی نبود. در بین [[قریش]]، به ویژه در طایفه [[بنیهاشم]]، [[آیین حنیف]] [[ابراهیم]] {{ع}} پیروانی داشت<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۴-۳۲۶.</ref>. | تحمس<ref>بدعتگذاری و نوآوری در دین.</ref> و سختگیری [[قریش]] در امر [[دین]] نیز از دیگر خصیصههای بارز [[دینی]] در مکه بر شمرده میشد؛ از اینرو به [[قریش]] "حمس" ([[بدعتگذار]]) اطلاق میشد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. آنان ساکنان خارج از [[حرم]] را وادار میکردند که غذای خود را وارد [[حرم]] نکنند، بلکه باید از غذای اهل آنجا استفاده میکردند و در موقع [[طواف]] باید از لباسهای [[مردم]] مکه که [[لباس]] ملی و قومی بود، بهره بگیرند؛ اگر هم کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت، میبایست برهنه [[طواف]] کند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>. با این حال، مکه از خداپرستانی که از [[پرستش]] بتان، سر باز زده بودند و حنیفی یا [[نصرانی]] شده بودند، خالی نبود. در بین [[قریش]]، به ویژه در طایفه [[بنیهاشم]]، [[آیین حنیف]] [[ابراهیم]] {{ع}} پیروانی داشت<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۴-۳۲۶.</ref>. | ||
== [[بتپرستی]] در مکه == | |||
از [[زمان]] [[بنای کعبه]] به دست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در [[جزیرةالعرب]]، [[آیین توحیدی]] و [[دین حنیف]] رواج یافته و [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} نیز آن را تداوم بخشیدهاند. [[مردم]] آن عصر [[تقدس]] و [[احترام]] ویژهای نسبت به [[کعبه]] قایل بوده و هنگامی که کسانی از آنان به [[سفر]] رفته و یا [[مهاجرت]] میکردند، قطعهای از سنگهای کعبه یا [[حرم]] را همراه خود برده و به آن [[تبرک]] میجستند. آنان در هر مکانی که ساکن میشدند آن قطعه از سنگ را برای [[بزرگداشت]] کعبه نزد خود [[حفظ]] کرده و [[محترم]] میداشتند. دیری نپایید که این سنگها را تراشیده و به اشکال و | از [[زمان]] [[بنای کعبه]] به دست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در [[جزیرةالعرب]]، [[آیین توحیدی]] و [[دین حنیف]] رواج یافته و [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} نیز آن را تداوم بخشیدهاند. [[مردم]] آن عصر [[تقدس]] و [[احترام]] ویژهای نسبت به [[کعبه]] قایل بوده و هنگامی که کسانی از آنان به [[سفر]] رفته و یا [[مهاجرت]] میکردند، قطعهای از سنگهای کعبه یا [[حرم]] را همراه خود برده و به آن [[تبرک]] میجستند. آنان در هر مکانی که ساکن میشدند آن قطعه از سنگ را برای [[بزرگداشت]] کعبه نزد خود [[حفظ]] کرده و [[محترم]] میداشتند. دیری نپایید که این سنگها را تراشیده و به اشکال و صور مختلفی درآوردند. به این صورت بتپرستی در شبه جزیره رواج یافت. آغاز بتپرستی را باید از زمان [[تسلط]] [[قبیله]] «[[خزاعه]]» بر مکه و [[تبعید]] «جُرهمیان» دانست. | ||
[[جرهمیان]] منسوب به «[[جرهم بن قحطان]]» بودهاند که از جنوب شبه جزیره به این مکان آمدند. حضرت اسماعیل{{ع}} با یکی از [[دختران]] آنان [[ازدواج]] کرده و فرزندانی از ایشان به جا گذاشت. با تسلط «[[عمرو بن لحی خزاعی]]» بر مکه، برای نخستین بار [[آیین]] بتپرستی رواج یافت. وی طی مسافرتی به [[سرزمین]] «بَلقاء» در [[شام]]، [[بتپرستان]] «[[عمالقه]]» را دیده و از آنان بتی تقاضا کرد. ایشان نیز | |||
[[جرهمیان]] منسوب به «[[جرهم بن قحطان]]» بودهاند که از جنوب شبه جزیره به این مکان آمدند. حضرت اسماعیل{{ع}} با یکی از [[دختران]] آنان [[ازدواج]] کرده و فرزندانی از ایشان به جا گذاشت. با تسلط «[[عمرو بن لحی خزاعی]]» بر مکه، برای نخستین بار [[آیین]] بتپرستی رواج یافت. وی طی مسافرتی به [[سرزمین]] «بَلقاء» در [[شام]]، [[بتپرستان]] «[[عمالقه]]» را دیده و از آنان بتی تقاضا کرد. ایشان نیز «هُبل» را به وی تقدیم داشتند. وی آن را به مکه آورده و مردم را به [[پرستش]] [[هبل]] وادار کرد. بر اساس گفته [[پیامبر]]{{صل}}، [[عمرو بن لحی]] نخستین کسی بود که [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} را [[تغییر]] داده و [[بتها]] را به پای داشت<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۷۷.</ref>. از این زمان هر قبیله و یا حتی هر خانوادهای برای خود بتهایی از سنگ میساخت که به آن «[[وثن]]» و در مجموع «اوثان» گفته میشود و نیز بتهایی نیز از «چوب یا طلا و [[نقره]]» میساختند که به آن «[[صنم]]» و جمع آن «[[اصنام]]» گویند. بعضی از بتها میان چند [[خانواده]] و یا حتی چند قبیله مشترک بود. | |||
[[بت]] «[[لات]]» از معروفترین آنها تا هنگام ظهور اسلام بوده است. این [[بت]] به صورت سنگی چهارگوش سفید و مظهر [[انسان]] بود. [[مردم]] «ثقیف» گرد این بت، خانهای ساخته بودند که همانند [[کعبه]] مکعب و مرتفع بود و همانند کعبه آن را پوشانیده و اطراف آن را [[حرم]] و محل [[طواف]] قرار بودند. پردهداری این بتکده با «[[آل ابی العاص بن ابی یسار]]» بوده و [[قریش]] نیز آن را [[محترم]] میداشتند<ref>الاصنام، کلبی، ص۱۶.</ref>. مکان [[خانه]] لات در زیر مأذنه کنونی [[مسجد]] «[[طائف]]» بود که [[مسلمانان]] پس از خراب کردن آن بتخانه، مسجدی بنا نهادند. آن مسجد هم اکنون نیز موجود است. | |||
بت «[[مناة]]» از دیگر بتهای مشهور [[عرب]] بود که [[قبیله]] «[[اوس و خزرج]]» در یثرب آن را میپرستیدند. معروفترین بتهای قریش و [[بنیکنانه]] «عُزی و [[هُبل]]» نام داشت. در [[قرآن کریم]] اسامی بتهای «لات، مناة و عزّی»<ref>سوره نجم، آیه ۱۹ و ۲۰.</ref> و نیز بتهایی چون «[[یعوق]] یغوث، [[ود]]، [[سواع]] و [[نسر]]» که مورد [[پرستش]] [[قوم نوح]] بوده، ذکر شدهاند<ref>سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>. | |||
بت «[[اساف]]» بر رکن آغازین طواف و بت «[[نائله]]»<ref>ابن اسحاق از عایشه نقل میکند که «اساف و نائله» زن و مردی از جرهم بودند که هنگام طواف خانه و یا در بیت، منکری انجام دادند لذا خداوند آنان را به صورت مجسمهای بر جای خود خشکانید. والله اعلم.</ref> بر رکن پایانی آن و نیز «مجاور الریح» بر [[کوه صفا]] و «[[مطعم الطیر]]» بر [[کوه]] [[مروه]] قرار داشته است. بتهای معروف دیگر عبارت بودند از: «[[عمیانس]]، سعد، صم [[دوس]]، [[نسب]] دوس، [[ذوالخلصه]]، [[فلس]]، [[رضاء]]، المستوغر<ref>اخبار مکه، فاکھی، ج۵، ص۱۶۲.</ref>. | بت «[[اساف]]» بر رکن آغازین طواف و بت «[[نائله]]»<ref>ابن اسحاق از عایشه نقل میکند که «اساف و نائله» زن و مردی از جرهم بودند که هنگام طواف خانه و یا در بیت، منکری انجام دادند لذا خداوند آنان را به صورت مجسمهای بر جای خود خشکانید. والله اعلم.</ref> بر رکن پایانی آن و نیز «مجاور الریح» بر [[کوه صفا]] و «[[مطعم الطیر]]» بر [[کوه]] [[مروه]] قرار داشته است. بتهای معروف دیگر عبارت بودند از: «[[عمیانس]]، سعد، صم [[دوس]]، [[نسب]] دوس، [[ذوالخلصه]]، [[فلس]]، [[رضاء]]، المستوغر<ref>اخبار مکه، فاکھی، ج۵، ص۱۶۲.</ref>. | ||
هنگام ظهور اسلام نیز ۳۶۰ بت در داخل کعبه و دهها بت نیز بین [[صفا و مروه]] [[نصب]] بود که [[رسول خدا]]{{صل}} با [[فتح مکه]] ([[سال هشتم هجری]]) وارد کعبه شده و پاهای [[مبارک]] خود را بر شانه علی{{ع}} گذاشتند و تمام [[بتها]] را در هم شکستند. دیری نپایید با انجام سریههایی به نقاط مختلف، شبه جزیره را از لوث وجود هر گونه [[بتپرستی]] و مظاهر [[شرک]] پیراستند. به رغم ترویج [[آیین]] بتپرستی در [[جزیرةالعرب]]، کماکان بعضی از آداب و رسوم [[دین حنیف]] یعنی [[بزرگداشت]] [[کعبه]]، [[طواف]] [[بیت]]، انجام [[حج]] در [[ماههای حرام]] و نیز انجام [[عمره]]، وقوف در [[عرفات]]، [[مزدلفه]]، [[قربانی]] و [[هدی]] شتران، تلبیه حج با آمیزهای از شرک به اجرا در میآمد. برای نمونه به تلبیه [[قبایل]] [[کنانه]] و [[قریش]] در هنگام [[محرم]] شدن اشاره میگردد که میگفتند: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ إِلَّا شَرِيكٌ هُوَ لَكَ تَمْلِكُهُ وَ مَا مَلَكَ}}. | |||
باید افزود که هر یک از قبایل برای خود تلبیه مخصوص داشتهاند<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۳۰۰.</ref>. هنگامی که [[اسلام]] ظهور یافت، حج را جلوهای دیگر بخشید و آن را از هر گونه شرک و [[عادات]] [[جاهلی]] و امتیازات نابایسته که در دست [[اهل]] «حُمس»<ref>قبل از اسلام و در مورد انجام مراسم حج، قریش که خود را اهل حمس میدانستند امتیازاتی برای خویش قائل میشدند. از جمله کسانی که بخواهند طواف کنند باید از قریش جامه بگیرند و اگر کسی حتی یک زن جامهای نمیتوانست بگیرد باید برهنه طواف میکرد. قریش خود را ساکن و صاحب حرم میدانستند و در عرفات و مشعر وقوف نمیکردند. خداوند در قرآن کریم آنان را فرمان داد: {{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ}} «سپس از همانجا که مردم رهسپار میشوند رهسپار شوید» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref> قرار داشته پیراست و آن را به عبادتی خاص برای [[خداوند یکتا]] تبدیل فرمود<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۷۹.</ref>. | |||
== زیارت مکه == | == زیارت مکه == | ||
| خط ۸۵: | خط ۷۷: | ||
وقتی که [[کعبه]]، یادآور آن همه [[خلوص]] و عظمت و [[ایثار]] [[ابراهیم]] است و سمبل [[توحید]] و [[خداپرستی]] است، نگاه به آن هم [[عبادت]] به حساب میآید. چرا که این نگاه هم سازنده و [[تربیت]] کننده است. تا نگاه کننده چه کسی باشد و در ورای نگاه، چه [[احساس]] و [[درک]] و برداشتی نهفته باشد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>. | وقتی که [[کعبه]]، یادآور آن همه [[خلوص]] و عظمت و [[ایثار]] [[ابراهیم]] است و سمبل [[توحید]] و [[خداپرستی]] است، نگاه به آن هم [[عبادت]] به حساب میآید. چرا که این نگاه هم سازنده و [[تربیت]] کننده است. تا نگاه کننده چه کسی باشد و در ورای نگاه، چه [[احساس]] و [[درک]] و برداشتی نهفته باشد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>. | ||
