حضرت نجمه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'پرونده:9030760879.jpg|22px]] محمدزاده، مرضیه، 22px محمدزاده، مرضیه، [[زنان ائمه معصومین'
جز (جایگزینی متن - 'پرونده:9030760879.jpg|22px]] محمدزاده، مرضیه، 22px محمدزاده، مرضیه، [[زنان ائمه معصومین')
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = امام رضا
| موضوع مرتبط = همسران امام کاظم
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[حضرت نجمه در معارف و سیره نبوی]]
| مداخل مرتبط = [[حضرت نجمه در معارف و سیره نبوی]] ـ [[حضرت نجمه در معارف و سیره رضوی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۱۴: خط ۱۴:


== نام، کنیه و [[لقب]] ==
== نام، کنیه و [[لقب]] ==
نام‌های بسیاری برای مادر گرامی [[حضرت رضا]] {{ع}}، نقل شده است؛ از جمله: نجمه، اروی، سکن، [[سمان]] و تُکتَم که تُکتَم آخرین نام ایشان بود. [[امام رضا]] {{ع}} مادرش را [[طاهره]] نامید<ref>اعلام الوری، ص۳۱۴؛ بحار الانوار، ج۴۹، ص۱۰۷؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۱۱.</ref>. [[ابن هشام]] می‌گوید: من آن [[کنیز]] را نزد [[امام کاظم]] {{ع}} بردم و چون [[امام]] {{ع}} با وی [[ازدواج]] کرد، ثمره این ازدواج، [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}} بود که [[امام کاظم]] {{ع}} با [[تولد]] این فرزند [[پاک]]، از [[مادری]] پاک، نام «طاهره» را برای [[همسر]] خویش برگزیدند<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۵-۱۶.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۴۷۹.</ref>
نام‌های بسیاری برای مادر گرامی [[حضرت رضا]] {{ع}}، نقل شده است؛ از جمله: نجمه، اروی، سکن، [[سمان]] و تُکتَم که تُکتَم آخرین نام ایشان بود. [[امام رضا]] {{ع}} مادرش را طاهره نامید<ref>اعلام الوری، ص۳۱۴؛ بحار الانوار، ج۴۹، ص۱۰۷؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۱۱.</ref>. [[ابن هشام]] می‌گوید: من آن کنیز را نزد [[امام کاظم]] {{ع}} بردم و چون [[امام]] {{ع}} با وی [[ازدواج]] کرد، ثمره این ازدواج، [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}} بود که [[امام کاظم]] {{ع}} با تولد این فرزند [[پاک]]، از مادری پاک، نام «طاهره» را برای [[همسر]] خویش برگزیدند<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۵-۱۶.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۴۷۹.</ref>


در [[ریاحین الشریعه (کتاب)|ریاحین الشریعه]] آمده است: «والده حضرت رضا {{ع}} را سکن، نوبیه، نجمه، [[سمانه]] و تکتم نام می‌بردند»<ref>ریاحین الشریعه، ج۳، ص۲۰؛ أعلام النساء المؤمنات، ص۲۷۶.</ref>. در [[مناقب]] آمده است: نام آن بانو صقر و ارواه بود و هنگامی که حضرت رضا {{ع}} از او متولد شد، او را طاهره نامیدند. او را [[خیزران]]<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ص۱۵؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۹۷.</ref>، قلیم و صفرا نیز نامیده‌اند<ref>الدرّ النظیم، ص۶۷۷.</ref>. کنیه وی امّ‌البنین می‌باشد<ref>الارشاد، ص۵۹۱.</ref>.
در [[ریاحین الشریعه (کتاب)|ریاحین الشریعه]] آمده است: «والده حضرت رضا {{ع}} را سکن، نوبیه، نجمه، [[سمانه]] و تکتم نام می‌بردند»<ref>ریاحین الشریعه، ج۳، ص۲۰؛ أعلام النساء المؤمنات، ص۲۷۶.</ref>. در [[مناقب]] آمده است: نام آن بانو صقر و ارواه بود و هنگامی که حضرت رضا {{ع}} از او متولد شد، او را طاهره نامیدند. او را [[خیزران]]<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ص۱۵؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۹۷.</ref>، قلیم و صفرا نیز نامیده‌اند<ref>الدرّ النظیم، ص۶۷۷.</ref>. کنیه وی امّ‌البنین می‌باشد<ref>الارشاد، ص۵۹۱.</ref>.
خط ۲۸: خط ۲۸:


== خریدن نجمه به امر [[خدا]] ==
== خریدن نجمه به امر [[خدا]] ==
هشام می‌گوید: وقتی کنیز را نزد امام کاظم {{ع}} بردم، عده‌ای از [[یاران]] آن حضرت جمع شدند. امام کاظم {{ع}} به یاران خود فرمود: به خدا قسم! من این کنیز را نخریدم مگر به امرِ خدا. از آن حضرت پرسیدند چگونه؟ فرمود: در [[خواب]] دیدم جدّم و پدرم نزد من آمدند، در حالی که همراهشان قطعه‌ای از [[ابریشم]] بود. پارچه را باز کردند، دیدم پیراهنی است که صورت این کنیز در آن نمایان بود. جدّم و پدرم به من فرمودند: فرزندم! این کنیز فرزندی برایت می‌آورد که بهترین فرد روی زمین بعد از تو خواهد بود. آن‌گاه دستور داد هر وقت آن مولود به دنیا آمد، نامش را علی بگذار. سپس فرمود: خداوند به او [[عدل]]، [[رأفت]] و [[رحمت]] می‌بخشد. پس خوشا به حال کسی که او را [[تصدیق]] کند و وای بر کسی که با او [[دشمنی]] ورزد و [[انکار]] نماید<ref>الدرّ النظیم، ص۶۷۷؛ اثبات الوصیه، ص۳۷۹؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۸.</ref>.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]]، ص ۱۶۴.</ref>
هشام می‌گوید: وقتی کنیز را نزد امام کاظم {{ع}} بردم، عده‌ای از [[یاران]] آن حضرت جمع شدند. امام کاظم {{ع}} به یاران خود فرمود: به خدا قسم! من این کنیز را نخریدم مگر به امرِ خدا. از آن حضرت پرسیدند چگونه؟ فرمود: در [[خواب]] دیدم جدّم و پدرم نزد من آمدند، در حالی که همراهشان قطعه‌ای از [[ابریشم]] بود. پارچه را باز کردند، دیدم پیراهنی است که صورت این کنیز در آن نمایان بود. جدّم و پدرم به من فرمودند: فرزندم! این کنیز فرزندی برایت می‌آورد که بهترین فرد روی زمین بعد از تو خواهد بود. آن‌گاه دستور داد هر وقت آن مولود به دنیا آمد، نامش را علی بگذار. سپس فرمود: خداوند به او [[عدل]]، [[رأفت]] و [[رحمت]] می‌بخشد. پس خوشا به حال کسی که او را تصدیق کند و وای بر کسی که با او [[دشمنی]] ورزد و [[انکار]] نماید<ref>الدرّ النظیم، ص۶۷۷؛ اثبات الوصیه، ص۳۷۹؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۸.</ref>.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]]، ص ۱۶۴.</ref>


== پیوند با [[برکت]] ==
== پیوند با [[برکت]] ==
خط ۵۹: خط ۵۹:


[[مجلسی]] می‌گوید: «مراد این است که جثه آن حضرت، عظیم بود». نجمه از بستگان تقاضا نمود: {{متن حدیث|أَعِينُونِي بِمُرْضِعٍ فَقِيلَ لَهَا أَ نَقَصَ الدَّرُّ فَقَالَتْ مَا أَكْذِبُ وَ اللَّهِ مَا نَقَصَ الدَّرُّ وَ لَكِنْ عَلَيَّ وِرْدٌ مِنْ صَلَاتِي وَ تَسْبِيحِي وَ قَدْ نَقَصَ مُنْذُ وَلَدْتُ}}<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۱.</ref>؛ به من کمک کنید دایه‌ای برای فرزندم پیدا کنم. به او گفتند: مگر شیر تو کم شده است؟ گفت: [[سوگند]] به [[خدا]]! [[دروغ]] نمی‌گویم. شیرم کم نشده؛ ولی [به سبب شیر دادن و پرستاری نوزاد] از [[زمان]] تولد فرزندم، از ذکرهای [[نماز]] و تسبیحم کاسته شده است<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]]، ص ۱۶۷.</ref>.
[[مجلسی]] می‌گوید: «مراد این است که جثه آن حضرت، عظیم بود». نجمه از بستگان تقاضا نمود: {{متن حدیث|أَعِينُونِي بِمُرْضِعٍ فَقِيلَ لَهَا أَ نَقَصَ الدَّرُّ فَقَالَتْ مَا أَكْذِبُ وَ اللَّهِ مَا نَقَصَ الدَّرُّ وَ لَكِنْ عَلَيَّ وِرْدٌ مِنْ صَلَاتِي وَ تَسْبِيحِي وَ قَدْ نَقَصَ مُنْذُ وَلَدْتُ}}<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۱.</ref>؛ به من کمک کنید دایه‌ای برای فرزندم پیدا کنم. به او گفتند: مگر شیر تو کم شده است؟ گفت: [[سوگند]] به [[خدا]]! [[دروغ]] نمی‌گویم. شیرم کم نشده؛ ولی [به سبب شیر دادن و پرستاری نوزاد] از [[زمان]] تولد فرزندم، از ذکرهای [[نماز]] و تسبیحم کاسته شده است<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]]، ص ۱۶۷.</ref>.
==نجمه==
[[تکتم]] ملقب به [[نجمه خاتون]] [[مادر امام رضا]]{{ع}} است. نام وی را با [[اختلاف]] بسیار ثبت کرده‌اند. گفته شده که نام وی [[خیزران]]<ref>تذکرة الخواص، ص۳۶۱.</ref> و یا [[أروی]] ملقب به [[شقراء نوبیه]] بوده است<ref>الصراط السوی، ص۱۶۹.</ref>. بعضی نامش را نجمه دانسته‌اند<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۵؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۳، ص۱۰۲.</ref> که کنیه‌اش [[ام‌البنین]] بوده است<ref>الکافی، ج۲، ص۴۰۲.</ref> و برخی [[سکن نوبیه]] گفته‌اند و نیز گروهی او را تکتم نوشته‌اند<ref>عیون اخبارالرضا، ج۱، ص۱۴.</ref> و این نام زمانی بر ایشان گذاشته شد که به [[عقد]] [[امام]] [[موسی کاظم]]{{ع}} درآمد. شاید این دسته به آنچه در [[شعر]] یکی از مدیحه‌سرایان آن حضرت آمده است، استناد جسته‌اند:
{{عربی|أَلَا إِنَّ خَيْرَ النَّاسِ نَفْساً وَ وَالِداً *** وَ رَهْطاً وَ أَجْدَاداً، عَلِيٌّ الْمُعَظَّمُ
أَتَتْنَا بِهِ لِلْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ ثَامِناً *** إِمَاماً يُؤَدِّي حُجَّةُ اللَّهِ تُكْتَمُ}}<ref>عیون اخبارالرضا، ج۱، ص۱۵.</ref>
[[آگاه]] باشید بهترین [[مردم]]، علی [[بزرگوار]] است که بهترین پدر و [[اجداد]] و [[قوم]] و [[عشیره]] را داراست. تکتم او را زاده است که [[هشتمین امام]] باشد و [[علم]]، [[حلم]] و [[حجت الهی]] را بر مردم تمام کند.
درباره زادگاه او نیز اختلاف است. بنابر اغلب احتمالات از مردم شمال [[آفریقا]]، نوبه [[مغرب]] (مراکش) و یا از اهالی مُرسیه در [[مصر]] است.
درباره موطن تکتم در [[سرزمین]] مغرب دو احتمال وجود دارد. از جمله [[القاب]] ایشان «[[سکن]] النوبیه» و «خیزران المرسیه» است که هر دو نام مکان‌هایی در سرزمین مغرب بوده است<ref>در جغرافیای تاریخ تمدن اسلامی، سرزمین مغرب به شمال آفریقا اطلاق می‌شده است. در این تقسیم‌بندی جغرافیایی، کشور مصر سرزمینی مستقل محسوب شده و کشورهای لیبی، تونس، الجزایر و مراکش امروزی نیز مغرب نامیده می‌شدند. بنابر آنچه در کتاب معجم البلدان آمده است، مرسیه، مکانی آباد در ساحل آفریقا بوده است. مؤلف ذکر می‌کند از مرسیه تا بونه، سه روز راه است. احتمال دارد که «بونه» مورد اشاره مؤلف، بعدها به «نوبه» تصحیف شده باشد. ر.ک: معجم البلدان، ج۵، ص۱۰۶.</ref>. [[نجمه خاتون]] چه از منطقه مرسیه و چه از نوبه باشد، از اهالی [[سرزمین]] [[مغرب]] بوده که در [[بازار]] برده‌فروشان [[مدینه]] توسط [[مادر امام کاظم]]{{ع}} خریداری و به فرزندش بخشیده شد.
[[نجمه]] پرورش یافته محیط [[اسلامی]] و از لحاظ [[عقل]]، [[دیانت]] و [[ادب]] از [[بهترین زنان]] عصر خود به شمار می‌آمد و از زمانی که به تملک [[حمیده]] خاتون درآمد در مقابل آن بانو جز به زانوی [[احترام]] و ادب نمی‌نشست؛ لذا حمیده به فرزندش گفت: پسرم، [[تکتم]] کنیزی است که بهتر از او ندیده‌ام و [[شک]] ندارم که اگر نسلی از او به وجود آید [[خداوند]] آن [[نسل]] را [[پاک]] و [[مطهر]] قرار می‌دهد. او را به تو بخشیدم با او به [[نیکی]] [[رفتار]] کن.
[[روایت]] شده است که حمیده در عالم [[خواب]] [[رسول خدا]]{{صل}} را دید. آن حضرت فرمودند: «ای حمیده! نجمه را به پسرت [[موسی]]{{ع}} ببخش! همانا به زودی پسرت از او دارای [[فرزندی]] خواهد شد که بهترین [[مردم]] روی [[زمین]] است». حمیده پس از این خواب، نجمه را به پسرش بخشید. این [[زن]] [[عفیفه]] از زمره [[زنان]] [[عبادت]] کننده بود. او خود را [[وقف]] [[اطاعت خدا]] کرده بود و از رفتار شوهرش [[پیروی]] می‌کرد. چون [[علی بن موسی]]{{ع}} متولد شد، [[امام کاظم]]{{ع}} او را [[طاهره]] نامید<ref>عیون اخبارالرضا، ج۱، ص۱۵.</ref>.
روایت خرید نجمه از بازار برده‌فروشان به گونه‌ای دیگر هم نقل شده است: مرحوم [[کلینی]] در کافی و [[شیخ صدوق]] در [[عیون اخبارالرضا]] می‌نویسند: «[[هشام بن احمر]] گوید: [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} به من فرمود: می‌دانی کسی از [[اهل مغرب]] به مدینه آمده است؟ عرض کردم، نه! فرمودند: بله مردی آمده است بیا با هم برویم. پس سوار شدیم و رفتیم تا نزد آن مرد رسیدیم. مردی از [[اهالی مدینه]] بود که برده‌هایی همراه داشت. من گفتم: بردگانت را به ما نشان ده. او هفت [[کنیز]] آورد که موسی بن جعفر{{ع}} درباره همه آنها فرمود: این را نمی‌خواهم، سپس فرمودند: دیگری. آن مرد گفت: من جز یک برده [[بیمار]] ندارم. فرمودند: برای تو چه زیانی دارد که او را نشان دهی؟ او خودداری کرد. حضرت هم برگشت. فردا به من فرمود نزد آن مرد برو و و آن دختر را به هر مقداری که گفت بخر! من نزد [[برده‌فروش]] رفتم و آن دختر را خریدم. مرد گفت: به من بگو مردی که دیروز همراه تو بود کیست؟
مردی است از [[طایفه]] [[بنی‌هاشم]].
از کدام بنی‌هاشم؟
بیش از این نمی‌دانم.
من [[داستان]] این دختر را برایت بگویم. او را از دورترین نقاط [[مغرب]] خریدم، زنی از [[اهل کتاب]] به من برخورد و گفت: این دختر همراه تو چه کار می‌کند؟ گفتم: او را برای خود خریده‌ام. گفت: سزاوار نیست که او نزد مانند تو باشد. این دختر سزاوار است نزد بهترین مرد روی [[زمین]] باشد و پس از مدت کوتاهی که نزد او باشد، پسری زاید که در [[مشرق]] و [[مغرب زمین]] مانندش متولد نشده است. من آن دختر را نزد [[امام]] بردم، دیرزمانی نگذشت که [[امام رضا]]{{ع}} از او متولد شد<ref>الکافی، ج۲، ص۴۰۳؛ عیون اخبارالرضا، ج۱، ص۱۶.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۷۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۴: خط ۸۱:
# [[پرونده:IM009705.jpg|22px]] [[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|'''مادران چهارده معصوم''']]
# [[پرونده:IM009705.jpg|22px]] [[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|'''مادران چهارده معصوم''']]
# [[پرونده:13681348.jpg|22px]] [[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|'''رضانامه''']]
# [[پرونده:13681348.jpg|22px]] [[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|'''رضانامه''']]
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۶۹: خط ۸۷:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


 
[[رده:همسران امام کاظم]]
[[رده:مادر امام رضا]]
[[رده:مادر امام رضا]]
۲۲۶٬۶۹۶

ویرایش