|
|
| (۱۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}} | | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = اصول مذهب | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[عدل در لغت]] - [[عدل در قرآن]] - [[عدل در نهج البلاغه]] - [[عدل در معارف دعا و زیارات]] - [[عدل در کلام اسلامی]] - [[عدل در فقه اسلامی]] - [[عدل در فقه سیاسی]] - [[عدل در اخلاق اسلامی]] - [[عدل در جامعهشناسی اسلامی]] - [[عدل در معارف و سیره نبوی]] - [[عدل در معارف و سیره علوی]] - [[عدل در معارف و سیره سجادی]] - [[عدل در معارف و سیره رضوی]] - [[عدل در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] |
| {{نبوت}}
| | | پرسش مرتبط = }} |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''عدل''' است. "'''عدل'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[عدل در لغت]] | [[عدل در قرآن]] | [[عدل در حدیث]] | [[عدل در نهج البلاغه]] | [[عدل در معارف دعا و زیارات]] | [[عدل در کلام اسلامی]] | [[عدل در فقه اسلامی]] | [[عدل در اخلاق اسلامی]] | [[عدل در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[عدل (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| '''عدل''' یا '''عدالت''' مفهومی کلی است که در معنای قرار دادن هر چیزی در جای مناسب خود، اعطای حق هرکس به او آنطور که شایسته است، مساوات، انصاف و اعتدال بکار رفته است. عدل نقطه مقابل [[ظلم]] است. | | '''عدل''' بهمعنای حد متوسط بین افراط و تفریط و رعایت [[مساوات]]، در اصطلاح، دادن حق به صاحب حق و هر چیزی را در جای خود گزاردن است. [[عدالت]] از مهمترین و اساسیترین نیازهای انسان محسوب شده و تحقق آن در [[جامعه]] از آرمانها و آرزوهای [[بشریت]] به حساب میآید. عدالت چه به عنوان یک صفت نفسانی و چه به عنوان یک رفتار اجتماعی در [[قرآن]] و [[روایات]] [[ستایش]] شده است. [[عدالت اجتماعی]] از نظر [[اسلام]] چنان ارزشمند است که [[قرآن کریم]] به عنوان [[هدف بعثت انبیا]] و انزال کتب و [[شرایع آسمانی]] از آن یاد میکند. برخی از آثاری که برای عدالت بیان شده عبارت است از: [[اصلاح جامعه]]؛ [[پایداری]] [[اجتماع]]؛ آبادی و [[برکت]]؛ پایداری [[حکومت]]؛ [[نشاط]] [[قانون]]. |
|
| |
|
| ==چیستی عدل== | | == مقدمه == |
| * عدالت از ابتدای تاریخ تاکنون همواره مورد توجه مردم عادی و اندیشمندان بوده و هست<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳. در محاورات افلاطون آمده است که سوفسطائیان به خشایارشاه حق دادهاند که از ایران لشکر کشید و یونان را شکست داد؛ زیرا او فرد قدرتمندی بود... در بین فلاسفه اخیر هم نیچه بر این باور است و میگوید: «زور حق است».</ref>. ارسطو عدالت را سه قسم کرده است: وظیفه مردم نسبت به [[خداوند]]، [[حقوق]] افراد نسبت به یکدیگر و حقوق انسان نسبت به پدران و گذشتگان<ref>ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۲۱۹ - ۲۲۰؛ احمد نراقی، معراج السعاده، ص۵۱ - ۵۳.</ref>. مرحوم نراقی بین عدالت شخصی و فردی تفکیک قائل شده و معتقد است: در عدالت شخصی فرد به دنبال [[برقراری عدالت]] میان قوای درونی خود است و در [[عدالت فردی]] انسان به دنبال دفع [[ظلم]] از خود و دیگران<ref>نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۱۳۵، ۱۳۷، ۱۳۸. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۹۶-۹۷.</ref>. اکثر اندیشمندان [[مسلمان]] بیشتر به عدالت فردی ([[تعادل]] قوای درونی) نظر داشتهاند تا [[عدالت اجتماعی]]، ولی در قرون اخیر در مغرب زمین عدالت فردی چندان اهمیتی نداشته، بلکه "عدالت اجتماعی" بیشتر مورد نظر بوده است<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۹.</ref>. در [[شریعت اسلام]] عدالت چهار نوع است: [[عدل تکوینی]] ([[آفرینش]] مخلوقات)، [[عدل تشریعی]](رابطه خدا ومردم، مردم با خدا و مردم با مردم)، عدالت فردی و عدالت اجتماعی<ref>حمیدرضا حق شناس، رویکرد صحیفه سجادیه به اخلاق اجتماعی (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۸۰.</ref>.<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۲.</ref>
| | عدالت از مهمترین و اساسیترین نیازهای [[انسان]] محسوب شده و تحقق آن در جامعه از آرمانها و آرزوهای [[بشریت]] به حساب میآید؛ لذا فرهیختگان هر جامعه این امر را آرمان خود اعلام کرده و در راه تحقق آن جانفشانیها کردند. بلکه [[پیامبران الهی]] نیز برای تحقق [[قسط]] و عدالت برانگیخته شده و [[مردم]] را به این اصل اصیل فراخواندهاند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>.<ref>[[سید سجاد ایزدهی|ایزدهی، سید سجاد]]، [[فقه سیاسی امام خمینی (کتاب)|فقه سیاسی امام خمینی]]، ص۱۲۷.</ref> |
| * عدل در معنای عام خود به قرار دادن هر چیز به جای خود، اعطای [[حق]] هرکسی به او آنطور که شایسته آن است<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۲۴۲. به نقل از اخلاق ناصری، ص۵۷ و ۶۷؛ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۵-۳۵۶؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۵۵.</ref>، [[مساوات]]، [[انصاف]]، [[میانهروی]] و رعایت حد [[اعتدال]] در هر امری معنا شده است<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۲۴۲. به نقل از اخلاق ناصری، ص۵۷ و ۶۷؛ سیدعلی خان حسینی، ریاض السالکین، ج۳، ص۳۸۹.</ref>.
| |
| * عدل نقطه مقابل [[ظلم]] است<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳.</ref>. غزالی عدل را به معنای اعطای [[حق]] به صاحبش و کار عادلانه را خلاف [[ستمگری]] میداند و معتقد است عدالت قانونی [[اخلاقی]] و طبیعی است<ref>فلسفه اخلاق در اسلام، ترجمه عبدالحسین صافی، ص۳۱۷ – ۳۱۸.</ref>.
| |
| *[[عدالت در قرآن]] هم ناظر به بُعد سلبی و هم ناظر به بُعد ایجابی است، یعنی هم نباید [[ظلم و ستم]] کرد و هم هر چیزی باید در جای خود قرار گیرد. در قرآن نه تنها بر تحقق عدالت در [[جامعه]] تأکید شده، بلکه برپایی [[قسط و عدل]]، [[فلسفه]] [[رسالت]] همه [[پیامبران]] و از اهداف اساسی [[دعوت]] [[پیامبران]] معرفی شده است<ref>نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۱۶۶.</ref>: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه 25.</ref>. [[وظیفه پیامبر]] از طرف [[خداوند]]، [[قضاوت]] عادلانه اعلام شده است: {{متن قرآن|وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه 42.</ref>. بخشی از [[آیات قرآن]] بیانگر [[جهان]] بینی بر محور عدالت هستند، از جمله: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست و او شنوای داناست» سوره انعام، آیه 115.</ref> و در [[آیه]] دیگر میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ}}<ref>«خداوند همسنگ ذرّهای ستم نمیورزد» سوره نساء، آیه 40.</ref>. دستهای از [[آیات]] نیز [[دعوت]] به برپایی و تحقق عدالت میکنند مانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد» سوره نساء، آیه 135.</ref>.<ref>سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۲۰۶-۲۱۳.</ref>
| |
| * در [[نهج البلاغه]]، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مفهوم گستردهای برای عدالت بیان فرموده است: قرار دادن هر چیزی در جای خود: «عدالت کارها را بدانجا مینهد که باید باشند»<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۳۷</ref>. [[انصاف]]: در موارد متعددی حضرت علی{{ع}} انصاف را به معنای عدل به کار برده است؛ «عدالت یعنی انصاف»<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۳۱؛ نیز نک: کلام ۱۳۶ و نامههای ۵۱ و ۵۹</ref>. [[مساوات]]: در حقوق عمومی به معنای [[برابری]] و در [[حقوق]] شخصی به معنای تفاوت و تناسب حقهاست<ref>{{متن حدیث|فَلْیَکُنْ أَمْرُ النَّاسِ عِنْدَکَ فِی الْحَقِّ سَوَاءً، فَإِنَّهُ لَیْسَ فِی الْجَوْرِ عِوَضٌ مِنَ الْعَدْلِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۹؛ نیز نک: کلام ۱۲۶ و نامههای {{متن حدیث|وَ لَا یَیْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ عَلَیْهِمْ}}؛ ۲۷؛ {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَةِ هَذَا الْفَیْءِ سَوَاءٌ، یَرِدُونَ عِنْدِی عَلَیْهِ وَ یَصْدُرُونَ عَنْه}}؛ ۴۳ و {{متن حدیث|وَ لَا یَیْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ}}؛ ۴۶</ref>. رعایت حقوق و رساندن حق به صاحب آن به تناسب مقدار آن<ref>{{متن حدیث|فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّةُ إِلَی الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّی الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا، عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶؛ نیز نک: کلام ۳۷ و حکمت ۱۶۶</ref>. [[اعتدال]] و [[میانه روی]] در [[روابط]] و مناسبات شخصی، [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]]<ref>{{متن حدیث|عَلیکَ بِالْقَصدِ فِی الاُموُرِ فَمَنْ عَدَلَ عَنِ الْقَصدِ جارَ وَ مَنْ اَخَذَ بِهِ عَدَلَ}}؛ غررالحکم، ۲ / ۳۱۵</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۵۶.</ref>. از نهج البلاغه برداشت میشود که [[امام علی]]{{ع}} عدالت را تدبیرکنندهای عمومی و فراگیر میداند که در پرتو آن همه انسانها میتوانند از سامانِ سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی و فرهنگی برخوردار میشوند. عدالت ملازمات و ضروریاتی دارد که بدون آنها محقق نمیشود؛ [[آزادی]]، [[اخلاق]]، [[حقوق]] و [[قانون]]. آن [[حضرت]] هرگز در پی تحقق عدالت [[آزادی]]، [[اخلاق]]، [[حقوق]] و [[قانون]] را زیر پا نگذاشته، بلکه برای [[اجرای عدالت]]، آنها را به تمام معنا پاس داشته است<ref>نهج البلاغه، خطبههای {{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُکُمْ أَ کُلَّ ذَلِکَ کَرَاهِیَةَ الْمَوْتِ؟ فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِی دَخَلْتُ إِلَی الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَیَّ. وَ أَمَّا قَوْلُکُمْ شَکّاً فِی أَهْلِ الشَّامِ، فَوَاللَّهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ یَوْماً إِلَّا وَ أَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِی طَائِفَةٌ فَتَهْتَدِیَ بِی وَ تَعْشُوَ إِلَی ضَوْئِی، وَ ذَلِکَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَی ضَلَالِهَا وَ إِنْ کَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا}}؛ خطبه ۵۵؛ {{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا أَنِّی إِنْ أَجَبْتُکُمْ رَکِبْتُ بِکُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أُصْغِ إِلَی قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ الْعَاتِبِ}}؛ خطبه ۹۲ و {{متن حدیث|فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّةُ إِلَی الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّی الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا، عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّینِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ}}؛ ۲۱۶، کلامهای ۱۲۶، ۲۰۶ و {{متن حدیث|وَ بِالسِّیرَةِ الْعَادِلَةِ یُقْهَرُ الْمُنَاوِئُ}}؛ ۲۲۴ و نامههای ۱؛ {{متن حدیث|و یشرع أمثلة العدل، فی صغیر الأمور و کبیرها و دقیقها و جلیلها}}؛ ۲۵؛ {{متن حدیث|لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِع}}؛ ۵۳ و ۵۴</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۵۸.</ref>. ایستادگی امام بر محور عدالت تا جایی بود که حاضر نبود در ازای همه عالم ذرهای [[بیعدالتی]] کند و پوست جوی را از مورچهای به [[ظلم]] بگیرد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۵۷- ۵۵۸.</ref>.
| |
| *در [[صحیفه سجادیه]]، [[امام زین العابدین]]{{ع}} [[توفیق]] [[گسترش عدل]] در عرصههای مختلف را از [[خداوند]] مسئلت میکنند، ولی تحقق عدالت فراگیر جهانی را که در آن [[ظلم|ظلم و جور]] به دست فرزندشان، [[حضرت مهدی]]{{ع}} کاملاً نابود شود، بیان مینماید. ایشان در جای جای صحیفه سجادیه به موضوع عدل پرداخته است که به چند نمونه از آنها اشاره میشود: «بارخدایا بر [[حضرت محمد|محمد]] و [[آل محمد|آل او]] درود فرست؛ و مرا به [[میانهروی]] بهرهمند گردان (که در گفتار و [[کردار]] از حد تجاوز نکرده تقصیر ننمایم) و مرا از درستکاران و راهنمایان به خیر و نیکی، و از بندگان شایسته بگردان و رستگاری [[قیامت]] و رهایی از [[دوزخ]] را روزیام فرما»<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ مَتِّعْنِی بِالاقْتِصَادِ، وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ، وَ مِنْ أَدِلَّةِ الرَّشَادِ، وَ مِنْ صَالِحِ الْعِبَادِ، وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ، وَ سلَامَةَ الْمِرْصَادِ}}؛ صحیفه سجادیه، دعای بیستم.</ref>. «و آن ([[قرآن]]) را نوری قرار دادهای که ما با [[پیروی]] از آن از تاریکیهای [[گمراهی]] و [[نادانی]] راه مییابیم، و [[شفا]] و بهبودی برای کسی که فهمیدن آن را از روی [[تصدیق]] و [[باور]] نمودن بخواهد؛ و برای شنیدنش خاموش گشته؛ و ترازوی عدل که زبانهاش از [[حق]] و [[درستی]] برنمیگردد؛ و [[نور هدایت]] و راهنمایی که [[حجت]] و دلیل آن از [[گواهان]] خاموش نمیشود و نشانه رهایی (از بدبختیها) که هر کس قصد طریقه و روش آن را داشته باشد گمراه نمیگردد؛ و به هر که خود را به دستآویز [[عصمت]] و نگهداری آن بیاویزد مهالک و تباهیها بر او دست نیابد»<ref>{{متن حدیث|وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدِی مِنْ ظُلَمِ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ بِاتِّبَاعِهِ، وَ شِفَاءً لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْدِیقِ إِلَی اسْتِمَاعِهِ، وَ مِیزَانَ قِسْطٍ لَا یَحِیفُ عَنِ الْحَقِّ لِسَانُهُ، وَ نُورَ هُدًی لَا یَطْفَأُ عَنِ الشَّاهِدِینَ بُرْهَانُهُ، وَ عَلَمَ نَجَاةٍ لَا یَضِلُّ مَنْ أَمَّ قَصْدَ سُنَّتِهِ، وَ لا تَنَالُ أَیْدِی الْهَلَکَاتِ مَنْ تَعَلَّقَ بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ}}؛ صحیفه سجادیه، دعای چهل و دوم:</ref>. [[امام سجاد]]{{ع}} علت عدالت [[خداوند]] را [[قدرت]] بیانتهای [[خدا]] ذکر میداند و میفرمایند: «و به فراهم شدن اسباب کار و راهنماییات به [[راه حق]] کمکم نما؛ و بر قصد و آهنگ شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو یاریام کن؛ و بیآنکه خود قوت و نیرو به من بخشیده باشی مرا به نیرو و قوت خود وامگذار»<ref>{{متن حدیث|وَ أَیِّدْنِی بِتَوْفِیقِکَ وَ تَسْدِیدِکَ، وَ أَعِنِّی عَلَی صَالِحِ النِّیَّةِ، وَ مَرْضِیِّ الْقَوْلِ، وَ مُسْتَحْسَنِ الْعَمَلِ، وَ لَا تَکِلْنِی إِلَی حَوْلِی وَ قُوَّتِی دُونَ حَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ}}؛ صحیفه سجادیه، دعای ششم:</ref>.<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۷۲.</ref>
| |
| ===رابطه عدل و انصاف===
| |
| *[[عدالت]] رعایت [[حقوق]] است، کسی که [[حق]] دیگری را بدون کم و کاست میدهد به [[عدالت]] [[رفتار]] کرده است؛ خواه این [[حق]] را از خویشتن بگیرد، خواه از دیگران؛ ولی [[انصاف]] عبارت است از دادن [[حق دیگران]] در صورتی که آن را از خویشتن گرفته باشی. به همین [[دلیل]] در کتب لغت آمده است: [[تفسیر]] [[انصاف]] این است که [[حق دیگران]] را چنان بدهی که [[حق]] خویش را میستانی<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۷، ص۱۳۳؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۹، ص۳۳۳؛ زبیدی؛ تاج العروس، ج۱۲، ص۵۰۲.</ref> و نیز به همین [[دلیل]] [[شیخ طوسی]] نوشته است: [[انصاف]] در مقابل [[ظلم]] است و [[عدل]] در برابر [[جور]]<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۲، ص۵۳۳.</ref> و [[انصاف]]، دادن [[حق]] کامل است<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۲، ص۵۳۳.</ref>. چنانکه ملاحظه میکنید در همه این تعاریف عنصر اساسی، دادن [[حق]] است، که مستلزم ستاندن آن از خویشتن است. و باز به همین [[دلیل]] واژه [[انصاف]] همیشه با قید «من النّفس به معنای از خویشتن» [[مقید]] میشود؛ بنابراین [[انصاف]] نوعی از [[عدالت]] است که یک طرف آن خود [[انسان]] باشد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص54.</ref>.
| |
| ===رابطه عدل و احسان===
| |
| *[[قرآن کریم]] [[عدل]] و [[احسان]] را در کنار هم قرار داده میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. در [[روایت]] است که روزی [[اصحاب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره [[جوانمردی]] بحث میکردند. [[امیرالمؤمنین]] فرمود: چرا از [[کتاب خدا]] کمک نمیگیرید؟ گفتند یا [[امیرالمؤمنین]] این موضوع در کجای [[قرآن]] آمده است؟ فرمود: در آنجا که [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. [[عدل]] همان [[انصاف]] است و [[احسان]]، بیشتر دادن<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۳۴.</ref>. طبق این [[تفسیر]] [[عدل]] در این [[آیه کریمه]] به معنی [[انصاف]] به کار رفته است و [[عدل]] و [[انصاف]] هر دو به معنی مراعات [[حق]] به کار میروند؛ بنابراین تفاوت [[احسان]] با [[عدالت]] این است که [[عدالت]]، دادن [[حق]] است و [[احسان]] از [[حق]] خویش گذشتن است. کسی که [[حق]] دیگری را میدهد، اگر آن را از دیگری میستاند و به صاحبش میرساند به [[عدالت]] [[رفتار]] کرده و اگر آن را از خویشتن میستاند به [[انصاف]] [[رفتار]] کرده است؛ ولی کسی که [[حق]] خویش را به دیگری میدهد و در برابر دیگران از [[حق]] خویشتن صرف نظر میکند، [[احسان]] کرده است.
| |
| *[[رسول خدا]]{{صل}} در سخنی آسمانی سه نمونه بارز [[احسان]] را به [[امت]] خویش [[آموزش]] داده است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: مردی [[خدمت]] [[رسول خدا]] آمد و عرض کرد: یا [[رسولالله]] [[خاندان]] من جز حمله و [[ناسزا]] و [[قطع]] رابطه با من [[رفتاری]] نمیکنند. آیا به من [[رخصت]] میدهید آنها را ترک کنم؟ [[رسول خدا]] فرمود: اگر چنین کنی، [[خدای متعال]] نیز همه شما را رها خواهد کرد. عرض کرد: پس چه کنم؟ فرمود با هرکس که رابطهاش را بریده، رابطه برقرار کن، به هرکس تو را [[محروم]] کرده، عطا کن و هرکس را به تو [[ستم]] کرده ببخش که اگر چنین کنی، [[خداوند]] در برابر آنها [[پشتیبان]] تو خواهد بود<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۵۲.</ref>. [[امام سجاد]]{{ع}} در [[دعا]] از [[پروردگار]] [[متعال]] درخواست میکند که او را به اینگونه [[احسان]] موفق کند: خدایا بر [[محمد]] و [[آل محمد]] [[درود]] فرست و مرا [[یاری]] کن تا برای آنکه با من [[نادرستی]] میکند، [[خیرخواهی]] کنم و کسی را که ترکم کرده، به [[نیکی]] [[پاداش]] دهم و به آن کسی که محرومم کرده، عطا کنم و با آنکه از من بریده رابطه برقرار کنم و از کسی که غیبتم کرده به [[نیکی]] یاد کنم<ref>صحیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق.</ref>.
| |
| *[[عدالت]] هر چند [[پسندیده]] و [[انسانی]] است، ولی [[احسان]] رتبه [[برتری]] دارد؛ برای [[صعود]] به مراتب عالی [[انسانیت]]، مراعات [[عدالت]] کافی نیست؛ [[انسان]] والا کسی است که به دیگران [[احسان]] کند<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص55.</ref>.
| |
| ===رابطه عدل و مساوات===
| |
| *[[مساوات]] به معنی [[برابری]] است. [[مساوات]] بین دو چیز به معنی برابر قرار دادن آن دو است<ref>لوئیس معلوف، المنجد، ص۳۶۶.</ref>. پیش از این دانستیم که [[عدالت]] به معنی رعایت استحقاقها و نهادن هر چیز در جای مناسب خویش است؛ بنابراین در مفهوم [[عدالت]] دو عنصر اساسی [[استحقاق]] و جای مناسب وجود دارد که هیچیک در مفهوم [[مساوات]] حضور ندارند. کسی که چیزی را به طور برابر بین دو یا چند نفر تقسیم میکند، [[مساوات]] را رعایت کرده است؛ ولی ممکن است [[حقوق]] آنها را رعایت نکرده و گرفتار [[ستم]] شده باشد؛ بنابراین، [[عدالت]] نه تنها به معنی [[مساوات]] و [[برابری]] نیست، بلکه مستلزم آن هم نیست. در اکثر موارد و [[مقامات]]، [[عدالت]] با [[نابرابری]] محقق میشود؛ برای نمونه، اگر [[ثروت]] ملی به طور یکسان بین [[آحاد]] [[جامعه]] تقسیم شود، بیگمان خالی از [[ستم]] نیست؛ چراکه [[حق]] همه یکسان نیست، [[عدالت]] [[رفتاری]]، صفت فعل است، خود، حقآفرین نیست. [[حقوق انسانها]] با ملاکها و میزانهای دیگر و در مقامی پیش از [[مقام]] [[اجرای عدالت]] [[تعیین]] میشود. هنگامی که [[حق]] هرکسی معین شود، با مراعات آن [[حقوق]]، [[عدالت]] [[اجرا]] میشود. در [[جامعه انسانی]]، برخی با کار بیشتر و برخی دیگر با هوش سرشارتر، خدمات بیشتر و و بهتری به دیگران ارائه میکنند و در برابر آن [[استحقاق]] چیزی را پیدا میکنند که دیگران پیدا نکردهاند. برخی دیگر به خاطر سوابق و خدمات خود که آن هم به نوعی کار محسوب میشود، [[حقوقی]] بر عهده [[جامعه]] پیدا میکنند، و... [[بدیهی]] است که اگر بدون مراعات این [[حقوق]] به همه این افراد به طور یکسان [[پاداش]] دهیم، در [[حق]] آنها [[ستم]] روا داشتهایم؛ بنابراین به طور طبیعی [[اجرای عدالت]] مستلزم نوعی تفاوت است. این تفاوت نه تنها [[بیعدالتی]] نیست، بلکه لازمه [[عدالت]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص56.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==گستره عدل== | | == معناشناسی == |
| اصل عدالت یک اصل عقلایی و فرادینی است که ارزش ذاتی داشته و عمومیت دارد، یعنی هیچ شرط و محدودیت زمانی و مکانی ندارد<ref>ر.ک: سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۲۰۶-۲۱۳.</ref>. گسترۀ عدالت، چنان است که همهکس و همهچیز را دربر میگیرد و آباد میسازد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۵۶- ۵۵۷.</ref>. عدل در وسیعترین مفهوم، شامل "[[حقوق خدا]] بر [[انسان]]"، "[[حقوق انسان]] بر [[انسان]]"، "حق انسان بر خودش" و حتی "[[حق]] اعضا و جوارح انسان بر او" هم میشود؛ در واقع مفهوم عدل، تقریباً برابر با همه ارزشهای مثبت است<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳.</ref>، همچنان که نقطه مقابل آن، [[ظلم]] به معنای کار بیجا و [[تعدی]]، همه [[رذایل]] را شامل میشود<ref>احمد نراقی، معراج السعاده، ص۳۶۲ – ۳۶۳.</ref>.<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۰.</ref> عدالت هم از [[صفات خداوند]] است، هم در [[شاهد]] و [[قاضی]] و [[امام]]، شرط است، هم در [[پیشوا]] و [[رهبر]] باید باشد، تا بتواند [[قسط]] و عدالت را در [[جامعه]] تحقّق بخشد<ref>نراقی «جامع السعادات»، ج ۱ ص ۵۱</ref>.<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۸۳.</ref> [[امام علی]]{{ع}} [[عدالتخواهی]] را از هر [[کار نیک]] و هر تلاش در [[راه خدا]]، برتر و والاتر میداند. در آموزههای آن حضرت، عدالت، محکمترین بنیاد و مایۀ [[سلامت]] و بهروزی مردمان است و هیچ چیز به اندازه عدالت و [[عدالتخواهی]] ارزش و قیمت ندارد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۵۴- ۵۵۵.</ref>. بر همین اساس عدالت در [[اندیشۀ سیاسی اسلام]] و شیوۀ [[حکومت]]، نیز جایگاه مهمّی دارد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۸۳.</ref>، چنانچه فلسفه [[بعثت پیامبران]]{{ص}} برپایی [[قسط و عدل]] بوده است<ref>ر.ک: سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۲۰۶-۲۱۳.</ref>.
| | === معنای لغوی === |
| ==اقسام عدل ==
| | {{اصلی|عدل در لغت}} |
| *عدل را میتوان از یک منظر به دو قسم تقسیم کرد: [[عدل الهی]] و [[عدل بشری]].
| | عدل در لغت نقیض جور<ref>جوهری، صحاح اللغة، ج۵، ص۱۷۶۰؛ خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۱۲۹؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۴۷۱؛ ترتیب العین، ج ۲، ص۱۱۵۴، «عدل».</ref> و به معنی حد متوسط بین افراط و تفریط<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۴۷۱.</ref>، رعایت [[مساوات]]<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۴۷۱؛ لوئیس معلوف، المنجد، ص۴۹۱؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۵۱.</ref>، رعایت تناسب [[کیفر]] و [[پاداش]] با عمل<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۵۲.</ref> و [[حکم]] به حق<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۴۷۱؛ خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۲۹.</ref> آمده است. همچنین در معنی راه<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۲۹.</ref>، فدیه<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۲۹.</ref> و معادل غیر همجنس<ref>زبیدی، تاج العروس ج۱۵، ص۴۷۱؛ جوهری، صحاح اللغة، ج۵، ص۱۷۶۰.</ref> به کار رفته است و چون [[انسانی]] را به این صفت توصیف کنند، منظور آن است که قول و قضاوتش پسندیده و پذیرفته است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۳، ص۲۹؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۴۷۱.</ref>.<ref>[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۵-۲۸؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص۱۳۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص ۴۱۰-۴۱۱؛ [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۴۷.</ref> |
| #'''[[عدل الهی]]''': عدل یکی از [[صفات خداوند متعال]] و از مهمترین [[اهداف بعثت انبیاء]] است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. اهمیت عدل در [[دین مبین اسلام]] به قدری است که یکی از اصول پنجگانه [[مذهب تشیع]] را تشکیل میدهد. بیتردید [[خدا]] [[عادل]] است و [[جهان آفرینش]]، [[مظهر]] تام [[عدل الهی]] است: {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ}}<ref>«خداوند آسمانها و زمین را راستین آفرید» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ}}<ref>ابن ابی الجمهور، عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰۳.</ref>.
| |
| #'''[[عدل بشری]]''': در این نوع از عدل، محور، [[انسان]] [[عادل]] است و رعایت عدل از سوی او در دو [[جایگاه]] فردی (نسبت به خود) و [[اجتماعی]] (نسبت به دیگران) مطرح میشود<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۶.</ref>. مراد از [[عدل فردی]]، تلاش [[فرد]] در جهت ایجاد [[توازن]] و [[اعتدال]] درونی است. در [[روایات اسلامی]] از این نوع از عدل، به عنوان بزرگترین عدل نام بردهاند: {{متن حدیث|غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۳۶، ش۴۷۵۷.</ref> (نهایت عدل آن است که [[آدمی]] عدل را در وجود خود برقرار سازد). وجود چنین [[توازن]] درونی، مقدمه و لازمه [[برقراری عدل]] در سطحی وسیعتر یعنی [[اجتماع]] میباشد<ref>[[سلیمان خاکبان|خاکبان، سلیمان]]، [[رقیه یوسفی|یوسفی، رقیه]]، [[عدل اسلامی (مقاله)|عدل اسلامی]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]</ref>.
| |
|
| |
|
| *[[عدالت]] دارای اقسامی است که از تقسیمات مختلفی به دست میآید. نخستین و اصلیترین تقسیم در این زمینه، تقسیم [[عدالت]] به ملاحظه موصوف است که سایر تقسیمها بر مبنا و در پی آن صورت میگیرد؛ بنابراین، ما نخست به شرح این تقسیم و اقسامی که از آن پدید میآید، میپردازیم.
| | [[عدالت]] نیز در لغت، به معنای [[استواری]] و [[استقامت]] است؛ چنانکه در برخی کتابهای لغوی به همین معنا آمده است. [[ابن اثیر]] مینویسد: {{عربی|هو الذي لا يَمِيلُ به الهوى فيَجورَ في الحكم}}؛ [[انسان]] [[عادل]] کسی است که [[هوای نفس]] او را از حق رویگردان نمیکند و او را در [[داوری]] به [[ستم]] وا نمیدارد<ref>النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۱۹۰؛ و ر.ک: لسان العرب، ابنمنظور، ج۹ (واژه عدل).</ref>.<ref>[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۵-۲۸.</ref> |
| *'''اقسام [[عدالت]] به ملاحظه موصوف''': [[عدالت]] یک صفت است و بسته به اینکه موصوف آن چیست؟ اقسامی پیدا میکند. پیش از این دانستیم که موصوف [[عدالت]] گاهی نفس و گاهی فعل [[انسان]] است؛ بنابراین طبق این تقسیم، [[عدالت]] دارای دو قسم است: [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[عدالت]] [[رفتاری]].
| |
| # '''[[عدالت]] [[نفسانی]]''': [[عدالت]] [[نفسانی]] عبارت از آن است که همه قوای [[نفسانی]] در حالت [[اعتدال]] قرار گرفته، تحت [[فرمان]] [[عقل عملی]] فعالیت کنند. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره این [[قسم]] [[عدالت]] میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِي النَّاسِ حَمِيداً}}<ref>شریف رضی، نهجالبلاغه، با شرح محمد عبده، ۴/۸.</ref>؛ [[عدالت]] دارای چهار شاخه است: [[فهم]] دقیق، [[دانش]] عمیق، حکست شکوفا و [[حلم]] [[استوار]]. کسی که بفهمد، [[عشق]] [[دانش]] را در مییابد و هرکسی عمق [[دانش]] را دریابد از سرچشمههای [[حکمت]] [[سیراب]] بر میگردد و هرکس [[بردباری]] کند در کار خویش [[افراط]] نمیکند و در میان [[مردم]] ستوده میزید.
| |
| # '''[[عدالت رفتاری]]''': [[عدالت]] در این اصطلاح، به معنی مراعات [[حقوق]] و قرار دادن هر چیز در جای مناسب خویش است. [[عدالت]] [[رفتاری]] را میتوان با سه ملاحظه تقسیم کرد، نخست به ملاحظه حوزه اجرایی [[عدالت]]، دوم به ملاحظه عامل ایجابکننده [[عدالت]] و سوم به ملاحظه طرفین [[عدالت]].
| |
| ##'''اقسام [[عدالت]] [[رفتاری]] به ملاحظه حوزه تأثیر''':
| |
| ### [[عدالت درونی]]: [[عدالت]] [[رفتاری]] گاهی مربوط به [[رفتار انسان]] در حوزه نفس خویش است، در این صورت [[عدالت]] درونی نامیده میشود.
| |
| ### [[عدالت شخصی]]: گاهی [[انسان]] [[عدالت]] را در خارج از حوزه نفس [[اجرا]] میکند، ولی تنها در خصوص [[رفتار شخصی]]، در این صورت [[عدالت]] شخصی نامیده میشود.
| |
| ### [[عدالت اجتماعی]]: گاهی [[انسان]] [[عدالت]] را در خارج از حوزه نفس و فراتر از [[رفتار شخصی]]، یعنی [[رفتار]] با سایر [[انسانها]] [[اجرا]] میکند. در این صورت [[عدالت اجتماعی]] نامیده میشود.
| |
| ##'''اقسام [[عدالت]] [[رفتاری]] به ملاحظه عامل ایجابکننده''': عاملی که [[عدالت]] را موجب میشود و [[انسان]] را به [[اجرای عدالت]] ملزم میکند گاهی در [[درون انسان]] قرار دارد و گاهی در بیرون از وجود [[انسان]]. قسم اول [[عدالت]] خودخواسته و اختیاری نامیده میشود و قسم دوم [[عدالت]] تحمیلی.
| |
| ### [[عدالت اختیاری]]: [[عدالت]] اختیاری به [[رفتار]] عادلانهای گفته میشود که بدون [[تحمیل]] و فشار خارجی با [[انگیزه]] و سائقه درونی صورت گیرد. در [[جوامع انسانی]] فراوانند کسانی که بدون توجه به عوامل خارجی، [[حقوق]] دیگران را ادا و حدود الاهی را مراعات میکنند، [[امانت]] را بر میگردانند، دیون خود را به هنگام ادا میکنند، با دست و زبان کسی را نمیآزارند، با هرکه [[معاشرت]] کنند، اگر [[یار]] شاطر نباشند، بار خاطر نمیشوند، مطابق [[شریعت]] [[معامله]] میکنند و مطابق [[فرمان]] الاهی، [[عبادت]]؛ به [[حق]] [[قضاوت]] میکنند، به [[راستی]] [[شهادت]] میدهند و... به اینگونه رفتارها که چون جوشش چشمه از [[درون انسان]] سرچشمه میگیرند، [[عدالت]] اختیاری یا درونخیز میگوییم. [[رفتار عادلانه]] درونخیز حامل سه خبر از درون [[جان آدمی]] است: نخست آنکه فاعل آن از [[عدالت]] [[نفسانی]] بهرهمند است، چون در غیر این صورت نمیتوانست بدون هیچ [[انگیزه]] خارجی [[عدالتورزی]] کند؛ دوم آنکه عقلش با [[سلامت]] و [[اقتدار]] بر دیگر قوای نفسش [[حکومت]] میکند. در غیر این صورت، [[شهوت]] و [[غضب]] [[فرصت]] [[رفتار عادلانه]] را از او میگرفتند؛ و سه دیگر آنکه، علقه [[ایمان به خدا]] چنان در قلبش [[استوار]] شده که پیوسته او را در [[صراط مستقیم]] نگاه میدارد. موانع [[عدالت]] اختیاری: [[فطرت انسان]] به خودی خود طرفدار [[عدالت]] است، اگر [[فطرت انسان]] تحت تأثیر عوامل خارجی [[بیمار]] و [[منحرف]] نشود، بی هیچ دعوتی مجذوب [[عدالت]] میشود تا آنجا که [[انسان]] حاضر میشود [[جان]] خود را در [[راه]] [[اجرای عدالت]] [[فدا]] کند. با این حال در همه حوزهها با رفتارهایی مواجه میشویم که بر خلاف [[عدالت]] صورت میگیرند و انسانهای فراوانی را میبینیم که با [[اختیار]] خود عادلانه [[رفتار]] نمیکنند. آنچه اینگونه افراد را از [[عدالتورزی]] باز میدارد ممکن است یکی از این سه باشد: نخست توجه به [[منافع]] شخصی مادی، دوم [[پیروی]] از [[امیال]]، [[هوسها]] و [[هواهای نفسانی]] و سوم، بیمبالاتی. [[عدالت]] هر چند در نهایت به نفع همه [[آحاد]] انسانهاست و حتی [[منافع]] کلی اجراکننده خود را نیز تأمین میکند، گاهی در موارد جزئی با [[منافع]] شخصی ناسازگار است. گاهی [[التزام]] به [[عدالت]] مستلزم آن است که [[مالی]] را از [[کف]] دهیم و از منفعتی چشم بپوشیم. به همین [[دلیل]] کسی که عقلش به کمال نرسیده و ایمانش محکم نباشد، [[عدالت]] را نقض میکند. گاهی نیز [[اجرای عدالت]] هوسهای ما را محدود و از [[اعمال]] بیحد و مرز [[شهوت]] و [[غضب]] جلوگیری میکند، به همین [[دلیل]] کسانی که تحت [[سیطره]] قوای تحریکی خود قرار دارند و نمیتوانند با [[غضب]] و [[شهوت]] خود [[مخالفت]] کنند، برخلاف [[عدالت]] قدم برمیدارند. و گاهی هم نه این است و نه آن؛ ولی [[اجرای عدالت]] [[نیازمند]] دقت و به تلاش و قبول زحمت منوط است و [[انسان]] بر اثر بیمبالاتی در این مورد، کوتاهی میکند، چنانکه یک [[قاضی]] بدون [[تحقیق]] در ابعاد مختلف یک پرونده حکمی بر خلاف [[عدالت]] صادر میکند.
| |
| ###[[عدالت]] تحمیلی: گاهی ممکن است [[انسان]] با آنکه خود میلی به [[رفتار عادلانه]] ندارد تحت تأثیر عوامل خارجی مثل [[ترس]] از [[حکومت]]، مراعات انظار [[مردمان]]، [[هراس]] از بدنامی و... عادلانه [[رفتار]] کند. کم نیستند کسانی که از درون خود فرمانی برای مراعات [[حقوق مردم]] و [[امتثال]] [[اوامر]] الاهی دریافت نمیکنند و اگر از این قبیل عوامل بیرونی نیز تأثیر نپذیرند، حدود و [[حقوق]] را یکسره در مینوردند. [[رفتار عادلانه]] در چنین فضایی با نوعی از فشار و [[تحمیل]] صورت میگیرد و به همین [[دلیل]] آن را [[عدالت]] تحمیلی نام نهادیم. در مواردی که برخی [[انسانها]] با میل و [[اراده]] خود [[راه]] [[عدالت]] نمیروند بر سایر [[انسانها]] لازم است آنها را وادار به [[اجرای عدالت]] کنند [[تحمیل]] [[عدالت]] بر حسب مورد گاهی [[وظیفه]] [[آحاد]] [[مردم]] و گاهی [[تکلیف]] [[حاکمیت]] است. مراتب [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز به همین معنی است که به وسیله [[مردم]] برخی [[احکام]] قابل [[اجرا]] و پارهای از [[حقوق]] قابل استیفاست و برخی دیگر تنها با دخالت [[حکومت]]، عملی و [[احیا]] میشوند. با توجه به اینکه همیشه افراد فراوانی یافت میشوند که به [[اختیار]] خود عادلانه [[رفتار]] نمیکنند و افراد و [[آحاد]] [[جامعه]] نیز نمیتوانند آنها را وادار به [[عدالت]] کنند، [[جامعه انسانی]] محتاج [[حکومت]] عادله میشود. [[حکومت]] عادله به [[حکومتی]] میگوییم که هم [[قوانین]] عادلانه داشته باشد و هم حاکمی [[عادل]] که خود از [[اجرای قوانین]] سر باز نزند. چنین [[حکومتی]] میتواند از باب [[امر به معروف و نهی از منکر]] [[قانون]] خود را بر [[جامعه]] [[تحمیل]] کند.
| |
| ##'''اقسام [[عدالت]] به ملاحظه طرفین''': [[عدالت]] با دو رکن محقق میشود: نخست کسی که [[عدالت]] میورزد و دیگر کسی که مشمول [[عدالت]] میشود. از [[تغییر]] این دو رکن برای [[عدالت]] اقسامی پیدا میشود<ref>ر.ک: احمد نراقی، معراج السعادة، ج۱، ص۸۲.</ref>.
| |
| ### [[عدالت]] بین [[بندگان]] و [[حضرت]] [[خالق]]: [[حضرت حق]] [[بخشنده]] [[حیات]] و عطاکننده همه [[کمالات]] است و همه [[نعمتها]] از آن سو به جانب [[بندگان]] سرازیر میشود؛ بنابراین بر [[بندگان]] لازم است در برابر این همه [[لطف]] و [[احسان]]، خدمتی به جا آورند؛ چون کسی که نعمتی دریافت کند و در صدد جبران برنیاید، [[ظالم]] شمرده میشود. جبران [[احسان]] نسبت به اشخاص مختلف، تفاوت پیدا میکند. اگر کسی که همشأن و رتبه ماست [[احسان]] کند، جبران احسانش به این است که در موقع مناسب حداقل به همان مقدار به او [[احسان]] کنیم، ولی اگر سلطانی [[مقتدر]] عطایی فرستد، جبران آن عطا به فرستادن عطایی مشابه نیست؛ چراکه اولاً، [[رعیت]] از عهده عطایی چون عطای [[سلطان]] برنمی آید؛ و ثانیاً، [[سلطان]] را به آن نیازی نیست. بنابراین، برای جبران [[لطف]] شاهانه باید بقای دولتش را از [[خدا]] خواست و [[فضایل]] و محامدش را در مجامع بازگفت. [[خداوند متعال]] از [[خدمت]] و عطای [[بندگان]]، [[بینیاز]] است و از [[شکر]] و ثنای ایشان مستغنی است؛ ولی با این حال بر [[بندگان]] [[واجب]] است در [[خداشناسی]] و [[خدادوستی]] بکوشند و برای [[امتثال]] [[فرامین]] الامی تلاش کنند و در [[التزام]] به [[دین]] و [[آیین]] و [[شریعت]] [[استواری]] کنند هرچند که همه اینها نیز از جمله نعمتهای او به شمارند. بندهای که در پیشگاه [[پروردگار]] خویش از این تلاش و کوشش فرو نگذارد و در [[اطاعت]] [[فرمان]] آن یکتای یگانه کوتاهی نکند، در رابطه با [[پروردگار]] خویش به [[عدالت]] [[رفتار]] کرده و هر چه از این [[صراط مستقیم]] فاصله گیرد گرفتار [[ظلم و جور]] شده است
| |
| ###[[عدالت]] بین [[انسانها]]: [[خداوند متعال]] برای هریک از [[انسانها]] [[حقوقی]] مقرر و برای [[روابط]] بین [[انسانها]] [[قوانین]] و مقرراتی وضع فرموده است. در [[روابط انسانی]] [[عدالت]] این است که هرکسی به [[حق]] خویش برسد و در [[جایگاه]] [[شایسته]] خود قرار گیرد.[[ انسان]] [[عادل]] در این [[روابط]] کسی است که [[امانت]] را به صاحبش بر میگرداند، در معاملات به [[انصاف]] [[رفتار]] میکند، بزرگان را ارج مینهد، به فریاد [[مظلومان]] میرسد، [[ضعیفان]] و درماندگان را [[دستگیری]] و با سرکشان و [[ستمگران]] مقابله میکند.
| |
| ###[[عدالت]] بین [[بندگان]] و [[مردگان]]: پارهای از [[روابط]] [[حقوقی]] بین [[انسانها]]، حتی پس از [[مرگ]] یکی از طرفین باقی میماند؛ به همین [[دلیل]] برخی [[مردگان]] همانند افراد زنده دارای [[حقوقی]] هستند؛ از جمله [[پدر]] و [[مادر]]، [[خویشان]] و [[نزدیکان]]، [[همسایگان]]، [[دوستان]] و در نهایت همه [[اهل]] [[ایمان]]، اگرچه با تفاوت بسیار، پس از [[مرگ]]، نسبت به ما [[حقوقی]] دارند. به همین [[دلیل]] [[انسان]] میتواند با [[تغییر]] رویه نسبت به [[پدر]] و [[مادر]] در گذشته خویش [[موقعیت]] خود را در [[مقام]] [[فرزندی]] [[تغییر]] دهد مثلاً کسی که در زمان [[حیات]] [[والدین]] به هر [[دلیل]] از [[خدمت]] به آنها کوتاهی کرده و از آثار و [[برکات]] [[خدمت]] و [[مهربانی]] به [[والدین]] [[محروم]] مانده پس از [[مرگ]] ایشان میتواند با مراعات [[حقوق]] آنها گذشته را جبران کند و خود را از این [[محرومیت]] [[نجات]] دهد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص62-69.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[عدل الهی]]== | | === معنای اصطلاحی === |
| ===[[عدل تکوینی]]===
| | عدالت در اصطلاح، دادن حق به صاحب حق و هر چیزی را در جای خود گزاردن است<ref>نهج البلاغه، قصار ۴۳۷.</ref> و در مقابلِ واژه [[ظلم]] قرار داده شده است. در [[تحقق عدالت]]، تمامی استعدادها و استحقاقهای واقعی باید در نظر گرفته شده و به هر کس، بر حسب کار، [[استعداد]] و لیاقت فردی، چیزی اعطا میگردد<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص۱۳۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص ۴۱۰-۴۱۱.</ref>. |
|
| |
|
| ===[[عدل تشریعی]]=== | | == عدل در آیات قرآن == |
| | {{اصلی|عدل در قرآن}} |
| | واژه عدل و مشتقات آن ۲۸ بار، در ۲۴ آیه از ۱۱ سوره قرآن کریم آمده است. این واژه، مصدر یا اسم مصدر است و مشتقات آن در [[قرآن کریم]] به صورت: عَدَل (ماضی معلوم)؛ یَعْدِلُونَ، تَعْدِلُ، تَعْدِلُوا، اَعْدِلَ (مضارع معلوم)؛ اِعْدِلُوا (امر معلوم) ذکر شده است. [[قرآن کریم]] گویای آن است که [[حاکمیت]] [[قسط و عدل]] بر نظام عالم، نمایانگر [[توحید]] و [[یگانگی خداوند]] است: {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>. |
|
| |
|
| ===عدل الهی در دنیا===
| | [[لزوم]] تقدم [[عدالت]] بر [[احساسات]]، از محوریترین پیامهای ارجمند [[قرآن کریم]] است<ref> سوره مائده، آیه ۲ و ۸.</ref>. [[خداوند]] مقرر فرموده که عدالت به دست بندگانش تحقق پیدا کند و آنان [[امانتدار]] یکدیگر باشند<ref>سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[عدل (مقاله)|مقاله «عدل»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)| دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۹۱۶-۹۱۸.</ref> |
| ====مجری عدل الهی در دنیا====
| |
| ===عدل الهی در آخرت===
| |
|
| |
|
| ==ساحتهای عدل بشری == | | === مصادیق [[عدالت در قرآن]] === |
| === نخست: [[عدل فردی]]=== | | برخی از مهمترین مصادیق عدالت از نظر قرآن عبارتاند از: |
| *گاهی [[انسان]] [[عدالت]] را در خارج از حوزه نفس [[اجرا]] میکند، ولی تنها در خصوص [[رفتار شخصی]]، در این صورت [[عدالت]] شخصی نامیده میشود<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص62.</ref>.
| | # '''عداالت [[اجتماعی]]''': از نظر [[آموزههای وحیانی]] [[قرآنی]]، از مهمترین ساحات عدالت، [[عدالت اجتماعی]] است. [[هدف]] از اجرا و اقامه عدالت اجتماعی، رفع [[تبعیض]] ها<ref>سوره شوری، آیه ۱۳-۱۵.</ref> در میان اقشار مختلف مردم و [[اجتماع]] است تا هر کسی در محیط اجتماعی سالم و عادلانه بتواند به جایگاه اجتماعی خویش دست یابد و از [[حقوق اجتماعی]] بهره مند شود. |
| ==== [[عدل فقهی]]====
| | # '''[[عدالت اقتصادی]]''': از دیگر ساحات مهم [[عدالت]]، عدالت اقتصادی است. از همین روست که [[اسلام]] به عنوان [[شریعت الهی]] که مطابق [[هدایت فطری]] [[عقلی]] است<ref>سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، بر عدالت اقتصادی تأکید دارد و آن را اصلی مهم بر میشمارد<ref>سوره بقره، آیه ۲۷۸ و ۲۷۹ و ۲۸۲.</ref>. |
| ==== [[عدل اخلاقی]]====
| | # '''عدالت در حق [[دشمنان]]''': از نظر [[قرآن]]، عدالت به معنای [[احقاق حق]] و اقامه آن است تا هر کسی به سهم و [[قسط]] خویش برسد؛ پس فرقی میان [[دوست]] و [[دشمن]]، خودی و غیر خودی نیست، بلکه میبایست همگان از این [[حق الهی]] برخوردار باشند. از این روست که [[مؤمنان]] [[عدالت]] را در [[حق]] [[دشمنان]] اقامه میکنند و اگر [[تعدی]] داشتند به همان [[میزان]] با آن [[مقابله به مثل]] میشود. در [[حقیقت]] [[اصل مقابله به مثل]] در ساختار عدالت برای همگان اقامه میشود<ref>بقره، آیات ۱۹۰ و ۱۹۴؛ مائده، آیات ۲ و ۸؛ نحل، آیه ۱۲۶؛ حج، آیه ۶۰؛ شوری، آیه ۴۰؛ ممتحنه، آیه ۸.</ref>. |
| ==== [[عدل عاطفی]]====
| | # '''عدالت در حق [[زنان]]''': برخی از افراد [[مردم]] از نظر جهاتی، ضعیفتر هستند و امکان [[ظلم]] در حق آنان بیشتر است. از جمله اینها میتوان به زنان اشاره کرد. بر این اساس مراعات حقوق زنان و عدالت در حق ایشان از دستورهای خاص [[الهی]] به مؤمنان است<ref>نساء، آیه ۱۲۷.</ref>. |
| | # '''عدالت در [[جنگ]]''': از نظر قرآن، عدالت حتی در میدان جنگ با دشمنان لازم است و [[مسلمانان]] موظف به رعایت عدالت هستند<ref>بقره، آیات ۱۹۰ و ۱۹۴؛ مائده، آیه ۲.</ref>. |
| | # '''[[عدالت]] در سخن''': از نظر آموزههای [[وحیانی]] [[قرآن]]، در اظهار نظرها و [[سخن گفتن]] باید مراعات عدالت شود<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۲؛ سوره احزاب، آیه ۵.</ref> و عدالت خواهان و اقامه کنندگان عدالت کسانی هستند در مورد [[خویشان]] خویش نیز عدالت را در گفتار مراعات میکنند و به نفع آنان و به ضرر دیگران سخنی نمیگویند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مصادیق عدالت از نظر قرآن (مقاله)|مصادیق عدالت از نظر قرآن]]؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[عدل (مقاله)|مقاله «عدل»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۹۱۶-۹۱۸.</ref>. |
|
| |
|
| === دوم: [[عدالت اجتماعی]]=== | | == اهمیت عدالت == |
| *گاهی [[انسان]] [[عدالت]] را در خارج از حوزه نفس و فراتر از [[رفتار شخصی]]، یعنی [[رفتار]] با سایر [[انسانها]] [[اجرا]] میکند. در این صورت [[عدالت اجتماعی]] نامیده میشود<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص62.</ref>.
| | عدالت از اوصاف فعل [[حق تعالی]]<ref>{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ}} «خداوند - که به دادگری ایستاده است - و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref> و معیار و رکن [[آفرینش]] است که با نبود آن، هستی [[جهان]] به نابودی و نیستی روی خواهد گذاشت<ref>{{متن حدیث|عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}: بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ}}؛ ابن ابیجمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰۳، ح۱۵۱.</ref>. بنابراین عدالت، محور عالم است و باید بر همه هستی، [[حاکمیت]] و [[سیطره]] داشته باشد که مجموعه [[انسانها]] از جمله آن محسوب میشود. |
| ==== [[عدالت فرهنگی]]====
| |
| ===== [[عدالت آموزشی]]=====
| |
| ===== [[عدالت تبلیغاتی]]=====
| |
| ==== [[عدالت علمی]]====
| |
| ==== [[عدالت سیاسی]]====
| |
| ==== [[عدالت اقتصادی]]====
| |
| ==== [[عدالت اداری]]====
| |
| ==== [[عدالت قضایی]] ([[عدالت حقوقی]])====
| |
| ===== [[عدالت کیفری]]=====
| |
| ===== [[عدالت جزایی]]=====
| |
| ==مراتب عدالت==
| |
| *[[عدالت]] دارای مراتب فراوانی است که همه آنها قابل شمارش نیست، ولی مهمترین مراتبی که بر اثر [[ضعف]] و شدت این نهاد [[نفسانی]] پدید میآید، پنج مرتبه است.
| |
| #'''[[رهایی از ظلم]]''': اولین مرتبه [[عدالت]] آن است که [[انسان]] از رفتارهای ظالمانه دست بردارد و به [[حقوق]] [[مردمان]] و [[احکام]] الاهی توجه پیدا کند، این مرتبه از آن نظر اهمیت دارد که دروازه ورود [[انسان]] به وادی [[عدالت]] است، وگرنه خود از [[عدالت]] بهرهای ندارد. مرتبهای است در مرز [[ظلم]] و [[عدالت]] کسی که در این مرتبه قرار میگیرد، اگر خود را به مراتب بالاتر نرساند، خیلی زود در ورطه [[ظلم]] میافتد.
| |
| # '''مراعات گزینشی [[احکام]] و [[حقوق]]''': در این مرتبه [[انسان]] نه تنها از رفتارهای ظالمانه دست برداشته، بلکه پارهای از رفتارهایش نیز بر [[سیاق]] [[عدالت]] است، علاوه بر آنکه به [[احکام]] و [[حقوق]] توجه پیدا کرده برخی از آنها را نیز مراعات میکند. کسی که در این مرتبه قرار دارد، به [[حقیقت]] [[عادل]] نیست و اگر [[ترقی]] نکند و به مراتب بالاتر [[راه]] نیابد، زیانکار است؛ ولی از آن رو که رسیدن به این مرتبه گامی به جلو محسوب شود، حائز اهمیت و شایان ذکر است.
| |
| #'''رعایت حدود [[واجب شرعی]]''': در این مرتبه [[انسان]] موفق میشود [[حقوق]] سایر [[انسانها]] را ادا کند و [[واجبات]] و [[محرمات]] [[شرعی]] را نیز به طور کامل مراعات نماید. [[انسان]] در این مرتبه مراقب است که هیچ واجبی را ترک نکند و هیچ حرامی را مرتکب نشود. کسی که به این مرتبه نائل میشود، به [[حقیقت]] [[عدالت]] [[دست]] یافته و [[شایسته]] عنوان [[عادل]] است، ولی هنوز هم مراتب بالاتری باقی است که او میتواند به آنها دست یابد.
| |
| #'''رعایت [[مستحبات]]''': [[احکام]] الاهی دارای دو مرتبه [[واجب]] و [[مستحب]] است. مراعات [[واجبات]] چنانکه از نامشان پیداست مهم و ضروری است. کسی که به [[واجبات]] ملتزم نباشد، از مرتبه [[عدالت]] [[سقوط]] میکند؛ ولی مراعات [[مستحبات]] [[ارزشمند]] و ارزشآفرین است. [[انسان]] به خاطر ترک [[مستحبات]] از [[مقام]] [[انسانی]] [[سقوط]] نمیکند و از دایره [[بندگی]] خارج نمیشود؛ ولی به خاطر عمل به [[مستحبات]] به [[مقامات]] بالایی دست مییابد که به [[وهم]] و [[گمان]] نمیگنجد و [[عقل]] از [[درک]] آن عجز است. در [[روابط اجتماعی]] نیز [[حقوق انسانها]] در دو مرتبه قرار میگیرد یک مرتبه [[حقوقی]] که ادای آنها [[واجب]] است و ادا نکردن آنها پیگرد [[حقوقی]] و قانونی دارد، و مرتبه دیگر [[حقوقی]] که اداکردن آنها مفید و ثمربخش است، ولی ترک آنها نیز مجاز است و هیچکس نمیتواند آنها را مطالبه کند؛ برای نمونه، کسی که از راهی میگذرد خودداری از ایجاد مزاحمت بر او [[واجب]] است؛ بنابراین نمیتواند به صورتی رانندگی کند که موجب [[ترس]] و [[وحشت]] رهگذران شود یا محیط [[امن]] و آرام آنها را با صداهای [[ناهنجار]] آشفته کند و در صورتی که مراعات نکند سایر [[شهروندان]] میتوانند [[حق]] خود را از او مطالبه کنند، ولی [[سلام کردن]] به پیادگان حقی است که اگر مراعاتش نکند، نمیتوان او را [[سرزنش]] و از نظر [[حقوقی]] تعقیب کرد. کسی که [[حقوق]] [[واجب]] دیگران را مراعات میکند [[عادل]] است، ولی کسی که [[حقوق]] [[مستحب]] را نیز ادا میکند در مرتبه والایی از [[عدالت]] قرار دارد. بنابراین، مرتبه چهارم [[عدالت]] آن است که [[انسان]] علاوه بر مراعات [[احکام]] و [[حقوق]] [[واجب]] به [[مستحبات]] نیز پایبند باشد.
| |
| #'''[[عدالت]] همهجانبه''': آخرین مرتبه [[عدالت]] عبارت از آن است که [[انسان]] در تمام مراتب وجود خویش به [[اعتدال]] میرسد؛ از جمله در زمینه [[صفات]] [[نفسانی]] هیچ صفتی خارج از [[اعتدال]] در وجود او یافت نمیشود، در [[مقام عمل]] هیچ گفتار و کرداری بر خلاف [[میزان]] [[عقل]] و [[شرع]] - نه در مرتبه [[واجبات]] و [[محرمات]] و نه در مرتبه [[مستحبات]] و مکروهات - از او صادر نمیشود. در [[مقام]] [[فکر]] و [[اندیشه]] از هر [[فکری]] جز کسب رضای [[حضرت حق]] و رسیدن به [[مقام قرب]] او تهی میشود و در [[مقام]] [[قلب]] و [[روح]] از هر تعلقی جز [[وابستگی]] به [[ذات اقدس الاهی]] [[آزاد]] میشود. این مرتبه از [[عدالت]] مخصوص [[اولیا]] و [[پیامبران]] الاهی است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص70، 71.</ref>.
| |
| ==مبانی عدالت==
| |
| *[[عدالت]] بر چهار پایه [[استوار]] است: [[فطرت]]، [[عقل]]، [[دین]] و [[ایمان]].
| |
| #'''[[فطرت]]''': [[انسان]] به گونهای [[آفریده]] شده که اگر به حال خود رها شود، به جانب [[خوبیها]] و [[فضایل]] میرود. [[عدالت]] چه به معنی عام و چه به معنی خاص، از زیباترین پدیدههای [[جهان]] است؛ بنابراین طبیعی است که [[انسان]] به طور [[فطری]] و ذاتی به [[عدالت]] [[گرایش]] داشته باشد. علاوه بر این [[گرایشهای فطری]] [[انسان]] دارای ویژگیهایی است که همه آن ویژگیها را میتوانیم در میل به [[عدالت]] ببینیم. ویژگیهای [[تمایلات فطری]] عبارتاند از:
| |
| ##[[فراگیری]]: [[گرایشهای فطری]] [[انسان]] فراگیر است، به زمان یا مکان خاصی اختصاص ندارد، در مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود، [[ملیت]]، نژاد، رنگ، [[دین]] و... هیچیک در اصل آن اثرگذار نیستند. [[گرایش]] به [[عدالت]] نیز همگانی است.
| |
| ## خودجوشی: [[گرایشهای فطری]] از [[درون انسان]] سرچشمه میگیرد؛ بنابراین هر [[انسانی]] آنها را [[احساس]] میکند و برای [[شناخت]] آنها نیاز به [[آموزش]] ندارد. [[ادیان آسمانی]] هم که همسو با [[فطرت انسانی]] حکمی صادر میکنند، تنها برای [[ارشاد]] [[انسان]] به همان [[حکم]] [[فطری]] است. چنین احکامی را نمیتوان [[حکم]] [[مولوی]] تلقی کرد. [[گرایش]] به [[عدالت]] نیز ریشه در درون [[آدمی]] دارد و اگر مانعی بر سر [[راه]] آن نباشد، [[انسان]] را به سوی [[عدالت]] میبرد.
| |
| ##دیرپایی: از ویژگیهای [[گرایش فطری]] این است که در شرایط بازدارنده، ریشهکن نمیشود و برای همیشه از وجود [[انسان]] رخت برنمیبندد، اگر چه ممکن است بهسان شرایط تشویقکننده از [[شکوفایی]] برخوردار نباشد و حتی از نظر مصداقی دچار [[انحراف]] شود؛ برای نمونه، [[نیاز انسان]] به [[پرستش]] یک نیاز [[فطری]] است، به همین [[دلیل]] در هیچ زمان و مکانی، [[قوم]]، [[قبیله]] یا ملتی یافت نشده که هیچگونه آیینی برای [[پرستش]] نداشته باشند. هر [[انسانی]] بدون نیاز به [[آموزش]] [[احساس]] میکند که باید به مبدئی متعالی روی آورد، او را بستاید و در برابرش [[کرنش]] کند. به همین [[دلیل]] بهرغم همه سختگیریها و شرایط بازدارنده این [[گرایش فطری]] از وجود [[انسانها]] ریشهکن نشده است، اگرچه در بیشتر موارد به [[علل]] مختلف، [[انسانها]] از تشخیص [[معبود]] [[حقیقی]] باز مانده و معبودهای دروغین را پرستیدهاند. نکته چشمگیر در این [[مقام]] این است که وجود نمونه دروغین و بدلی از هر چیز نشانه میل [[فطری]] [[انسان]] به نمونه اصیل و [[راستین]] آن است. بدلسازی و [[تحریف]]، نشانه عجز از ریشهکنی است. اگر دینستیزان در طول [[تاریخ]] [[انسان]] میتوانستند [[گرایش]] [[خداپرستی]] [[انسان]] را ریشهکن کنند، نیاز به ساختن این همه [[دین]] [[باطل]] و دروغین نداشتند. [[گرایش]] به [[عدالت]] نیز یک میل [[فطری]] است؛ چراکه در همه زمانها و مکانها [[انسانها]] به [[عدالت]] [[گرایش]] داشته و هیچ عاملی نتوانسته است این میل را از وجود ایشان ریشهکن کند. حتی کسانی که در عمل، با [[عدالت]] میجنگند در ذات خویش [[عدالت]] را [[دوست]] دارند. ادعای دروغین [[عدالتگستری]] از جانب [[حکومتهای ستمگر]]، نشانه [[فطری]] بودن [[عدالتخواهی]] است؛ بنابراین یکی از مبانی [[عدالت]]، [[فطرت انسان]] است.
| |
| #'''[[عقل]]''': [[عقل]] در وجود [[انسان]] نام دو نیرو است: [[عقل عملی]] و [[عقل نظری]]، [[عقل عملی]] خود همپایه [[عدالت]] است، ولی [[عقل نظری]] نیرویی است که [[خیر و شر]] و [[نیکی]] و [[بدی]] را باز میشناسد و [[حق و باطل]] را تشخیص میدهد. [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|الْعَقْلُ نُورٌ فِي الْقَلْبِ يُفَرَّقُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِ وَ الْبَاطِلِ}}<ref>ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ۲۰/۴۰.</ref>؛ [[عقل]] نوری است در وجود [[انسان]] که [[حق]] را از [[باطل]] جدا میکند. و میفرماید: {{متن حدیث|مَثَلُ الْعَقْلِ فِي الْقَلْبِ كَمَثَلِ السِّرَاجِ فِي وَسَطِ الْبَيْتِ}}<ref>صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹۸.</ref>؛[[عقل]] در وجود [[آدمی]] همانند چراغی است که در وسط اتاق نهاده میشود. بر این اساس، [[عقل]] با [[درک]] [[ارزش]] و [[جایگاه]] [[عدالت]]، یکی از مبانی [[گرایش]] [[انسان]] به [[عدالت]] است.
| |
| #'''[[دین]]''': [[اجرای عدالت]] در نفس و [[جامعه انسانی]] به دو چیز منوط است: نخست آشنایی با [[فضایل]] و [[رذایل]] و خوبی و [[بدی]] و دیگر [[توانایی]] درمان [[رذیلت]] و ترک [[بدی]] از یک سو و کسب [[فضیلت]] و انجام خوبی از سوی دیگر. بدون [[شک]] [[انسان]] به وسیله [[عقل]] خود بسیاری از صفات [[نیک]] و بد و کارهای [[زشت]] و [[زیبا]] را میشناسد و در کسب خوبی و [[مبارزه]] با [[بدیها]] نیز [[ناتوان]] نیست؛ ولی با این حال همه [[خوبیها]] را نمیشناسد و از همه [[بدیها]] با خبر نیست و در میدان کسب و [[مبارزه]]، محتاج انگیزهای [[قوی]]، برنامهای حساب شده و [[حمایت]] دستی [[برتر]] است. [[دین]] میتواند همه این نیازها را پاسخ دهد؛ بنابراین [[دین]] در تحقق و [[اجرای عدالت]] چهار کارکرد مهم دارد. کارکردهای [[دین]] در [[اجرای عدالت]] عبارتاند از:
| |
| ##'''[[کشف]] و معرفی [[فضائل]] و [[رذایل]]''': اصول [[فضایل]] و [[رذایل]] به وسیله [[عقل]] شناسایی میشود، ولی [[فروع]] و مصداقهای آن از حیطه [[ادراک]] [[عقل]] خارج است. یکی از [[کارکردهای دین]]، معرفی [[فروع]] و مصادیق [[فضایل]] و [[رذایل]] است؛ برای نمونه، [[انسان]] به وسیله [[عقل]] میداند که [[جوانمردی]] [[فضیلت]] است و کسب آن لازم و [[پستی]] و [[دنائت]] رذیلتی است که ترک آن ضروری است، ولی تشخیص اینکه چه کاری [[جوانمردی]] و چه کاری [[دنائت]] است؟ از عقل ساخته نیست. در اینجا چراغ [[شرع]] است که [[راه]] را به [[انسان]] نشان میدهد. برای آشنایی با شیوه [[دین]] در معرفی [[فروع]] مصداقهای [[فضایل]] و [[رذایل]]، چند [[روایت]] [[نقل]] میکنیم. [[علی]]{{ع}} میفرماید: [[انسان]] دوگونه [[جوانمردی]] دارد یکی مخصوص حَضَر و دیگری مخصوص [[سفر]]. [[جوانمردی]] در حَضَر، [[قرائت قرآن]]، [[همنشینی]] است با [[دانشمندان]]، مطالعه [[فقه]] و کسب [[آگاهی]] و شرکت در [[نماز جماعت]] است و [[جوانمردی]] در [[سفر]] آن است که از توشه خود ببخشی با همسفرت کمتر [[مخالفت]] کنی و در هر فراز و در هر منزلی و [[قیام]] و قعودی فراوان [[خدا]] را یاد کنی<ref>صدوق، خصال، ص۵۴.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: برخی [[گمان]] میکنند: [[جوانمردی]] با [[فسق]] و [[فجور]] است [[جوانمردی]]، سفره گسترده، هدایای ارسالی و خودداری از [[آزار دیگران]] است<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|كُفْرُ النِّعْمَةِ لُؤْمٌ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴.</ref>؛ [[کفران نعمت]]، [[پستی]] است. و فرمود: [[بدی]] در [[حق]] آنکه با تو [[نیکی]] کرده، [[پستی]] است<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۷۶.</ref>. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: امروز و فرداکردن کسی که میتواند [[دین]] خود را بپردازد، [[پستی]] است<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۶۸.</ref>. [[امام هادی]]{{ع}} میفرماید: [[خشم]] گرفتن بر زیردستان، [[پستی]] است<ref>حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۲۶۸.</ref>.
| |
| ##'''پرورش [[فضایل]] و احیای [[کرامت انسانی]]''': یکی از روشهای [[دین]] برای اجرای برنامه و تحقق اهداف [[دینی]]، توجه دادن [[انسان]] به [[جایگاه]] خود در [[نظام آفرینش]] است. [[قرآن کریم]] [[انسان]] را موجودی [[شریف]] و بزرگوار معرفی میکند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}} «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> که از [[روح خدا]] بهرهای برده<ref>{{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}} «و در او از روان خویش دمیدم» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>، [[شایسته]] [[جانشینی خدا]] در [[زمین]] شده<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً..}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم»... سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، بار [[امانت]] او را که [[زمین]] و [[آسمان]] و کوهها از [[تحمل]] آن درماندهاند، به دوش گرفته<ref>{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ}} «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> و به همین [[دلیل]] مخاطب [[تکالیف]] الاهی شده است. تصویر چنین جایگاهی، مسیر [[انسان]] را به سمت [[ارزشها]] و [[فضایل اخلاقی]] [[تغییر]] میدهد و در این مسیر است که کسب [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[اجرای عدالت]] [[رفتاری]] برای [[انسان]] میسر میشود.
| |
| ##'''[[راهنمایی]] و [[همراهی]] [[انسان]] در [[تهذیب نفس]] و [[تعدیل غرایز]] [[سرکش]]''': به تصریح [[قرآن کریم]]، یکی از [[اهداف بعثت انبیا]]، [[تهذیب]] و [[تزکیه]] [[انسانها]] از [[رذایل اخلاقی]] است<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}} «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.</ref>. به همین [[دلیل]] برخی از [[تکالیف]] به گونهای طراحی شده است که [[رذایل اخلاقی]] را [[سرکوب]] و ریشهکن میسازد؛ مثلاً [[انفاق]]، [[بخل]] را [[نماز]]، [[تکبر]] را و [[روزه]] [[شکمبارگی]] را درمان میکند؛ بنابراین یکی از [[کارکردهای دین]] علاوه بر معرفی [[رذایل]] و پیامدهای شوم آنها [[برنامهریزی]] عملی برای دفع و درمان آنهاست.
| |
| ## '''ضمانت اجرایی تحقق بخشیدن به [[ارزشها]]''': [[شناخت]] [[فضائل]] و [[رذایل]] اگر چه برای [[تهذیب نفس]] و حرکت در مسیر [[عدالت]]، ضروری است، کافی نیست. [[انسان]] معمولاً تحت تأثیر جاذبههای [[دنیوی]] و [[امیال نفسانی]] از دانستههای خود چشم میپوشد و با آنکه خوب و بد را میشناسد، برای رسیدن به خوبی تلاش نمیکند. یکی از [[کارکردهای دین]] در مسیر تحقق [[عدالت]] این است که با تصویر [[زندگی]] [[اخروی]] و [[کیفر]] و [[پاداش]] در [[بهشت و جهنم]] [[انسان]] را به تلاش و تکاپو وامیدارد.
| |
| #'''[[ایمان]]''': رابطه [[ایمان]] و [[عدالت]] یک رابطه مستقیم است، هر چه [[ایمان]] محکمتر باشد، [[رفتار انسان]] عادلانهتر است. هیچکس بدون برخورداری از [[ایمان به خدا]] و [[معاد]]، نمیتواند به معنی دقیق [[عادل]] باشد. ممکن است کسی تحت تأثیر [[عواطف]] [[انسانی]] یا عواملی دیگر در پارهای از امور عادلانه [[رفتار]] کند، اما [[اجرای عدالت]] کامل محتاج به [[ایمان]] است. پیش از این درباره [[ارتباط]] [[عدالت]] و [[ایمان]] چند [[روایت]] [[نقل]] کردیم. بر آنچه گذشت این نکته را میافزاییم که رابطه [[ایمان]] و [[عدالت]] چنان نزدیک و محکم است که در [[روایات معصومین]]، [[عدالت]] نشانه [[ایمان]] به شمار آمده است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ وَاسَى الْفَقِيرَ مِنْ مَالِهِ وَ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ فَذَلِكَ الْمُؤْمِنُ حَقّاً}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۷.</ref>؛ کسی که از [[مال]] خویش به [[نیازمندان]] کمک کند و در [[روابط]] خویش با [[مردم]] [[انصاف]] کند، [[مؤمن حقیقی]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[انصاف]] با [[مردم]] را از [[حقیقت ایمان]] شمرده است<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۸.</ref>؛ بنابراین یکی از مبانی [[عدالت]]، [[ایمان به خدا]] و [[معاد]] است. این رابطه محکم ناشی از آن است که پیدایش [[عدالت]] به کنترل [[غرایز]] [[نفسانی]] منوط است. کسی که [[غرایز]] [[سرکش]] را مهار نکرده باشد، در نفس خویش به [[عدالت]] [[دست]] نمییابد و در [[اجتماع]] نیز به مراعات و [[اجرای عدالت]] موفق نمیشود. از طرفی [[ایمان به خدا]] و [[قیامت]]، مهمترین عامل کنترل [[غرایز]] است. به همین [[دلیل]]، [[جوامع]] با [[ایمان]] که قلبها به [[نور]] [[خدا]] روشن شده، [[مفاسد]] و جنایتها به مراتب کمتر است. کسی که به [[خدا]] و [[قیامت]] [[ایمان]] پیدا نکند، معبودی جز [[هوا و هوس]] خویش ندارد. {{متن قرآن|أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را خدای خویش گرفته است؟» سوره فرقان، آیه ۴۳.</ref>. ناگفته پیداست که [[انسان]] در چنین شرایطی نمیتواند از کنترل [[غریزه]] [[سخن]] بگوید؛ بنابراین هرگز به کسب و [[اجرای عدالت]]، موفق نخواهد شد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص72-77.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==ارزش و جایگاه [[عدالت]]==
| | [[امیرمؤمنان]]{{ع}} اهمیت عدالت را ضمن بیانهایی شیوا و جامع اینگونه تبیین فرموده است: عدالت مایه زندگی است<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ حَيَاةٌ}}؛ عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ترجمه حسینی، ج۱، ص۶۴؛ محمدی ریشهری، میزانالحکمه، ج۴، ص۱۸۳۹.</ref>. عدالت ملاک عالم و [[انتظام]] بخش احوال آن و جور، مایه هلاکت و ویرانی است<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ مِلَاكٌ الْجَوْرُ هَلَاكٌ}}؛ غررالحکم، ج۱، ص۵۷.</ref>.<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۷۶.</ref> |
| *[[عدالت]] چه به عنوان یک صفت [[نفسانی]] و چه به عنوان یک [[رفتار اجتماعی]] در [[قرآن]] و [[روایات]] [[ستایش]] شده است. [[عدالت اجتماعی]] از نظر [[اسلام]] چنان [[ارزشمند]] است که [[قرآن کریم]] به عنوان [[هدف بعثت انبیا]] و [[انزال کتب]] و [[شرایع آسمانی]] از آن یاد میکند. {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. به همین [[دلیل]] [[خداوند متعال]] خود به [[عدالت]] [[فرمان]] داده، میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. و به [[انسانها]] [[یادآوری]] میکند که [[منافع]] شخصی و [[روابط]] [[خانوادگی]] و [[خویشاوندی]] نباید مانع [[رفتار عادلانه]] شود. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[عدالت]] را ستون [[جامعه انسانی]] و مایه [[پیشرفت]] و [[سرافرازی]] [[اسلام]] شمرده میفرماید: {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْعَدْلَ قَوَاماً لِلْأَنَامِ وَ تَنْزِيهاً مِنَ الْمَظَالِمِ وَ الْآثَامِ وَ تَسْنِيَةً لِلْإِسْلَامِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۲۳.</ref>؛ [[خداوند]] [[پاک]] [[عدالت]] را مایه [[استواری]] [[مردمان]]، [[پاکی]] از [[ستمها]] و [[گناهان]] و [[سرافرازی]] [[اسلام]] قرار داده است. [[عدالت]] جاذبهای [[فطری]] دارد و در پیشگاه [[وجدان]] عمومی [[بشر]] [[ارزشمند]] و گرانقدر است. در سایه [[عدالت]] است که هرکسی به [[حق]] خویش میرسد، تعدّی و [[تجاوز]] از [[جامعه]] رخت برمیبندد و [[امنیت]] و [[آرامش]] [[حاکم]] میشود، به همین [[دلیل]] با [[سرشت]] اولیه [[انسانی]] سازگار است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْيَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَ أَطْيَبُ رِيحاً مِنَ الْمِسْكِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۷.</ref>؛ [[عدالت]] از عسل شیرینتر از کره نرمتر و از مشک خوشبوتر است. و باز میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَحْلَى مِنَ الْمَاءِ يُصِيبُهُ الظَّمْآنُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۸۸.</ref>؛ [[عدالت]]، شیرینتر از آب زلالی است که [[تشنه]] کامی به آن دست مییابد. به همین [[دلیل]]، [[گریز]] از [[عدالت]]، [[گریز]] از [[سرشت]] [[پاک]] [[انسانی]] و برای [[انسان]] [[عیب]] است و حتی آنان که خود از [[عدالت]] سر باز میزنند، به این نقصان واقفند.
| |
| *[[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْدِلُوا فَإِنَّكُمْ تَعِيبُونَ عَلَى قَوْمٍ لَا يَعْدِلُونَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۱۴۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۹۳.</ref>؛ از [[خدا]] [[پروا]] کنید و به [[عدالت]] [[رفتار]] کنید، زیرا شما خود به کسانی که [[عدالت]] نکنند خرده میگیرید. [[امام سجاد]]{{ع}} [[عدالت]] را یکی از سه رکن اصلی [[قوانین]] [[دین]] شمرده<ref>صدوق، خصال، ص۱۱۳.</ref> و [[امیرالمؤمنین]] [[ثواب]] [[عدالت]] را غیر قابل سنجش معرفی کرده، میفرماید: {{متن حدیث|شَيْئَانِ لَا يُوزَنُ ثَوَابُهُمَا: الْعَفْوُ وَ الْعَدْلُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۹۷.</ref>؛ دو چیز است که پاداششان به سنجش نمیآید: گذشت و [[عدالت]]. [[عدالت]] [[نفسانی]] نیز به عنوان یکی از انواع اصلی [[فضایل]]، [[برترین]] [[خصلت]]، نافعترین خو، صفتی [[ایمانی]] و مجمع همه [[خوبیها]] ستوده شده است. امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: [[فضایل]] [[انسانی]] چهار نوع است... چهارمین نوع آن عدل است که بر پایه [[اعتدال]] قوای [[نفسانی]] است<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۱.</ref>. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَفْضَلُ سَجِيَّةٍ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۸.</ref>؛ عدل، [[برترین]] [[خوی]] [[انسانی]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|أَكْرَمُ الْأَخْلَاقِ السَّخَاءُ وَ أَعَمُّهَا نَفْعاً الْعَدْلُ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۲۲.</ref>؛ ارزشمندترین [[اخلاق]] [[سخاوت]] است و نافعترین [[اخلاق]] عدل است. و میفرماید: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۰؛ صدوق، خصال، ص۲۳۱.</ref>؛ [[ایمان]] بر چهار پایه [[استوار]] است: [[صبر]] و [[یقین]] و عدل و [[جهاد]]. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ جِمَاعُ الْإِحْسَانِ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۹.</ref>؛ عدل اصل [[ایمان]] و مجمع همه خوبیهاست. و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ زِينَةُ الْإِيمَانِ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۴، ص۱۳۱؛ ابوالفتح اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۱۳۹.</ref>؛ [[عدالت]] [[زینت]] [[ایمان]] است. و میفرماید: {{متن حدیث|غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۴۹.</ref>؛ آخرین مرتبه [[عدالت]] آن است که [[انسان]] در نفس خویش برقرار کند<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص59، 60.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==نسبیت [[عدالت]]== | | ==ضرورت عدل== |
| | {{اصلی|وجوب عدل}} |
| | === لزوم اجرای عدالت === |
| | «عدالت» محور [[عالم هستی]] و خواسته [[فطرت]] انسانهایِ [[آزاده]] است و در [[مکتب اسلام]]، به عنوان اصلی که میتواند [[مشکلات]] [[اجتماعی]] [[بشر]] را حل کرده، [[سیر]] [[تکامل]] جامعه را هموار سازد، اساس سلامت رفتارهای فردی و اجتماعی و مقدم بر سایر اصول اخلاقی تلقی شده است. از این رو در منابع دینی به [[عدالتورزی]] و گسترش [[دادگری]] اهمیت بسیاری داده شده و برای [[حاکمیت]] دادن به آن تأکیدها و سفارشهای فراوانی نقل شده است؛ به ویژه در مورد [[حاکمان]] [[اسلامی]] که به عنوان هدایتگران و سکانداران جامعه، نقش مؤثری در احیای این مهم میتوانند داشته باشند. |
|
| |
|
| ==جستارهای وابسته== | | در [[آیات]] بسیاری، به عدالتورزی و دادگری [[امر]] شده است. [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن ... به شما اندرز میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. در آیهای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ای [[مؤمنان]]! به [[دادگری]] بپاخیزید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۸۱.</ref> |
| {{فهرست اثر}} | | |
| {{ستون-شروع|7}} | | == گستره عدل == |
| | اصل عدالت یک اصل عقلایی و فرادینی است که ارزش ذاتی داشته و عمومیت دارد، یعنی هیچ شرط و محدودیت زمانی و مکانی ندارد<ref>ر.ک: [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۲۰۶-۲۱۳.</ref>. گسترۀ عدالت، چنان است که همهکس و همهچیز را دربر میگیرد و آباد میسازد<ref>ر.ک: [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۵۶ ـ ۵۵۷.</ref>. |
| | |
| | عدل در وسیعترین مفهوم، شامل: «[[حقوق خدا]] بر [[انسان]]»، «[[حقوق انسان]] بر [[انسان]]»، «حق انسان بر خودش» و حتی «[[حق]] اعضا و جوارح انسان بر او» هم میشود؛ در واقع مفهوم عدل، تقریباً برابر با همه ارزشهای مثبت است<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳.</ref>، همچنان که نقطه مقابل آن، [[ظلم]] به معنای کار بیجا و [[تعدی]]، همه [[رذایل]] را شامل میشود<ref>احمد نراقی، معراج السعاده، ص۳۶۲ – ۳۶۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۵۰.</ref> عدالت هم از [[صفات خداوند]] است، هم در [[شاهد]] و [[قاضی]] و [[امام]]، شرط است، هم در [[پیشوا]] و [[رهبر]] باید باشد، تا بتواند [[قسط]] و عدالت را در [[جامعه]] تحقّق بخشد<ref>نراقی «جامع السعادات»، ج ۱ ص ۵۱</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۳.</ref> [[امام علی]] {{ع}} [[عدالتخواهی]] را از هر [[کار نیک]] و هر تلاش در [[راه خدا]]، برتر و والاتر میداند. در آموزههای آن حضرت، عدالت، محکمترین بنیاد و مایۀ [[سلامت]] و بهروزی مردمان است و هیچ چیز به اندازه عدالت و [[عدالتخواهی]] ارزش و قیمت ندارد<ref>ر.ک: [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۵۴ ـ ۵۵۵.</ref>. بر همین اساس عدالت در اندیشۀ سیاسی اسلام و شیوۀ [[حکومت]]، نیز جایگاه مهمّی دارد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۳.</ref>، چنانچه فلسفه [[بعثت پیامبران]] {{صل}} برپایی [[قسط و عدل]] بوده است<ref>ر.ک: [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۲۰۶-۲۱۳.</ref>. |
| | |
| | == اقسام عدل == |
| | عدل را میتوان از یک منظر به دو قسم تقسیم کرد: [[عدل الهی]] و عدل بشری. |
| | # '''عدل الهی''': عدل یکی از صفات [[خداوند متعال]] و از مهمترین [[اهداف بعثت]] [[انبیاء]] است {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}} <ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. اهمیت عدل در [[دین مبین اسلام]] به قدری است که یکی از اصول پنجگانه [[مذهب تشیع]] را تشکیل میدهد. بیتردید [[خدا]] [[عادل]] است و [[جهان آفرینش]]، مظهر تام عدل الهی است: {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ}}<ref>«خداوند آسمانها و زمین را راستین آفرید» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ}}<ref>ابن ابی الجمهور، عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰۳.</ref>. |
| | # '''عدل بشری''': در این نوع از عدل، محور، [[انسان]] عادل است و رعایت عدل از سوی او در دو جایگاه فردی (نسبت به خود) و [[اجتماعی]] (نسبت به دیگران) مطرح میشود<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۶.</ref>. مراد از عدل فردی، تلاش فرد در جهت ایجاد توازن و [[اعتدال]] درونی است. در [[روایات اسلامی]] از این نوع از عدل، به عنوان بزرگترین عدل نام بردهاند: {{متن حدیث|غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۳۶، ش۴۷۵۷.</ref> (نهایت عدل آن است که [[آدمی]] عدل را در وجود خود برقرار سازد). وجود چنین توازن درونی، مقدمه و لازمه [[برقراری عدل]] در سطحی وسیعتر یعنی [[اجتماع]] میباشد<ref>[[سلیمان خاکبان|خاکبان، سلیمان]]، [[رقیه یوسفی|یوسفی، رقیه]]، [[عدالت اسلامی (مقاله)|عدالت اسلامی]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]].</ref>. |
| | |
| | == ابعاد مختلف عدالت == |
| | # '''عدالت در توزیع [[ثروت]] و درآمد:''' همه [[نعمتها]] و [[ثروتها]] برای عموم [[انسانها]] [[آفریده]] شده است و کسی [[حق]] انحصار آنها را ندارد؛ [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ}}<ref>«و زمین را برای آفریدگان پدید آورد» سوره الرحمن، آیه ۱۰.</ref>. برخورداری از ثروت و درآمد و بهرهمندی از نعمتهای الهی به [[میزان]] شایستگی، از [[حقوق]] مسلّم افراد جامعه است؛ اما عواملی از قبیل [[احتکار]]، [[رباخواری]]، استفاده از شرایط ویژه [[اقتصادی]] برای تصاحب [[اموال]] دیگران، [[غصب]]، [[سرقت]] و ملاحظات و [[تبعیضها]] در اعطای امتیازات، باعث پیدایش بسیاری از [[نابرابریهای اقتصادی]] در [[جامعه]] خواهد بود که [[حکومت اسلامی]] موظف است زمینههای چنین [[بیعدالتیها]] را ـ که از عوامل مؤثر در [[فقر]] و [[محرومیت]] [[جامعه]] است ـ از بین برده و در ایجاد محیطِ سالم [[اقتصادی]] بکوشد. |
| | # '''[[عدالت قضایی]]:''' [[خداوند]] خطاب به [[حضرت داوود]]{{ع}} میفرمایند: ای داوود! ما تو را در روی [[زمین]] [[مقام خلافت]] دادیم، تا میان [[خلق]] [[خدا]] به [[حق]] [[حکم]] کنی و هرگز [[هوای نفس]] را [[پیروی]] نکنی که تو را از [[راه خدا]] [[گمراه]] سازد و آنان که از راه خدا گمراه شوند، چون [[روز حساب]] (و [[قیامت]]) را فراموش کردهاند، به [[عذاب]] سخت معذّب خواهند شد<ref>ص، آیه ۲۶.</ref>. یعنی حال که این موهبت بزرگ ([[حکومت الهی]]) به تو ارزانی شده است، [[وظیفه]] داری که در میان [[مردم]] به حق حکم کرده و هرگز از هوای نفس [[پیروی]] نکنی و این، بیانگر اهمیتِ [[عدالت]]، در [[قضاوت]] و دادرسی است. منظور از تحقق بخشیدن به عدالت قضایی و دادرسی این است که: |
| | ## اولاً، همه افراد [[جامعه]] امکان دسترسی به محکمه عدل را داشته باشند و چنین نباشد که در [[کشور اسلامی]] مناطق دور دست از وجود [[محکمه]] [[قضایی]] [[محروم]] باشند و [[مردم]] محاکم خود را نتوانند حل کنند. |
| | ## ثانیاً، روند [[قضاوت]] و دادرسی بین طرفین دعوا، یکسان و به [[عدالت]] باشد و از هرگونه ملاحظات تبعیضآمیز پرهیز شود. |
| | ## ثالثاً، در صدور [[حکم]]، جانب عدالت و [[رضایت الهی]] مراعات شود و [[مجرم]] آنگونه که مستحق است، [[مجازات]] شود. |
| | # '''عدالت در اعطای آزادی:''' [[اندیشه]] آزادیهای [[انسانی]] از دیرباز در ذهن [[بشر]] وجود داشته است، به طوری که آن را آرمانی برای خود تصور کرده و هم چون گوهری عزیز، هیچ گاه از آن چشم نپوشیده است؛ حتی پذیرش [[قوانین]] و [[متعهد]] شدن در برابر مقرراتِ جاری نیز برای این بوده که [[آزادی]] به مخاطره نیفتد. علاوه بر اینکه [[انسانها]] خواهان چنین آزادیاند، [[تساوی]] و [[برابری]] در برخورداری از آزادی نیز مطلوب آنان بوده و [[تبعیض]] در اعطای آن، برای عموم انسانها امری ناپذیرفتنی و منفور بوده است. به طور اساسی، بیشتر خیزشها و [[انقلابها]] در [[اعتراض]] به [[بیعدالتی]] و [[نابرابری]] در آزادی بوده که به نوعی انسانها را در برخورداری از استعدادها و تواناییهای طبیعی و خدادادیشان محدود و [[محروم]] ساخته است. |
| | # '''عدالت در تعامل با اقوام و قبایل:''' افراد هر جامعه غالباً از اقوام و نژادهای مختلفی تشکیل یافتهاند که هرکدام به [[آداب]] و [[فرهنگ]] خاص خود [[احترام]] گذاشته و از آن [[تبعیت]] میکنند. اگر در جامعه نژاد و قومی خاص بر سایر اقوام و نژادها ترجیح داده شود، منشأ بروز [[مشکلات]] و تعارضهای زیادی خواهد گردید. [[اسلام]]، همه [[مردم]] را از جهت قومی و نژادی برابر و مساوی دانسته و تنها ملاک [[برتر]] بودن را [[میزان]] [[کمالات]] و [[قرب]] به مبدأ هستی قرار داده است<ref>سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. |
| | # '''عدالت در اخذ مالیات:''' در [[زمان]] [[خلافت امیرمؤمنان]]{{ع}} عمدهترین منابع تأمین [[بیت المال]]، وجوهی بود که به عنوان [[زکات]] از [[مردم]] گرفته میشد و نیز اموالی که به صورت [[خراج]] از [[اهل ذمه]] و معاهدان با [[دولت اسلامی]] دریافت میگردید. علاوه بر موارد فوق، ظاهراً وجوهی به صورت [[مالیات]] نیز از [[مردم]] اخذ میشد<ref>ر.ک: وسائل الشیعه، ج۶، ص۵۱.</ref>. اگر نظام مالیاتی [[کشور]] [[اصلاح]] شود و مالیاتدهندگان رفتارهای اصولی و عادلانه [[دولت]] را در این زمینه [[احساس]] کنند، به طور قطع، [[اشتیاق]] و دلگرمی خود را در پرداخت وجوه مالیاتی ابراز خواهند کرد؛ زیرا از طرفی تلاش [[صادقانه]] دولت در تخصیص بهینه [[اموال]] جهت عمران و [[پیشرفت]] کشور، آنها را مطمئن میسازد که اموالشان به منافع آنان [[هزینه]] میشود و از سوی دیگر، رفتارهای عادلانه در گرفتن مالیات، آنها را از [[همدلی]] و [[همکاری]] دولتمردان [[آگاه]] میسازد<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۸۸ ـ ۹۷.</ref>. |
| | |
| | == مراتب عدالت == |
| | عدالت دارای مراتب فراوانی است که همه آنها قابل شمارش نیست، ولی مهمترین مراتبی که بر اثر [[ضعف]] و شدت این نهاد [[نفسانی]] پدید میآید، پنج مرتبه است. |
| | # '''رهایی از ظلم''': اولین مرتبه عدالت آن است که [[انسان]] از رفتارهای ظالمانه [[دست]] بردارد و به حقوق مردمان و [[احکام الهی]] توجه پیدا کند. |
| | # '''مراعات گزینشی [[احکام]] و [[حقوق]]''': در این مرتبه [[انسان]] نه تنها از رفتارهای [[ظالمانه]] [[دست]] برداشته، بلکه پارهای از رفتارهایش نیز بر سیاق [[عدالت]] است، علاوه بر آنکه به [[احکام]] و [[حقوق]] توجه پیدا کرده برخی از آنها را نیز مراعات میکند. |
| | # '''رعایت حدود واجب شرعی''': در این مرتبه [[انسان]] موفق میشود حقوق سایر [[انسانها]] را ادا کند و [[واجبات]] و [[محرمات]] [[شرعی]] را نیز به طور کامل مراعات نماید. [[انسان]] در این مرتبه مراقب است که هیچ واجبی را ترک نکند و هیچ حرامی را مرتکب نشود. |
| | # '''رعایت [[مستحبات]]''': [[احکام الهی]] دارای دو مرتبه [[واجب]] و [[مستحب]] است. مراعات واجبات چنانکه از نامشان پیداست مهم و ضروری است؛ ولی مراعات مستحبات ارزشمند و ارزشآفرین است. |
| | # '''عدالت همهجانبه''': آخرین مرتبۀ عدالت عبارت از آن است که انسان در تمام مراتب وجود خویش به [[اعتدال]] میرسد؛ از جمله در زمینه صفات [[نفسانی]] هیچ صفتی خارج از اعتدال در وجود او یافت نمیشود، در مقام عمل هیچ گفتار و کرداری بر خلاف [[میزان]] [[عقل]] و [[شرع]] ـ نه در مرتبه [[واجبات]] و [[محرمات]] و نه در مرتبه مستحبات و مکروهات ـ از او صادر نمیشود. در [[مقام]] [[فکر]] و [[اندیشه]] از هر [[فکری]] جز کسب رضای [[حضرت حق]] و رسیدن به [[مقام قرب]] او تهی میشود و در مقام [[قلب]] و [[روح]] از هر تعلقی جز [[وابستگی]] به [[ذات اقدس الهی]] [[آزاد]] میشود. این مرتبه از عدالت مخصوص [[اولیا]] و [[پیامبران الهی]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۷۰، ۷۱.</ref>. |
| | |
| | == مبانی عدالت == |
| | عدالت بر چهار پایه [[استوار]] است: [[فطرت]]، عقل، [[دین]] و [[ایمان]]. |
| | # '''فطرت''': [[انسان]] به گونهای [[آفریده]] شده که اگر به حال خود رها شود، به جانب خوبیها و [[فضایل]] میرود. عدالت چه به معنی عام و چه به معنی خاص، از زیباترین پدیدههای [[جهان]] است؛ بنابراین طبیعی است که انسان به طور [[فطری]] و ذاتی به عدالت [[گرایش]] داشته باشد. |
| | # '''[[عقل]]''': عقل در وجود [[انسان]] نام دو نیرو است: [[عقل عملی]] و [[عقل نظری]]؛ عقل عملی خود همپایه [[عدالت]] است، ولی [[عقل نظری]] نیرویی است که [[خیر و شر]] و [[نیکی]] و بدی را باز میشناسد و [[حق و باطل]] را تشخیص میدهد. عقل در وجود [[آدمی]] همانند چراغی است که در وسط اتاق نهاده میشود. بر این اساس، عقل با [[درک]] [[ارزش]] و جایگاه عدالت، یکی از مبانی [[گرایش]] انسان به عدالت است. |
| | # '''[[دین]]''': [[اجرای عدالت]] در نفس و [[جامعه انسانی]] به دو چیز منوط است: نخست آشنایی با [[فضایل]] و [[رذایل]] و خوبی و بدی و دیگر [[توانایی]] درمان [[رذیلت]] و ترک بدی از یک سو و کسب [[فضیلت]] و انجام خوبی از سوی دیگر. بدون [[شک]] انسان به وسیله عقل خود بسیاری از صفات نیک و بد و کارهای زشت و [[زیبا]] را میشناسد و در کسب خوبی و [[مبارزه]] با بدیها نیز [[ناتوان]] نیست؛ ولی با این حال همه خوبیها را نمیشناسد و از همه بدیها با خبر نیست و در میدان کسب و مبارزه، محتاج انگیزهای [[قوی]]، برنامهای حساب شده و حمایت دستی [[برتر]] است. [[دین]] میتواند همه این نیازها را پاسخ دهد. |
| | # '''[[ایمان]]''': رابطه ایمان و عدالت یک رابطه مستقیم است، هر چه ایمان محکمتر باشد، [[رفتار انسان]] عادلانهتر است. هیچکس بدون برخورداری از [[ایمان به خدا]] و [[معاد]]، نمیتواند به معنی دقیق [[عادل]] باشد. ممکن است کسی تحت تأثیر [[عواطف]] [[انسانی]] یا عواملی دیگر در پارهای از امور عادلانه [[رفتار]] کند، اما [[اجرای عدالت]] کامل محتاج به ایمان است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۷۲-۷۷.</ref>. |
| | |
| | == [[ارزش]] و جایگاه [[عدالت]] == |
| | عدالت چه به عنوان یک صفت نفسانی و چه به عنوان یک رفتار اجتماعی در [[قرآن]] و [[روایات]] [[ستایش]] شده است. [[عدالت اجتماعی]] از نظر [[اسلام]] چنان ارزشمند است که [[قرآن کریم]] به عنوان [[هدف بعثت انبیا]] و انزال کتب و [[شرایع آسمانی]] از آن یاد میکند: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. به همین دلیل [[خداوند متعال]] خود به عدالت [[فرمان]] داده، میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. |
| | |
| | [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} عدالت را ستون [[جامعه انسانی]] و مایه [[پیشرفت]] و سرافرازی اسلام شمرده میفرماید: [[خداوند]] [[پاک]] [[عدالت]] را مایه [[استواری]] [[مردمان]]، [[پاکی]] از [[ستمها]] و [[گناهان]] و سرافرازی اسلام قرار داده است<ref>{{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْعَدْلَ قَوَاماً لِلْأَنَامِ وَ تَنْزِيهاً مِنَ الْمَظَالِمِ وَ الْآثَامِ وَ تَسْنِيَةً لِلْإِسْلَامِ}}، علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۲۳.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: عدالت از عسل شیرینتر از کره نرمتر و از [[مشک]] خوشبوتر است<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْيَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَ أَطْيَبُ رِيحاً مِنَ الْمِسْكِ}}، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۵۹، ۶۰.</ref> |
| | |
| | == آثار و نتایج عدالت == |
| | عدالت در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] و فردی و [[اجتماعی]] [[انسان]] آثار و نتایج فراوانی دارد. برخی از این آثار عبارتاند از: |
| | # '''آثار فردی [[عدالت]]:''' درباره آثار فردی عدالت به مواردی میتوان اشاره کرد مانند: بالارفتن منزلت اجتماعی<ref>آمدی، غررالحکم، ص۱۹۳.</ref>؛ رسیدن به [[حکومت]] و برخورداری از [[رحمت خدا]]<ref>جمالالدین محمد خوانساری، شرح غرر الحکم، ج۵، ص۲۳۷.</ref>. |
| | # '''آثار [[اجتماعی]] عدالت:''' بیشتر آثار عدالت، آثاری است که در [[جامعه انسانی]] ظهور میکند و همه آحاد جامعه از آن بهرهمند میشوند: |
| | ## '''[[اصلاح جامعه]]:''' یکی از ثمرات عدالت در [[جامعه]] این است که [[مفاسد]] فردی و اجتماعی درمان میشوند. با [[اجرای عدالت]]، هرکس به [[حق]] خود نائل و راه [[پیشرفت]] و [[ترقی]] به طور یکسان به روی همه باز میشود و [[زندگی]] [[مردم]] سامان مییابد و زمینه [[رشد]] [[فضایل اخلاقی]] فراهم میآید و جز انسانهای [[بیمار]] که در [[قیاس]] با توده مردمان به حساب نمیآیند، کسی به سمت نقض قانون نمیرود. |
| | ## '''[[پایداری]] [[اجتماع]]''': اجتماعات [[انسانی]] محصول نیاز انسانها به یکدیگر است؛ به همین دلیل یک [[جامعه]] تا زمانی دوام میآورد که در آن، منافع متقابل آحاد [[انسانها]] تأمین و شرایط [[زندگی]] سالم انسانی فراهم شود و این مهم تنها در [[سایه]] عدالت صورت میگیرد، بنابراین، بقا و دوام [[جامعه بشری]] به [[اجرای عدالت]] منوط است. |
| | ## '''آبادی و [[برکت]]''': [[خداوند متعال]] به عنوان یک [[سنت]] مقرر فرموده است که اگر در دیاری عدالت جاری شود [[برکات]] [[زمین]] و [[آسمان]] را به مردم آن [[دیار]] ارزانی کند<ref>سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>. |
| | ## '''[[پایداری]] [[حکومت]]''': رسیدن به [[قدرت]] و [[دولت]]، یکی از آثار عدالت است<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۲۰.</ref>. علاوه بر این بقای قدرت و حکومت نیز به [[اجرای عدالت]] منوط است<ref>جمالالدین محمد خوانساری، شرح غرر الحکم، ج۳، ص۳۵۳.</ref>. |
| | ## '''[[نشاط]] [[قانون]]''': یکی از آثار عدالت، نشاط و جریان قانون است. در جوامعی که عدالت حاکم نیست، قانون، اسمی بیمسمی و عنوانی بیمعنون و در [[حقیقت]] بازیچهای است که [[حاکمان ظالم]] برای توجیه مظالم و تأمین منافع خود به آن استناد میکنند، ولی در [[جوامع]] عدالتمدار، همانطور که برای تأمین منافع [[قدرتمندان]] به قانون استناد میشود، برای گرفتن حق مظلومان و تودههای [[مردم]] از ایشان نیز قانون حکومت میکند. امیرالمؤمنین{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ حَيَاةُ الْأَحْكَامِ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۸.</ref>؛ [[عدالت]]، موجب [[زندگی]] [[احکام]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۷۹-۸۴.</ref>. |
| | |
| | == دستاوردهای اجرای عدالت == |
| | # '''دستاوردهای سیاسی:''' آنچه به عنوان برآیند سیاسی اجرای عدالت حائز اهمیت است، میتوان به چند نکته اشاره کرد: |
| | ## '''ایجاد [[امنیت]]''': بیشک مهمترین ثمره [[اجرای عدالت]]، [[امنیت سیاسی]] است. البته [[امنیت فرهنگی]]، [[اقتصادی]]، روانی و [[اجتماعی]] نیز در فضای امنیت سیاسی پدید خواهد آمد. |
| | ## '''[[شکست]] [[دشمن]]''': دشمن در هر شرایطی [[منتظر]] فرصت است تا روزنهای بیابد و ضربهاش را بزند. [[تحقق عدالت]] تمام روزنههای نفوذ دشمن را میبندد و [[اجازه]] ورود به حریم خصوصی یک [[ملت]] [[متحد]]، منسجم و یکپارچه را به او نمیدهد. |
| | ## '''[[اجرای احکام]] و [[حدود شرعی]]''': در بیانی از [[مولای متقیان]] آمده است: «و حدود ضایع ماندهات اجرا گردد...» <ref>{{متن حدیث|وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ}}؛ صبحی الصالح، شرح نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>. |
| | # '''دستاوردهای [[فرهنگی]] [[اجتماعی]]:''' تحقق عدالت علاوه بر بُعد [[سیاسی]]، در [[فرهنگ]] و [[اجتماع]] [[مردم]] نیز تاثیرگذار است، از جمله تأثیرهای اجتماعی میتوان به [[خشنودی]] مردم از [[اجرای عدالت]] اشاره نمود و از نظر فرهنگی باعث پیدایش پیوند میان اقشار [[جامعه]] میگردد، اما از بعد اجتماعی و فرهنگی سبب [[بردباری]] و [[استواری]] مردم در مقابل [[سختیها]] میشود. |
| | ## '''خشنودی مردم''': در نامه امام علی{{ع}} به [[مالک اشتر]] چند نمونه از تأکید حضرت بر رضایتمندی مردم وجود دارد؛ از جمله «باید از کارها آن را بیشتر [[دوست]] بداری که نه از [[حق]] بگذرد و نه فرو ماند و [[عدالت]] را فراگیرتر بود و رعیت را دلپذیرتر». سپس علت [[راضی]] داشتن مردم را چنین بیان میدارند: «ناخشنودی همگان خشنودی [[نزدیکان]] را بیاثر گرداند و [[خشم]] نزدیکان خشنودی همگان را زیانی نرساند و به هنگام فراخی زندگانی، سنگینی بار نزدیکان بر والی از همه افراد رعیت بیشتر است و در [[روز]] گرفتاری [[یاری]] آنان از همه کمتر... همانا آنانکه [[دین]] را پشتیباناند و موجب انبوهی [[مسلمانان]] و آماده [[پیکار]] با [[دشمنان]]، [[عامه]] مردماناند. پس [[گرایش]] تو به آنان باشد و میلت به سوی ایشان...»<ref>دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. |
| | ## '''ایجاد پیوند میان [[انسانها]]''': عدالت رشتهای است که قلبها را به هم گره میزند و زنجیرهای [[عاطفی]] ارتباط را به هم میدوزد؛ چراکه با وجود عدالت، مردم [[احساس]] میکنند بین آنها [[تبعیض]] وجود ندارد و همه به یک چشم دیده میشوند. |
| | ## '''[[استواری]] و [[بردباری]]''': [[عدالت]]، زمینههای بردباری را برای شخص محکمتر میکند و او را به [[ثبات]] [[حقیقی]] [[شخصیت]] میرساند. |
| | # '''دستاوردهای [[اقتصادی]]:''' اگر عدالت به [[درستی]] اجرایی شود آثار اقتصادی بزرگی برای مردم به وجود خواهد آمد، از جمله این دستاوردهای اقتصادی میتوان به [[توسعه]] و [[رفاه مردم]]، [[اصلاح]] و [[آبادانی]] [[شهرها]] و در آخر کمک به ستمدیدگان اشاره کرد<ref>[[امید چناری|چناری، امید]]، [[وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی (کتاب)|وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی]]، ص۸۹ - ۹۸.</ref>. |
| | |
| | == شرایط [[تحقق عدالت]] == |
| | از مهمترین شرایط [[عدالتورزی]] هر [[انسانی]] به ویژه زمامدار، این است که نخست در [[اصلاح]] و [[تربیت]] خویش بکوشد و ملکه عدالت را بر وجود خود [[حاکم]] کند؛ زیرا کسی که خود را اصلاح نکرده و عدالت را در وجود خود ظاهر ننموده باشد، قابلیت اصلاح دیگران و [[اجرای عدالت]] را نخواهد داشت. |
| | |
| | علاوه بر [[اصلاح نفس]] و [[خودسازی]]، لازم است حاکم بر اموری چند ملازمت کند، تا بتواند با عدالتورزی خود به عنوان بهترین و باارزشترین [[سلوک]]، الگوی دیگران شود و [[عدالت]] را در [[جامعه]] [[حاکمیت]] بخشد، این امور عبارتاند از: |
| | # در همه حال به ذات [[پاک]] [[خداوند]] [[توکل]] کرده و به فضل و [[رحمت]] بینهایت او [[متوسل]] شود و از درگاهش [[توفیق]] انجام دادن هر امر مهمی را بر وجه صواب مسئلت نماید<ref>ر.ک: احمد بن محمد مهدی نراقی، معراج السعاده، ص۴۹۲.</ref>؛ |
| | # در همه حال پاسدار [[احکام شریعت]] [[اسلام]] بوده و در ترویج و اجرای آن اهتمام ورزد<ref>ر.ک: احمد بن محمد مهدی نراقی، معراج السعاده، ص۴۹۲.</ref>؛ |
| | # زمینه هرگونه [[ظلم و ستم]] را در جامعه از بین ببرد و خود نیز به اندازهای از ظلم و ستم بپرهیزد که حتی در حق دشمن نیز آن را روا ندارد؛ |
| | # در موقع گماشتن افراد، [[انصاف]] و [[مروت]] آنها را بررسی کند و بر کیفیت [[رفتار]] کارگزارانِ خود با [[مردم]]، [[نظارت]] داشته باشد<ref>معراج السعاده، ص۴۹۳ - ۴۹۴.</ref>؛ |
| | # با همه مردم در قبال [[قانون]] و حکمِ [[حق]] یکسان رفتار کند. |
| | # آنچه را که در گفتار از عدالت پیشگی بیان میدارد، در عمل نیز به اجرا درآورد. |
| | # در برابر [[ملت]] از خود نرمش و انعطاف نشان دهد؛ [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این باره سفارشهای متعددی به [[کارگزاران]] خود میکنند. در یکی از این موارد فرمودند: در برابر [[مردم]] [[فروتن]] باش و با آنان [[نرمخویی]] و انعطافپذیری پیشه کن و در برخورد با آنان گشادهرو باش<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۷.</ref>. |
| | # [[اعمال]] و [[رفتار]] [[خواص]] و اطرافیان را که میتوانند تهدیدی علیه [[عدالت اجتماعی]] باشند، [[نظارت و کنترل]] کند<ref>ر.ک: نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. |
| | |
| | در پرتو تحقق این شرایط، روحیه [[حقگرایی]] و [[خدامحوری]] [[حاکمان]] و [[مدیران]] تقویت و [[عدل و داد]] در جای جای [[کشور اسلامی]] سایهگستر خواهد شد<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۹۸.</ref>. |
| | |
| | == موانع دستیابی به [[عدالت]] == |
| | مهمترین مانع بر سر راه دستیابی و [[اجرای عدالت]]، [[پیروی]] از [[تمایلات نفسانی]] است. ما برخی از تمایلاتی را که [[انسان]] را از مراعات عدالت باز میدارد و به [[ظلم]] منتهی میشود، نام میبریم: |
| | # '''سودجویی''': اجرای عدالت، در نهایت به نفع همگان است و حتی آنکه با اجرای عدالت، به ظاهر چیزی را از دست میدهد، از عدالت بهرهمند میشود. در مقابل، [[ظلم و ستم]] به [[زیان]] همه انسانهاست و حتی آنکه از راه [[ستم]] سودی میبرد، به عنوان یک انسان از ستم زیان میبیند. با این حال، [[انسان]] ظاهربین که چشمش به سود حاضری دوخته شده، [[فکر]] میکند در یک رابطه ناعادلانه سودی به دست میآورد، به همین دلیل از اجرای عدالت سر باز میزند. |
| | # '''جانبداری''': [[انسان]] همیشه از کسانی که به آنها تمایلی دارد، جانبداری میکند. این [[تمایل]] از علل گوناگونی ناشی میشود که رابطه [[خویشاوندی]]، از مهمترین آنهاست. |
| | # '''[[ترس]] و [[طمع]]''': از موانع [[عدالت]] ترس از [[قدرتمندان]] و طمع به [[ثروت]] [[ثروتمندان]] است. |
| | # '''مصلحتاندیشی خودسرانه''': یکی دیگر از موانع عدالت مصلحتاندیشیهای فرادینی است. بدون [[شک]] [[خداوند متعال]] در [[تشریع احکام]] [[دینی]] [[مصلحت]] همه [[انسانها]] را در نظر داشته و در صورتی که همه بر [[میزان]] [[احکام شرعی]] عمل کنند به بالاترین درجه ممکن مصلحت [[دست]] مییابند؛ با این حال برخی انسانهای [[ناآگاه]] به ذوق و سلیقه و با [[آگاهی]] محدود خود به بهانه مراعات مصلحت بر خلاف [[احکام شرع]] عمل میکنند. |
| | # '''[[انتقامجویی]]''': قرآن کریم به ما رخصت داده است تا در صورتی که از کسی [[ستم]] دیدیم، [[حق]] خود را به همان میزان استیفا کنیم<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>؛ بنابراین [[انتقام]] نابرابر از نظر [[قرآن]] مجاز نیست؛ ولی گاهی [[انسان]] چون بر حریف دست مییابد و راهی برای [[انتقام]] پیدا میکند، به [[حق]] خود قانع نیست و از سر [[بغض]] و [[کینه]] یا عوامل دیگر کمر به نابودی او میبندد. در چنین فضایی است که اگر بنا باشد بر مطلبی [[گواهی]] دهد که به او مربوط میشود، بدون توجه به [[عدالت]]، چنان گواهی میدهد که او را زیانبار کند، بنابراین [[انتقامجویی]] یکی از موانع عدالت است. |
| | # '''[[بیتابی]]''': [[اجرای عدالت]] در آنجا که برای انسان نفعی ظاهری و ملموس ندارد، مشکل و نیازمند [[پایمردی]] و استواری است. از این میدان فقط مردان آزموده سربلند خارج میشوند. مشکلتر از این [[مقام]]، مقامی است که علاوه بر این امر قضاوت به دست خود انسان باشد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۸۸-۹۰.</ref>. |
| | |
| | == نشانههای عدالت == |
| | برخی از نشانههایی که در [[روایات]] برای عدالت آمده عبارتاند از: |
| | # '''[[رفتار]] منصفانه''': آشکارترین نشانه عدالت رفتار منصفانه با مردم است. رسول خدا{{صل}} فرمود: «عادلترین [[مردمان]] کسی است که برای مردم همان را بپسندد که برای خویش میپسندد و آنچه را برای خود نمیپسندد برای ایشان هم نپسندد»<ref>{{متن حدیث|أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ يَرْضَى لِلنَّاسِ مَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ وَ كَرِهَ لَهُمْ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ}}؛ محمد بن الفتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۴۶۵.</ref>. |
| | # '''خودداری از [[گناه]]''': یکی از نشانههای عدالت آن است که [[انسان]] از هر گناهی خودداری کند. [[امام صادق]]{{ع}} در توصیف [[عادل]] میفرماید: «عادل کسی است که چشم از [[حرام]] [[خدا]] ببندد، [[زبان]] از [[گناهان]] بدارد و دست از ستم بر دارد»<ref>{{متن حدیث|إِذَا غَضَّ طَرْفَهُ عَنِ الْمَحَارِمِ وَ لِسَانَهُ عَنِ الْمآثِمِ وَ كَفَّهُ عَنِ الْمَظَالِمِ}}؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۳۶۵؛ میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۷.</ref>. |
| | # '''یکرنگی''': از نشانههای عدالت، یکرنگی در گفتار و [[کردار]] است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: «هرکس نهانش با آشکارش مطابق و کردارش با گفتارش موافق باشد، [[امانت]] را ادا کرده و عدالتش آشکار است»<ref>{{متن حدیث|مَنْ طَابَقَ سِرُّهُ عَلَانِيَتَهُ وَ وَافَقَ فِعْلُهُ مَقَالَتَهُ فَهُوَ الَّذِي أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ أَخْلَصَ عِبَادَتَهُ}}؛ آمدی، غرر الحکم، ص۲۲۱، ح۴۰۶۹.</ref>. |
| | # '''پرهیز از [[تبعیض]] با زیردستان''': از نشانههای عدالت، خودداری از تبعیض با زیردستان است. امیرالمؤمنین{{ع}} در نامهای به یکی از [[کارگزاران]] خود مینویسد: «با رعیت، [[فروتن]]، گشادهرو و ملایم باش. گردش چشم، نگاه، اشاره و [[سلامت]] را بین آنها به [[مساوات]] تقسیم کن تا فرادستان به [[ظلمت]] [[طمع]] نبندند و فرودستان از [[عدالت]] [[ناامید]] نشوند»<ref>{{متن حدیث|وَ اخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ التَّحِيَّةِ حَتَّى لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ}}؛ شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه ۴۶، شرح محمد عبده، ۳/۷۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱۴]]، ص۷۸ ـ ۷۹.</ref> |
| | |
| | == جستارهای وابسته == |
| | {{مدخل وابسته}} |
| * [[عدل خداوند]] ([[عدل الهی]]) | | * [[عدل خداوند]] ([[عدل الهی]]) |
| * [[عدل نبوی]] | | * [[عدل نبوی]] |
| * [[عدل علی]] | | * [[عدل علی]] |
| | * [[عدالتمحوری]] |
| * [[عدلیه]] | | * [[عدلیه]] |
| * [[عدالت صحابه]] | | * [[عدالت صحابه]] |
| خط ۱۲۵: |
خط ۱۵۶: |
| * [[وفا]] | | * [[وفا]] |
| * [[آثار عدالت]] | | * [[آثار عدالت]] |
| | * [[برقراری عدل]] |
| * [[اجرای عدالت]] | | * [[اجرای عدالت]] |
| * [[احتیاج به عدالت]] | | * [[احتیاج به عدالت]] |
| خط ۱۶۲: |
خط ۱۹۴: |
| * [[فاسق]] | | * [[فاسق]] |
| * [[فسوق]] | | * [[فسوق]] |
| {{پایان}} | | {{پایان مدخل وابسته}} |
| {{پایان}}
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | == منابع == |
| {{فهرست اثر}} | | {{منابع}} |
| {{ستون-شروع|2}}
| |
| # [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | | # [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] |
| # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']]
| |
| # [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']] | | # [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']] |
| # [[پرونده:1100354.jpg|22px]] [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱''']] | | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] |
| # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | | # [[پرونده:1100254.jpg|22px]] [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|'''اخلاق الاهی ج14''']] |
| # [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | | # [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] |
| # [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|'''چلچراغ حکمت''']] | | # [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] |
| {{پایان}}
| | # [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']] |
| {{پایان}} | | # [[پرونده:1100677.jpg|22px]] [[سید سجاد ایزدهی|ایزدهی، سید سجاد]]، [[فقه سیاسی امام خمینی (کتاب)|'''فقه سیاسی امام خمینی''']] |
| | # [[پرونده:10059092.jpg|22px]] [[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|'''وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی''']] |
| | # [[پرونده:IM010641.jpg|22px]] [[امید چناری|چناری، امید]]، [[وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی (کتاب)|'''وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی''']] |
| | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[عدل (مقاله)|مقاله «عدل»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] |
| | # [[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[سلیمان خاکبان|خاکبان، سلیمان]]، [[رقیه یوسفی|یوسفی، رقیه]]، [[عدالت اسلامی - خاکبان و یوسفی (مقاله)|عدالت اسلامی]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']] |
| | # [[پرونده:1100354.jpg|22px]] [[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱''']] |
| | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مصادیق عدالت از نظر قرآن (مقاله)|'''مصادیق عدالت از نظر قرآن''']] |
| | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| ==پانویس== | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
|
| |
|
| [[رده:عدل]] | | [[رده:اصول دین اسلام]] |
| [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:فضایل اخلاقی]] | | [[رده:فضایل اخلاقی]] |
| [[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] | | [[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] |
| [[رده:مقالههای اولویت یک]] | | [[رده:مقالههای اولویت یک]] |
| | |
| | {{عدالت}} |
| | {{ارزشهای اجتماعی}} |