بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[عزت در قرآن]] - [[عزت در معارف دعا و زیارات]] - [[عزت در معارف و سیره نبوی]] - [[عزت در معارف و سیره حسینی]] - [[عزت در معارف و سیره سجادی]] - [[عزت در جامعهشناسی اسلامی]] - [[عزت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''عزت''' در مقابل [[ذلت]] حالتی است که مانع [[شکست]] [[انسان]] میشود و به معنی تفوق و [[استعلا]] نسبت به کسی که رتبهاش پایینتر است، به [[کار]] رفته است و چون تنها [[خداوند]] شکستناپذیر است، تمام عزت در اصل از آن اوست و انسان [[مؤمن]] به [[برکت]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[تقرب به خدا]] میتواند به درجاتی از آن دست یابد. عزت میتواند ظاهری و [[باطنی]] (معنوی) باشد. | |||
[[ | |||
[[ | |||
== معناشناسی == | |||
=== معنای لغوی === | |||
«عزت» در لغت حالتی است که مانع [[شکست]] [[انسان]] میشود و به [[زمین]] سفت نیز به دلیل نفوذپذیری، {{عربی|ارض عزاز}} میگویند<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۳.</ref>. [[عزت]] در مقابل [[ذلت]] قرار دارد و چون ذلت، [[سستی]] و کوچکی در مقابل بالاتر است، عزت هم، به معنی تفوق و [[استعلا]] نسبت به کسی که رتبهاش پایینتر است، به کار رفته است<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۸، ص۱۳۸.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳؛ [[سید مهدی بهشتی|بهشتی، سید مهدی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «عزت»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۳۳۳.</ref> | |||
از | === معنای اصطلاحی === | ||
این واژه در [[قرآن]] در معنای لغوی به کار رفته و چون تنها [[خداوند]] شکستناپذیر است، تمام عزت در اصل از آن اوست و انسان [[مؤمن]] به [[برکت]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[تقرب به خدا]] میتواند به درجاتی از آن دست یابد. از دیدگاه [[شهید مطهری]]، «عزیز» دو معنا دارد: | |||
# عزت در مقابل ذلت: هر عزیزی در عالم آمیختهای از عزت و ذلت است و هر موجودی وابسته به موجود دیگر است و عزیزی که ذلت در ذات او اصلاً نمیتواند وجود داشته باشد؛ چون مافوق همه موجودات است، خداوند است. | |||
#«عزیز» به معنای «گرانبها»: اشیای بیمانند و نایاب برای انسان، فوقالعاده گرانبها و عزیزالوجود است. [[خدای متعال]] هم [[عزیز]] است، یعنی فوقالعاده گرانبهاست. عزیز به معنای اول، [[ارزش]] فینفسه دارد و به معنای دومی ارزشش برای [[بشر]] است<ref>مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج۶، ص۲۱۳-۲۱۴.</ref>. | |||
و به | از دید [[روانشناسی]]، [[عزت نفس]] هر فرد، تابع ارزشیابی از [[شخصیت]] خود است. برخورداری از [[روح]] آرمانخواهانه، [[اعتماد به نفس]]، [[استقلال]]، [[قاطعیت]]، [[اراده]] پولادین، [[صبر]] در برابر تمایلها و [[مشکلات]]، [[تسلیم نشدن]] در مقابل [[ظلم]] و... بخشی از نمودهای این خصیصه با [[معیارهای اخلاق]] [[دینی]] است. وجود این خصیصه با جلوههای کمالی به [[خُلق]] جمعی تبدیل شود، آثار بسیار مهمی در [[حیات اجتماعی]] به دنبال خواهد داشت: «[[حقیقت]] عزت در [[درجه]] نخست قدرتی است که در [[دل]] و [[جان انسان]] ظاهر میشود و او را از [[خضوع]] و [[سازش]] در برابر [[طاغیان]] و [[باغیان]] باز میدارد. قدرتی که با داشتن آن هرگز [[اسیر]] [[شهوات]] نمیشود و در برابر [[هوا و هوس]] سر فرود نمیآورد. قدرتی که او را به مرحله نفوذناپذیری در برابر [[زور]] ارتقا میدهد. این [[قدرت]] جز از [[ایمان به خدا]] یعنی [[ارتباط]] با منبع اصلی قدرت و [[عزت]] سرچشمه نمیگیرد. این در مرحله [[فکر]] و [[عقیده]] و [[روح]] و [[جان]]، اما در مرحله عمل، عزت از اعمالی سرچشمه میگیرد که دارای ریشه صحیح و برنامه و روش حساب شده باشد و به تعبیر دیگر، آن را در [[عمل صالح]] میتوان خلاصه کرد. این دو است که به [[انسان]] [[سربلندی]] و [[عظمت]] میدهد و به او عزت و شکستناپذیری میبخشد»<ref>ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۱۸، ص۱۹۳.</ref>. [[استقلال]]، خوداعتمادی، [[خودباوری]]، [[ظلمستیزی]]، و [[التزام]] به [[ارزشهای اخلاقی]] برخی دیگر از نمودهای [[عزتمندی]] است که در [[منابع دینی]] بدان اشاره شده است<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳.</ref>. | ||
== عزت در قرآن == | |||
[[عزت]] در [[فرهنگ قرآن]] با دو نگرش توصیف شده، یکی [[عزت]] ظاهری و دیگری [[عزت]] [[باطنی]] و [[معنوی]]. از سوی دیگر [[عزت]] اصلی و [[حقیقی]] از آن [[خداوند]] است که به [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] داده شده است. حال این [[عزت]] به اشکال مختلف که [[انسان]] خواهان آن است، رخ میدهد، هر چند در ظاهر [[عزت]] مادی، مانند [[جاه]] و [[مال]] و [[قدرت]] نباشد. به تعبیر دیگر گاه شخصی به ظاهر در تنگنا و یا حصر و زندان است، اما به [[دلیل]] [[انتخاب]] راه [[حق]]، [[عزت]] [[الهی]] دارد. یا شخصی دارای [[ثروت]] انبوه است، اما [[عزت]] ندارد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۲۳۴.</ref>. | |||
برخی از آیاتی که درباره عزت آمده است عبارتاند از: | |||
# انحصار عزت در [[خدا]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا...}}<ref>«با آنکه بیگمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.</ref>. | |||
# عزت [[مؤمنان]] در پرتو [[ایمان به خداوند]]: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.</ref>. | |||
دستیابی به «استقلال همهجانبه» روشنترین نمود عملی عزتمندی است؛ برای نمونه: | |||
# توصیه مؤمنان به کسب قوت و نیرو و [[تدارک]] امکانات لازم در حد توان: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ...}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. | |||
# [[بشارت]] [[خداوند]] به زیادت قوت مؤمنان: {{متن قرآن|...وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ...}}<ref>«و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید» سوره هود، آیه ۵۲.</ref>. | |||
# قوت در کنار [[امانتداری]] از جمله ویژگیهای مطلوب [[کارگزاران]] [[جامعه]]: {{متن قرآن|... يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref>. | |||
# [[اعلان]] جدایی از مرام کافرکیشان، رویه [[پیامبران الهی]]: {{متن قرآن|إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ}}<ref>«من آیین گروهی را که به خداوند ایمان ندارند و جهان واپسین را منکرند وانهادهام» سوره یوسف، آیه ۳۷.</ref>. | |||
# [[نهی]] از [[تمایل]] و اتکا به [[ظالمان]]: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>. | |||
# اعلان [[استقلال]] [[اعتقادی]] از [[کافران]]، به عنوان رویه [[مؤمنان راستین]]، در [[سوره کافرون]] به [[صراحت]] بیان شده است<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۳.</ref>. | |||
==[[حفظ]] و تقویت [[عزت]] [[اسلامی]]== | |||
«عزت» حالتی [[نفسانی]] است که [[انسان]] را [[مقاوم]] و شکستناپذیر میکند. اصل این واژه از تعابیری چون {{عربی|أَرْضٌ عِزَازٌ}} به معنای [[زمین]] سخت، محکم و نفوذناپذیر، و {{عربی|تَعَزَّزَ اللَّحْمُ}} یعنی گوشت نایاب که نمیتوان به آن دستیافت، گرفته شده است<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ماده عزز.</ref>. پس معنای اصلی آن [[صلابت]] و [[شکستناپذیری]] است و از باب [[توسعه]] در استعمال، در معانی دیگری چون [[غلبه]]، صعوبت، [[سختی]]، [[غیرت]] و [[حمیت]] به کار رفته است<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۲۲.</ref>. برخی گفتهاند: «عزت به معنای [[عظمت]]، [[ارجمندی]]، [[سرافرازی]] و [[بزرگواری]] است و در معنای دقیقتر، عزت همان [[شناخت]] انسان به [[حقیقت]] نقش خود و قرار دادن آن در [[مقام]] و [[منزلت]] خود است»<ref>علیاکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، ماده عزت.</ref>. | |||
در مقابل آن واژه «[[ذلت]]» به معنای [[خواری]]، [[ذلیل]] شدن، [[زبونی]] و نیز به معنای تسلیمشدن با خواری آمده است. [[قرآن]] کسانی را که از [[اطاعت]] [[اوامر]] [[خداوند]] [[سرپیچی]] میکنند، اینگونه معرفی میکند: {{متن قرآن|وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ}}<ref>«و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند» سوره بقره، آیه ۶۱.</ref>. | |||
«عزت» در قرآن در ساختارهای مختلف و با معانی گوناگون به کار رفته است. تقویتکردن و قدرتبخشیدن<ref>{{متن قرآن|إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ}} «آن هنگام که دو تن را نزد آنها فرستادیم و آنان را دروغگو شمردند و ما با سوّمی، (آن دو را) پشتیبانی کردیم، آنگاه گفتند که ما نزد شما فرستاده شدهایم» سوره یس، آیه ۱۴.</ref>، چیرهشدن و غلبهکردن<ref>{{متن قرآن|فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ}} «و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد» سوره ص، آیه ۲۳.</ref>، سربلند کردن و [[شوکت]] و [[قدرت]] دادن<ref>{{متن قرآن|وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ}} «و هر کس را بخواهی گرامی میداری و هر کس را بخواهی خوار میگردانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ}} «و گفتند: سوگند به شکوه فرعون بیگمان ماییم که پیروزیم» سوره شعراء، آیه ۴۴.</ref>، [[نیرومندی]] و [[شکستناپذیری]] در توصیف [[خداوند]]<ref>{{متن قرآن|وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ}} «و بر آن پیروزمند بخشاینده توکل کن» سوره شعراء، آیه ۲۱۷.</ref>، سخت و ناگوار<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ}} «بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref>، ممتنع و نشدنی<ref>{{متن قرآن|وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ}} «و این بر خداوند دشوار نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۰.</ref>، آسیبناپذیری و چیزی که در آن [[تغییر]] و تبدیل راه ندارد<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ * لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ}} «و به راستی آن کتابی است ارجمند * در حال و آینده آن، باطل راه ندارد» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref>، و [[خودبزرگبینی]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ}} «و چون به او گویند: از خداوند پروا کن، خویشتنبینی او را به گناه میکشاند پس دوزخ او را بس و بیگمان، این بستر بد است» سوره بقره، آیه ۲۰۶.</ref>، برخی از کاربردهای این مفهوم در [[قرآن]] هستند. در یک نگاه عمیق و تحلیلی، در همه معانی یادشده میتوان بهنوعی [[همگرایی]] و اشتراک [[معنوی]] دست یافت و آن اینکه «[[عزت]]» در مواضع مختلف و ساختارهای گوناگون، دارای معنای قوت، [[قدرت]]، [[غلبه]] و حالت شکستناپذیری است و وجودداشتن این حالت در [[انسان]]، نوعی ویژگی مثبت و [[ارزش]] شمرده میشود و صاحب این ویژگی در نظر دیگران نیز ارجمند و [[محترم]] میشود. بنابراین [[برتری]] و [[ارجمندی]]، لازمه عزت و از نتایج آن است و در مواردی که عزت به این معانی آمده است، در لازم معنای خود به کار رفته است<ref>محمد صادق شجاعی، توکل به خدا راهی به سوی حرمت خود و سلامت روان، ص۱۷۵-۱۷۶.</ref>. | |||
بهتصریح [[قرآن مجید]] همه عزت از آن خداوند است<ref>{{متن قرآن|أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا}} «آیا عزّت را نزد آنان میجویند با آنکه بیگمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹؛ {{متن قرآن|وَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}} «گفتار آنان تو را اندوهگین نگرداند که عزّت یکسره از آن خداوند است، او شنوای داناست» سوره یونس، آیه ۶۵.</ref>؛ زیرا [[عزت]] یکی از [[فروع]] [[ملک]] است و معلوم است که مالک [[حقیقی]] کسی جز [[خدای متعال]] نیست. عزت حقیقی و استقلالی نیز خاص او و ملک اوست<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۱۵.</ref>. نوع دیگر عزت یعنی عزت اکتسابی برای دیگران نیز امکان دارد و خداوند آن را به آنان عطا میکند<ref>{{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ}} «بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی میبخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز میستانی و هر کس را بخواهی گرامی میداری و هر کس را بخواهی خوار میگردانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref>. | |||
یکی از اصولیترین [[اهداف انبیا]]، [[رهایی]] [[انسان]] از [[بندگی]] [[طاغوتها]] و پیوند انسان با سرچشمه عزت و [[کرامت]]، یعنی خداوند است. [[پیامبران]] برانگیخته شدند تا [[بشر]] به عزت [[واقعی]] و [[آزادی]] حقیقی برسد و سر بر آستان معبودهای ساختگی و [[دروغین]] نساید. در غیر این صورت، [[آدمی]] به هر [[پستی]] تن میدهد و به هر گناهی دست میزند؛ چراکه ریشه همه تبهکاریها در [[ذلت نفس]] است و ازاینرو بهترین راه برای [[تربیت]] فرد و [[جامعه]]، عزتبخشی و عزتآفرینی است تا فرد و جامعه از [[تباهی]] و [[سقوط]] [[نجات]] یابند و [[زندگی]] [[نیک]] این [[جهان]] و آن جهان را به دست آورند. | |||
[[عزتمداری]] بخشی جداییناپذیر از [[سیره رهبران]] [[معصوم]] [[اسلام]]{{عم}} است و در گفتار، [[رفتار]] و موضع گیریهای [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] آنان نقشی پررنگ دارد. عزت زوالناپذیر آنان، برگرفته از عزت خداوندی است؛ همانگونه که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرمودند: «کثرت و ازدحام [[مردم]] در اطرافم بر عزتم نمیافزاید و پراکندگی آنان از اطرافم، مرا به [[وحشت]] نمیاندازد»<ref>شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه ۳۶، ص۹۴۶؛ ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۲۹۶.</ref>. | |||
از منظر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[زندگی]] با [[سرافرازی]]، [[حیات]] [[واقعی]] است و زندهبودن با [[ذلت]]، با مُردن تفاوتی ندارد. وی در خطبهای به لشکریانش در [[نبرد صفین]] میفرماید: «[[خوار]] شدن و زندهماندن شما مُردن است، و کشتهشدن و پیروزشدن شما، زندهبودن»<ref>{{متن حدیث|فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ}} (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه ۵۱).</ref>. ایشان در بیانی دیگر یکی از ریشههای ذلت را، [[ترک جهاد]] و [[شهادت]] معرفی میفرماید: «هر که از آن [[جهاد]] دوری کند، [[خداوند]] [[لباس]] [[خواری]] و ردای [[گرفتاری]] بر او میپوشاند و آنگاه او بر اثر [[حقارت]]، بیچاره میشود»<ref>{{متن حدیث|فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ}} (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه ۲۷).</ref>. [[تاریخ]] زندگی [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، سرشار از [[عزتمداری]] و عزتآفرینی برای [[جامعه اسلامی]] و [[مسلمانان]] است. در همه میدانهای [[نبرد]] با [[مشرکان]] در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]]{{صل}}، نقش وی در عزتآفرینی برای [[اسلام]] چنان برجسته بوده است که احدی را نمیتوان با وی مقایسه کرد. بعد از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} نیز، چه در دوران [[خانهنشینی]] و چه در دوران [[خلافت]]، با وجود همه کارشکنیها و [[تحمل]] محرومیتها و مظلومیتها، برای تقویت [[عزت]] [[اسلامی]] کوشید. | |||
در [[دوره امام حسن مجتبی]]{{ع}} گرچه [[کوفیان]] و [[سپاهیان امام]]، با [[بیوفایی]] و سستیشان جامعه اسلامی را بهسوی ذلت [[سوق]] دادند، [[امام حسن]]{{ع}} با پذیرش [[صلح]] مصلحتی و قهرمانانهترین [[نرمش]] [[سیاسی]] تاریخ، بسیاری از بهانههای مردمفریبانه را از معاویه سلب کرد؛ خیانتهای وی را آشکار کرد و چهره واقعی او را به [[مردم]] شناساند؛ زیرا با ظاهرسازی و [[زیرکی]] معاویه و [[سستی]] [[یاران امام]]{{ع}}، اگر [[رویارویی]] دو [[سپاه]] به [[جنگ]] منتهی میشد، عزت باقیمانده [[شیعه]] به خطر میافتاد و چهبسا معاویه از طریق یاران امام، ایشان را به شهادت میرساند و خود نیز مدعی [[خون]] حضرت، و درعینحال [[پیروز]] میدان بهحساب میآمد. با توجه به اینکه امام حسن{{ع}} در جایگاه خلافت قرار داشت، این فرایند، نتیجهای جز [[ذلت]] [[جامعه اسلامی]] در پی نداشت. بنابراین امام حسن{{ع}} با پذیرش [[صلح]]، [[عزت]] [[مسلمانان]] و خون [[شیعیان]] را [[حفظ]] کرد؛ گرچه خود بسیاری از زخمزبانها و مظلومیتها را به [[جان]] خرید. | |||
[[دشمنان]] [[اهلبیت]] در طول [[تاریخ]]، برای تحققبخشیدن به [[خواستهها]] و نیل به اهداف شیطانیشان، از هیچگونه اظهار [[دشمنی]] چون [[سب]] و [[لعن]]، [[افترا]]، [[جعل حدیث]]، [[انکار]] [[فضایل]] و تشکیک در آن و وادارکردن شیعیان به [[اعلام برائت]] از [[ائمه]]{{عم}} کوتاهی نمیکردند. هر یک از این دشمنها برای از بین بردن [[عزت اسلام]] و مسلمانان کافی بود؛ اما [[رهبران]] [[معصوم]] [[اسلام]]{{عم}} با اقداماتی [[حساب]] شده و دقیق، عزت [[حقیقی]] را به جامعه اسلامی بازگرداندند که نمونههایی از آن اقدامات عبارتاند از: | |||
# [[مبارزه با تبعیض]]، و [[گسترش عدالت]] و [[برادری]] در جامعه اسلامی؛ | |||
# تلاش برای از بین بردن [[تعصبات قبیلهای]] و توجه دادن [[مردم]] به [[خدا]] و [[پارسایی]]؛ | |||
# [[ظلمستیزی]] و گرم نگهداشتن [[آتش]] [[انقلاب]] و [[قیام]] بر ضد [[طاغوت]]؛ | |||
#پرهیزدادن مردم از [[اختلافات]] داخلی، برای [[حفظ عزت]] [[اسلامی]] در مقابل ملتهای دیگر؛ | |||
# [[ترغیب]] مردم به ایجاد [[رابطه معنوی]] با [[خداوند]] و پرورش [[روح]] [[معنوی]] در [[جامعه]]؛ | |||
# [[تربیت شاگردان]] و تقویت بنیه [[علمی]] شیعیان و مسلمانان<ref>جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات همایش امام حسین{{ع}} (عزت حسینی)، ص۲۸۹.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۰۹.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | |||
* [[ذلت]] | |||
* [[ذلتناپذیری]] | |||
* [[عزت نفس]] | |||
* [[عزت خواهی]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[سید مهدی بهشتی|بهشتی، سید مهدی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «عزت»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']] | # [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[سید مهدی بهشتی|بهشتی، سید مهدی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «عزت»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']] | ||
# [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم''']] | |||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | |||
# [[پرونده:IM010875.jpg|22px]] [[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|'''آموزههای فرهنگی در سیره نظامی معصومان''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{ | {{پانویس}} | ||
[[رده:عزت]] | [[رده:عزت]] | ||