مکه: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۰٬۰۵۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۶ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۴: خط ۱۴:
مکه در عرض جغرافیایی ۳۳ [[درجه]] و ۲۸ دقیقه و طول ۴۹ [[درجه]] قرار دارد. این [[شهر]]، جزئی از هلالی منطقه تهامه و ارتفاع آن از سطح دریا، حدود ۳۳۰ متر است. [[شهر]] مکه در درّه‌ای تنگ و هلالی شکل پیرامون [[خانه کعبه]]<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، ص۷۱.</ref>، در میان دو کوه ابوقبیس و قیقعان واقع شده است. هوای این دره به واسطه احاطه کوه‌ها، بسیار گرم و خشک است<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>.
مکه در عرض جغرافیایی ۳۳ [[درجه]] و ۲۸ دقیقه و طول ۴۹ [[درجه]] قرار دارد. این [[شهر]]، جزئی از هلالی منطقه تهامه و ارتفاع آن از سطح دریا، حدود ۳۳۰ متر است. [[شهر]] مکه در درّه‌ای تنگ و هلالی شکل پیرامون [[خانه کعبه]]<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، ص۷۱.</ref>، در میان دو کوه ابوقبیس و قیقعان واقع شده است. هوای این دره به واسطه احاطه کوه‌ها، بسیار گرم و خشک است<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>.


جامعه‌شناختی این [[شهر]] در سال‌های منتهی به ظهور پیامبر [[رحمت]] {{صل}}، می‌تواند به [[درک]] بیشتر و بهتر ما از [[اسلام]] کمک کند. مکه از [[آب]] سطحی برخوردار نیست و [[آب]] شرب آن فقط از چاه‌ها تأمین می‌شود که از باران‌های زمستان و بهار، مایه می‌گیرند. این باران‌ها گاه به صورت رگبارهای شدیدی در می‌آیند که به فاصله چند لحظه، سیلاب‌های عظیمی را تشکیل می‌دهند. این سیلاب‌ها از کوه‌های اطراف به سمت دره (مکه) سرازیر می‌شوند و [[شهر]] را به خرابی [[تهدید]] می‌کنند<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۲؛ [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۵۱-۵۲.</ref>
جامعه‌شناختی این [[شهر]] در سال‌های منتهی به ظهور پیامبر [[رحمت]] {{صل}}، می‌تواند به [[درک]] بیشتر و بهتر ما از [[اسلام]] کمک کند. مکه از [[آب]] سطحی برخوردار نیست و [[آب]] شرب آن فقط از چاه‌ها تأمین می‌شود که از باران‌های زمستان و بهار، مایه می‌گیرند. این باران‌ها گاه به صورت رگبارهای شدیدی در می‌آیند که به فاصله چند لحظه، سیلاب‌های عظیمی را تشکیل می‌دهند. این سیلاب‌ها از کوه‌های اطراف به سمت دره (مکه) سرازیر می‌شوند و [[شهر]] را به خرابی [[تهدید]] می‌کنند<ref>حسین قره چانلو، حرمین شریفین، ص۱۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۲؛ [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]]، ص۵۱-۵۲.</ref>


== دلیل نامگذاری ==
== دلیل نامگذاری ==
خط ۲۲: خط ۲۲:


