عبدالله بن جعفر بن ابیطالب: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
(←مقدمه) |
|||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
عبدالله بن جعفر در [[سال اول هجرت]] در [[سرزمین حبشه]] به [[دنیا]] آمد<ref>المعارف، ص۲۰۷.</ref>. مادرش [[اسماء دختر عمیس]] بود. پدرش [[جعفر بن ابی طالب]] به دستور [[رسول خدا]]{{صل}} از [[مکه]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۸.</ref>. وی [[سرپرستی]] [[مسلمانان]] [[مهاجر]] را بر عهده داشت. دو فرزند دیگر او به نام «[[عون]]» و «محمد» نیز در حبشه متولد شدند. جعفر در [[سال هفتم هجری]] همزمان با [[فتح خیبر]] به [[مدینه]] آمد و سال هشتم در چهل و یک سالگی در [[جنگ مؤته]] به [[شهادت]] رسید. پس از شهادت او، [[پیامبر]] نزد | عبدالله بن جعفر در [[سال اول هجرت]] در [[سرزمین حبشه]] به [[دنیا]] آمد<ref>المعارف، ص۲۰۷.</ref>. مادرش [[اسماء دختر عمیس]] بود. پدرش [[جعفر بن ابی طالب]] به دستور [[رسول خدا]]{{صل}} از [[مکه]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۸.</ref>. وی [[سرپرستی]] [[مسلمانان]] [[مهاجر]] را بر عهده داشت. دو فرزند دیگر او به نام «[[عون]]» و «محمد» نیز در حبشه متولد شدند. جعفر در [[سال هفتم هجری]] همزمان با [[فتح خیبر]] به [[مدینه]] آمد و سال هشتم در چهل و یک سالگی در [[جنگ مؤته]] به [[شهادت]] رسید. پس از شهادت او، [[پیامبر]] نزد «اسماء» آمد و فرمود: کجا هستند [[فرزندان]] جعفر؟ آنگاه نسبت به آنان اظهار محبت نمود<ref>سفینة البحار، ج۱، ص۱۵۹.</ref> و به اسماء توصیه فرمود: «سخن بیهودهای نگوی و به سینه خود مزن»<ref>{{متن حدیث|يا أَسْمَاءُ لَا تَقُولِي هُجْراً وَ لَا تضربي صَدْراً}}؛ بحارالأنوار، ج۲۱، ص۶۳.</ref>. | ||
عبدالله هنگام درگذشت رسول خدا{{صل}} ده ساله بود. آن حضرت به وی توجه ویژهای داشت: او را سوار مرکب خود میکرد و آهسته با وی سخن میگفت<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۸.</ref>. عبدالله در خانه علی{{ع}} بزرگ شد؛ زیرا مادرش، پس از شهادت جعفر با [[ابو بکر]] [[ازدواج]] کرد و پس از مرگ ابوبکر در سال سیزدهم هجری [[همسر]] علی{{ع}} شد. آن حضرت دختر خود [[زینب]] کبرا دختر [[فاطمه]]{{س}} را به [[ازدواج]] وی در آورد. نتیجه این ازدواج، چهار فرزند و به قولی پنج فرزند به نامهای «جعفر»، «علی» و ...<ref>إعلام الوری، ج۱، ۳۹۶؛ بحار الأنوار، ج۴۲، ص۹۳.</ref> | عبدالله هنگام درگذشت رسول خدا{{صل}} ده ساله بود. آن حضرت به وی توجه ویژهای داشت: او را سوار مرکب خود میکرد و آهسته با وی سخن میگفت<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۸.</ref>. عبدالله در خانه علی{{ع}} بزرگ شد؛ زیرا مادرش، پس از شهادت جعفر با [[ابو بکر]] [[ازدواج]] کرد و پس از مرگ ابوبکر در سال سیزدهم هجری [[همسر]] علی{{ع}} شد. آن حضرت دختر خود [[زینب]] کبرا دختر [[فاطمه]]{{س}} را به [[ازدواج]] وی در آورد. نتیجه این ازدواج، چهار فرزند و به قولی پنج فرزند به نامهای «جعفر»، «علی» و ...<ref>إعلام الوری، ج۱، ۳۹۶؛ بحار الأنوار، ج۴۲، ص۹۳.</ref> بود<ref>المعارف، ص۲۰۷.</ref>. | ||
[[شیخ طوسی]] او را جزو [[یاران رسول خدا]]{{صل}}، [[امام علی]] و [[امام مجتبی]]{{عم}} بر شمرده و بیان میکند که او دارای [[روایت]] اندک است<ref>رجال طوسی، ص۲۳، ۴۶ و ۶۹؛ قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۳؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. [[ابن عبد البر]] گوید: او مردی | [[شیخ طوسی]] او را جزو [[یاران رسول خدا]]{{صل}}، [[امام علی]] و [[امام مجتبی]]{{عم}} بر شمرده و بیان میکند که او دارای [[روایت]] اندک است<ref>رجال طوسی، ص۲۳، ۴۶ و ۶۹؛ قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۳؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. [[ابن عبد البر]] گوید: او مردی کریم، با [[جود]]، خوش برخورد، ظریف و سخی بود و «دریای [[کرم]]» نامیده میشد<ref>قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۶؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۹.</ref>. در [[سفینة البحار]] مینویسد: او مردی جلیل القدر، بزرگ و کم روایت، و فضائلش فراوان و مشهور است<ref>سفینة البحار، ج۲، ص۱۲۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص۱۱۸ ـ ۱۲۰؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۶۰.</ref> | ||
== [[سخاوت]] عبدالله == | == [[سخاوت]] عبدالله == | ||
او را در سخاوت هم ردیف | او را در سخاوت هم ردیف حاتم طایی دانستهاند<ref>شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج۱۸، ص۱۰۶؛ ج۱۵، ص۲۷۹۰.</ref>. [[ابوالفرج]] در الاغانی نقل کرده، [[مردم مدینه]] به یکدیگر [[قرض]] میدادند و [[منتظر]] [[بخشش]] [[عبدالله بن جعفر]] میماندند: روزی مرد تاجر شکری با [[کسادی]] [[بازار]] روبه رو شد. او را به عبدالله بن جعفر [[راهنمایی]] کردند. عبدالله بن جعفر برابر خواست آن مرد به وی چهار هزار درهم داد<ref>قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۵؛ الأغانی، ج۱۱، ص۷۱.</ref>. | ||
[[شیخ صدوق]] در [[خصال]] به نقل از [[امام صادق]]{{ع}} آورده است: مردی گذرش به [[عثمان بن عفان]] که در کنار [[مسجد]] نشسته بود افتاد. از وی [[پول]] خواست، عثمان دستور داد به او پنج درهم دادند. گفت مرا به سوی دیگران راهنمایی کن؟ عثمان گفت: به نزد آن جمع برو (به ناحیهای از مسجد اشاره کرد که حسن و حسین{{عم}} و عبدالله بن جعفر بودند). مرد نزد آنها رفت و [[سلام]] کرد. [[امام حسن]]{{ع}} که متوجه وی شد فرمود: ای آقا! درخواست کردن جایز نیست مگر در سه مورد: خونی که [[مصیبت]] و [[مرگ]] در پی دارد یا قرضی که [[وحشت]] آفرین است یا فقری که [[انسان]] را [[زمین]] گیر کرده است.<ref>{{متن حدیث|يَا هَذَا إِنَّ الْمَسْأَلَةَ لَا تَحِلُّ إِلَّا فِي إِحْدَى ثَلَاثٍ دَمٍ مُفْجِعٍ أَوْ دَيْنٍ مُقْرِحٍ أَوْ فَقْرٍ مُدْقِعٍ}}</ref> | [[شیخ صدوق]] در [[خصال]] به نقل از [[امام صادق]]{{ع}} آورده است: مردی گذرش به [[عثمان بن عفان]] که در کنار [[مسجد]] نشسته بود افتاد. از وی [[پول]] خواست، عثمان دستور داد به او پنج درهم دادند. گفت مرا به سوی دیگران راهنمایی کن؟ عثمان گفت: به نزد آن جمع برو (به ناحیهای از مسجد اشاره کرد که حسن و حسین{{عم}} و عبدالله بن جعفر بودند). مرد نزد آنها رفت و [[سلام]] کرد. [[امام حسن]]{{ع}} که متوجه وی شد فرمود: ای آقا! درخواست کردن جایز نیست مگر در سه مورد: خونی که [[مصیبت]] و [[مرگ]] در پی دارد یا قرضی که [[وحشت]] آفرین است یا فقری که [[انسان]] را [[زمین]] گیر کرده است.<ref>{{متن حدیث|يَا هَذَا إِنَّ الْمَسْأَلَةَ لَا تَحِلُّ إِلَّا فِي إِحْدَى ثَلَاثٍ دَمٍ مُفْجِعٍ أَوْ دَيْنٍ مُقْرِحٍ أَوْ فَقْرٍ مُدْقِعٍ}}</ref> | ||
برای کدام یک از اینها درخواست مال داری؟ گفت: برای یکی از این سه تا. [[امام حسن]]{{ع}} دستور داد به او پنجاه دینار دادند و [[امام حسین]]{{ع}} چهل و نه دینار و عبدالله چهل و هشت دینار. [[مرد]] | برای کدام یک از اینها درخواست مال داری؟ گفت: برای یکی از این سه تا. [[امام حسن]]{{ع}} دستور داد به او پنجاه دینار دادند و [[امام حسین]]{{ع}} چهل و نه دینار و عبدالله چهل و هشت دینار. [[مرد]] غریب در بازگشت با عثمان روبه رو شد. عثمان گفت: چه کردی؟ پاسخ داد بر تو گذشتم از تو [[مال]] خواستم، پس دستور دادی به آنچه دستور دادی و سؤال نکردی مال را برای چه میخواهم؛ اما آن مرد [[بخشنده]]، از من سؤال کرد برای چه میخواهی. عثمان گفت: و چه کسی برای تو مانند آنها مفید بود! آنان کسانی هستند که [[علم]] را دریافت کردهاند و دارای خیر و [[حکمت]] میباشند<ref>قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۴؛ [[خصال]]، ص۱۳۵.</ref>. | ||
عبدالله، مانند امام حسین{{ع}} [[ادب]] را در [[بخشش]] رعایت کرد و کمتر از آن دو به مرد نیازمند کمک کرد. عبدالله یکی از چهار [[شخصیت]] سخاوتمند [[بنی هاشم]] بود. سه تن دیگر عبارتاند از: امام حسن و امام حسین{{عم}} و [[عبیدالله بن عباس]]<ref>قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱؛ [[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[عبدالله بن جعفر بن ابیطالب (مقاله)|مقاله «عبدالله بن جعفر بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵]]، ص۶۵۵-۶۵۶؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۶۰.</ref> | عبدالله، مانند امام حسین{{ع}} [[ادب]] را در [[بخشش]] رعایت کرد و کمتر از آن دو به مرد نیازمند کمک کرد. عبدالله یکی از چهار [[شخصیت]] سخاوتمند [[بنی هاشم]] بود. سه تن دیگر عبارتاند از: امام حسن و امام حسین{{عم}} و [[عبیدالله بن عباس]]<ref>قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱؛ [[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[عبدالله بن جعفر بن ابیطالب (مقاله)|مقاله «عبدالله بن جعفر بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵]]، ص۶۵۵-۶۵۶؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۶۰.</ref> | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
عبدالله که در [[منزل]] عموی خود بزرگ شده بود برای حضرت، [[احترام]] ویژهای قائل بود. امیرالمؤمنین{{ع}} نیز به او و دیگر [[فرزندان]] جعفر عنایت داشت. | عبدالله که در [[منزل]] عموی خود بزرگ شده بود برای حضرت، [[احترام]] ویژهای قائل بود. امیرالمؤمنین{{ع}} نیز به او و دیگر [[فرزندان]] جعفر عنایت داشت. | ||
شعبی گوید: از عبدالله بن جعفر شنیدم که میگفت: هر گاه درخواستی از عموی خود علی{{ع}} داشتم و از من نمیپذیرفت، او را به [[حق]] جعفر [[سوگند]] میدادم، در این هنگام خواسته مرا برآورده میکرد<ref>بحار الأنوار، ج۲۱، ص۶۴.</ref>؛ اما هیچگاه [[امام]] سهم بیشتری از [[بیت المال]] به عبدالله بن جعفر نداد و در مقابل چنین درخواستی فرمود: «به خدا سوگند چیزی افزون (بر آنچه به [[مردم]] میدهم) برای تو نمیبینم جز این که به عمویت دستور دهی [[دزدی]] کند و به تو بدهد»<ref>سفینة البحار، ج۲، ص۱۲۶؛ بحار الأنوار، ج۳۴، ص۳۱۲؛ الغارات، ص۴۳؛ شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۰۰.</ref>. | |||
عبدالله جزو کاتبان و [[مشاوران]] حضرت بود در [[جنگ جمل]] بنا بر قولی فرمانده سمت راست [[سپاه]] حضرت بود<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، «عهد الخلفاء» ص۴۸۵.</ref>. در [[جنگ صفین]] همراه هزار تن، چنان به [[دشمن]] | عبدالله جزو کاتبان و [[مشاوران]] حضرت بود در [[جنگ جمل]] بنا بر قولی فرمانده سمت راست [[سپاه]] حضرت بود<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، «عهد الخلفاء» ص۴۸۵.</ref>. در [[جنگ صفین]] همراه هزار تن، چنان به [[دشمن]] حمله کرد که شمار زیادی از آنان را کشت به گونهای که [[عمرو عاص]] صدایش به [[استغاثه]] بلند شد<ref>بحار الأنوار، ج۳۲، ص۵۸۴.</ref>. امیرالمؤمنین{{ع}} که [[توطئه]] دشمن را [[احساس]] کرد و شماری از یاران مخلص خود را از دست داده بود، عبدالله، حسن، حسین، [[عبدالله بن عباس]] و [[عباس بن ربیعه]] را از درگیری مستقیم با دشمن [[نهی]] کرد و حفظ جان آنها را لازم میشمرد<ref>قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۴؛ وقعة صفین، ص۵۳۰.</ref>؛ زیرا آنان مدافعان راستین [[ولایت]] بودند و با رفتن آنها [[اندیشه]] [[تشیع]] از میان میرفت. از این رو پس از [[جنگ نهروان]] در پاسخ به سؤالات [[مرد]] [[یهودی]] بیان میکند علت این که در [[صفین]] بر پایه دیدگاه خود به [[جنگ]] ادامه ندادم این بود که میترسیدم با کشته شدن حسن و حسین، نسل رسول خدا{{صل}} قطع شود و از این [[ترس]] داشتم که [[عبدالله بن جعفر]] و [[محمد بن حنفیه]] را به [[شهادت]] برسانند<ref>ر.ک: سیمای کارگزاران، ج۲، ص۱۰۰؛ خصال، ص۳۸۰؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۶۴.</ref> و کسی برای [[دفاع از حق]] باقی نماند.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص۱۲۴ - ۱۲۵.</ref> | ||
[[عبدالله بن جعفر]] یکی از دبیران امیرالمؤمنین{{ع}} بود. [[ابن شهر آشوب]]<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۷۷.</ref>، [[علامه مجلسی]]<ref>بحار الأنوار، ج۴۲، ص۳۰۸.</ref>، [[ابن عبد ربه]]<ref>عقد الفرید، ج۴، ص۲۱۸.</ref>، جهشیاری<ref>الوزراء و الکتاب، ص۹۲.</ref>، [[ابن مسکویه]]<ref>تجارب الامم، ج۲، ص۳۸۳.</ref> و دیگران به این موضوع تصریح کردهاند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص۱۱۵ - ۱۱۶.</ref>. | [[عبدالله بن جعفر]] یکی از دبیران امیرالمؤمنین{{ع}} بود. [[ابن شهر آشوب]]<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۷۷.</ref>، [[علامه مجلسی]]<ref>بحار الأنوار، ج۴۲، ص۳۰۸.</ref>، [[ابن عبد ربه]]<ref>عقد الفرید، ج۴، ص۲۱۸.</ref>، جهشیاری<ref>الوزراء و الکتاب، ص۹۲.</ref>، [[ابن مسکویه]]<ref>تجارب الامم، ج۲، ص۳۸۳.</ref> و دیگران به این موضوع تصریح کردهاند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص۱۱۵ - ۱۱۶.</ref>. | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
== [[عبدالله بن جعفر]] و [[امام حسین]]{{ع}}== | == [[عبدالله بن جعفر]] و [[امام حسین]]{{ع}}== | ||
عبدالله از دوستدارن امام حسین{{ع}} بود. هنگامی که باخبر شد [[امام]] تصمیم دارد [[مکه]] را به قصد [[عراق]] ترک کند، نامهای به وی نوشت و از حضرت خواست در مکه بماند تا از یزید برای وی [[امان]] بگیرد و همراه | عبدالله از دوستدارن امام حسین{{ع}} بود. هنگامی که باخبر شد [[امام]] تصمیم دارد [[مکه]] را به قصد [[عراق]] ترک کند، نامهای به وی نوشت و از حضرت خواست در مکه بماند تا از یزید برای وی [[امان]] بگیرد و همراه نامه، دو فرزندش [[عون بن عبدالله بن جعفر]] و [[محمد بن عبدالله بن جعفر]] را نزد حضرت فرستاد تا او را [[همراهی]] کنند<ref>الإرشاد، ج۲، ص۶۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۷۶؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ۳۶۶؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۲۹۱.</ref>. | ||
از [[کتاب الفتوح]] استفاده میشود که عبدالله خبر حرکت امام را به سوی [[کوفه]] در [[مدینه]] دریافت کرد. از این رو به حضرت نامه نوشت. بنابراین نقل، عبدالله در آغاز نامهای همراه دو فرزند خود به سوی حضرت فرستاد، سپس خود به مکه رفت و اماننامهای از [[عمرو بن سعید]] [[کارگزار مکه]] برای حضرت گرفت. امان نامه را عبدالله همراه [[یحیی بن سعید]] نزد امام حسین{{ع}} برده و برای ایشان خواندند. حضرت با نامهای به آن پاسخ داد و بهترین[[امان]] را امان الهی دانست<ref>الفتوح، عربی، ج۵-۶، ص۷۴؛ موسوعة الکلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۳۳۱.</ref>. تلاشهای عبدالله که بینتیجه ماند به دو فرزند خود [[عون]] و محمد دستور داد همراه امام حسین{{ع}} باشند و در کنار او به [[جهاد]] بپردازند<ref>الإرشاد، ج۲، ص۶۸؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۶۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب | از [[کتاب الفتوح]] استفاده میشود که عبدالله خبر حرکت امام را به سوی [[کوفه]] در [[مدینه]] دریافت کرد. از این رو به حضرت نامه نوشت. بنابراین نقل، عبدالله در آغاز نامهای همراه دو فرزند خود به سوی حضرت فرستاد، سپس خود به مکه رفت و اماننامهای از [[عمرو بن سعید]] [[کارگزار مکه]] برای حضرت گرفت. امان نامه را عبدالله همراه [[یحیی بن سعید]] نزد امام حسین{{ع}} برده و برای ایشان خواندند. حضرت با نامهای به آن پاسخ داد و بهترین[[امان]] را امان الهی دانست<ref>الفتوح، عربی، ج۵-۶، ص۷۴؛ موسوعة الکلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۳۳۱.</ref>. تلاشهای عبدالله که بینتیجه ماند به دو فرزند خود [[عون]] و محمد دستور داد همراه امام حسین{{ع}} باشند و در کنار او به [[جهاد]] بپردازند<ref>الإرشاد، ج۲، ص۶۸؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۶۶.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص۱۲۷ – ۱۲۸؛ [[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[عبدالله بن جعفر بن ابیطالب (مقاله)|مقاله «عبدالله بن جعفر بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵]]، ص۶۵۹-۶۶۰.</ref> | ||
== [[شهادت]] [[فرزندان]] == | == [[شهادت]] [[فرزندان]] == | ||
آنچه مسلم است دو تن از فرزندان عبدالله بن جعفر به نامهای [[عون بن عبدالله بن جعفر]] و [[محمد بن عبدالله بن جعفر]] در [[کربلا]] در رکاب [[امام حسین]]{{ع}} به شهادت رسیدهاند<ref>الإرشاد، ج۲، ص۱۲۵؛ انساب الأشراف، ج۳، ص۲۲۳.</ref>. [[قاتل]] عون، عبدالله بن | آنچه مسلم است دو تن از فرزندان عبدالله بن جعفر به نامهای [[عون بن عبدالله بن جعفر]] و [[محمد بن عبدالله بن جعفر]] در [[کربلا]] در رکاب [[امام حسین]]{{ع}} به شهادت رسیدهاند<ref>الإرشاد، ج۲، ص۱۲۵؛ انساب الأشراف، ج۳، ص۲۲۳.</ref>. [[قاتل]] عون، عبدالله بن قطبه طائی و قاتل محمد، عامر بن نهشل تیمی بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۶۰.</ref>. | ||
بنابر قول مشهور هنگامی که خبر [[شهادت]] دو پسر عبدالله به [[مدینه]] رسید، یکی از غلامانش گفت: این چیزی است که از سوی حسین به ما رسید. عبدالله از این سخن به شدت ناراحت شد و با کفش، غلامش را کتک زد و گفت: ای فرزند[[زن]] بدبو آیا به حسین چنین میگویی؟ به [[خدا]] [[سوگند]] اگر با او بودم [[دوست]] داشتم از حضرتش جدا نشوم تا همراه وی به شهادت برسم. به خدا سوگند چیزی که مرا از آن دو [[خشنود]] میکند و در مرگشان دلداری میدهد این است که در رکاب برادر و پسر عمویم کشته شدند و [[جان]] خود را در راه یاریاش داده دربارۀ او [[شکیبایی]] ورزیدند. سپس رو به اطرافیان خود کرد و گفت: [[سپاس]] خداوندی را که گران کرد بر من [[شهادت حسین]]{{ع}} را و اگر من به دست خود، یاریاش نکردم دو فرزندم او را [[یاری]] نمودند<ref>الإرشاد، ج۲۷، ص۱۲۴ و مترجم، ج۲، ص۱۲۸؛ قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۷.</ref>. | بنابر قول مشهور هنگامی که خبر [[شهادت]] دو پسر عبدالله به [[مدینه]] رسید، یکی از غلامانش گفت: این چیزی است که از سوی حسین به ما رسید. عبدالله از این سخن به شدت ناراحت شد و با کفش، غلامش را کتک زد و گفت: ای فرزند[[زن]] بدبو آیا به حسین چنین میگویی؟ به [[خدا]] [[سوگند]] اگر با او بودم [[دوست]] داشتم از حضرتش جدا نشوم تا همراه وی به شهادت برسم. به خدا سوگند چیزی که مرا از آن دو [[خشنود]] میکند و در مرگشان دلداری میدهد این است که در رکاب برادر و پسر عمویم کشته شدند و [[جان]] خود را در راه یاریاش داده دربارۀ او [[شکیبایی]] ورزیدند. سپس رو به اطرافیان خود کرد و گفت: [[سپاس]] خداوندی را که گران کرد بر من [[شهادت حسین]]{{ع}} را و اگر من به دست خود، یاریاش نکردم دو فرزندم او را [[یاری]] نمودند<ref>الإرشاد، ج۲۷، ص۱۲۴ و مترجم، ج۲، ص۱۲۸؛ قاموس الرجال، ج۶، ص۲۸۷.</ref>. | ||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۵: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[قریش]] (قبیله) | |||
* [[بنیهاشم]] (قبیله) | |||
* [[امام علی]] (عمو) | |||
* [[جعفر بن ابیطالب]] (پدر) | * [[جعفر بن ابیطالب]] (پدر) | ||
* [[اسماء بنت عمیس]] (مادر) | |||
* [[زینب بنت علی بن ابیطالب]] (همسر) | |||
* [[احمد بن جعفر بن ابیطالب]] (برادر) | * [[احمد بن جعفر بن ابیطالب]] (برادر) | ||
* [[عون بن جعفر بن ابیطالب]] (برادر) | * [[عون بن جعفر بن ابیطالب]] (برادر) | ||
| خط ۱۱۱: | خط ۱۱۶: | ||
* [[عون بن عبدالله بن جعفر]] (فرزند) | * [[عون بن عبدالله بن جعفر]] (فرزند) | ||
* [[محمد بن عبدالله بن جعفر]] (فرزند) | * [[محمد بن عبدالله بن جعفر]] (فرزند) | ||
* [[ | * [[معاویة بن عبدالله بن جعفر]] (فرزند) | ||
* [[ | * [[امابیها بنت عبدالله بن جعفر]] (فرزند) | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||