بحث:صبر در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←معیت قیّومی خدا در هستی
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۱۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۶۸: | خط ۳۶۸: | ||
=== صبر بر مصیبتها و سختیها === | === صبر بر مصیبتها و سختیها === | ||
سومین نوع از صبرها که در [[قرآن]] به آن پرداخته شده، صبر در مصیبت و [[ابتلائات]] است؛ زیرا [[سنت الهی]] بر این قرار گرفته تا [[انسان]] در [[زندگی دنیوی]] همواره با انواع ابتلائات از [[شرور]] و [[خیرات]] مواجه شود که صبر در مصیبتهایی که شرورآمیز است بسیار سختتر است؛ چراکه مصیبتهایی چون از دست دادن [[زن]]، فرزند، [[مال]]، [[مقام]]، [[منصب]]، امتیازات [[اجتماعی]] و مانند آنها انسان را به [[جزع]] و فزع میافکند؛ اما [[مؤمنان]] با [[باور]] به اینکه همه اینها بر اساس [[مشیت]] [[حکیمانه]] و [[علم]] و [[قدرت الهی]] است که نهایت این [[مصیبتها]] به نفع شخص تمام میشود، بر آنها صبر میکنند و به [[پاداش]] عظیم [[رشد]] کمالی در [[دنیا]] و [[بهشت اخروی]] نائل میشوند<ref>بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر پیامبر الگوی مؤمنان (مقاله)|صبر پیامبر الگوی مؤمنان]].</ref> | سومین نوع از صبرها که در [[قرآن]] به آن پرداخته شده، صبر در مصیبت و [[ابتلائات]] است؛ زیرا [[سنت الهی]] بر این قرار گرفته تا [[انسان]] در [[زندگی دنیوی]] همواره با انواع ابتلائات از [[شرور]] و [[خیرات]] مواجه شود که صبر در مصیبتهایی که شرورآمیز است بسیار سختتر است؛ چراکه مصیبتهایی چون از دست دادن [[زن]]، فرزند، [[مال]]، [[مقام]]، [[منصب]]، امتیازات [[اجتماعی]] و مانند آنها انسان را به [[جزع]] و فزع میافکند؛ اما [[مؤمنان]] با [[باور]] به اینکه همه اینها بر اساس [[مشیت]] [[حکیمانه]] و [[علم]] و [[قدرت الهی]] است که نهایت این [[مصیبتها]] به نفع شخص تمام میشود، بر آنها صبر میکنند و به [[پاداش]] عظیم [[رشد]] کمالی در [[دنیا]] و [[بهشت اخروی]] نائل میشوند<ref>بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر پیامبر الگوی مؤمنان (مقاله)|صبر پیامبر الگوی مؤمنان]].</ref> | ||
== حق تعالی خاستگاه حقایق == | |||
از نظر [[قرآن]]، حق تعالی تنها [[حق]] ثابت در هستی است و غیر از حق تعالی و شئونات و مظاهرش چیزی جز [[باطل]] نیست. از همین روست که [[خدا]] در قرآن بیان میکند: {{متن قرآن| سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}؛ «به تحقیق نشانههای خود را در کرانهها و اطراف [[جهان]] و در [[نفوس]] خودشان به آنان نشان دهیم تا برای روشن شود که حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت با ظاهر کردن [[آیات]] بر هر چیزی مشهود است؟»<ref>فصلت، آیه ۵۳.</ref> | |||
به سخن دیگر، هر چیزی در هستی است، شئونات و مظاهر حق تعالی است و غیر حق تعالی چیزی نیست؛ اما آن چیزی که ما آن را به عنوان «باطل» میشناسیم، چیزی جز «توهم» نیست؛ یعنی اسمی بیمسمی است که هیچ «[[سلطان]]» برای وجودش نیست؛ زیرا غیر خدا کسی نیست تا در برابر خدا قرار گیرد. از این روست که آن را باطل مینامند.<ref>یوسف، آیه ۴۰.</ref> از همین روست که وقتی به هستی مینگریم، تنها حق تعالی را میبینیم؛ زیرا غیر از خدا هیچ چیز نیست تا مشهود باشد، بلکه هر چیزی که مشهود است و [[حقیقت]] دارد، همان حق تعالی و مظاهر و شئونات اوست<ref>فصلت، آیه ۵۳.</ref>. | |||
بنابراین، وقتی از حق در برابر باطل سخن میگویم، در حقیقت سخن از حق تعالی است که در برابرش چیزی جز «عدم» نیست که هیچ است. پس باطل چیزی نیست تا بدان اشاره کرد، بلکه توهم و تخیلی است که در برخی از افراد [[انسانی]] و جنّی شکل میگیرد که تواناییهای خاصی دارند؛ زیرا توهم و تخیل پایینترین سطوح عقلانیت است که به سبب فقدان [[نور]] کامل و تمام در [[فکر]] و ذهن [[انسان]] و [[جن]] شکل میگیرد. بنابراین، اگر [[عقل]] انسانی به تمام و کمال رسیده و شخص به [[رشد]] تمام دست یافته باشد، دیگر جایی برای [[باطل]] در ذهن و [[فکر]] او نیست؛ زیرا [[عاقل]] [[رشید]] جز به [[علم]] و [[سلطان]] چیزی را نمیپذیرد و نسبت به هر چیزی ظنی و ریبی توقف میکند تا پس از تحقق علم، موضعگیری خودش را داشته باشد<ref>یوسف، آیه ۴۰؛ اسراء، آیه ۳۶.</ref>؛ زیرا [[ظن]] هرگز [[انسان]] را به [[حق]] نمیرساند و «[[غنا]]» را موجب نمیشود؛ بلکه هماره هم چنان نیاز و [[فقر]] در فهم وگرایش باقی خواهد بود<ref>سوره نجم، آیه ۲۸.</ref>. | |||
اگر بخواهیم برای فهم توده [[مردم]] مثالی از [[حق و باطل]] بزنیم، که البته مثال است و نه تمام [[حقیقت]]، این که گفته شود داستان حق و باطل مانند آب و کف روی آب است؛ زیرا حبابهای روی آب چیزی جز تظاهری از آب نیست که خودنمایی میکند و هیچ اصالتی ندارد، بلکه به سبب [[وابستگی]] به آب و تحرکات شدید آن شکل گرفته است<ref>رعد، آیه ۱۷.</ref> یا در مثالی دیگر میتوانیم نسبت حق و باطل را چیزی شبیه آب و سراب بدانیم که در بیابان شکل میگیرد. از همین روست که [[خدا]] [[اعمال]] [[کافران]] را «سراب» میداند که کافران آن را آن آب میبییند و توهم میزنند؛ در حالی که وقتی به آن میرسند چیزی را نمییابند که «وجود» داشته باشد؛ بلکه آن چیزی که «وجود» دارد و شخص آن را مییابد تنها خدا است که در آنجا به [[انتظار]] مواخذه کافران نشسته است<ref>سوره نور، آیه ۳۹.</ref>. | |||
در حقیقت از نظر [[قرآن]]، [[حق تعالی]] خاستگاه هر حقی است. از همین رو، از قرآن خدا در هر چیزی مشهود است و هر چیزی وجودش چیزی جز [[نشانه بودن]] نیست؛ زیرا از نظر قرآن هر چیزی «آیتی» از [[آیات]] و نشانه ای از نشانههای اوست<ref>فصلت، آیه ۵۳.</ref>، و آن چه که انسان به عنوان «باطل» از آن یاد میکند، حقیقتی ندارد، و باطل، اصلا «چیز» نیست، بلکه توهم و تخیل انسانهای [[بیماردل]] است که «[[بصیرت]]» ندارند تا حقیقت را ببیند، بلکه در بیابان از شدت [[تشنگی]] و عدم دست یابی به آب [[حقیقت]]، «هیچ» را آب میبینند و به دنبال آن میروند و در نهایت به [[پوچی]] میرسند<ref>نور، آیه ۳۹.</ref>. | |||
[[خدا]] در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن]]، خود را [[خاستگاه حق]] دانسته است و هر چیزی را در هستی از مظاهر و شئونات [[حق تعالی]] شمرده است.<ref>فصلت، آیه ۵۳.</ref> از این رو، تعابیری چون «[[الحق]] من ربک» در قرآن بسیار آمده است تا این حقیقت آشکار شود که خدا فقط خاستگاه هر حقی چه در آیات تدوین و چه در آیات [[تکوین]] و چه در درون و چه در برون است<ref>همان؛ بقره، آیات ۲۶ و ۹۱ و ۱۴۴ و ۱۴۷؛ آل عمران، آیه ۶۰؛ انعام، آیه ۶۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر بر حق از نظر قرآن (مقاله)|صبر بر حق از نظر قرآن]].</ref> | |||
== ریشه و خاستگاه == | |||
«صبر» یک فضلیت [[اخلاقی]] و [[انسانی]] است؛ زیرا به طور طبیعی انسان در برابر کنشهای تند و [[مصیبتها]] و مشکلات، عنان [[اختیار]] خود را از دست میدهد؛ اما کسی که به خداوند [[باور]] داشته باشد، حالت [[صبر]] در او ایجاد میشود. [[خداوند]] در [[آیات]] ۲۲ و ۲۳ [[سوره حدید]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref>. | |||
پس هیچ اتفاقی در [[زندگی]] [[بشر]] نمیافتد مگر آنکه در [[کتاب الهی]] و [[لوح محفوظ]] و [[ام الکتاب]] نوشته شده باشد و آنها بر اساس [[حکمت]] و مصلحتی اتفاق میافتد. بنابراین، بیتابی و بیصبری بشر هیچ تاثیر در آن نخواهد داشت و تنها موجب [[اذیت]] و [[آزار]] خود شخص و بروز رفتارهای نادرست و نامتعارف خواهد بود. | |||
[[انسانی]] که به خداوند [[حسن ظن]] دارد و میداند خداوند جز خیر آفریدهها و بندگانش را نمیخواهد، در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبتها]] بیتابی نمیکند؛ زیرا میداند که به حکمت و یا مصلحتی این اتفاقات رخ میدهد. چنین [[گمان]] [[نیک]] به خداوند است که صبر و تاب آوری را در [[انسان]] موجب میشود؛ چنان که [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در بیان خاستگاه و ریشه صبر فرموده است: {{متن حدیث|اَصْلُ الصَّبْرِ حُسْنُ الْیَقینِ بِاللّهِ}}؛ ریشـه صبر، [[ایمان]] [[نیکو]] و [[عقیده]] [[استوار]] به خداوند است<ref>غرر الحکم، ج ۲، ۳۱۸۴.</ref>. | |||
از همین روست که امام علی{{ع}} در بیان [[ارزش]] و جایگاه صبر در ایمان شخص فرموده است: {{متن حدیث|اِلْزَموا الصَّبْرَ فَاِنَّهُ دِعامَةُ الاِیْمانِ وَمِلاکُ الاُمُورِ}}؛ همیشه همراه صبر و شکیبائی باشید که آن ستون ایمان و قوام کارهاست<ref>غرر الحکم، ج ۲، ۲۵۴۲.</ref>. زیرا کسی که به خداوند نیک گمان است و [[یقین]] به [[خداوند]] دارد، [[صبر]] میورزد و با صبر خویش نشان میدهد تا چه درجه از [[ایمان]] سود برده و نور ایمان در دلش نشسته و او را [[تزیین]] کرده است. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز فرمود: {{متن حدیث|اَلاْیْمانُ نِصْفانِ، نِصْفٌ فِی الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِی الشُّکْرِ}}؛ ایمان دو نیمه دارد، نیمی از آن در صبر است، و نیمی از آن در [[شُکر]] نهفته است<ref>نهج الفصاحه، ۱۰۷۰.</ref> و [[امام علی]]{{ع}} در تبیین نسبت و رابطه صبر و [[دین]] یعنی همان ایمان و [[اسلام]] نیز میفرماید: {{متن حدیث|اَیُّهَا النّاسُ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّهُ لادیِنَ لِمَن لا صَبْرَلَهُ}}؛ [[مردم]]! بر شما باد صبر و شکیبائی، چون کسی که صــبر نداشـته باشد، دین نخواهـد داشت<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.</ref>. | |||
امام علی{{ع}} صبر در گرفتاریها را به عنوان [[حقیقت ایمان]] مطرح میکند و میفرماید: {{متن حدیث|لایذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقیقَةِ الاِیْمانِ حَتّی یَکُونَ فیه ثـَلاثُ خِصالٍ: اَلْفِقْهُ فِی الدّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَی الْمَصائِبِ وَ حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعاشَ}}؛ [[مرد]] حقیقت ایمان را نمیچشد تا اینکه دارای سه خصلت شـود: ۱. به مسائل [[دینی]] [[آگاهی]] کامل داشته باشد؛ ۲. در گرفتاریها صبور باشد؛ ۳. در [[زندگی]] حساب و اندازه داشته باشد<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۵.</ref>. همچنین از امام علی{{ع}} [[روایت]] است که فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَحْسَنُ حُلَلِ الاِیْمانِ وَاَشْرَفٌ خـَلائِقِ الاِنْسـانِ}}؛ صبر، بهترین جامههای ایمان و از [[برترین]] [[ویژگیهای اخلاقی]] [[انسان]] است<ref>غرر الحکم، ج ۲، ۱۸۹۳.</ref>. | |||
امام علی{{ع}} همچنین با توجه به این جایگاه صبر در ایمان و یقین انسان سفارش به صبر میکند و میفرماید: {{متن حدیث|عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّهُ حِصْنٌ حَصینٌ وَ عِبادَةُ الْمُؤقِنینَ}}؛ بر تو باد به صبر، که صبر دژی [[استوار]] است، و عبـادت اهـل یقـین بـه شـمار میرود<ref>غرر الحکم، ج ۴، ۶۱۳۴.</ref> و بر همین اساس است که رسول خدا{{صل}} صبر را [[سلاح]] [[مؤمن]] میداند و صبر را به ایمان مستند میکند و میفرماید: {{متن حدیث|نِعْمَ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ الصَّبْرُ وَ الدُّعآءُ}}؛ چه [[نیکو]] سلاحی است صبر و [[دُعا]] برای [[مؤمن]]<ref>نهج الفصاحه، ۳۱۲۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر ویژگیها و آثار آن (مقاله)|صبر ویژگیها و آثار آن]].</ref> | |||
== عوامل صبر == | |||
بیگمان حوزه [[معرفت]] و [[شناخت]] تاثیر شگرف و مستقیم در نگرشها و [[رفتارها]] و [[اعتقادات]] و باورهای [[آدمی]] دارد. از این روست که بخشی از آموزهها و گزارههای [[قرآنی]] به حوزه شناخت و معرفت اختصاص یافته است تا انگیزهای در [[درون انسان]] برای [[گرایش]] به موضوع ایجاد شود؛ زیرا [[نادانی]] و [[جهل]] نسبت به موضوع هرگز انگیزهای برای [[انسان]] برای عمل و [[رفتار]] ایجاد نمیکند؛ آن چه موجب میشود تا انسان به چیزی علاقه مند شده و یا بدان گرایش یابد، همان [[شناخت]] انسان به موضوع و آثار و [[برکات]] آن است. از این روست که شناخت میتواند به عنوان مهمترین عامل حرکتی و عشقی در [[آدمی]] عمل کند و او را به سوی موضوع [[ترغیب]] و [[تشویق]] نماید. | |||
[[خداوند]] بر همین اساس، مهمترین عامل در ایجاد [[صبر]] و [[بردباری]] در آدمی را توجه به [[حاکمیت مطلق]] و [[برتر]] خود معرفی میکند و میگوید که اگر انسان به این مسأله توجه یابد خود مهمترین عامل در ایجاد صبر میباشد و [[اجازه]] میدهد تا انسان به [[سادگی]] در برابر [[مشکلات]] و [[سختیها]] بیایستد و بیتابی نکند؛ زیرا [[علم]] به این که خداوند همه هستی را [[مدیریت]] میکند و [[حاکم]] مطلق بر همه چیز است و چیزی از دایره [[حکومت]] او بیرون نیست، موجب میشود تا هر اتفاق و مشکلی را مبتنی بر علم و [[آگاهی]] خداوند و در دایره [[مشیت]] و [[اراده]] عالی خداوندی بییند و با آن کنار بیاید؛ زیرا میداند که هیچ در [[جهان]] بیعلت یا بیحکمت و [[هدف]] اتفاق نمیافتد و بیرون دایره اراده و مشیت عالی خداوند نیست.<ref>{{متن قرآن|وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}} «و از آنچه به تو وحی میگردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.</ref> | |||
در همین رابطه آگاهی و علم آدمی به [[ربوبیت]] و پروردگاری [[الهی]] نقش بسیار تاثیرگذار و مستقیمی ایفا میکند؛ زیرا توجه آدمی و همچنین [[ایمان]] و [[اعتقاد]] به این که خداوند [[پروردگار]] عالم است و ربوبیت او فراگیر و همه جانبه بر همه هستی از جمله خود او و روابط دیگران با اوست، میتواند زمینه [[صبر]] و [[بردباری]] را در [[آدمی]] ایجاد و تقویت نماید. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۶۵ [[سوره مریم]] به [[علم]] و [[ایمان]] در این باره اشاره میکند و آن را زمینهساز صبر در [[انسان]] بر میشمارد. | |||
خداوند در این آیه ایمان به [[توحید]] و [[شناخت]] خدای بیمانند و [[بیشریک]]، را زمینهساز [[شکیبایی]] و بردباری بر میشمارد و میفرماید که این گونه انسان به [[سادگی]] تن به آن چه میدهد که خداوند برای او مقدر کرده است و در برابر فشارها و [[سختیها]] بیتابی نمیکند بلکه میکوشد تا واکنش درست و منطقی و براساس [[آموزههای الهی]] و [[عقلانی]] بدهد. | |||
توجه به [[قدرت خداوند]]<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ * فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}} «و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ ماندگی به ما نرسید * پس بر آنچه میگویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۸-۳۹.</ref> و [[قضای الهی]] در همه کلیات و جزئیات یا ریز و درشت موضوعات و مسایل و رخدادها<ref>طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ و نیز روم، آیات ۵۸ تا ۶۰.</ref> و همچنین [[آگاهی]] و توجه یابی به [[سنت استدراج]] و [[امهال]] نسبت به [[دشمنان]] و مخالفان<ref>قلم، آیات ۴۴ تا ۴۸.</ref> میتواند در ایجاد و تقویت صبر و بردباری بسیار موثر باشد. از این روست که در این [[آیات]] به این امور به عنوان عوامل صبر توجه داده شده است. | |||
توجه و [[اعتقاد]] به این که [[دشمنان دین]] و توحید [[شکست]] میخورند و هر که بر خلاف [[حق]] و [[حقیقت]] گام بردارد و به سوی [[باطل]] متمایل شود در نهایت شکست خواهد خورد، خود عاملی مهم در ایجاد صبر و تقویت آن میباشد که در آیات ۵۵ و ۵۶ [[سوره غافر]] به آن اشاره شده است. | |||
البته [[آگاهی انسان]] نسبت به [[فرجام بد]] و شوم بدکاران و [[باطل]] گرایان میتواند [[انسان]] را به سوی [[حق]] و [[حقیقت]] و [[صبر]] در برابر آن تقویت نماید. از این روست که [[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیات]] ۵۵ تا ۶۰ [[سوره روم]] گزارشی از احوالات بد و شوم [[دشمنان]] و باطل گرایان در [[قیامت]] میدهد تا موجبات [[تقویت روحیه]] و افزایش صبر در [[آدمی]] شود. در آیات ۴۸ و ۴۹ [[سوره قلم]]، نیز خداوند توجه یابی [[پیامبر]] به عواقب بیصبری در برابر حق ناپذیران را مطرح میکند و آن را زمینهساز صبر و [[شکیبایی]] آن حضرت بر میشمارد و در آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ [[سوره طه]]، توجه به هلاکت و [[نابودی دشمنان]] در گذشته [[تاریخ]] را زمینهساز صبر انسان در برابر فشارهای بیرونی بر میشمارد. | |||
آگاهی انسان نسبت به قصه دیگران و رفتارهای آنان و همچنین موفقیتها و پیروزیهای که در [[سایه]] سار صبر پیشگی به دست آوردهاند، یکی از عوامل ایجاد و تقویت صبر دانسته شده است. از این روست که خداوند در [[آیات قرآنی]] به قصههای [[پیامبران]]<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ}} «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگونکنندهای نیست و بیگمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.</ref> از جمله سرگذشت [[حضرت داود]]<ref>ص، آیات ۱۷ تا ۱۲۰.</ref> و [[حضرت نوح]]<ref>{{متن قرآن|قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ * تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ}} «گفته شد: ای نوح! (از کشتی) فرود آی با درودی از ما و برکتهایی بر تو و بر امتهایی از همراهانت و امتهایی که به زودی آنان را برخوردار خواهیم کرد سپس از ما عذابی دردناک به ایشان خواهد رسید * این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی میکنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمیدانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۸-۴۹.</ref> و دیگران اشاره میکند تا این گونه [[روحیه]] [[مقاومت]] و [[صبر]] را در [[پیامبر]]{{صل}} تقویت کند. بر این اساس میتوان گفت که سرگذشت دیگران و خواندن آن میتواند به عنوان عامل و زمینهساز صبر در [[آدمی]] باشد. | |||
[[آگاهی]] از [[وعدههای الهی]] و فرجام خوب [[اهل]] صیر و [[تقوا]] و [[فرجام بد]] [[اهل فجور]] و بیصبری میتواند خود به عنوان زمینهساز یا عامل ایجادی و یا تقویت صبر مطرح باشد.<ref>احقاف، آیات ۳۴ و ۳۵ و نیز انعام، ایه ۳۴ و آیات دیگر.</ref> | |||
اگر [[انسان]] با استفاده از چنین عواملی زمینه صبر را در خود ایجاد و یا تقویت کند، میتوان به [[سادگی]] در برابر بدیهای دیگران<ref>فصلت، ایات ۳۲ و ۳۵.</ref>، بیمنطقیهای دیگران<ref>معارج،آیات ۱ تا ۵.</ref>، [[اذیت]] و [[آزار]] [[دشمنان]]<ref>انعام، آیه ۳۴.</ref>، سخنان ناروا و [[زخم زبان]] ها<ref>طه،آیه ۱۳۰ و ق، ایه ۳۹.</ref>، [[احکام]] وتکالیف [[الهی]]<ref>معارج،ایات ۱ تا ۵.</ref> سختیهای [[عبادت]] و [[بندگی]]<ref>{{متن قرآن|رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا}} «پروردگار آسمانها و زمین است و آنچه میان آنهاست پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایی کن، آیا برای او همنامی میشناسی؟» سوره مریم، آیه ۶۵.</ref> و دیگر [[ناملایمات]] و سختیهای [[زندگی]] صبر کرده و بیتابی نکند و بتواند به اهدافی بلندی چون خودسازی و دیگرانسازی از طریق [[رسالت]]<ref>یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.</ref> و [[تبلیغ]] [[معارف]] و [[حقایق]] [[قرآنی]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا * فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا}} «به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستادهایم * پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۳-۲۴.</ref> و اجرای و [[اقامه عدل]] و [[نماز]] و مانند آن<ref>{{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}} «و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمیخواهیم که خود، تو را روزی میدهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.</ref> برسد و از همه [[سختیها]] به [[سادگی]] عبور کند و [[مشکلات]] [[زندگی]] را [[مدیریت]] نماید. باشد این گونه باشیم و در برابر سختیها و [[مصیبتها]] بیتابی نکرده و صبر جمیل در پیش گیریم و از آثار آن بهره مند شویم<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>. | |||
== عوامل و موجبات == | |||
برای اینکه صبر در انسان تحقق یابد غیر از منشا و خاستگاه آنکه همان [[خداوند تعالی]] است<ref>صافات، آیات ۱۰۲ و ۱۰۶؛ بقره، آیه ۲۵۰؛ نحل، آیه ۱۲۷.</ref> عوامل و موجباتی میخواهد که در این جا به آنها اشاره میشود: | |||
# [[آگاهی]]: آگاهی و [[شناخت]] از [[فلسفه]] حوادث پیش آمده<ref>کهف، ایه ۶۸.</ref>، آگاهی از [[سرنوشت]] گذشتگان<ref>هود، آیه ۴۹.</ref>، آگاهی از [[جهل]] ریشه دار و انکارهای [[جاهلانه]] [[دشمنان]]<ref>روم،آیات ۵۸ تا ۶۰.</ref> و آگاهی از [[قوانین]] و [[سنّتهای الهی]] زمینهساز صبر در [[آدمی]] است. بنابراین، نقش علم و آگاهی و خبر نسبت به مسایل میتوان در ایجاد صبر در شخص موثر باشد. | |||
# اراده قوی: [[خداوند]] در آیاتی بر [[عزم]] و اراده قوی به عنوان یکی از مهمترین موجبات و عوامل صبر اشاره دارد که از آن جمله میتوان به [[آیه]] ۱۸۶ [[سوره]] [[ال عمران]]، ۱۷ [[سوره لقمان]]، ۴۳ [[سوره شوری]] و ۳۵ [[سوره احقاف]] اشاره کرد. | |||
# [[استغفار]]: استغفار از [[گناهان]] زمینهساز صبر و [[شکیبایی]] است.<ref>توبه، آیه ۵۵.</ref> در [[حقیقت]] کسی که گناهی کرده با استغفار از خداوند این [[فرصت]] را برای خود فراهم میآورد تا بیتابی و [[جزع]] و فزع نکند و تحت [[رحمت الهی]] قرار گیرد. | |||
# [[اعتقاد به معاد]]: [[باور]] به [[رستاخیز]] و [[اعتقاد به معاد]] و [[روز جزا]] از موجبات [[پایمردی]] در برابر [[سختی]] هاست.<ref>بقره، آیات ۴۵ و ۴۶ و ۲۴۹.</ref> کسی که [[ایمان به معاد]] و باور به [[کیفر]] شدن [[کفار]] در [[آخرت]] دارد در برابر فشارهای مخالفان و [[دشمنان]]<ref>معارج، آیات ۱ تا ۵.</ref> و در برابر [[عنادورزی]] مخالفان [[صبر]] پیشه میکند.<ref>غافر، آیات ۷۰ تا ۷۷.</ref> چنان که باور به نزدیکی [[معاد]] موجب میشود که صبر شخص افزایش یابد و در برابر [[مصیبتها]]، [[سختیها]] و فشارهای دشمنان [[شکیبایی]] ورزد.<ref>معارج، ایات ۵ تا ۷.</ref> | |||
# [[اقامه شهادت]]: [[گواهی دادن]] و اقامه شهادت از موجبات شکیبایی در برابر [[شرّ]] و [[بدی]] است که در [[آیات]] ۱۹ تا ۳۳ [[سوره معارج]] به آن اشاره شده است. | |||
# [[امانتداری]] از موجبات شکیبایی در برابر شرّ و بدی است. به این معنا که [[امین]] با [[امانت داری]] خویش زمینه صبر را در خود ایجاد میکند و از [[صابران]] میشود.<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.</ref> | |||
# [[امتحان]]: شکیباسازی و [[توانمند]] کردن روحیّه [[مردم]] [[فلسفه آزمایش]] آنان از سوی [[خداوند]] است. بنابراین میتوان گفت که [[امتحانات الهی]] در اشکال گوناگون آن موجب توانمندیسازی و تاب آوری مردم میشود و صبر ایشان را ایجاد یا افزایش میدهد.<ref>بقره، آیه ۱۵۵؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ هود، آیات ۷ تا ۱۱؛ فرقان، آیه ۲۰.</ref> | |||
# [[امید]] به [[امداد]] [[خدا]]: امید [[انبیا]] و [[مؤمنان]] به [[امداد الهی]] پشتوانه صبر و [[مقاومت]] آنها<ref>بقره، آیه ۲۱۴.</ref> و تاب آوری ایشان در برابر [[شداید]]<ref>یوسف، آیه ۸۳.</ref> و دست یابی به صبر جمیل و [[زیبا]] و [[پسندیده]] میشود.<ref>یوسف، آیه ۸۳.</ref> | |||
# امید به [[بهشت]]: آرزوی ورود به بهشت مقتضی صبر و [[پایداری]] در سختیهاست که خداوند در آیاتی از جمله ۲۱۴ [[سوره بقره]] و ۱۴۲ [[سوره آل عمران]] به آن توجه داده است. | |||
# [[انفاق]] [[مالی]]: اختصاص دادن سهمی مشخص از [[مال]] خود به [[نیازمندان]] از [[اسباب صبر]] در برابر [[مشکلات]] و مصیبتها و [[تکالیف]] سخت [[الهی]] است.<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۲۵.</ref> | |||
# [[ایمان]]: شکی نیست که ایمان نقش کلیدی در [[زندگی]] [[بشر]] به ویژه در مسأله [[صبر]] در برابر [[مشکلات]]، [[تکالیف]]، [[مصیبتها]]، آزمونها و مانند آن دارد. به عنوان نمونه [[باور]] و ایمان به [[پیروزی]] [[اهل تقوا]] زمینهساز صبر در برابر مشکلات<ref>اعراف، آیه ۱۲۸؛ هود، آیه ۴۹؛ نحل، آیه ۱۲۷ و ۱۲۸.</ref>، همچنین باور و توجّه به عالمانه و [[حکیمانه]] بودن [[افعال الهی]]<ref>یوسف، ایه ۸۳.</ref>، ویا توجّه و ایمان به رازقیّت [[خداوند]]<ref>طه، آیه ۱۳۲.</ref>، و نیز توجه به [[بصیر]] بودن [[خدا]]<ref>فرقان، ایه ۲۰.</ref>، یا حتمی بودن [[پاداش الهی]]<ref>یوسف، ایه ۹۰.</ref>، توجه به [[توکل]] و نقش آن<ref>مزمل، آیات ۹ و ۱۰.</ref> و مانند آنها نقش تعیین کننده ای در ایجاد و افزایش صبر [[انسان]] دارد. | |||
# [[بصیرت]]: بصیرت و [[درک عمیق]] از عوامل صبر و [[شکیبایی]] است که خداوند در [[آیات]] ۶۵ و ۶۶ [[سوره انفال]] و ۱۹ و ۲۰ [[سوره رعد]] به آن توجه داده است. | |||
# [[بینش توحیدی]]: [[جهان بینی توحیدی]] [[مؤمنان]]<ref>از خدا بودن و به سوی او بازگشتن.</ref> دلیل صبر آنان در برابر سختیهاست. این بدان معناست که [[توحید]] به ویژه توحید فعل نقش تعیین کننده در ایجاد و تقویت صبر در بشر دارد.<ref>بقره، آیات ۱۵۵و۱۵۶.</ref> | |||
# [[پاکدامنی]] و [[عفت]]: پاکدامنی از موجبات شکیبایی در برابر [[شرور]] و [[بدیها]] و [[بدکاری]] هاست که خداوند در آیات ۱۹ تا ۳۱ [[سوره معارج]] به آن اشاره کرده است. | |||
# [[تدبر]] در سرگذشت ها: تدبر و تامل در سرگذشتها به ویژه پیامبرانی چون ایوب{{ع}} و [[موسی]]{{ع}} و یوسف{{ع}} و [[یعقوب]]{{ع}} و مانند آنها میتواند در ایجاد وافزایش صبر مفید و سازنده باشد.<ref>ص، آیات ۴۱ تا ۴۴؛ غافر، آیه ۵۵.</ref> | |||
# [[ترس]] از [[عذاب]] و [[کیفر]]: ترس از عذاب خداوند از عوامل شکیبایی در سختیهاست که از آیات ۱۹ تا ۲۸ سوره معارج این معنا به دست میآید. | |||
# [[تسبیح خدا]]: [[تسبیح]] و [[ستایش پروردگار]] در [[صبح و شام]] زمینه [[استواری]] [[روح]] و دستیابی به صبر در برابر ناگواریهاست.<ref>طه، آیه ۱۳۰؛ غافر، آیه ۵۵؛ ق، آیه ۳۹.</ref> | |||
# [[تواضع]]: [[فروتنی]] و [[اخبات]] و تواضع از عوامل دستیابی به [[صبر]] است که در [[آیات]] ۳۴ و۳۵ [[سوره حج]] به آن اشاره شده است. | |||
# توجه به اسوههای صبر: توجّه به اسوههای صبر تقویت کننده روحیّه [[شکیبایی]] در [[انسان]] است. از این روست که [[خداوند]] بارها در [[قرآن]] به [[مشکلات]] و فشارهایی که [[پیامبران]] تحمل کرده اشاره نموده تا صبر [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] افزایش یابد.<ref>آل عمران، آیه ۱۶۴؛ انعام، آیه ۳۴؛ انبیاء، آیات ۸۳ و۸۵؛ ص،آیات۱۷ و ۴۱ و ۴۴.</ref> | |||
# توجه به [[برتری]] [[نیکی]]: توجّه به اصل بدیهی برتری نیکی بر [[بدی]] زمینهساز صبر در برابر بدی دیگران خواهد بود.<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref> | |||
# توجه به بیمنطقی [[دشمن]]: توجّه به بیپایگی و بیمنطقی [[دشمنان]] زمینهساز صبر در برابر آنان که در آیات ۵۵ و ۵۶ [[سوره غافر]] به آن اشاره شده است. | |||
# توجه به [[پاداش]] [[جاودانه]]: توجّه به زوال نعمتهای [[دنیوی]] و جاودانه بودن پاداشهای [[الهی]] از عوامل شکیبایی در [[وفای به عهد الهی]] است.<ref>نحل، آیات ۹۵ و ۹۶.</ref> | |||
# توجه به [[حقانیت]] [[وعده خدا]]: توجّه به [[حقانیّت]] [[وعدههای خدا]] از عوامل صبر و شکیبایی است که در آیات ۶۰ [[سوره روم]] و ۵۵ و ۷۷ سوره غافر مطرح شده است. | |||
# توجه به [[عنایت خاص]] [[خدا]]: توجّه به [[عنایت]] خاصّ خدا به پیامبر{{صل}} و نیز مؤمنان از عوامل صبر او در برابر [[مشرکان]] تکذیبگر است.<ref>طور، آیه ۴۸ و آیات دیگر.</ref> | |||
# توجه به فواید صبر: توجّه به [[منفعت]] و فواید صبر از عوامل شکیبایی در برابر بدیهای دیگران<ref>نحل، آیه ۱۲۶.</ref> و در امور جنسی<ref>نساء، ایه ۲۵.</ref> و امور دیگر خواهد بود. | |||
# توجه به عواقب بیتابی: توجّه به عواقب ناخوشایند بیصبری از عوامل [[صبرپیشگی]] است که خداوند در آیات ۴۸ و ۴۹ [[سوره قلم]] به آن توجه میدهد. | |||
# توجه به [[قدرت خدا]]: توجّه و [[باور]] به قدرت خدا در [[نابودی دشمنان]] و [[آفرینش]] هستی مقتضی صبر در برابر دشمنان است.<ref>ق، آیات ۳۶ تا ۳۹.</ref> | |||
# توجه به ناکامی [[دشمن]]: توجّه به ناکامی دشمن در اهداف خود از عوامل [[شکیبایی]] در برابر آنها است.<ref>غافر، آیات ۵۵ و ۵۶.</ref> | |||
# همچنین [[خشوع]]<ref>بقره، آیه ۴۵.</ref>، [[خردمندی]] و [[تعقل]]<ref>رعد، آیات ۱۹ و ۲۲.</ref>، داشتن خصلتهای [[نیک]]<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref>، [[سجده]]<ref>انسان، آیات ۲۴ و ۲۶.</ref>، [[شب زنده داری]]<ref>طه، آیه ۱۳۰.</ref>، [[نماز]] و [[مداومت]] بر آن<ref>معارج، ایات ۱۹ تا ۲۳.</ref>، [[وفای به عهد]]<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۳۲.</ref>، [[یاد خدا]]<ref>انسان، آیات ۲۴ و ۲۵.</ref>، [[یقین]] به [[آیات الهی]]<ref>سجده، ایه ۲۴.</ref> و مانند آنها از موجبات ایجاد یا تقویت [[صبر]] و [[حلم]] و [[بردباری]] و شکیبایی است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و موجبات صبر و حلم (مقاله)|عوامل و موجبات صبر و حلم]].</ref>. | |||
== انگیزهها == | |||
