پرش به محتوا

مدیریت: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۷۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ۲۸ ژانویه
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۵۰: خط ۵۰:
== اصول مدیریت ==
== اصول مدیریت ==
{{اصلی|اصول مدیریت}}
{{اصلی|اصول مدیریت}}
# اصل نخست: [[برنامه‌ریزی]]؛
# '''اصل نخست: [[برنامه‌ریزی]]:''' برنامه‌ریزی فرایندی است که طی آن، [[مدیران]] اهداف را تعیین می‌کنند، آینده را پیش‌بینی می‌نمایند و مسیر فعالیت‌های طراحی شده برای به دست آوردن آن اهداف را نشان می‌دهند<ref>بون لوئیس و کرت، مدیریت، ص۱۱۹.</ref>. برنامه‌ریزی تمام بخش‌های [[سازمان]] و همه [[وظایف]] مدیریت را دربرمی‌گیرد و اهداف سازمانی را روشن می‌سازد، در نتیجه ابهام و سردرگمی، به سازمان و فعالیت‌های آن سرایت نمی‌کند و سازمان در راستای اهداف تعیین شده به پیش خواهد رفت؛ لذا هیچ مدیری نباید اهداف سازمان را بدون برنامه‌ریزی دنبال کند<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۲.</ref>.
# اصل دوم: [[تصمیم‌گیری]]؛
# '''اصل دوم: [[تصمیم‌گیری]]:''' تصمیم‌گیری به دلیل اهمیت آن، جایگاه خاصی در میان [[وظایف]] مدیریت دارد. نویسندگان مدیریت، گاهی آن را مستقلاً پس از [[برنامه‌ریزی]] ذکر می‌کنند، گاهی نیز در ذیل مبحث برنامه‌ریزی به صورت غیرمستقل و مواردی نیز در انتهای وظایف مدیریت آن را مطرح می‌کنند. تصمیم‌گیری مفهومی فراگیر دارد و منحصر به [[سازمان]] و مدیریت نیست؛ بلکه حضور یا دخالت مستقیم و یا غیرمستقیم آن در بسیاری از زمینه‌ها، توجه محققان و دانشمندان بسیاری را به خود جلب کرده است<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۵۰.</ref>.
# اصل سوم: [[سازماندهی]]؛
# '''اصل سوم: [[سازماندهی]]:''' سازماندهی فرایندی دوره‌ای است که در ابتدای تشکیل [[سازمان]] و یا با بروز مسائل جدید در سازمان، به کار گرفته می‌شود. سازمان مجموعه مرکبی است از واحدهای جزئی که هر یک به سود بقیه عهده‌دار انجام کار معین می‌باشند. برای رسیدن به اهداف سازمان داشتن امکانات و نیرو به تنهایی کافی نیست؛ چراکه در صورت سازماندهی نادرست استفاده بهینه از امکانات میسور نخواهد شد و در نتیجه بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌های خوب به دلیل سازماندهی نادرست به سرانجام نخواهد رسید<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰۳؛ [[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۶۸.</ref>.
# اصل چهارم: [[ارتباطات]]؛
# '''اصل چهارم: [[ارتباطات]]:''' یکی از اصول مهم مدیریت، [[هدایت]] از طریق ارتباطات است؛ در یک نگاه کلی، وجود [[سازمان]]، وابسته به ارتباطات است و هر مدیری معمولاً بیشتر وقت خود را صرف برقرار کردن ارتباطات می‌کند. برای ایجاد هماهنگی بین عناصر مادی و [[انسانی]] سازمان، به صورت یک شبکه کار مؤثر و کارآمد، برقراری ارتباطات مطلوب، ضروری است؛ زیرا وقتی ارتباطات برقرار نشود، فعالیت‌های سازمان متوقف می‌شود. در واقع می‌توان گفت که مدیریت کارساز به برقراری ارتباط مؤثر بستگی دارد<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۸۷.</ref>.
# اصل پنجم: هدایت از راه [[رهبری]]؛
# '''اصل پنجم: هدایت از راه [[رهبری]]:''' یکی از [[اصول مدیریت]] هدایت از طریق رهبری است. رهبری عبارت است از [[پیشوایی]]، راهبری و سازمان‌دهنده. انسان‌هایی که به صورت گروه و مجموعۀ به هم پیوسته [[زندگی]] می‌کنند، دارای امکانات و نیروهای بالقوه و بالفعل و [[مشکلات]] و موانع و ناهنجاری‌ها و نیز [[هدف‌ها]] و آرمان‌های مشخص بوده و آمادۀ کسب امکانات جدید و آرمان‌های پیچیده‌تری هم هستند. در چنین شرایطی نیروی سازمان‌دهنده‌ای لازم دارند که با بهره‌گیری از امکانات و نیروهای موجود و استخراج آنچه بالقوه وجود دارد از میان انبوه مشکلات و موانع، آن گروه و جمع را به سوی هدف‌ها و آرمان‌هایشان پیش ببرد، این نیرو رهبری است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۰۸.</ref>.
# اصل ششم: هدایت از راه [[انگیزش]]؛
# '''اصل ششم: هدایت از راه [[انگیزش]]:''' از جمله [[اصول مدیریت]] در چارچوب وظایف مدیران، هدایت از طریق انگیزش است. ایجاد انگیزه و علاقه برای انجام کار، یکی از مهم‌ترین وظایف مدیر سازمان است. [[مدیریتی]] مؤثر است که بتواند انگیزه‌های [[قوی]] ایجاد کند. ممکن است بتوان با [[زور]]، افراد را برای مدتی وادار به انجام کاری (فیزیکی) کرد، ولی نیروهای خلاقیت و ابتکار آنها را تنها به واسطه [[عشق]]، علاقه و انگیزه‌ای قوی می‌توان به کار گرفت<ref>علی‌آبادی، مدیران جامعه اسلامی، ص۱۶۹.</ref>.<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۲۹.</ref>
# اصل هفتم: [[کنترل و نظارت]].
# '''اصل هفتم: [[کنترل و نظارت]]:''' یکی از اصول مهم سازمانی کنترل و نظارت است. «[[نظارت و کنترل]] عبارت است از توجه به نتایج کار و پیگیری برای مقایسه فعالیت‌های انجام شده با برنامه‌ها و [[اعمال]] [[اصلاحات]] مقتضی در مواردی که از انتظارات، [[انحرافی]] صورت گرفته است»<ref>مشبکی، اصغر و محمد حسن روحانی، مدیریت رفتار سازمانی، اقبال، تهران، ۱۳۸۶، ص۱۵.</ref>. اهمیت نظارت و کنترل از آن‌رو است که براساس آن می‌توان به [[اصلاح]] [[انحرافات]]، تطابق عملکردها با اهداف مطلوب سازمانی پرداخت. «[[مدیر]] همیشه باید بداند آیا کارها طبق برنامه پیش می‌رود یا خیر؟ همچنین، او باید بداند چه قسمت از برنامه‌ها اجرا شده و چه قسمت‌هایی باقی‌مانده است و چنانچه مواردی دچار رکورد شده‌اند، در رفع آن بکوشد. مدیر باید به‌طور دقیق بداند کدام‌یک از کارکنان کارشان را درست و کدام‌یک [[ضعیف]] انجام می‌دهند تا به [[تشویق]] افراد فعال و اصلاح افراد کم‌کار بپردازد. نظارت و کنترل ارتباط نزدیکی با [[تصمیم‌گیری]] و [[برنامه‌ریزی]] دارد؛ زیرا در صورت عدم کنترل اهداف و برنامه‌ها اجرا نمی‌گردد یا آن‌که درست اجرا نمی‌شود. به همین جهت [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ}}<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «و برای آنها ناظرانی بگمار که نسبت به تو [[وفادار]] و [[راستگو]] باشند»<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۷۲.</ref>.


== آفات مدیریت ==
== آفات مدیریت ==
خط ۷۵: خط ۷۵:


گفته می‌شود که مهارت‌های مورد نیاز مدیران مشتمل بر موارد زیر است:
گفته می‌شود که مهارت‌های مورد نیاز مدیران مشتمل بر موارد زیر است:
# مهارت تحلیلی / ادراکی (مفهومی): منظور از مهارت مفهومی، داشتن [[قدرت]] تحلیل و تجزیه مسائل مهم و کلان کشور یا [[سازمان]] است؛
# '''مهارت تحلیلی / ادراکی (مفهومی):''' منظور از مهارت مفهومی، داشتن [[قدرت]] تحلیل و تجزیه مسائل مهم و کلان کشور یا [[سازمان]] است؛
# مهارت فنی (تکنیکی): مهارت فنی به توانایی فنی و تکنیکی مدیران در [[هدایت]] و ارائه رهنمودهای فنی به کارکنان گفته می‌شود. برای مثال مدیران تولیدی و عملیاتی در سازمان‌هایی مانند مجموعه ماشین‌سازی ایران خودرو اگر توانمندی فنی در مونتاژ کردن و سوار کردن قطعات برخوردار باشند و بتوانند نیروهای تحت امر خود را هدایت نمایند، از مهارت فنی برخوردارند و بالطبع در سازمان‌های مختلف به فراخور [[شغل]] و کارشان نیازمد مهارت فنی و تکنیکی خاصی می‌باشند.
# '''مهارت فنی (تکنیکی):''' مهارت فنی به توانایی فنی و تکنیکی مدیران در [[هدایت]] و ارائه رهنمودهای فنی به کارکنان گفته می‌شود. برای مثال مدیران تولیدی و عملیاتی در سازمان‌هایی مانند مجموعه ماشین‌سازی ایران خودرو اگر توانمندی فنی در مونتاژ کردن و سوار کردن قطعات برخوردار باشند و بتوانند نیروهای تحت امر خود را هدایت نمایند، از مهارت فنی برخوردارند و بالطبع در سازمان‌های مختلف به فراخور [[شغل]] و کارشان نیازمد مهارت فنی و تکنیکی خاصی می‌باشند.
# مهارت [[انسانی]] (رابطه [[عاطفی]]): منظور از مهارت انسانی این است که مدیران بتوانند با نیروهای خود رابطه عاطفی برقرار سازند و با آنها تعامل انسانی داشته باشند.
# '''مهارت [[انسانی]] (رابطه [[عاطفی]]):''' منظور از مهارت انسانی این است که مدیران بتوانند با نیروهای خود رابطه عاطفی برقرار سازند و با آنها تعامل انسانی داشته باشند.


باتوجه به مطالب فوق‌الذکر سطوح مدیریت مشتمل بر سه سطح عالی، میانی و عملیاتی است و مهارت‌های مورد نیاز شامل مهارت ادراکی، فنی و انسانی است.
باتوجه به مطالب فوق‌الذکر سطوح مدیریت مشتمل بر سه سطح عالی، میانی و عملیاتی است و مهارت‌های مورد نیاز شامل مهارت ادراکی، فنی و انسانی است.
خط ۸۵: خط ۸۵:
در پاسخ به این پرسش گفته می‌شود که قاعده کلی این است که هر چه به عملیات و اجرا نزدیک می‌شویم مهارت مورد نیاز، مهارت فنی و تکنیکی است و هر چه از سطح عملیات، اجرا و تولید فاصله گرفته و به سوی سطح عالی حرکت کنیم مهارت مورد نیاز، تحلیلی یا مفهومی است. با توجه به این نکته در سطح عالی مهارت مورد نیاز، مهارت ادراکی و در سطح عملیاتی مهارت مورد نیاز مهارت فنی است. یادآوری می‌شود که در سطح میانی مهارت مورد نیاز، مهارت‌های مفهومی و تکنیکی است، چه اینکه [[مدیران]] میانی در این سطح به دلیل اینکه با مدیران فنی ارتباط دارند باید از مسائل فنی [[آگاه]] بوده و بتوانند گزارش‍های فنی آنها را [[درک]] کنند و از طرف دیگر به دلیل ارتباط مدیران میانی با مدیران عالی، لازم است که در این سطح، مدیران بتوانند گزارش‌های مدیران عملیاتی را پس از درک و تحلیل، ترجمه نموده و در اختیاز مدیران عالی قرار دهند؛ با این تصور، مدیران میانی باید بتوانند سخنان فنی مدیران عملیاتی را درک کرده و به زبان مدیران عملیاتی ترجمه کرده و منتقل کنند؛ بنابراین آنان هم نیاز به مهارت فنی و هم مهارت ادارکی دارند.
در پاسخ به این پرسش گفته می‌شود که قاعده کلی این است که هر چه به عملیات و اجرا نزدیک می‌شویم مهارت مورد نیاز، مهارت فنی و تکنیکی است و هر چه از سطح عملیات، اجرا و تولید فاصله گرفته و به سوی سطح عالی حرکت کنیم مهارت مورد نیاز، تحلیلی یا مفهومی است. با توجه به این نکته در سطح عالی مهارت مورد نیاز، مهارت ادراکی و در سطح عملیاتی مهارت مورد نیاز مهارت فنی است. یادآوری می‌شود که در سطح میانی مهارت مورد نیاز، مهارت‌های مفهومی و تکنیکی است، چه اینکه [[مدیران]] میانی در این سطح به دلیل اینکه با مدیران فنی ارتباط دارند باید از مسائل فنی [[آگاه]] بوده و بتوانند گزارش‍های فنی آنها را [[درک]] کنند و از طرف دیگر به دلیل ارتباط مدیران میانی با مدیران عالی، لازم است که در این سطح، مدیران بتوانند گزارش‌های مدیران عملیاتی را پس از درک و تحلیل، ترجمه نموده و در اختیاز مدیران عالی قرار دهند؛ با این تصور، مدیران میانی باید بتوانند سخنان فنی مدیران عملیاتی را درک کرده و به زبان مدیران عملیاتی ترجمه کرده و منتقل کنند؛ بنابراین آنان هم نیاز به مهارت فنی و هم مهارت ادارکی دارند.


خاطرنشان می‌شود که به دلیل اهمیت مهارت [[انسانی]] و نیز تعامل زیاد مدیران با نیروهای انسانی در سازمان، این مهارت برای سطوح سه‌گانه [[مدیریت]] لازم و ضروری است؛ باتوجه به قاعده کلی مبنی بر اینکه مدیران در سطح عالی به مهارت ادراکی و در سطح عملیاتی به مهارت فنی بیشتری نیاز دارند، در به‌کارگیری و انتصاب مدیران باید [[دقت]] لازم را به‌کار برد؛ چه اینکه اگر این قاعده رعایت نگردد سازمان دچار [[خسران]] شده و در نتیجه [[شایسته‌سالاری]] محقق نمی‌گردد.
خاطرنشان می‌شود که به دلیل اهمیت مهارت [[انسانی]] و نیز تعامل زیاد مدیران با نیروهای انسانی در سازمان، این مهارت برای سطوح سه‌گانه مدیریت لازم و ضروری است؛ باتوجه به قاعده کلی مبنی بر اینکه مدیران در سطح عالی به مهارت ادراکی و در سطح عملیاتی به مهارت فنی بیشتری نیاز دارند، در به‌کارگیری و انتصاب مدیران باید دقت لازم را به‌کار برد؛ چه اینکه اگر این قاعده رعایت نگردد سازمان دچار [[خسران]] شده و در نتیجه [[شایسته‌سالاری]] محقق نمی‌گردد.


باتوجه به این مفروضات، اگر مدیری که فاقد مهارت ادراکی است در پست مدیریت عالی قرار گیرد در [[حقیقت]] به‌دلیل نداشتن مهارت لازم، جایگاه مدیریت عالی را اشغال کرده و با توجه به [[ارزش‌های دینی]] پست سازمانی به غیر اهلش سپرده شده است. همچنین در سطح عملیاتی و اجرایی اگر مدیری مهارت فنی و تکنیکی مورد نیاز را نداشته باشد از اهلیت برخوردار نبوده و پست سازمانی را اشغال نموده است، در نتیجه بارزش‌ها و هنجارهای [[توحیدی]] سازگار نبوده و مناصب سازمانی به‌طور عدوانی تصرف شده است<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)| اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص۱۱ ـ ۱۴.</ref>.
باتوجه به این مفروضات، اگر مدیری که فاقد مهارت ادراکی است در پست مدیریت عالی قرار گیرد در [[حقیقت]] به‌دلیل نداشتن مهارت لازم، جایگاه مدیریت عالی را اشغال کرده و با توجه به ارزش‌های دینی پست سازمانی به غیر اهلش سپرده شده است. همچنین در سطح عملیاتی و اجرایی اگر مدیری مهارت فنی و تکنیکی مورد نیاز را نداشته باشد از اهلیت برخوردار نبوده و پست سازمانی را اشغال نموده است، در نتیجه بارزش‌ها و هنجارهای [[توحیدی]] سازگار نبوده و مناصب سازمانی به‌طور عدوانی تصرف شده است<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)| اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص۱۱ ـ ۱۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۱٬۴۸۹

ویرایش