|
|
| (۳۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[12]]|سال=[[1403]]|کاربر=فرقانی}}
| |
| {{مدخل مرتبط | | {{مدخل مرتبط |
| | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = [[آیه والنجم اذا هوی از دیدگاه اهل سنت]] | | | مداخل مرتبط = [[آیه والنجم اذا هوی در حدیث]] - [[آیه والنجم اذا هوی از دیدگاه اهل سنت]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
| {{جعبه اطلاعات آیات نامدار | | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار |
| | نام آیه = آیه والنجم اذا هوی | | | نام آیه = آیه والنجم اذا هوی |
| | نام تصویر = آیه 1 سوره نجم. | | | نام تصویر = آیه 1 سوره نجم.jpg |
| | توضیح تصویر = | | | توضیح تصویر = |
| | متن آیه = | | | متن آیه = |
| خط ۲۱: |
خط ۲۰: |
| | نتایج آیه = | | | نتایج آیه = |
| }} | | }} |
| '''[[آیه]] [[نجم]]'''{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیات 1 و 2</ref> از جمله [[ادله قرآنی]] [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که با توجه به [[شأن نزول]] آن درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، پس از خبر دادن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[امامت]] هر کسی که [[ستاره]] در منزلش فرود آید، با [[نزول]] ستاره در [[منزل]] امیرالمؤمنین{{ع}}،[[ امامت]] آن حضرت ثابت گردید اما با این حال [[شاهدان]] عینی این واقعه از [[بنی هاشم]]، این مسأله را [[انکار]] کرده و به پیامبر اکرم نسبت [[گمراهی]] زدند از این رو این آیه نازل شد و بر [[درستی]] گفتار آن حضرت تأکید کرد.
| |
|
| |
|
| == تبیین [[مفردات]] == | | '''[[آیه والنجم]]''' از جمله ادله قرآنی [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. بر اساس روایات صحیح و معتبری که در منابع شیعه و [[سنی]] نقل شده است، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پاسخ به جمعی که از [[خلافت]] و [[امامت]] پس از آن حضرت پرسیده بودند، با توجه دادن آنها به حرکت و فرود آمدن شهاب یا ستارهای خاص در [[آسمان]] فرمودند: هر کسی که آن [[ستاره]] در منزلش فرود آید، [[وصی]] و [[خلیفه]] بعد از من است، بهرغم اینکه [[شاهدان]] فرود ستاره را در [[منزل]] [[امام علی]]{{ع}} دیدند اما این مسأله را [[انکار]] کرده و به پیامبر اکرم [[اتهام]] [[گمراهی]] زدند از این رو این آیه نازل شد و بر [[درستی]] گفتار آن حضرت و حقانیت [[وصایت]] و [[خلافت امام علی]]{{ع}}، تأکید کرد. |
| | |
| | == تبیین مفردات == |
| | {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیات ۱ و ۲.</ref>. |
| | |
| === {{متن قرآن|النَّجْمِ}} === | | === {{متن قرآن|النَّجْمِ}} === |
| در این که مراد از «[[النجم]]» در اینجا چیست؟ [[مفسران]] احتمالات بسیار داده، و هر یک تفسیرى را برگزیدهاند. | | در اینکه مراد از «[[النجم]]» در اینجا چیست؟ [[مفسران]] احتمالات بسیار داده، و هر یک تفسیری را برگزیدهاند. |
| #جمعى، آن را اشاره به «[[قرآن مجید]]» مىدانند،؛ چراکه متناسب با [[آیات]] بعد درباره وحى است، و تعبیر به «[[نجم]]» به خاطر این است که، [[عرب]] از چیزى که تدریجاً و در فواصل مختلف انجام مىگیرد، تعبیر به «نجوماً» مىکند، (همانگونه که در اقساط وامها و امور دیگرى از این قبیل تعبیر «نجوماً» بسیار به کار مىرود) و از آنجا که [[قرآن]] در طول ۲۳ سال، و در مقاطع مختلف، بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است، به عنوان «نجم» از آن یاد شده، و منظور از «إِذا هَوى» [[نزول]] آن، بر [[قلب پاک]] [[رسول خدا]](صلى [[الله]] علیه وآله) است. | | # جمعی، آن را اشاره به «[[قرآن مجید]]» میدانند،؛ چراکه متناسب با [[آیات]] بعد درباره وحی است، و تعبیر به «[[نجم]]» به خاطر این است که، [[عرب]] از چیزی که تدریجاً و در فواصل مختلف انجام میگیرد، تعبیر به «نجوماً» میکند، (همانگونه که در اقساط وامها و امور دیگری از این قبیل تعبیر «نجوماً» بسیار به کار میرود) و از آنجا که [[قرآن]] در طول ۲۳ سال، و در مقاطع مختلف، بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است، به عنوان «نجم» از آن یاد شده، و منظور از «إِذا هَوی» نزول آن، بر قلب پاک [[رسول خدا]]{{صل}} است. |
| #جمعى دیگر، آن را اشاره به یکى از [[ستارگان]][[ آسمان]] مانند «ثریا»<ref>«ثریا»، مجموعه ستارگانى هفتگانه است، که اکثر آنها آشکار و یکى بسیار کم نور است، که معمولاً براى شناسائى قدرت دید، افراد را به وسیله آن آزمایش مىکنند، سوگند به این ستاره ممکن است به خاطر مسافت زیاد آن از ما بوده باشد</ref> یا «شعرى»<ref>«شعرى»، یکى از پرنورترین ستارگان آسمان است. رمز سوگند به آن ممکن است از این نظر باشد که فوق العاده پرفروغ و درخشان و داراى ویژگىهایى است</ref> دانستهاند،؛ چراکه این ستارگان از اهمیت خاصى برخوردار هستند. | | # جمعی دیگر، آن را اشاره به یکی از [[ستارگان]] [[آسمان]] مانند «ثریا»<ref>«ثریا»، مجموعه ستارگانی هفتگانه است، که اکثر آنها آشکار و یکی بسیار کم نور است، که معمولاً برای شناسائی قدرت دید، افراد را به وسیله آن آزمایش میکنند، سوگند به این ستاره ممکن است به خاطر مسافت زیاد آن از ما بوده باشد.</ref> یا «شعری»<ref>«شعری»، یکی از پرنورترین ستارگان آسمان است. رمز سوگند به آن ممکن است از این نظر باشد که فوق العاده پرفروغ و درخشان و دارای ویژگیهایی است.</ref> دانستهاند،؛ چراکه این ستارگان از اهمیت خاصی برخوردار هستند. |
| #بعضى نیز گفتهاند: منظور از «النجم» شهابهایى است که به وسیله آن [[شیاطین]] از صحنه [[آسمان]] رانده مىشوند، و عرب این شهابها را «نجم» مىنامد. | | # بعضی نیز گفتهاند: منظور از «النجم» شهابهایی است که به وسیله آن [[شیاطین]] از صحنه [[آسمان]] رانده میشوند، و عرب این شهابها را «نجم» مینامد. |
|
| |
|
| ولى هیچ یک از این چهار [[تفسیر]]، دلیل روشنى ندارد، بلکه [[ظاهر آیه]] آن چنان که اطلاق واژه «النجم» اقتضاء مىکند، [[سوگند]] به همه ستارگان آسمان است که از نشانههاى بارز [[عظمت خداوند]] و از [[اسرار]] بزرگ [[جهان]] [[آفرینش]] و از [[مخلوقات]] فوق العاده عظیم [[پروردگار]] است. این نخستین بار نیست که قرآن به موجودات عظیمى از جهان [[خلقت]] سوگند یاد مىکند، در [[آیات]] دیگر [[قرآن]] نیز به [[خورشید و ماه]] و مانند آن، [[سوگند]] یاد شده است.
| | ولی هیچ یک از این چهار [[تفسیر]]، دلیل روشنی ندارد، بلکه ظاهر آیه آن چنان که اطلاق واژه «النجم» اقتضاء میکند، [[سوگند]] به همه ستارگان آسمان است که از نشانههای بارز عظمت خداوند و از [[اسرار]] بزرگ [[جهان]] [[آفرینش]] و از [[مخلوقات]] فوق العاده عظیم [[پروردگار]] است. این نخستین بار نیست که قرآن به موجودات عظیمی از جهان [[خلقت]] سوگند یاد میکند، در [[آیات]] دیگر [[قرآن]] نیز به [[خورشید و ماه]] و مانند آن، [[سوگند]] یاد شده است. |
|
| |
|
| === {{متن قرآن|إِذَا هَوَى}} === | | === {{متن قرآن|إِذَا هَوَی}} === |
| تکیه بر [[غروب ]][[ستارگان]]، در حالى که طلوع آنها بیشتر جلب توجه مىکند، به خاطر آن است که غروب ستارگان، دلیل بر حدوث آنها است و نیز دلیلى است بر نفى [[عقیده]] [[ستاره پرستان]]، همانگونه که در [[داستان]] «ابراهیم»{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|{{متن قرآن|فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ}}<ref>«و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم» سوره انعام، آیه ۷۶.</ref> | | تکیه بر غروب [[ستارگان]]، در حالی که طلوع آنها بیشتر جلب توجه میکند، به خاطر آن است که غروب ستارگان، دلیل بر حدوث آنها است و نیز دلیلی است بر نفی [[عقیده]] ستاره پرستان، همانگونه که در داستان «ابراهیم»{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|{{متن قرآن|فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ}}<ref>«و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم» سوره انعام، آیه ۷۶.</ref>. |
|
| |
|
| این معنى نیز قابل توجه است که مسأله «طلوع»، در ریشه لغتِ «[[نجم]]» افتاده،؛ چراکه به گفته «[[راغب]]» در «[[مفردات]]»، اصل «نجم» همان «[[کوکب]] طالع» است، و به خاطر همین است که از «روئیدن [[گیاه]] در [[زمین]]»، و «دندان در دهان»، و «آشکار شدن نظریهاى در [[ذهن]]»، تعبیر به «نجم» مىشود. | | این معنی نیز قابل توجه است که مسأله «طلوع»، در ریشه لغتِ «[[نجم]]» افتاده،؛ چراکه به گفته «[[راغب اصفهانی]]» در «مفردات»، اصل «نجم» همان «[[کوکب]] طالع» است، و به خاطر همین است که از «روئیدن گیاه در [[زمین]]» و «دندان در دهان»، و «آشکار شدن نظریهای در ذهن»، تعبیر به «نجم» میشود. |
|
| |
|
| به این ترتیب، [[خداوند]] هم [[سوگند]] به [[طلوع ]][[ستارگان]] یاد کرده، و هم غروب آنها؛ چراکه دلیل بر حدوث و اسارتشان در چنگال [[قوانین]][[ خلقت]] است.<ref>اگر در بعضى از روایات، «نجم» به شخص پیامبر{{صل}} تفسیر شده و «هوى» به معنى نزول او از آسمان در شب معراج، در حقیقت جزء بطون آیه است نه ظاهر آن.</ref> | | به این ترتیب، [[خداوند]] هم [[سوگند]] به طلوع [[ستارگان]] یاد کرده، و هم غروب آنها؛ چراکه دلیل بر حدوث و اسارتشان در چنگال [[قوانین]] [[خلقت]] است<ref>اگر در بعضی از روایات، «نجم» به شخص پیامبر{{صل}} تفسیر شده و «هوی» به معنی نزول او از آسمان در شب معراج، در حقیقت جزء بطون آیه است نه ظاهر آن.</ref>. |
|
| |
|
| === {{متن قرآن|صَاحِبُكُمْ}} === | | === {{متن قرآن|صَاحِبُکُمْ}} === |
| تعبیر به «صاحب» که به معنى [[دوست]] و [[همنشین]] است، ممکن است اشاره به این باشد که آنچه او مىگوید، از روى [[محبت]] و دلسوزى براى شما است. | | تعبیر به «صاحب» که به معنی [[دوست]] و همنشین است، ممکن است اشاره به این باشد که آنچه او میگوید، از روی [[محبت]] و دلسوزی برای شماست. |
|
| |
|
| === {{متن قرآن|ضَلَّ}} و {{متن قرآن|غَوَى}} === | | === {{متن قرآن|ضَلَّ}} و {{متن قرآن|غَوَی}} === |
| بسیارى از [[مفسران]]، میان «ضَلَّ» و «غَوى» فرقى نگذاشتهاند، و آنها را تأکید یکدیگر مىدانند، ولى، بعضى معتقدند: میان این دو تفاوت است: «[[ضلالت]]» آن است که [[انسان]] ابداً راهى به مقصد نیابد، ولى «غوایت» آن است که راه او مستقیم و خالى از اشکال نباشد، اولى همچون «[[کفر]]» است، و دومى همچون «[[فسق]] و [[گناه]]». اما «راغب» در «مفردات» در معنى «غى» مىگوید: «جهلى است که توأم با [[اعتقاد]] [[فاسد]] باشد». بنابراین، «ضلالت» به معنى مطلق [[جهل]] و نادانى و بىخبرى است، ولى «غوایت» جهلى است که با عقیده باطلى توأم باشد، و به هر حال، خداوند مىخواهد در این عبارت، هر گونه [[انحراف]] و [[جهل]] و گمراهى و [[اشتباه]] را از پیامبرش نفىکند، و تهمتهایى را که در این زمینه از سوى [[دشمنان]] به او زده مىشد، خنثى نماید.<ref>برگرفته از سایت دفتر [[آیتالله مکارم شیرازی]]،https://old.makarem.ir/main.aspx?lid=4&typeinfo=11&catid=1&pageindex=53&mid=27428</ref>
| | بسیاری از [[مفسران]]، میان «ضَلَّ» و «غَوی» فرقی نگذاشتهاند، و آنها را تأکید یکدیگر میدانند، ولی، بعضی معتقدند: میان این دو تفاوت است: «[[ضلالت]]» آن است که [[انسان]] ابداً راهی به مقصد نیابد، ولی «غوایت» آن است که راه او مستقیم و خالی از اشکال نباشد، اولی همچون «[[کفر]]» است، و دومی همچون «[[فسق]] و [[گناه]]». اما «راغب» در «مفردات» در معنی «غی» میگوید: «جهلی است که توأم با [[اعتقاد]] [[فاسد]] باشد». بنابراین، «ضلالت» به معنی مطلق [[جهل]] و نادانی و بیخبری است، ولی «غوایت» جهلی است که با عقیده باطلی توأم باشد، و به هر حال، خداوند میخواهد در این عبارت، هر گونه [[انحراف]] و [[جهل]] و گمراهی و [[اشتباه]] را از پیامبرش نفیکند، و تهمتهایی را که در این زمینه از سوی [[دشمنان]] به او زده میشد، خنثی نماید<ref>برگرفته از سایت دفتر [[آیتالله مکارم شیرازی]]،https://old.makarem.ir/main.aspx?lid=4&typeinfo=11&catid=1&pageindex=53&mid=27428.</ref>. |
|
| |
|
| == [[شأن نزول آیه]] == | | == [[شأن نزول آیه]] == |
| قاطبه [[مفسران شیعه]] و غالب [[مفسران اهل سنت]] بر اساس [[روایات صحیح]] و معتبر که در منابع [[فریقین]] ذکر شده شأن نزول این آیه را [[وصایت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانستهاند. چنانچه در روایتی علی مغازلی [[شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد [[رسول خدا]]{{صل}} نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا{{صل}} فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من [[وصی]] من خواهد بود. آنگاه [[جوانان]] بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در [[دوست داشتن علی]] به [[بیراهه]] رفتهای! در این هنگام بود که [[خداوند]] این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | | قاطبه [[مفسران شیعه]] و غالب [[مفسران اهل سنت]] بر اساس روایات صحیح و معتبر که در منابع [[فریقین]] ذکر شده شأن نزول این آیه را [[وصایت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانستهاند. چنانچه در روایتی علی مغازلی [[شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: من به همراه جوانانی از بنی هاشم نزد [[رسول خدا]]{{صل}} نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا{{صل}} فرمودند: هر کس که این ستاره در منزلش فرود آید، او پس از من [[وصی]] من خواهد بود. آنگاه [[جوانان]] بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در منزل [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به [[بیراهه]] رفتهای! در این هنگام بود که [[خداوند]] این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی}}<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| == [[احادیث]] [[نزول آیه]] در [[بیت]] امیرالمؤمنین{{ع}} == | | == [[احادیث]] نزول آیه در [[بیت]] امیرالمؤمنین{{ع}} == |
| احادیثی که ذیل [[سوره مبارکه نجم]] وارد شده و بیانگر فرود آمدن ستاره در منزل امیرالمؤمنین{{ع}} است، در منابع و [[کتب حدیثی]] متعدد فریقین و به صورتهای مختلفی روایت شده است که بیانگر [[اخبار]] رسول خدا{{صل}} از وصایت و [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}} هستند که در ادامه به اهم منابع معتبر و مشهور [[فریقین]] اشاره مینماییم | | احادیثی که ذیل [[سوره مبارکه نجم]] وارد شده و بیانگر فرود آمدن ستاره در منزل امیرالمؤمنین{{ع}} است، در منابع و کتب حدیثی متعدد فریقین و به صورتهای مختلفی روایت شده است که بیانگر [[اخبار]] رسول خدا{{صل}} از وصایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین{{ع}} هستند. به عنوان نمونه میتوان از حدیث زیر یاد کرد: {{متن حدیث|انْقَضَّ کَوْکَبٌ علی عهْدِ رسول الله{{صل}} فَقَالَ [[رسول الله]]{{صل}}: انْظُرُوا إِلَی هَذَا الْکَوْکَبِ فَمَنِ انْقَضَّ فِی دَارِهِ فَهُوَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِی فَنَظَرُوا فَإِذَا قَدِ انْقَضَّ فِی مَنْزِلِ عَلِیٍّ{{ع}} فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی...}}}}؛ «در زمان پیامبر{{صل}} ستارهای فرود آمد، [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «به این [[ستاره]] نگاه کنید، در [[خانه]] هرکس فرود آید او خلیفه من پس از من است. پس نگاه کردیم و دیدیم که در [[منزل]] علیّبنابیطالب{{ع}} فرود آمده است». گروهی از [[مردم]] گفتند: «محمّد{{صل}} در [[محبّت علی]]{{ع}} سرگشته است، پس [[خدا]] این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی * وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحَی}}»<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۸۰ و ۲۸۱؛ فرات الکوفی، تفسیر، ص۴۴۹؛ «بتفاوت لفظی»؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۷۵ و ج۲، ص۲۷۷؛ [[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۱۵، ص۲۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۴۲-۳۴۳.</ref> |
| === [[منابع شیعه]] ===
| |
| === [[روایت]] اول ===
| |
| {{متن حدیث|اجْتَمَعَ أَصْحَابُ رسول الله{{صل}} فِی عَامِ فَتْحِ مَکَّهًَْ فَقَالَ [[رسول الله]]{{صل}} إِنَّ مِنْ شَأْنِ الْأَنْبِیَاءِ{{عم}} إِذَا اسْتَقَامَ أَمْرُهُمْ أَنْ یَدُلُّوا عَلَی وَصِیٍّ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُومُ بِأَمْرِهِمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ وَعَدَنِی أَنْ یُبَیِّنَ لِی هَذِهِ اللَّیْلَهًَْ وَصِیّاً مِنْ بَعْدِی وَ الْخَلِیفَهًَْ الَّذِی یَقُومُ بِأَمْرِی بِآیَهًٍْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ فَلَمَّا فَرَغَ النَّاسُ مِنْ صَلَاهًِْ الْعِشَاءِ الْآخِرَهًِْ مِنْ تِلْکَ اللَّیْلَهًِْ وَ دَخَلُوا الْبُیُوتَ وَ کَانَتْ لَیْلَهًَْ ظَلَامٍ لَا قَمَرٍ فَإِذَا نَجْمٌ قَدْ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ بِدَوِیٍّ عَظِیمٍ وَ شُعَاعٍ هَائِلٍ حَتَّی وَقَفَ عَلَی ذِرْوَهًِْ حُجْرَهًِْعَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ{{ع}} وَ صَارَتِ الْحُجْرَهًُْ کَالنَّهَارِ أَضَاءَتِ الدُّورُ بِشُعَاعِهِ فَفَزِعَ النَّاسُ وَ جَاءُوا یُهْرَعُونَ إِلَی رسول الله{{صل}} وَ یَقُولُونَ إِنَّ الْآیَهًَْ الَّتِی وَعَدْتَنَا بِهَا قَدْ نَزَلَتْ وَ هُوَ نَجْمٌ وَ قَدْ نَزَلَ عَلَی ذِرْوَهًِْ دَارِ عَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ{{ع}} فَقَالَ النَّبِیُّ{{صل}} فَهُوَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِی وَ [[القائم]]{{ع}} مِنْ بَعْدِی وَ الْوَصِیُّ مِنْ بَعْدِی وَ الْوَلِیُّ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی فَأَطِیعُوهُ وَ لَا تُخَالِفُوهُ فَخَرَجُوا مِنْ عِنْدِهِ فَقَالَ الْأَوَّلُ لِلثَّانِی مَا یَقُولُ فِی ابْنِ عَمِّهِ إِلَّا بِالْهَوَی وَ قَدْ رَکِبَتْهُ الْغَوَایَهًُْ فِیهِ حَتَّی لَوْ یُرِیدُ أَنْ یَجْعَلَهُ نَبِیّاً{{صل}} مِنْ بَعْدِهِ لَفَعَلَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى}}.}} | |
|
| |
|
| «[[یاران رسول خدا]]{{صل}} در شبی در سال [[فتح مکّه]] دور هم جمع شدند و گفتند: «ای [[رسول خدا]]{{صل}}! همه [[پیامبران]] وقتی که کارشان سر و سامان پیدا میکرد، [[جانشین]] یا قائممقامی برای خود تعیین میکردند تا [[دستورات]] او را انجام دهد و [[سیرت]] او را در آن [[ملّت]] پیاده کند»؟ رسول خدا{{صل}} فرمود: «[[پروردگار]] من این [[وعده]] را به من داده است که با آیهای که از [[آسمان]] میفرستد، مشخص کند که چه کسی را [[دوست]] دارد که پس از من [[جانشین]] من در میان [[امّت]] من باشد تا [[مردم]] هم آن جانشین را بشناسند. وقتی [[پیامبر]]{{صل}} آخرین [[نماز عشا]] را در آن [[ساعت]] با مردم خواند، مردم به آسمان نگاه کردند تا ببیند چه چیزی رخ میدهد. آن شب، بسیار تاریک بود و ماه نیز نبود. ناگهان [[نور]] زیادی [[مشرق]] و [[مغرب]] را روشن کرد. در واقع ستارهای از آسمان به طرف [[زمین]] فرود آمد و شروع کرد به چرخیدن به دور [[خانهها]]، تا اینکه بر بالای خانه علی{{ع}} توقّف کرد. نور وحشتناکی داشت و مانند پارچهای که [[تنور]] را میپوشاند، خانه علی{{ع}} را پوشاند. آن نور خانهها را روشن کرده بود، مردم ترسیده بودند و شروع کردند به گفتن: {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَکْبَر}} و گفتند: «ای [[رسول خدا]]{{صل}}! ستارهای از آسمان بر بالای خانه علی{{ع}} افتاد». رسول خدا{{صل}} ایستاد و گفت: «به [[خدا]] قسم، او پس از من [[امام]] است و جانشین من است و به پادارنده امر من است. از او [[اطاعت]] کنید و با او [[مخالفت]] نکنید و از او پیشی نگیرید. او پس از من، [[جانشین خداوند]] در زمین میباشد». [[راوی]] گفت: «مردم از اطراف رسول خدا{{صل}} متفرّق شدند». یکی از [[منافقین]] گفت: «هرچه درباره پسر عمویش میگوید از روی [[هوی و هوس]] است. [[گمراهی]] بر او چیره شده است تا آنجا که اگر برایش امکان داشت میگفت علی{{ع}}، پیامبر{{صل}} است». آنگاه [[جبرئیل]] نازل شد و گفت: «ای محمّد{{صل}}! [[خداوند]] بلند مرتبه بر تو [[سلام]] میرساند و میگوید: بخوان؛ {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى}}» <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{ع}}، ج۱۵، ص۲۲۴؛ کلینی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۷۴</ref>
| | == دلالت [[آیه]] == |
| | === دلالت بر [[وصایت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === |
| | مرحوم علامه حلی این آیه را در کتاب [[منهاج الکرامة]] خود به عنوان دلیل چهارم بر اثبات ولایت و [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} مطرح ساخته و در ذیل آن روایتی را از ابن مغازلی شافعی آورده است. ایشان مینویسد: «[[فقیه]] علی مغازلی شافعی به اسناد خود از [[ابن عباس]] روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از [[بنی هاشم]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا{{صل}} فرمودند: هر کس که این [[ستاره]] در منزلش فرود آید، او پس از من [[وصی]] من خواهد بود. آنگاه [[جوانان]] بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در [[منزل]] علی بن ابیطالب{{ع}} فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در دوست داشتن علی به [[بیراهه]] رفتهای! در این هنگام بود که [[خداوند]] این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَی * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَی}}. با توجه به این حدیث، [[آیه شریفه]] به روشنی بر وصایت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد. <ref>علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۱۹-۱۲۰.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۳۷ ـ ۳۳۸.</ref> |
|
| |
|
| ===روایت دوم === | | === دلالت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === |
| {{متن حدیث|أمیرالمؤمنین{{ع}}- جَاءَتْ جَمَاعَهًٌْ مِنْ قُرَیْشٍ إِلَی النَّبِیِّ{{صل}} فَقَالُوا یَا [[رسول الله]]{{صل}}: انْصِبْ لَنَا عَلَماً یَکُونُ لَنَا مِنْ بَعْدِکَ لِنَهْتَدِیَ وَ لَا نَضِلَّ کَمَا ضَلَّتْ بَنُو إِسْرَائِیلَ بَعْدَ مُوسی{{ع}} بْنِعِمْرَانَ{{ع}} فَقَدْ قَالَ رَبُّکَ سُبْحَانَهُ {{متن قرآن|إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ}} وَ لَسْنَا لِنَطْمَعَ أَنْ تُعَمَّرَ فِینَا مَا عُمِّرَ نُوحٌ{{ع}} فِی قَوْمِهِ وَ قَدْ عَرَفْتَ مُنْتَهَی أَجَلِکَ وَ نُرِیدُ أَنْ نَهْتَدِیَ وَ لَا نَضِلَّ قَالَ إِنَّکُمْ قَرِیبُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِیَّهًِْ وَ فِی قُلُوبِ أَقْوَامٍ أَضْغَانٌ وَ عَسَیْتَ إِنْ فَعَلْتَ أَنْ لَا تَقْبَلُوا وَ لَکِنْ مَنْ کَانَ فِی مَنْزِلِهِ اللَّیْلَهًَْ آیَهًٌْ مِنْ غَیْرِ ضَیْرٍ فَهُوَ صَاحِبُ الْحَقِّ قَالَ فَلَمَّا صَلَّی النَّبِیُّ{صل}} الْعِشَاءَ وَ انْصَرَفَ إِلَی مَنْزِلِهِ سَقَطَ فِی مَنْزِلِی نَجْمٌ أَضَاءَتْ لَهُ الْمَدِینَهًُْ وَ مَا حَوْلَهَا وَ انْفَلَقَ بِأَرْبَعِ فِلَقٍ وَ انْشَعَبَ فِی کُلِّ شِعْبٍ فِلْقَهًٌْ مِنْ غَیْرِ ضَیْرٍ قَالَ نَوْفٌ قَالَ لِی جَابِرُبْنُعَبْدِ اللَّهِ إِنَّ الْقَوْمَ أَصَرُّوا عَلَی ذَلِکَ وَ أَمْسَکُوا فَلَمَّا أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیِّهِ أَنْ ارْفَعْ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّکَ قَالَ یَا جَبْرَئِیلُ أَخَافُ مِنْ تَشَتُّتِ قُلُوبِ الْقَوْمِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَأَمَرَ النَّبِیُّ{{صل}} بِلَالًا أَنْ یُنَادِیَ بِالصَّلَاهًِْ جَامِعَهًًْ فَاجْتَمَعَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ تَعَالَی وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْعَرَبِ لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْمَوَالِی لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ دَعَا بِدَوَاهًٍْ وَ طِرْسٍ فَأَمَرَ وَ کُتِبَ فِیهِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ{{صل}} رسول الله{{صل}} قَالَ شَهِدْتُمْ قَالُوا نَعَمْ قَالَ أَ فَتَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاکُمْ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَالَ أَ فَتَعْلَمُونَ أَنَّنِی مَوْلَاکُمْ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَالَ فَقَبَضَ عَلَی ضَبْعِ عَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ{{صل}} فَرَفَعَهُ فِی النَّاسِ حَتَّی تَبَیَّنَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِ ثُمَّ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ{{ع}} مَوْلَاهُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ فِیهِ کَلَامٌ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ النَّجْمِ إِذا هَوی، ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوی، وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی فَأَوْحَی إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ}}
| | ماجرای فرود آمدن [[ستاره]] در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را به هر نحوی که [[تفسیر]] نماییم چه آن را به عنوان معجزهای از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} دانسته و چه آن را نشانه و علامتی از سوی [[خدا]] متعال بدانیم، بر [[برتری]] و افضلیت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد چه اینکه رسول خدا{{صل}} این واقعه را نشانهای بر [[امامت]] و [[خلافت]] پس از خود دانسته و [[خدای متعال]] نیز آیهای در [[تأیید]] این مسأله نازل کرد<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| «[[امام علی]]{{ع}}- جمعی از [[قریش]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمده و گفتند: «ای رسول خدا{{صل}}! شخصی را به ما معرّفی کن که بعد از تو از او [[پیروی]] کنیم تا آنگونه که بنی�اسرائیل پس از [[مرگ]] موسیبنعمران{{ع}} [[گمراه]] گشتند، گمراه نشویم و [[خداوند]] فرموده است:؛ تو میمیری و آنها نیز خواهند مرد!. <ref>سوره زمر، آیه۳۰</ref> و [[انتظار]] آن نداریم در میان ما عمر نوح{{ع}} داشته باشی و خود میدانی که عمرتان به پایان خود نزدیک میشود و ما خواهان آنیم که [[هدایت]] یابیم و گمراه نگردیم». فرمود: «شما فاصله زیادی از دوره [[جاهلیّت]] ندارید و مردمانی هستند که هنوز دلهایشان مالامال از [[کینه]] است و [[بیم]] آن دارم که اگر کسی را معرّفی کنم، نپذیرید، امّا بدانید کسی که امشب ستارهای بر خانهاش فرود آید و آسیبی به وی نرساند، هم او صاحب [[حقّ]] است». علی{{ع}} گوید: «چون آن شب رسول خدا{{صل}} [[نماز عشاء]] را اقامه فرمود و به خانهاش رفت و من هم به [[خانه]] خود رفتم. ستارهای بر خانهام فرود آمد که تمام [[شهر]] و پیرامون آن را روشن کرد و سپس به چهار قسمت شکافته شد و هر قسمتی در درّهای افتاد بیآنکه کسی آسیبی ببیند». جابر بن [[عبدالله انصاری]] گوید: «امّا آن [[قوم]] با وجود این [[معجزه]] بر [[نفاق]] خویش [[اصرار]] ورزیدند و فضل علی{{ع}} را نپذیرفتند. و چون آیهای نازل گشت که [[رسول خدا]]{{صل}} میباید دست علی{{ع}} را به عنوان [[جانشین]] خود بالا ببرد، [[پیامبر]]{{صل}} به [[جبرئیل]] فرمود: «[[بیم]] آن دارم با این کار دل�های [[مردم]] پراکنده شود»، از این رو [[خداوند]] فرمود: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا [به مردم] برسان! و اگر نکنی،[[ رسالت]] او را انجام ندادهای! خداوند تو را از [خطرات احتمالی] مردم، نگاه میدارد. ([[مائده]]/۶۷)، پس پیامبر{{صل}} دستور داد [[بلال]] [[نماز جمعه]] را ندا در دهد. و چون [[مهاجرین]] و [[انصار]] گرد آمدند، پیامبر{{صل}} بر [[منبر]] رفته و [[حمد]] و ثنای [[خدا]] را به جا آورده سپس فرموده: «ای [[مردم قریش]]! امروز [[شرافت]] از آن شماست، پس صف�های خود را فشرده سازید». سپس [[أمر]] فرمود دوات و قرطاسی بیاورند. و چون آوردند، دستور داد در آن چنین بنویسند: «بِسمِ اللهِ الرحَمنِ الرَّحیم لا ألهَ إلّا [[الله]] محّمدٌ رَسُول الله». آنگاه فرمود: «آیا به این دو [[شهادت]] می�دهید»؟ گفتند: «آری، به خدا»! فرمود: «آیا می�دانید که من مولای شما هستم»؟ گفتند: «آری، به خدا»! سپس بازوی [[علیبنابیطالب]]{{ع}} چنان بالا برد که سفیدی زیر بغل او پیدا گشت. و فرمود: «هرکس من مولای او بوده��ام اینک علی{{ع}} مولای اوست» و در ادامه فرمود: «خداوندا، با [[دوست]] او دوست باش و با [[دشمن]] او، دشمن، و [[یار]] آن کس باش که او را [[یاری]] کند و هرکس او را [[خوار]] و [[ذلیل]] بدارد، خوار و ذلیلش بدار». سپس خداوند این [[آیه]] را نازل فرمود: {{متن قرآن|وَ النَّجْمِ إِذا هَوی* مَا ضَل صَاحِبُکُمْ و مَا غَوی * و مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوی * إِنْ هُو إِلا وحْیٌ یُوحَی}} و به دنبال آن آیه: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است. <ref>سوره مائده، آیه ۶۷</ref> را [[تلاوت]] کرد»<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}} ج۱۵، ص۲۲۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۸۱؛ فرات الکوفی، تفسیر، ص۴۵۰</ref>
| | === دلالت بر [[منصوص بودن]] [[مقام]] امامت === |
| | اینکه رسول خدا{{صل}} از حرکت یک ستاره و فرود آمدن آن توجه دیگران را به خلافت و [[وصایت]] پس از خود جلب کرده و فرود آمدن آن را در [[منزل]] یک شخص، علامت و نشانهای بر خلافت و وصایت صاحب آن بیت، پس از خود دانستند، حاکی از آن است که آن حضرت از فرود آمدن ستاره در بیت شخصی که خدای متعال او را به عنوان [[وصی]] و [[خلیفه]] خود تعیین کرده، خبر داشته و صرفا از این ماجرا در جهت معرفی اولیه امیرالمؤمنین{{ع}} به این مقام استفاده کردهاند؛ چراکه رسول خدا{{صل}} از همان آغازین [[روز]] [[دعوت علنی]] خویش امیرالمؤمنین{{ع}} را به عنوان خلیفه، وصی، [[برادر]] و [[وزیر]] خود معرفی کرده و بارها و بارها در مواضع متععد بر خلافت آن حضرت تأکید کردهاند؛[[ شاهد]] بر این سخن، [[احادیث]] فراوانی همچون [[یوم الانذار]]، [[منزلت]]، [[اخوت]]، رایت، طیر و... در این خصوص است. روشن است که این ماجرا نیز از منصوص بودن این مقام برای امیرالمؤمنین{{ع}} و [[انتصاب]] آن حضرت به این جایگاه توسط خدای متعال، حکایت داشته و رسول خدا{{صل}} به نزول ستاره در بیت آن حضرت [[یقین]] داشتهاند. حتی اگر این جریان را معجزهای از سوی رسول خدا{{صل}} بدانیم باز هم از آنجا که [[قدرت]] بر [[اعجاز]] از سوی خدای متعال و با اتصال به آن منبع قادر متعال به آن حضرت داده شده، [[اثبات]] این مدعا، امری سهل خواهد بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| === منابع [[عامه]] === | | === دلالت بر [[عصمت پیامبر اکرم]]{{صل}} === |
| #[[تاریخ مدینه دمشق]]: [[ابن عساکر]] [[دمشقی]] <ref>ج۴۲، ص۳۹۲</ref>
| | نزول آیهای از [[قرآن]] مبنی بر عدم [[گمراهی]] [[رسول خدا]]{{صل}} از یکسو به منزله [[تأیید]] گفتار و [[رفتار]] آن حضرت در ماجرای فرود آمدن [[ستاره]] به [[خانه امیرالمؤمنین]]{{ع}} بوده و از سوی دیگر رد گفتار [[شاهدان]] عینی ماجرا در [[اتهام]] زنی به آن حضرت است، جمع میان این دو به [[اثبات]] [[عصمت رسول خدا]]{{صل}} و مصونیت آن حضرت از عدم گمراهی و به [[بیراهه]] رفتن است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
| #[[کفایة الطالب]]: [[ابوعبدالله]] گنجی [[شافعی]] <ref>ص۲۶۰ و ۲۶۱</ref>
| |
| #[[مناقب]] [[علی بن ابیطالب]]: [[ابن مغازلی]] شافعی <ref>ص۲۱۶ و ۲۱۷، ش۲۸۱</ref>
| |
| #شواهد التنزیل: [[حاکم حسکانی]]<ref>ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲</ref>
| |
| [[مرحوم علامه حلی]] در کتاب [[نهج الحق]] مینویسد: «روی الجمهور» یعنی [[جمهور]] [[اهل سنت]] این [[روایت]] را ذکر کردهاند و بدین منظور سخن [[ابوالفرج]] جوزی را به عنوان شاهدی بر این مدعا میآورد چه اینکه [[ابن جوزی]] این روایت را به گروهی از [[راویان سنی]] منتسب ساخته است. <ref>نهج الحق و کشف الصدق، ج۲، ص۲۷۸، ش۹۱۲</ref>
| |
| علاوه بر این با مراجعه به اسانید [[حدیث]] در کتابهای یاد شده، به روشنی میتوان دریافت که برخی از حدیث پژوهان نامی اهل سنت در زمره [[راویان]] این حدیث هستند که از جمله آنها میتوان به [[ابو محمد جوهری]] اشاره کرد. <ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۴۲-۳۴۳</ref>
| |
|
| |
|
| == دلالت [[آیه]] ==
| |
| === دلالت بر [[وصایت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ===
| |
| مرحوم علامه حلی این آیه را در کتاب [[منهاج الکرامة]] خود به عنوان دلیل چهارم بر [[اثبات ولایت]] و [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} مطرح ساخته و در ذیل آن روایتی را از ابن مغزلی شافعی آورده است. ایشان مینویسد: «[[فقیه]] علی مغازلی شافعی به اسناد خود از [[ابن عباس]] روایت کرده که گفت: من به همراه جوانانی از [[بنی هاشم]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} نشسته بودیم که ستارهای در حال فرود آمدن بود، رسول خدا{{صل}} فرمودند: هر کس که این [[ستاره]] در منزلش فرود آید، او پس از من [[وصی]] من خواهد بود. آنگاه [[جوانان]] بنی هاشم برخاستند و به ستاره نگریستند و دیدند که دقیقا در [[منزل]] علی بن ابیطالب{{ع}} فرود آمد؛ لذا گفتند: ای رسول خدا، در [[دوست داشتن علی]] به [[بیراهه]] رفتهای! در این هنگام بود که [[خداوند]] این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}. با توجه به این حدیث، [[آیه شریفه]] به روشنی بر وصایت و [[خلافت بلافصل]] حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد. <ref>علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۱۹-۱۲۰</ref>.<ref>میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۳۳۷ و ۳۳۸</ref>
| |
| === دلالت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ===
| |
| ماجرای فرود آمدن [[ستاره]] در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را به هر نحوی که [[تفسیر]] نماییم چه آن را به عنوان معجزهای از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} دانسته و چه آن را نشانه و علامتی از سوی [[خدا]] [[متعال]] بدانیم، بر [[برتری]] و افضلیت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد چه اینکه رسول خدا{{صل}} این واقعه را نشانهای بر [[امامت]] و [[خلافت]] پس از خود دانسته و [[خدای متعال]] نیز آیهای در [[تأیید]] این مسأله نازل کرد. <ref>مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه]][[ امامت]] و [[ولایت]] با [[محمد هادی فرقانی]]</ref>
| |
| === دلالت بر [[منصوص بودن]] [[مقام]] ام[[امت]] ===
| |
| اینکه رسول خدا{{صل}} از [[حرکت]] یک ستاره و فرود آمدن آن توجه دیگران را به خلافت و [[وصایت]] پس از خود جلب کرده و فرود آمدن آن را در [[منزل]] یک شخص، علامت و نشانهای بر خلافت و وصایت صاحب آن بیت، پس از خود دانستند، حاکی از آن است که آن حضرت از فرود آمدن ستاره در بیت شخصی که خدای متعال او را به عنوان [[وصی]] و [[خلیفه]] خود تعیین کرده، خبر داشته و صرفا از این ماجرا در جهت معرفی اولیه امیرالمؤمنین{{ع}} به این مقام استفاده کردهاند؛ چراکه رسول خدا{{صل}} از همان آغازین [[روز]] [[دعوت علنی]] خویش امیرالمؤمنین{{ع}} را به عنوان خلیفه، وصی، [[برادر]] و [[وزیر]] خود معرفی کرده و بارها و بارها در مواضع متععد بر خلافت آن حضرت تأکید کردهاند؛[[ شاهد]] بر این سخن، [[احادیث]] فراوانی همچون [[یوم الانذار]]، [[منزلت]]، [[اخوت]]، [[رایت]]، طیر و... در این خصوص است. روشن است که این ماجرا نیز از منصوص بودن این مقام برای امیرالمؤمنین{{ع}} و [[انتصاب]] آن حضرت به این جایگاه توسط خدای متعال، حکایت داشته و رسول خدا{{صل}} به [[نزول]] ستاره در بیت آن حضرت [[یقین]] داشتهاند. حتی اگر این جریان را معجزهای از سوی رسول خدا{{صل}} بدانیم باز هم از آنجا که [[قدرت]] بر [[اعجاز]] از سوی خدای متعال و با اتصال به آن منبع [[قادر]] [[متعال]] به آن حضرت داده شده، [[اثبات]] این مدعا، امری سهل خواهد بود. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>
| |
| === دلالت بر [[عصمت پیامبر اکرم]]{{صل}} ===
| |
| [[نزول]] آیهای از [[قرآن]] مبنی بر عدم [[گمراهی]] [[رسول خدا]]{{صل}} از یکسو به منزله [[تأیید]] گفتار و [[رفتار]] آن حضرت در ماجرای فرود آمدن [[ستاره]] به [[خانه امیرالمؤمنین]]{{ع}} بوده و از سوی دیگر رد گفتار [[شاهدان]] عینی ماجرا در [[اتهام]] زنی به آن حضرت است، جمع میان این دو به [[اثبات]] [[عصمت رسول خدا]]{{صل}} و مصونیت آن حضرت از عدم گمراهی و به [[بیراهه]] رفتن است. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>
| |
| === دلالت بر [[قدرت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[اعجاز]] === | | === دلالت بر [[قدرت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[اعجاز]] === |
| بر اساس این [[آیه]] و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از [[جوانان]] [[بنوهاشم]]، مبنی بر فرود آمدن ستاره در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه [[معجزه]] و بینهای جهت [[اثبات حقانیت]] و [[امامت]] و [[وصایت]] آن حضرت از سوی پیامبر اکرم{{صل}} بوده که با [[اراده الهی]] و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به [[نزول]] [[صاعقه]] یا شهاب سنگ، در نهایت [[بیانصافی]] است. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref> | | بر اساس این [[آیه]] و با استناد به مشاهدات عینی جمعی از [[جوانان]] [[بنوهاشم]]، مبنی بر فرود آمدن ستاره در [[بیت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، این واقعه نه یک رخداد طبیعی و عادی بلکه [[معجزه]] و بینهای جهت اثبات حقانیت و [[امامت]] و [[وصایت]] آن حضرت از سوی پیامبر اکرم{{صل}} بوده که با [[اراده الهی]] و قدرت لایزال او محقق شده است. از این رو تنزل این رخداد به نزول [[صاعقه]] یا شهاب سنگ، در نهایت [[بیانصافی]] است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:Jawahir-kalam-5.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵''']] |
| | # [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|'''تفسیر اهل بیت''']]، ج۱۵ |
| | # [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]] |
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| == پانویس == | | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
| | |
| | [[رده:آیات امامت]] |
| | [[رده:آیات نامدار]] |