←منابع
(←منابع) |
(←منابع) |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
قرآن میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. | قرآن میفرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. | ||
یعنی [[پیامبر]]{{صل}} الگویی است که [[مسلمانان]] میتوانند خود را در همه امور با آن حضرت منطبق کنند، و این امری ثابت و همیشگی است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزههای معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزههای معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص۳۱.</ref>. | یعنی [[پیامبر]]{{صل}} الگویی است که [[مسلمانان]] میتوانند خود را در همه امور با آن حضرت منطبق کنند، و این امری ثابت و همیشگی است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزههای معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزههای معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص۳۱.</ref>. | ||
==سیره== | |||
واژه «سیره» در [[زبان عربی]] از ماده «[[سیر]]» به معنای رفتن است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییساللغة، واژه سیر.</ref> و چون بر وزن «فعله» است، بر نوع رفتن و مشی دلالت دارد<ref>محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، واژه سیر.</ref>. [[اهل لغت]] معنای آن را طریقه و هیئت و حالت<ref>فخرالدین الطریحی، مجمعالبحرین، واژه سیر.</ref> و یا [[سنت]]، [[مذهب]]، روش، راهورسم، [[سلوک]] و طریقه بیان کردهاند<ref>سعید الشرتونی، اقرب الموارد، واژه سیر.</ref>. [[راغب]] [[اصفهانی]] مینویسد: «سیر یعنی [[حرکت]] در روی [[زمین]] و گذشتن و عبور کردن، و سیره حالت و روشی است که [[انسان]] و غیرانسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد؛ خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد. چنانکه میگویند: فلانی سیره و روشی [[نیکو]] یا سیره و روشی [[زشت]] دارد»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه سیر.</ref>. | |||
با توجه به آنچه ذکر شد میتوان گفت: سیره در اصطلاح، به معنای نوع رفتن و سبک حرکت و [[رفتار]]، در ابعاد مختلف [[زندگی شخصی]] و [[اجتماعی]] افراد است. | |||
بسیاری از [[اندیشمندان]] معتقدند که [[اکثریت]] قریب بهاتفاق [[مردم]]، در رفتارشان سبک خاصی ندارند؛ به عبارت دیگر سیر دارند؛ اما سیره ندارند. تنها عدهای انگشتشمارند که رفتارشان مبتنی بر یک سلسله معیارهای ثابت عملی است؛ یعنی دارای سیره هستند. از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همواره در [[زندگی]] سیرهای روشن داشت و در شرایط مختلف زمانی و مکانی و اوضاع مختلف اجتماعی، [[منطق عملی]] ثابتی داشت. ازاینرو [[خدای متعال]] در [[قرآن کریم]]، او را [[اسوه]] و الگویی نیکو برای همه جهانیان تا [[روز قیامت]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. | |||
درباره معنا و مفهوم سیره، برخی از بزرگان معتقدند آنگاه که سیره بهعنوان یک رشته از مباحث [[تاریخی]]، موضوع بحث [[مورخان]] قرار گرفت، آنچه را که میبایست، در بر نگرفت. مورخانی که در احوال پیامبر اکرم{{صل}} کتاب نوشتند و عنوان [[تاریخ]] خود را «سیرةالنبی» گذاشتند<ref>عروة بن زبیر (م. ۹۲ق)، وهب بن منبه (م. ۱۱۰ق)، عاصم بن عمر بن قتاده (م. ۱۲۰ق)، شرحبیل بن سعید (م. ۱۲۳ق)، محمد بن مسلم بن شهاب زهری (م. ۱۲۴ق)، عبدالله بن ابیبکر بن حزم (م. ۱۳۵ق)، موسی بن عقبه (م. ۱۴۱ق)، معمر بن راشد (م. ۱۵۰ق)، محمد بن اسحاق (م. ۱۵۲ق)، عبدالملک بن هشام (م. ۲۱۸ق)، ابن حزم (م. ۴۵۶ق) و ابن کثیر (م. ۷۷۴ق).</ref>، چهبسا میخواستند رفتارشناسی [[پیامبر]]{{صل}} را بیان کنند؛ اما تنها به بیان [[رفتارها]] و [[سیر]] [[تاریخی]] و شرح وقایع [[زندگی رسول خدا]]{{صل}} و جنگهای آن حضرت بسنده کردند و به [[سیره]] که نوع [[رفتار]] است، نپرداختند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر اول، ص۳۶.</ref>. | |||
درست است که دانستن سیر تاریخی [[زندگی]] [[معصومان]]{{عم}}، اعم از گزارشی و تحلیلی، بسیار آموزنده است؛ اما برای [[انسان]] چندان نقش [[تربیتی]] ندارد. آنچه انسان را در مطالعه [[تاریخ اسلام]] و سرگذشت معصومان{{عم}} [[تربیت]] میکند، دانستن سیره، بهویژه سیره تحلیلی آن بزرگواران است<ref>حسین میرزاخانی، گزیدهای از تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۰۷.</ref>. یعنی دریافتن اینکه سبک برخورد آنان با مسائل مختلف و نوع رفتار آنان چگونه بوده است. در باب اهمیت سیره همین بس که [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} و دیگر معصومان{{عم}} یکی از منابع [[شناخت اسلام]] بهشمار میرود. [[هدف]] ما در این نوشته بررسی سبک [[رفتار معصومان]]{{عم}} در امور نظامی است.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||