بنی غنم بن عوف: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۷: خط ۷:


==نسب قبیله==
==نسب قبیله==
«بنی‌غنم» در شمار [[قبایل قحطانی]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۸۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۹۶.</ref> و از فروعات و شاخه‌های [[قبیله]] خزرج‌اند که نسب از غنم (غانم) بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج بن حارثه می‌برند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳ و ۴۷۱؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۳۷۱.</ref>. غنم (غانم) را - که برخی منابع، از او با نام اصلی «[[نوفل]]» یاد کرده‌اند - <ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۳۸۰.</ref>، «قَوقَل» و فرزندانش را [[قواقله]] گفته‌اند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۵۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶. برخی منابع از او با نام «غانم بن عوف» یاد کرده‌اند. (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۶۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۱۷۶)</ref> و از مردمانش با نسبت «قوقلی» نام برده‌اند<ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۶۴.</ref>. اما برخی از منابع، با گسترده‌تر کردن دایره قواقله، علاوه بر [[فرزندان]] غنم، از فرزندان برادرش [[سالم بن عوف]] نیز تحت عنوان قواقله یاد کرده‌اند<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۳.</ref>. بعضی دیگر هم پا را از این هم فراتر نهاده، با معرفی عوف بن عمرو بن عوف - پدر سالم و غنم - به عنوان «[[قوقل]]»، فرزندان او - به‌ویژه سالم و غنم - را ذیل عنوان «[[قواقل]]» جای داده‌اند<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۵.</ref>. در مقابل این اقوال، برخی منابع هم با تنگ‌تر کردن این تعریف، ثعلبة بن دعد بن فهر بن ثعلبة بن غنم بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۵.</ref> و بعضی دیگر، دعد بن فهر بن غنم بن سالم بن عوف بن عمرو بن عوف بن عمرو بن خزرج را «[[قوقل]]» دانسته‌اند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷ ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸.</ref>. ضمن این که [[خلیفة بن خیاط]] (م. ۲۴۰ [[هجری]]) از [[غنم بن عوف بن خزرج]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸.</ref> و [[ابن حزم]] (م. ۴۵۶ هجری) از بنی [[عنز بن عوف بن عمرو بن خزرج]] تحت عنوان [[قوقل]] یاد کرده‌اند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳. به نظر می‌رسد در اینجا سهو یا تحریف و شاید هم تصحیفی اتفاق افتاده باشد. دلیل ما هم بر این امر، این است که او در شمارش فرزندان و اجلّای این قوم، (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴) همان مواردی را ذکر می‌کند که ابن کلبی و دیگران از آنها در عداد فرزندان و معاریف بنی غنم بن عوف یاد کرده‌اند.</ref>. در وجه [[تسمیه]] آنان به این نام گفته شده که چون مردی به آنها [[پناهنده]] می‌شد بدو گفته می‌شد: «قوقل حیث شئت؛ یعنی تو در امانی هر جا [[دوست]] داشتی [[منزل]] کن»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۴. با اندک اختلاف در: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۳۰۲ - ۳۰۳.</ref> [[ابن هشام]] (م. ۲۱۸ هجری) هم در بیان علت نامگذاری ایشان بدین نام می‌نویسد: «به آنها [[قواقل]] می‌گفتند؛ چون هرگاه به فردی پناه می‌دادند، سهمی برای او قرار می‌دادند و به او می‌گفتند: «قوقل به بیثرب حیث شئت»»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۲؛ نیز ر.ک: صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۲۱۱.</ref>. «[[نویری]]» (م. ۷۳۳ هجری) نیز، دارا بودن قلعه‌ای به نام «قوقل» و [[سکونت]] آنها در این قلعه را سبب تخصیص این نام برای غنمی‌ها دانسته است<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶.</ref>.
