|
|
| (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[27]]|سال=[[1403]]|کاربر=فرقانی}}
| |
| {{مدخل مرتبط | | {{مدخل مرتبط |
| | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی |
| خط ۲۲: |
خط ۲۱: |
| }} | | }} |
|
| |
|
| '''آیه نجوا''' {{متن قرآن|ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}؛ «ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید، هنگامی که با [[رسول خدا]]{{صل}} [[رازگویی]] میکنید، پیش از آن صدقهای دهید، که این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر نیافتید پس [[خداوند]] بسیار [[آمرزنده]] و مهرورز است * آیا بیمناک شدید (و [[بخل]] ورزیدید) که پیش از رازگوییتان [[صدقه]] بدهید؟ پس در این هنگام چنین نکردید و خداوند[[ توبه]] شما را پذیرفت، پس [[نماز]] را بر پا دارید، زکالت را بپردازید و از [[خدا]] و رسولش [[اطاعت]] کنید و خداوند به تمام آنچه انجام میدهید، [[آگاه]] است»<ref>سوره مجادله، آیات ۱۲ و ۱۳.</ref>. در زمره آیاتی است که از یکسو بر [[فضیلت]] و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد و از سوی دیگر مشتمل بر ملامت و [[مذمت]] سایر [[صحابه]] است؛ چرا که بر اساس [[احادیث صحیح]] [[نبوی]]، تنها کسی که به دستور [[خدای متعال]] در این [[آیه]] عمل نمود، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود و سایر صحابه از آن [[سرباز]] زدند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۰ ـ ۲۹۱.</ref>. | | '''آیه نجوا''' دو آیه ۱۲ و ۱۳ سوره مجادله، در زمره آیاتی است که بر اساس روایات شأن نزول، از یکسو بر افضیلت و به دنبال آن، بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد و از سوی دیگر مشتمل بر ملامت و مذمت سایر [[صحابه]] است؛ چرا که بر اساس احادیث صحیح [[نبوی]]، تنها کسی که به دستور [[خدای متعال]] در این [[آیه]] عمل نمود، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود و سایر صحابه از آن سرباز زدند. |
| | |
| | == متن آیه == |
| | {{متن قرآن|یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که با رسول خدا{{صل}} رازگویی میکنید، پیش از آن صدقهای دهید، که این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر نیافتید پس خداوند بسیار آمرزنده و مهرورز است * آیا بیمناک شدید (و بخل ورزیدید) که پیش از رازگوییتان صدقه بدهید؟ پس در این هنگام چنین نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، پس نماز را بر پا دارید، زکالت را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت کنید و خداوند به تمام آنچه انجام میدهید، آگاه است»<ref>سوره مجادله، آیات ۱۲ و ۱۳.</ref>. |
|
| |
|
| == شأن نزول == | | == شأن نزول == |
| بر اساس روایاتی که در شأن نزول این آیه در منابع معتبر فریقین وارد شده، [[پرسش]] [[مسلمانان]] از [[رسول خدا]]{{صل}} زیاد شد به طوری که ایشان به [[زحمت]] افتادند؛ از این رو [[خداوند متعال]] خواست که به پیامبرش [[تخفیف]] دهد به همین روی این آیه را نازل فرمود ولی بسیاری از [[مردم]] از عمل به آن امتناع ورزیدند و از ذکر مسائل خویش خودداری کردند؛ لذا [[خداوند]] پس از آیه {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}}، را نازل کرد و بر آنان آسان گرفت و عرصه را فراخ ساخت و تنگ نگرفت<ref>سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۳۳۴۴، ش۱۸۸۴۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۳۵۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۲ ـ ۲۹۳</ref>
| | در [[سبب نزول]] این آیه گفتهاند: برخی از [[ثروتمندان]] [[صحابه]]، نزد [[پیامبر]] رفته و در مجلس او، به مدت طولانی مینشستند و در نجوا / مناجات (یا سخن درگوشی گفتن) با آن حضرت [[افراط]] مینمودند و این کار باعث رنجش خاطر رسول خدا {{صل}} و [[ناراحتی]] [[مستمندان]] میشد؛ به این جهت، آیه مزبور نازل شد و [[دستور]] داد که پیش از نجوای با پیامبر باید به [[فقرا]] صدقه بدهند. ثروتمندان چون اینگونه دیدند، دیگر به نجوای با پیامبر نمیآمدند؛ در نتیجه آیه بعد نازل شد و آنها را [[سرزنش]] نموده و [[حکم]] آیه پیشین را فسخ کرد و به همگان اجازه نجوا با رسول خدا {{صل}} را داد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> |
| | |
| بر اساس نقل [[ابنابیحاتم]] از [[مقاتل]]، این [[حکم]] ده شب [[اجرا]] شد، اما تنها [[امام علی]]{{ع}} به آن عمل کرد و دیگران از پرداخت [[صدقه]] خودداری نمودند<ref>سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۸، ص۸۴</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۸.</ref>
| |
| | |
| == شرح و تفسیر آیه ==
| |
| واژه [[نجوا]] یازده بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته که پنج مورد آن در [[سوره مجادله]] به چشم میخورد که یک مورد آن در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref> در رابطه با [[رسول خدا]] {{صل}} است. در این آیه از [[مؤمنان]] خواسته شده تا پیش از نجوای با [[رسول]] [[صدقه]] بدهند، لذا آن را "[[آیه نجوا]]" خواندهاند.
| |
| | |
| به گزارش صاحب [[تفسیر کشف الاسرار]]، [[امام علی]] {{ع}} و [[عبدالله بن عمر]] نیز، این آیه را [[آیه مناجات]] نجوا خواندهاند<ref>کشف الاسرار.</ref>. نجوا از ریشه نَجَو/ نجا، اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در باب مفاعله ([[مناجات]]) به معنی [[سخن گفتن]] رازگونه یا آهسته با درگوشی با کسی سخن گفتن است که نفر سوم آن را نشنود. نیز مناجی و نجیّ به یک معناست و مانند نجوا برای مفرد و جمع، یکسان به کار میرود: {{عربی|"هو نجوى و هم نجوى"}}؛ {{عربی|"و قرّبناه نجياً؛ خلَصوا نجيّا"}}<ref>مفردات، ص۷۹۳</ref>.
| |
| | |
| در [[سبب نزول]] این آیه گفتهاند: برخی از [[ثروتمندان]] [[صحابه]]، نزد [[پیامبر]] رفته و در مجلس او، به مدت طولانی مینشستند و در نجوا / مناجات (یا سخن درگوشی گفتن) با آن [[حضرت]] [[افراط]] مینمودند و این کار باعث رنجش خاطر رسول خدا {{صل}} و [[ناراحتی]] [[مستمندان]] میشد؛ به این [[جهت]]، آیه مزبور نازل شد و [[دستور]] داد که پیش از نجوای با پیامبر باید به [[فقرا]] صدقه بدهند. ثروتمندان چون اینگونه دیدند، دیگر به نجوای با پیامبر نمیآمدند؛ در نتیجه آیه بعد نازل شد و آنها را [[سرزنش]] نموده و [[حکم]] آیه پیشین را فسخ کرد و به همگان اجازه نجوا با رسول خدا {{صل}} را داد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۲.</ref>. | |
| | |
| به نظر [[طبرسی]]، [[آیه]] میگوید: ای [[مؤمنان]]، هرگاه سخنی سرّی با [[رسول]] داشتید، پیش از گفتن سخن سرّی، [[صدقه]] بدهید. قصد [[خداوند]] در این بیان، [[بزرگداشت]] [[مقام پیامبر]] و نیز واداشتن مؤمنان به دادن صدقه و کسب [[ثواب]] است. پس چون از [[نجوا]] [[نهی]] شدند مگر آنکه صدقه بدهند، خسّت به [[خرج]] داده و از نجوا کردن خودداری نمودند و هیچ کس جز [[علی بن ابی طالب]] با وی نجوا ننمود<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.</ref>.
