ذات خدا: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۴: خط ۱۴:
تصوّرات [[راسخان در علم]] هم فرسنگ‌ها از [[حرم]] کبریایی او دور است و آخرین مرحله‌ای که [[فکر]] عمیق به آن می‌رسد، این است که جایگاه و مکانت او برای درک و فهم، چقدر دور از دسترس است<ref>حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۲۵، و همو، شرح مصباح الانس، ص۴۹۶، ۴۹۷.</ref>. نهایتِ [[عرفان]] نیز آن است که [[عارفان]] [[اقرار]] به عجز از شناخت حق‌تعالی می‌کنند و سخن از {{متن حدیث|مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ}}<ref>«آن‌گونه که باید تو را نشناختیم». (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۲۳)</ref> دارند. حتی صادر نخستین و عقل اول به دلیل تقیید خود نمی‌توانند او را به کُنه [[ادراک]] نمایند: {{متن قرآن|يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}}<ref>«خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، شرح فارسی اسفار اربعه، ج۳، ص۲۶۲، ۲۶۳ و همو، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۵۶۶.</ref> پس برای شناخت ذات خداوند نباید خود را به [[زحمت]] انداخت؛ مخلوقِ مقیّد به هر مقامی از فنا هم برسد، نمی‌تواند به [[صمد]] مطلق احاطه پیدا کند و او را بیابد؛ حتی اگر بفرماید: {{متن حدیث|لِي مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ لَا يَسَعُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ}}<ref>. مرا با خداوند وقتی است که در آن وقت هیچ ملک مقرّب و هیچ پیغمبر مرسل نمی‌گنجد. (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۶۰).</ref>، باز هم‌چنان {{عربی|يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}} و {{عربی|لَا تُتْعِبْ نَفْسَكَ}}<ref>خودت را خسته نکن.</ref> مطرح می‌باشند؛ لذا عالم‌ترینِ [[مردم]]، یعنی حضرت خاتم{{صل}} در دعای خود به محضر [[حضرت حق]] عرض کرد: {{متن حدیث|مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۸، ص۲۳.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۱۰۲، ۱۰۳.</ref> [[علامه حسن‌زاده]] با توجه به این فرمایش [[حضرت رسول]]{{صل}}، در مناجاتی به [[خداوند]] عرض می‌کند: [[الهی]]! جایی که [[محمد بن عبدالله]]، [[انسان کامل]]، صاحب [[مقام محمود]] و [[خاتم انبیا]]، {{متن حدیث|مَا عَرَفْتُكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ مَا عَبَدْتُكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ}} گوید، حسن بن عبدالله، انسان‌نمای [[جاهل]]، باید {{عربی|مَا عَبَدْتُكَ وَ مَا عَرَفْتُكَ}} گوید<ref>حسن حسن‌زاده آملی، الهی‌نامه، ص۵۵.</ref>.
تصوّرات [[راسخان در علم]] هم فرسنگ‌ها از [[حرم]] کبریایی او دور است و آخرین مرحله‌ای که [[فکر]] عمیق به آن می‌رسد، این است که جایگاه و مکانت او برای درک و فهم، چقدر دور از دسترس است<ref>حسن حسن‌زاده آملی، ترجمه رسالة لقاء الله، ص۲۵، و همو، شرح مصباح الانس، ص۴۹۶، ۴۹۷.</ref>. نهایتِ [[عرفان]] نیز آن است که [[عارفان]] [[اقرار]] به عجز از شناخت حق‌تعالی می‌کنند و سخن از {{متن حدیث|مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ}}<ref>«آن‌گونه که باید تو را نشناختیم». (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۲۳)</ref> دارند. حتی صادر نخستین و عقل اول به دلیل تقیید خود نمی‌توانند او را به کُنه [[ادراک]] نمایند: {{متن قرآن|يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}}<ref>«خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، شرح فارسی اسفار اربعه، ج۳، ص۲۶۲، ۲۶۳ و همو، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۵۶۶.</ref> پس برای شناخت ذات خداوند نباید خود را به [[زحمت]] انداخت؛ مخلوقِ مقیّد به هر مقامی از فنا هم برسد، نمی‌تواند به [[صمد]] مطلق احاطه پیدا کند و او را بیابد؛ حتی اگر بفرماید: {{متن حدیث|لِي مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ لَا يَسَعُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ}}<ref>. مرا با خداوند وقتی است که در آن وقت هیچ ملک مقرّب و هیچ پیغمبر مرسل نمی‌گنجد. (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۶۰).</ref>، باز هم‌چنان {{عربی|يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}} و {{عربی|لَا تُتْعِبْ نَفْسَكَ}}<ref>خودت را خسته نکن.</ref> مطرح می‌باشند؛ لذا عالم‌ترینِ [[مردم]]، یعنی حضرت خاتم{{صل}} در دعای خود به محضر [[حضرت حق]] عرض کرد: {{متن حدیث|مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۸، ص۲۳.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۱۰۲، ۱۰۳.</ref> [[علامه حسن‌زاده]] با توجه به این فرمایش [[حضرت رسول]]{{صل}}، در مناجاتی به [[خداوند]] عرض می‌کند: [[الهی]]! جایی که [[محمد بن عبدالله]]، [[انسان کامل]]، صاحب [[مقام محمود]] و [[خاتم انبیا]]، {{متن حدیث|مَا عَرَفْتُكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ مَا عَبَدْتُكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ}} گوید، حسن بن عبدالله، انسان‌نمای [[جاهل]]، باید {{عربی|مَا عَبَدْتُكَ وَ مَا عَرَفْتُكَ}} گوید<ref>حسن حسن‌زاده آملی، الهی‌نامه، ص۵۵.</ref>.


آری! [[هویت]] مطلق و بی‌قید و تعیّنِ خداوند، سیمرغی دست‌نیافتنی و بی‌نشان است که در [[حدیث شریف]] قدسی تعبیر به {{متن حدیث|كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۹۹.</ref> شده است؛ اما این سیمرغ وقتی به کثرت [[اسماء و صفات]] در آمد و به [[خلق]]، یعنی تعیّن‌یافتنِ کنز مخفی رسید، قدری ظاهر می‌شود و [[انسان]] می‌تواند از راه [[تفکر]] در مظاهر خداوند و [[نظام]] [[جهان]] و [[مخلوقات]]، به عظمت و بزرگی [[ذات خداوند]] پی ببرد<ref>در [[نظام احسن]] عالم دمی [[اندیشه]] کن *** تا چه [[حُسن]] است آن‌که را این [[خانه]] را بنّاستی
آری! [[هویت]] مطلق و بی‌قید و تعیّنِ خداوند، سیمرغی دست‌نیافتنی و بی‌نشان است که در [[حدیث شریف]] قدسی تعبیر به {{متن حدیث|كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۹۹.</ref> شده است؛ اما این سیمرغ وقتی به کثرت [[اسماء و صفات]] در آمد و به [[خلق]]، یعنی تعیّن‌یافتنِ کنز مخفی رسید، قدری ظاهر می‌شود و [[انسان]] می‌تواند از راه [[تفکر]] در مظاهر خداوند و [[نظام]] [[جهان]] و [[مخلوقات]]، به عظمت و بزرگی [[ذات خداوند]] پی ببرد<ref>در نظام احسن عالم دمی اندیشه کن *** تا چه حُسن است آن‌که را این خانه را بنّاستی
([[حسن حسن‌زاده آملی]]، [[دیوان]] اشعار، ص۲۲۳).</ref> و تصوّری محدود از [[اسماء و صفات]] [[الهی]] داشته باشد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۱۶۱.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۷۵.</ref>
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۲۲۳).</ref> و تصوّری محدود از [[اسماء و صفات]] [[الهی]] داشته باشد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۱۶۱.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۷۵ ـ ۷۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۵: خط ۲۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:جهان]]
[[رده:خداشناسی]]
۱۳۱٬۶۳۱

ویرایش