«بنی‌غنم» در شمار [[قبایل قحطانی]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۸۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۹۶.</ref> و از فروع و شاخه‌های [[قبیله خزرج]] هستند که نسب از غنم (غانم) بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج بن حارثه می‌برند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳ و ۴۷۱؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۳۷۱.</ref>. غنم (غانم) را - که برخی منابع، از او با نام اصلی «[[نوفل]]» یاد کرده‌اند - <ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۳۸۰.</ref>، «قَوقَل» و فرزندانش را [[قواقله]] گفته‌اند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۵۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶. برخی منابع از او با نام «غانم بن عوف» یاد کرده‌اند. (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۶۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۱۷۶)</ref> و از مردمانش با نسبت «قوقلی» نام برده‌اند<ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۶۴.</ref>. اما برخی از منابع، با گسترده‌تر کردن دایره قواقله، علاوه بر [[فرزندان]] غنم، از فرزندان برادرش [[سالم بن عوف]] نیز تحت عنوان قواقله یاد کرده‌اند<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۳.</ref>. بعضی دیگر هم پا را از این هم فراتر نهاده، با معرفی عوف بن عمرو بن عوف - پدر سالم و غنم - به عنوان «[[قوقل]]»، فرزندان او - به‌ویژه سالم و غنم - را ذیل عنوان «[[قواقل]]» جای داده‌اند<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۵.</ref>. در مقابل این اقوال، برخی منابع هم با تنگ‌تر کردن این تعریف، ثعلبة بن دعد بن فهر بن ثعلبة بن غنم بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۵.</ref> و بعضی دیگر، دعد بن فهر بن غنم بن سالم بن عوف بن عمرو بن عوف بن عمرو بن خزرج را «[[قوقل]]» دانسته‌اند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷ ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸.</ref>. ضمن این که [[خلیفة بن خیاط]] (م. ۲۴۰ [[هجری]]) از [[غنم بن عوف بن خزرج]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸.</ref> و [[ابن حزم]] (م. ۴۵۶ هجری) از بنی [[عنز بن عوف بن عمرو بن خزرج]] تحت عنوان [[قوقل]] یاد کرده‌اند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳. به نظر می‌رسد در اینجا سهو یا تحریف و شاید هم تصحیفی اتفاق افتاده باشد. دلیل ما هم بر این امر، این است که او در شمارش فرزندان و اجلّای این قوم، (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴) همان مواردی را ذکر می‌کند که ابن کلبی و دیگران از آنها در عداد فرزندان و معاریف بنی غنم بن عوف یاد کرده‌اند.</ref>. در وجه [[تسمیه]] آنان به این نام گفته شده که چون مردی به آنها [[پناهنده]] می‌شد بدو گفته می‌شد: «قوقل حیث شئت؛ یعنی تو در امانی هر جا [[دوست]] داشتی [[منزل]] کن»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۴. با اندک اختلاف در: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۳۰۲ - ۳۰۳.</ref> [[ابن هشام]] (م. ۲۱۸ هجری) هم در بیان علت نامگذاری ایشان بدین نام می‌نویسد: «به آنها [[قواقل]] می‌گفتند؛ چون هرگاه به فردی پناه می‌دادند، سهمی برای او قرار می‌دادند و به او می‌گفتند: «قوقل به بیثرب حیث شئت»»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۲؛ نیز ر.ک: صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۲۱۱.</ref>. «[[نویری]]» (م. ۷۳۳ هجری) نیز، دارا بودن قلعه‌ای به نام «قوقل» و [[سکونت]] آنها در این قلعه را سبب تخصیص این نام برای غنمی‌ها دانسته است<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶.</ref>.


از غنم فرزندانی به اسامی [[ثعلبه]]، مِرضَخَه، ابیّ، مالک و حبیب بر جای ماند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵. نیز ر.ک: جمهرة أنساب العرب ص۳۵۴؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۹۰.</ref> که تداوم‌بخش [[نسل]] او در [[زمین]] گردیدند. این [[طایفه]]، بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]]، از شعب و شاخه‌های متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها می‌توان از [[بنی دعد بن فهر]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.</ref> و [[بنی مرضخة بن غنم]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴ و ج۸، ص۲۸۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۳؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۵۶.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
از غنم فرزندانی به اسامی [[ثعلبه]]، مِرضَخَه، ابیّ، مالک و حبیب بر جای ماند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵. نیز ر.ک: جمهرة أنساب العرب ص۳۵۴؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۹۰.</ref> که تداوم‌بخش [[نسل]] او در [[زمین]] گردیدند. این [[طایفه]]، بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]]، از شعب و شاخه‌های متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها می‌توان از [[بنی دعد بن فهر]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.</ref> و [[بنی مرضخة بن غنم]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴ و ج۸، ص۲۸۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۳؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۵۶.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش