←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«فیض» در لغت، به جریان [[سهل]] و فراوان چیزی گفته میشود<ref>مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ج۴، ص۴۶۵.</ref>. مقابل فیض واژه «غیض» قرار دارد که به معنای اندک است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ص۶۵.</ref>. چنین جریانی گاه در امور مادی است؛ مثل جریان آب یا [[اشک]] چشم و یا [[خون]] در مجرای خاص خود؛ چنان که به [[طغیان]] آب و بالا آمدن آن از سطح عادی خود در مسیل رودخانه «فیضان الماء» گفته میشود و یا به رودخانههای پر آب مثل نیل و [[فرات]] «نهر فیّاض» و یا «فیض» میگویند. گاهی نیز این جریان در [[امور معنوی]] است؛ مثلاً هنگام شیوع یک خبر، میگویند «فاض الخبر» و به خبری که در میان [[مردم]] و یا [[اهل]] [[علم]] شایع و منتشر است «حدیث مستفیض» میگویند<ref>الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة (ط. دارالعلم للملایین)، ج۳، ص۱۰۹۹.</ref>. بدین ترتیب میتوان گفت که معنای محوری در مشتقات این لغت، سیلان امری همراه با [[پری]] و امتلاء (سرازیر شدن و سررفتن) است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۳ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۳]]، ص ۱۳۰.</ref>. | |||
== وساطت فیض == | == وساطت فیض == | ||
{{اصلی|وساطت فیض}} | |||
آیا [[واسطه فیض]] بودن یک مخلوق ملازم با [[وساطت فاعلی]] و [[ولایت تکوینی]] داشتن اوست؟ این مهمترین سؤالی است که در این بخش مختصراً باید بدان پاسخ گفت. با توجه به استفاده و معنایی که این مفهوم در ساحت [[عقل]] و نقل دارد [[جواب]] متفاوت است. در ساحت [[علوم عقلی]] مانند [[فلسفه]] و عرفان معمولاً جنبه وساطت فاعلی به راحتی از واسطه فیض قابل برداشت است، و بلکه برداشت منحصر از آن است که بر اساس آن قاعده الواحد و نظام اسباب و مسببات ترسیم میشود؛ اما از حیث نقلی ممکن است برخی [[تفسیری]] که از وساطت فیض دارند [[وساطت]] صرف است که نسبت به فاعلیت لا به شرط و حتی به شرط لا باشد. از [[تدبر]] و [[تأمل]] در [[قرآن]] و سخنان [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} به روشنی به دست میآید که [[امام]] در هر [[زمان]] مصداق و نمونه [[کاملترین انسان]] [[روزگار]] خویش است، و از طرفی هدف از آفرینش [[جهان]] [[انسان کامل]] بوده است. نتیجه این دو مقدمه آن است که [[وجود امام]] [[فلسفه خلقت]] جهان میباشد. عمده این [[روایات]] در منابع حدیثی شیعه با عناوینی همچون {{متن حدیث|إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ}}<ref>«زمین خالی از حجت نمیباشد». ملا محسن فیض کاشانی، الوافی، ج۲، ص۶٣؛ شیخ حر عاملی، الفصول المهمه، ج۱، ص۳۸۰؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۲، ص٢٩۴؛ همو، بحار الانوار، ج۲۳، ص۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ علی بن حسین ابن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ص٢۵.</ref> و {{متن حدیث|إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَبْقَى بِغَيْرِ إِمَامٍ}}<ref>«زمین بدون وجود امام بقا و دوام نخواهد داشت». محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۴٨٨.</ref> ذکر شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیثی]] فرمودند: {{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ}}<ref>«زمین بدون حضور امام دوام نمیآورد». علی بن حسین ابن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ص٣٠، ح١٢؛ محمد بن ابراهیم ابن ابی زینب، الغیبة (للنعمانی)، ص۱۳۸، ح۸؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۲۰؛ ملا محسن فیض کاشانی، الوافی، ج۲، ص۶۵؛ محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۱؛ همو، علل الشرایع، ج۱، ص١٩۶ و ١٩٨.</ref>؛ همچنین [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً لَسَاخَتْ بِأَهْلِهِ كَمَا يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ}}<ref>«اگر امام لحظهای در زمین حضور نداشته باشد زمین تمام اهلش را در هم میکشد، همانگونه که دریا اهلش را دربر میگیرد». علی بن حسین بن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ص٣۴ و ٣۶؛ محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۸؛ همو، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۲ و ۲۰۳.</ref>. | آیا [[واسطه فیض]] بودن یک مخلوق ملازم با [[وساطت فاعلی]] و [[ولایت تکوینی]] داشتن اوست؟ این مهمترین سؤالی است که در این بخش مختصراً باید بدان پاسخ گفت. با توجه به استفاده و معنایی که این مفهوم در ساحت [[عقل]] و نقل دارد [[جواب]] متفاوت است. در ساحت [[علوم عقلی]] مانند [[فلسفه]] و عرفان معمولاً جنبه وساطت فاعلی به راحتی از واسطه فیض قابل برداشت است، و بلکه برداشت منحصر از آن است که بر اساس آن قاعده الواحد و نظام اسباب و مسببات ترسیم میشود؛ اما از حیث نقلی ممکن است برخی [[تفسیری]] که از وساطت فیض دارند [[وساطت]] صرف است که نسبت به فاعلیت لا به شرط و حتی به شرط لا باشد. از [[تدبر]] و [[تأمل]] در [[قرآن]] و سخنان [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} به روشنی به دست میآید که [[امام]] در هر [[زمان]] مصداق و نمونه [[کاملترین انسان]] [[روزگار]] خویش است، و از طرفی هدف از آفرینش [[جهان]] [[انسان کامل]] بوده است. نتیجه این دو مقدمه آن است که [[وجود امام]] [[فلسفه خلقت]] جهان میباشد. عمده این [[روایات]] در منابع حدیثی شیعه با عناوینی همچون {{متن حدیث|إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ}}<ref>«زمین خالی از حجت نمیباشد». ملا محسن فیض کاشانی، الوافی، ج۲، ص۶٣؛ شیخ حر عاملی، الفصول المهمه، ج۱، ص۳۸۰؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۲، ص٢٩۴؛ همو، بحار الانوار، ج۲۳، ص۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ علی بن حسین ابن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ص٢۵.</ref> و {{متن حدیث|إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَبْقَى بِغَيْرِ إِمَامٍ}}<ref>«زمین بدون وجود امام بقا و دوام نخواهد داشت». محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۴٨٨.</ref> ذکر شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیثی]] فرمودند: {{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ}}<ref>«زمین بدون حضور امام دوام نمیآورد». علی بن حسین ابن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ص٣٠، ح١٢؛ محمد بن ابراهیم ابن ابی زینب، الغیبة (للنعمانی)، ص۱۳۸، ح۸؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۲۰؛ ملا محسن فیض کاشانی، الوافی، ج۲، ص۶۵؛ محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۱؛ همو، علل الشرایع، ج۱، ص١٩۶ و ١٩٨.</ref>؛ همچنین [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً لَسَاخَتْ بِأَهْلِهِ كَمَا يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ}}<ref>«اگر امام لحظهای در زمین حضور نداشته باشد زمین تمام اهلش را در هم میکشد، همانگونه که دریا اهلش را دربر میگیرد». علی بن حسین بن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ص٣۴ و ٣۶؛ محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۸؛ همو، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۲ و ۲۰۳.</ref>. | ||