== | == [[آداب]] تشرف به حرم مکّه == | ||
۱. '''ورود به [[حرم]] با [[احرام]]'''؛ برای وارد شدن به حرم، تشریفات خاص و آداب ویژهای است که بدون رعایت آنها، ورود به حرم ممنوع است. بنابراین هر کس که بخواهد وارد این [[سرزمین مقدس]] شود، باید با احرام باشد، و تلبیه بگوید و آدابی را که در [[مناسک]] بیان شده است رعایت کند. [[خداوند]] به خاطر [[حرمت]] حرم، احرام را [[واجب]] کرد. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: «حرمت [[مسجد]] به خاطر [[کعبه]] و حرمت حرم به خاطر [[مسجد الحرام]] است و احرام به خاطر حرمت حرم واجب شد»<ref>وسائل الشیعه، باب ۱، ابواب حرم، ح۵.</ref>. گفتنی است [[پوشیدن لباس]] احرام برای ورود به حرم اختصاص به [[موسم حج]] ندارد، بلکه در هر زمانی اگر کسی بخواهد وارد حرم شود، باید با احرام باشد. | |||
۲. '''ورود به حرم با [[طهارت]]'''؛ آداب و [[مستحبات]] داخل شدن به حرم آن است که [[زائر]] [[بیت الله]]؛ چه قبل از ورود به حرم و چه بعد از آن [[غسل]] کند و با بدن مطهر و [[پاک]] قدم در حرم بگذارد. امام صادق{{ع}} فرمود: «وقتی خداوند به ابراهیم{{ع}} امر کرد که [[حج]] انجام دهد، ابراهیم در حالی که اسماعیل همراه او بود، حج گزارد. ابراهیم و اسماعیل روی شتر سرخی حج گزاردند و [[جبرئیل]] هم با آنها بود تا اینکه به حرم رسیدند، جبرئیل به ابراهیم گفت: ای ابراهیم، فرود آیید و غسل کنید پیش از آنکه وارد حرم شوید. پس آنها هم فرود آمدند و غسل کردند»<ref>وسائل الشیعه، ابواب مقدمات طواف، ح۳.</ref>. | |||
خداوند به ابراهیم و اسماعیل دستور داد که خانهاش را برای [[طواف]] کنندگان و معتکفان و رکوعکنندگان و سجودکنندگان پاک و [[مطهر]] کنند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}} «و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طوافکنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوعکنندگان سجدهگزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. پس زائری که قصد ورود به چنین خانهای را دارد و میخواهد [[طواف]] انجام دهد با بدن [[پاک]] و [[مطهر]] باشد. حتی در بعضی از [[روایات]]، به خوشبویی دهان به هنگام ورود به [[حرم]] سفارش شده است. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودهاند: وقتی میخواهید وارد حرم شوید، از گیاه اذخر (که گیاهی است خوشبو) بجوید و امّ فروه را نیز به این کار سفارش میکرد<ref>کافی، ج۴، ص۳۹۸.</ref>. | |||
[[ | ۳. '''ورود به حرم بدون کفش'''؛ منطقه حرم در نزد [[خداوند]] مورد [[احترام]] است، پس باید کسانی که میخواهند وارد این مکان [[مقدس]] شوند، [[رعایت ادب]] را بکنند در [[روایت]] آمده است که امام صادق{{ع}} هرگاه خواست وارد حرم شود نعلینهایش را از پای درمی آورد و با پای برهنه وارد میشد. [[ابان بن تغلب]] میگوید: میان راه مکه و [[مدینه]] همراه [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} بودیم، وقتی به حرم رسیدیم حضرت پایین آمدند و [[غسل]] کرد و نعلین هایش را درآورد و در دست گرفت و با پای برهنه وارد حرم شد. من هم همان را کردم که امام{{ع}} انجام داد. آنگاه فرمود: ای [[ابان]]، هر کس چنین کاری را که من انجام دادم به خاطر [[تواضع]] [[خدا]] انجام دهد، خداوند صدهزار [[گناه]] از او محو میکند و برای او صدهزار [[حسنه]] مینویسد و صد هزار درجه به او عطا میکند و صد هزار [[حاجت]] او را برمی آورد<ref>کافی، ج۴، ص۳۹۸.</ref>. | ||
[[ | بعضی از مکانها، مانند [[کعبه]] مشرفه، [[مسجد الحرام]]، [[مسجد النبی]]{{صل}}، از [[منزلت]] خاصی برخوردارند. مثل بعضی زمانها و ایام که واقعه مهمی در آن رخ داده و بدان جهت [[شرافت]] پیدا میکند. این جاست که خداوند خطاب به [[موسی]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«بیگمان این منم پروردگار تو، پایپوشهای خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref>. | ||
۴. '''دعای مخصوص ورود به حرم مکه''': [[مستحب]] است [[زائر]] هنگام ورود به [[حرم]] این [[دعا]] را بخواند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍّ عَمِيقٍ سَامِعاً لِنِدَائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسَانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ أَبْتَغِي بِذَلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهَا بِمَنِّكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَ آمِنِّي مِنْ عَذَابِكَ وَ عِقَابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۱.</ref> | |||
== مکه و حوادث آخرالزمان == | == مکه و حوادث آخرالزمان == | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۹۵: | ||
پس از [[بیعت]] [[مردم]] با [[حضرت مهدی]] {{ع}} در مکه، و فروپاشی [[نظام]] [[حاکم]] بر آن، آن حضرت [[قدرت]] را به دست میگیرد و بر تشکیلات و مراکز اداره [[جامعه]] مسلط میشود. برخی از کارهای آن حضرت در مکه چنین است: بازگرداندن [[مسجد الحرام]] به حدود اصلی خود، بازگرداندن [[مقام ابراهیم]] به جایگاه اصلی آن، جلوگیری از [[طواف]] مستحبی مانع از [[طواف]] [[واجب]]، [[کیفر]] دزدان [[خانه خدا]] ([[بنی شیبه]]) و...<ref>[[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص۶۶۴.</ref>. | پس از [[بیعت]] [[مردم]] با [[حضرت مهدی]] {{ع}} در مکه، و فروپاشی [[نظام]] [[حاکم]] بر آن، آن حضرت [[قدرت]] را به دست میگیرد و بر تشکیلات و مراکز اداره [[جامعه]] مسلط میشود. برخی از کارهای آن حضرت در مکه چنین است: بازگرداندن [[مسجد الحرام]] به حدود اصلی خود، بازگرداندن [[مقام ابراهیم]] به جایگاه اصلی آن، جلوگیری از [[طواف]] مستحبی مانع از [[طواف]] [[واجب]]، [[کیفر]] دزدان [[خانه خدا]] ([[بنی شیبه]]) و...<ref>[[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص۶۶۴.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۱۴۶: | خط ۱۱۱: | ||
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | # [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | ||
# [[پرونده:13681098.jpg|22px]] [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|'''امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور''']] | # [[پرونده:13681098.jpg|22px]] [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|'''امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور''']] | ||
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | # [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||