صبر در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبتها]]، بسیار سخت و دشوار است و بسیاری از [[مردم]] توان آن را ندارند که صبر پیشه گیرند و بیتابی نکنند. البته چنان که گفته شد کسی که به [[خداوند]] [[گمان]] [[نیک]] داشته باشد هرگز بیتابی نمیکند و هر چیز را بر اساس [[حکمت]] و [[مصلحت]] میداند. | |||
البته شکی نیست که برخی از امور به عنوان انگیزه میتواند باعث تقویت صبر در [[آدمی]] شود. اصولا [[انسان]] وقتی آثار و [[برکات]] چیزی را میشناسد و میداند علاقه مند به آن امر شده و برای آن تلاش میکند. اموری در [[زندگی]] است که موجب ایجاد و تقویت صبر در آدمی میشود و به عنوان انگیزههای صبر خودنمایی میکند. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} درباره انگیزههای ایجادی و تقویتی صبر بر چهار انگیزه اصلی توجه داده و فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ عَلی اَرْبَعِ شُعَبٍ: اَلشـَّوْقُ وَ الشـَّفَـقَةُ وَالزَّهادَةُ، وَ التَّرقُّبُ، فَمَنِ اشْتاقَ اِلَی الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّـهَواتِ، وَ مَنْ اَشْفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ الْمُحَرَّماتِ، وَ مَنْ زَهِـدَ فِی الدُّنْیا تـَهاوَنَ بِالْمُصیباتِ، وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سـارَعَ فِی الْخَیْراتِ}}؛ صبر چهار شعبه دارد: [[اشتیاق]]، [[هراس]]، [[وارستگی]]، و [[انتظار]]. پس هر کس [[مشتاق]] [[بهشت]] است باید از [[شهوات]] بیرون برود؛ و کسی که از [[آتش]] میترسد باید از [[گناهان]] برگردد؛ و کسی که نسبت به [[دنیا]] [[زهد]] میورزد، باید [[گرفتاری]] را سبک بشمارد، و کسی که در [[انتظار مرگ]] است باید در کارهای خوب بشتابد<ref>میزان الحکمة، ۵/۱۰۱۳۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر ویژگیها و آثار آن (مقاله)|صبر ویژگیها و آثار آن]].</ref> | |||
== شناخت == | |||
از نظر [[آموزههای قرآن]]، صبر کردن زمانی تحقق مییابد که شخص علم هرچند اجمالی نسبت به این صبرهای سهگانه داشته باشد؛ البته اگر [[علم تفصیلی]] نسبت به هر یک از این امور داشته و از آثار و [[برکات]] آن [[آگاه]] باشد، صبر کردن بسیار آسانتر میشود. کسی که هیچ [[آگاهی]] و [[علمی]] نسبت به موضوع نداشته باشد، نمیتواند صبر کند، به ویژه اگر این موضوعات به گونهای باشد که برخلاف [[اعتقاد]] و باورهای شخص باشد و [[کراهت]] شدیدی نسبت به آنها داشته باشد. اصولا انسان زمانی نسبت به چیزی در [[زندگی]] [[اعتراض]] میکند که نسبت به آن [[شناختی]] ندارد یا به طور [[فطری]] از آن [[کراهت]] دارد. | |||
در داستان [[همراهی]] [[موسی]]{{ع}} با [[خضر]]{{ع}} نخستین سخن خضر{{ع}} این است: کیف [[تصبر]] علی ما لم تحط به خبرا؛ چگونه بر چیزی [[صبر]] میکنی که اطلاعی نسبت به آن نداری؟<ref>کهف، آیه ۶۸.</ref> [[حضرت موسی]]{{ع}} در پاسخ میگوید که انشاءالله صبر میکند؛ اما در آزمونهای سهگانه نشان میدهد که نمیتواند نسبت به [[اعمال]] بظاهر خلاف [[شریعت]] که [[عقل]] و نقل آن را [[تأیید]] میکند، [[اعتراض]] نکند و صبر پیشه گیرد.<ref>کهف، آیات ۶۹ تا ۸۲.</ref> | |||
[[خدا]] در [[قرآن]] به این نکته بهاشکال گوناگون توجه میدهد که میان صبر و [[علم]] و [[معرفت]] و [[آگاهی]] رابطه وجود دارد؛ از این رو درباره صبر بر [[مصیبتها]] به این نکته توجه میدهد که [[صابرین]] کسانی هستند که [[مالکیت خدا]] را [[باور]] دارند و او را [[علیم]] و [[قدیر]] دانسته و [[مشیت]] و کارهایش را بر اساس [[حکمت]] میدانند؛ لذا [[صبر در مصیبت]] را به کسانی نسبت میدهد که هنگام [[مصیبت]] «[[استرجاع]]» داشته و میگویند: «انا لله و انا الیه راجعون؛ ما از آن خداییم و به سوی او بازمیگردیم». در [[حقیقت]] این صابرین هرچند که [[علم کامل]] و احاطی به جزئیات اهداف و [[مقاصد الهی]] در [[ابتلائات]] و مصیبتها ندارند، ولی میدانند که اینگونه تصرفات از سوی خدا مبتنی بر رحمتی است که [[انسان]] را برای آن [[خلق]] کرده و همین اطلاع ولو اندک تابآوری آنان را افزون میکند<ref>بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷؛ هود، آیه ۱۱۹.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر پیامبر الگوی مؤمنان (مقاله)|صبر پیامبر الگوی مؤمنان ]].</ref> | |||
== آثار و فوائد == | |||
برای اینکه نقش و تاثیر صبر و بردباری را در [[زندگی]] بدانیم پیش از بیان عوامل آن به آثار آن میپردازیم. البته آثاری که در این جا بیان میشود با توجه به آثار صبری است که [[قرآن]] برای صبر [[پیامبر]]{{صل}} این [[اسوه]] [[انسان]] و [[اشرف]] [[آفرینش]] بیان کرده است. | |||
#'''[[امداد]] [[خداوند]]''': خداوند از آثار صبر را امدادهای قطعی خداوند بر میشمارد و بیان میکند که اگر صبر پیشه گرفته شود، خداوند [[عنایت خاص]] خواهد داشت و از طرق و راههایی که انسان [[گمان]] نمیکند به او کمک میکند تا به هدف و مقصود خویش برسد. این [[وعده]] [[حق الهی]] است که در صورت شکیبایی میتواند مورد کمک و امدادهای خاص قرار گیرد.<ref>انعام، آیه ۳۴؛ نحل، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸ و نیز روم، آیه ۶۰.</ref> | |||
#'''جلب [[محبت]]''': از دیگر آثار صبر در برابر بد رفتاریهای دیگران و دفع آن به بهترین [[شیوه]] میتوان به جلب [[دوستی]] دیگران و زمینه برطرف شدن [[دشمنیها]] اشاره کرد که [[خداوند]] در [[آیات]] ۳۴ و ۳۵ [[سوره فصلت]] به آن اشاره دارد. | |||
#'''[[مقام رضا]]''': اگر کسی بخواهد به مقام رضا برسد و از آثار [[خشنودی]] و [[رضایت الهی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] بهره مند شود میبایست، [[صبر]] را در برابر [[اذیت]] و [[آزار]] [[دشمنان]] پیشه گیرد و [[اجازه]] ندهد که اذیت و آزار او را بیتاب نماید و از انجام [[مسئولیت]] و [[مأموریت]] باز دارد و مانع حرکت طبیعی به سوی [[هدف]] شود. اگر [[انسان]] به مقام رضا برسد از [[بهشت]] [[رضوان]] بهره مند خواهد شد و [[دل]] وی در دنیا نیز به [[آرامش]] و خشنودی میرسد؛ چراکه [[خشنودی الهی]] به طور طبیعی خشنودی دل را به همراه خواهد داشت. به هر حال اگر کسی بخواهد به [[مقام]] [[رضای الهی]] دست یابد میبایست صبر را بر اساس [[آیه]] ۱۳۰ [[سوره طه]] به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای دست یابی در پیش گیرد و به آن پای بند باشد. | |||
#'''فرجام [[نیک]]''': از دیگر آثار صبر پیشگی میتوان به بهرهمندی از فرجام نیک و [[عاقبت به خیری]] اشاره کرد که در آیاتی از جمله ۴۹ [[سوره هود]] و ۱۳۲ سوره طه به آن اشاره شده است. | |||
#'''[[نیکی]] در برابر [[بدی]]''': [[انسانها]] به طور طبیعی واکنش متقابلی انجام میدهند و اگر نیکی از کسی ببیند میکوشند نیکی کنند و کمتر کسی است که در برابر نیکی [[رفتاری]] متضاد و متقابل انجام دهد و [[بدکاری]] نماید. همچنین کمتر کسی است که در برابر بدی دیگران [[اقدام]] به نیکی کند و خود را چنان بسازد که بدی را به نیکی پاسخ دهد. اما کسانی که صبر پیشه کردهاند، هرگز بر اساس رفتارهای دیگران واکنش و پاسخ نمیدهند بلکه بر اساس [[اخلاق]] و آموزههای [[انسانی]] و [[الهی]] میکوشند پاسخ دهند. این گونه است که در برابر [[بدی]] دیگران به [[نیکی]] [[اقدام]] میکنند و نشان میدهند که همانند دیگران نیستند بلکه در یک مرتبه بالاتر از [[اخلاق]] و [[انسانیت]] قرار دارند و همواره [[رحمت]] ایشان بر [[غضب]] ایشان پیشی میگیرد. [[خداوند]] دست یابی به [[خصلت]] نیکی در برابر بدی دیگران را در [[سایه]] سار [[شکیبایی]] و [[صبر]] میداند و در [[آیات]] ۳۴ و ۳۵ [[سوره فصلت]] به عنوان یکی از آثار صبر از آن یاد میکند. | |||
#'''[[مقام احسان]]''': بر اساس [[آیه]] ۱۱۵ [[سوره هود]] میتوان گفت که صبر موجب قرار گرفتن [[انسان]] در زمره محسنان است. البته چنان که گفته شد صبر خود به یک معنا خود نمادی از ویژگی [[احسان]] در شخص است. از این روست که به عنوان تعلیل در آیه مورد توجه قرار گرفته است. به هر حال ارتباط تنگاتنگی میان مقام احسان و [[مقام صبر]] وجود دارد که از این آیه میتوان آن را [[استنباط]] کرد. | |||
اینها تنها نمونههای از آثار صبر است که در این جا به آن اشاره شده است. همین مقدار از آثار صبر به خوبی میتواند [[منزلت]] و [[ارزش]] و اهمیت صبر در [[زندگی]] را نشان دهد و عاملی در [[تشویق]] انسان برای کسب آن باشد. اگر کسی بخواهد به همین آثار صبر دست یابد میبایست به عوامل ایجادی و تقویتی صبر توجه یابد و از بخواهد تا با [[شناسایی]] آنها، زمینه صبر را در خود پدید آورد و از آثار و [[برکات]] آن بهره مند شود. از این رو در ادامه به عوامل ایجادی و تقویتی صبر اشاره میشود. تا باشد با بهرهمندی از این عوامل و تحقق صبر از آثار صبر بهرهمند شویم<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>. | |||
== آثار صبر و [[برکات]] آن == | |||
در [[آیات]] و [[روایات]] آثار و برکاتی برای [[صبر]] و تاب آوری در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبتها]] آمده است که به برخی از آنها اشاره میشود: | |||
#'''[[بهشت]]''': از مهمترین آثار صبر در [[زندگی]] [[فلاح]] و [[رستگاری]] و رسیدن به بهشت است. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَلْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَی الْمَکارِهِ فِی الدُّنْیا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذّاتِ وَ الشَّهواتِ، فَمَنْ اَعْطی نَفْسَهُ لَذَّتَها وَ شَهْوَتَها دَخَلَ النّـارَ}}؛ بهشت آمیخته به سختیها و صبر و بُردباری است، پس هر کس در [[دنیا]] بر [[سختیها]] [[شکیبا]] و صبور باشد، وارد بهشت میشود، و [[جهنّم]] آمیخته به [[شهوات]] و خوشگذرانیهاست. پس هر کس [[خواستهها]] و شهوات نفس خود را تأمین کند، وارد [[آتش]] میشود.<ref>اصول کافی، ج ۲، ص۷۳، ح ۷، مکتبة الاسلامیة، تهران ۱۳۸۸ هجری.</ref> | |||
#'''مقدّمه رستگاری و بهشت''': [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اِنَّکَ لَنْ تُدْرِکَ ما تُحِبُّ مِنْ رَبِّکَ اِلاّ بِالصَّبْرِ عَمّا تَشْتَهی}}؛ تو به آنچه که [[دوست]] داری از پروردگارت بتو برسد<ref>بهشت.</ref>دست نمییابی، مگر اینکه در مقابل [[خواستههای نفسانی]] [[مقاومت]] کنی<ref>غرر الحکم، ج ۳، ۳۷۹۴.</ref> | |||
#'''[[پیروزی]]''': از دیگر آثار صبر میبایست به پیروزی در [[کارها]] و [[موفقیت]] در امور اشاره کرد. امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ کَفِیلٌ بِالظَّفَرِ}}؛ صبر ضامن پیروزی است.<ref>غرر الحکم، ج ۱، ۷۶۰.</ref> از همین گفته شده است: صبر وظفر هردو [[دوستان]] قدیمندبر اثر صبر نوبت [[ظفر]] آید. امام علی{{ع}} همچنین فرمود: {{متن حدیث|مَنْ رَکِبَ مَرْکَبَ الصَّبْرِ اِهْتَدی اِلی مِضْمارِ النَّصْرِ}}؛ کسی که بر مرکب [[صبر]] و [[بردباری]] سوار شُد به میدان [[پیروزی]] خواهد رسید.<ref>بحارالانوار، ج ۷۸، ص۷۹.</ref> [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لایَعْدِمُ الصَّـبُورُ الظَّـفَرَ وَ اِنْ طـالَ بـِهِ الزَّمـانُ}}؛ [[انسان]] صبور و [[شکیبا]] پیروزی را از دست نمیدهد، اگر چه [[زمان]] آن طولانی شود.<ref>میزان الحکمة ج ۵، ۱۰۰۷۰.</ref> | |||
#'''[[رهایی]] از [[فقر]]''': امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ جُنَّةٌ مِنَ الْفاقَةِ}}؛ صبر و بردباری سپری در برابر فقر است. | |||
#'''[[گنج]] بهشتی''': [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجَّنَّةِ}}؛ صبر و شکیبائی گنجی از گنجهای [[بهشت]] است.<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۷.</ref> | |||
#'''[[بهترین عبادت]]''': امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَفْضَلُ الْعِبـادَةِ الصَّـبْرُ وَالصَّمْتُ وَاِنْتِظارُ الْفَرَجِ}}؛ [[برترین]] [[پرستش خدا]] صبر و شکیبائی، [[سکوت]] وانتظارفرج است.<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.</ref> | |||
#'''بهرهمندی از بهترین ثوابها''': امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|ثَوابُ الصَّبْرِ اَعْلَی الثَّوابِ}}؛ [[پاداش]] صبر، بالاترین پاداشها است.<ref>غرر الحکم، ج ۳، ۴۶۹۴.</ref> | |||
#'''بهرهمندی از منازال [[ابرار]]''': امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اِنْ صَبَرْتَ اَدْرَکْتَ بِصَبْرِکَ مَنازِلَ الاَبْرارِ وَ اِنْ جَزَعْتَ اَوْرَدَکَ جَزَعُکَ عَذابَ النّارِ}}؛ اگر صبر کنی به [[مقام]] و [[منزلت]] [[نیکان]] میرسی، و اگر بیتابی کنی، آن تو را به [[آتش]] وارد میکند.<ref>غرر الحکم، ج ۳، ۳۷۱۳.</ref> | |||
#'''[[خیررسانی]]''': صبر هماره خیر را با خود به دنبال دارد. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ یُعَقِّبُ خَیْراً، فَاصْبِرُوا تَظْفُرُوا}}؛ عاقبت صبر وشکیبائی خیراست، بنابراین صبرکنید، تا [[پیروز]] شوید.<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.</ref> | |||
#'''[[خشنودی خدا]] و [[اجر]] [[الهی]]''': [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ صَبَرَ وَ اسْتـَرْجَعَ وَ حـَمِدَ اللّهَ عِنْدَ الْمُصیـبَةِ فَقَدْ رَضِیَ بِما صَنَعَ اللّهُ، وَ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلَی اللّهِ وَ مَنْ لَمْ یَفْعَلْ ذلِکَ جَری عَلَیْهِ الْقَضآءُ وَ هُوَ ذَمیمٌ وَ اَحْبَطَ اللّهُ اَجْـرَهُ}}؛ کسی که صبر کند، و کلمه [[استرجاع]]، یعنی<ref>اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ.</ref> بگوید و هنگام [[گرفتاری]] [[خدا]] را [[ستایش]] کند، پس او از کار خدا [[خشنود]] است و اجرش با خداست و کسی که این چنین نکند، [[سرنوشت]] او [[تغییر]] نمیکند و مذمّت میشود و پاداش او هم از بین میرود.<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۶.</ref> | |||
#'''مایه [[عزّت]]''': [[ابوحمزه]] [[ثابت بن دینار]] ثُمالی از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: {{متن حدیث|سَمِعْتُهُ یَقُولُ: مَنْ صَبَرَ عَلی مُصیبَةٍ زادَهُ اللّهُ عز و جلعِزّاً عَلی عِزِّهِ وَ اَدْخَلَهُ جَنَّتَهُ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ}}؛ کسی که در مقابل [[مصیبت]] شکیبائی ورزد، [[خداوند]] عز و جلبر [[عزّت]] او میافزاید و او را با [[حضرت محمد]]{{صل}} و خاندانش وارد [[بهشت]] میکند.<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۲۸.</ref> | |||