| |
| | |
| در اغلب [[تفاسیر]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] چنین گزارش کردهاند که اولین کسی که به این آیه عمل کرد، [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} بود که خود [[حضرت]] میفرماید: "در [[کتاب خدا]] آیهای وجود دارد که پیش از من کسی به آن عمل ننموده و پس از من نیز کسی به آن عمل نخواهد کرد و آن، [[آیه مناجات]] است. من یک [[دینار]] داشتم و آن را به ده [[درهم]] تبدیل کردم و هرگاه میخواستم با [[رسول خدا]] نجوا کنم، یک درهم صدقه میدادم تا آنکه این [[حکم]] [[منسوخ]] گشت". آوردهاند که [[عبدالله بن عمر]] میگفت: علی بن ابی طالب سه چیز داشت که اگر هریک از آنها را من داشتم از شتران سرخموی نزد من محبوبتر بود: [[ازدواج]] با [[فاطمه]] {{س}}، دادن [[پرچم]] [[سپاه]] به او در [[روز]] [[جنگ خیبر]] و عمل کردن به [[آیه نجوا]].
| |
| | |
| گزارش کردهاند که رسول خدا {{صل}} به [[علی]] {{ع}} فرمود: ای علی، به نظر تو هر فردی پیش از نجوا چه مقدار صدقه دهد؟ یک دینار؟ علی گفت: ایشان [[توانایی]] پرداخت آن را ندارند؛ رسول خدا {{صل}} فرمود: نیم دینار؟ گفت: نمیتوانند؛ پس فرمود: به نظر تو چه [[قدر]] بدهند؟ گفت: یک حبّه یا یک دانه جو؛ [[پیامبر]] فرمود: به [[راستی]] که تو مردی بسیار [[زاهد]] / کمبضاعت هستی! سپس علی {{ع}} فرمود: خداوند به خاطر من به این [[امت]] [[تخفیف]] داد.
| |
| | |
| [[روایت]] شده است که [[دستور]] پرداخت صدقه پیش از نجوا با [[پیامبر خدا]]، ساعتی از [[روز]] یا ده شب بیشتر دوام نداشت و سپس با [[نزول آیه]] بعدی و [[دستور]] پرداخت [[زکات]]، [[نسخ]] شد<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۲۱؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۳۵۷؛ الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ الکشاف، ج۲، ص۴۴۳؛ مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.</ref>. {{متن قرآن|ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ}}، یعنی پرداخت این [[صدقه]] برای شما بهتر از [[بُخل]] و خسّت است و مایه [[پاکی]] درون شما و [[دوری از گناهان]] میگردد. {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}، یعنی اگر چیزی نداشتید که صدقه بدهید، [[خداوند]] آن را بر شما میبخشد، چون خداوند بیبضاعتی و [[نیت]] خیر و [[پاک]] شما را میداند و با [[مهربانی]] به شما وسعت میدهد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.</ref>.
| |
| | |
| [[علامه طباطبایی]] میگوید: عبارت {{متن قرآن|ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ}} برای تعلیل [[تشریع حکم]] است، مانند: {{متن قرآن|وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ}}<ref>«و اگر بدانید روزه داشتن برای شما بهتر است» سوره بقره، آیه ۱۸۴.</ref> به این معنا که میفرماید: این کار برای [[نفوس]] ایشان بهتر و برای قلوبشان پاکتر است. علت این بیان، آن است که [[ثروتمندان]] به علت کثرت [[مناجات]] با [[رسول خدا]] {{صل}}، اظهار نوعی [[تقرب]] و خصوصیت با [[حضرت]] مینمودند و در نتیجه باعث [[غم]] و [[اندوه]] [[فقرا]] و [[دل]] شکستن آنان میشدند؛ لذا به ایشان دستور داده شد تا پیش از نجوایشان به فقرا صدقه بدهند. خداوند با این دستور، زمینه [[ارتباط]] نفوس و [[برانگیختن]] [[رحمت]] و [[شفقت]] و [[دوستی]] و نزدیکی [[دلها]] و از میان رفتن [[کینه]] و [[نفرت]] را فراهم آورد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref>
| |
|
| |
|
| [[آیتالله مکارم]] بر این [[باور]] است که [[حکم]] [[وجوب]] پرداخت [[صدقه]] قبل از [[نجوا]] با [[رسول خدا]]{{صل}} دارای دو جنبه مثبت میداند: از یک سو برای [[ثروتمندان]] فرصتی برای کسب [[ثواب]] از طریق [[انفاق]] بود و از سوی دیگر، با معاف کردن [[فقرا]] از این [[تکلیف]]، امکان گفتوگوی آزادانه آنان با [[پیامبر]]{{صل}} را فراهم میساخت<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۳، ص۴۴۸</ref>همچنین این حکم، بهعنوان آزمونی برای سنجش [[ایمان]] و [[ایثار]] [[مؤمنان]] عمل میکرد<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۳، ص۴۴۸</ref> | | == معناشناسی «نجوی» == |
| | واژه [[نجوا]] یازده بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته که پنج مورد آن در [[سوره مجادله]] به چشم میخورد که یک مورد آن در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref> در رابطه با [[رسول خدا]] {{صل}} است. در این آیه از [[مؤمنان]] خواسته شده تا پیش از نجوای با [[رسول]] [[صدقه]] بدهند، لذا آن را «[[آیه نجوا]]» خواندهاند. همانگونه که [[امام علی]] {{ع}} و [[عبدالله بن عمر]] نیز، این آیه را آیه مناجات نجوا خواندهاند<ref>کشف الاسرار.</ref>. |
|
| |
|
| [[فخر رازی]] از [[مفسران اهلسنت]] نیز فوایدی برای این حکم برشمرده است، از جمله [[تکریم]] [[مقام پیامبر]]{{صل}} و ایجاد [[تعادل]] [[اجتماعی]] با کاهش [[فاصله طبقاتی]]<ref>فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۴۹۵</ref> | | نجوا از ریشه نَجَو/ نجا، اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در باب مفاعله ([[مناجات]]) به معنی [[سخن گفتن]] رازگونه یا آهسته با درگوشی با کسی سخن گفتن است که نفر سوم آن را نشنود. نیز مناجی و نجیّ به یک معناست و مانند نجوا برای مفرد و جمع، یکسان به کار میرود: {{عربی|«هو نجوى و هم نجوى»}}؛ {{عربی|«و قرّبناه نجياً؛ خلَصوا نجيّا»}}<ref>مفردات، ص۷۹۳.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> |
|
| |
|
| به باور [[مفسران]] [[آیه نجوا]]، با [[آیه]] ۱۳ [[سوره مجادله]] [[نسخ]] شده است <ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰</ref> این حکم به عنوان آزمایشی برای [[مسلمانان]] وضع شده بود، اما به جز [[امام علی]]{{ع}} کسی به آن عمل نکرد <ref>[[سیوطی]]، [[الدرالمنثور]]، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۱۸۵ </ref>ازاینرو [[خداوند]] در آیه بعد ضمن [[بخشش]] این [[نافرمانی]]، بر اهمیت [[اطاعت]] از [[دستورات الهی]] تأکید کرد<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref> برخی مفسران معتقدند این حکم از ابتدا موقتی بود،؛ چراکه ادامه آن میتوانست مانع طرح مسائل ضروری با پیامبر{{صل}} شود و به [[جامعه اسلامی]] آسیب برساند<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰</ref> | | == ناسخ آیه == |
| | به باور [[مفسران]] [[آیه نجوا]]، با [[آیه]] ۱۳ [[سوره مجادله]] [[نسخ]] شده است <ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref> این حکم به عنوان آزمایشی برای [[مسلمانان]] وضع شده بود، اما به جز [[امام علی]]{{ع}} کسی به آن عمل نکرد <ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵.</ref> ازاینرو [[خداوند]] در آیه بعد ضمن [[بخشش]] این [[نافرمانی]]، بر اهمیت [[اطاعت]] از [[دستورات الهی]] تأکید کرد<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref> برخی مفسران معتقدند این حکم از ابتدا موقتی بود،؛ چراکه ادامه آن میتوانست مانع طرح مسائل ضروری با پیامبر{{صل}} شود و به [[جامعه اسلامی]] آسیب برساند<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> |
|
| |
|
| == [[نصوص]] [[روایی]] == | | == [[نصوص]] [[روایی]] == |
| [[مفسّران]] و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی [[اثبات]] میشود که تنها [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که دستور [[خداوند سبحان]] را ـ مبنی بر [[صدقه دادن]] پیش از رازگویی با [[پیامبر]] ـ عملی کرده است. سند این [[احادیث]] نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن [[بینیاز]] می گرداند. | | [[مفسّران]] و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی [[اثبات]] میشود که تنها [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که دستور [[خداوند سبحان]] را ـ مبنی بر [[صدقه دادن]] پیش از رازگویی با [[پیامبر]] ـ عملی کرده است. سند این [[احادیث]] نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن بینیاز میگرداند. |
|
| |
|
| به عنوان نمونه سعید بن منصور، ابن راهویه، [[ابن ابی شیبه]]، عبدبن [[حمید]]، [[ابن منذر]]، ابن ابیحاتم، [[ابن مردویه]] و [[حاکم]] همگی از امیرالمؤمنین{{ع}} نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}} کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی{{صل}} [[قدمت]] بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها [[احد]]، فنزلت {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}}}. «همانا در [[کتاب خدا]] آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن [[آیه]] نجواست که میفرماید: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}}؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با [[پیامبر]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم [[صدقه]] میدادم تا اینکه این [[آیه نسخ]] شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}<ref>سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ [[فتح القدیر]]، ج۵، ص۱۹۱؛ [[تفسیر]] [[آلوسی]]، ج۲۸، ص۳۱؛ [[مناقب]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ [[تفسیر طبری]]، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر [[ثعلبی]]، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ [[اسباب النزول]]، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ [[الکشاف]] عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.</ref> | | به عنوان نمونه [[سعید بن منصور]]، [[ابن راهویه]]، [[ابن ابی شیبه]]، [[عبد بن حمید]]، [[ابن منذر]]، [[ابن ابیحاتم]]، [[ابن مردویه]] و [[حاکم]] همگی از امیرالمؤمنین{{ع}} نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}} کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی{{صل}} قدمت بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها احد، فنزلت {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}}}. «همانا در [[کتاب خدا]] آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن [[آیه]] نجواست که میفرماید: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}}؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با [[پیامبر]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم [[صدقه]] میدادم تا اینکه این آیه نسخ شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ تفسیر آلوسی، ج۲۸، ص۳۱؛ مناقب علی بن ابیطالب{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ تفسیر طبری، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر ثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ اسباب النزول، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.</ref> |
|
| |
|
| == دلالت آیه == | | == دلالت آیه == |
| === [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | | === [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === |
| بدون تردید [[نزول]] [[آیه نجوا]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فضیلتی بزرگ و انحصاری برای آن حضرت است و عمل نکردن سایر [[صحابه]] به [[دستور خداوند]] منقصت و کوتاهی سترگی برای آنان به شمار میآید. به همین جهت است که از [[عبدالله بن عمر]] نقل شده است که گفت: «[[علی بن ابیطالب]] سه ویژگی داشت که اگر یکی از آنها برای من بود از تمامی نعمتهای [[دنیا]] برای من [[دوست]] داشتنیتر بود:[[ ازدواج]] او با [[فاطمه]]{{س}}، اعطای پرچم به ایشان در [[روز خیبر]] و نزول آیه نجوا درباره ایشان»<ref>تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۲؛ تفسیر القرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲؛ مناقب خوارزمی، ص۲۷۷، ش۲۶۵.</ref>. | | بدون تردید نزول [[آیه نجوا]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فضیلتی بزرگ و انحصاری برای آن حضرت است و عمل نکردن سایر [[صحابه]] به [[دستور خداوند]] منقصت و کوتاهی سترگی برای آنان به شمار میآید. به همین جهت است که از [[عبدالله بن عمر]] نقل شده است که گفت: «[[علی بن ابیطالب]] سه ویژگی داشت که اگر یکی از آنها برای من بود از تمامی نعمتهای [[دنیا]] برای من [[دوست]] داشتنیتر بود:[[ ازدواج]] او با [[فاطمه]]{{س}}، اعطای پرچم به ایشان در [[روز خیبر]] و نزول آیه نجوا درباره ایشان»<ref>تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۲؛ تفسیر القرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲؛ مناقب خوارزمی، ص۲۷۷، ش۲۶۵.</ref>. |
|
| |
|
| این [[داستان]] دو جنبه دارد: از یکسو فضیلتی بزرگ را برای امیرالمؤمنین{{ع}} [[اثبات]] میکند و از سوی دیگر منقصتی بزرگ برای سایر صحابه به شمار میآید،؛ چراکه بر اساس آیه نجوا، تمامی [[مسلمانان]] و [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، [[مأمور]] و موظف بودند که برای گفتگوی خصوصی با رسول خدا{{صل}} و [[یادگیری]] مسائل از آن حضرت مقداری [[صدقه]] بدهند پس اعطای صدقه پیش از گفتگوهای خصوصی با رسول خدا{{صل}} حکمی از جانب [[خداوند متعال]] و [[امتثال]] ان بر همه [[واجب]] بوده است. اما از میان اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، تنها امیرالمؤمنین{{ع}} این [[حکم]] را امتثال کرده است و این فضیلتی اختصاصی و بزرگ برای ایشان است. | | این داستان دو جنبه دارد: از یکسو فضیلتی بزرگ را برای امیرالمؤمنین{{ع}} [[اثبات]] میکند و از سوی دیگر منقصتی بزرگ برای سایر صحابه به شمار میآید،؛ چراکه بر اساس آیه نجوا، تمامی [[مسلمانان]] و [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، [[مأمور]] و موظف بودند که برای گفتگوی خصوصی با رسول خدا{{صل}} و یادگیری مسائل از آن حضرت مقداری [[صدقه]] بدهند پس اعطای صدقه پیش از گفتگوهای خصوصی با رسول خدا{{صل}} حکمی از جانب [[خداوند متعال]] و [[امتثال]] ان بر همه [[واجب]] بوده است. اما از میان اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، تنها امیرالمؤمنین{{ع}} این [[حکم]] را امتثال کرده است و این فضیلتی اختصاصی و بزرگ برای ایشان است. |
|
| |
|
| [[شتاب]] امیرالمؤمنین{{ع}} در [[امتثال امر]] خداوند فضیلتی دیگر برای آن حضرت و عدم [[مسامحه]] و ترک نکردن [[تعلم]] از رسول خدا{{صل}} نیز [[فضیلت]] سوم به شمار میآید. افزون بر اینها اصل [[تصدق]] نیز فضیلت است و همه این [[فضائل]] در امیرالمؤمنین{{ع}} جمع شده است. اما در مقابل، سایر اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اولا! [[بخل]] ورزیدند و از [[صدقه دادن]] و [[کمک به فقرا]] خودداری کردند، ثانیاً [[مصاحبت]] و [[گفتگو]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ان حضرت را رها کردند و ثالثاً با [[امر خداوند]] [[مخالفت]] نمودند و [[حکم]] او را [[امتثال]] نکردند. البته باید توجه داشت که این حکم شامل [[فقرا]] و کسانی که تمکن پرداخت [[صدقه]] را نداشتند نمیشده است؛ زیرا آنان بر اساس [[قانون]] [[عقلی]] «عدم جواز [[تکلیف بمالایطاق]]» تخصصا از طرف [[خطاب]] بودن خارجاند، اما افرادی که علیرغم [[تمکین]] و [[توانایی مالی]] با پرداخت صدقه از این کار [[سرباز]] زدند هیچ عذری از آنان پذیرفته نیست. به همین روی [[خداوند]] آنها را [[مذمت]] و ملامت میکند و این مذمت حاکی از تقصیر و [[عصیان]] آنهاست<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>. | | [[شتاب]] امیرالمؤمنین{{ع}} در [[امتثال امر]] خداوند فضیلتی دیگر برای آن حضرت و عدم [[مسامحه]] و ترک نکردن [[تعلم]] از رسول خدا{{صل}} نیز [[فضیلت]] سوم به شمار میآید. افزون بر اینها اصل [[تصدق]] نیز فضیلت است و همه این [[فضائل]] در امیرالمؤمنین{{ع}} جمع شده است. اما در مقابل، سایر اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اولا! [[بخل]] ورزیدند و از [[صدقه دادن]] و کمک به فقرا خودداری کردند، ثانیاً [[مصاحبت]] و گفتگو با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ان حضرت را رها کردند و ثالثاً با [[امر خداوند]] [[مخالفت]] نمودند و [[حکم]] او را [[امتثال]] نکردند. البته باید توجه داشت که این حکم شامل [[فقرا]] و کسانی که تمکن پرداخت [[صدقه]] را نداشتند نمیشده است؛ زیرا آنان بر اساس [[قانون]] [[عقلی]] «عدم جواز تکلیف بمالایطاق» تخصصا از طرف خطاب بودن خارجاند، اما افرادی که علیرغم [[تمکین]] و توانایی مالی با پرداخت صدقه از این کار سرباز زدند هیچ عذری از آنان پذیرفته نیست. به همین روی [[خداوند]] آنها را مذمت و ملامت میکند و این مذمت حاکی از تقصیر و [[عصیان]] آنهاست<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>. |
|
| |
|
| === [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | | === [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === |
| امامت امیرالمؤمنین{{ع}} را از دو جهت میتوان از این [[آیه]] به [[اثبات]] رساند. | | امامت امیرالمؤمنین{{ع}} را از دو جهت میتوان از این [[آیه]] به [[اثبات]] رساند. |
| # جهت نخست: از طریق [[افضلیت]] است. پس از [[اثبات افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از این آیه، بر اساس [[حکم عقل]] به تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و [[قبح]] [[تقدیم مفضول بر فاضل]]،[[ امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | | # جهت نخست: از طریق [[افضلیت]] است. پس از [[اثبات افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از این آیه، بر اساس [[حکم عقل]] به تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و قبح [[تقدیم مفضول بر فاضل]]،[[ امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. |
| # جهت دوم: در این آیه از [[توبه]][[ سخن]] به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع [[تخلف]] و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان [[بخل]] ورزیدن از پرداخت صدقه [[واجب]] است. صدقهای که به امضای [[الهی]] رسیده و در ازای [[مناجات]] با رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر [[مسلمانان]] و اطرافیان [[پیامبر]] البته آنها که [[تمکن مالی]] داشتند، حاضر نشدند برای [[امتثال امر]] [[خدا]] و [[تشرف]] به محضر رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این [[حقیقت]]، از صاحبان [[وجدان]] [[بیدار]] سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو [[دستور خدا]] را [[اطاعت]] کنند و از [[فقیری]] [[دستگیری]] کنند و در عوض [[توفیق]] تشرف به محضر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ایشان را بیابند، واقعاً برای [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شایستگی]] دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم{{صل}} است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست [[مصاحبت با پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در [[امتثال امر]] [[خداوند]] ـ بر اساس برخی نقلها ـ [[پول]] [[قرض]] میکند تا به این [[مصاحبت]] برسد. | | # جهت دوم: در این آیه از [[توبه]] [[سخن]] به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع تخلف و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان [[بخل]] ورزیدن از پرداخت صدقه [[واجب]] است. صدقهای که به امضای [[الهی]] رسیده و در ازای [[مناجات]] با رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر [[مسلمانان]] و اطرافیان [[پیامبر]] البته آنها که تمکن مالی داشتند، حاضر نشدند برای [[امتثال امر]] [[خدا]] و [[تشرف]] به محضر رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این [[حقیقت]]، از صاحبان وجدان بیدار سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو [[دستور خدا]] را [[اطاعت]] کنند و از [[فقیری]] دستگیری کنند و در عوض [[توفیق]] تشرف به محضر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ایشان را بیابند، واقعاً برای [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شایستگی]] دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم{{صل}} است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست مصاحبت با پیامبر اکرم{{صل}} را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در [[امتثال امر]] [[خداوند]] ـ بر اساس برخی نقلها ـ [[پول]] [[قرض]] میکند تا به این [[مصاحبت]] برسد. |
|
| |
|
| چنانچه [[زجاج]] میگوید: «[[سبب نزول آیه]] این بود که [[ثروتمندان]] با [[پیامبر]]{{صل}} [[خلوت]] میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان [[مشورت]] میکردند اما [[فقرا]] نمیتوانستند [[خدمت]] پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از [[رازگویی]] با پیامبر، [[صدقه]] را [[واجب]] ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را [[مکلف]] ساخت که احدی پیش از [[صدقه دادن]] -کم یا زیاد- با [[رسول خدا]]{{صل}} رازگویی نکند و بر اساس آنچه [[روایت]] شده است، احدی این کار را نکرد. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر{{صل}} [[نجوا]] کند پس [[خدای تعالی]] این [[حکم]] را به واسطه [[آیه]] بعدی [[نسخ]] نمود»<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.</ref>. | | چنانچه [[زجاج]] میگوید: «[[سبب نزول آیه]] این بود که [[ثروتمندان]] با [[پیامبر]]{{صل}} خلوت میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان [[مشورت]] میکردند اما [[فقرا]] نمیتوانستند خدمت پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از رازگویی با پیامبر، [[صدقه]] را [[واجب]] ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را [[مکلف]] ساخت که احدی پیش از [[صدقه دادن]] -کم یا زیاد- با [[رسول خدا]]{{صل}} رازگویی نکند و بر اساس آنچه [[روایت]] شده است، احدی این کار را نکرد. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر{{صل}} [[نجوا]] کند پس [[خدای تعالی]] این [[حکم]] را به واسطه [[آیه]] بعدی [[نسخ]] نمود»<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.</ref>. |
|
| |
|
| اما [[ابوبکر]] علیرغم [[تمکن مالی]]، از [[امر خدا]][[ اطاعت]] نکرده است و از سر [[بخل]] صدقه نداده است؛ چراکه مصاحبت با رسول خدا{{صل}} و [[تعلم]] از آن حضرا برای او اهمیتی نداشته است. براستی ابوبکر چه عذری داشته است؟ اگر گفته شود که او [[مالی]] برای صدقه دادن نداشته، این سخن با احادیثی که درباره نفع رسانی [[اموال]] وی برای پیامبر ساخته شدهاند [[تعارض]] دارد و اگر [[مال]] داشته و از [[امتثال]] [[حکم الهی]] [[سرباز]] زده، شایسته خلاقت نیست. از این رو [[اندیشمندان]] [[سنی]] در پی عذرتراشی و توجیه برآمدهاند که در بخش مناقشات [[عامه]] به بیان و بررسی آنها میپردازیم<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۰۷-۳۰۹.</ref>. | | اما [[ابوبکر]] علیرغم تمکن مالی، از [[امر خدا]][[ اطاعت]] نکرده است و از سر [[بخل]] صدقه نداده است؛ چراکه مصاحبت با رسول خدا{{صل}} و [[تعلم]] از آن حضرا برای او اهمیتی نداشته است. براستی ابوبکر چه عذری داشته است؟ اگر گفته شود که او [[مالی]] برای صدقه دادن نداشته، این سخن با احادیثی که درباره نفع رسانی [[اموال]] وی برای پیامبر ساخته شدهاند تعارض دارد و اگر [[مال]] داشته و از [[امتثال]] حکم الهی سرباز زده، شایسته خلاقت نیست. از این رو اندیشمندان [[سنی]] در پی عذرتراشی و توجیه برآمدهاند که در بخش مناقشات [[عامه]] به بیان و بررسی آنها میپردازیم<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۰۷-۳۰۹.</ref>. |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| #[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] |
| | # [[پرونده:Jawahir-kalam-5.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|