== نام‌های مکه ==
== نام‌های مکه ==
# '''ام الصفا''': از نام‌های مکه است، چون برای کسانی که با [[خلوص]] [[فریضه]] [[حج]] می‌کنند، [[گشایش]] خاطر و صفا حاصل می‌شود<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲۱، ص۱۲۳.</ref>.
# '''بکه:''' این نام در [[قرآن کریم]] یک بار آمده است. {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>. عده‌ای [[بکه]] را همان مکه دانسته‌اند که (م) آن تبدیل به (ب) شده و از لحاظ مفهوم به یک معنا هستند، ولی عده‌ای تفاوت اندکی بر آن دو قائل شده‌اند، به این صورت که [[مسجدالحرام]] یا [[کعبه]] را بکّه و نام [[شهر]] یعنی تمامی شهر را مکّه دانسته‌اند<ref>تاج العروس، زبیدی، ج۷، ص۱۱۱.</ref>.[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: بکّه نامیده شده از این جهت که [[مردم]] در آن به [[بکاء]] و [[گریه]] مشغول می‌شوند<ref>راهنمایی حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} در پاسخ برادرش [[علی بن جعفر]] که پرسید چرا مکه را بکه می‌گویند؟ فرمود: چون مردم یکدیگر را در مسجدالحرام پیرامون کعبه با دستان‌شان هُل می‌دهند<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۳، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۹۷.</ref>
# '''اُمّ راحم''': از نام‌های مکه است<ref>راهنمای حرمین شرفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۱.</ref>.
#'''بَلَد''': از نام‌های مکه است. مراد از بلد در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ}}<ref>«نه، سوگند می‌خورم به این شهر * که تو در این شهر ساکنی» سوره بلد، آیه ۱-۲.</ref>[[مکه مکرمه]] است که [[خداوند]] به آن [[سوگند]] یاد کرده است. چون دوبار این نام در این [[سوره]] تکرارشده، به «سورة البلد» نامیده شده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. در دعای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این نام نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>یکی از نام‌های [[مدینه منوره]] است، که در [[قرآن]] نیز آمده<ref>تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.</ref>.
# '''اُمّ رُحم''': از نام‌های مکه است. مکه امّ رُحم نامیده شد. چون هرگاه افراد، مجاور مکه می‌شدند، مورد [[رحمت]] قرار می‌گرفتند. مکه امّ رحم است یعنی اصل و ریشه رحمت است. ابن منظور در لسان العرب آورده است: اُمّ رُحم همان مکه است و «المرحومه» از نام‌های [[مدینه]] [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۳، ص۱۱۷ و ۱۲۷.</ref>.
#'''[[بلد الامین]]''': یکی از نام‌های مکه «بلدالامین» است که قرآن در سوره «[[تین]]» به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ * وَطُورِ سِينِينَ * وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون * و به کوه سینا * و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۱-۳.</ref>. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌خوانیم «تین» [[مدینه]] است، و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} [[بیت‌المقدس]] و {{متن قرآن|طُورِ سِينِينَ}}، [[کوفه]] و {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}، مکه<ref>تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۶۰۶، حدیث چهارم، درست است که در آن زمان «کوفه» به صورت یک شهر بزرگ نبود، ولی با توجه به عبور شط فرات از آن سرزمین، مسلماً در آن زمان آبادی‌های فراوانی در آنجا وجود داشته است. از تواریخ نیز استفادهمی‌شود که قبل از اسلام نیز در آنجا شهری وجود داشته است». تفسیر نمونه، ج۲۷، به نقل از دائرةالمعارف مصاحب، ج۲، مادهکوفه.</ref>. مرحوم [[علامه طباطبائی]] حدیثی را از کتاب «الدر المنثور» نقل می‌کند که: {{متن حدیث|سئل النبي{{صل}} عن البلد الامين فقال: مكة}}؛ [[پیامبر]]{{صل}} در مورد این که مراد از بلدالامین چیست؟ فرمودند: منظور مکه است<ref>تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۲۲.</ref>. این که چرا به این [[سرزمین]] «بلد الأمین» می‌گویند، احتمالاتی ذکر شده است: احتمال اول: [[شهر مکه]] [[حرم]] خداست و هر کس که در حرم بمیرد، [[خداوند]] او را در [[روز قیامت]] از [[وحشت]] و [[ترس]] در آن [[روز]]، در [[امان]] قرار می‌دهد. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است که به [[ابوذر]] فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي حَرَمِ اللَّهِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ}}<ref>«کسی که در حرم خدابمیرد، خداوند او را از وحشت بزرگ در امان می‌دارد و او را داخل [[بهشت]] می‌کند». مستدرک الوسائل، ج۹، ص۳۶۳.</ref> و در [[روایت]] دیگری فرموده است:{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي أَحَدِ هَذَيْنِ الْحَرَمَيْنِ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ{{صل}} بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْآمِنِينَ‌}}<ref> «کسی که در یکی از این دو حرم خدا و حرم رسول خدا بمیرد، خداوند او را در قیامت جزءکسانی که امنیت دارند بر می‌انگیزد» من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۸.</ref>. احتمال دوم: مکه جزء حرمخداستو هر کس در حرم [[خدا]] وارد شود، [[امنیت]] دارد و لذامکه را ([[البلد الامین]]) نامیده‌اند، [[قرآن مجید]] در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا}}<ref>«و هر که در آن در آید در امان است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>. به هر {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)،» سوره تین، آیه ۳.</ref>مسلماً اشاره به [[سرزمین مکه]] دارد، سرزمینی که حتی در [[عصر جاهلیت]] به عنوان منطقه [[امن]] و حرم خدا شمرده می‌شد، و کسی در آنجا [[حق]] تعرض به دیگری را نداشت، حتی [[مجرمان]] و [[قاتلان]] وقتی به آن سرزمین می‌رسیدند در امنیت بودند. این سرزمین در [[اسلام]] اهمیت فوق‌العاده‌ای یافته، حتی حیوانات، درختان و پرندگان آن از امنیت برخوردارند تا چه رسد به [[انسان‌ها]]<ref>تفسیر نمونه، ج۲۷ ص۱۴۱.</ref>.
# '''اُمّ رحمان''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، ج۱، ص۷۶.</ref>.
#'''بیت المحرم''': از نام‌های مکه است. برگرفته از سخنان [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} است که [[خداوند]] حکایت فرموده است، {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
# '''أمّ رحمه''': از نام‌های مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۴۱.</ref>.
# '''أمّ [[روح]]''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، ج۱، ص۷۶.</ref>.
# '''أمّ زُحم''': یکی از نام‌های مکه است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۱۲۴ ـ ۱۳۲.</ref>.
# '''اُم صبح''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>.
# '''اُم صُحّ''': از نام‌های مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۳۳ و ۱۴۵.</ref>.
# '''اُمّ کوثی''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، ج۱، ص۷۶.</ref>.
# '''اَمینه''': از اسامی مکه است. چون مطلع وجود حضرت نبی امین است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲۱، ص۱۲۳.</ref>.
# '''باسته''': از نام‌های مکه است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۱.</ref>.
# '''باسّه''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>، به معنای در هم شکننده. چون در [[عهد]] عَمالیق و جُرهُم، جبارانی در مکه فرود آمدند و هر کدام از آنان که قصد سویی نسبت به [[بیت]] الحرم کرد [[خداوند]] او را نابود ساخت.
# '''بسّاسه''': از نام‌های مکه است. مکه بساسه نامیده می‌شود زیرا هنگامی که در آن [[ستم]] می‌کردند، نابود و هلاک‌شان می‌کرد. [[معاویه بن عمار]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که: از نام‌های مکه بساسه [یعنی نابود کننده] است، چون [[مردم]] وقتی در مکه [[ظلم]] می‌کردند. آنان را بیرون می‌کرد و هلاک می‌ساخت<ref>فصلنامه میقات حج، ش، ۵۳، ص۱۱۷.</ref>. مانند [[اصحاب فیل]] و بعضی را [[آگاه]] می‌کرد مانند تبع اول.
# '''بکه:''' این نام در [[قرآن کریم]] یک بار آمده است. {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>. عده‌ای [[بکه]] را همان مکه دانسته‌اند که (م) آن تبدیل به (ب) شده و از لحاظ مفهوم به یک معنا هستند، ولی عده‌ای تفاوت اندکی بر آن دو قائل شده‌اند، به این صورت که [[مسجدالحرام]] یا [[کعبه]] را بکّه و نام [[شهر]] یعنی تمامی شهر را [[مکّه]] دانسته‌اند<ref>تاج العروس، زبیدی، ج۷، ص۱۱۱.</ref>.[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: بکّه نامیده شده از این جهت که [[مردم]] در آن به [[بکاء]] و [[گریه]] مشغول می‌شوند<ref>راهنمایی حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} در پاسخ برادرش [[علی بن جعفر]] که پرسید چرا مکه را بکه می‌گویند؟ فرمود: چون مردم یکدیگر را در مسجدالحرام پیرامون کعبه با دستان‌شان هُل می‌دهند<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۳، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۹۷.</ref>
#'''بَلَد''': از نام‌های [[مکه]] است. مراد از بلد در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ}}<ref>«نه، سوگند می‌خورم به این شهر * که تو در این شهر ساکنی» سوره بلد، آیه ۱-۲.</ref>[[مکه مکرمه]] است که [[خداوند]] به آن [[سوگند]] یاد کرده است. چون دوبار این نام در این [[سوره]] تکرارشده، به «سورة [[البلد]]» نامیده شده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. در دعای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این نام نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>یکی از نام‌های [[مدینه منوره]] است، که در [[قرآن]] نیز آمده<ref>تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.</ref>.
#'''[[بلد الامین]]''': یکی از نام‌های مکه «[[بلدالامین]]» است که قرآن در سوره «[[تین]]» به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ * وَطُورِ سِينِينَ * وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون * و به کوه سینا * و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۱-۳.</ref>. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌خوانیم «تین» [[مدینه]] است، و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} [[بیت‌المقدس]] و {{متن قرآن|طُورِ سِينِينَ}}، [[کوفه]] و {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}، مکه<ref>تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۶۰۶، حدیث چهارم، درست است که در آن زمان «کوفه» به صورت یک شهر بزرگ نبود، ولی با توجه به عبور شط فرات از آن سرزمین، مسلماً در آن زمان آبادی‌های فراوانی در آنجا وجود داشته است. از تواریخ نیز استفادهمی‌شود که قبل از اسلام نیز در آنجا شهری وجود داشته است». تفسیر نمونه، ج۲۷، به نقل از دائرةالمعارف مصاحب، ج۲، مادهکوفه.</ref>. مرحوم [[علامه طباطبائی]] حدیثی را از کتاب «[[در المنثور]]» نقل می‌کند که: {{متن حدیث|سئل النبي{{صل}} عن البلد الامين فقال: مكة}}؛ [[پیامبر]]{{صل}} در مورد این که مراد از بلدالامین چیست؟ فرمودند: منظور مکه است<ref>تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۲۲.</ref>. این که چرا به این [[سرزمین]] «بلد الأمین» می‌گویند، احتمالاتی ذکر شده است: احتمال اول: [[شهر مکه]] [[حرم]] خداست و هر کس که در حرم بمیرد، [[خداوند]] او را در [[روز قیامت]] از [[وحشت]] و [[ترس]] در آن [[روز]]، در [[امان]] قرار می‌دهد. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است که به [[ابوذر]] فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي حَرَمِ اللَّهِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ}}<ref>«کسی که در حرم خدابمیرد، خداوند او را از وحشت بزرگ در امان می‌دارد و او را داخل [[بهشت]] می‌کند». مستدرک الوسائل، ج۹، ص۳۶۳.</ref> و در [[روایت]] دیگری فرموده است:{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي أَحَدِ هَذَيْنِ الْحَرَمَيْنِ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ{{صل}} بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْآمِنِينَ‌}}<ref> «کسی که در یکی از این دو حرم خدا و حرم رسول خدا بمیرد، خداوند او را در قیامت جزءکسانی که امنیت دارند بر می‌انگیزد» من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۸.</ref>. احتمال دوم: [[مکه]] جزء حرمخداستو هر کس در حرم [[خدا]] وارد شود، [[امنیت]] دارد و لذامکه را ([[البلد الامین]]) نامیده‌اند، [[قرآن مجید]] در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا}}<ref>«و هر که در آن در آید در امان است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>. به هر {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)،» سوره تین، آیه ۳.</ref>مسلماً اشاره به [[سرزمین مکه]] دارد، سرزمینی که حتی در [[عصر جاهلیت]] به عنوان منطقه [[امن]] و حرم خدا شمرده می‌شد، و کسی در آنجا [[حق]] تعرض به دیگری را نداشت، حتی [[مجرمان]] و [[قاتلان]] وقتی به آن سرزمین می‌رسیدند در امنیت بودند. این سرزمین در [[اسلام]] اهمیت فوق‌العاده‌ای یافته، حتی حیوانات، درختان و پرندگان آن از امنیت برخوردارند تا چه رسد به [[انسان‌ها]]<ref>تفسیر نمونه، ج۲۷ ص۱۴۱.</ref>.
#'''[[بلد الحرام]]''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>
#'''[[بلد الله]]''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>.
#'''بَلَد المرزوقَه''': مکه را می‌گویند: چون [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[اهل مکه]] را [[دعا]] کرد به {{متن قرآن|وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! اینجا را شهری امن کن و از اهل آن هر کس را که به خداوند و روز واپسین ایمان دارد، از میوه‌ها روزی رسان؛ (خداوند) فرمود: آن را که کفر ورزد، اندکیبرخورداری خواهم داد سپس او را به (چشیدن) عذاب دوزخ ناگزیر خواهم کرد و این پایانه، بد است» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref><ref>فصلنامه میقات حج، ش۲۱، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۰۰.</ref>
#'''بَلَدة''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>. این نام در [[آیه]] ۹۱ [[سوره مبارکه نمل]] هم آمده است.
#'''[[بیت]] الدعا''': [[مکه معظمه]] را می‌گویند.
#'''بیت العروس''': کنایه از مکه معظمه است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۳۴.</ref>.
#'''بیت المحرم''': از نام‌های [[مکه]] است. برگرفته از سخنان [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} است که [[خداوند]] حکایت فرموده است، {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.
#'''بَیّنَه''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶؛ فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۴۷.</ref> همچنین از نام‌های [[کعبه]] است و [[اعراب]] بسیار «برب هذه البینه» قسم می‌خوردند.
#'''بَیّنَه''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶؛ فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۴۷.</ref> همچنین از نام‌های [[کعبه]] است و [[اعراب]] بسیار «برب هذه البینه» قسم می‌خوردند.
#'''حاطِمه''': از نام‌های مکّه است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۱.</ref>. از آن جهت که هر کس به آن [[اهانت]] کند را درهم می‌شکند؛ لذا [[اصحاب فیل]] را که قصد نابودی اصل [[کعبه]] را داشت با [[اعجاز]] [[غیبی]] به [[هلاکت]] نشاند.
#'''حرم الله''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>. به گرداگرد خانه کعبه نیز می‌گویند.
#'''حرم الله''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>. به گرداگرد خانه کعبه نیز می‌گویند.
#'''حرم اَمن''': شهرت مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۳۹.</ref>.
#'''حرم اَمن''': شهرت مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]].</ref>
#'''حَرام''': از اسامی مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲۱، ص۱۲۳.</ref>.
 
#'''حُرمة''': یکی از نام‌های مکّه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>.
== حدود [[حرم]] ==
#'''خاتون خیاب''': مکه معظمه را گفته‌اند<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۷۶.</ref>.
مکه حرم امن الهی است که از جوانب و اطراف در نقاط خاصی محدود شده و مرز معینی دارد. ابراهیم{{ع}} بنا بر آن‌چه که [[جبرئیل]] به او [[تعلیم]] داده بود، علایمی را در حد و مرز حرم [[نصب]] کرد. از [[امام باقر]]{{ع}} درباره علت [[تحریم]] و تعیین حدود حرم نقل شده است: «وقتی [[آدم]]{{ع}} و [[حواء]]{{س}} از [[بهشت]] هبوط کرده و بر [[صفا و مروه]] نشستند، [[خداوند]] [[اعمال]] [[حج]] را به آن دو آموخت و خیمه‌ای برپا شد که ستون‌های آن از چوب درخت بهشتی به رنگ قرمز بود و [[نور]] آن به کوه‌های مکه و اطراف می‌تابید و لذا تا مسافتی که نور این ستون‌ها می‌رسید از هر سمت، آن را حرم قرار دادند<ref>فروع کافی، کلینی، ج۴، ص۱۹۶.</ref>. بعضی نیز گفته‌اند [[حضرت آدم]]{{ع}} پس از هبوط، از [[شیطان]] ترسید و به خداوند پناه برد، خداوند [[ملائکه]] را در هر گوشه‌ای از مکه به حراست و نگاهبانی آدم گماشت؛ لذا بین آدم در مکه و این ملائکه حرم معین شد و یا این که هنگام قرار دادن [[حجر الاسود]] توسط ابراهیم{{ع}} خداوند هر چهار جهت را که حَجَر به سوی آن بود حرم قرار داد<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ج۱، ص۸۵.</ref>.
#'''خاتون عرب''': کنایه از مکه معظمه است<ref>فرهنگ رشیدی، عبدالرشید حسین مدنی تقوی.</ref>.
 
#'''خاتون کائنات''': به مکه مکرمه و کعبه معظمه اطلاق می‌شود<ref>فرهنگ رشیدی، عبدالرشید حسین مدنی تقوی.</ref>.
منابع تاریخی و مورخان شش طرف محدوده حرم را چنین معین کرده‌اند:
#'''رأس''': از نام‌های مکه است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۱.</ref>. چون از جهت [[شرافت]] مانند سر [[انسان]] است و در وسط [[دنیا]] واقع است. یا شریف‌ترین نقطه [[زمین]] است یا آنکه نسبت به [[آسمان]] از سایر بلاد پیش‌تر [[خلق]] شده است.
# '''سمت [[طائف]] [[وادی]] عُرَنه''': از راه [[عرفات]] و در میان «نَمِرة» در عرفات است که در مورد فاصله آن با مکه اقوال مختلفی است. و بعضی آن را یازده مایل و بعضی هجده مایل (برابر با ۲۲ یا ۳۲ کیلومتر) ذکر کرده‌اند. بنابراین بخشی از [[سرزمین عرفات]] از حد حرم خارج خواهد بود و قسمتی که با علائمی به‌ویژه در داخل [[مسجد]] نمره (محل وقوف [[پیامبر]]{{صل}}) مشخص شده داخل حرم است. کسی که از این سمت قصد ورود به مکه داشته باشد، نمی‌تواند بدون [[احرام]] و تلبیه از آن بگذرد.
#'''رتّاج''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶؛ فصلنامه میقات حج، ص۱۴۵.</ref>. به معنای باب عظیم.
# '''سمت [[عراق]] (خِلّ المقطّع)''': از این سمت نیز حد حرم با اقوال مختلفی بین شش تا ده مایل (برابر با ۱۲ تا ۲۰ کیلومتر) ذکر شده است. مکان آن ثنیه «خِلُّ المُقَطَّع» است. [[عبدالله بن زبیر]] برای ترمیم [[کعبه]] قطعه‌های سنگ را از المُقَطَّع یعنی کوهی که در این حدود است به داخل [[شهر]] حمل می‌کرد.
#'''رحم''': از اسامی مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۲۱، ص۱۲۳.</ref>.
# '''جِعرانه''': [[جعرانه]] مکانی است که یکی دیگر از حدود [[حرم]] را مشخص می‌کند. فاصله آن تا مکه را ۹ مایل و بعضی دوازده مایل (برابر با ۱۸ الی ۲۴ کیلومتر) ذکر کرده‌اند. حد حرم در جعرانه در شعب «[[آل]] [[عبدالله بن خالد بن اسید]]» است که در این مکان مسجدی به نام جعرانه وجود دارد. [[رسول خدا]]{{صل}} هنگامی که از [[غزوه حنین]] بازمی‌گشتند در این مکان [[محرم]] شدند.
#'''ساقّ''': از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، ج۱، ص۷۶.</ref>.
# '''[[تنعیم]]''': یکی از حدود حرم است که در سه مایلی (شش کیلومتری) مکه و در راه [[مدینه]] است. این مکان بین دو [[کوه]] «ناعم و نعیم» قرار دارد. [[پیامبر]]{{صل}} در این مکان نیز یک بار محرم شده‌اند که در مکان [[احرام]] آن حضرت مسجدی ساخته‌اند که به نام «[[مسجد]] تنعیم» یا «مسجد [[عایشه]]» معروف شده است. امروزه آن را «مسجد العمره» نیز می‌خوانند.
#'''سَبُّوحه''': از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>. و اسم دره‌ای است در نزدیک جبل الرحمة.
# '''[[حدیبیه]]''': منطقه «حدیبیه» آغاز حرم در سمت [[جده]] است که در ده مایلی (بیست کیلومتری) مکه قرار دارد. در [[سال ششم هجری]]، [[صلح]] معروف «حدیبیه» و [[بیعت]] «[[رضوان]]» در این مکان بسته شد، به همین مناسبت بعدها در آنجا مسجدی به نام «رضوان» یا «حدیبیه» ساختند.
#'''سلام''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>. چون مرکز امنیت و آرامش است.
# '''اَضاءةُ لِبن''': «إضاءة لبن» محدوده حرم در سمت [[یمن]] (جنوب شبه جزیره) است که در شش یا هفت مایلی (برابر با ۱۲ الی ۱۴ کیلومتری) مکه قرار دارد. این مکان به «اِضاءَة ابن عقش» نیز معروف -که به معنی «مَسیل» یا «درّة ابن عقش»- است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، مشعر، ۱۳۷۷، ص۱۶۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۰۳.</ref>
#'''سَیل''': یکی از نام‌های مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی الملکی، ص۷۶.</ref>.
#'''شباشعه''': از نام‌های مکه است<ref>تاریخ مکه، دکتر امینی، ص۱۵.</ref>.


== اوضاع [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] ==
== اوضاع [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] ==
در مکه نیز چونان دیگر نقاط [[شبه جزیره عربستان]]، اساس اجتماع بر [[نظام]] قبیلگی [[استوار]] بود. [[قریش]] در مکه با تیره‌ها و طوایفش، عمده ساکنان این [[شهر]] را تشکیل می‌دادند. [[همسایگی]] [[خانه خدا]] باعث حرمتشان نزد عموم [[قبایل]] [[عرب]] می‌شد و به آنان چنان [[امنیتی]] بخشیده بود که دیگر [[قبایل]] را از آن بهره‌ای نبود<ref>حمیری کلاعی، ابوالربیع الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله {{صل}} و الثلاثة الخلفاء ج۱، ص۶۲؛ احمد ابراهیم الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>. [[مردم]] [[عرب]] [[قریش]] را، به دیده [[احترام]] و بزرگی می‌نگریستند و نزدشان به بسیاری از [[اختلافات]] خاتمه می‌دادند<ref>الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۲۳.</ref>
در مکه نیز چونان دیگر نقاط [[شبه جزیره عربستان]]، اساس اجتماع بر [[نظام]] قبیلگی [[استوار]] بود. [[قریش]] در مکه با تیره‌ها و طوایفش، عمده ساکنان این [[شهر]] را تشکیل می‌دادند. [[همسایگی]] [[خانه خدا]] باعث حرمتشان نزد عموم [[قبایل]] [[عرب]] می‌شد و به آنان چنان [[امنیتی]] بخشیده بود که دیگر [[قبایل]] را از آن بهره‌ای نبود<ref>حمیری کلاعی، ابوالربیع الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله {{صل}} و الثلاثة الخلفاء ج۱، ص۶۲؛ احمد ابراهیم الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>. [[مردم]] [[عرب]] [[قریش]] را، به دیده [[احترام]] و بزرگی می‌نگریستند و نزدشان به بسیاری از [[اختلافات]] خاتمه می‌دادند<ref>الشریف، مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص۲۳۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص۳۲۳.</ref>


=== [[دین]] [[مردم]] مکه ===
== [[دین]] [[مردم]] مکه ==
[[مردم]] مکه، همواره بر [[آیین]] [[ابراهیم]] {{ع}} بودند تا اینکه از زمان عمرو بن لحی، [[امیر]] [[خزاعی]] مکه، [[بت‌پرست]] شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۸.</ref>. از آن پس، [[دین ابراهیم]] {{ع}} از میان غالب [[مردم]] مکه رخت بربست و جز در امور [[حج]]، اثری از آن باقی نماند. [[عزی]]، [[هبل]]، أساف، [[نائله]] و مناة از بت‌های معروف [[قریش]] به شمار می‌آمدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۱۴.</ref>.
[[مردم]] مکه، همواره بر [[آیین]] [[ابراهیم]] {{ع}} بودند تا اینکه از زمان عمرو بن لحی، [[امیر]] [[خزاعی]] مکه، [[بت‌پرست]] شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۸.</ref>. از آن پس، [[دین ابراهیم]] {{ع}} از میان غالب [[مردم]] مکه رخت بربست و جز در امور [[حج]]، اثری از آن باقی نماند. [[عزی]]، [[هبل]]، أساف، [[نائله]] و مناة از بت‌های معروف [[قریش]] به شمار می‌آمدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۱۴.</ref>.


تحمس<ref>بدعت‌گذاری و نوآوری در دین.</ref> و سخت‌گیری [[قریش]] در امر [[دین]] نیز از دیگر خصیصه‌های بارز [[دینی]] در مکه بر شمرده می‌شد؛ از این‌رو به [[قریش]] "حمس" ([[بدعت‌گذار]]) اطلاق می‌شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. آنان ساکنان خارج از [[حرم]] را وادار می‌کردند که غذای خود را وارد [[حرم]] نکنند، بلکه باید از غذای اهل آنجا استفاده می‌کردند و در موقع [[طواف]] باید از لباس‌های [[مردم]] مکه که [[لباس]] ملی و قومی بود، بهره بگیرند؛ اگر هم کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت، می‌بایست برهنه [[طواف]] کند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>. با این حال، مکه از خداپرستانی که از [[پرستش]] بتان، سر باز زده بودند و حنیفی یا [[نصرانی]] شده بودند، خالی نبود. در بین [[قریش]]، به ویژه در طایفه [[بنی‌هاشم]]، [[آیین حنیف]] [[ابراهیم]] {{ع}} پیروانی داشت<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۴-۳۲۶.</ref>.
تحمس<ref>بدعت‌گذاری و نوآوری در دین.</ref> و سخت‌گیری [[قریش]] در امر [[دین]] نیز از دیگر خصیصه‌های بارز [[دینی]] در مکه بر شمرده می‌شد؛ از این‌رو به [[قریش]] "حمس" ([[بدعت‌گذار]]) اطلاق می‌شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. آنان ساکنان خارج از [[حرم]] را وادار می‌کردند که غذای خود را وارد [[حرم]] نکنند، بلکه باید از غذای اهل آنجا استفاده می‌کردند و در موقع [[طواف]] باید از لباس‌های [[مردم]] مکه که [[لباس]] ملی و قومی بود، بهره بگیرند؛ اگر هم کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت، می‌بایست برهنه [[طواف]] کند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>. با این حال، مکه از خداپرستانی که از [[پرستش]] بتان، سر باز زده بودند و حنیفی یا [[نصرانی]] شده بودند، خالی نبود. در بین [[قریش]]، به ویژه در طایفه [[بنی‌هاشم]]، [[آیین حنیف]] [[ابراهیم]] {{ع}} پیروانی داشت<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۴-۳۲۶.</ref>.


===[[بت‌پرستی]] در [[مکه]]===
== [[بت‌پرستی]] در مکه ==
از [[زمان]] [[بنای کعبه]] به دست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در [[جزیرةالعرب]]، [[آیین توحیدی]] و [[دین حنیف]] رواج یافته و [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} نیز آن را تداوم بخشیده‌اند. [[مردم]] آن عصر [[تقدس]] و [[احترام]] ویژه‌ای نسبت به [[کعبه]] قایل بوده و هنگامی که کسانی از آنان به [[سفر]] رفته و یا [[مهاجرت]] می‌کردند، قطعه‌ای از سنگ‌های کعبه یا [[حرم]] را همراه خود برده و به آن [[تبرک]] می‌جستند. آنان در هر مکانی که ساکن می‌شدند آن قطعه از سنگ را برای [[بزرگداشت]] کعبه نزد خود [[حفظ]] کرده و [[محترم]] می‌داشتند. دیری نپایید که این سنگ‌ها را تراشیده و به اشکال و [[صور]] مختلفی درآوردند. به این صورت بت‌پرستی در شبه جزیره رواج یافت. آغاز بت‌پرستی را باید از زمان [[تسلط]] [[قبیله]] «[[خزاعه]]» بر مکه و [[تبعید]] «جُرهمیان» دانست.
از [[زمان]] [[بنای کعبه]] به دست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در [[جزیرةالعرب]]، [[آیین توحیدی]] و [[دین حنیف]] رواج یافته و [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} نیز آن را تداوم بخشیده‌اند. [[مردم]] آن عصر [[تقدس]] و [[احترام]] ویژه‌ای نسبت به [[کعبه]] قایل بوده و هنگامی که کسانی از آنان به [[سفر]] رفته و یا [[مهاجرت]] می‌کردند، قطعه‌ای از سنگ‌های کعبه یا [[حرم]] را همراه خود برده و به آن [[تبرک]] می‌جستند. آنان در هر مکانی که ساکن می‌شدند آن قطعه از سنگ را برای [[بزرگداشت]] کعبه نزد خود [[حفظ]] کرده و [[محترم]] می‌داشتند. دیری نپایید که این سنگ‌ها را تراشیده و به اشکال و صور مختلفی درآوردند. به این صورت بت‌پرستی در شبه جزیره رواج یافت. آغاز بت‌پرستی را باید از زمان [[تسلط]] [[قبیله]] «[[خزاعه]]» بر مکه و [[تبعید]] «جُرهمیان» دانست.
[[جرهمیان]] منسوب به «[[جرهم بن قحطان]]» بوده‌اند که از جنوب شبه جزیره به این مکان آمدند. حضرت اسماعیل{{ع}} با یکی از [[دختران]] آنان [[ازدواج]] کرده و فرزندانی از ایشان به جا گذاشت. با تسلط «[[عمرو بن لحی خزاعی]]» بر مکه، برای نخستین بار [[آیین]] بت‌پرستی رواج یافت. وی طی مسافرتی به [[سرزمین]] «بَلقاء» در [[شام]]، [[بت‌پرستان]] «[[عمالقه]]» را دیده و از آنان بتی تقاضا کرد. ایشان نیز «[[هُبل]]» را به وی تقدیم داشتند. وی آن را به مکه آورده و مردم را به [[پرستش]] [[هبل]] وادار کرد. بر اساس گفته [[پیامبر]]{{صل}}، [[عمرو بن لحی]] نخستین کسی بود که [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} را [[تغییر]] داده و [[بت‌ها]] را به پای داشت<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۷۷.</ref>. از این زمان هر قبیله و یا حتی هر خانواده‌ای برای خود بت‌هایی از سنگ می‌ساخت که به آن «[[وثن]]» و در مجموع «اوثان» گفته می‌شود و نیز بت‌هایی نیز از «چوب یا طلا و [[نقره]]» می‌ساختند که به آن «[[صنم]]» و جمع آن «[[اصنام]]» گویند. بعضی از بت‌ها میان چند [[خانواده]] و یا حتی چند قبیله مشترک بود.
 
[[جرهمیان]] منسوب به «[[جرهم بن قحطان]]» بوده‌اند که از جنوب شبه جزیره به این مکان آمدند. حضرت اسماعیل{{ع}} با یکی از [[دختران]] آنان [[ازدواج]] کرده و فرزندانی از ایشان به جا گذاشت. با تسلط «[[عمرو بن لحی خزاعی]]» بر مکه، برای نخستین بار [[آیین]] بت‌پرستی رواج یافت. وی طی مسافرتی به [[سرزمین]] «بَلقاء» در [[شام]]، [[بت‌پرستان]] «[[عمالقه]]» را دیده و از آنان بتی تقاضا کرد. ایشان نیز «هُبل» را به وی تقدیم داشتند. وی آن را به مکه آورده و مردم را به [[پرستش]] [[هبل]] وادار کرد. بر اساس گفته [[پیامبر]]{{صل}}، [[عمرو بن لحی]] نخستین کسی بود که [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} را [[تغییر]] داده و [[بت‌ها]] را به پای داشت<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۷۷.</ref>. از این زمان هر قبیله و یا حتی هر خانواده‌ای برای خود بت‌هایی از سنگ می‌ساخت که به آن «[[وثن]]» و در مجموع «اوثان» گفته می‌شود و نیز بت‌هایی نیز از «چوب یا طلا و [[نقره]]» می‌ساختند که به آن «[[صنم]]» و جمع آن «[[اصنام]]» گویند. بعضی از بت‌ها میان چند [[خانواده]] و یا حتی چند قبیله مشترک بود.
 
[[بت]] «[[لات]]» از معروف‌ترین آنها تا هنگام ظهور اسلام بوده است. این [[بت]] به صورت سنگی چهارگوش سفید و مظهر [[انسان]] بود. [[مردم]] «ثقیف» گرد این بت، خانه‌ای ساخته بودند که همانند [[کعبه]] مکعب و مرتفع بود و همانند کعبه آن را پوشانیده و اطراف آن را [[حرم]] و محل [[طواف]] قرار بودند. پرده‌داری این بت‌کده با «[[آل ابی العاص بن ابی یسار]]» بوده و [[قریش]] نیز آن را [[محترم]] می‌داشتند<ref>الاصنام، کلبی، ص۱۶.</ref>. مکان [[خانه]] لات در زیر مأذنه کنونی [[مسجد]] «[[طائف]]» بود که [[مسلمانان]] پس از خراب کردن آن بتخانه، مسجدی بنا نهادند. آن مسجد هم اکنون نیز موجود است.
 
بت «[[مناة]]» از دیگر بت‌های مشهور [[عرب]] بود که [[قبیله]] «[[اوس و خزرج]]» در یثرب آن را می‌پرستیدند. معروف‌ترین بت‌های قریش و [[بنی‌کنانه]] «عُزی و [[هُبل]]» نام داشت. در [[قرآن کریم]] اسامی بت‌های «لات، مناة و عزّی»<ref>سوره نجم، آیه ۱۹ و ۲۰.</ref> و نیز بت‌هایی چون «[[یعوق]] یغوث، [[ود]]، [[سواع]] و [[نسر]]» که مورد [[پرستش]] [[قوم نوح]] بوده، ذکر شده‌اند<ref>سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>.


[[بت]] «[[لات]]» از معروف‌ترین آنها تا [[هنگام ظهور اسلام]] بوده است. این [[بت]] به صورت سنگی چهارگوش سفید و [[مظهر]] [[انسان]] بود. [[مردم]] «ثقیف» گرد این بت، خانه‌ای ساخته بودند که همانند [[کعبه]] مکعب و مرتفع بود و همانند کعبه آن را پوشانیده و اطراف آن را [[حرم]] و محل [[طواف]] قرار بودند. پرده‌داری این بت‌کده با «[[آل ابی العاص بن ابی یسار]]» بوده و [[قریش]] نیز آن را [[محترم]] می‌داشتند<ref>الاصنام، کلبی، ص۱۶.</ref>. مکان [[خانه]] لات در زیر مأذنه کنونی [[مسجد]] «[[طائف]]» بود که [[مسلمانان]] پس از خراب کردن آن [[بتخانه]]، مسجدی بنا نهادند. آن مسجد هم اکنون نیز موجود است.
بت «[[مناة]]» از دیگر بت‌های مشهور [[عرب]] بود که [[قبیله]] «[[اوس و خزرج]]» در یثرب آن را می‌پرستیدند. معروف‌ترین بت‌های قریش و [[بنی‌کنانه]] «عُزی و [[هُبل]]» نام داشت. در [[قرآن کریم]] اسامی بت‌های «لات، مناة و [[عزّی]]»<ref>سوره نجم، آیه ۱۹ و ۲۰.</ref> و نیز بت‌هایی چون «[[یعوق]] یغوث، [[ود]]، [[سواع]] و [[نسر]]» که مورد [[پرستش]] [[قوم نوح]] بوده، ذکر شده‌اند<ref>سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>.
بت «[[اساف]]» بر رکن آغازین طواف و بت «[[نائله]]»<ref>ابن اسحاق از عایشه نقل می‌کند که «اساف و نائله» زن و مردی از جرهم بودند که هنگام طواف خانه و یا در بیت، منکری انجام دادند لذا خداوند آنان را به صورت مجسمه‌ای بر جای خود خشکانید. والله اعلم.</ref> بر رکن پایانی آن و نیز «مجاور الریح» بر [[کوه صفا]] و «[[مطعم الطیر]]» بر [[کوه]] [[مروه]] قرار داشته است. بت‌های معروف دیگر عبارت بودند از: «[[عمیانس]]، سعد، صم [[دوس]]، [[نسب]] دوس، [[ذوالخلصه]]، [[فلس]]، [[رضاء]]، المستوغر<ref>اخبار مکه، فاکھی، ج۵، ص۱۶۲.</ref>.
بت «[[اساف]]» بر رکن آغازین طواف و بت «[[نائله]]»<ref>ابن اسحاق از عایشه نقل می‌کند که «اساف و نائله» زن و مردی از جرهم بودند که هنگام طواف خانه و یا در بیت، منکری انجام دادند لذا خداوند آنان را به صورت مجسمه‌ای بر جای خود خشکانید. والله اعلم.</ref> بر رکن پایانی آن و نیز «مجاور الریح» بر [[کوه صفا]] و «[[مطعم الطیر]]» بر [[کوه]] [[مروه]] قرار داشته است. بت‌های معروف دیگر عبارت بودند از: «[[عمیانس]]، سعد، صم [[دوس]]، [[نسب]] دوس، [[ذوالخلصه]]، [[فلس]]، [[رضاء]]، المستوغر<ref>اخبار مکه، فاکھی، ج۵، ص۱۶۲.</ref>.
هنگام ظهور اسلام نیز ۳۶۰ بت در داخل کعبه و ده‌ها بت نیز بین [[صفا و مروه]] [[نصب]] بود که [[رسول خدا]]{{صل}} با [[فتح مکه]] ([[سال هشتم هجری]]) وارد کعبه شده و پاهای [[مبارک]] خود را بر شانه علی{{ع}} گذاشتند و تمام [[بت‌ها]] را در هم شکستند. دیری نپایید با انجام سریه‌هایی به نقاط مختلف، شبه جزیره را از لوث وجود هر گونه [[بت‌پرستی]] و مظاهر [[شرک]] پیراستند. به رغم [[ترویج]] [[آیین]] بت‌پرستی در [[جزیرةالعرب]]، کماکان بعضی از [[آداب و رسوم]] [[دین حنیف]] یعنی [[بزرگداشت]] [[کعبه]]، [[طواف]] [[بیت]]، انجام [[حج]] در [[ماه‌های حرام]] و نیز انجام [[عمره]]، وقوف در [[عرفات]]، [[مزدلفه]]، [[قربانی]] و [[هدی]] شتران، تلبیه حج با آمیزه‌ای از شرک به [[اجرا]] در می‌آمد. برای نمونه به تلبیه [[قبایل]] [[کنانه]] و [[قریش]] در هنگام [[محرم]] شدن اشاره می‌گردد که می‌گفتند: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ‌، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ إِلَّا شَرِيكٌ هُوَ لَكَ تَمْلِكُهُ وَ مَا مَلَكَ}}.


باید افزود که هر یک از قبایل برای خود تلبیه مخصوص داشته‌اند<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۳۰۰.</ref>. هنگامی که [[اسلام]] ظهور یافت، حج را جلوه‌ای دیگر بخشید و آن را از هر گونه شرک و [[عادات]] [[جاهلی]] و امتیازات نابایسته که در دست [[اهل]] «حُمس»<ref>قبل از اسلام و در مورد انجام مراسم حج، قریش که خود را اهل حمس می‌دانستند امتیازاتی برای خویش قائل می‌شدند. از جمله کسانی که بخواهند طواف کنند باید از قریش جامه بگیرند و اگر کسی حتی یک زن جامه‌ای نمی‌توانست بگیرد باید برهنه طواف می‌کرد. قریش خود را ساکن و صاحب حرم می‌دانستند و در عرفات و مشعر وقوف نمی‌کردند. خداوند در قرآن کریم آنان را فرمان داد: {{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ}} «سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref> قرار داشته پیراست و آن را به عبادتی خاص برای [[خداوند یکتا]] تبدیل فرمود.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۷۹.</ref>
هنگام ظهور اسلام نیز ۳۶۰ بت در داخل کعبه و ده‌ها بت نیز بین [[صفا و مروه]] [[نصب]] بود که [[رسول خدا]]{{صل}} با [[فتح مکه]] ([[سال هشتم هجری]]) وارد کعبه شده و پاهای [[مبارک]] خود را بر شانه علی{{ع}} گذاشتند و تمام [[بت‌ها]] را در هم شکستند. دیری نپایید با انجام سریه‌هایی به نقاط مختلف، شبه جزیره را از لوث وجود هر گونه [[بت‌پرستی]] و مظاهر [[شرک]] پیراستند. به رغم ترویج [[آیین]] بت‌پرستی در [[جزیرةالعرب]]، کماکان بعضی از آداب و رسوم [[دین حنیف]] یعنی [[بزرگداشت]] [[کعبه]]، [[طواف]] [[بیت]]، انجام [[حج]] در [[ماه‌های حرام]] و نیز انجام [[عمره]]، وقوف در [[عرفات]]، [[مزدلفه]]، [[قربانی]] و [[هدی]] شتران، تلبیه حج با آمیزه‌ای از شرک به اجرا در می‌آمد. برای نمونه به تلبیه [[قبایل]] [[کنانه]] و [[قریش]] در هنگام [[محرم]] شدن اشاره می‌گردد که می‌گفتند: {{متن حدیث|لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ‌، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ إِلَّا شَرِيكٌ هُوَ لَكَ تَمْلِكُهُ وَ مَا مَلَكَ}}.


== فتح مکه ==
باید افزود که هر یک از قبایل برای خود تلبیه مخصوص داشته‌اند<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۳۰۰.</ref>. هنگامی که [[اسلام]] ظهور یافت، حج را جلوه‌ای دیگر بخشید و آن را از هر گونه شرک و [[عادات]] [[جاهلی]] و امتیازات نابایسته که در دست [[اهل]] «حُمس»<ref>قبل از اسلام و در مورد انجام مراسم حج، قریش که خود را اهل حمس می‌دانستند امتیازاتی برای خویش قائل می‌شدند. از جمله کسانی که بخواهند طواف کنند باید از قریش جامه بگیرند و اگر کسی حتی یک زن جامه‌ای نمی‌توانست بگیرد باید برهنه طواف می‌کرد. قریش خود را ساکن و صاحب حرم می‌دانستند و در عرفات و مشعر وقوف نمی‌کردند. خداوند در قرآن کریم آنان را فرمان داد: {{متن قرآن|ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ}} «سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید» سوره بقره، آیه ۱۹۹.</ref> قرار داشته پیراست و آن را به عبادتی خاص برای [[خداوند یکتا]] تبدیل فرمود<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۷۹.</ref>.
{{اصلی|فتح مکه}}
فتح مکه در پی آن روی داد که بر اساس "[[پیمان]] [[حدیبیه]][[مسلمانان]] و [[کفار]] نباید علیه یکدیگر تحرکات نظامی می‌کردند و یا هم‌پیمانان خود را ضد هم‌پیمانان طرف مقابل به [[نبرد]] وا می‌داشتند و یا آنان را در [[نبرد]]، [[یاری]] می‌رساندند؛ اما [[قریش]] با تجهیز "بنوبکر" ـ که با آنان هم‌پیمان بودند ـ علیه [[قبیله]] "[[خزاعه]]" که با [[مسلمانان]] هم‌پیمان بودند و حتی با شرکت شبانه در [[نبرد]] علیه آنان، عملاً [[قرارداد]] [[حدیبیه]] را نقض کردند<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۱۹۵.</ref>.


== زیارت مکه ==
== زیارت مکه ==
خط ۱۰۰: خط ۷۷:
وقتی که [[کعبه]]، یادآور آن همه [[خلوص]] و عظمت و [[ایثار]] [[ابراهیم]] است و سمبل [[توحید]] و [[خداپرستی]] است، نگاه به آن هم [[عبادت]] به حساب می‌آید. چرا که این نگاه هم سازنده و [[تربیت]] کننده است. تا نگاه کننده چه کسی باشد و در ورای نگاه، چه [[احساس]] و [[درک]] و برداشتی نهفته باشد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>.
وقتی که [[کعبه]]، یادآور آن همه [[خلوص]] و عظمت و [[ایثار]] [[ابراهیم]] است و سمبل [[توحید]] و [[خداپرستی]] است، نگاه به آن هم [[عبادت]] به حساب می‌آید. چرا که این نگاه هم سازنده و [[تربیت]] کننده است. تا نگاه کننده چه کسی باشد و در ورای نگاه، چه [[احساس]] و [[درک]] و برداشتی نهفته باشد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>.


== اقامت در مکه ==
== [[آداب]] تشرف به حرم مکّه ==
از مسائلی که درباره مکه مطرح است، [[کراهت]] سکونت در این [[شهر]] می‌باشد. البته چنین نیست که [[زندگی]] در آن مکان [[مقدس]] خود بخود کراهت داشته باشد، بلکه به معنای آن است که چون مکه و حرم مقدس است، ممکن است نسبت به آنجا بی‌احترامی شود و در اثر آن گرفتار [[عذاب الهی]] گردد؛ {{متن قرآن|وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک می‌چشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>.
۱. '''ورود به [[حرم]] با [[احرام]]'''؛ برای وارد شدن به حرم، تشریفات خاص و آداب ویژه‌ای است که بدون رعایت آنها، ورود به حرم ممنوع است. بنابراین هر کس که بخواهد وارد این [[سرزمین مقدس]] شود، باید با احرام باشد، و تلبیه بگوید و آدابی را که در [[مناسک]] بیان شده است رعایت کند. [[خداوند]] به خاطر [[حرمت]] حرم، احرام را [[واجب]] کرد. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: «حرمت [[مسجد]] به خاطر [[کعبه]] و حرمت حرم به خاطر [[مسجد الحرام]] است و احرام به خاطر حرمت حرم واجب شد»<ref>وسائل الشیعه، باب ۱، ابواب حرم، ح۵.</ref>. گفتنی است [[پوشیدن لباس]] احرام برای ورود به حرم اختصاص به [[موسم حج]] ندارد، بلکه در هر زمانی اگر کسی بخواهد وارد حرم شود، باید با احرام باشد.
 