#'''[[مقام]] [[مجاهدان]]''': [[جهاد]] اقسامی دارد که شامل [[جهاد علمی]] و [[جهاد نظامی]] و [[جهاد مالی]] و جهاد نفس است. بیگمان [[صبر]] در حوزه [[جهاد اکبر]] نفس قرار میگیرد و شخص از آثار آن بهره مند خواهد شد. [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ صَبَرَ عَلی طاعَةِ اللّهِ وَ عَنْ مَعاصیهِ فَهُوَ الْمُجاهِدُ الصَّبُورُ}}؛ کسی که در [[اطاعت خدا]] و [[کنارهگیری]] از [[گناهان]] صبر و شکیبائی داشته باشد، او [[مجاهد]] بسیار [[صبوری]] است.<ref>غرر الحکم، ج ۵، ۹۱۹۰.</ref> | |||
#'''بهرهمندی از نعمتهای [[اخروی]]''': امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لایُنْعَمُ بِنَعیمِ الاخِرَةِ اِلاَّ مَنْ صَبَرَ عَلی بَلاءِ الدُّنْیا}}؛ تنها کسی به [[نعمتهای آخرت]] میرسد، که در مقابل گرفتاریهای [[دنیا]] صبر و شکیبائی داشته باشد.<ref>غرر الحکم، ج ۶، ۱۰۷۵۲.</ref> | |||
#'''شیرینی صبر''': امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|حَلاوَةُ الظَّفَرِ تَمْحُو مِرارَةَ الصَّبْرِ}}؛ شیرینی [[پیروزی]]، تلخی صبر را محو میکند.<ref>غرر الحکم، ج ۳، ۴۸۸۲.</ref> | |||
#'''بهشت بیحساب''': از [[رسول خدا]]{{صل}} سؤال شد: {{متن حدیث|هَلْ رَجُلٌ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ؟ قـالَ: نَعَمْ کُلُّ رَحـیمٍ صَبُورٌ}}؛ آیا کسی بدون حساب وارد بهشت میشود؟ [[پیامبر]]{{صل}}فرمود: آری هر [[انسان]] [[مهربان]] و [[شکیبا]] بدون حساب وارد بهشت میشـود.<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۹.</ref> | |||
#'''تبدیل [[سختی]] به آسانی''': [[ابوبصیر]] میگوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: {{متن حدیث|اِنَّ الْحُـرَّ حُرٌّ عَلی جَمیِع اَحْوالِهِ اِنْ نابَتْهُ نائِبَةٌ صَبَرَ لَها، وَ اِنْ تَدارَکَتْ عَلَیْهِ الْمَصائِبُ لَمْ تَکْسُرْهُ وَ اِنْ اُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْیُسْرِ عُسْراً}}؛ انسان [[آزاده]] همیشه آزاده است، اگر حادثه ای برای او پیش آید، صبر و [[شکیبایی]] دارد، و اگر مصیبتها بر او فرو ریزد، او را نمیشکند اگر چه [[اسیر]] و مغلوب شود و [[آسایش]] او به [[سختی]] تبدیل شود<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۶۹.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر ویژگیها و آثار آن (مقاله)|صبر ویژگیها و آثار آن]].</ref> | |||
== پیامدها و آثار == | |||
چه آثار و برکاتی را در [[دنیا]] و [[آخرت]] و از نظر مادی و [[معنوی]] نصیبت ما خواهد شد؟ [[آموزههای قرآنی]] بر اساس یک شیوه [[تربیت علمی]] و [[روانشناسی]] به این [[پرسش]] پاسخ میدهد؛ از این روست که بیان [[فلسفه]] و اهداف هر [[حکم]] و [[دستوری]] از جمله دستور به صبر کردن را بیان کرده تا انگیزه در [[انسان]] برای کسب این فضلیت و تمرین و تقویت آن پدید آید. در این جا به پیامدها و اثار صبر اشاره میشود. | |||
# [[خوشبختی]]: از مهمترین آثار و پیامدهای صبر میتوان به همان فلسفه وغایت [[زندگی]] در همه [[انسانها]] اشاره کرد. هر کسی [[دوست]] میدارد تا [[خوشبخت]] و [[سعادتمند]] باشد؛ یعنی [[آرامش]] و [[آسایش]] [[جاودانه]] بدون [[درد]] و [[رنج]] و [[گرسنگی]] و [[تشنگی]]، عریانی و سرمایی و مانند آنها را داشته باشد و هرگز [[خوف]] و [[ترس]] از دست دادن آن وجود نداشته باشد. صبر چنین پیامدی برای [[بشر]] دارد. [[امام]] [[موسی کاظم]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اِصبِر عَلي طاعَةِ اللّه، وَاصبِر عَن مَعاصِي اللّه؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ، فَما مَضي مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَ ما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلي تِلكَ السّاعَةِ الَّتي أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ}}؛ بر [[طاعت خدا]] صبر کن و در [[ترک معاصی]] او [[شکیبا]] باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای [[شادی]] و [[غم]] ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه ای را که در آن به سر میبری، صبور باش چنان که گویی خوشبخت و [[خوشحالی]].<ref>بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱، ح ۱.</ref> | |||
# آسانی: صبر وسیله آسان شدن سختیها بر انسان است. انسان به جای آنکه فزع و [[جزع]] و بیتابی نماید بیآنکه ثمره ای ببرد با صبر میتواند به [[سادگی]] از [[سختیها]] و [[مصیبتها]] عبور کند وکار را بر خود و دیگران آسان نماید. از این روست که [[خداوند]] در [[آیات]] چندی از جمله ۴۵ و ۱۵۳ [[سوره بقره]] و ۱۲۷ و ۱۲۸سوره [[اعراف]] از [[استعانت]] جویی به [[صبر]] در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبتها]] سخن به میان میآورد و آن را به عنوان یک راهکار و سازوکار توصیه مینماید. | |||
#اجتناب از تکیه کردن به [[ستمگران]]: صبر و [[شکیبایی]] زمینهساز اجتناب و پبرهیز از اتّکا به ستمگران است. اگر [[انسان]] بیتابی کند واکنشهای نادرست خواهد داشت که از جمله آنها [[پناه]] جویی به ستمگران و تکیه بر آنان برای جبران خسارت یا عبور از مشکلات و [[سختیها]] خواهد بود. اما صبر و تاب آوری موجب میشود که به جای تکیه بر ستمگران بر خود [[اعتماد]] و تکیه نماید و به آنان باج ندهد.<ref>هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۵.</ref> | |||
#اجتناب از [[اسراف]]: اسراف در هر شکلی از آن [[ظلم]] است؛ حال [[اعتقادی]] باشد یا [[رفتاری]] یا [[اقتصادی]] و مانند آن. انسان اگر صبرپیشه کند میتواند از اسراف دوری شود؛ زیرا صبر عامل رعایت [[اعتدال]] در [[انفاق]] و پرهیز از [[بخل]] و اسراف در آن است، چنان که [[خداوند]] در [[آیات]] ۶۷ و ۷۵ [[سوره فرقان]] به آن اشاره دارد. | |||
#اجتناب از [[باطل]]: [[صبرپیشگی]] زمینهساز اجتناب از باطل و امور [[بیهوده]] هم چون مجالس بیهوده دارد که برای انسان هیچ ثمری جز [[تباهی]] [[فکری]] و [[روحی]] و [[ایمانی]] ندارد.<ref>فرقان، آیات ۷۲ و ۷۵.</ref> | |||
#اجتناب از بخل: انفاق و [[احسان]] از خصلتهای [[نیک]] بشری است. در برابر بخل و خساست از بدترین [[خصلت]] هاست. صبر پیشگی از عوامل پرهیز از بخلورزی است که خداون در آیاتی به آن تاکید کرده است.<ref>فرقان، آیات ۶۷ و ۷۵.</ref> | |||
#اجتناب از [[طغیان]]: بسیاری از [[مردم]] به سبب طغیان به [[دوزخ]] میروند و حتی درهمین [[دنیا]] گرفتار [[عذاب]] [[استیصال]] میشوند. صبر عامل اجتناب انسان از طغیان است و باید برای [[رهایی]] از طغیان و آثار [[زشت]] و بدش از صبر استعانت گرفت.<ref>هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۵.</ref> | |||
#اجتناب از [[قتل]]: صبر پیشگی زمینهساز پرهیز از قتلهای ناحق است. به این معنا که بسیاری از [[مردم]] به سبب بیصبری و از کوره در رفتن و پاسخ دادن مثبت به هیجانات زودگذر [[غضب]] است که مرتکب [[قتل]] میشوند؛ اما اگر کسی [[صبر]] پیشه کند هرگز گرفتار قتل و تبعات آن نخواهد شد.<ref>فرقان، آیات ۶۸ و ۷۵.</ref> [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبرُ اَن يَحتَمِلَ الرَّجُلُ ما يَنوبُهُ وَ يَكظِمَ ما يُغضِبُهُ}}؛ صبر آن است که [[انسان]] [[گرفتاری]] و مصیبتی را که به او میرسد تحمل کند و [[خشم]] خود را فرو خورد.<ref>غررالحکم، ج۲، ص۶۹، ح۱۸۷۴.</ref> | |||
# [[انسجام]] و [[استحکام]] [[اجتماعی]]: صبر زمینهساز استحکام [[پیوندهای اجتماعی]] و انسجام مردمی است که [[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۲۰۰ [[سوره آل عمران]] به آن توجه داده است. | |||
# [[استقامت]] و [[پایداری]]: [[شکیبایی]] از عوامل استقامت به ویژه پایداری بر طریق [[حق]] و [[حقیقت]] است.<ref>هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۵.</ref> این همان مفهوم [[واقعی]] صبر است که به معنای [[مقاومت]] و استقامت است نه [[وادادگی]] و پذیرش [[ظلم و ستم]] که از در [[عربی]] به آن [[منظلم]] میگویند. یعنی انسان میبایست مقاومت و استقامت بورزد هر چند که [[مظلوم]] واقع شود ولی منظلم نباشد. | |||
# [[اطاعت خدا]]: شکی نیست که [[انجام واجبات]] و اطاعت خدا بسیار سخت است؛ زیرا لازمه [[اطاعت]] آن است که انسان در برابر ظلم و ستم مقاومت کند و یا علیه [[هواهای نفسانی]] بیایستد و امور دیگری که [[تکلیف]] و سخت است انجام دهد. از این روست که در [[آیات]] قرانی بر صبر به عنوان زمینهساز [[اطاعت از خدا]] تاکید شده است.<ref>انفال، آیه ۴۶.</ref> | |||
# [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}}: همچنین اطاعت از پیامبر{{صل}} و انجام فرمانهای ایشان به عنوان [[رهبر]] و پیشوای [[دین]] و [[دنیا]] نیازمند صبر است. خداوند در آیاتی بیان میکند که میسّر بودن [[اطاعت از رسول خدا]] در [[سایه]] شکیبایی و صبر به دست میآید.<ref>انفال، آیه ۴۶ و آیات دیگر.</ref> | |||
# [[اعتدال]]: انسان اگر بخواهد از [[اسراف]] و [[تفریط]] و [[افراط]] و [[تبذیر]] و مانند آنها دور بماند باید [[اهل صبر]] باشد؛ زیرا دست یابی به [[اعتدال]] و [[تعادل]] [[رفتاری]] و [[فکری]] در [[سایه]] [[صبر]] است.<ref>فرقان، آیات ۶۷ و ۷۵.</ref> | |||
# [[اقامه نماز]]: اقامه نماز به معنای برپایی آن به ویژه در شکل [[اجتماعی]] آن بسیار سخت و دشوار است. [[انسان]] حتی اگر بخواهد علیه نفس خویش [[قیام]] کند و در [[خانه]] به [[اخلاص]] برای [[خدا]] [[سجده]] کند برای بسیاری شدنی نیست؛ انجام این عمل [[عبادی]] در شکل [[نماز جمعه]] و [[جماعت]] بسیار سختتر است؛ زیرا افزون بر نفس و [[وسوسههای شیطانی]] باید با [[جامعه]] [[وسواس]] [[خناس]] نیز [[مبارزه]] کند تا بتواند [[نماز]] را اقامه کند. از این روست که انجام این [[واجب]] آن هم در پنج وقت و به شکل اقامه و اجتماعی کردن آن بسیار سخت و دشوار بوده و نیاز مند صبر دانسته شده است.<ref>آل عمران، آیه ۲۰۰؛ هود، آیه ۱۱۴ و ۱۱۵؛ رعد، آیه ۲۲؛ طه، آیه ۱۲۳.</ref> | |||
# [[امداد]]: صبر زمینه بهرهمندی از [[امداد الهی]] در اشکال گوناگون است.<ref>بقره، آیه ۱۵۳.</ref> چنان که صبر [[مجاهدان]] از عوامل فرود آمدن [[فرشتگان]] امدادگر به هنگام [[یورش]] شتابان [[دشمن]] در [[جنگها]] بود<ref>آل عمران، آیه ۱۲۵.</ref> و یا صبر [[انبیا]] در برابر تکذیبها و اذیّت و [[آزار]] [[دشمنان]] موجب بهرهمندی آنان از [[نصرت]] خدای بوده است<ref>انعام، آیه ۳۴.</ref> [[خداوند]] در [[آیه]] ۳۴ [[سوره انعام]] بیان میکند که بهرهمندی از امداد الهی در صورت صبر، سنّتی [[الهی]] و تغییرناپذیر است. | |||
#انجام [[تکالیف الهی]]: چنان که گفته شد انجام تکالیف الهی در شکل واجب و ترک [[حرام]] از آثار صبر است؛ چراکه صبر وسیله ای کارساز در انجام [[دستورهای الهی]] است چنان که خداوند در آیاتی از جمله ۴۰ تا ۴۵ [[سوره بقره]] به آن اشاره دارد. | |||
#انجام [[کارهای نیک]]: میسّر بودن انجام [[اعمال صالح]] در سایه [[شکیبایی]] و صبر است؛ زیرا نیازمند ایجاد مقتضی و حذف موانع به ویژه موانع [[نفسانی]] است.<ref>عنکبوت، آیات ۵۸ و ۵۹.</ref> | |||
# [[انفاق]]: امکان [[انفاق]] چه [[مالی]] و چه [[علمی]] و مانند آن در [[سایه]] [[صبر]] و [[شکیبایی]] به دست میآید.<ref>رعد، آیه ۲۲؛ فرقان، آیات ۶۷ و ۷۵.</ref> | |||
# [[ایمنی]] و [[امنیت]]: صبر و شکیبایی موجب ایمن ماندن از توطئههای [[دشمن]] است<ref>آل عمران، آیه ۱۲۰.</ref> و [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۸۶ همین [[سوره]] بیان میکند که صبر از عوامل سالم ماندن از اذیّت و [[آزار]] [[دشمنان]] بوده است. | |||
# [[بشارت]] و مژده [[الهی]]: از دیگر آثار صبر باید گفته که تاب آوری و شکیبایی در برابر حوادث و [[ناملایمات]] درپی دارنده بشارت الهی به خیر و [[خوشی]] و [[خوشبختی]] و مانند آن هاست.<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶؛ حج، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref> | |||
# [[بندگی خدا]]: صبر عامل دستیابی به [[مقام]] [[بندگی]] خداست که از مقام بلند [[بشریت]] است؛ زیرا [[عبودیت]] همان چیزی است که گوهر و [[باطن]] آن [[ربوبیت]] و پروردگاری و دست یابی به [[مقام خلافت الهی]] است.<ref>فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵.</ref> | |||
# [[رحمت الهی]]: صبر از عوامل دستیابی به رحمت الهی به ویژه خاص و ویژه است که مخصوص [[بندگان]] [[صابر]] است.<ref>نحل، آیه ۱۱۰؛ حجرات، آیه ۵؛ بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷؛ انبیاء، آیات ۸۵ و ۸۶؛ ص، آیات ۴۳ و ۴۴.</ref> | |||
#بهرهمندی از مکان [[نیک]]: صبر زمینهساز بهرهمندی از مکان و جایگاه [[نیکو]] در دنیاست و اختصاص به [[بهشت]] و [[آخرت]] ندارد.<ref>نحل، آیات ۴۱ و ۴۲.</ref> | |||
# [[پاکدامنی]]: امکان [[پایداری]] بر پاکدامنی و اجتناب از آلودگیهای جنسی در سایه [[صبرپیشگی]] است که خداوند در آیاتی از جمله ۲۵ [[سوره سبا]] و ۶۸ و ۷۵ [[سوره فرقان]] به آن اشاره کرده است. | |||
# [[پیروزی]]: صبر در برابر ستمگریها، موجب [[پیروزی بر دشمن]] [[ستمگر]] است.این صبر به معنای [[استقامت]] و [[مقاومت]] است نه این که [[ظلم]] را پذیرا شود، بلکه به این معناست که به جای بیتابی و فزع کردن به مقاومت حتی [[مقاومت منفی]] خود را از زیر [[ستم]] رهانیدن و با [[توکل به خدا]] راه پیروزی را فراهم کردن است.<ref>اعراف، آیه ۱۳۷.</ref> از این روست که [[صبر]] در میدان [[جهاد]] نیز مطرح میشود که به معنای [[استقامت]] و [[پایداری]] است تا این گونه [[پیروزی]] رقم بخورد.<ref>بقره، آیه ۲۴۹ و ۲۵۰؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸ .</ref> و این گونه است که گروههای کوچک<ref>انفال، آیات ۶۵ و ۶۶.</ref> و [[پیامبران]]<ref>انعام، آیه ۳۴؛ ابراهیم، آیات ۱۱ تا ۱۴.</ref> [[پیروز]] شدند و [[انسان]] میتواند سر بلند از [[مشکلات]] و [[ناملایمات]] بگذرد.<ref>بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳.</ref> | |||
#تأمین خیر: صبر بردادههای [[خدا]] تأمین کننده خیر و [[مصلحت]] انسان است و نباید بیتابی کند و [[جزع]] و فزع نماید که نوعی [[کفران نعمت]] است.<ref>بقره، آیه ۶۱.</ref> | |||
# [[تقوا]]: صبر پیشگی عامل قرار گرفتن در زمره [[متقین]] است که [[خداوند]] برای آن آثاری بسیار چون [[کرامت]] یابی در [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[فلاح]] و [[رستگاری]] را بیان کرده است.<ref>بقره، آیه ۱۷۷؛ اعراف، آیه ۱۲۸؛ هود، آیه ۴۹؛ طه، ایه ۱۳۲.</ref> | |||
# [[تواضع]]: امکان دستیابی به تواضع و [[فروتنی]] در [[سایه]] صبر شدنی است چنان که خداوند در [[آیات]] ۶۳ و ۷۵ [[سوره فرقان]] به آن اشاره دارد. | |||
# [[توحید]]: امکان پایداری بر توحید و دوری از [[شرک]] و چندگانه پرستی در سایه [[شکیبایی]] و صبر به دست میآید. این مطلب را میتوان از آیات ۶۸ و ۷۵ سوره فرقان به دست آورد. | |||
# [[ثبات قدم]]: صبر و شکیبایی درپی دارنده ثبات قدم بر [[حق]] و پایداری است به گونه ای که در [[مقام عمل]] و [[اراده]] چیزی نمیتواند او را تکان دهد و یا [[تغییر]] جهت و موضع را موجب شود.<ref>بقره، آیه ۲۵۰.</ref> | |||
# جهاد: صبر، [[یاری]] دهنده [[مؤمنان]] برای جهاد در راه خداست.<ref>بقره، آیه ۱۵۳ و ۱۵۴؛ و ۲۴۹ تا ۲۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۴۶ و ۱۴۸.</ref> | |||
# [[شهادت]]: رسیدن به [[مقام شهادت]] تنها در سایه صبر و شکیبایی در میادین جهاد به دست میآید.<ref>همان .</ref> | |||
# [[حاکمیت]] بر [[سرنوشت]]: صبر از عوامل دستیابی به [[حاکمیّت]] بر سرنوشت خویش و [[رهایی]] از [[حکومت]] [[ستمگران]] است که در آیاتی از [[قرآن]] از جمله ۱۲۷ و ۱۲۸ و ۱۳۷ [[سوره اعراف]] به آن توجه داده شده است. | |||
# [[اتحاد]]: [[حفظ]] [[اتّحاد]] و [[ابهت]] [[جامعه]] [[ایمانی]] در [[سایه]] [[شکیبایی]] و [[صبر]] در برابر [[مشکلات]] و تحریمها و محاصرهها و مانند آن شدنی و به دست میاید.<ref>انفال، آیه ۴۶.</ref> | |||
# [[حفظ مرزها]]: [[حفاظت]] از [[مرزهای کشور اسلامی]] در گرو صبر و شکیبایی [[مسلمانان]] در برابر مشکلات و [[دشمنان]] است.<ref>آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref> | |||
# [[درک]] و فهم [[آیات الهی]]: صبر مایه [[رشد]] [[معرفت]] [[آدمی]] و درک بهتر [[آیات]] و نشانههای خداست. این مطلب بارها در آیات ۵ [[سوره ابراهیم]]، ۳۱ [[سوره لقمان]]، ۱۹ [[سوره سبا]] و ۳۳ [[سوره شوری]] بیان شده است. | |||
# درک صحیح: صبر درپی دارنده درک صحیح نسبت به زخارف [[دنیا]] و پاداشهای [[الهی]] است و [[انسان]] [[حقایق]] را بهتر درک و فهم میکند و [[فریب]] [[دروغ]] و زینتهای [[دنیوی]] را نمیخورد.<ref>قصص، آیات ۷۹ و ۸۰.</ref> | |||
# [[درود]] و [[صلوات]] الهی: صبر در برابر مشکلات و سختیها درپی دارنده صلوات و درود [[خداوند]] است.<ref>بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷.</ref> | |||
# [[دوستی خدا]]: صبر از عوامل جلب [[محبّت]] و [[دوستی]] خداست که در [[آیات قرآنی]] از جمله ۱۴۶ [[سوره آل عمران]] به آن توجه داده شده است. | |||
# [[رستگاری]]: همچنین صبر و شکیبایی زمینه رسیدن به [[فلاح]] و رستگاری [[ابدی]] و پیرزوی و [[سربلندی]] از [[امتحان]] دنیا خواهد بود.<ref>آل عمران، آیه ۲۰۰؛ مؤمنون، آیه ۱۱۱.</ref> | |||
# [[رفتار نیک]]: [[صبرپیشگی]] عامل رفتار نیک در برابر برخوردهای [[جاهلان]] است که خداوند بر آن در آیهات ۶۳ و ۷۵ [[سوره فرقان]] تاکید میکند. | |||
# [[زهد]] و [[پارسایی]]: صبر درپی دارنده زهد و [[چشم پوشی]] از زخارف دنیا و رسیدن به [[مقام]] پارسایی است.<ref>قصص، آیات ۷۹ و ۸۰.</ref> | |||
# [[سعادت دنیا]]: [[صبر در برابر ظلم]] [[ظالمان]] درپی دارنده [[نیک]] بختی و [[خوشی]] در دنیاست و این گونه نیست که تنها [[آخرت]] شخص با صبر به فلاح و رستگاری تبدیل شود، بلکه بهره آن را در [[دنیا]] نیز خواهد دید و [[لذت]] آن را خواهد چشید.<ref>نحل، آیات ۴۱ و ۴۲.</ref> | |||
# [[شب زنده داری]] و [[تهجد]]: امکان شب زنده داری در [[سایه]] ئ [[صبر]] و [[شکیبایی]] به دست میآید و [[انسان]] [[صابر]] است که به [[مقام]] متهجدین میرسد.<ref>فرقان، آیات ۶۴ و ۷۵.</ref> | |||
# [[شکر]] و [[سپاس]]: صبر درپی دارنده شکر و سپاس است که [[خداوند]] در [[آیات قرآنی]] بر آن تاکید داشته است.<ref>بقره، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳؛ ابراهیم، ایه ۵؛ لقمان، آیه ۳۱؛ سبا، آیه ۱۹؛ شوری، ایه ۳۳.</ref> | |||
# [[صداقت]]: صبر در برابر محرومیّتها و سختیها از اسباب رسیدن به [[راستی]] و صداقت است که در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] به آن اشاره و به عنوان اثری از آثار صبر معرفی شده است. | |||
# گذشت: [[صبرپیشگی]] زمینهساز [[عفو و گذشت]] از [[بدی]] دیگران است.<ref>نحل، آیه ۱۲۶.</ref> | |||
# [[مرگ]] با [[سعادت]]: مردن با حال [[تسلیم]] و [[انقیاد]] در برابر [[خدا]] در گرو صبر در مقابل تهدیدهای [[دشمنان]] [[ایمان]] است<ref>اعراف، آیات ۱۲۳ تا ۱۲۶.</ref> و خداوند در [[آیات]] ۵۷ تا ۵۹ [[سوره عنکبوت]] بیان میکند که مرگ [[مؤمنان]] نیکوکردار مرگی با سعادت در سایه صبر و [[توکّل]] است. پس باید به این نکته هماره توجه داشت. | |||
# مصونیت از [[تفاخر]]: صبر از عوامل مصونیّت از [[فخرفروشی]] در صورت بهرهمندی از [[نعمت الهی]] پس از سختیهاست.<ref>هود، آیات ۱۰ و ۱۱.</ref> | |||
# مصونیت از سرمستی: همچنین صبر از عوامل مصونیّت از شادیهای بیمورد و سرمستی در صورت بهرهمندی از نعمت الهی است.<ref>همان.</ref> | |||
# مصونیت از [[کفران نعمت]]: صبر، عامل مصونیّت از [[کفران]] و [[ناسپاسی]] در صورت از دست دادن نعمتهاست.<ref>هود، آیات ۹ تا ۱۱.</ref> | |||
# مصونیت از [[نومیدی]]: صبر عامل مصونیّت از [[یأس]] و [[ناامیدی]] در صورت از دست دادن نعمتهاست که در همین آیات به آن اشاره شده است. | |||
# [[مغفرت]] و [[آمرزش الهی]]: صبر از عوامل دستیابی به آمرزش الهی است که خداوند در آیه ۲۵ [[سوره نساء]] و ۱۱ [[سوره هود]] و ۱۱۰ [[سوره نحل]] و ۵ [[سوره حجرات]] به آن توجه داده است. | |||
#منعفت [[برتر]]: [[صبرپیشگی]] به جای [[مقابله به مثل]] در برابر [[بدی]] دیگران درپی دارنده [[منفعت]] برتر است که در [[آیه]] ۱۲۶ سوره نحل به آن اشاره شده است. | |||
# [[موفقیت]] در [[امتحان]]: [[صبر]] از عوامل موفقیّت در [[آزمایشهای الهی]] است. یعنی تنها از طریق صبر و [[توکل]] است که میتوان سربلند از آزمونهای سخت [[الهی]] که به [[شر]] و خیر است [[رهایی]] یافت و پیروزمندانه بیرون آمد.<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۴۹؛ آل عمران، آیه ۱۸۶؛ هود، آیات ۷ تا ۱۱، فرقان، آیه ۲۱.</ref> | |||
# [[نجات]] از [[اذیت]]: صبر از عوامل نجات از اذیّت و رهایی از [[آزار]] است و [[انسان]] در [[امنیت]] قرار میگیرد.<ref>اعراف، آیات ۱۲۷ تا ۱۲۹.</ref> | |||
# نجات از [[استبداد]]: صبر از عوامل نجات از استبداد است. از [[آیات]] پیشین این معنا به دست میآید که انسان میتوان از راه صبر از هر گونه استبداد به ویژه استبداد [[حکومتی]] و حاکمیتی رهایی یابد و به [[آزادی]] دست پیدا کند. | |||
# رهایی از بهره کشی: همچنین صبر از عوامل نجات از [[استثمار]] و بهره کشی است که از سوی [[ستمگران]] و [[مستبدان]] [[اعمال]] میشود.<ref>همان آیات .</ref> | |||
# [[نیک]] فرجام: پایان خوش و [[نیک فرجامی]] از دیگر پیامدها و آثار صبر و [[شکیبایی]] است که در [[آیات قرآنی]] از جمله ۱۲۸ [[سوره اعراف]] و ۴۹ [[سوره هود]] به آن اشاره شده است. | |||
# [[نیکی]] در برابر بدی: صبرپیشگی عامل نیکی در برابر بدی دیگران است یعنی به جای مقابله به مثل [[کار نیک]] میکند و [[رفتاری]] برتر از خود بروز میدهد.<ref>رعد، آیه ۲۲؛ فصلت، آیه ۵۳ و ۵۴.</ref> | |||
#وصول به [[مقام امامت]]: شکیبایی برخی افراد [[بنی اسرائیل]] از عوامل دستیابی آنها به مقام امامت و [[پیشوایی]] از سوی خداست.<ref>سجده، آیات ۲۳ و ۲۴.</ref> از آن جایی که [[امامت]] و پیشوایی مراتبی دارد دست یابی به مقام امامت [[متقین]] و [[اهل تقوا]] از راه صبر برای دیگران نیز به عنوان یک اثر میتواند مطرح باشد. | |||
# [[مقام رضا]]: [[صبر]] زمینهساز دستیابی به [[مقام]] رضاست که از مقامهای بزرگ است؛ زیرا [[خشنودی خدا]] در برگیرنده بسیاری از [[منافع مادی]] و [[معنوی]] و [[دنیوی]] و [[اخروی]] است.<ref>طه، آیه ۱۳۰.</ref> | |||
# مقام محسنان: صبر در برابر [[مشکلات]] و سختیها سبب قرار گرفتن در زمره [[نیکوکاران]] و محسنان است که [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۱۴۶ و ۱۴۷ [[سوره آل عمران]] و ۱۱۵ [[سوره هود]] و ۹۰ [[سوره یوسف]] و ۱۲۷ و ۱۲۸ [[سوره نحل]] به آن توجه داده است. | |||
# [[هدایت الهی]]: صبر و [[شکیبایی]] در برابر حوادث و سختیها زمینه راهیابی به هدایت الهی است.<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷.</ref> | |||
#یاد و [[ذکر خدا]]: صبر، [[یاری]] دهنده [[انسان]] برای [[یاد خدا]] و [[ذکر الهی]] است که خود [[اطمینان]] بخش برای [[آدمی]] است.<ref>بقره، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳.</ref> | |||
# [[کرامت انسان]]: اصولا [[ارزش انسان]] به [[تقوای الهی]] است و صبر و مانند آن بستر ساز [[فلاح]] و [[رستگاری]] انسان است.<ref>آل عمران، ایه ۱۴۲؛ محمد، آیه ۳۱.</ref> | |||
# [[رهایی]] از [[خواری]] و [[ذلت]]: از دیگر آثار صبر آن است که انسان به [[عزت]] میرسد و از خواری و ذلت رها میشود. کسانی که فزع و بیتابی میکنند گرفتار خواری میشوند.<ref>روم، آیات ۵۸ و ۶۰.</ref> | |||
# [[پاداش]] و [[اجر]] [[الهی]]: [[امیرمؤمنان]]{{ع}} درباره این اثر صبر میفرماید: {{متن حدیث|إنّكَ إن صَبَرتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأجُورٌ، و إن جَزِعتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ و أنتَ مَأزورٌ}}؛ اگر صبر کنی [[مقدرات الهی]] بر تو جاری میشود و اجر خواهی بُرد و اگر بیتابی کنی باز هم [[مقدرات]] خداوند بر تو جاری میشود و [[گناهکار]] خواهی بود.<ref>جامع الأخبار، ص۳۱۶، ح۸۸۲.</ref> | |||
# رهایی از آفات: انسان به صبر دست یابد از بسیاری از آفات در [[زندگی]] در [[امان]] خواهد ماند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} میفرماید: اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ؛ [[بردباری]]، مانعی در برابر آفت هاست.<ref>غررالحکم، ح۷۲۰.</ref> | |||
# کمال [[ایمان]]: صبر انسان را به کمال ایمان میرساند. {{متن حدیث|لا يستَكمِلُ عَبدٌ حقيقةَ الايمانِ حَتَّي تَكونَ فيهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِي الدّينِ وَحُسنُ التَّقديرِ فِي المَعيشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَي الرَّزايا}}؛ هیچ [[بنده]] ای [[حقیقت]] ایمانش را کامل نمیکند مگر این که در او سه [[خصلت]] باشد: [[دینشناسی]]، [[تدبر]] [[نیکو]] در [[زندگی]]، و [[شکیبایی]] در [[مصیبتها]] و [[بلاها]].<ref>بحار الانوار، ج ۷۸، ص۳۳۹، ح ۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[هفتاد اثر صبر در زندگی (مقاله)|هفتاد اثر صبر در زندگی]].</ref> | |||
== حقیقت صبر و سه گانه آن == | |||
برخی گفتهاند: [[صبر]] نگهداری و [[حفظ نفس]] از بیتابی و [[جزع]] هنگام [[نزول]] [[ناخوشی]] است؛ برخی دیگر نیز چون [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در«[[منازل السائرین]]» صبر را نگهداشت نفس از [[شکایت]] بر جزع مستور و [[نهان]] دانسته است. | |||
بر اساس این تعاریف، صبر از [[مقامات]] متوسطین از [[مؤمنین]] است نه مقامات [[اولیای الهی]] و [[معصومین]]{{ع}}.؛ زیرا کسی که [[بلیات]] و مصیبتهای [[الهی]] بر نفس را ناخوش میشمارد و از آن جزع [[باطنی]] دارد، دارای [[معرفتی]] ناقص و [[ایمانی]] [[سست]] و [[ضعیف]] است؛ زیرا اولیای الهی میدانند که «هر چه از [[دوست]] رسد نیکوست» وهمه آنها از خدای [[علیم]] [[حکیم]] و [[غنی]] [[حمید]] و عزیز [[رحیم]] است که جز خیر [[بندگان]] در سایهرحمت نخواهد که برای آن ایشان را [[خلق]] کرده است<ref>هود، آیه ۱۱۹.</ref>. | |||
از همین رو [[اولیا]] و [[اهل]] [[ولایت الهی]] در [[مقام رضا]] به [[قضا]] و [[تسلیم محض]] هستند و در اوج مصیبتهایی چون [[مصیبت]] عظیم [[کربلا]] [[باور]] دارند که «ما [[رایت]] الا جمیلا؛ جز [[زیبایی]] ندیدم». بنابراین، صبر [[مؤمن]] در هنگام مواجهه با [[معصیت]] یا [[صبر بر طاعت]] یا هنگام مصیبت با همه ارزشی که دارد، بیانگر نقصان [[معرفت]] و [[ضعف ایمان]] به [[اسرار]] [[عبادات]] و [[صور]] [[معاصی]] و [[طاعات]] و [[مصیبتها]] است؛ زیرا اگر کسی [[حقیقت]] [[عبادت]] را بفهمد و صورتهای برزخی آن را ببیند، دیگر صبر بر طاعت و عبادت برایش معنایی ندارد، بلکه عبادت و [[طاعت]] را با [[لذت]] دست کم همین صورتهای برزخی آن به جا میآورد و اگر در مراتب عالیتر باشد، لذتی که از عبادت میبرد و آن را معاشقه با محبوب میبیند، به طاعت میپردازد و [[تکلیف]] و [[سختی]] آن را نمیبیند؛ او [[جهاد]] را ترک نمیکند؛ زیرا دست کم صورت [[جاودانه]] [[حیات طیبه]] را در آن میبیند یا فراتر معاشقه با محبوب را در میادین جهاد مییابد. همچنین کسی که صورتهای برزخی معاصی و [[گناهان]] و زشتیهای آن را میبیند و میداند، صبر در این امور نیز برایش معنایی ندارد؛ زیرا در [[دل]] او هیچ ناخوشایندی نیست تا مستور دارد؛ چون میداند که نزدیکی به کثافت و [[نجاست]] و مردار متعفن هیچ لذتی ندارد، بلکه از تعفن [[گناهان]] میگریزد. چنانکه نسبت به صورتهای برزخی [[ابتلائات]] و [[مصیبتها]] اینگونه است و آن را مایه [[تصفیه]] و [[تزکیه باطن]] و [[رشد عقلانی]] و [[روحانی]] خویش بلکه [[تقرب به خدا]] با کسب [[ملکات]] و [[فضائل]] کمالی میداند و بدانگرایش داشته و [[لذت]] میبرد. به نظر میرسد که [[مؤمن]] [[اهل]] [[معرفت شهودی]] و [[یقینی]]، وقتی [[خوشی]] یا [[راحتی]] میبیند یا خدای نکرده کاری کرده که واجبی [[قضا]] شده یا به فعل [[مکروه]] یا معصیتی نزدیک گردیده، چنان این امور نزد او ناخوشایند است و [[جزع]] و فزع [[باطنی]] دارد که جزع باطنی [[اهل صبر]] نسبت به آن هیچ است. | |||
پس اگر درباره [[اولیای الهی]] سخن از [[صبر]] به میان آمده و آنان به صابرون توصیف شدهاند، شاید ناظر به صبر در رنجهای [[جسمانی]] و [[بدنی]] باشد که باعث تاثر شدید شده یا مراد «صبردر فراق محبوب» در نزد [[محبان]] [[الهی]] است؛ و گرنه صبرهای سه گانه در [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]]<ref>کافی، ج ۲؛ کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵.</ref> در [[حق]] آنان معنایی ندارد؛ زیرا آنان با توجه معرفت شهودی که دارند، هیچ جزع باطنی ندارند، بلکه از طاعت و [[ترک معصیت]] و مواجه با مصیبت لذت میبرند و آن را [[جمیل]] از سوی جمیل مییابند. | |||
در گزارشهای [[قرآنی]]، از صبر [[پیامبران]] در مصیبتها و [[بلایا]] سخن به میان آمده که ناظر به ساحتجسم آنان بوده است؛ چنانکه ایوب{{ع}} چنین بوده و برمصیبت تن صبر کرده است. البته ایشان در نهایت به [[خدا]] [[شکایت]] میبرد نه [[خلق]]، تا او را از مصیبت ابتلای تن برهاند و خدا نیز میپذیرد. بنابراین، اظهار جزع به نزد [[پروردگار]] هیچ منافاتی با صبر ندارد؛ بلکه آنچه نادرست و ناروا است، جزع و فزع نزد خلق و شکایت [[خالق]] به خلق بردن است. به هر حال، به نظر میرسد که تعاریفی که از صبر و سه گانههای آن شده، نمیتواند در اولیای [[معصوم]]{{ع}} تحقق یابد؛ زیرا آنان در [[مقام رضا]] به [[قضای الهی]] و [[تسلیم محض]] هستند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان].</ref>. | |||
== نتایج و آثار صبر == | |||
از نگاه [[آموزههای وحیانی]] [[کتاب الله]] و عترت{{ع}}، [[صبر]] یکی از مهمترین کلیدهای [[تزکیه نفس]] است؛ زیرا کسی که در امور سه گانه [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]] صبر کند و ترک [[لذات]] [[نفسانی]] کند، کم کم نفسعادت به پذیرش [[قضا و قدر الهی]] کرده و از چموشی و [[سرکشی]] برون آید و رام شود و [[ملکه]] [[راسخ]] نوری صبر در او ایجاد شود و بستر [[رشد]] و [[ترقی]] نفس به [[مقامات]] عالیتر فراهم آید. | |||
صبر در [[معاصی]] منشا [[تقوای نفس]] و صبر در [[طاعت]] خاستگاه انس با [[حق]] و [[صبر در مصیبت]] خاستگاه [[رضا]] به [[قضای الهی]] است. بنابراین، صبر یکی از مهمترین تجلیات [[ایمان]] شخص است؛ از همین رو در [[روایات]]، صبر نسبت به ایمان به منزله سر به تن معرفی شده است، تا جایی که اگر سر برود تن نیز برود. پس اگر صبر برود ایمان نیز برود.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۲.</ref> بنابراین، کسی که صبر ندارد ایمان نیز ندارد.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، [[حدیث]] ۴.</ref> از آثار صبر این است که [[اضطراب]] درونی را از میان میبرد و شخص را به [[آرامش]] میرساند به طوری که از [[شکایت]] به [[خلق]] باز میایستد و اعضا از حرکات بیهوده باز میماند و شخص در [[اعتدال]] کامل نفسانی خویش قرار میگیرد. باید توجه داشت کسی که به [[خدا]] و [[قضا]] و قدرش ایمان دارد و خدای [[خالق]] [[قضا و قدر]] را خالقی [[رحمان]] و [[رحیم]] و کریم و [[غنی]] و [[حمید]] و [[قدیر]] میداند که جز به [[رحمت]] نیافریده و جز به رحمت به [[بهشت و دوزخ]] نمیبرد، به این امر ایمان دارد که «هر چه ازدوست رسد نیکوست». پس هر امری که به او در سهگانه میرسد چیزی جز در راستای [[تقرب]] و کمال او نیست. پس نسبت به هیچ امری از طاعت و [[مصیبت]] و [[معصیت]] [[جزع]] و فزع و شکایت ندارد و همه را عینرحمت میشمارد که او را به [[کرامت الهی]] میرساند. بنابراین [[تسلیم محض]] و [[راضی]] به قضای الهی میشود. | |||
به سخن دیگر، [[انسان]] [[مؤمن]] باید بداند که [[قضا و قدر الهی]] جاری و ساری است، خواه جزع کند و خواه [[صبر]] نماید<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۰.</ref>. پس وقتی صبر و جزع هیچ تاثیری در [[تکوین]] امری ندارد و هیچ تبدیل و تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمیکند، صبر نیکوتر از جزع و فزع [[بیهوده]] است. بر اساس آحادیث [[نبوی]] درمیان صبرهای سه گانه، [[صبر در معصیت]] دشوارتر بر [[توده مردم]] است، ولی [[اجر]] آن بزرگتر است<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵.</ref>. | |||
بنابراین لازم است در این امر [[صبر]] کرد؛ به ویژه آنکه بر اساس [[روایات متواتر]]، در [[آخر الزمان]] امور به گونهای است که [[صبر در معصیت]] لازم است؛ زیرا افزایش [[گناه]] و [[معصیت]] چنان است که [[دینداری]] را سخت میکند و کسی که در آن زمانه صبر کند، [[پیروز]] میدان صبر است. در شرایط سخت آخر الزمانی جز با صبر نمیتوان [[دین]] نگه داشت و [[دینداران]] لازم است تا صبر را [[ملکه]] خویش سازند تا از معصیتها و مصیبتهای آخر الزمانی [[پیش از ظهور]] برهند<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۲.</ref>؛ چراکه آن دوره همان دوران غربالگری است تا [[کافران]] از [[مؤمنان]] و [[پاک]] از [[ناپاک]] باز شناخته شوند و هر کسی همان را به نمایش گذارد که در اوست<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان]].</ref>. | |||
== نگاهی به نشانههای صبوری از دیدگاه [[قرآن]] == | |||
یکی از مهمترین دغدغههای [[انسان]] [[مدیریت]] هیجانات [[عاطفی]] در قالب [[شادی]]، [[اندوه]]، [[خشم]] و مهر است. اینکه تحت تأثیر عوامل بیرونی یا درونی واکنشهایی را از خود بروز دهد که مبتنی بر جوشش شدید هیجانات است و رفتارهایی که انسان را از [[تعادل]] بیرون میبرد و پیامدهایی را به دنبال دارد که گاه [[پشیمانی]] در آن سودی ندارد. خشم یکی از این هیجانات است که اگر مدیریت و مهار نشود پیامدهای بسیار خطرناکی دارد. برای مدیریت خشم و مهار آن باید انسان به درجهای از تحمل برسد که فشارهای سهمگین را تاب آورد و واکنشهایی را که نشان میدهد براساس [[تدبیر]] و [[بصیرت]] باشد تا پیامدهای بد و [[زشتی]] را به دنبال نداشته باشد. اینجاست که مسئله [[صبر]] و [[حلم]] و افزایش آستانه تحمل مطرح میشود. | |||
قرآن به عنوان کتاب انسان ساز و جامعهساز، به همه آن چیزی پرداخته است که انسان برای [[رسیدن به کمال]] و [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] بدان نیازمند است. از این رو به این مسئله نیز پرداخته و راههای ایجاد و افزایش [[شکیبایی]] و [[بردباری]] یعنی صبر و حلم را بیان کرده است. آنچه در پی میآید بیان بخشی از نشانههای صبوری در قرآن است که تقدیم خوانندگان [[عزیز]] میشود<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه میزان صبر خود را بشناسیم (مقاله)|چگونه میزان صبر خود را بشناسیم]].</ref>. | |||
== نشانههای صبور == | |||
چگونه میتوانیم صبور را بشناسیم و یا صبر خود را ارزیابی کرده و درجه و مرتبه آن را بدانیم؟ در [[آیات]] و [[روایات]] به این [[پرسش]] پاسخ داده شده است. در [[روایت]] آمده است: {{متن حدیث|اِنَّ النَّبيَّ{{صل}} قالَ: عَلامَةُ الصّابِرِ فِي ثَلاثٍ: اَوَّلُها، اَنْ لايَكْسِلَ، وَالثَّانِيَةُ، اَنْ لايَضْجُرَ، وَالثّالِثَةُ، اَنْ لايَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عز و جل لاِنَّهُ اِذا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ وَ اِذا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ، وَاِذا شَكا مِنْ رَبِّهِ عز و جل فَقَدْ عَصاهُ}}؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: نشانه [[انسان]] صبور در سه چیز است: ۱. اینکه کسل نمیشود؛ ۲. [[دل]] تنگ نمیشود؛ ۳. از پروردگارش [[شکایت]] نمیکند؛ چراکه وقتی کسل شود، [[حق]] را ضایع و تباه خواهد کرد، و هنگامی که دلتنگ شد، [[سپاسگزاری]] نمیکند و وقتی که از پروردگارش شکایت کند، [[گناه]] خواهد کرد<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
== آثار و برکات == | |||
از نظر [[قرآن]]، پیامبر{{صل}} به سبب همین [[باورها]] از [[عنایت خاص الهی]] برخوردار شده و صبر ایشان در اوج کمال قرار گرفت. هر کسی بخواهد چنین باورهایی داشته باشد و از آثاری که پیامبر{{صل}} از آن بهرهمند شده، برخوردار شود و با بهرهگیری از صبری در سطح پیامبر{{صل}} از همان آثار [[سود]] برد. از جمله این آثار میتوان به [[امدادهای غیبی]] [[الهی]]<ref>انعام، آیه ۳۴؛ نحل، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ روم، آیه ۶۰؛ غافر، آیه ۵۵.</ref>، جلب [[محبت]] و برطرف شدن [[دشمنیها]]<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref>، دستیابی او به [[مقام رضا]]<ref>طه، آیه ۱۳۰.</ref>، قرار گرفتن در زمره محسنان<ref>هود، آیه ۱۱۵.</ref>، فرجام نیک<ref>هود، آیه ۴۹؛ طه، آیه ۱۳۲.</ref>، دستیابی به [[خصلت]] [[نیکی]] کردن در برابر بدی دیگران یعنی دستیابی به [[مقام]] [[ایثار]] و [[اکرام]]<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref> اشاره کرد. | |||
لازمه یک صبر کامل این است که انسان در برابر تکالیف و [[وظایف الهی]] صبر داشته باشد و همه سختیهای آن را تحمل کند مانند [[سختی]] [[جهاد]] و [[روزه]] و مانند آنها<ref>هود، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵؛ طه، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۲؛ ق، آیه ۳۹.</ref>، ونیز باید در برابر [[معصیت]] [[دوستان]] و [[دشمنان]] صبوری کند<ref>فصلت، آیات ۳۴ و ۳۵؛ معارج، آیات ۱ تا ۵؛ مزمل، آیه ۱۰.</ref>؛ و نسبت به [[مصیبتها]] و [[احکام الهی]] و [[قضا و قدر]] نیز [[شکیبایی]] به [[خرج]] دهد<ref>قلم، آیه ۴۸؛ انسان، آیه ۲۴؛ یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.</ref>. [[آیات]] بسیاری در [[قرآن]] به این سه گانه [[صبر]] اشاره دارد که [[پیامبر]]{{صل}} آن را به نحو احسن به کار گرفت تا بتواند [[اسوه]] صبر و شکیبایی باشد. پس با [[شناخت]] این دسته از آیات و بهرهگیری از شیوه و [[سبک زندگی پیامبر]]{{صل}} میتوان به چنین [[فضیلت]] و خصلتی دست یافت که [[انسان]] را به بالاترین سطح [[انسانیت]] میرساند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی پیامبر از منظر قرآن (مقاله)|صبر و شکیبایی پیامبر از منظر قرآن]].</ref>. | |||
== [[صبر]] در [[فتنه]] == | |||
صبر به معنای تاب آوردن، نقیض [[جزع]] و بیتابی است. کسانی که سطح پایینی از تحمل را دارا هستند در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبتها]] به جزع و بیتابی میافتند و تاب خود را از دست میدهند. اما کسانی که آستانه تحمل خوب یا بالایی دارند، بیتابی نمیکنند و فشارها آنان را از حالت [[تعادل]] [[ذهنی]] و [[رفتاری]] بیرون نمیبرد. [[انسانها]] از سوی [[خداوند]] به انواع [[امتحانات]] آزموده میشوند، اینجاست که نقش صبر و [[تابآوری]] به خوبی خود را نشان میدهد و [[شخصیت]] انسانها را شکل داده و آنان را از نظر شخصیت تثبیت میکند. نویسنده در این مطلب با بهرهگیری [[آموزههای قرآنی]] نقش صبر در [[آزمونهای الهی]] و آثار و [[برکات]] آن را تبیین کرده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی (مقاله)|نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی]].</ref>. | |||
== تاب و تحمل در [[روان شناختی]] شخصیت == | |||
شخصیت انسانها همان شاکله وجودی آنان است. در [[حقیقت]] شاکله وجودی هر [[انسانی]] از اموری شکل میگیرد که شامل [[هستی شناختی]]، [[جهان بینی]]، [[فلسفه زندگی]]، بینشها و نگرشها است. هر کسی بر اساس فلسفه زندگی که برای خود ساخته، [[سبک زندگی]] خود را تعیین میکند. از این رو، با نگاهی به سبک زندگی و رفتارهایش به [[سادگی]] میتوان فلسفه زندگی او را [[حدس]] زد. | |||
وقتی ما از شخصیت افراد سخن میگوئیم، به بینشها و نگرشهایش توجه میکنیم؛ زیرا [[افکار]] ذهنی و باورهای [[قلبی]] اوست که شخصیت او را شکل میدهد. افراد دارای [[اندیشهها]] و بینشها و نگرشهایی هستند که ترکیبی از [[عقل]] و [[قلب]] است. این ترکیب شاکله وجودی افراد و شخصیت او را شکل میبخشد. [[رفتارها]] در حقیقت آینه تمام نمای شاکله و شخصیت وجودی هر انسانی است. از این رو خداوند در [[آیه]] ۸۴ [[سوره اسراء]] میفرماید: {{متن قرآن|كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ}}<ref>«بگو: هر کس به فرا خور خویش کار میکند و پروردگار شما داناتر است که چه کس رهیافتهتر است» سوره اسراء، آیه ۸۴.</ref>؛ هر انسانی بر اساس شاکله و شخصیت خودش عمل میکند. پس [[سبک زندگی]] هر [[انسانی]] به طور طبیعینمایی از [[فلسفه زندگی]] و تجلیات و مظاهر آن است. | |||
شخصیتهای [[عاطفی]] رفتارهای عاطفی از خود بروز میدهند و شخصیتهای [[عقلی]] دارای رفتارهای خشک عقلی هستند و [[عواطف]] در آنها جایی ندارد. البته این بدان معنا نیست که هیچ [[عاطفه]] و احساسی ندارند، بلکه از نظر درصد یکی بر دیگری میچربد. | |||
از نظر [[آموزههای اسلامی]] انسانهایی [[متعادل]] هستند که تناسب معناداری میان [[عقل]] و [[قلب]] ایجاد کرده باشند. اینان با چنین کاری [[اعتدال]] و [[تعادل]] شخصیتی خود را چنانکه [[خداوند]] [[آفریده]] [[حفظ]] کرده و [[اجازه]] نمیدهند که [[افراط]] و [[تفریطی]] صورت گیرد<ref>شمس، آیه ۷.</ref>. | |||
در انسانهای متعادل، به همان [[میزان]] که [[عدالت]] مهم است، [[انصاف]] و [[احسان]] نیز مهم است؛ [[قانونمداری]] را در حوزه [[رفتار شخصی]] و فردی دارا هستند و عدالت را مراعات میکنند، هرچند که به ضرر و زیانشان باشد و در حوزه رفتارهای [[اجتماعی]] با دیگران، [[اهل]] احسان و انصاف هستند و از [[حقوق]] خود میگذرند در حالی عدالت، اقتضای آن را دارد،؛ چراکه بر این باورند که باید [[مکارم اخلاقی]] را به تمامیت برسانند و آنچه را برای خود میپسندند برای دیگران بپسندند. این گونه است که نوعی تعادل در [[رفتار]] خود پدید میآورند که مبتنی بر عقل و قلب یعنی عدالت و احسان است. از این رو [[ایثار]] و [[عفو]] و [[صفح]] و گذشت در اینان همان اندازه معنا مییابد که عدالت و [[قانون]] و عقل معنا دارد. | |||
انسانهایی که دارای تعادل شخصیتی هستند و توانستهاند بدرستی میان عقل و قلب جمع کنند، انسانهای صبوری نیز هستند؛ زیرا در برابر فشارها و [[مصیبتها]] به گونهای عمل میکنند که یا اصلا ضرری به دیگران نرسد یا کمترین ضرر متوجه دیگران شود. اینان [[مصیبت]] را به [[جان]] میخرند تا دیگران در [[آسایش]] و [[آرامش]] باشند. اینگونه است که تاب تحمل آنان بسیار بالاست و از آستانه تحمل و [[صبر]] بالایی برخوردار هستند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی (مقاله)|نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی]].</ref>. | |||
== صبر در [[آزمون]] و [[امتحان]] و [[بلا]] == | |||
بر اساس [[آموزههای قرآنی]]، [[زندگی دنیوی]] دارای مقتضیاتی است که از جمله آنها [[سنت]] [[آزمون]] و [[ابتلاء]] و [[امتحان]] است. [[خداوند]] در [[آیه]] ۲ [[سوره عنکبوت]] بهصراحت از امتحان به عنوان یک [[سنت الهی]] یاد میکند که همه [[انسانها]] بدان [[مبتلا]] میشوند. البته فلسفهای که برای سنت [[فتنه]] و [[امتحان الهی]] بیان شده اموری چند است که از جمله آنها بازشناسی [[شخصیت]] هر [[انسان]]، معلوم کردن [[میزان]] [[ایمان]] و [[باور]]، [[شناخت]] جزم و [[عزم]] افراد، افزایش ظرفیت، اظهار [[استعداد]] و توان و مانند آن است که در [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری به آنها اشاره شده است. | |||
خداوند در بیان [[فلسفه]] سنت آزمون در آیه ۲ سوره عنکبوت میفرماید که آیا [[مردم]] [[گمان]] کردهاند به سخن آنان در ایمان بسنده میشود و امتحان نمیشوند؟ این بدان معناست که وقتی کسی مدعی سخن و باوری است میبایست نشان دهد که تا چه اندازه در این سخن و باور صادق است. [[صداقت]] به معنای مطابقت جزماندیشه و عزم ارادی است. به این معنا که قول و فعلش یکی باشد. قول و سخن هر کسی به معنای اظهار [[باورها]] و [[اعتقادات]] اوست، وقتی قولی را اظهار میکند در [[حقیقت]] باور و [[اعتقاد]] و [[ایمانی]] را اظهار کرده است. چنین شخصی میبایست در عمل نشان دهد که در باور خویش صادق است و این صداقت تنها در فعل قابل [[شناسایی]] است. از این رو در هنگام امتحان است که شخص معلوم میکند تا چه اندازه [[اهل]] صداقت است و میان [[قول و فعل]] او تطابق و [[هماهنگی]] وجود دارد. | |||
البته انسانهایی که ادعاها و اقوال بزرگتر و زیادتری دارند، گرفتار آزمونهای بیشتری هستند. از این رو مدعیان [[ولایت]] بیشترین و سختترین آزمونها را باید تحمل کنند. بر همین اساس گفته شده است: البلاء للولاء، هر که مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند. | |||
اما کسانی که ادعایی ندارند یا کمترین ادعا را دارند، مانند شاگردان تنبل کلاس در سال تنها یک بار یا دوبار در آزمونهای عمومی شرکت داده میشوند تا یا بیدار شوند یا مدعی نشوند و بر آنان اتمام حجتی شده باشد. از این رو [[خداوند]] درباره [[منافقان]] میفرماید که اینان در سال یک یا دوبار به فتنهای آزموده میشوند تا [[توبه]] کنند یا [[تذکر]] پیدا کنند<ref>توبه، آیه ۱۲۶.</ref>. | |||
خداوند در [[آیه]] ۲۰ [[سوره فرقان]] میفرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ}}<ref>«و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بیگمان آنان خوراک میخورند و در بازارها راه میرفتند و شما را مایه آزمون یکدیگر کردیم (تا ببینیم) آیا شکیب میورزید؟ و [[پروردگار]] تو بیناست» سوره فرقان، آیه ۲۰.</ref>. | |||
این آیه درحقیقت بیان میکند که بعض از [[انسانها]] برای بعض دیگر وسیله [[آزمون]] هستند تا اینگونه تاب و تحمل افراد مشخص شود یا تاب و تحمل آنان افزایش یابد. پس خداوند، برخی از [[مردمان]] را با برخی دیگر میآزماید که شکیباسازی و [[توانمند]] کردن [[روحیه]] مردمان، ازجمله فلسفههای [[آزمایش]] آنان از سوی خداوند است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی (مقاله)|نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی]].</ref>. | |||
== [[زن]] و فرزند و [[مال]] از مصادیق آزمون و [[ابتلا]] == | |||
در [[آیات]] و [[روایات]] مصادیق و موارد بسیاری به عنوان [[فتنه]] یعنی ابزارهای [[آزمون الهی]] مطرح شده است. به عنوان نمونه در آیه ۲۰ سوره فرقان [[انتخاب]] [[پیامبر]] از میان مردمان معمولی ابزار آزمون دانسته شده است. | |||
همچنین زن و فرزند و مال در آیات و روایات به عنوان ابزار ابتلا و گاه حتی به عنوان [[دشمن]] [[انسان]] معرفی میشود. خداوند میفرماید که [[اموال]] و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند. گاه برخی از همین [[فرزندان]] تبدیل به دشمن میشوند که [[سد]] راه [[دینداری]] آنان هستند. خداوند در آیه ۱۴ [[سوره تغابن]] میفرماید: ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید در میان [[زنان]] و فرزندانتان [[دشمنی]] برای شما وجود دارد از آنها حذر کنید و اگر [[عفو]] کنید و چشم بپوشید و [[گناه]] آنان را پوشیده دارید، [[خدا]] [[آمرزنده]] و [[مهربان]] است. | |||
از رسولاللّه{{صل}} [[روایت]] است که فرمود: {{متن حدیث|إنّ في مالِ الرجُلِ فِتنَهًًْ، و في زوجَتِهِ فِتنَهًًْ و ولدِهِ}}؛ همانا [[دارایی]] [[انسان]] مایه [[آزمایش]] است و [[زن]] و فرزند او نیز وسیله [[امتحان]] هستند. <ref>کنز العمّال، حدیث ۴۴۴۹۰.</ref> آن حضرت در جایی دیگر میفرماید: {{متن حدیث|إنّ لِكُلِّ اُمّهًٍْ فِتنَهًْ، و فِتنَهًْ اُمَّتِي المالُ}}؛ برای هر امّتی آزمایشی است و وسیله آزمایش [[امّت]] من، دارایی است<ref>الترغیب و الترهیب، ج ۴، ص۱۷۸، حدیث۵۷.</ref>. | |||
به نظر برخی از [[مردم]] [[آزمون]] [[مصیبت]] سختتر است و [[دین]] و [[ایمان]] [[آدمی]] را میبرد؛ اما باید توجه داشت که [[فتنه]] [[مال]] و [[ثروت]] بدتر است؛ زیرا [[رفاه]] و تنعم، آدمی را به [[اتراف]] و [[اسراف]] سوق میدهد و [[جرم]] و [[هنجارشکنی]] را در او تقویت میکند. از این رو مال و ثروت بدتر از [[فقر]] و [[بدبختی]] آدمی را به [[تباهی]] و [[شقاوت]] [[ابدی]] میاندازد. | |||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در بیان مصادیق آزمون میفرماید: {{متن حدیث|الفِتَنُ ثلاثٌ: حُبُّ النِّساءِ و هُو سَيفُ الشَّيطانِ، و شُربُ الخَمرِ و هُو فَخُّ الشَّيطانِ، و حُبُّ الدِّينارِ و الدِّرهَمِ و هُو سَهمُ الشَّيطانِ، فَمَن أحَبَّ النِّساءَ لم ينتَفِعْ بعَيشِهِ، و مَن أحَبَّ الأشرِبَهًْ حَرُمَت علَيهِ الجَنّهًْ، و مَن أحَبَّ الدِّينارَ و الدِّرهَمَ فهُو عَبدُ الدنيا}}؛ [[ابتلائات]] سه چیزند: زنْ [[دوستی]]<ref>شهوانی.</ref>، که [[شمشیر]] [[شیطان]] است و [[شرابخواری]] که دام شیطان است و [[عشق]] به درهم و دینار که تیر شیطان است. کسی که عشق<ref>شهوانی.</ref> به [[زنان]] داشته باشد، از زندگیاش بهرهمند نشود و کسی که مشروبات را [[دوست]] داشته باشد، [[بهشت]] بر او [[حرام]] گردد و کسی که عشق به درهم و دینار داشته باشد، [[بنده]] دنیاست<ref>بحار الأنوار، ج ۷۳، ص۱۴۰، حدیث۱۲.</ref>. | |||
حتی در برخی از [[روایات]] از آن حضرت نقل شده که [[حضرت عیسی]]{{ع}} از این سه فتنه اصلی در [[امان]] بوده است. ایشان در بیان صفات حضرت عیسی{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|و لم تكن لَهُ زَوجَهًٌْ تَفتِنُه، و لا وَلَدٌ يحزُنُهُ (يخزنُهُ)، و لا مالٌ يلفِتُهُ}}؛ نه همسری داشت که او را به فتنه (گرفتاری) درافکند، نه [[فرزندی]] که غمگینش سازد و نه [[مالی]] که او را به خود مشغول [و از [[خدا]] [[غافل]]]گرداند<ref>نهج البلاغه، الخطبهًْ۱۶۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی (مقاله)|نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی]].</ref> | |||
== صبر در مصیبت [[زن]] و فرزند == | |||
[[انسان]] دربرابر زن و فرزند [[مسئولیت]] دارد. بهویژه آنکه [[تربیت فرزند]] برعهده اوست. [[تربیت]]، اصل مهمی است که هرگونه بیتوجهی دراین مورد به معنای از دست رفتن [[خوشبختی]] فرزند بلکه خود اوست؛ زیرا فرزندی که به خوبی تربیت نشود، [[دین]] و [[ایمان]] [[آدمی]] را نیز با خود میبرد. | |||
از آنجا که [[عواطف]] و [[احساسات]]، مبنای [[خانواده]] است و اصل خانواده بر [[عشق]] و [[مودت]] و [[محبت]] شکل گرفته است<ref>روم، آیه ۲۱.</ref> نقش [[عاطفه]] و محبتهای [[قلبی]] بر [[عقل]] در این موارد میچربد. این گونه است که زمینه [[تباهی]] خانواده فراهم میآید. | |||
محبت به فرزند و دلبستگی [[عاطفی]] به کودک [[اجازه]] نمیدهد تا در هنگام [[خطا]] و [[گناه]] او را [[تنبیه]] مناسب کنیم و لذا تربیت به دست [[فراموشی]] سپرده میشود. از آنجا که تربیت یک امر فرآیندی و ترکیبی از عقل و [[قلب]] است، هرگونه نادیده گرفتن این امور موجب میشود که انسان خود و خانوادهاش را به تباهی سوق دهد. | |||
[[خداوند]] در چند جای [[قرآن]] به جای [[صبر]] از واژه اصطبر استفاده کرده است. صبر به معنای [[تابآوری]] و [[شکیبایی]] است، ولی [[اصطبار]] از ثلاثی مزید افتعال به معنای [[استقامت]] در صبر و نهایت تاب و تحمل است. خداوند در مسئله [[تربیت خانوادگی]] و [[آموزش]] و [[تعلیم و تربیت]] [[نماز]] به زن و فرزند میفرماید که در این کار میبایست نهایت استقامت و تاب و تحمل را داشته باشی تا بتوانی در تربیت آنان به [[موفقیت]] برسی. <ref>طه، آیه ۱۳۲.</ref> در [[حقیقت]] لازم است که برای تربیت فرزند نهایت صبر و استقامت و شکیبایی را داشته باشی و آستانه تحمل تو بسیار بالا باشد؛ زیرا تربیت بهویژه [[تربیت دینی]] بسیار سخت و طاقتفرساست؛ چراکه باید امری را که مشقتزا است به کودک بیاموزی تا او هر [[روز]] پنج بار به [[نماز]] [[قیام]] کند. چنین [[تربیتی]] بسیار سخت است تا بتوانی شاکله و [[شخصیت]] [[کودک]] را شکل بدهی و او را به [[نماز خواندن]] عادت بدهی. | |||
پس [[مداومت]] در امر [[تربیت]] و تاب تحمل بالا داشتن و نهایت [[صبر]] را به کار گرفتن، از اصولی است که در این [[آیه]] بر آن تاکید شده است. اینکه [[انسان]] از [[تمرد]] و [[عصیان]] کودک خسته نشود و بهاشکال و روشهای گوناگون مستقیم و غیرمستقیم کودک را اندک اندک به [[تکالیف دینی]] آشنا و عادت دهد. در این میان اصل نماز به عنوان [[مرز]] [[ایمان]] و [[کفر]] بسیار مورد تاکید است؛ چراکه کسی که نماز را به جا آورد از نظر [[تربیت دینی]] [[آمادگی]] مییابد که به تکالیف دینی دیگر نیز بپردازد. آثار بسیاری برای این تربیت دینی [[خانواده]] در [[آیات قرآن]] بیان شده که از جمله در همین آیه [[برکت]] و [[رزق]] است که به سوی خانواده میآید و خانواده [[عاقبت به خیر]] میشود. | |||
البته چنانکه گفته شد [[زن]] نیز همین [[حکم]] را دارد. اینکه انسان بتواند در برابر [[آزمون]] [[زنان]] صبر و [[اصطبار]] داشته باشد خیلی مهم است. [[مرد]] [[مسئولیت]] دارد که همسرش را به کمال برساند و او را تربیت دینی کند. | |||
آزمونی که [[خداوند]] در آیه ۲۰ [[سوره فرقان]] بیان کرده که برخی از [[مردم]] را با برخی دیگر میآزماییم درباره زن و فرزند بسیار مهمتر است؛ زیرا اینان [[دشمنان]] شیرینی هستند که در درون [[خانه]] جا خوش کردهاند و میتوانند مانند [[عبدالله بن زبیر]] پدر و خانواده را به هلاکت سوق دهند و در برابر [[امام]] [[مسلمین]] قرار دهند؛ چنانکه عبدالله پدرش [[زبیر]] را علیه [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} شوراند. | |||
در داستانهای زیادی بیان شده که اصطبار و داشتن تاب و تحمل بالا و [[استقامت]] در [[تربیت خانوادگی]] موجب [[رشد]] شخص و خانواده میشود. بسیاری از [[علما]] و [[مراجع]] همانند [[پیامبران]] دارای زنان و [[فرزندان]] بد [[خلق]] بودند که تربیت ایشان به [[سختی]] ممکن بود. حتی برخی از اینان [[تربیت]] نشدند و اسباب [[زحمت]] [[پیامبران]] بودند که از آن جمله میتوان به [[زن]] [[لوط]]{{ع}} و زن نوح{{ع}} اشاره کرد.<ref>تحریم، آیه ۱۰.</ref> همچنین برخی از [[زنان پیامبر]]{{صل}} این گونه بودند که در [[آیات]] [[سوره تحریم]] به آنها اشاره شده است. | |||
در داستانهایی که درباره برخی از [[مراجع]] در درسهای [[اخلاقی]] شنیده ایم موارد بسیاری را میتوان یافت. از جمله یکی از مراجع [[قم]] زنی بدخو و بدخلق داشت که او را میزد و گاه این کتککاری در جلوی شاگردان انجام میشد. وقتی شاگردان [[اعتراض]] میکردند که چرا این زن را [[طلاق]] نمیدهی. آن [[مرجع]] [[بزرگوار]] میگفت: این زن بد مرا خالی میکند. | |||
یکی از [[مراجع تقلید]] معاصر در [[تهران]] زنی بدخو داشت. روزی شاگردان از علت تاخیر استاد پرسیدند. ایشان گفت: زنم به من [[اجازه]] نداد تا به موقع و سر وقت به درس بیایم؛ زیرا مرا مجبور کرد تا همه ظرفها را بشویم سپس اجازه [[رخصت]] داد تا بیرون بیایم<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی (مقاله)|نقش تابآوری در آزمونها و ابتلائات الهی]].</ref>. | |||
== صبر بر مصیبت == | |||
از اقسام صبر، صبر بر مصیبتهایی است که [[انسان]] در طول [[زندگی]] به عنوان [[مجازات]] و [[کیفر]] یا به عنوان [[ابتلاء]] و [[آزمون الهی]] با آن رو به رو میشود. از نظر قرآن، مصیبتها و [[بلایا]] از موارد شکیبایی و [[صبر]] است<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶ و ۱۷۷؛ حج، آیه ۳۵.</ref> و [[انسانها]] میبایست در برابر [[مشکلات]] و [[مصیبتها]] صبر کنند؛ زیرا هر مصیبتی از [[خیر و شر]] به [[حکمت]] و [[مشیت]] و مقدر [[الهی]] است<ref>حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.</ref> و مصیبتهایی که از مصادیق [[شرور]] و [[نقص]] و کمبود هستند، چه در قالب [[کیفر]] باشد و چه در قالب [[امتحان]] میبایست [[انسان]] نسبت به آن صبر ورزد و با [[جزع]] و فزع بر دامنه کمی و کیفی آن نیافراید و [[مصیبت]] را دو چندان و مضاعف نکند. | |||
از نظر [[قرآن]]، صبر در برابر مشکلات و سختیها از ویژگیهای [[نیکان]]<ref>بقره، آیه ۱۷۷؛ انسان، آیات ۸ و ۱۲.</ref> و از نشانههای [[صداقت]] و [[تقوا]]<ref>بقره، آیه ۱۷۷.</ref> و موجب [[محبت الهی]]<ref>آل عمران، آیه ۱۴۶.</ref> و در پی دارنده [[صلوات]] الهی و [[رحمت]] و [[هدایت خاص]] و نیز [[بهشت]] و [[عنایات]] دیگر الهی است<ref>بقره، آیه ۱۷۷.</ref>. | |||
از نظر قرآن، کمبود کالا و نیز میوه و محصولات از مصیبتها و نیازمند [[شکیبایی]] و صبر است.<ref>بقره، آیه ۱۵۵.</ref> البته توجه به این که هر چیزی بر اساس حکمت، مشیت و مقدر الهی است در تحقق [[صبر بر مصیبت]] نقش اساسی دارد<ref>حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[موارد سه گانه صبر در قرآن (مقاله)|موارد سه گانه صبر در قرآن]].</ref> | |||
== صبر از معصیت == | |||
یکی از سه گانههای صبر، همانا صبر از معصیت است. این که انسان بتواند در برابر [[معصیت]] دیگران صبر ورزد و [[اجازه]] ندهد تا دیگران با معصیت خویش راه [[حق]] را بندند و او را نیز به [[گمراهی]] بکشانند. این که انسان به گونه ای باشد که در برابر انگیزههای [[قوی]] [[گناه]] صبر ورزد و به دام گناه نیافتد و از آن اجتناب کند، از مهمترین مصادیق صبر است که در [[آیات قرآنی]] بیان شده است. | |||
از نظر قرآن، [[ترک گناه]] و اجتناب از [[معاصی]] نیازمند، صبر است<ref>فرقان، آیات ۶۸ و ۷۵.</ref>. در [[آموزههای وحیانی قرآن]]، اجتناب و پرهیز از اتّکای به [[ستمگران]]<ref>هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۵.</ref>، رعایت [[عفت]] و [[پاکدامنی]] و پرهیز از [[زنا]]<ref>فرقان، آیات ۶۸ و ۷۵.</ref>، اجتناب از [[شرک]]، [[شهادت]] ناحق، پرهیز از [[قتل]] بیگناهان، اجتناب از [[نزاع]] و [[حفظ وحدت]]<ref>انفال، آیه ۴۶.</ref> نیازمند [[صبر از معصیت]] است. | |||
البته گاه [[غفلت]] [[انسان]] از [[معصیت]] به سبب آنکه مجذوب امری میشود. این گونه است که بیتوجه به این که کجا پا میگذارد حرکت میکند و برخی از معصیتها و خطایا را انجام میدهد. بنابراین، لازم است انسان هماره مراقب باشد و [[احتیاط]] کند و گرفتار غفلت نشود؛ زیرا توجه بیش از اندازه نسبت به [[هدف]] و مجذوب شدن موجب میشود تا شخص نسبت به رفتارش به ویژه [[خطا]] و [[اشتباه]] و [[گناه]] کم توجه یا بیتوجه باشد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[موارد سه گانه صبر در قرآن (مقاله)|موارد سه گانه صبر در قرآن]].</ref>. | |||
== معیت قیّومی [[خدا]] در هستی == | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، خدا در همه سطوح و مراتب از ایجاد و بقای هر امری حضور مستقیم دارد. این امری [[حقیقی]] است؛ زیرا هر چیزی در هستی چیزی جز ظهور و تجلیات [[انوار]] صفات و [[اسماء الله]] نیست<ref>نور، آیه ۳۵.</ref>. | |||
از نظر [[قرآن]]، خدا با هر چیزی انواع نسبتها را دارد که از جمله آنها معیت است؛ البته معیت [[الهی]] با امور هستی خود به چند نوع تقسیم میشود که از جمله آنها میتوان به معیت [[ولایتی]] و نصرتی نسبت به [[مؤمنان]] اشاره کرد که خدا میفرماید: {{متن قرآن|لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا}}<ref>«مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۴۰.</ref>. | |||
همچنین از انواع معیت میتوان به معیت قیومی اشاره کرد: هو معکم؛ او با شماست<ref>حدید، آیه ۴.</ref> این معیت قیومی به این معنا است که خدا قوام بخش [[حقیقت]] وجودی هر چیزی از جمله [[انسان]] است؛ زیرا هستی جز [[شئون]] و ظهورات و تجلیات [[اسماءالله]] و انوار [[الله]] نیست. بر همین اساس، [[نسیان]] خدا به معنای نسیان حقیقت نفس است.<ref>حشر، آیه ۱۹.</ref> و همچنین بر همین اساس است که خدا از رگهای گردن به انسان نزدیکتر است: نحن [[اقرب]] الیه من حبل الورید<ref>ق، آیه ۱۶.</ref>. | |||
به هر حال، از نظر آموزههای وحیانی قرآن، هر چیزی جز تجلیات انوار اسماء الله نیست. بنابراین، نسبت هر چیزی با خدا نسبت [[نور]] با مظهرش است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر در سایه توفیق الهی (مقاله)|صبر در سایه توفیق الهی]].</ref>. | |||
== محدودیت تاثیر علل در [[سایه]] [[اذن الهی]] == | |||
همچنین از نظر قرآن، تحقق هر چیزی در هستی بر اساس [[مشیت]] [[حکیمانه]] الهی است. این مشیت حکیمانه که از آن به مشیت کلی یاد میشود، موجب میشود تا [[اراده]] کلی الهی نیز در قالب قدر و قضای کلی شکل بگیرد؛ زیرا برای هر چیزی اندازه و مقدر کلی است که آن اندازه و قدر نیز مربوط به ساحت مقاصدی است که برای هر چیزی در نظر گرفته شده است. | |||
از نظر [[قرآن]]، پس از این مراتب و موارد، [[مشیت]] و [[اراده]]، قدر و قضای جزیی قرار دارد؛ یعنی هر مورد خاصی که تحقق مییابد در میبایست این مراتب را به شکل خاص بگذراند تا تحقق یابد. پس تا زمانی که مشیت و اراده و قدر و قضای جزئی [[الهی]] بدان تعلق نگرفته باشد، چیزی وقوع خارجی و تحقق وجودی در خارج [[علم]] [[الله]] نمییابد؛ زیرا [[قوانین]] کلی که در قالب بخش نخست کلی به امری تعلق گرفته، نمیتواند [[حاکم]] بر [[خدا]] شود و خدا مجبور باشد تا تابع قوانین [[تکوینی]] وضعی خودش باشد، بلکه خدا هماره حاکم بر قوانین تکوینی و غیر تکوینی است و هیچ چیز او را مجبور و محدود نمیکند. بنابراین، هرگاه خدا بخواهد و اراده کند، امری که طبق قوانین بخش نخست میبایست تحقق یابد، به سبب [[حاکمیت]] [[اراده الهی]] بر همه هستی در همه سطوح و مراتب، ممکن است تحقق نیابد؛ زیرا تحقق هر چیزی منوط و متوقف بر بخش دوم است. از همین روست که در [[آموزههای وحیانی]] مسأله «[[اذن]]» مطرح شده است تا این معنا دانسته شود اگر چیزی بر اساس [[سنتها]] و [[قوانین الهی]] در جریان است، تاثیرات آن زمانی خواهد بود که اذن باقی باشد؛ و هر گاه اذن به امری دیگر تعلق بگیرد، آن چیز تاثیرات خودش را نخواهد داشت؛ چنان که [[قانون]] [[سوزاندن]] [[آتش]]، هر چند ماذون به [[اذن الهی]] است، ولی اگر مشیت و اراده الهی به چیزی بر خلاف آن باشد، آتش نمیسوزاند؛ چنان که درباره [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} اتفاق افتاد و خدا [[فرمان]] میدهد: یا [[نار]] کونی بردا و سلاما علی ابراهیم؛ ای آتش بر ابراهیم سرد و [[سلامت]] باش!<ref>انبیاء، آیه ۶۹.</ref> | |||
[[خدا]] به صراحت درباره تاثیر [[سحر]] و [[جادو]] و تعلیمات [[هاروت و ماروت]] به این نکته توجه میدهد و میفرماید: و ما هم بالضارین به من [[احد]] الا [[باذن الله]]؛ و آنان با این امر، [[زیان]] و ضرر رسان به کسی نیستند، مگر آنکه به [[اذن الهی]] باشد<ref>بقره، آیه ۱۰۲.</ref>. | |||
بنابراین، علل امور در زمانی خواهد بود که افزون بر [[مشیت]] و [[اراده]] و قدر و قضای کلی، تعلق جزیی [[الهی]] نیز به آن وجود داشته باشد، و گرنه علل تاثیری نخواهد داشت و معلول به تحقق علتی تحقق نمییابد؛ چنان که درباره تاثیر [[آتش]] و سحر و جادو بیان شد. | |||
بر اساس آن چه بیان شده دانسته شد که امور در هستی زمانی تحقق مییابد که در یک کلمه [[اذن]] کلی و جزیی وجود داشته باشد، وگرنه چیزی تحقق نخواهد یافت. پس از نظر [[آموزههای وحیانی]] این حقیقتی درعالم [[تکوین]] است که [[ایمان]] و [[باور]] و عدم ایمان بدان هیچ تاثیری در [[واقعیت]] و [[حقیقت]] بودن آن ایجاد نمیکند؛ هر چند که از نظر [[قرآن]] باور و ایمان بدان از سوی [[انسان]] موجب میشود تا شخص با چنین حقیقتی گامهای مطمئنی در [[سایه]] [[معیت]] ولایی بردارد و از [[نصرت الهی]] برخوردار شود؛ چنان که از نظر قرآن فقدان چنین باور و [[ایمانی]] در شخص موجب میشود تا قدرتمندترین افراد، [[شکست]] بخورد؛ زیرا اگر خدا نخواهد و مشیت و اراده نسبت به تحقق چیزی نداشته باشد، همان چیزی که به ظاهر امری عادی و معمولی است و میبایست با تحقق علت، معلول نیز تحقق یابد، تحقق نخواهد نیافت؛ زیرا تحقق هر چیزی افزون بر مشیت کلی، نیازمند اراده و قدر و قضای جزیی است و اذن الهی است که گاه چنین اذنی نیست و شخص با آنکه اراده کرده و [[عزم]] [[قوی]] داشته است بدان نمیرسد؛ خدا به صراحت به [[پیامبر]]{{صل}} گوشزد میکند که توجه به این امر در هر کاری بسیار مهم است؛ زیرا اگر تنها به علل و اسباب ظاهری توجه شود و علت اصلی یعنی [[مشیت]] و [[اذن الهی]] در کاری دیده نشود، ممکن است که [[خدا]] مشیتی دیگر داشته باشد و آن چیز تحقق نیابد. | |||
به عنوان نمونه [[انسان]] بر اساس [[سنتها]] و [[قوانین]] [[حاکم]] بر هستی، مشیت و [[اراده]] میکند تا کاری را انجام دهد که بر اساس تجربیات مکرر دانسته شد که این چیز علت آن چیز است و نسبت میان آن دو علت و معلولی است؛ اما باید توجه داشت که اصل حاکم بر هستی، همان مشیت و اذن الهی به تحقق چیزی است؛ از همین روست که خدا میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا * إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا}}<ref>«و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود. * مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی نزدیکتر از این رهنمایی کند» سوره کهف، آیه ۲۳-۲۴.</ref>. | |||
بنابراین، اصل حاکم بر همه اسباب و علل خلقتی، [[حاکمیت]] مشیت و اذن الهی است. این بدان معنا خواهد که انسان از جهات گوناگونی با محدودیتهای بسیاری مواجه است؛ از همین روست که خدا به عنوان یک اصلی کلی به انسان گوشزد میکند و میفرماید: {{متن قرآن|مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}؛ شما چیزی را مشیت نمیکنید مگر آنکه خدا [[پروردگار]] جهانیان پیش از آن مشیت کرده باشد<ref>تکویر، آیه ۲۹؛ انسان، آیه ۳۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر در سایه توفیق الهی (مقاله)|صبر در سایه توفیق الهی]].</ref> | |||
== [[توفیق الهی]] در تحقق [[صبر]] == | |||
بر اساس این [[قوانین الهی]] میبایست گفت که از نظر [[آموزههای وحیانی]] حتی انجام سادهترین و [[صالحترین]] کار و کسب موفیقت در هر چیزی، جز در [[سایه]] توفیق الهی نیست؛ بنابراین، حتی اگر [[پیامبری]] مکرّم و معظّم چون [[محمد مصطفی]]{{صل}} باشی، میبایست با [[توکل بر خدا]] و [[توفیق]] خواهی در هر کاری و امری وارد شوی؛ زیرا این [[خدا]] است که به [[انسان]] توفیق میدهد تا کاری را انجام دهد و موفقیتی کسب کند؛ حتی اگر به ظاهر بر اساس [[سنتها]] و [[قوانین]] کلی [[الهی]]، نسبت میان دو چیز نسبت علت و معلولی است؛ چراکه وقتی [[مشیت]] و [[اذن الهی]] به چیزی تعلق نگیرد، با وجود تحقق علت، معلول تحقق نمییابد. | |||
خدا در [[آیات]] بسیاری از [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] خواسته تا هماره در هر کاری [[ذکر الهی]] را در نظر داشته و خدا را در هیچ دم و لحظه و کاری و امری فراموش نکنند و بدانند که اگر خدا نخواهد و مشیت نکند؛ چیزی تحقق نمییابد هر چند که نسبت میان آنها علت و معلولی باشد. از همین روست که خدا به پیامبرش [[فرمان]] میدهد تا هر کاری که وارد میشود خدا را یابد کند و از خدا بخواهد تا او را در کارش موفق کند. این که خدا پس از فرمان به آن حضرت{{صل}} جهت «ان شاء [[الله]]» گفتن میفرماید: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ}}..؛ و خدا را دمی فراموش مکن و او را یاد کن و بگو که [[امید]] است که پروردگارم مرا [[هدایت]] کند به امر رشیدی که بهتر این است.<ref>کهف، آیه ۲۴.</ref> برای این منظور است که اگر خدا در [[مقام]] [[ربوبیت]] نخواهد چیزی تحقق نمییابد و انسان به [[موفقیت]] و رشدی که مطلوب است دست نمییابد. | |||
این که گفته میشود حتی پیامبر{{صل}} میبایست ان شاء الله بگوید، [[باور]] و [[ایمان]] به این [[حقیقت]] است که اگر [[مشیت الهی]] به امری تعلق نگیرد آن تحقق نمییابد حتی اگر امری [[نیک]] و رشدی باشد و مطلوب خدا؛ زیرا گاه مشیت الهی بر این است تا شخص [[شکست]] بخورد حتی اگر همه امکانات برای موفقیت و [[پیروزی]] فراهم باشد؛ چنان که با همه امکانات و [[جمعیت]] به ظاهر عامل پیروزی، شکست سنگین برای [[مسلمانان]] در [[جنگ حنین]] رخ داد؛ زیرا چیزی نمیتواند جایگزین [[خدا]] و [[مشیت]] او باشد و [[انسان]] را از خدا [[بینیاز]] و [[غنی]] سازد.<ref>توبه، آیه ۲۵.</ref> | |||
پس از نظر [[قرآن]]، [[پیروزی]] و [[موفقیت]] در هر کاری زمانی رخ میدهد که انسان بر خدا [[توکل]] کند و [[توفیق]] از او بخواهد تا [[مشیت الهی]] به آن تعلق گیرد. | |||
خدا گزارش میکند که [[حضرت شعیب]]{{ع}} با همه امکانات و بهرهگیری از توان و [[استطاعت]] خویش به دنبال [[اصلاح]] رفت، ولی به این نکته توجه داشت که تحقق آن جز به [[توفیق الهی]] نخواهد بود: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref> پس اسباب را در نظر میگیرد، ولی میداند که این اسباب تنها در [[سایه]] توفیق الهی خواهد بود؛ زیرا توفیق به معنای موافقت میان دو امر است؛ خواه این دو امر نسبت علت و معلولی داشته باشد، یا این گونه نباشد؛ چنان که زمانی که علت و معلولی میان [[آتش]] بود، آتش نسوزاند؛ زیرا خدا [[اراده]] و مشیت نکرده بود تا توفیقی میان علت و معلول ایجاد کند؛ این گونه است که نه تنها با وجود علت آتش، سوختن تحقق نیافت، بلکه فضایی خنک و سالم در درون شعلههای عظیم آتش برقرار شد<ref>انبیاء، آیه ۶۹.</ref>. | |||
خدا به پیامبرش [[فرمان]] میدهد که هر گاه اراده کاری داشته و [[عزم]] جدی بر انجام باشد، باید توکل را از یاد [[نبرد]] و با [[توکل بر خدا]] به آن [[اقدام]] کند؛ یعنی از خدا بخواهد تا نسبت علت و معلولی را میان دو چیز ایجاد و [[تأیید]] کند<ref>آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. | |||
از نظر قرآن، کسب [[فضایل]] و توفیق در آن از جمله کسب [[صبر]] و توفیق در آن تنها در سایه [[معیت]] خدا و [[اذن الهی]] خواهد بود. از همین روست که خدا به پیامبرش فرمان داده و میفرماید: اصبر و ما صبرک الا بالله؛ [[صبر]] کن و صبر تو جز به [[خدا]] نیست<ref>نحل، آیه ۱۲۷.</ref>. | |||
کلمه «باء» در «بالله» به معنای سببیت و علیت است؛ به این معنا که صبر تنها با خدا ایجاد میشود و این خداست که منشاء و خاستگاه صبر است و اگر [[فرمان]] صبر به [[پیامبر]] داده میشود، به این نکته نیز توجه داده میشود که [[توفیق]] در صبر و کسب آن تنها زمانی است که خدا بخواهد؛ زیرا خدا علت هر چیزی از جمله علت صبر است؛ هر چند که در ظاهر اسباب طولی باشد که نقش علیت را [[بازی]] میکند، ولی باید توجه داشت که علیت چیزی زمانی است که خدا بخواهد و اگر نخواهد نسبت علیت میان دو چیز ایجاد نمیشود. | |||
به سخن دیگر، خدا علت العلل است و امور دیگر چیزی جز اسباب یا همان علت ناقصه طولی نیست. پس اگر [[مشیت]] خدا نباشد، علتی وجود ندارد تا معلولی باشد. این سببیتی که در قالب «باء» مطرح میشود، بیان علت [[واقعی]] و [[حقیقی]] کامل هر چیزی از جمله صبری است که میبایست در پیامبر تحقق یابد. | |||
از نظر [[قرآن]] [[معیت]] [[الهی]] با [[اهل تقوا]] و [[محسنین]] یک معیت ولایی است که موجب میشود تا خدا در قالب علت تامه به [[یاری]] آنان برود و آنان را در امورشان موفق دارد<ref>نحل، آیه ۱۲۸.</ref>. | |||
همچنین خدا میفرماید که پیامبر{{صل}} و مؤمنانی که تنها [[وجه الله]] را طالب هستند، میتوانند صبر ورزند و خدا توفیق صبر و [[موفقیت]] را به آنان خواهد داد<ref>کهف، ایه ۲۸.</ref>. | |||
[[مؤمنان]] به [[توفیق الهی]] میتوانند بر هر آن چه از [[خیر و شر]] به ایشان میرسد، صبر ورزند و در [[مقام علم]] و عمل به [[آموزههای وحیانی]] از جمله [[امر به معروف و نهی از منکر]] عمل کنند و در [[کارها]] با [[عزم]] وارد شده و موفقیت را به دست آورند<ref>لقمان، آیه ۱۷؛ احقاف، آیه ۳۵.</ref>. | |||
وقتی توفیق الهی باشد [[انسان]] می تواند در برابر هر گونه فشار درونی و بیرونی [[صبر]] ورزد و [[استقامت]] نماید و به [[هدف]] برسد و [[احکام الهی]] را به [[راحتی]] عمل و براساس آن [[رفتار]] کند<ref>ص، آیه ۱۷؛ طور، آیه ۴۸؛ مزمل، آیه ۱۰.</ref>. | |||
از [[خدا]] [[توفیق]] صبر جمیل را خواست<ref>معارج، آیه ۱۵.</ref> در [[کارها]] [[عجول]] نبود و درخواست عاجلانه نداشت<ref>احقاف، آیه ۳۵.</ref>؛ زیرا برای هر چیزی زمانی است که در آن تحقق مییابد<ref>روم، آیه ۶۰.</ref>. | |||
به هر حال، از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]] هر کاری از جمله صبرورزی نیازمند [[توفیق الهی]] است و [[انسان]] میبایست تنها به او [[امید]] داشته باشد تا بتواند کاری که مورد [[رضایت]] خداست را انجام دهد؛ یعنی این گونه نیست که انسان کاری را برای خدا انجام دهد و حتما به دلیل این که برای خدا انجام میدهد، توفیق یابد، بلکه ممکن است که انسان برای پروردگارش کاری از جمله صبر را پیشه کند<ref>مدثر، آیه ۷.</ref> ولی توفیق نیابد که صبوری کند و در امر صبر موفق باشد و از کوره در نرود و [[عجله]] نداشته باشد؛ زیرا [[یونس]] [[پیامبر]]{{ع}} با این که [[مأموریت]] داشته و برای خدا عمل میکرد، ولی به سبب عدم توجه به اموری از جمله عدم [[انتظار]] برای رسیدن [[دستور الهی]]، اقداماتی کرد که موفقیتی برایش نداشت بلکه او را گرفتار [[خشم]] و [[غضب الهی]] کرد. از همین روست که خدا به پیامبرش [[فرمان]] میدهد که هم چون یونس{{ع}} عمل نکند، بلکه به انتظار [[حکم الهی]] باشد و تا حکم الهی نرسیده کاری نکند<ref>قلم، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر در سایه توفیق الهی (مقاله)|صبر در سایه توفیق الهی]].</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||