وساطت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۹۷۹ بایت اضافه‌شده ،  ۲۹ ژانویه
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
«وساطت» از ماده «وسط» به معنای مابین دو طرف واقع شدن آمده است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۴٢٨.</ref>. ماده وسط گاه به معنای وصفی لحاظ می‌شود و گاه اسمی. وسط وقتی به صورت وصفی لحاظ شود به معنای [[اعتدال]] و فضل است، مانند [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>، و [[حدیث]] {{متن حدیث|خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴٠، ح١٨.</ref>. همچنین وقتی به معنای غیر وصفی لحاظ می‌شود به دو صورت مکانی و زمانی به کار برده می‌شود؛ یعنی وسط مکانی خاص یا زمانی خاص. ماده «وسط» به معنای زمانی و مکانی خود به دو نوع متساوی الطرفین و غیر متساوی الطرفین تقسیم می‌شود. برخی مانند صاحب [[المفردات]] و صاحب العین معتقدند که [[تساوی]] طرفین در اطلاق این کلمه موضوعیت دارد: {{عربی|وَسَطُ الشَّيْءِ: مَا لَهُ طَرَفَانِ مُتَسَاوِيَا الْقَدْر<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص٨۶٩.</ref>؛ اسْمًا لِمَا بَيْنَ طَرَفَيْ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۲۷۹.</ref>.
«وساطت» از ماده «وسط» به معنای مابین دو طرف واقع شدن آمده است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۴٢٨.</ref>. ماده وسط گاه به معنای وصفی لحاظ می‌شود و گاه اسمی. وسط وقتی به صورت وصفی لحاظ شود به معنای [[اعتدال]] و فضل است، مانند [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref> و [[حدیث]] {{متن حدیث|خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴٠، ح١٨.</ref>. همچنین وقتی به معنای غیر وصفی لحاظ می‌شود به دو صورت مکانی و زمانی به کار برده می‌شود؛ یعنی وسط مکانی خاص یا زمانی خاص. ماده «وسط» به معنای زمانی و مکانی خود به دو نوع متساوی الطرفین و غیر متساوی الطرفین تقسیم می‌شود. برخی مانند صاحب المفردات و صاحب العین معتقدند که [[تساوی]] طرفین در اطلاق این کلمه موضوعیت دارد: {{عربی|وَسَطُ الشَّيْءِ: مَا لَهُ طَرَفَانِ مُتَسَاوِيَا الْقَدْر<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص٨۶٩.</ref>؛ اسْمًا لِمَا بَيْنَ طَرَفَيْ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۲۷۹.</ref>.


وساطت به دو قسم سببی و غیر سببی تقسیم می‌شود. در وساطت سببی، نوعی [[علیت]] وجود دارد؛ مانند معمار که در فرایند ساخت بنا [[دخالت]] دارد و آن را می‌سازد. اما در وساطت غیر سببی، صرف وساطت و قرار گرفتن در یک فرایند موضوعیت دارد و از لحاظ تأثیرگذاری، ناتمام است؛ مانند واسطه شدن ظهر میان صبح و شب. وساطت علّی را نیز می‌توان به دو قسم ایجادی و غیر ایجادی تقسیم کرد. وساطت استدعایی نمونه بارز وساطت علّی غیر ایجادی است؛ به گونه‌ای که شخص [[دعا]] و درخواستی دارد و [[خداوند]] خواسته او را [[اجابت]] می‌کند. در اینجا اگرچه دعا و [[طلب]] شخص [[داعی]] سبب انجام کار شده، خود آن شخص، ایجاد و خلقی انجام نداده است.
وساطت به دو قسم سببی و غیر سببی تقسیم می‌شود. در وساطت سببی، نوعی [[علیت]] وجود دارد؛ مانند معمار که در فرایند ساخت بنا دخالت دارد و آن را می‌سازد. اما در وساطت غیر سببی، صرف وساطت و قرار گرفتن در یک فرایند موضوعیت دارد و از لحاظ تأثیرگذاری، ناتمام است؛ مانند واسطه شدن ظهر میان صبح و شب. وساطت علّی را نیز می‌توان به دو قسم ایجادی و غیر ایجادی تقسیم کرد. وساطت استدعایی نمونه بارز وساطت علّی غیر ایجادی است؛ به گونه‌ای که شخص [[دعا]] و درخواستی دارد و [[خداوند]] خواسته او را [[اجابت]] می‌کند. در اینجا اگرچه دعا و طلب شخص [[داعی]] سبب انجام کار شده، خود آن شخص، ایجاد و خلقی انجام نداده است.
پرواضح است که منظور ما از وساطت در این کتاب، صرف وسط قرار گرفتن میان امور نیست؛ بلکه وساطت سببی و علّی مراد است. با توجه به تقسیم ارسطوییِ علل به چهار قسم صوری، فاعلی، مادی و غایی، می‌توان وساطت را نیز به چهار قسم وساطت صوری، [[وساطت فاعلی]]، وساطت مادی و [[وساطت غایی]] تقسیم کرد که از این میان، دو گزینه وساطت فاعلی و غایی توضیح داده خواهد شد.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۱.</ref>
 
منظور از وساطت صرف وسط قرار گرفتن میان امور نیست؛ بلکه وساطت سببی و علّی مراد است. با توجه به تقسیم ارسطوییِ علل به چهار قسم صوری، فاعلی، مادی و غایی، می‌توان وساطت را نیز به چهار قسم وساطت صوری، [[وساطت فاعلی]]، وساطت مادی و [[وساطت غایی]] تقسیم کرد<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۱.</ref>.
 
== اقسام وساطت ==
=== وساطت غایی ===
{{اصلی|وساطت غایی}}
«وساطت غایی» همان «علیت غایی» است. علت غایی از لحاظ ذهنی (و نه وجودی) خود علتی برای علت فاعلی به شمار می‌آید. ما اگر [[انسان]] را در افعالی که از وی اختیاراً صادر می‌شود در نظر بگیریم، می‌بینیم که انسان مادامی که غایتی را تصور نکند، یعنی وجود ذهنی غایتی برایش حاصل نشود [[اراده]] کاری برایش پیدا نمی‌شود و همین که غایت و فایده کار در ذهنش منقش شد آن‌وقت است که میل و اراده‌اش منبعث می‌گردد و فعل از وی صادر می‌شود. پس انسان البته فاعل است ولی به شرط اینکه تصور ذهنی غایت برایش پیدا شود، و اگر این تصور برایش پیدا نشود انسان فاعل نیست. پس تصور ذهنی غایت است که انسان را فاعل می‌کند و اوست که علت فاعلیت انسان است. پس درست است که بگوییم وجود ذهنی غایت، علت علت فاعلی است<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۵، ص۴٢٢.</ref>. اصولاً علت اینکه به غایت «علت» اطلاق می‌شود همین متمم و مکمل بودن برای علت فاعلی است و اما اگر در مفهوم علیت [[توسعه]] ندهیم و علت را به همان معنای «وجوددهنده» و «واقعیت‌دهنده» بگیریم تنها چیزی که شایسته است به او علت گفته شود همانا «فاعل» است<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۶٩٢.</ref>.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۵.</ref>
 
=== وساطت فاعلی ===
{{اصلی|وساطت فاعلی}}
«واسطه فاعلی» یا همان «علت فاعلی»، موجودی است که موجود دیگر (معلول) از آن پدید می‌آید. علت فاعلی به این معنا فاعل‌های طبیعی را نیز که در حرکات و دگرگونی‌های اجسام مؤثر هستند، شامل می‌شود<ref>محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۹۱.</ref>. در [[فلسفه]] به عامل وجودبخش یا ایجادکننده اصطلاحاً فاعل گفته می‌شود<ref>عبدالرسول عبودیت و مجتبی مصباح، خداشناسی فلسفی؛ ص۵۱.</ref>.
 
وساطت فاعلی می‌تواند به دو گونه عام و خاص انجام شود. منظور از وساطت فاعلی عام این است که کل تأثیر و تأثرات [[عالم هستی]] توسط واسطه انجام شود؛ مثل اینکه قایل شویم [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} مجرای [[مشیت]] و [[قدرت خداوند]] در [[نظام]] عالم است و هرگونه [[آفرینش]] و [[رزق]] و دیگر [[افعال]] به دست او انجام می‌شود. اما منظور از وساطت فاعلی خاص این است که واسطه صرفاً در بعضی از امور نقش وساطت و فاعلیت دارد و نه در کل عالم هستی؛ مثل اینکه [[معتقد]] شویم امام معصوم{{ع}} در موقعیت‌های خاصی برای [[اثبات]] مقام الهی خود یا [[مصالح]] دیگر، [[کارهای خارق‌العاده]] انجام دهد<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۹: خط ۳۱:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:اصطلاحات فلسفی]]
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش