جزع در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۰۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۶۷: خط ۶۷:
در برخی مصادیق جزع، مانند کندن مو و [[خراشیدن صورت]] توسط زن و گریبان چاک کردن مرد در مرگ فرزند و [[همسر]]، علاوه بر حرمت، [[کفّاره]] ثابت است و کفّاره آن کفّاره شکستن قسم ([[اطعام]] یا پوشاندن ده [[مسکین]] و یا [[آزاد]] کردن ده [[بنده]]) است.<ref>جواهر الکلام، ج۳۳، ص۱۸۶</ref> برخی بر زن در چیدن موی خود کفّاره [[افطار]] [[روزه]] [[ماه رمضان]] (آزاد کردن بنده، دو ماه روزه گرفتن یا شصت مسکین اطعام دادن) را [[واجب]] دانسته‌اند.<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۳۲</ref>
در برخی مصادیق جزع، مانند کندن مو و [[خراشیدن صورت]] توسط زن و گریبان چاک کردن مرد در مرگ فرزند و [[همسر]]، علاوه بر حرمت، [[کفّاره]] ثابت است و کفّاره آن کفّاره شکستن قسم ([[اطعام]] یا پوشاندن ده [[مسکین]] و یا [[آزاد]] کردن ده [[بنده]]) است.<ref>جواهر الکلام، ج۳۳، ص۱۸۶</ref> برخی بر زن در چیدن موی خود کفّاره [[افطار]] [[روزه]] [[ماه رمضان]] (آزاد کردن بنده، دو ماه روزه گرفتن یا شصت مسکین اطعام دادن) را [[واجب]] دانسته‌اند.<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۳۲</ref>
از حرمت جزع، جزع کردن بر [[سالار شهیدان]]، اباعبد اللّه‌ الحسین<ref>التنقیح (الطهارة)، ج۹، ص۲۳۵؛ صراط النجاة، ج۵، ص۳۰۰</ref>و ـ به تصریح برخی ـ سایر [[ائمه]] و [[انبیای الهی]] استثنا شده است.<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۳۷۱</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۸۲.</ref>
از حرمت جزع، جزع کردن بر [[سالار شهیدان]]، اباعبد اللّه‌ الحسین<ref>التنقیح (الطهارة)، ج۹، ص۲۳۵؛ صراط النجاة، ج۵، ص۳۰۰</ref>و ـ به تصریح برخی ـ سایر [[ائمه]] و [[انبیای الهی]] استثنا شده است.<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۳۷۱</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۸۲.</ref>
==حقیقت صبر و سه گانه آن==
برخی گفته‌اند: صبر نگهداری و [[حفظ نفس]] از بیتابی و [[جزع]] هنگام [[نزول]] [[ناخوشی]] است؛ برخی دیگر نیز چون [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در«[[منازل السائرین]]» صبر را نگهداشت نفس از [[شکایت]] بر جزع مستور و [[نهان]] دانسته است.
بر اساس این تعاریف، صبر از [[مقامات]] متوسطین از [[مؤمنین]] است نه مقامات [[اولیای الهی]] و [[معصومین]]{{ع}}.؛ زیرا کسی که [[بلیات]] و مصیبت‌های [[الهی]] بر نفس را ناخوش می‌شمارد و از آن جزع [[باطنی]] دارد، دارای [[معرفتی]] ناقص و [[ایمانی]] [[سست]] و [[ضعیف]] است؛ زیرا اولیای الهی می‌دانند که «هر چه از [[دوست]] رسد نیکوست» وهمه آنها از خدای [[علیم]] [[حکیم]] و [[غنی]] [[حمید]] و عزیز [[رحیم]] است که جز خیر [[بندگان]] در سایه‌رحمت نخواهد که برای آن ایشان را [[خلق]] کرده است.<ref>{{متن قرآن|إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ}} «جز کسانی که پروردگارت (بر آنان) بخشایش آورد و آنها را برای همین (بخشایش) آفرید؛ و حکم پروردگارت (بدین قرار) اتمام یافت که: بی‌گمان دوزخ را از پریان و آدمیان می‌آکنم» سوره هود، آیه ۱۱۹.</ref>
از همین رو [[اولیا]] و [[اهل]] [[ولایت الهی]] در [[مقام رضا]] به [[قضا]] و [[تسلیم محض]] هستند و در اوج مصیبت‌هایی چون [[مصیبت]] عظیم [[کربلا]] [[باور]] دارند که «ما [[رایت]] الا جمیلا؛ جز [[زیبایی]] ندیدم». بنابراین، صبر [[مؤمن]] در هنگام مواجهه با [[معصیت]] یا [[صبر بر طاعت]] یا هنگام مصیبت با همه ارزشی که دارد، بیانگر نقصان [[معرفت]] و [[ضعف ایمان]] به [[اسرار]] [[عبادات]] و [[صور]] [[معاصی]] و [[طاعات]] و [[مصیبت‌ها]] است؛ زیرا اگر کسی حقیقت [[عبادت]] را بفهمد و صورت‌های برزخی آن را ببیند، دیگر صبر بر طاعت و عبادت برایش معنایی ندارد، بلکه عبادت و [[طاعت]] را با [[لذت]] دست کم همین صورت‌های برزخی آن به جا می‌آورد و اگر در مراتب عالی‌تر باشد، لذتی که از عبادت می‌برد و آن را معاشقه با محبوب می‌بیند، به [[طاعت]] می‌پردازد [[و]] [[تکلیف]] و [[سختی]] آن را نمی‌بیند؛ او [[جهاد]] را ترک نمی‌کند؛ زیرا دست کم صورت [[جاودانه]] [[حیات طیبه]] را در آن می‌بیند یا فراتر معاشقه با محبوب را در میادین [[جهاد]] می‌یابد. همچنین کسی که صورت‌های برزخی [[معاصی]] و [[گناهان]] و زشتی‌های آن را می‌بیند و می‌داند، [[صبر]] در این امور نیز برایش معنایی ندارد؛ زیرا در [[دل]] او هیچ ناخوشایندی نیست تا مستور دارد؛ چون می‌داند که نزدیکی به کثافت و [[نجاست]] و مردار متعفن هیچ لذتی ندارد، بلکه از تعفن گناهان می‌گریزد. چنان‌که نسبت به صورت‌های برزخی [[ابتلائات]] و [[مصیبت‌ها]] این‌گونه است و آن را مایه [[تصفیه]] و [[تزکیه باطن]] و [[رشد عقلانی]] و [[روحانی]] خویش بلکه [[تقرب به خدا]] با کسب [[ملکات]] و [[فضائل]] کمالی می‌داند و بدان‌گرایش داشته و [[لذت]] می‌برد. به نظر می‌رسد که [[مؤمن]] [[اهل]] [[معرفت شهودی]] و [[یقینی]]، وقتی [[خوشی]] یا [[راحتی]] می‌بیند یا خدای نکرده کاری کرده که واجبی [[قضا]] شده یا به فعل [[مکروه]] یا معصیتی نزدیک گردیده، چنان این امور نزد او ناخوشایند است و [[جزع]] و فزع [[باطنی]] دارد که جزع باطنی [[اهل صبر]] نسبت به آن هیچ است.
پس اگر درباره [[اولیای الهی]] سخن از صبر به میان آمده و آنان به صابرون توصیف شده‌اند، شاید ناظر به صبر در رنج‌های [[جسمانی]] و [[بدنی]] باشد که باعث تاثر شدید شده یا مراد «صبردر فراق محبوب» در نزد [[محبان]] [[الهی]] است؛ و گرنه صبرهای سه گانه در [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]]<ref>کافی، ج ۲؛ کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵</ref> در [[حق]] آنان معنایی ندارد؛ زیرا آنان با توجه معرفت شهودی که دارند، هیچ جزع باطنی ندارند، بلکه از طاعت و [[ترک معصیت]] و مواجه با مصیبت لذت می‌برند و آن را [[جمیل]] از سوی جمیل می‌یابند.
در گزارش‌های [[قرآنی]]، از صبر [[پیامبران]] در مصیبت‌ها و [[بلایا]] سخن به میان آمده که ناظر به ساحت‌جسم آنان بوده است؛ چنان‌که ایوب{{ع}} چنین بوده و برمصیبت تن صبر کرده است. البته ایشان در نهایت به [[خدا]] [[شکایت]] می‌برد نه [[خلق]]، تا او را از مصیبت ابتلای تن برهاند و خدا نیز می‌پذیرد. بنابراین، اظهار [[جزع]] به نزد [[پروردگار]] هیچ منافاتی با [[صبر]] ندارد؛ بلکه آنچه نادرست و ناروا است، جزع و فزع نزد [[خلق]] و [[شکایت]] [[خالق]] به خلق بردن است. به هر حال، به نظر می‌رسد که تعاریفی که از صبر و سه گانه‌های آن شده، نمی‌تواند در اولیای [[معصوم]]{{ع}} تحقق یابد؛ زیرا آنان در [[مقام رضا]] به [[قضای الهی]] و [[تسلیم محض]] هستند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)|نسبت صبر و ایمان]].</ref>
==نتایج و آثار صبر==
از نگاه [[آموزه‌های وحیانی]] [[کتاب الله]] و عترت‌{{ع}}‌، صبر یکی از مهم‌ترین کلیدهای [[تزکیه نفس]] است؛ زیرا کسی که در امور سه گانه [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]] صبر کند و ترک [[لذات]] [[نفسانی]] کند، کم کم نفس‌عادت به پذیرش [[قضا و قدر الهی]] کرده و از چموشی و [[سرکشی]] برون آید و [[رام]] شود و [[ملکه]] [[راسخ]] نوری صبر در او ایجاد شود و بستر [[رشد]] و [[ترقی]] نفس به [[مقامات]] عالی‌تر فراهم آید.
صبر در [[معاصی]] منشا [[تقوای نفس]] و صبر در طاعت خاستگاه انس با [[حق]] و [[صبر در مصیبت]] خاستگاه [[رضا]] ب ه قضای الهی است. بنابراین، صبر یکی از مهم‌ترین تجلیات [[ایمان]] شخص است؛ از همین رو در [[روایات‌]]، صبر نسبت به ایمان به منزله سر به تن معرفی شده است، تا جایی که اگر سر برود تن نیز برود. پس اگر صبر برود ایمان نیز برود.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۲</ref> بنابراین، کسی که صبر ندارد ایمان نیز ندارد. از آثار صبر این است که [[اضطراب]] درونی را از میان می‌برد و شخص را به [[آرامش]] می‌رساند به طوری که از [[شکایت]] به [[خلق]] باز می‌ایستد و اعضا از حرکات [[بیهوده]] باز می‌ماند و شخص در [[اعتدال]] کامل نفسانی خویش قرار می‌گیرد. باید توجه داشت کسی که به [[خدا]] و [[قضا]] و قدرش ایمان دارد و خدای [[خالق]] [[قضا و قدر]] را خالقی [[رحمان]] و [[رحیم]] و [[کریم]] و [[غنی]] و [[حمید]] و [[قدیر]] می‌داند که جز به [[رحمت]] نیافریده و جز به رحمت به [[بهشت و دوزخ]] نمی‌برد، به این امر ایمان دارد که «هر چه از‌دوست رسد نیکوست». پس هر امری که به او در سه‌گانه می‌رسد چیزی جز در راستای [[تقرب]] و کمال او نیست. پس نسبت به هیچ امری از طاعت و مصیبت و معصیت [[جزع]] و فزع و شکایت ندارد و همه را عین‌رحمت می‌شمارد که او را به [[کرامت الهی]] می‌رساند. بنابراین [[تسلیم محض]] و [[راضی]] به [[قضای الهی]] می‌شود.
به سخن دیگر، [[انسان]] [[مؤمن]] باید بداند که [[قضا و قدر الهی]] جاری و ساری است، خواه جزع کند و خواه [[صبر]] نماید.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۰</ref>
پس وقتی صبر و [[جزع]] هیچ تاثیری در [[تکوین]] امری ندارد و هیچ تبدیل و تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمی‌کند، صبر نیکوتر از جزع و فزع [[بیهوده]] است. بر اساس آحادیث [[نبوی]] درمیان صبرهای سه گانه، [[صبر در معصیت]] دشوارتر بر [[توده مردم]] است، ولی [[اجر]] آن بزرگ‌تر است.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵</ref>
بنابراین لازم است در این امر صبر کرد؛ به ویژه آنکه بر اساس [[روایات متواتر]]، در [[آخر الزمان]] امور به گونه‌ای است که صبر در معصیت لازم است؛ زیرا افزایش [[گناه]] و [[معصیت]] چنان است که [[دینداری]] را سخت می‌کند و کسی که در آن زمانه صبر کند، [[پیروز]] میدان صبر است. در شرایط سخت آخر الزمانی جز با صبر نمی‌توان [[دین]] نگه داشت و [[دینداران]] لازم است تا صبر را [[ملکه]] خویش سازند تا از معصیت‌ها و مصیبت‌های آخر الزمانی [[پیش از ظهور]] برهند<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۲</ref>؛ چراکه آن دوره همان دوران غربالگری است تا [[کافران]] از مؤمنان و [[پاک]] از [[ناپاک]] باز شناخته شوند و هر کسی همان را به نمایش گذارد که در اوست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)|نسبت صبر و ایمان]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۲: خط ۸۹:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار جزع و بی‌صبری (مقاله)|'''عوامل و آثار جزع و بی‌صبری''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار جزع و بی‌صبری (مقاله)|'''عوامل و آثار جزع و بی‌صبری''']]
# [[پرونده:IM010569.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳''']]
# [[پرونده:IM010569.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)|'''نسبت صبر و ایمان''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۴۲۳

ویرایش