به استناد [[تفسیری]] که از [[امام صادق]]{{ع}} رسیده، آن حضرت اقامت در مکه را کراهت داشتند<ref>صهبای صفا، آیة الله جوادی آملی، ص۲۲.</ref>. همچنین در صورت سکونت در مکه [[خوف]] آن هست که [[انسان]] در [[حرم]] و مکه [[مرتکب گناه]] شود و [[کیفر]] [[گناه]] در مکه مضاعف است<ref>کافی، ج۴، ص۱۹۶.</ref>.


طبق بیان برخی [[روایات]]، ماندن و اقامت گزیدن در مکه [[قساوت قلب]] می‌آورد. شاید علتش این باشد که اثر گناه در این مکان بیشتر است و لذا ساکن شدن در مکه، در روایات [[مکروه]] دانسته شده و در بعضی از روایات دستور داده‌اند که وقتی از [[مناسک]] و [[اعمال]] [[حج]] فارغ شدید در مکه نمانید و به [[وطن]] برگردید.
۲. '''ورود به حرم با [[طهارت]]'''؛ آداب و [[مستحبات]] داخل شدن به حرم آن است که [[زائر]] [[بیت الله]]؛ چه قبل از ورود به حرم و چه بعد از آن [[غسل]] کند و با بدن مطهر و [[پاک]] قدم در حرم بگذارد. امام صادق{{ع}} فرمود: «وقتی خداوند به ابراهیم{{ع}} امر کرد که [[حج]] انجام دهد، ابراهیم در حالی که اسماعیل همراه او بود، حج گزارد. ابراهیم و اسماعیل روی شتر سرخی حج گزاردند و [[جبرئیل]] هم با آنها بود تا اینکه به حرم رسیدند، جبرئیل به ابراهیم گفت: ای ابراهیم، فرود آیید و غسل کنید پیش از آن‌که وارد حرم شوید. پس آنها هم فرود آمدند و غسل کردند»<ref>وسائل الشیعه، ابواب مقدمات طواف، ح۳.</ref>.


همان طور که گناه در مکه کیفر مضاعف دارد، [[ثواب]] عمل خیر و [[عبادت]] نیز چندین برابر است. از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] شده است که: «اگر کسی در مکه [[قرآن]] را ختم کند نمی‌میرد مگر این که [[رسول خدا]]{{صل}} را می‌بیند و جایگاهش را در [[بهشت]] مشاهده می‌کند و [[تسبیح]] در مکه معادل با [[خراج]] [[کوفه]] و [[بصره]] است که در [[راه خدا]] [[انفاق]] کند و اگر کسی در مکه هفتاد رکعت [[نماز]] بخواند و در هر رکعت [[سوره توحید]] و قدر [[آیه سخره]] و [[آیه الکرسی]] را بخواند، نمی‌میرد مگر [[شهید]]. [[غذا خوردن]] در مکه مثل [[روزه]] گرفتن در غیر مکه است و یک [[روز]] روزه گرفتن در مکه معادل یک سال [[روزه]] گرفتن در غیر مکه است و راه رفتن در مکه [[عبادت]] است<ref>جواهر، ج۲۰، ص۷۲.</ref>. از این [[روایت]] و دیگر [[روایات]] استفاده می‌شود که صرف اقامت و ساکن شدن در مکه [[کراهت]] ندارد و این کراهت به خاطر آن خصوصیاتی است که گفته شد.
خداوند به ابراهیم و اسماعیل دستور داد که خانه‌اش را برای [[طواف]] کنندگان و معتکفان و رکوع‌کنندگان و سجودکنندگان پاک و [[مطهر]] کنند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}} «و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. پس زائری که قصد ورود به چنین خانه‌ای را دارد و می‌خواهد [[طواف]] انجام دهد با بدن [[پاک]] و [[مطهر]] باشد. حتی در بعضی از [[روایات]]، به خوش‌بویی دهان به هنگام ورود به [[حرم]] سفارش شده است. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده‌اند: وقتی می‌خواهید وارد حرم شوید، از گیاه اذخر (که گیاهی است خوشبو) بجوید و امّ فروه را نیز به این کار سفارش می‌کرد<ref>کافی، ج۴، ص۳۹۸.</ref>.


[[صاحب جواهر]] از [[شهید]] نقل می‌کند که او بین این دو دسته از روایات را این‌گونه جمع کرده است: «اگر کسی به خودش [[اطمینان]] داشته باشد که در مکه تخلف نمی‌کند، [[مستحب]] است در آنجا بماند»<ref>جواهر، ج۲۰، ص۷۲.</ref> و اما [[اراده]] و [[نیت]] [[گناه]] در مکه؛ آن گونه که از روایات استفاده می‌شود، برای نیت و اراده گناه، چیزی نوشته نمی‌شود؛ یعنی اگر کسی اراده و نیت گناه کند، لیکن آن را به مرحله عمل درنیاورد و مرتکب آن نشود، [[خداوند]] سیئه‌ای برایش نمی‌نویسد.
۳. '''ورود به حرم بدون کفش'''؛ منطقه حرم در نزد [[خداوند]] مورد [[احترام]] است، پس باید کسانی که می‌خواهند وارد این مکان [[مقدس]] شوند، [[رعایت ادب]] را بکنند در [[روایت]] آمده است که امام صادق{{ع}} هرگاه خواست وارد حرم شود نعلین‌هایش را از پای درمی آورد و با پای برهنه وارد می‌شد. [[ابان بن تغلب]] می‌گوید: میان راه مکه و [[مدینه]] همراه [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} بودیم، وقتی به حرم رسیدیم حضرت پایین آمدند و [[غسل]] کرد و نعلین هایش را درآورد و در دست گرفت و با پای برهنه وارد حرم شد. من هم همان را کردم که امام{{ع}} انجام داد. آن‌گاه فرمود: ای [[ابان]]، هر کس چنین کاری را که من انجام دادم به خاطر [[تواضع]] [[خدا]] انجام دهد، خداوند صدهزار [[گناه]] از او محو می‌کند و برای او صدهزار [[حسنه]] می‌نویسد و صد هزار درجه به او عطا می‌کند و صد هزار [[حاجت]] او را برمی آورد<ref>کافی، ج۴، ص۳۹۸.</ref>.


[[امام صادق]]{{ع}} می‌گوید: «خداوند خطاب به [[حضرت آدم]]{{ع}} فرمود: من برای تو مقرر کرده‌ام که اگر کسی از [[ذریه]] تو اراده گناه کرد چیزی برای او نوشته نمی‌شود و اگر آن را انجام داد برایش ثبت می‌شود و اگر اراده عمل صالحی را کرد، گرچه آن را انجام ندهد، خداوند یک [[حسنه]] برای او می‌نویسد و اگر آن را انجام داد، ده حسنه برای او می‌نویسد»<ref>جواهر، ج۲۰، ص۷۲.</ref>.
بعضی از مکان‌ها، مانند [[کعبه]] مشرفه، [[مسجد الحرام]]، [[مسجد النبی]]{{صل}}، از [[منزلت]] خاصی برخوردارند. مثل بعضی زمان‌ها و ایام که واقعه مهمی در آن رخ داده و بدان جهت [[شرافت]] پیدا می‌کند. این جاست که خداوند خطاب به [[موسی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«بی‌گمان این منم پروردگار تو، پای‌پوش‌های خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref>.


حتی در بعضی از روایات، در مورد کسی که معصیتی را مرتکب شود، آمده است: «خداوند به او مهلت می‌دهد که اگر پشیمان شد و [[استغفار]] کرد برایش چیزی ننویسند. (در بعضی از روایات مهلت هفت [[ساعت]] مشخص گردیده است) و اگر در آن مهلت مقرر استغفار نکرد، خداوند برای او یک [[سیئه]] ثبت می‌کند»<ref>کافی، ج۲، ص۴۴۰.</ref>.
۴. '''دعای مخصوص ورود به حرم مکه''': [[مستحب]] است [[زائر]] هنگام ورود به [[حرم]] این [[دعا]] را بخواند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍّ عَمِيقٍ سَامِعاً لِنِدَائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسَانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ أَبْتَغِي بِذَلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهَا بِمَنِّكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَ آمِنِّي مِنْ عَذَابِكَ وَ عِقَابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۱.</ref>
 
با اینکه از روایات استفاده می‌شود که خداوند بسیار [[آمرزنده]] و [[بخشنده]] است و از [[گناهان]] [[بندگان]] می‌گذرد، اما نسبت به کسی که در مکه گناه کند، اولاً: [[کیفر]] آن را مضاعف قرار داده است. ثانیاً: برای کسی که اراده گناه کند، گر چه آن را انجام هم ندهد گناه برای او نوشته می‌شود.
 
در [[بحار الانوار]] از [[پیامبر]]{{صل}} روایتی نقل شده که آن حضرت فرمود: «اگر کسی تصمیم بگیرد که در مکه گناهی مرتکب شود گر چه آن را انجام ندهد، [[خداوند]] گناهی برای او می‌نویسد» حضرت آن گاه فرمود: زیرا خداوند فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک می‌چشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>. و این ویژگی و خصوصیت در [[شهر]] دیگری وجود ندارد. پیامبر{{صل}} آنگاه می‌افزاید: «[[اصحاب فیل]] فقط [[اراده]] کردند که [[کعبه]] را خراب کنند، ولی خداوند آنها را [[عذاب]] کرد، پیش از آنکه کاری را انجام دهند»<ref>کافی، ج۲، ص۴۳۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۱۸.</ref>
 
== حاکمان مکه ==
{{اصلی|حکومت مکه}}
# '''[[ابو قتاده انصاری]]:''' ابو قتاده انصاری در زمره [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} و از شجاعان و دلاوران و افاضل [[یاران]] آن حضرت و همچنین از [[یاران]] [[مخلص]] و با وفای [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز محسوب می‌شود<ref>اسد الغابه، ج۵، ص۲۷۵؛ الاصابه، ج۷، ص۳۲۹ و رجال طوسی، ص۶۳.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} هنگامی که به [[خلافت]] رسید، خالد بن عاصی بن هاشم بن مغیره مخزومی را که از سوی [[عثمان]] والی مکه بود، عزل کرد و ابو قتاده انصاری را بر آن [[شهر]] گماشت ولی پس از مدتی [[ابو قتاده]] را نیز از [[ولایت]] مکه برکنار نموده<ref>ظاهرا علت برکناری ابوقتاده از ولایت مکه، جهت فراخوانی او به همراهی با حضرت در جنگ جمل، صفین و نهروان بوده است.</ref> و [[قثم فرزند عباس]] را به جای او [[منصوب]] کرد<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۲۰؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص ۱۱۷ - ۱۲۳.</ref>.
# '''[[قثم بن عباس قرشی]]:''' پسر عمو و [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} و نیز از اصحاب خاص [[حضرت علی]] {{ع}} بود<ref>رجال طوسی، ص۵۵، ش۷.</ref>. هنگامی که [[حضرت علی]] {{ع}} به [[خلافت]] رسید، روی اعتمادی که به قثم داشت او را به کارهای مهمی گماشت و از همان اوایل [[خلافت]] قثم را والی و استاندار مکه قرار داد و تا زمان [[شهادت]] آن حضرت، وی به این سمت باقی بود. [[طبری]] قثم را [[کارگزار مکه]] و طائف دانسته است<ref>تاریخ طبری (هشت جلدی)، ج۴، ص۶۹؛ ابن دمشقی، جواهر المطالب فی مناقب الامام علی{{ع}}، ج۲، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۱۰-۱۱۱۲؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص۱۲۳ - ۱۲۵.</ref>


== مکه و حوادث آخرالزمان ==
== مکه و حوادث آخرالزمان ==
خط ۱۲۹: خط ۹۵:


پس از [[بیعت]] [[مردم]] با [[حضرت مهدی]] {{ع}} در مکه، و فروپاشی [[نظام]] [[حاکم]] بر آن، آن حضرت [[قدرت]] را به دست می‌گیرد و بر تشکیلات و مراکز اداره [[جامعه]] مسلط‍‌ می‌شود. برخی از کارهای آن حضرت در مکه چنین است: بازگرداندن [[مسجد الحرام]] به حدود اصلی خود، بازگرداندن [[مقام ابراهیم]] به جایگاه اصلی آن، جلوگیری از [[طواف]] مستحبی مانع از [[طواف]] [[واجب]]، [[کیفر]] دزدان [[خانه خدا]] ([[بنی شیبه]]) و...<ref>[[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص۶۶۴.</ref>.
پس از [[بیعت]] [[مردم]] با [[حضرت مهدی]] {{ع}} در مکه، و فروپاشی [[نظام]] [[حاکم]] بر آن، آن حضرت [[قدرت]] را به دست می‌گیرد و بر تشکیلات و مراکز اداره [[جامعه]] مسلط‍‌ می‌شود. برخی از کارهای آن حضرت در مکه چنین است: بازگرداندن [[مسجد الحرام]] به حدود اصلی خود، بازگرداندن [[مقام ابراهیم]] به جایگاه اصلی آن، جلوگیری از [[طواف]] مستحبی مانع از [[طواف]] [[واجب]]، [[کیفر]] دزدان [[خانه خدا]] ([[بنی شیبه]]) و...<ref>[[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص۶۶۴.</ref>.
==[[حَرَم]]==
از نام‌های [[مدینه]] و [[مکه]] است که دو بار در [[قرآن کریم]] آمده: {{متن قرآن|أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا}}<ref>«و گفتند: اگر این رهنمود را با تو پی بگیریم ما را از سرزمینمان می‌ربایند؛ آیا ما به آنان در حرمی امن جایگاه ندادیم که فرآورده‌های هر چیز را که رزقی از نزد ماست به سوی آن می‌آورند؟ اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره قصص، آیه ۵۷.</ref> و {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا}}<ref>«آیا ندیده‌اند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمی‌برند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده می‌شوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار می‌کنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref>.
«[[المنجد]]» می‌آورد: [[حرم]] آن چیزی است که مرد از آن [[حمایت]] کند و [[هتک حرمت]] آن سزاوار نیست. هر گاه الحَرَمان گفته شود، مراد مکه و مدینه است.
[[امام ششم]]{{ع}} فرمود: [[مسجد]] اطراف [[خانه]] که [[محترم]] شده به خاطر [[کعبه]] است و این که حرم، حرم گفته شده و محترم گشته است به این جهت است که [[مسجد الحرام]] را در میان گرفته است و این [[واجب]] شده با [[احرام]] وارد آن شوند برای این است که این جا حرم است.
کسانی که برای نخستین بار وارد مکه می‌شوند، برای وارد شدن به محدوده حرم باید احرام ببندند، در هر جهت از حدود حرم، دوستون در دو طرف جاده برپاست و عبارت {{عربی|بداية حد الحرم}} بر آن نقش بسته است.
برای حرم، علامت‌هایی است که از شش جهت، حدود حرم را نشان می‌دهد:
#دوستون در راه [[جده]] که به مکه می‌رود، در [[حدیبیه]] است و تا مسجد الحرام ۲۰ کیلومتر فاصله دارد.
#دو ستون در راه مدینه که به مکه می‌رود، در [[تنعیم]] است و تا [[مسجدالحرام]] ۶ کیلومتر فاصله است.
#دو ستون در راه [[جعرانه]] که به مکه می‌رود در بطن نمره است و تا مسجد الحرام ۱۵ کیلومتر فاصله است.
#دو ستون در راه [[عراق]] که از ذات عراق به [[مکه]] می‌رود در [[وادی]] [[نخله]] است و تا [[مسجد الحرام]] ۱۹ کیلومتر است.
#دوستون در راه [[عرفات]] بر سر راه [[طائف]] که به مکه می‌رود در [[مزدلفه]] است و تا مسجد الحرام ۲۱ کیلومتر است.
#دو ستون در راه [[یمن]] که به مکه می‌رود در اضاءة است و تا [[مسجدالحرام]] ۱۲ کیلومتر است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۳۵.</ref>.
بعضی [[روایات]] فرموده‌اند: از هر طرف، چهار فرسنگ محدوده [[حرم]] است.
برخی روایات، [[تاریخ]] آن را از [[زمان]] [[حضرت آدم]]{{ع}} و [[فلسفه]] تفاوت حدود را چنین می‌گوید: [[امام هشتم]]{{ع}} فرمودند: چون [[آدم]]{{ع}} بر [[کوه]] [[ابوقبیس]] فرود آمد، از [[تنهایی]] به [[خداوند]] [[شکایت]] کرد. [[خدای تعالی]] یاقوتی سرخ برای او در جای [[کعبه]] گذاشت. آدم بر آن [[طواف]] می‌کرد که روشنی آن تا جای [[نشانه‌ها]] (اَعلام حرم) می‌رسید. سپس نشانه‌ها بر اثر [[روشنایی]] آن نشانه‌گذاری شده و [[خدا]] آن را بست و حرم قرار داد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۴.</ref>.
[[امام پنجم]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: از هر سو از آنجا که روشنی [[عمود]] تابیده برای [[احترام]] آن خدای تعالی آن را حرم قرار داد و چون آن عمود و [[خیمه]] از [[بهشت]] بوده از این رو خدا [[ثواب]] و [[گناه]] را در حرم چند برابر قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۰.</ref>
==[[آداب]] [[تشرف به حرم]] [[مکّه]]==
۱. '''ورود به [[حرم]] با [[احرام]]'''؛ برای وارد شدن به حرم، تشریفات خاص و آداب ویژه‌ای است که بدون رعایت آنها، ورود به حرم ممنوع است. بنابراین هر کس که بخواهد وارد این [[سرزمین مقدس]] شود، باید با احرام باشد، و تلبیه بگوید و آدابی را که در [[مناسک]] بیان شده است رعایت کند. [[خداوند]] به خاطر [[حرمت]] حرم، احرام را [[واجب]] کرد.
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: «حرمت [[مسجد]] به خاطر [[کعبه]] و حرمت حرم به خاطر [[مسجد الحرام]] است و احرام به خاطر حرمت حرم واجب شد»<ref>وسائل الشیعه، باب ۱، ابواب حرم، ح۵.</ref>.
گفتنی است [[پوشیدن لباس]] احرام برای ورود به حرم اختصاص به [[موسم حج]] ندارد، بلکه در هر زمانی اگر کسی بخواهد وارد حرم شود، باید با احرام باشد.
۲. '''ورود به حرم با [[طهارت]]'''؛ آداب و [[مستحبات]] داخل شدن به حرم آن است که [[زائر]] [[بیت الله]]؛ چه قبل از ورود به حرم و چه بعد از آن [[غسل]] کند و با [[بدن مطهر]] و [[پاک]] قدم در حرم بگذارد.
امام صادق{{ع}} فرمود: «وقتی خداوند به ابراهیم{{ع}} امر کرد که [[حج]] انجام دهد، ابراهیم در حالی که اسماعیل همراه او بود، حج گزارد. ابراهیم و اسماعیل روی شتر سرخی حج گزاردند و [[جبرئیل]] هم با آنها بود تا اینکه به حرم رسیدند، جبرئیل به ابراهیم گفت: ای ابراهیم، فرود آیید و غسل کنید پیش از آن‌که وارد حرم شوید. پس آنها هم فرود آمدند و غسل کردند»<ref>وسائل الشیعه، ابواب مقدمات طواف، ح۳.</ref>.
خداوند به ابراهیم و اسماعیل دستور داد که خانه‌اش را برای [[طواف]] کنندگان و معتکفان و رکوع‌کنندگان و سجودکنندگان پاک و [[مطهر]] کنند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}} «و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. پس زائری که قصد ورود به چنین خانه‌ای را دارد و می‌خواهد [[طواف]] انجام دهد با بدن [[پاک]] و [[مطهر]] باشد. حتی در بعضی از [[روایات]]، به خوش‌بویی دهان به هنگام ورود به [[حرم]] سفارش شده است.
[[امام صادق]]{{ع}} فرموده‌اند: وقتی می‌خواهید وارد حرم شوید، از [[گیاه]] اذخر (که گیاهی است [[خوشبو]]) بجوید و امّ [[فروه]] را نیز به این کار سفارش می‌کرد<ref>کافی، ج۴، ص۳۹۸.</ref>.
۳. '''ورود به حرم بدون [[کفش]]'''؛ منطقه حرم در نزد [[خداوند]] مورد [[احترام]] است، پس باید کسانی که می‌خواهند وارد این مکان [[مقدس]] شوند، [[رعایت ادب]] را بکنند در [[روایت]] آمده است که امام صادق{{ع}} هرگاه خواست وارد حرم شود نعلین‌هایش را از پای درمی آورد و با پای برهنه وارد می‌شد. [[ابان بن تغلب]] می‌گوید: میان راه [[مکه]] و [[مدینه]] همراه [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} بودیم، وقتی به حرم رسیدیم حضرت پایین آمدند و [[غسل]] کرد و نعلین هایش را درآورد و در دست گرفت و با پای برهنه وارد حرم شد. من هم همان را کردم که امام{{ع}} انجام داد. آن‌گاه فرمود: ای [[ابان]]، هر کس چنین کاری را که من انجام دادم به خاطر [[تواضع]] [[خدا]] انجام دهد، خداوند صدهزار [[گناه]] از او محو می‌کند و برای او صدهزار [[حسنه]] می‌نویسد و صد هزار درجه به او عطا می‌کند و صد هزار [[حاجت]] او را برمی آورد<ref>کافی، ج۴، ص۳۹۸.</ref>.
بعضی از مکان‌ها، مانند [[کعبه]] مشرفه، [[مسجد الحرام]]، [[مسجد النبی]]{{صل}}، از [[منزلت]] خاصی برخوردارند. مثل بعضی زمان‌ها و ایام که واقعه مهمی در آن رخ داده و بدان جهت [[شرافت]] پیدا می‌کند. این جاست که خداوند خطاب به [[موسی]] می‌فرماید:
{{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«بی‌گمان این منم پروردگار تو، پای‌پوش‌های خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref>.
۴. '''دعای مخصوص ورود به [[حرم مکه]]''': [[مستحب]] است [[زائر]] هنگام ورود به [[حرم]] این [[دعا]] را بخواند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍّ عَمِيقٍ سَامِعاً لِنِدَائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسَانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ أَبْتَغِي بِذَلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهَا بِمَنِّكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَ آمِنِّي مِنْ عَذَابِكَ وَ عِقَابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۱.</ref>
==سرّ ورود به حرم مکه==
[[امام سجاد]]{{ع}} آن‌گاه که از [[حج]] برمی‌گردد و با شبلی مواجه می‌شود، از وی می‌پرسد: آیا حج گزاردی؟ شبلی پاسخ می‌دهد: آری، [[امام]] از اعمالی که انجام داده سؤال‌هایی مطرح می‌کنند و می‌پرسند: آیا اعمالت را همراه با [[آگاهی]] نسبت به [[اسرار]] آن انجام دادی یا نه؟ تا این که به این سؤال می‌رسد که آیا داخل حرم شدی و آیا [[کعبه]] را دیدی و [[نماز]] خواندی؟ شبلی در جواب می‌گوید: بله، امام{{ع}} سؤال می‌کند: موقعی که داخل حرم شدی آیا [[نیت]] کردی که بر خودت [[حرام]] کنی [[غیبت]] و [[بدگویی]] از [[مسلمانان]] را؟ شبلی پاسخ می‌دهد: خیر، امام{{ع}} می‌پرسد: آیا آن‌گاه که به [[مکه]] رسیدی، نیت کردی که [[خدا]] را قصد کنی؟ شبلی پاسخ می‌دهد: خیر.
[[امام زین العابدین]]{{ع}} فرمود: پس تو وارد حرم نشده، کعبه را ندیده‌ای و نماز هم نخوانده‌ای<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۱۶۷.</ref>.
از ویژگی‌های [[حرم]] آن است که [[خداوند]] آن را محل [[امن]] قرار داد و این هم در اثر دعای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است که از خداوند خواست [[مکه]] را [[شهر]] امن قرار دهد در آنجا که فرمود: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref> خداوند هم دعای او را [[مستجاب]] کرد و فرمود: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ * وَطُورِ سِينِينَ * وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون * و به کوه سینا * و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۱-۳.</ref> و به عنوان [[حکم]] [[تشریعی]] [[امنیت]] را برای مکه قرار داد.
این [[سرزمین]] برای کسانی که از خارج این حرم می‌آیند نیز محل امن است و کسانی که وارد این مکان می‌شوند نباید [[احساس ناامنی]] کنند و کسی هم [[حق]] ندارد کاری کند که باعث [[ناامنی]] در حرم شود. {{متن قرآن|وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.
حتی در [[روایت]] است: کسانی که در خارج حرم مرتکب جنایتی شوند و بعد به حرم [[پناهنده]] گردند، تا وقتی که در حرم هستند حد بر آنها جاری نمی‌شود، لیکن برای چنین افرادی محدودیت‌هایی [[اعمال]] می‌شود تا ناگزیر از حرم بیرون آید و بعد در خارج حرم بر او جاری شود<ref>کافی، ج۴، ص۲۲۶.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} می‌فرماید اگر تو حقّی بر عهده کسی داشتی و او را در مکه یا درحرم یافتی، حق خود را از او مطالبه نکن و نیز بر وی [[سلام]] نکن تا او نترسد<ref>مستدرک الوسائل، ج۹، ص۳۳۳.</ref>.
[[حرم الهی]] نه تنها جای [[امن]] است برای [[بندگان خدا]] که حیوانات نیز در آنجا [[امنیت]] دارند و هیچ کس [[حق]] ندارد حیوانات [[وحشی]] و پرندگان را که در [[حرم]] مأوی گرفته‌اند شکار کند. گفتنی است این حرمتِ شکار، اختصاص به [[محرم]] ندارد بلکه شامل غیر محرم در حرم نیز می‌شود و این ممنوعیت شکار، [[امتحان الهی]] است.
[[زندگی]] [[اعراب قبل از اسلام]]، همواره با [[جنگ]] و [[خونریزی]] و [[غارت]] همراه بوده است، لیکن با این [[حال]] همین افراد برای حرم [[احترام]] قائل بودند و به ساکنان حرم [[حمله]] نمی‌کردند و اموالشان را به غارت نمی‌بردند.
حرم متعلق به همه است: در بهره‌مندی از حرم، هیچ‌کس بر دیگری [[اولویت]] ندارد و کسی حق ندارد دیگران را در استفاده کردن از این [[سرزمین]] منع کند و خود را صاحب این مکان بداند؛ {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ}}<ref>«بی‌گمان به کسانی که کفر ورزیده‌اند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار داده‌ایم- باز می‌دارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک می‌چشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>.
[[امیرمؤمنان]] به [[والی]] خود در [[مکه]] می‌نویسد: «[[مردم]] مکه را وادار کن از کسانی که در مکه سکونت می‌کنند [[اجاره]] بها دریافت نکنند». حضرت آن‌گاه [[استشهاد]] می‌کند به این [[آیه]] از [[قرآن]] که {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} و آن‌گاه می‌فرماید: مراد از «عاکف» مقیمان مکه‌اند و مراد از «بادی» کسی است که [[اهل مکه]] نیست و برای انجام [[حج]] به آنجا می‌آید<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۷.</ref>.
و از [[امام صادق]]{{ع}} در مورد آیه: {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} پرسیدند. حضرت فرمود: «سزاوار نیست که خانه‌های مکه در داشته باشند تا [[حاجی]] بتواند وارد خانه‌های مکه شود و [[مناسک]] خود را انجام دهد و اولین کسی که برای خانه‌های مکه در گذاشت [[معاویه]] بود<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۸۲.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} همچنین می‌فرماید: علی{{ع}} [[اجاره]] دادن برای خانه‌های [[مکه]] را [[مکروه]] دانسته و [[استشهاد]] به [[آیه]]: {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} نموده است<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۸۱.</ref>.
[[مرحوم مجلسی]] به نقل از [[تفسیر علی بن ابراهیم]] در ذیل آیه: {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} آورده است: که [[اهل مکه]] و کسانی که از جاهای مختلف به اینجا می‌آیند، مساوی هستند و کسی نباید مانع ورود افراد در [[حرم]] شود<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۸۱.</ref>.
پس حرم و امکانات آن، از آن همه است و همه [[مردم]] می‌توانند از امکانات حرم برای انجام [[مناسک]] و [[اعمال]] [[حج]] خود استفاده کنند و کسی هم نباید برای آنها مزاحمت ایجاد کند، به بهانه این که ما نسبت به این [[سرزمین]] [[اولویت]] داریم!
بعضی از [[مفسران]] و [[فقیهان]]، از بعضی [[آیات]]، که در آن «[[مسجد الحرام]]» آمده است، استفاده کرده‌اند که مراد از مسجد الحرام حرم است و این نشان از [[عظمت]] حرم است که [[خداوند]] بر آن مسجد الحرام اطلاق نموده است؛ از جمله آیات، آیه‌های زیر است:
{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ}}<ref>«بی‌گمان به کسانی که کفر ورزیده‌اند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار داده‌ایم- باز می‌دارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک می‌چشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>.
{{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم- برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.</ref>.
صاحب [[مجمع البیان]]، در ذیل این آیه می‌نویسد: «مراد از مسجد الحرام در این آیه، مکه و حرم است؛ زیرا محلی که [[پیامبر]]{{صل}} از آنجا به [[معراج]] رفت، [[خانه]] امّ‌هانی بوده، پس همه [[حرم]] [[مسجد الحرام]] است»<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۹۶.</ref>.
[[شیخ طوسی]] نیز در کتاب خلاف از این دو [[آیه]] استفاده کرده که مراد از [[مسجدالحرام]]، حرم است.
بنابراین در این دو آیه بر حرم، مسجد الحرام اطلاق شده که نشانگر [[شرافت]] و [[تقدس]] این [[سرزمین]] است.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۳.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۲۰۴: خط ۱۱۱:
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
# [[پرونده:13681098.jpg|22px]] [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|'''امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور''']]
# [[پرونده:13681098.jpg|22px]] [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|'''امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور''']]
# [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']]
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|'''اصحاب امام علی''']]
# [[پرونده:1100829.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱''']]
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش