نفرین: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۹۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ۲۸ فوریه
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'کف' به 'کف')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نفرین در قرآن]] - [[نفرین در معارف و سیره معصوم]] | پرسش مرتبط  = }}
{{نبوت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[نفرین در قرآن]] | [[نفرین در حدیث]] | [[نفرین در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[نفرین (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
نفرین یکی از روش‌های زبانی [[پیشگیری]] از کار [[زشت]] و ابراز [[مخالفت]] در [[انحراف اعتقادی]] و [[رفتاری]] در [[زبان دین]] است. مانند [[لعن]]. نفرین در زبان عرف بسیار متداول و نوعی ابراز [[خشم]] و [[نفرت]] است. اما روشن است که در [[دین]] چیزی به نام [[احساسات]] شخصی و [[منافع]] مادی وجود ندارد و لذا نفرین او هم در قلمرو مسائل [[معنوی]] است. البته [[لعن]] لفظ معین است، اما نفرین گاهی با کلمه [[قتل]] است، مانند [[خدا]] بکشد: {{متن قرآن|فَقَتَلَ}}<ref>«پس او را کشت» سوره مائده، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|قَاتَلَهُمُ اللَّهُ}}<ref>«خداوندشان بکشاد!» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref> یا [[موت]] است: بمیری، {{متن قرآن|مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ}}<ref>«به خشم خود بمیرید» سوره آل عمران، آیه ۱۱۹.</ref> دچار [[عذاب]] شوید: {{متن قرآن|فَذُوقُوا الْعَذَابَ}}<ref>«عذاب را بچشید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.</ref>. این کلمه پیش از [[اسلام]] سابقه داشته و در [[زبان فارسی]] هم مانند این کلمه [[خدا]] تو را بکشد. مرده باد، [[مرگ]] بر... متداول بوده است.
#{{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«هان! این شمایید که آنان را دوست می‌دارید و (آنان) شما را دوست نمی‌دارند و شما به تمام کتاب ایمان دارید (و آنان ندارند) و چون با شما روبه‌رو شوند می‌گویند: ما ایمان آورده‌ایم و چون به خلوت روند سرانگشتان را از خشم بر شما (به دندان) می‌گزند؛ بگو به خشم خود بمیرید؛ خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۱۹.</ref>.
#{{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ *وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند * و هنگامی که آنان را ببینی، پیکرهاشان تو را به شگفتی می‌آورد و چون چیزی گویند به گفتارشان گوش می‌سپاری (اما) گویی چوب‌هایی خشکند پشت داده بر دیوار، هر بانگی را به زیان خود می‌پندارند، آنان دشمنند، از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کند! چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوند؟» سوره منافقون، آیه ۱ و ۴.</ref>.
#{{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}<ref>«مرا با آن کس که یگانه آفریده‌ام، وا بگذار * که او اندیشید و سنجید * و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ * دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟» سوره مدثر، آیه ۱۱ و ۱۸-۲۰.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از تازیان بیابان‌نشین آنچه هزینه می‌کنند غرامت می‌شمارند و برای شما انتظار پیشامدها را می‌کشند؛ پیشامدهای بد بر (خود) آنان باد و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۹۸.</ref>.
#{{متن قرآن|مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد» سوره نساء، آیه ۴۶.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ}} مراد از “تحریف کلمات از مواضعش” این خواهد بود که کلمه‌ای را در غیر آنجایی که باید به کار رود استعمال کنند، مثلاً وقتی کسانی می‌گویند: {{متن قرآن|سَمِعْنَا}} که بخواهند اعلام [[اطاعت]] کنند، و در این صورت جا دارد دنبالش بگویند: “و اطعنا” نه این که بگویند: {{متن قرآن|سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا}}، و یا با این که نمی‌خواهند اعلام [[اطاعت]] کنند، به عنوان [[استهزا]]: {{متن قرآن|سَمِعْنَا}} و همچنین وقتی به یک فردی گفته می‌شود، (اسمع: گوش بده) جا دارد دنبال آن اضافه کند: (اسمعک اللَّه: [[خدا]] شنوایت کند) نه این که بگوید {{متن قرآن|اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ}} یعنی بشنو که [[خدا]] شنوائیت ندهد، چون کلمه {{متن قرآن|رَاعِنَا}} در لغت [[یهود]] معنای {{متن قرآن|اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ}} را می‌دهد<ref>ترجمه المیزان، ج۴، ص۵۸۰.</ref>.
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}}<ref>«پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون “همراه ماهی” (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و [[نماز]] آنان نزد [[خانه]] (ی [[کعبه]]) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس [[عذاب]] را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» [[سوره انفال]]، [[آیه]] ۳۵.</ref>
==نکات==
# نفرین [[پیامبر]] برای [[نابودی دشمنان]] [[خشمگین]] از [[دین]] به سبب [[خشم]] آنان: {{متن قرآن|...قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ...}}
# [[منافقان]] تکذیب‌کننده [[پیامبر]] مورد نفرین [[الهی]]: {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ... هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}؛
#طراحی و [[توطئه]] برضد [[دین]] و [[پیامبر]] از موجبات نفرین: {{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}؛
# نفرین [[خداوند]]، بر [[بادیه‌نشینان]] [[منافق]]، در [[عصر پیامبر]]: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ...}}
# نفرین برخی [[یهودیان]] بر [[پیامبر اسلام]] در ضمن [[سخن گفتن]] با آن [[حضرت]]: {{متن قرآن|مِنَ الَّذِينَ هَادُوا... وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ...}}؛
# [[هشدار]] [[خداوند]] به [[پیامبر اسلام]] مبنی بر شتاب نکردن در نفرین بر [[قوم]] خویش، همانند [[یونس]]: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}} بنابراین فرض که مراد از این هشدار برای نفرین نکردن باشد و نه [[دعوت]] بر [[صبر]] بر [[مشکلات]] فقط؛
# [[پیامبر]] را مسخره می‌کردند و [[دعا]] و عمل صالحی نداشتند و نمازشان در [[خانه]] [[[خدا]]] جز سوت کشیدن و کف زدن نبود. {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً}} پس به سزای آن‌که [[کفر]] می‌ورزیدید، پس این [[عذاب]] را بچشید {{متن قرآن|فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۸۹۰.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== مقدمه ==
«نفرین» در قالب [[دعا]] و [[نیایش]] نوعی درخواست برای نابودی بدکارانی است که به هیچ وجه حاضر نیستند از عملکرد بد خویش دست بردارند و به [[راه راست]] بیایند و جاده [[حقیقت]] و [[تقوا]] در آیند. در حقیقت وقتی [[انسان]] از [[هدایت]] کسی [[ناامید]] شود و موعظه‌ها و نصیحت‌ها و حتی [[مجازات]] و کیفرها تاثیری در [[تغییر]] [[فکر]] و [[رفتار]] شخص نداشته باشد، به سبب [[ناتوانی]] در مجازات‌های بزرگ یا عدم جواز [[قتل]] و عدم امکان قتل، به نفرین رو می‌‌آورد تا این گونه او را به [[خدا]] واگذار کند و خدای [[منتقم]] [[جبار]] از او [[انتقام]] ستاند و به نقمت کشاند.


==منابع==
بنابراین، نفرین دربردارنده مفاهیم بسیاری چون نفرت و [[بیزاری]] از چیزی، ناتوانی در مجازات، واگذار کردن امر به خدا و نابودی بدکار به سبب عدم امکان تغییر در رفتار بدکار است. نفرین در قالب نیایش و دعا طرح می‌‌شود و مرده باد چیزی جز بیان درخواست [[مرگ]] برای بدکاری نیست که با کارهای زشت و بد خویش عرصه را بر دیگران تنگ کرده به طوری که جانشان به لب رسیده و راهی برای [[رهایی]] جز دست‌های انتقام خدا نیست.
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:نفرین]]
با نگاهی به [[احکام]] نفرین در [[قرآن]] و [[آموزه‌های وحیانی اسلام]] به سادگی می‌‌توان دریافت که از نظر قرآن، نفرین چیزی جز تبری و اعلان بیزاری از باطل و زشتی و بدی و عاملان آنها نیست. کسی که نفرین می‌‌کند، نه تنها به نوعی آن صفات و اعمال زشت را از خود دور می‌‌کند، بلکه در [[مقام]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] بر آن است تا محیط هنجاری ایجاد شود و با [[تولی و تبری]] بر آن است تا [[گرایش‌ها]] و گریزش‌های خویش را روشن و صیانت کند و در مدار فتنه قرار نگیرد؛ افزون بر این که نوعی واگذار و [[تفویض]] امور به خدایی است که بر اساس [[حق]] [[قضاوت]] و عمل می‌‌کند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران]].</ref>.
[[رده:مدخل]]
 
== موجبات نفرین ==
نفرین اصطلاح [[قرآنی]] نیست. ریشه این لغت از نفر به معنای [[تنفر]] و [[بیزاری]] است. اما در اصطلاح فارسی زبانان نفرین به معنای دعای بد برای [[مرگ]]، ناکامی و [[بدبختی]] کسی یا چیزی است<ref>انوری،ج۸، ص۷۸۸۸.</ref> و همینطور به معنای [[لعن]]، [[لعنت]] و نکوهش نیز آمده است<ref>لغت نامه دهخدا،ج۴۳،ص۶۶۰.</ref>.
 
معادل نفرین اصطلاحی فارسی زبانان در [[قرآن کریم]] همان «لعن» است. لعن از ناحیه [[خداوند متعال]] به معنای دور ساختن کسی از [[رحمت]] خویش در [[دنیا]] و در [[آخرت]] [[عذاب]] و [[عقوبت]] و از ناحیه [[بندگان]] نیز لعن و نفرین در واقع همان [[دعا]] به ضرر و بر ضد دیگران است<ref>مفردات راغب اصفهانی، ص۴۷۱.</ref>.
 
برای اینکه [[درک]] درست تری از [[حقیقت]] نفرین داشته باشیم، بهتر آن است تا نگاهی به موجبات نفرین از منظر [[قرآن]] داشته باشیم؛ زیرا بیان موجبات نفرین روشن می‌‌کند که چرا و چگونه نفرین مجاز دانسته شده و [[اسلام]] و قرآن مجوز نفرین را صادر کرده و آن را به عنوان امری مقبول و صحیح جایز و روا دانسته است. از مهم‌ترین موجبات نفرین که جواز نفرین را صادر می‌‌کند می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
# '''[[استکبار]] [[غرور]] آمیز''': از نظر قرآن کسانی که در رفتار اجتماعی با دیگران با غرور تمام استکبار می‌‌ورزند و دیگران را به [[استضعاف]] می‌‌کشانند، سزاوار نفرین هستند؛ چنان که [[خدا]] نسبت به [[توطئه]] غرورآمیز و توأم با استکبار [[ولید بن مغیره]] ضد قرآن، از ابزار نفرین بهره برده است تا نشان دهد که از این گونه [[رفتارها]] به شدت نفرت و بیزار است و [[مؤمنان]] نیز باید این گونه باشند؛ یعنی نه تنها خودشان استکبار نورزند، بلکه باید نسبت به چنین افرادی ابراز تنفر داشته و از آنان دوری و پرهیز کنند<ref>مدثر، آیات ۱۸ تا ۲۵.</ref>. [[شأن نزول آیات]] مذکور، ولید بن مغیره است<ref>الکشاف، ج ۴، ص۶۴۷.</ref>.
# '''[[ظلم]]''': از مهم‌ترین موجبات [[خشم]] و نفرین [[الهی]] ظلم در انواع و اقسام آن از جمله [[ظلم به دیگران]] است<ref>مؤمنون، آیه ۴۱؛ زخرف، آیه ۶۵.</ref>.
# '''[[افتراء]] به [[خدا]]''': از دیگر موجبات نفرین می‌‌بایست به افتراء به خدا یاد کرد<ref>مائده، آیه ۶۴؛ توبه، آیه ۳۰.</ref>. البته بیش‌تر کسانی که [[مبتلا]] به این عمل می‌‌شوند، [[عالمان دینی]] هستند که بیان کننده [[احکام الهی]] هستند؛ زیرا اینان هستند که امری را نفیا یا اثباتا به خدا نسبت می‌‌دهند و می‌‌گویند خدا این را نگفته یا خدا این را گفته است.
# '''افتراء به [[قرآن]]''': کسانی که به قرآن [[افترا]] می‌‌زنند و آن را [[کلام الهی]] نمی‌دانند یا [[سحر]] و [[شعر]] و مانند آنها می‌‌شمارند، گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند<ref>مدثر، آیات ۱۱ تا ۲۵.</ref>.
# '''بازداشتن از [[راه خدا]]''': بازداشتن از راه خدا، موجب نفرین خداست<ref>ابراهیم، آیات ۲ و ۳.</ref>. بنابراین، [[مردم]] باید از هر گونه [[رفتاری]] که به مفهوم بازداشتن از راه خدا است، اجتناب ورزند و همچنین [[مؤمنان]] باید از این دسته از افراد [[اجتماع]] اجتناب کرده و از آنان [[تبری]] و [[برائت]] بجویند.
# '''[[تحریف]]''': از نظر قرآن هر گونه تحریف حقایق دین، سبب نفرین خدا می‌‌شود<ref>همان؛ بقره، آیات ۷۹.</ref>. البته ناگفته نماند کسانی به تحریف لفظی یا [[تحریف معنوی]] رو می‌‌آورند که [[مسئولیت]] [[ابلاغ دین]] را در دست دارند، بنابراین، [[تحریف گران]] [[دینی]] از عالمان دینی خواهند بود؛ زیرا اینان بیش‌تر در معرض این خطر و نفرین الهی هستند.
# '''ترک نماز و [[سهو]] در آن''': کسانی که [[نماز]] را ترک می‌‌کنند و به آن اهمیت نمی‌دهند، گرفتار نفرین [[الهی]] هستند<ref>قیامت، آیات ۳۱ تا ۳۵؛ ماعون، آیات ۴ و ۵.</ref>. واژه [[سهو]] و ساهی به معنای ترک نماز نیز آمده است.
# '''[[توطئه]] علیه [[دین]] و [[رهبران دینی]]''': هر گونه توطئه علیه دین و رهبران دینی عامل نفرت است<ref>مدثر، آیه ۱۱.</ref>.
# '''[[تکذیب]] [[قیامت]]''': از دیگر موجبات نفرین الهی، تکذیب قیامت از سوی افراد است<ref>طور، آیه ۱۱؛ قیامت، آیات ۳۲ تا ۳۵؛ مرسلات، آیه ۱۵.</ref>.
# '''تکذیب [[پیامبران]]''': تکذیب پیامبران موجب [[خشم]] و نفرین الهی<ref>منافقون، آیات ۱ تا ۴.</ref> و نیز گرفتاری‌های متعدد و متنوع در [[دنیا]] و [[عذاب]] دنیا و [[آخرت]] است<ref>مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۲۶؛ قمر، آیات ۹ و ۱۰.</ref>.
# '''تکذیب [[معارف الهی]]''': کسانی که به تکذیب معارف وحیانی می‌‌پردازند گرفتار نفرین [[خدا]] در دنیا و آخرت و عذاب‌های متعدد خواهند شد<ref>مؤمنون، آیه ۳۹؛ التبیان، ج ۷، ص۳۶۵.</ref>.
# '''[[دروغ پردازی]]''': دروغ پردازی و افک و [[افتراء]] از موجبات نفرین الهی است<ref>جاثیه، آیه ۷؛ ذاریات، آیه ۱۰.</ref>.
# '''[[دنیاطلبی]]''': هر گونه [[گرایش به دنیا]] و [[محبت]] به آن به طوری که [[انسان]] را از آخرت باز دارد، موجب خشم و نفرین الهی است<ref>بقره، آیه ۷۹؛ ابراهیم، آیات ۲ و ۳.</ref>.
# '''دین فروشی''': دین فروشی [[عالمان]]، سبب نفرین خدا بر آنان است<ref>بقره، آیه ۷۹.</ref>.
# '''[[ریاکاری]]''': هر گونه ریاکاری به ویژه در [[اعمال عبادی]] چون [[نماز]] از موجبات خشم و نفرین الهی است<ref>ماعون، آیات ۴ تا ۶.</ref>.
# '''[[کفر]] و [[شرک]]''': از موجبات نفرین الهی، کفر و شرک افراد است که باید از آن اجتناب کرد<ref>انبیاء، آیات ۱۸ و ۲۱ و ۶۷؛ فصلت، آیه ۶؛ بقره، آیه ۱۶۱.</ref>.
# '''[[شکنجه]] [[مؤمنان]]''': کسانی که به [[اذیت]] و آزار مؤمنان دست می‌‌یازند و آنان را شکنجه می‌‌کنند گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند.
# '''عیب جویی''': عیب جویی نسبت به دیگران موجب نفرین است؛ البته در این میان کسانی که با [[ثروت]] خویش و رفتارهای [[تفاخر]] آمیز [[مردم]] را به [[تمسخر]] و [[استهزاء]] می‌‌گیرند، بیش‌تر در معرض نفرین الهی هستند<ref>همزه، آیات ۱ و ۲.</ref>.
# '''[[غفلت]] از [[نماز]]''': کسانی که از نماز [[غافل]] هستند از سوی [[خدا]] نفرین شده‌اند<ref>ماعون، آیات ۴ و ۵.</ref>.
# '''[[فساد]]''': هر گونه فساد در روی [[زمین]] عامل [[خشم الهی]] و نفرین اوست<ref>عنکبوت، آیه ۳۰.</ref>. در این میان [[مفسدان]] در مسایل [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]] باید مواظب باشند که [[خشم خدا]] آنان را به نیستی و نابودی نکشاند؛ البته باید [[مؤمنان]] نیز نسبت به مفسدان و فسادگران موضع منفی اتخاذ کرده و از آنان [[اعلان برائت]] و نفرت کنند.
# '''غافلان سنگدل''': کسانی که گرفتار سنگدلی و [[قساوت قلب]] هستند و از [[یاد خدا]] غافل می‌‌شوند، گرفتار نفرین [[الهی]] هستند<ref>زمر، آیه ۲۲.</ref>.
# '''اغواگری و [[گمراه]] گری''': کسانی که دیگران را [[اغوا]] کرده و به [[گمراهی]] می‌‌کشاند، گرفتار نفرین الهی هستند<ref>یونس، آیه ۸۸؛ نوح، آیات ۲۶ و ۲۷.</ref>.
# '''[[گناه]] و [[فسق]]''': هر گونه گناه و فسق و فجوری موجب خشم الهی و نفرین اوست<ref>مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ دخان، آیه ۲۲؛ جاثیه، آیه ۷؛ محمد، آیه ۸؛ عبس، آیات ۱۷ و ۲۳.</ref>.
# '''لواط و هم جنس [[بازی]]''': هر گونه ارضای [[شهوات]] از طریق نادرست به ویژه لواط و هم جنس بازی موجب [[خشم]] و نفرت الهی است<ref>عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۰.</ref>.
# '''عدم [[پرداخت زکات]]''': اجتناب از ادای حقوق [[مالی]] و [[زکات]] موجب خشم الهی و نفرت اوست که باید از آن اجتناب کرد<ref>ماعون، آیات ۴ تا ۷.</ref>.
# '''عدم [[رضایت]] نسبت به [[احکام]] [[وحی]]''': هر کسی نسبت به احکام وحی و معارف آن ابراز ناخشنودی و عدم رضایت کند، گرفتار خشم و نفرین الهی می‌‌شود<ref>محمد، آیات ۸ و ۹.</ref>.
# '''[[کراهت]] از [[حق]]''': هر گونه کراهت و نفرت نسبت به حق موجب می‌‌شود که خدا از چنین شخصی نفرت داشته و او را گرفتار [[لعن]] و نفرین خویش سازد<ref>محمد، آیات ۸ و ۹.</ref>.
# '''کفران''': هر گونه کفران [[نعمت‌های الهی]] به جای [[شکر]] ورزی موجب نفرین است. [[شکر نعمت]] به زبان و [[قلب]] و عمل موجب جلب رضایت الهی است.
# '''[[کم‌فروشی]] و [[خیانت]] در [[امانت]] و معامله''': از دیگر موجبات نفرین [[الهی]] می‌‌توان به این [[کم‌فروشی]] و [[خیانت]] اشاره کرد<ref>مطففین، آیات ۱ تا ۳.</ref>.
# '''رباخواران''': کاری بدتر از [[رباخواری]] نیست که [[اعلان]] [[جنگ]] رسمی علیه [[خدا]] است<ref>بقره، آیه ۲۷۹.</ref> از نظر [[اسلام]] رباخواران گرفتار نفرین الهی هستند<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏۳، ص۲۷۴.</ref>.
# '''شراب خواران و [[تولید]] کنندگان مشروبات الکلی''': این عمل [[زشت]] موجب می‌‌شود که [[عقل]] و عقلانیت از [[اجتماع]] رخت بربندد و [[مردم]] دچار [[رفتاری]] نابهنجار شوند، از همین روست که این افراد مورد [[لعن]] و نفرین قرار گرفته‌اند<ref> من لا یحضره الفقیه، ج ۶، ص۴۲۹.</ref>.
# '''چشم چران‌ها''': مردانی که به عورت نامحرم نگاه می‌‌کنند مورد لعن و نفرین هستند<ref>کافی، ج ۵، ص۵۵۹.</ref>.
# '''[[رشوه]] گیران''': کسانی که در مناصب دولتی و [[قضایی]] و اجرایی و مانند آنها قرار دارند، باید مواظب باشند رشوه نگیرند که گرفتار نفرین و [[خشم الهی]] می‌‌شوند.
# '''[[آدم]] کشان''': قاتلین و آدم کشان که بی‌دلیل جانی مردم بی‌گناه را می‌‌گیرند، گرفتار [[خشم]] و نفرین الهی هستند<ref>وسایل الشعیه، ج ۱۳، ص۱۷۳.</ref>.
# '''تشبه [[زن]] به مرد و بر عکس''': مردانی که خود را به صورت [[زنان]] در می‌‌آورند و بالعکس گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند<ref>برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏۱، ص۱۱۳.</ref>.
# '''زناکاران و واسطه‌های آنان''': از نظر اسلام زناکاران و واسطه گران که واسطه [[زنا]] میان دو نفر می‌‌شوند؛ گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند.
 
البته باید توجه داشت که نفرین اختصاص به خدا ندارد بلکه چنان که [[قرآن]] بیان کرده است، [[پیامبران]] نیز کسانی را نفرین کرده‌اند که از جمله این پیامبران می‌‌توان به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}<ref>انبیاء، آیه ۶۷؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸، ص۸۶.</ref>، [[حضرت صالح]]{{ع}}<ref>مؤمنون، آیه ۳۹؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸، ص۱۶۶ و ۱۷۰.</ref>، [[حضرت لوط]]{{ع}}<ref>عنکبوت، ایات ۲۸ تا ۳؛ انوارالتنزیل، بیضاوی، ج ۳، ص۳۲۷.</ref>، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>آل عمران، آیه ۱۱۹.</ref>، [[حضرت موسی]]{{ع}}<ref>یونس، آیه ۸۸؛ مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ طه، آیات ۹۵ تا ۹۷؛ دخان، آیات ۱۷ تا ۲۲.</ref>، [[حضرت نوح]]{{ع}}<ref>قمر، آیات ۹ تا ۱۶؛ نوح، آیات ۲۴ تا ۲۷؛ مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۶۴.</ref>، [[حضرت هود]]{{ع}}<ref>مؤمنون، آیات ۳۱ تا ۳۹.</ref> و مانند آنها اشاره کرد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران]].</ref>.
 
== آثار نفرین ==
از نظر [[قرآن]]، نفرین دارای آثار زیان‌باری نسبت به کسانی است که مورد نفرین قرار می‌‌گیرند، به ویژه اینکه این نفرین از سوی [[خدا]] و [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] باشد.
 
از جمله آثاری که بر نفرین مترتب می‌‌شود می‌‌توان به هلاکت و نابودی<ref>مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۲۷؛ قمر، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۱.</ref>، [[قساوت قلب]] و سنگدلی<ref>یونس، ایات ۸۸ و ۸۹.</ref>، سرگردانی<ref>مائده، آیات۲۴ تا ۲۶.</ref> و [[تباهی]] [[اموال]] و عدم استفاده از آنها<ref>دخان، آیات ۲۱ و۲۲.</ref> اشاره کرد.
 
البته اینها عذاب‌های دنیوی است و گرنه عذاب‌های اخروی نیز به دنبال آن خواهد بود که از جمله بدترین آنها عذاب‌های [[دوزخ]] است.
 
البته [[لعن]] یا نفرین بر [[برادران]] و خواهران [[مؤمن]] و به طور کلی زبان گشودن به نفرین و لعن‌، امری مذموم است و جز در موارد استثنا از این امر به شدت پرهیز داده شده است‌. [[حضرت امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: کسی که چیزی را [[لعنت]] می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می‌گردد. پس از لعن مؤمن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید<ref>ر.ک‌: میزان الحکمة‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج ۵، ص۶۱۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران]].</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|'''نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:رذایل اخلاقی]]
۱۳۱٬۶۲۶

ویرایش