حکم بن ابی‌‌عاص بن امیه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
نام و [[نسب]] او [[حکم بن ابی العاص بن أمیة بن عبدشمس بن عبد مناف]] و از [[طایفه]] [[بنی امیه]] و عموی [[عثمان بن عفان]] ([[خلیفه سوم]]) است. مادرش، [[رقیه]]، دختر [[حارث بن عبید]]<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۵.</ref> و [[حکم]] [[پدر]] [[مروان بن حکم]] است<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۹۱؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۱۴.</ref>. او [[اهل حجاز]] بود<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۱۴.</ref> و برای او بیست پسر و هشت دختر [[نقل]] شده است<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۵.</ref>.
نام و نسب او [[حکم بن ابی العاص بن أمیة بن عبدشمس بن عبد مناف]] و از طایفه [[بنی امیه]] و عموی [[عثمان بن عفان]] ([[خلیفه سوم]]) است. مادرش، [[رقیه]]، دختر حارث بن عبید<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۵.</ref> و [[حکم]] پدر [[مروان بن حکم]] است<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۹۱؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۱۴.</ref>. او اهل حجاز بود<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۱۴.</ref> و برای او بیست پسر و هشت دختر [[نقل]] شده است<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۵.</ref>.<ref>[[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[حکم بن ابی‌ العاص - فتاح‌زاده (مقاله)|مقاله «حکم بن ابی‌ العاص»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۴۰۰-۴۰۱.</ref>


او از جمله کسانی بود که در [[روز]] [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۵؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹؛ نهج الحق و کشف الصدق، علامه حلی، ص۲۹۱.</ref> و به [[مدینه]] آمد و در آنجا ساکن شد <ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۵؛ الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۹۱.</ref>. مخالفت‌های او با [[پیامبر اسلام]] {{صل}} نه تنها [[قبل از ظهور اسلام]] بود بلکه پس از مسلمان شدنش هم از این کار دست برنداشت تا حدی که [[رسول خدا]] {{صل}} او را به همراه پسرش، [[مروان]]، به [[طائف]] [[تبعید]] کرد<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج۲ ص۹۱؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۵.</ref>.
حکم که از رجال و بزرگان [[بنی‌امیه]] به شمار می‌‌رفت<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۷۵.</ref>، از [[خاندان]] متنفذی برخاسته بود. وی همنشین [[ابوجهل]] بود و به عنوان ندیم وی به شمار می‌‌رفت<ref>ابن حبیب بغدادی، محبر، ص۱۷۹.</ref>. چندین [[شغل]] و مهارت برای وی گفته شده که نواختن نی<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۷۶.</ref> آرایشگری<ref>ابن کلبی، مثالب العرب، ص۴۵.</ref> مهارت در اخته کردن گوسفندان<ref>دمیری، حیوة الحیوان، ج۱، ص۲۷۹.</ref> و [[تجارت]] از جمله آنهاست. وی با [[تدارک]] کاروانی [[تجاری]] به سوی [[عراق]] رفت و در این [[سفر]] ضمن دیدار با حاتم طائی از او درخواست کرد [[امنیت]] مسیر کاروان تجاری‌اش را تأمین کند<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ص۴۰۳.</ref>. گرد هم آمدن با [[جوانان]] و میگساری از جمله رفتارهای وی در [[دوران جاهلیت]] بود. بر اساس گزارشی وی و [[ابولهب]] برای تأمین [[هزینه]] شراب خود [[غزال]] درون [[کعبه]] را [[سرقت]] کردند و فروختند و [[قریش]] آنها را به [[جرم]] این اقدام مورد تعقیب قرار داد<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۵۹-۶۹.</ref>.<ref>[[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن ابی‌العاص اموی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳]]، ص۹۳-۹۶.</ref>


[[دشمنی]] [[بنی امیه]] با [[پیامبر]] {{صل}} و خاندانش ویژه او نبود بلکه همه بنی امیه چنین بودند و رسول خدا {{صل}} بارها او را [[نفرین]] کرد<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۶؛ الایضاح، فضل بن شاذان، ص۹۰-۸۸.</ref>. او قبل از [[اسلام]] و پس از آن تا [[زمان]] [[خلافت عثمانی]] مردی [[پست]] و دور افتاده از [[اجتماع]] بود و [[مردم]] فقط گاهی که می‌خواستند [[بیضه]] گوسفندان خود را بکشند به او مراجعه می‌کردند<ref>الغدیر، علامه امینی، ج۸، ص۲۴۱-۲۴۲.</ref>.
== حکم بن ابی‌ العاص و [[آزار]] [[رسول خدا]] {{صل}} ==
او در [[مکه]] [[همسایه]] نزدیک [[پیامبر اسلام]] {{صل}} و [[اذیت]] و آزار او نسبت به ایشان از همه همسایگانش بیشتر بود<ref>الغدیر، علامه امینی، ج۸، ص۲۴۳.</ref>.


یک نمونه از مخالفت‌های او با پیامبر اسلام {{صل}} این بود که وقتی مروان بن حکم به [[حویطب]] گفت: "پیر مرد! به حدی در مسلمان شدن کندی کردی و آن را به تأخیر انداختی که [[جوان‌ها]] از تو پیشی گرفتند"، حویطب به او گفت: "[[پناه]] بر [[خدا]]! بارها [[تصمیم]] گرفتم که [[مسلمان]] شوم ولی پدرت [[حکم]] مانع می‌شد و به من می‌گفت: می‌خواهی [[شرف]] و [[دین]] اجدادی خود را واگذاری و تابع دین جدیدی شوی؟" در این حال [[مروان]] از گفته خود پشیمان شد<ref>الغدیر، علامه امینی، ج۸، ص۲۴۲ و ۲۴۷.</ref>.<ref>[[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[حکم بن ابی‌ العاص - فتاح‌زاده (مقاله)|مقاله «حکم بن ابی‌ العاص»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۴۰۰-۴۰۱.</ref>
حکم در مکه به طور مستقیم و در [[مدینه]] به صورت پنهانی به آزار آن حضرت می‌پرداخت؛ مثلا گاهی که [[پیامبر]] {{صل}} در حرکت بود، حکم از پشت سر با حرکات دست و پا از حضرت [[تقلید]] می‌کرد و پیامبر {{صل}} را مسخره می‌کرد<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹؛ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج۱، ص۱۶۸.</ref>، و هنگامی که صحبت می‌فرمود، با حرکات چشم و لب از پیامبر {{صل}} تقلید می‌کرد، روزی پیامبر {{صل}} او را در همین حال دید و به او فرمود: چنین باش؛ با این [[نفرین]] پیامبر او به لرزش دست و سر [[مبتلا]] شد و تا دم [[مرگ]] در این حالت به سر می‌برد<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹؛ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج۱، ص۱۶۸؛ الغدیر، علامه امینی، ج۱، ص۲۶۰.</ref>. او حتی وقتی که پشت سر پیامبر {{صل}} به [[نماز]] می‌ایستاد، با حرکات دست آن حضرت را مسخره می‌کرد.


== حکم بن ابی‌ العاص و [[آزار]] [[رسول خدا]] {{صل}} ==
همچنین [[اخبار]] و [[اسرار]] پیامبر را که نبایستی به [[منافقان]] و [[کفار]] خبر داده می‌شد فلش می‌کرد<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹.</ref>.
 
روزی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در حجره یکی از زنانش بود و حکم از شکاف در به داخل حجره نگاه می‌کرد. حضرت متوجه شد و با حربه‌ای در تعقیب او از حجره بیرون آمد و فرمود: "اگر به او دست می‌یافتم، چشمش را بیرون می‌آوردم؛ کیست مرا علیه این مرد لعین کمک کند"<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۹۱.</ref> سپس فرمود: "او و [[خاندان]] و فرزندانش نباید در [[مدینه]] بمانند"، و آنها را به [[طائف]] [[تبعید]] کرد<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۱۴؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[حکم بن ابی‌ العاص - فتاح‌زاده (مقاله)|مقاله «حکم بن ابی‌ العاص»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۴۰۱-۴۰۲؛ [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن ابی‌العاص اموی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳]]، ص۹۳-۹۶.</ref>
 
== اسلام حکم ==
در [[سال ششم هجرت]] به هنگام [[صلح حدیبیه]] او از جمله مشرکان مخالف [[صلح]] بود که در برابر خواسته مسلمانان سرسختی نشان می‌‌داد و [[تمایل]] نداشت مسلمانان همان سال وارد مکه شوند<ref>واقدی، ج۲، ص۵۹۴؛ شامی، سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد، ج۵، ص۴۳.</ref>. [[مقاومت]] حکم و مشرکان در سال هشتم در هم [[شکست]] و حکم در [[روز فتح مکه]] [[اسلام]] آورد و در شمار «مسلمة الفتح» قرار گرفت<ref>ابن عبدالبر، الاستيعاب، ج۱، ص۳۵۹.</ref>. اسلام وی از سر ناچاری بود و [[اسلامی]] راستین نبود «{{عربی|کان مغموصا عليه في دینه}}»<ref>بلاذری، الانساب، ح۱، ص۱۷۰؛ قاضی نعمان، مثالب، ص۱۸۲.</ref>. هنگامی که [[بلال]] در روز فتح مکه بر بالای [[کعبه]] [[اذان]] گفت، بزرگان [[مشرک]] که به تازگی اسلام پذیرفته بودند هر کدام سخنی به [[طعنه]] بر زبان جاری ساختند، حکم بالا رفتن برده‌ای بر کعبه را حادثه بزرگی دانست<ref>واقدی، ج۲، ص۸۴۶؛ مقریزی، امتاع الأسماع بما للنبي من الاحوال والأموال والحفدة، ج۱۳، ص۳۸۶.</ref>. حکم پس از پذیرش اسلام به مدینه رفت و در چندین حادثه از او یاد شده است<ref>[[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن ابی‌العاص اموی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳]]، ص۹۳-۹۶.</ref>.
 
== تبعید به طائف ==
در دوران [[مدینه]] دو دسته گزارش درباره وی در کتاب‌های [[تاریخ]] و [[حدیث]] یافت می‌شود: گزارش‌های مربوط به [[تبعید]] وی و [[اخبار]] مربوط به [[لعن]] او و پیشگویی‌های پیامبر{{صل}} از [[آینده]] [[فرزندان]] وی. بیشتر مورخان از تبعید وی از سوی رسول خدا{{صل}} به همراه فرزندانش به [[طائف]] [[سخن]] گفته‌اند<ref>بلاذری، انساب، ج۶، ص۲۵۴.</ref>؛ برخی منابع [[شیعی]]، محل تبعید او را [[حبشه]] نوشته‌اند<ref>اصول السته عشر، ص۱۹.</ref>. در اینکه چرا رسول خدا{{صل}} وی را از مدینه بیرون کرد، وجوهی گفته شده است<ref>[[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن ابی‌العاص اموی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳]]، ص۹۳-۹۶.</ref>.
 
== لعن حکم توسط پیامبر ==
اخبار دیگری بیانگر لعن وی از سوی رسول خدا{{صل}}<ref>قاضی نعمان، شرح الاخبار، ج۲، ص۱۵۰.</ref> و خروج افراد [[ناپاک]] از صلب وی هستند<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک على الصحيحين، ج۴، ص۴۸۱.</ref>. به نقل از [[عایشه]]، رسول خدا{{صل}} [[حکم]] را هنگامی [[لعن]] کرد که [[مروان]] در صلب او بود<ref>مقریزی، امتاع الأسماع بما للنبي من الاحوال والأموال والحفدة والمتاع، ج۱۲، ص۲۷۷.</ref>. همچنین [[عبدالله بن عمرو بن عاص]] نیز نقل می‌‌کند که رسول خدا{{صل}} در [[مجلسی]] فرمود: اولین فردی که وارد شود، [[ملعون]] است که در این هنگام [[حکم بن ابی‌العاص]] وارد شد<ref>ابن عبدالبر، استیعاب، ج۱، ص۳۶۰.</ref>. پیشگویی‌های دیگری نیز از رسول خدا{{صل}} درباره او صادر شده است؛ از جمله اینکه [[پیامبر]]{{صل}} چون حکم را دید فرمود: وای بر [[امت]] من از آنچه در صلب این مرد است<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۴؛ برخلاف اخباری که تولد مروان را در طائف ذکر می‌کند و مطابق و همسو با حدیث یاد شده هستند بیشتر گزارش‌ها تولد مروان را در سال دوم هجری نوشته‌اند.</ref>. در [[روایت]] دیگری رسول خدا{{صل}} فرمود: هنگامی که [[فرزندان]] حکم به سی(یا چهل) نفر برسند، به [[پادشاهی]] خواهند رسید<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۳، ص۱۷۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۲.</ref> و در خوابی دید که فرزندان حکم چون بوزینگان از [[منبر]] وی بالا می‌‌روند<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک على الصحيحين، ج۴، ص۴۸۰؛ مقریزی، امتاع الأسماع بما للنبي من الاحوال والأموال والحفدة والمتاع، ج۱۲، ص۲۷۳.</ref>.<ref>[[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن ابی‌العاص اموی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳]]، ص۹۳-۹۶.</ref>


== حکم بن ابی‌ العاص و [[عثمان]] ==
== حکم بن ابی‌ العاص و [[عثمان]] ==
[[عثمان بن عفان]] پسر [[برادر]] حکم بود و همواره از [[خلافت]] و [[حکومت]] فقط به سود خود و بستگان خود استفاده می‌کرد؛ گویا در نظر وی حکومت و مالیت‌ها و [[خراج]] [[مملکت اسلامی]] [[ملک]] شخصی [[بنی امیه]] بود<ref>نهج الحق و کشف الصدق، علامه حلی، ص۲۹۳.</ref>. بدین وسیله، همه افراد بنی امیه ثروتمند شدند، تا جایی که حکم و [[مروان]] و سایر [[فرزندان]] او را که در تبعیدگاه طائف در نهایت درجه [[خواری]] به سر می‌بردند، به مدینه برگرداند و به او [[پول]] زیادی بخشید<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۶.</ref>. روزی تمام [[زکات]] قبیلة قضاعه را که در حدود سیصد هزار [[دینار]] بود، به حکم و [[خمس]] [[اموال]] مردم [[آفریقا]] را که پانصد هزار دینار بود، به فرزندش مروان، واگذار کرد<ref>الغدیر، علامه امینی، ج۸، ص۲۴۱.</ref>.
وقتی که پیامبر {{صل}} از دنیا رفت و [[ابوبکر]] به خلافت رسید؛ عثمان نزد [[خلیفه]] رفت و درباره عمویش حکم [[شفاعت]] کرد تا به مدینه برگردد. ابوبکر گفت: "هرگز حکمی را که [[رسول خدا]] {{صل}} صادر فرموده، نقض نمی‌کنم. عثمان در [[زمان]] [[خلافت عمر]] باز به شفاعت حکم [[اقدام]] کرد، [[عمر]] هم گفت: پیامبر {{صل}} او را تبعید کرده و ابوبکر حکم پیامبر یا را نقض نکرد و من هم خلاف [[حکم]] [[پیامبر]] {{صل}} عمل نمی‌کنم"<ref>اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۱۵؛ الغدیر، علامه امینی، ج۸، ص۲۴۲؛ نهج الحق و کشف الصدق، علامه حلی، ص۲۹۱ و ۲۹۲؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۴، ص۲۴۰.</ref>.
ولی هنگامی که [[عثمان]] به [[خلافت]] رسید، حکم و پسرش [[مروان]] را به [[مدینه]] بازگرداند<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۵؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۳۵۹؛ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج۱، ص۱۶۸.</ref>، و روزی [[اهل]] مدینه دیدند حکم با لباس‌های کهنه به همراه چند رأس بز لاغر به [[دارالخلافه]] مدینه وارد شد. وضع او طوری بود که [[مردم]] به [[بدبختی]] و بیچارگی او و همراهانش با شگفتی می‌نگریستند. اما هنگامی که از [[خانه]] عثمان بیرون آمد، لباس‌های گران‌بهایی، از جمله پالتو و پوستین [[خزی]] پوشیده بود<ref>الغدیر، علامه امینی، ج۸، ص۲۴۱.</ref>.<ref>[[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[حکم بن ابی‌ العاص - فتاح‌زاده (مقاله)|مقاله «حکم بن ابی‌ العاص»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۴۰۲-۴۰۳.</ref>
او به قدری [[مقرب]] درگاه عثمان شد که چون والی [[صدقات]] [[بازار]] [[مدینه]] [[اموال]] را نزد عثمان می‌‌آورد، عثمان آنها را به [[حکم بن ابی العاص]] می‌‌داد<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۶۸.</ref>.<ref>[[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن ابی‌العاص اموی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳]]، ص۹۳-۹۶.</ref>


== سرانجام حکم بن ابی‌ العاص ==
== سرانجام حکم بن ابی‌ العاص ==
حکم در سال ۳۲ هجری<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۹۱؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۴، ص۲۴۰.</ref>، در [[زمان]] [[حکومت]] فرزند برادرش، عثمان از [[دنیا]] رفت<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۵۱۵؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۴، ص۲۴۰.</ref> و او را در مدینه [[دفن]] کردند<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۵؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۴، ص۲۴۰.</ref>. به [[دستور]] عثمان بر [[قبر]] او سایبانی درست کردند که مردم به آن [[اعتراض]] کردند. عثمان گفت: "[[عمر]] نیز در زمان حکومت خود، بر قبر [[زینب بنت جحش]] سایبانی [[نصب]] کرد"<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۹۲؛ الغدیر، علامه امینی، ج۸، ص۲۴۳.</ref>.<ref>[[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[حکم بن ابی‌ العاص - فتاح‌زاده (مقاله)|مقاله «حکم بن ابی‌ العاص»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۴۰۳.</ref>


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
خط ۳۰: خط ۵۰:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:1100353.jpg|22px]] [[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[حکم بن ابی‌ العاص - فتاح‌زاده (مقاله)|مقاله «حکم بن ابی‌ العاص»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴''']]
# [[پرونده:1100353.jpg|22px]] [[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[حکم بن ابی‌ العاص - فتاح‌زاده (مقاله)|مقاله «حکم بن ابی‌ العاص»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴''']]
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «حکم بن ابی‌العاص اموی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش