پرش به محتوا

جوان‌مردی: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۹: خط ۹:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
در اصطلاحات [[صوفیه]] نیز کاربرد فراوان دارد و برای "[[فتوّت]]"، معنا و [[نشانه‌ها]] و مراحل و رسوم مختلف می‌دانند. کتاب‌های بسیاری نیز با عنوان "فتوّت‌نامه" به [[شعر]] و نثر نوشته شده و آنها [[آداب]] ویژگی‌های جوان‌مردی و خصال جوانمردان برشمرده شده است. شاید این عناوین، برگرفته از نام [[اصحاب کهف]] باشد که [[خداوند]] از آن جوانمردان با [[ایمان]] با عنوان {{متن قرآن|فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ}}<ref>کهف آیه ۱۳.</ref> یاد کرده است، یا از کار ابراهیم بت‌شکن گرفته باشند که از او نیز با عنوان "فتی" یاد شده است {{متن قرآن|سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ}}<ref>سوره انبیاء آیه ۶۰.</ref> یا از [[لقب]] "فتی" برای [[امیر مؤمنان]] گرفته شده، که دربارۀ ایشان {{عربی|لا فتی إلاّ علیّ...}} گفته شده است.<ref>ر.ک: مدخل "لا فتی الا علی" از همین کتاب.</ref> ازاین‌رو در "فتوّت‌نامۀ" [[ملا حسین کاشفی]] آمده است: [[ابراهیم خلیل]]، به عقیدۀ اهل فتوت اول نقطۀ دایرۀ [[فتوت]] و ابو الفتیان است. از پس او یوسف صدّیق، سه دیگر [[یوشع بن نون]]، چهارم اصحاب کهف و پنجم [[مرتضی علی]]. امّا از فتی مطلق، مراد [[علی بن ابی طالب]] است و سند سلسلۀ فتوّت به آن حضرت منتهی می‌گردد<ref>لغت‌نامه، دهخدا، ج ۱۰ ص۱۴۹۷۰.</ref>. حقّا که علی]{{ع}} در صفات کمال و جوان‌مردی و [[پارسایی]] و [[دفاع از مظلومان]] و دلسوزی برای بیچارگان و ترحّم بر درماندگان، سرآمد همگان است و نامش به [[مردانگی]] شهرۀ آفاق. جوانمردان، هرگاه "فتی" می‌گفتند مقصودشان علی]{{ع}} بود و سلسلۀ خود را هم به آن حضرت منتهی می‌ساختند، در همان فتوت‌نامه آمده است: "مبدأ فتوّت و مظهر آن ابراهیم خلیل است و [[قطب]] فتوت مرتضی علی{{ع}} و خاتم فتوت [[مهدی]] [[هادی]]{{ع}} خواهد بود و چنانچه ابراهیم که قطب [[نبوت]] بود، هرپیغمبری که بعد از او آمد، متابعت او کرد که {{متن قرآن|اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}<ref>سوره نحل آیه ۱۲۳.</ref> و همچنین هرصاحب فتوّتی که بعد از شاه [[ولایت]] باشد، هرآینه او را متابعت وی باید کرد. پس هرعلمی که مبدأ آن [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} باشد و [[قطب]] آن علیّ [[ولیّ]]{{ع}} و خاتم آن [[مهدی]] [[هادی]]{{ع}} در [[شرف]] آن‌چه توان گفت؟"<ref>فتوّت‌نامه، مولا حسین واعظ کاشفی (به اهتمام محمّد جعفر محجوب) ص۶، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰ دربارۀ «فتوت» به مقدمۀ مبسوط همین کتاب مراجعه شود، نیز «کتاب ماه هنر» شمارۀ ۳۱-۳۲ مقالۀ پژوهشی دربارۀ اهل فتوّت.</ref> در نقل دیگری چنین آمده است: علت [[اعتقاد]] و [[پیروی]] عیّاران و جماعت زورخانه‌رو، به مولای متقیان علی{{ع}} در آن است که وی را مظهر [[آرزوهای انسانی]]، و [[دادگری]] و [[برادری]] و [[برابری]] می‌شناختند. اینان آن حضرت را برای آن پیشوای خود می‌خواندند که در عین [[دولت]]، جامۀ [[فقیران]] می‌پوشید و در خانه‌ای ساده [[زندگی]] می‌کرد و حتّی غذایش در دورۀ [[خلافت]] و جهانداری هم از حدود نان جو و خرما درنمی‌گذشت و آنچه هم اضافه داشت به [[مردم]] [[فقیر]] و یتیم‌دار می‌بخشید... به این [[دلایل]] بود که پهلوانان و عیّاران آن حضرت را مظهر عالی‌ترین [[آمال]] [[انسانی]] می‌دانستند و همیشه از [[فرزندان]] و [[القاب]] آن حضرت ([[علویان]]) در مقابل [[بنی‌امیه]] و [[بنی عباس]] حمایت می‌کردند و احترامی هم که هنوز در زورخانه‌ها به [[سادات]] می‌گذارند از این انگیزه ناشی می‌شود<ref>کتاب ماه هنر، شمارۀ ۳۱-۳۲ ص۱۴ به نقل از "تاریخ و فرهنگ زورخانه".</ref>. [[لقب]] "شاه مردان علی" هم که بر آن حضرت نهاده‌اند، بی‌اشاره به بعد [[مردانگی]] و فتوّت او نیست. داستان "[[جوانمرد]] قصّاب" هم بی‌ارتباط به این موضوع نیست<ref>کتاب ماه هنر، شمارۀ ۳۱-۳۲ ص۴۲.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۲.</ref>
در اصطلاحات [[صوفیه]] نیز کاربرد فراوان دارد و برای "[[فتوّت]]"، معنا و [[نشانه‌ها]] و مراحل و رسوم مختلف می‌دانند. کتاب‌های بسیاری نیز با عنوان "فتوّت‌نامه" به [[شعر]] و نثر نوشته شده و آنها [[آداب]] ویژگی‌های جوان‌مردی و خصال جوانمردان برشمرده شده است. شاید این عناوین، برگرفته از نام [[اصحاب کهف]] باشد که [[خداوند]] از آن جوانمردان با [[ایمان]] با عنوان {{متن قرآن|فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ}}<ref>کهف آیه ۱۳.</ref> یاد کرده است، یا از کار ابراهیم بت‌شکن گرفته باشند که از او نیز با عنوان "فتی" یاد شده است {{متن قرآن|سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ}}<ref>سوره انبیاء آیه ۶۰.</ref> یا از [[لقب]] "فتی" برای [[امیر مؤمنان]] گرفته شده، که دربارۀ ایشان {{عربی|لا فتی إلاّ علیّ...}} گفته شده است.<ref>ر.ک: مدخل "لا فتی الا علی" از همین کتاب.</ref> ازاین‌رو در "فتوّت‌نامۀ" [[ملا حسین کاشفی]] آمده است: [[ابراهیم خلیل]]، به عقیدۀ اهل فتوت اول نقطۀ دایرۀ [[فتوت]] و ابو الفتیان است. از پس او یوسف صدّیق، سه دیگر [[یوشع بن نون]]، چهارم اصحاب کهف و پنجم [[مرتضی علی]]. امّا از فتی مطلق، مراد [[علی بن ابی طالب]] است و سند سلسلۀ فتوّت به آن حضرت منتهی می‌گردد<ref>لغت‌نامه، دهخدا، ج ۱۰ ص۱۴۹۷۰.</ref>. حقّا که علی]{{ع}} در صفات کمال و جوان‌مردی و [[پارسایی]] و [[دفاع از مظلومان]] و دلسوزی برای بیچارگان و ترحّم بر درماندگان، سرآمد همگان است و نامش به [[مردانگی]] شهرۀ آفاق. جوانمردان، هرگاه "فتی" می‌گفتند مقصودشان علی{{ع}} بود و سلسلۀ خود را هم به آن حضرت منتهی می‌ساختند، در همان فتوت‌نامه آمده است: "مبدأ فتوّت و مظهر آن ابراهیم خلیل است و [[قطب]] فتوت مرتضی علی{{ع}} و خاتم فتوت [[مهدی]] [[هادی]]{{ع}} خواهد بود و چنانچه ابراهیم که قطب [[نبوت]] بود، هرپیغمبری که بعد از او آمد، متابعت او کرد که {{متن قرآن|اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}<ref>سوره نحل آیه ۱۲۳.</ref> و همچنین هرصاحب فتوّتی که بعد از شاه [[ولایت]] باشد، هرآینه او را متابعت وی باید کرد. پس هرعلمی که مبدأ آن [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} باشد و [[قطب]] آن علیّ [[ولیّ]]{{ع}} و خاتم آن [[مهدی]] [[هادی]]{{ع}} در [[شرف]] آن‌چه توان گفت؟"<ref>فتوّت‌نامه، مولا حسین واعظ کاشفی (به اهتمام محمّد جعفر محجوب) ص۶، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰ دربارۀ «فتوت» به مقدمۀ مبسوط همین کتاب مراجعه شود، نیز «کتاب ماه هنر» شمارۀ ۳۱-۳۲ مقالۀ پژوهشی دربارۀ اهل فتوّت.</ref> در نقل دیگری چنین آمده است: علت [[اعتقاد]] و [[پیروی]] عیّاران و جماعت زورخانه‌رو، به مولای متقیان علی{{ع}} در آن است که وی را مظهر [[آرزوهای انسانی]]، و [[دادگری]] و [[برادری]] و [[برابری]] می‌شناختند. اینان آن حضرت را برای آن پیشوای خود می‌خواندند که در عین [[دولت]]، جامۀ [[فقیران]] می‌پوشید و در خانه‌ای ساده [[زندگی]] می‌کرد و حتّی غذایش در دورۀ [[خلافت]] و جهانداری هم از حدود نان جو و خرما درنمی‌گذشت و آنچه هم اضافه داشت به [[مردم]] [[فقیر]] و یتیم‌دار می‌بخشید... به این [[دلایل]] بود که پهلوانان و عیّاران آن حضرت را مظهر عالی‌ترین [[آمال]] [[انسانی]] می‌دانستند و همیشه از [[فرزندان]] و [[القاب]] آن حضرت ([[علویان]]) در مقابل [[بنی‌امیه]] و [[بنی عباس]] حمایت می‌کردند و احترامی هم که هنوز در زورخانه‌ها به [[سادات]] می‌گذارند از این انگیزه ناشی می‌شود<ref>کتاب ماه هنر، شمارۀ ۳۱-۳۲ ص۱۴ به نقل از "تاریخ و فرهنگ زورخانه".</ref>. [[لقب]] "شاه مردان علی" هم که بر آن حضرت نهاده‌اند، بی‌اشاره به بعد [[مردانگی]] و فتوّت او نیست. داستان "[[جوانمرد]] قصّاب" هم بی‌ارتباط به این موضوع نیست<ref>کتاب ماه هنر، شمارۀ ۳۱-۳۲ ص۴۲.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۱٬۶۶۳

ویرایش