خنثیسازی نسخهٔ 1359672 از فرقانی (بحث)
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسبها: خنثیسازی پیوندهای ابهامزدایی |
||
| (۳۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[ | {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[11]]|سال=[[1404]]|کاربر=فرقانی}} | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
آیه {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]] و [[ولایت امام]] میرالمؤمنین{{ع}} است که در آن بر بازجویی از [[مردم]] در [[روز قیامت]] و [[پاسخگویی]] آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. [[روایات]] متعددی در [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]] از [[صحابه]] و [[تابعین]] نقل شده که [[شان نزول]] آیه را [[امام علی]]{{ع}} دانسته و محتوای سؤال را نیز [[ولایت]] آن حضرت بیان کردهاند. بر اساس این روایات، میتوان به این نکته مهم دست یافت که قطعا [[پذیرش ولایت]] و [[اطاعت]] از آن حضرت در [[دنیا]] بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی [[واجب]] به شمار میآید؛ چراکه [[انسان]] در [[قیامت]] در قبال امور و [[تکالیف واجب]] و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و [[امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | آیه {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]] و [[ولایت امام]] میرالمؤمنین{{ع}} است که در آن بر بازجویی از [[مردم]] در [[روز قیامت]] و [[پاسخگویی]] آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. [[روایات]] متعددی در [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]] از [[صحابه]] و [[تابعین]] نقل شده که [[شان نزول]] آیه را [[امام علی]]{{ع}} دانسته و محتوای سؤال را نیز [[ولایت]] آن حضرت بیان کردهاند. بر اساس این روایات، میتوان به این نکته مهم دست یافت که قطعا [[پذیرش ولایت]] و [[اطاعت]] از آن حضرت در [[دنیا]] بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی [[واجب]] به شمار میآید؛ چراکه [[انسان]] در [[قیامت]] در قبال امور و [[تکالیف واجب]] و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و [[امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | ||
== | ==[[شأن نزول آیه]] == | ||
در بسیاری از [[کتابهای تفسیری]]، ذیل [[آیه]] ۲۴ [[صافات]]، در کنار آرایی که درباره مصداق سؤال [[روز قیامت]] مطرح شدهاند، [[پرسش]] از [[ولایت حضرت علی]] {{ع}} یکی از مهمترین نظریههای [[تفسیری]] معرفی و بر آن تأکید شده است. بیشتر آرای [[مفسران]] درباره مصداق آیه ۲۴ صافات و دلالت آن بر [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} برخاسته از [[روایات تفسیری]] نقلشده از [[معصومان]]{{عم}}، [[صحابه]]، [[تابعین]] و برخی [[محدثان]] متقدم است. | |||
به عنوان نمونه | |||
'''[[فرات کوفی]]''' در تفسیرش، ذیل آیه ۲۴ [[سوره صافات]]، سه [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل میکند که هر سه مضمونی مشترک دارند و آیه را دال بر [[وجوب]] [[پذیرش ولایت]] حضرت میدانند <ref>تفسیر فرات کوفی، ص۳۵۵</ref> فرات ذیل آیه، دو روایت را بهصورت [[معنعن]] از [[ابنعباس]] نقل کرده است. | |||
در '''[[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]'''{{ع}}، پرسش و بازخواست در برابر [[ارکان دین]]، یعنی [[توحید]]، [[نبوت]] و [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} و [[ائمه]] پس از ایشان عنوان شده است <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری{{ع}}، ص، ۴۰۵</ref> | |||
'''علی بنابراهیم [[قمی]]''' در [[تفسیر روایی]] خود، مقصود از مورد سؤال واقع شدن در آیه ۲۴ سوره صافات را پرسش از ولایت علی بنابیطالب{{ع}} عنوان میکند و پذیرش ولایت حضرت را عامل [[رستگاری]] میخواند <ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۲۲۲</ref> | |||
در تفسیرهای '''صافی''' <ref>فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۴، ص۲۶۶</ref>، '''[[نور الثقلین]]''' <ref>عروسی حویزی، نورالثقلین، ج۴، ص۴۰۱</ref> و '''[[البرهان]]''' <ref>بحرانی، البرهان، ج۴، ص۵۹۵</ref> نیز این روایت از [[تفسیر قمی]] نقل شده است. سند دو [[روایت تفسیری]] از فرات کوفی در این زمینه به صورت «معنعن» است که در نهایت به ابن عباس منتهی میشود. یک روایت نیز از [[شعبی]] و ابن عباس نقل شده است <ref>همان</ref> | |||
'''[[طبرسی]]''' در [[تفسیر]] مجمع البیان، از سعید بنجبیر از ابن عباس در [[حدیثی]] مرفوع از [[حاکم حسکانی]] به اسنادش، ذیل آیه ۲۴ صافات روایت میکند که از [[مردم]] در روز قیامت درباره ولایت علی{{ع}} پرسیده میشود <ref>طبرسی، ۱۳۷۲: ۸/۱۸۸</ref> گفتنی است که [[طبرسی]] این معنا از [[آیه]] را در کنار مصادیق دیگر، از جمله [[پرسش]] از [[توحید]] و [[دلایل]] [[بدعتگذاری]] در [[جامعه اسلامی]]، مطرح کرده است. | |||
'''عاملی''' در [[تفسیر]] خود این معنا را از مجمع البیان نقل کرده است <ref>عاملی، تفسیر عاملی، ج۷، ص۲۸۵</ref>. | |||
در تفسیر '''روض الجنان'''، ذیل [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، به روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اشاره شده است که فرمودند: «فردای [[قیامت]] رها نکنند هیچکس را که قدم از قدم بردارد تا از او از پنج چیز بپرسند: {{متن حدیث|عن شبابه فیما أبلاه و عن عمره فیما أفناه و عن ماله من أین اکتسبه و أین وضعه و ماذا عمل فیما علم}} <ref>از جوانیاش که در چه راهی صرف کرده و از عمرش که در چه راهی از دست داده و از مالش که از چه راهی به دست آورده و در چه راهی مصرف کرده و از عمل کردن بر طبق آنچه میدانسته</ref> و در [[روایت]] دیگر چنین آمده: {{متن حدیث|و عن ولایتنا اهل البیت}} <ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۶، ص۱۸۴</ref>. در این روایت، [[آیه]] به [[ولایت]] «[[اهلالبیت]]» تعمیم یافته است که [[ولایت علی]]{{ع}} را نیز شامل میشود. همچنین پرسش از ولایت و چگونگی برخورد با [[حق ولایت]] و [[محبت]] ایشان، در کنار موضوعاتی مانند چگونگی گذراندن عمر و چگونگی کسب و استفاده [[مال]] قرار گرفته است. | |||
'''[[تفسیر جوامع الجامع]]'''، [[تأویل]] {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}} به ملزم بودن در قبال پاسخ به پذیرش [[ولایت حضرت علی]]{{ع}} را به سعید بن [[جبیر]] و [[ابو سعید خدری]] نسبت داده است <ref>طبرسی، ۱۳۷۵: ۵/۲۸۱</ref> در تفسیر عزّ بن عبد [[السلام]]، یکی از مصادیق {{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} در [[آیه شریفه]]، ولایت علی بنابیطالب{{ع}} عنوان شده است <ref>ابن عبد السلام، ۱۴۲۹: ۲/۱۳۴</ref> وی این مصداق از آیه را در کنار مصادیقی چون پرسش از توحید آورده است. نویسنده تفسیر [[جلاء]] الأذهان نیز در تطبیق آیه بر ولایت علی{{ع}}، به روایتی از سعید بن جبیر استناد کرده که بر اساس آن، سؤال این است که «آیا سؤال شونده تولّای علی{{ع}} را دارد؟» <ref>جرجانی، ۱۳۷۸: ۸/۱۰۶</ref> طبق این دیدگاه، [[ولایت]] حضرت با [[وجوب محبت]] ایشان [[ارتباط مستقیم]] یافته است. | |||
[[استرآبادی]] در '''[[تأویل الآیات الظاهرة]]'''، پس از نقل روایتی از [[ابن عباس]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] به [[ولایت امام علی]]{{ع}}، این [[تأویل]] از آیه را دال بر [[واجب]] بودن [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر تمام [[خلق]] میداند و [[معتقد]] است آیه بر [[برتری]] حضرت بر تمام خلایق، جز حضرت خاتمالأنبیاء{{صل}}، دلالت واضح دارد <ref>حسینی استرآبادی، تاویل الآیات الظاهرة،ص۴۸۴</ref> تأکید این [[روایت تفسیری]] ذیل آیه بر برتری حضرت بر دیگران، با استناد به آیه ۲۴ [[صافات]] است. | |||
نویسنده '''[[تفسیر منهج الصادقین]]''' پس از بیان مصادیقی برای [[آیه کریمه]]، [[تفسیر آیه]] به [[ولایت علی]]{{ع}} را به [[مصحف]] [[ابن مسعود]] نسبت میدهد و معتقد است در مصحف وی اینگونه نوشته شده: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}} عن ولایة علی<ref>کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۴۶۴</ref> | |||
در تفسیر '''[[اثنیعشری]]''' نیز این معنا به ابن مسعود نسبت داده شده است <ref>شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲</ref> این توضیح خارج از آیه از نوع اضافات [[تفسیری]] یا [[تفسیر مزجی]] است که ذیل برخی [[آیات]] در بعضی از [[مصحفها]]، از جمله مصحف [[ابنمسعود]]، درج شده است. وی در ادامه نظریه، [[ابوسعید خدری]] و سعید بن [[جبیر]] را موافق این [[رأی]] تفسیری میداند و در [[تأیید]] این دیدگاه به [[روایت نبوی]]{{صل}} مذکور اشاره میکند که در [[روز قیامت]] از امور مختلف، از جمله ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} و [[اهلبیت]]{{ع}}، پرسیده میشود. <ref>شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲</ref> | |||
ملافتح [[الله]] [[کاشانی]] نیز در دیگر تفسیر خود، تفسیر آیه به [[پرسش]] در روز قیامت از ولایت علی{{ع}} را ذیل آیه ۲۴ صافات، به ابن عباس و [[ابو سعید خدری]] ارجاع میدهد <ref>کاشانی، زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۴۷</ref> | |||
در '''[[تفسیر بیان السعادة]]'''، آیه ۲۴ صافات با آیات {{متن قرآن|عَمَّ یتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ}} <ref>سوره نبأ: آیات ۱ و ۲</ref> گره خورده است. این تفسیر هر دو آیه را مرتبط به ولایت امام علی{{ع}} میداند که در روز قیامت از آن پرسش میشود، سپس به [[حدیث شریف]] [[نبوی]]{{صل}} و [[امام باقر]]{{ع}} اشاره میکند که: [[بنده]] گامى برنمىدارد، مگر آنکه درباره چهار چیز از او سؤال میشود: از جوانىاش که در چه چیز صرف کرده، از عمرش که در چه چیز فنا کرده، از مالش که از کجا آورده و در کجا [[انفاق]] کرده، و از دوستى ما [[اهل بیت]]{{ع}} <ref>گنابادی، تفسیر بیان السعادة، ج۱۲، ص۲۱۵</ref>. طبق این [[تفسیر]] نیز [[پذیرش ولایت امام علی]]{{ع}} با [[وجوب محبت]] ایشان [[ارتباط مستقیم]] دارد. | |||
'''تفسیر [[عقود]] المرجان''' نیز پس از بیان دلالت [[آیه]] بر [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} مینویسد: «زمانی که [[قیامت]] برپا میشود، در موقف [[صراط]] به هیچکس [[اجازه]] عبور داده نمیشود، مگر آنکه [[ولایت علی]]{{ع}} در قلبش وجود داشته باشد» <ref>جزایری، عقود المرجان، ج۴، ص۲۷۰</ref> باید توجه داشت که با در کنار هم نهادن [[روایات تفسیری]] میتوان دریافت که مراد از [[ولایت]]، وجوب محبت و [[مودت]] حضرت است که لازمه [[نجات]] از [[جهنم]] و موقفهای [[روز قیامت]] به شمار میرود. | |||
صاحب '''[[تفسیر]] الجوهر الثمین''' [[اخبار]] و آرای [[تفسیری]] و [[روایی]] درباره دلالت [[آیه]] ۲۴ [[صافات]] بر [[ولایت علی]]{{ع}} را [[مستفیض]] میداند <ref>شبر، عبدالله، جوهر الثمین، ج۵، ص۲۴۷</ref> | |||
'''[[علامه طباطبایی]]''' در [[تفسیر المیزان]]، منظور از بازخواست در آیه را مورد [[اختلاف]] [[مفسران]] میداند، سپس برخی آرای تفسیری را در این زمینه نقل میکند، از جمله [[پرسش]] از [[ولایت امام علی]]{{ع}} را به برخی از مفسران و [[راویان]] نسبت میدهد. او در ادامه مینویسد: «این وجوه، بر فرض که درست باشند، هر یک به یکى از مصادیق اشاره دارد، نه اینکه منحصراً از فلان چیز بازخواست خواهند کرد» <ref>طباطبایی، سید محمد حسین، ج۱۷، ص۱۹۹</ref> بنابراین از دیدگاه [[علامه]]، تمام آرای مطرح شده در [[تفسیر آیه]] محتملاند و هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند؛ از این رو [[انحصار]] آیه در مصداقی خاص [[نفی]] میشود. علامه سپس در بحث روایی، روایاتی از [[تفسیر مجمع البیان]] و برخی از [[کتابهای حدیثی]] و روایی متقدم [[شیعه]] درباره تفسیر آیه ۲۴ صافات به [[وجوب]] [[پذیرش امام]] علی{{ع}} و [[اهلبیت]]{{عم}} نقل میکند <ref>همان، ج۱۷، ص۲۱۳</ref> | |||
'''[[آیتالله مکارم شیرازی]]''' نیز پس از شمردن وجوه مختلف آیه، تأویلی که آیه را ناظر به ولایت علی بنابیطالب{{ع}} میداند را به بسیاری از مفسران و [[محدثان]] [[فریقین]] نسبت میدهد. او در ادامه دیدگاهی مانند [[نظریه ]]علامه طباطبایی را درباره [[آیه کریمه]] مطرح میکند: «این [[تفاسیر]] با هم منافاتى ندارند؛ چراکه در آن [[روز]] از همه چیز سؤال مىشود، از [[عقاید]]، از [[توحید]] و [[ولایت]]، از گفتار و [[کردار]] و از [[نعمتها]] و مواهبى که [[خدا]] در [[اختیار انسان]] گذارده است» <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۶</ref> بر این اساس، مکارم شیرازی نیز انحصاری انگاشتن [[پرسشها]] در [[روز قیامت]] را مردود میداند و بر ملزم بودن به پاسخ بازخواستها در امور مختلف، از جمله ولایت امام علی{{ع}}، تأکید میکند. | |||
علاوه بر [[مفسران شیعه]]، بسیاری از [[علمای اهل سنت]] نیز به این تفسیر از آیه کریمه اشاره کردهاند. با مراجعه به [[کتابهای تفسیری]] [[اهل سنت]]، ملاحظه میشود دیدگاهی که [[آیه]] ۲۴ [[صافات]] را ناظر به [[ولایت امام علی]]{{ع}} و [[اهلبیت]]{{عم}} میداند، [[میزان]] قابل توجهی از آرای [[تفسیری]] را به خود اختصاص داده است. [[ثعلبی]] در [[تفسیر]] خود، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، [[حدیث شریف]] [[نبوی]]{{صل}} را نقل میکند: در [[روز قیامت]] قدم هیچ بندهای [[حرکت]] نخواهد کرد تا از چهار چیز سؤال شود: از [[جوانی]] که در چه چیز به [[پیری]] رساند، از عمرش که در چه راه صرف کرد، از مالش که از کجا آورد و در چه راه [[انفاق]] و صرف کرد و از [[دوستی]] ما اهلبیت{{عم}}<ref>ثعلبی، ۱۴۲۲: ۸/۱۴۲</ref> | |||
'''[[حاکم حسکانی]]''' در شواهد التنزیل، ذیل آیه ۲۴ [[صافات]]، شش [[روایت]] در این خصوص نقل میکند. مضمون هر شش روایت تطبیق آیه بر [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} است. در پنج روایت، مقصود از {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}}، [[ولایت]] حضرت و در یک روایت <ref>حدیث شماره ۷۸۶</ref>[[ امامت]] حضرت مصداق سؤال عنوان شده است. سند یک [[روایت تفسیری]] حاکم حسکانی <ref>روایت ۷۸۵</ref> به صورت مرفوع به [[رسول خدا]]{{صل}} بر میگردد. یک روایت <ref>حدیث ۷۹۱</ref> نیز از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است. دو روایت <ref>روایات ۷۸۶ و ۷۸۷</ref> به [[ابوسعید خدری]] ارجاع داده شده که [[ابوسعید]] نیز از [[پیامبر]] {{صل}} نقل کرده است. همچنین دو روایت <ref>روایات ۷۸۹ و ۷۹۰</ref> به [[ابنعباس]] بر میگردد که واسطه یکی از آنها سعید بن [[جبیر]] و واسطه روایت دیگر ابنعباس است <ref>حسکانی، شواهد التزیل،ص ۱۶۲ ـ ۱۶۴، ح۷۸۵ ـ ۷۹۱</ref> در تفسیر النکت و العیون درباره آیه ۲۴ صافات، شش دیدگاه مطرح شده است که هیچ کدام متناقض دیگری نیست <ref>ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۴۴</ref> | |||
#از [[توحید]] و [[اقرار]] به {{عربی|لاإله إلا الله}} پرسیده میشود؛ چراکه مهمترین رکن [[دین توحید]] است. این دیدگاه از یحیی بن [[سلام]] نقل شده است. | |||
#مقصود از [[پرسش]] در [[آیه]]، بازخواست در برابر بدعتهایی است که پس از [[پیامبر]]{{صل}} گذاشتهاند. این نظریه به صورت مرفوع به انس بن مالک بر میگردد. | |||
#پرسیده میشود که آیا [[حق]] [[ولایت علی]] بنابیطالب{{ع}} را به جا آوردهاند یا خیر. [[روایات]] این وجه [[تفسیری]] به ابوهارون و [[ابوسعید خدری]] ارجاع داده شده است. | |||
#از آنان درباره نشست و برخاستهایی که داشتهاند پرسش میشود. این دیدگاه به عثمان بن زیاد نسبت داده شده است. | |||
#به [[اعتقاد]] [[ابن عباس]]، مقصود از {{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} در آیه پرسش از [[اعمال]]، [[کردار]] و [[رفتار انسان]] در [[دنیا]] است. | |||
#{{متن قرآن|مَسْئولُونَ}} بدون هیچ قید و توضیح و ارجاعی، یکی از مصادیق آیه دانسته شده است. | |||
وجوه مطرحشده هیچ تناقضی با هم ندارند. برای نمونه میتوان گفت همانطور که از توحید میپرسند، از [[ولایت]] نیز خواهند پرسید و مورد سؤال در موضوعی خاص منحصر نیست. این وجوه، علاوه بر [[تفسیر]] ماوردی، در تفسیر رموز و الکنوز نیز نقل شدهاند <ref>رسعنی، عبدالرزاق، رموز الکنوز، ج۶، ص۳۷۹</ref> | |||
نویسنده تفسیر '''[[روح المعانی]]''' نیز پس از آنکه آرای تفسیری، همچون [[مسئول]] بودن در برابر توحید و اعمال و [[عقاید]]، را برای آیه میشمرد، پرسش از ولایت علی بنابیطالب{{ع}} را به [[طایفه]] [[امامیه]] و روایات آن را به ابن عباس، سعید بن [[جبیر]] و ابوسعید خدری ارجاع میدهد و مینویسد: «قول صحیح این است که در مورد عقاید و اعمال پرسیده میشود که در رأس آنها {{عربی|لا إله إلّا الله}} و از مهمترینشان ولایت علی بنابیطالب{{ع}} است» <ref>آلوسی، روح المعانی، ج۱۲، ص۷۸</ref>.<ref>خلیلی، میثم، غفوری منش، محمد، بررسی چگونگی دلالت آیه 24 صافات بر ولایت امام علی{{ع}}، شیعه پژوهی، سال چهارم، تابستان 97</ref> | |||
== [[مفردات]] آیه == | == [[مفردات]] آیه == | ||
=== {{متن قرآن|قفوهم}} === | === {{متن قرآن|قفوهم}} === | ||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۸۴: | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
===[[ امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} === | ===[[ امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} === | ||
با [[عنایت]] به [[روایات]] صادره در [[شأن نزول]] این [[آیه]]، که مورد سؤال در [[قیامت]] را [[امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} دانستهاند، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه بدیهی است [[انسان]] نسبت به چیزی در قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار میگیرد که در [[دنیا]] نسبت به آن [[مکلف]] باشد، [[وجوب]] این [[تکلیف]] به خصوص وقتی روشنتر خواهد شد که بر اساس [[نص]] برخی روایات گذشته، در صورتی که سؤال شوندگان، نسبت به آن پاسخی نداشته باشند، مورد [[عذاب]] و [[عقاب الهی]] قرار گیرند زیرا [[عذاب اخروی]] در برابر ترک [[تکالیف]] [[دنیوی]] است. از این رو میتوان نتیجه گرفت که [[پذیرش امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر همگان در دنیا امری لازم و بلکه [[واجب]] بوده و در قیامت از آن سؤال خواهد شد و این همان مطلوب و مدعای ما یعنی [[اثبات امامت]] آن حضرت است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | |||
=== [[افضلیت امام علی]]{{ع}} === | === [[افضلیت امام علی]]{{ع}} === | ||
با توجه اینکه در [[روایات]] صادر شده از [[معصومین]]{{عم}}، مورد سؤال در [[قیامت]] در [[آیه]] مذکور، [[ولایت امام علی]]{{ع}} بیان شده و از آن گذشته در قبال بیتوجهی به آن یا عدم [[پاسخگویی]] نسبت به آن نیز [[عذاب اخروی]] قرار داده شده است، میتوان به این نتیجه رسید که [[ولایت]] آن حضرت در [[دنیا]] به عنوان یک [[تکلیف]] بر همگان لازم و [[واجب]] است که این همان معنای دیگر [[امامت]] آن حضرت است. بر این اساس میتوان گفت کسی که [[اطاعت]] او در دنیا واجب بوده و در قیامت نیز با سؤال از آن معیار [[نجات]] و [[عذاب]] همگان تعیین میگردد، از جایگاهی عظیم و درجهای رفیع نزد [[خدای متعال]] برخوردار است به گونهای که میتوان او را [[افضل]] و [[برتر]] از دیگران دانست. با [[اثبات]] [[افضلیت]]، از این طریق نیز میتوان امامت را ثابت نمود؛ چراکه به [[حکم عقل]]، در صورت تردید یا [[اختلاف در امامت]] دو نفر که یکی افضل و برتر از دیگری است، همه عقلا به تقدیم شخص افضل[[ حکم]] کرده و [[تقدیم مفضول بر فاضل]] را [[قبیح]] میدانند. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | |||
=== [[عصمت امام علی]]{{ع}} === | === [[عصمت امام علی]]{{ع}} === | ||
کسی که در [[قیامت]] از ولایتش از همگان سؤال میشود، اطاعتش در [[دنیا]] [[واجب]] خواهد بود، [[وجوب اطاعت]] یک شخص به معنای [[اثبات امامت]] آن شخص است. حال میگوییم بر اساس قاعده کلی [[عقلی]]، [[امر]] امطلق الهی به [[اطاعت]] از شخصی بدون هیچ قید و شرطی به معنای [[عصمت]] آن شخص و مصونیت او از ارتکاب انواع [[معاصی کبیره]] و [[صغیره]]، [[خطا]]، [[اشتباه]] و [[نسیان]] است و الا در غیر این صورت، تناقض لازم میآید که آن هم محال است و از [[خدای حکیم]] صادر نخواهد شد. بدین معنا که گویا از یکسو [[خدای متعال]] امر مطلق به اطاعت از آن شخص نموده و از سوی دیگر از آنجا که فرض این است که آن شخص [[معصوم]] نیست، احتمال ارتکاب [[لغزش]] و خطا هم از او در مواضعی وجود دارد که یقینا از خارج میدانیم که خدای متعال از ارتکاب آنها [[نهی]] کرده با این حال به واسطه وجود آن امر اولیه مطلق، ناچاریم در لغزش ها و [[خطاها]] نیز از آن شخص [[تبعیت]] کنیم یعنی مجبوریم هم آن کار را انجام دهیم و هم ترک کنیم و این همان تناقض یا [[اجتماع]] [[امر و نهی]] در شیء واحد است که در هر دو حالت محال خواهد بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | |||
== مناقشات عامه | == مناقشات عامه در احادیث [[آیه مسئولون]] == | ||
برخی از مخالفان، مناقشاتی پیرامون این [[حدیث]] و [[استدلال]] [[شیعه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|ووَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} کردهاند که به طرح و بررسی آنها میپردازیم. | |||
=== مناقشات [[آلوسی]] === | |||
[[آلوسی]] در [[تفسیر]] [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} مینویسد: «برخی از [[امامیه]] از ابن [[جبیر]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] کردهاند که [[مردم]] از [[ولایت علی]]{{ع}} سؤال میشوند. این روایت را از [[ابوسعید خدری]] نیز نقل کردهاند. [[شایستهترین]] قول آن است که سؤال در [[قیامت]] از [[عقاید]] ولایت علی و [[برادران]] وی، یعنی [[خلفای راشدین]] است». <ref>تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۸۰</ref> | |||
[[ | ==== نقد و بررسی مناقشات [[آلوسی]] ==== | ||
#از عبارت آلوسی چنین بر میآید که [[حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} تنها از سوی [[امامیه]] [[روایت]] شده است. باید دانست منحصر ساختم نقل این حدیث به امامیه به [[یقین]] ادعیی [[دروغین]] است؛ زیرا از سویی هر چند که امامیه این حدیث را روایت کردهاند اما بسیاری از [[عالمان]] [[سنی]] نیز از روات این حدیث هستند و از سویی دیگر حدیث یاد شده در بسیاری از منابع معتبر سنیان نیز آمده است. | |||
#ادعای آلوسی بر تقدم و [[اولویت]] پرسش از [[عقاید]] و [[اعمال]] بر سایر [[پرسشها]] ادعایی بیدلیل است و بلکه بر اساس [[سنت]] صحیح [[نبوی]] و [[روایات معتبر]] نزد [[شیعه]] و [[تسنن]] دلیل بر خلاف این گفته وجود دارد. به بیان دیگر بر اساس [[احادیث]] صریح سنت صحیح نبوی، ([[مسئول]] عنه) در [[آیه]] تنها ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است. با این وجود معلوم نیست چرا [[اهل سنت]] با [[سنت نبوی]] [[مخالفت]] میکنند و در عین حال خود را اهل سنت میپندارند؟! | |||
#داخل کردن پرسش از [[ولایت]] دیگران در کنار پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} نیز ادعایی [[باطل]] و بیاساس است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد و بلکه در مقابل آن با [[رجوع]] به [[کتاب و سنت]]، دلیل بر اختصاص پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۵ و ۵۸</ref> | |||
از | === مناقشات صاحب تحفه [[اثنی عشریه]] === | ||
محمود شکری آلوسی صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه در ذکر [[ادله]] امامیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و رد آنها مینویسد: «و از آن موارد سخن [[پروردگار]] است که میفرماید {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}}. [[شیعیان]] در استدلال به این آیه میگویند: از [[ابوسعید خدری]] به صورت مرفوع چنین روایت شده است که گفت آنها را متوقف کنید تا از ولایت [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} پرسیده شود. | |||
مخفی نیست که از سویی اینگونه [[استدلال]] در [[حقیقت]] [[تمسک]] به [[روایات]] است نه تمسک به آیاتو این [[روایت]] در [[فردوس]] دیلمی آمده که [[احادیث ضعیف]] و [[بیهوده]] در آن جمع شده است. از سویی دیگر در سند این [[روایت]] نیز افراد [[ضعیف]] و مجهول فراوانی واقع شده است به گونهای که قابلیت [[احتجاج]] به آن از بین میرود، به ویژه در مطالبی ریشهای همچون این مطلب. به علاوه [[نظم]] [[قرآن]] محتوای [[حدیث]] را [[تکذیب]] میکند،؛ چراکه این [[حکم]]]یعنی نگه داشتن برای [[پرسش]][در [[حق]] [[مشرکان]] است... و چنانچه [[صحت روایت]] را بپذیریم و نظم [[قرآنی]] را نادیده بگیریم، باز هم مراد از [[ولایت]] در [[آیه محبت]] است و بر [[زعامت]] کبری که محل [[نزاع]] است دلالت نمیکند و چنانچه مراد از ولایت در حدیث زعامت کبری نیز باشد، این روایت این ادعا را افاده نمیکند،؛ چراکه مفادآیه [[وجوب]] [[اعتقاد]] به [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در دورهای از دوران است که آن عین [[مذهب]] [[اهل سنت]] است.<ref>[[آلوسی]]، مختصر التحفة الاثنی عشریه، ص۱۷۷- ۱۸۸</ref> | |||
==== نقد و بررسی مناقشات صاحب مختصر تحفه [[اثنی عشریه]] ==== | |||
#نخستین اشکال به وی این است که [[مرحوم علامه حلی]]، وجه [[استدلال]] به این [[آیه]] و حدیث ذیل آن را بیان کرده و محمود شکری هیچ اشارهای به آن نکرده و پاسخی هم برای آن ارائه نداده است و همچون دیگران از پاسخ به استدلال [[مرحوم علامه]] طفره رفته است! | |||
#دوم: هیچ یک از [[عالمان شیعه]]، فقط با استناد به این آیه بر امامت امیرالمؤمنین{{ع}} استدلال نکرده و چنین ادعایی هم نداشتهاند، چنانکه مخالفان نیز هرگز ادعا نکردهاند که آیهای به [[تنهایی]] و بدون [[روایات]] وارد در [[تفسیر]] آنها به [[امامت]] غیر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد. بنابراین روشن است که [[سنت]] صحیح، [[مفسر قرآن]] است و استدلال به [[آیات]] همواره باید به کمک تفسیر برگرفته از سنت صحیح باشد. | |||
#سوم: [[نقل حدیث]] پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر به آنچه در [[فردوس]] الاخبار آمده و از [[ابوسعید خدری]] نقل شده نیست. بنابراین تا اینجا سخن آلوسی [[خدعه]] و [[تلبیس]] است. | |||
#چهارم: استدلال به نظم [[قرآنی]] و [[سیاق آیات]] هرگز تاب [[مقاومت]] دربرابر [[استدلال]] و [[سنت]] صحیح [[نبوی]] را ندارد، به ویژه این [[احادیث نبوی]] به اسانید صحیح و معتبر از طریق [[شیعه]] و [[سنی]] وارد شده است. به عبارت دیگر همه قبول دارند که وقتی برای تعیین معنای صحیح [[آیه]]، دلیلی از [[سنت]] اقامه شود، باید از مقتضای [[سیاق]] دست برداشت؛ اما دست برداشتن از [[روایت]] صحیح به بهانه مقتضای سیاق، به [[اجماع]] [[اهل علم]] جایز نیست. | |||
#پنجم: ادعای وی مبنی بر اینکه معنای [[ولایت]] در [[حدیث]] به معنای [[محبت]] است ناصحیح و بیمعنا است و هرگز نمیتوان آن را پاسخی بر [[استدلال]] [[علامه]] قلمداد کرد. | |||
#ششم: ادعای افاده آیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در برخی از اوقات [[مصادره به مطلوب]] است و با این پیش فرض مطرح شده که [[امامت]] تکیه زنندگان بر [[مسند]] [[خلافت]] پیش از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مسلم و ثابت شده است، در حالی که این خود محل [[نزاع]] و البته ادعایی بی اساس و واهی است و ظهور [[روایات]] نیز برخلاف این ادعا است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۷-۶۱</ref> | |||
=== [[ | === مناقشات ابن [[روزبهان]] === | ||
ابن روزبهان در [[جواب]] استدلال به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} بر [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و درباره حدیث [[پرسش]] از ولایت آن حضرت در [[قیامت]] مینویسد: «این حدیث در زمره [[روایات اهل سنت]] نیست و اگر صحیح باشد دلالت میکند بر اینکه امیرالمؤمنین{{ع}} از اولیای [[خدای تعالی]] است و ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و این حدیث [[نص در امامت]] نیست.<ref>دلائل الصدق، ج۵، ص۶؛ شرح [[احقاق الحق]]، ج۳، ص۱۰۷</ref> | |||
=== [[ | ==== نقد و بررسی مناقشات ابن روزبهان ==== | ||
حدیث پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} توسط بسیاری از [[عالمان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل سنت]] روایت شده است؛ در نتیجه به [[یقین]] این حدیث در زمره روایات سنیان به [[حساب]] میآید. با این حال ابن روزبهان هیچ پاسخی به استدلال [[مرحوم علامه]] ارائه نکرده است. [[مرحوم علامه حلی]] چنین استدلال کرده که اگر در قیامت از ولایت کسی سؤال شود، [[واجب]] است که این ولایت در [[دنیا]] برای او ثابت شده باشد، در حالی که غیر از امیرالمومین{{ع}} چنین [[ولایتی]] برای احدی ثابت نشده است و بر اساس این [[ولایت]] این [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که [[امام]] است نه شخص دیگری از [[صحابه]]. | |||
ابن [[روزبهان]] به جای پاسخ به این [[استدلال]] ادعا میکند که ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و همچون [[ابن تیمیه]] از پاسخ طفره میرود اما باید دانست که این معنا برای ولی با محتوای [[آیه]] و [[حدیث]] [[مفسر]] آن سازگاری ندارد. به عبارت دیگر معنا ندارد که [[خداوند]] در [[قیامت]][[امر]] به نگاه داشتن [[مردم]] کند تا از آنان سؤال شود که آیا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[محب]] و طیع خداوند بوده است یا نه؟ | |||
همچنین این معنا با حدیث مشروط بودن جواز [[عبور از صراط]] به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} <ref>[[الاربعین]] المنتقی من [[مناقب علی]] [[المرتضی]]{{ع}}، باب۳۳ ح۴۰؛ [[فرائد السمطین]]، ج۱، ص۲۸۹ و ۲۹۰</ref> نیز ناسازگار است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۵-۵۷</ref> | |||
=== مناقشات ابن تیمیه === | |||
ابن تیمیه در [[جواب]] [[استدلال]] [[علامه حلی]] به [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} در [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} مینویسد: «[[رافضی]] (علامه حلی) میگوید: ([[برهان]] چهاردهم [بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} است... از طریق [[ابونعیم]] از [[شعبی]] از [[ابن عباس]] نقل شده است که در [[تفسیر]] این آیه گفت: [منظور [[پرسش]]] از [[ولایت]] علی{{ع}} است. همچنین در کتاب [[فردوس]]، این [[روایت]] از [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]] نقل شده است و اگر از ولایت [کسی] سؤال شود، لازمهاش آن است که ولایت برای او ثابت شده باشد در حالی که ولایت برای احدی از [[صحابه]] غیر از امیرالمؤمنین{{ع}}[[ثابت]] نشده است از این رو او [[امام]] است». | |||
به وجوه مختلف میتوان به این سخن پاسخ داد: | |||
# [[صحت]] این نقل از کجاست و حال آنکه به [[اتفاق]][[اهل علم]] با انتساب [[حدیثی]] به کتاب فردوس و ب کتاب ابونعیم [[حجت]] اقامه نمیشود. | |||
#[[دروغ]] و جعلی بودن این حدیث مورد اتفاق است. | |||
# [[خدای متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ}}، پس آیه [[خطاب]] به [[مشرکان]] و [[منکران معاد]] است... و کسی [[قرآن]] را به این [که منظور از سؤآل در آیه، سؤال از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است] تفسیر نمیکند.او میگوید که پیامبر{{صل}} به مثل این تفسیر کرده در صورتی که [[زندیق]] ملحد، [[بازی]] کننده با [[دین]] و ضربه زننده به [[اسلام]] و یا کسی که به سبب زیادی [[جهل]] نمیداند چه میگویید، چنین [[تفسیری]] نمیکند! و چه تفاوتی میان [[حب علی]]، [[طلحه]]، [[زبیر]]، سعد، [[ابوبکر]]، عمر، و عثمان وجود دارد؟ اگر کسی بگویید که [[مردم]] در [[روز قیامت]] در مورد [[دوستی]] ابوبکر مورد [[پرسش]] قرار میگیرند این ادعا بعیدتر از قول کسی نیست که میگویید از حب علی{{ع}} سؤال میشود و در ایه سؤال، نشانه ای که موجب ترجیح یکی از قول بر دیگری باشد، وجود ندارد. بلکه دلالت [[آیه]] در باره هردو یکسان است و [[ادله]] ای که [[واجب]] بودن دوستی به ابوبکر را ثابت میکند، قویتر است. | |||
#واژه «مسؤلون» در آیه بهصورت مطلق است و ضمیرای به آن متصل نیست تا مورد سؤال را به شیء معینی اختصاص دهد ودر [[سیاق]] نیز چیزی که مقتضی ذکر حب علی باشد وجود ندارد؛ پس این ادعای مدعی که میگوید [[روایت]] بر پرسش از مردم پیرامون حب علی دلالت میکند از بزرگترین [[دروغ]]ها و [[بهتان]]ها است. | |||
#اگر ادعا کننده ای مدعی شود که مردم از [[حب]] [[ابوبکر]] و عمر مورد سؤال قرار میگیرند [[باطل]] است [[ابطال]] این سخن به وجهی ممکن نیست مگر این که ابطال سؤال حب علی به آن وجه قویتر و آشکارتر است. <ref>[[ابن تیمیه]]، [[منهاج السنة]]، ج ۷، ص۱۰۳ و ۱۰۴</ref> | |||
==== نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]] ==== | |||
# | #وی مدعی است که با انتساب [[حدیث]] به کتاب [[فردوس]] و کتاب [[ابونعیم]]، [[حجت]] اقامه نمیشود. این ادعا سخن صحیحی نیست؛ زیرا صاحب کتاب فردوس و [[ابونعیم اصفهانی]] از [[عالمان]] [[محدثان]] مورد [[اعتماد]] [[اهل سنت]] هستند و با انتساب حدیث به آنان حجت اقامه میشود. افزون بر آنکه [[راویان حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر در این دو فرد نیست و اسامی ناقلان و [[راویان]] این حدیث در بخش مربوطه در همین مدخل ذکر شده است. علاوه بر این [[صحت]] اسانید این حدیث نیز بر اساس مبانی رجالی اهل سنت [[اثبات]] شده است. | ||
#ادعای اتفاق سنیان بر [[دروغ]] و جعلی بودن حدیث نیز بیاساس و [[کذب]] است و اسانید این حدیث صحیحند و عالمان مشهور و بزرگی آن را نقل کردهاند که بدون تردید ابن تیمیه و سایر [[متعصبان]] نمیتوانند همه این عالمان را [[کذاب]] و جاعل بدانند. | |||
#ابن تیمیه [[تفسیر آیه]] پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} را زندقه، [[الحاد]]، [[بازی]] با [[دین]] و [[قدح]] [[اسلام]] میشمارد و یا آن را ز سر [[نادانی]] مفرط میداند. این سخن نیز از دو جهت قابل تامل است: | |||
## [[ناسزاگویی]] و [[تکفیر]] در مباحث [[علمی]] شایسته نبوده و هیچ توجیهی ندارد و کسانی که مرتکب چنین جرمی میشوند به دلیل [[آلوده]] ساخت فضای مباحث و [[مناظرات علمی]] نسبت به زندقه و الحاد سزاوارترند. | |||
##از سویی بسیاری از [[پیشوایان]] بزرگ و محدثان مشهور [[سنی]] این حدیث را در ذیل [[آیه]] مطرح ساختهاند و از سویی دیگر [[مفسران]] بزرگ، این آیه و حدیث ذیلش را در تفسیر آیه [[مودت]] نیز آوردهاند و اگر همه آنان ملحد، [[زندیق]]، بازی کننده با دین، قدح کننده در اسلام و یا دچار نادانی مفرط باشند، باز هم اشکالی متوجه [[شیعه]] نیست و [[علامه حلی]] با استناد به [[کلام]] این عالمان که -مورد اعتماد [[اهل]] تسن هستند- بر آنان حجت اقامه کرده است. | |||
#با توجه به صحت دست کم برخی از اسانید [[حدیث]] و وجود شواهد متعددی که مؤید حدیث است، وجود ضمیر یا عدم آن برای تعیین ([[مسئول]] عنه) ضرورتی ندارد و از سویی [[سیاق]] هرگز [[قدرت]] مقابله با [[حدیث صحیح]] را ندارد و اساسا در اینجا بحث از [[سیاق]] بیمعناست. همین طور وقتی ثابت شد که بر اساس [[سنت]] صحیح، ([[مسئول]] عنه) در [[آیه]] [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، تفاوت میان [[حب]] و [[ولایت]] آن حضرت با حب سایر [[صحابه پیامبر]]{{صل}} مانند [[آفتاب]] نیمروز روشن خواهد شد | |||
# از سویی ادعای [[لزوم]] [[محبت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[رهایی]] از [[جهنم]] با [[احادیث]] متعدد و صحیح ثابت شده است و از سوی دیگر ادعای لزوم محبت دیگران نیز بیدلیل و واضح البطلان است. به بیان دیگر این دو ادعا هرگز قابل [[قیاس]] نیستند؛ چراکه یکی با [[ادله]] محکم [[تأیید]] میشود و دیگری فاقد دلیل و بیاساس است پس با همین پاسخ مختصر روشن میشود که متعصبانی همچون [[ابن تیمیه]] در برابر [[استدلال]] محکم و روشن [[شیعه]] هیچ [[برهان]] معقول و سخن قابل قبولی ندارند.<ref>میلانی، [[سید]] علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۱ ـ ۵۵</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||