اصول مدیریت: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۹۷۹ بایت اضافه‌شده ،  چهارشنبهٔ ‏۱۱:۴۳
 
(۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[8]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = مدیریت
| موضوع مرتبط = مدیریت
خط ۳۵: خط ۳۴:
سازمان مجموعه مرکبی است از واحدهای جزئی که هر یک به سود بقیه عهده‌دار انجام کار معین می‌باشند. برای رسیدن به اهداف سازمان داشتن امکانات و نیرو به تنهایی کافی نیست؛ چراکه در صورت سازماندهی نادرست استفاده بهینه از امکانات میسور نخواهد شد و در نتیجه بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌های خوب به دلیل سازماندهی نادرست به سرانجام نخواهد رسید<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰۳؛ [[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۶۸.</ref>.
سازمان مجموعه مرکبی است از واحدهای جزئی که هر یک به سود بقیه عهده‌دار انجام کار معین می‌باشند. برای رسیدن به اهداف سازمان داشتن امکانات و نیرو به تنهایی کافی نیست؛ چراکه در صورت سازماندهی نادرست استفاده بهینه از امکانات میسور نخواهد شد و در نتیجه بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌های خوب به دلیل سازماندهی نادرست به سرانجام نخواهد رسید<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰۳؛ [[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۶۸.</ref>.


== اصل چهارم: [[ارتباطات]] ==
== اصل چهارم: ارتباطات ==
{{اصلی|ارتباطات}}
یکی از اصول مهم [[مدیریت]]، [[هدایت]] از طریق ارتباطات است؛ در یک نگاه کلی، وجود [[سازمان]]، وابسته به ارتباطات است و هر مدیری معمولاً بیشتر وقت خود را صرف برقرار کردن ارتباطات می‌کند. برای ایجاد هماهنگی بین عناصر مادی و [[انسانی]] سازمان، به صورت یک شبکه کار مؤثر و کارآمد، برقراری ارتباطات مطلوب، ضروری است؛ زیرا وقتی ارتباطات برقرار نشود، فعالیت‌های سازمان متوقف می‌شود. در واقع می‌توان گفت که مدیریت کارساز به برقراری ارتباط مؤثر بستگی دارد.


== اصل پنجم: هدایت از راه [[رهبری]] ==
ارتباط، تار و پود سازمان را به هم پیوند می‌دهد و موجب یکپارچگی و [[وحدت]] سازمانی می‌گردد<ref>الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی، ص۱۶۷.</ref>. ارتباطات برای فرایند [[تصمیم‌گیری]] ضروری است. اطلاعات و همچنین مبادله آن، برای تعریف و روشن کردن [[مشکلات]]، ارائه راه‌حل‌ها و ارزیابی آن، اجرای [[تصمیمات]]، کنترل و ارزیابی نتایج، لازم و ضروری است<ref>مورهد و گریفین، رفتار سازمانی، ص۲۵۰.</ref>. برخی بر این باورند که عجیب نیست اگر بگوییم، اثربخشی سازمان به معنای تحقق اهداف آن، رابطه مستقیم و نزدیک با اثربخشی [[نظام]] ارتباطی آن دارد<ref>مورهد و گریفین، رفتار سازمانی، ص۵۰۴.</ref>.<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۸۷.</ref>


== اصل ششم: هدایت از راه [[انگیزش]] ==
== اصل پنجم: هدایت از راه رهبری ==
{{اصلی|رهبری}}
یکی از [[اصول مدیریت]] هدایت از طریق رهبری است. رهبری عبارت است از [[پیشوایی]]، راهبری و سازمان‌دهنده. انسان‌هایی که به صورت گروه و مجموعۀ به هم پیوسته [[زندگی]] می‌کنند، دارای امکانات و نیروهای بالقوه و بالفعل و [[مشکلات]] و موانع و ناهنجاری‌ها و نیز [[هدف‌ها]] و آرمان‌های مشخص بوده و آمادۀ کسب امکانات جدید و آرمان‌های پیچیده‌تری هم هستند. در چنین شرایطی نیروی سازمان‌دهنده‌ای لازم دارند که با بهره‌گیری از امکانات و نیروهای موجود و استخراج آنچه بالقوه وجود دارد از میان انبوه مشکلات و موانع، آن گروه و جمع را به سوی هدف‌ها و آرمان‌هایشان پیش ببرد، این نیرو رهبری است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۰۸.</ref>.


== اصل هفتم: [[کنترل و نظارت]] ==
== اصل ششم: هدایت از راه انگیزش ==
{{اصلی|انگیزش}}
از جمله [[اصول مدیریت]] در چارچوب وظایف مدیران، هدایت از طریق انگیزش است؛ انگیزش چرایی [[رفتار]] است؛ چرا افراد به کار خاصی [[اشتغال]] پیدا می‌کنند؟ چرا [[تغییر]] فعالیت می‌دهند؟ چرا بعضی افراد بسیار فعال و برخی کم‌کارند؟ علت علاقه‌مندی به [[شغل]] و بی‌علاقگی به کار چیست؟ این سؤالات و بسیاری دیگر، همه با موضوع انگیزش در ارتباط‌اند؛ بدین‌سان، برای [[مدیران]] سازمان‌ها، [[آگاهی]] از مسئله «انگیزش» اهمیت داشته و ضروری است؛ چه اینکه، مدیران با [[درک]] [[انگیزه‌ها]] و علل رفتارهای نیروها و با توجه به [[انسان‌شناسی]] نیروهای سازمانی می‌توانند در پیش‌بینی و کنترل رفتار آنان [[توفیق]] پیدا کنند؛ [[میزان]] انگیزه به لحاظ شدت و [[ضعف]]، تابع نیاز است؛ قدر نیاز شدید باشد، انگیزه ارضای آن نیز قوی‌تر خواهد بود؛ و البته در میان هر نیازهای متعدد و متعارض، آن نیازی که بیشتر [[احساس]] می‌شود، زمام انگیزه را به دست گرفته و تعیین‌کننده رفتارهای خاص در جهت ارضای نیاز مزبور می‌باشد<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۱۳۶.</ref>.
 
ایجاد انگیزه و علاقه برای انجام کار، یکی از مهم‌ترین وظایف مدیر سازمان است. [[مدیریتی]] مؤثر است که بتواند انگیزه‌های [[قوی]] ایجاد کند. ممکن است بتوان با [[زور]]، افراد را برای مدتی وادار به انجام کاری (فیزیکی) کرد، ولی نیروهای خلاقیت و ابتکار آنها را تنها به واسطه [[عشق]]، علاقه و انگیزه‌ای قوی می‌توان به کار گرفت<ref>علی‌آبادی، مدیران جامعه اسلامی، ص۱۶۹.</ref>.
 
افرادی که بتوانند برای نیل به «[[اهداف]] سازمانی» به خوبی در انسان‌ها انگیزش به وجود آورند، به پویایی و تحرک لازم در سازمان خواهند رسید. «ویلیام جیمز» در تحقیقی درباره انگیزش به این نتیجه دست یافت که کارکنان ساعتی، تقریباً با [[میزان]] کاری در حدود ۲۰ الی ۳۰ درصد [[توانایی]] خود می‌توانستند [[شغل]] خود را [[حفظ]] کنند و [[اخراج]] نشوند. این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان انگیزش بیشتری داشته باشند، تقریباً با ۸۰ الی ۹۰ درصد توانایی خود کار می‌کنند<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۲۹.</ref>.
 
== اصل هفتم: کنترل و نظارت ==
{{اصلی|نظارت}}
یکی از اصول مهم سازمانی کنترل و نظارت است. «[[نظارت و کنترل]] عبارت است از توجه به نتایج کار و پیگیری برای مقایسه فعالیت‌های انجام شده با برنامه‌ها و [[اعمال]] [[اصلاحات]] مقتضی در مواردی که از انتظارات، [[انحرافی]] صورت گرفته است»<ref>مشبکی، اصغر و محمد حسن روحانی، مدیریت رفتار سازمانی، اقبال، تهران، ۱۳۸۶، ص۱۵.</ref>.
 
در این زمینه دو مسأله اساسی و محوری وجود دارد: یکی [[نظارت]] و ارزیابی نتایج و دیگری پیگیری در مورد ارزیابی به عمل آمده و انجام اصلاحات لازم.
 
همواره در روند انجام فعالیت‌های [[سازمان]] موانعی وجود دارد که هر یک سبب می‌شود تا روند انجام امور از مسیر اصلی خویش [[منحرف]] شده و سازمان در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده ناکام ماند. ازاین‌رو سیستم‌ها و روش‌های معینی برای کنترل روند انجام امور و [[میزان]] [[انحراف]] آنها از معیار در سازمان‌ها به وجود آمده است تا رسیدن به موانع احتمالی را برطرف سازد.
 
اهمیت نظارت و کنترل از آن‌رو است که براساس آن می‌توان به [[اصلاح]] [[انحرافات]]، تطابق عملکردها با اهداف مطلوب سازمانی پرداخت. «[[مدیر]] همیشه باید بداند آیا کارها طبق برنامه پیش می‌رود یا خیر؟ همچنین، او باید بداند چه قسمت از برنامه‌ها اجرا شده و چه قسمت‌هایی باقی‌مانده است و چنانچه مواردی دچار رکورد شده‌اند، در رفع آن بکوشد. مدیر باید به‌طور دقیق بداند کدام‌یک از کارکنان کارشان را درست و کدام‌یک [[ضعیف]] انجام می‌دهند تا به [[تشویق]] افراد فعال و اصلاح افراد کم‌کار بپردازد. نظارت و کنترل ارتباط نزدیکی با [[تصمیم‌گیری]] و [[برنامه‌ریزی]] دارد؛ زیرا در صورت عدم کنترل اهداف و برنامه‌ها اجرا نمی‌گردد یا آن‌که درست اجرا نمی‌شود. به همین جهت [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ}}<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «و برای آنها ناظرانی بگمار که نسبت به تو [[وفادار]] و [[راستگو]] باشند»<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۷۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۹: خط ۶۸:
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:IM010862.jpg|22px]] [[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|'''اصول مدیریت در نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:IM010862.jpg|22px]] [[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|'''اصول مدیریت در نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش