آیه فتلقی آدم در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[فروردین]]|روز=[[19]]|سال=[[1405]]|کاربر=فرقانی}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آیه فتلقی آدم
| موضوع مرتبط = آیه فتلقی آدم
خط ۷: خط ۶:
}}
}}


[[آیه توبه حضرت آدم]]{{ع}}، {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref> آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]]، [[افضلیت]] و [[عصمت اهل بیت]]{{عم}} و از جمله [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که در آن [[خداوند]] طریقه [[توبه]] را به حضرت آدم{{ع}} پس از [[هبوط]] [[آموزش]] داده است. بر اساس این [[آیه]] حضرت آدم{{ع}} پس از ارتکاب یک [[ترک اولی]]، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست [[بخشش]] کرده است. از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی شده است. با این حال بر اساس روایاتی در منابع معتبر فریقین نقل شده منظور از کلمات، [[پنج تن آل عبا]] دانسته شده که حضرت آدم با [[توسل]] به آنها، از خداوند [[طلب]] بخشش کرده است.
آیه توبه حضرت آدم{{ع}}، آیه ۳۷ [[سوره بقره]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]]، [[افضلیت]] و [[عصمت اهل بیت]]{{عم}} و از جمله [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که در آن [[خداوند]] طریقه [[توبه]] را به حضرت آدم{{ع}} پس از هبوط [[آموزش]] داده است. بر اساس این [[آیه]] حضرت آدم{{ع}} پس از ارتکاب یک [[ترک اولی]]، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست [[بخشش]] کرده است. از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی شده است. با این حال بر اساس روایاتی در منابع معتبر فریقین نقل شده منظور از کلمات، [[پنج تن آل عبا]] دانسته شده که حضرت آدم با [[توسل]] به آنها، از خداوند طلب بخشش کرده است.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
یکی از آیاتی که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد، [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ }}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> است. [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به ‌واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[[پیامبر اکرم]]{{صل}}[ فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}[[ توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است.<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>.
یکی از آیاتی که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد، [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> است. [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به ‌واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} [[توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>.


بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به [[درگاه الهی]] باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال،[[ توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.</ref>.
بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال،[[ توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۹-۲۰.</ref>.


== احادیث [[فریقین]] ==
== احادیث [[فریقین]] ==
=== [[احادیث شیعه]] ===
=== احادیث شیعه ===
==== حدیث اول ====
==== حدیث اول ====
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: إِنْ آدَمَ{{ع}} بَقِيَ عَلَى الصَّفَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاجِداً يَبْكِي عَلَى الْجَنَّةِ وَ عَلَى خُرُوجَهِ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَنَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: يَا أَدَمَ{{ع}}: مَا لَكَ تَبْكِى؟ قَالَ يَا جَبْرَئیلُ مَا لِي لَا أَبكي وَ قَدْ أَخْرَجَنِیَ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِهِ وَأَهْبَطَنِي إِلَى الدُّنْيَا. فقَالَ: يَا آدَم{{ع}}: تُبْ إِلَيْهِ. قَالَ: وَكَيْفَ أَتُوبُ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ قُبَّة مِنْ نُورِ فِيهِ مَوْضِعُ الْبَيْتِ فَسَطَعَ نُورُهَا فِي جِبَالِ مَكَّةَ فَهُوَ الْحَرَمُ فَأَمَرَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَضَعَ عَلَيْهِ الْأَعْلَامَ قَالَ: قُمْ يَا آدم. فخرَجَ بِهِ يَوْمَ التَّرُويَةِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَعْتَسِلَ وَ يُحْرِمَ وَ أَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَوَلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الثَّامِنِ مِنْ ذِي الْحِجَّة أَخْرَجَهُ جَبْرَئِيلُ إِلَى مِنِّي فَبَاتٍ بِهَا فَلَمَّا أَصْبَحُ أَخْرَجَهُ  الَى عَرَفاتِ وَ قَدْ كَانَ عَلّمَهُ حِينَ أَخْرَجَهُ مِنْ مَكَةَ الْإِحْرَامَ وَ عَلّمَهُ التَّلْبِيَةَ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْس يَوْمَ عَرَفَةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَمَّا صَلَّى العَصْرَ أَوْقَفَهُ بِعَرَفَاتِ وَ عَلَّمَهُ الْكَلِمَات}}<ref>تفسیر قمی، ج۱،ص۴۴.</ref>.
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: إِنْ آدَمَ{{ع}} بَقِيَ عَلَى الصَّفَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاجِداً يَبْكِي عَلَى الْجَنَّةِ وَ عَلَى خُرُوجَهِ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَنَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: يَا أَدَمَ{{ع}}: مَا لَكَ تَبْكِى؟ قَالَ يَا جَبْرَئیلُ مَا لِي لَا أَبكي وَ قَدْ أَخْرَجَنِیَ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِهِ وَأَهْبَطَنِي إِلَى الدُّنْيَا. فقَالَ: يَا آدَم{{ع}}: تُبْ إِلَيْهِ. قَالَ: وَكَيْفَ أَتُوبُ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ قُبَّة مِنْ نُورِ فِيهِ مَوْضِعُ الْبَيْتِ فَسَطَعَ نُورُهَا فِي جِبَالِ مَكَّةَ فَهُوَ الْحَرَمُ فَأَمَرَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَضَعَ عَلَيْهِ الْأَعْلَامَ قَالَ: قُمْ يَا آدم. فخرَجَ بِهِ يَوْمَ التَّرُويَةِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَعْتَسِلَ وَ يُحْرِمَ وَ أَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَوَلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الثَّامِنِ مِنْ ذِي الْحِجَّة أَخْرَجَهُ جَبْرَئِيلُ إِلَى مِنِّي فَبَاتٍ بِهَا فَلَمَّا أَصْبَحُ أَخْرَجَهُ  الَى عَرَفاتِ وَ قَدْ كَانَ عَلّمَهُ حِينَ أَخْرَجَهُ مِنْ مَكَةَ الْإِحْرَامَ وَ عَلّمَهُ التَّلْبِيَةَ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْس يَوْمَ عَرَفَةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَمَّا صَلَّى العَصْرَ أَوْقَفَهُ بِعَرَفَاتِ وَ عَلَّمَهُ الْكَلِمَات}}؛ «از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که فرمودند: [[آدم]] چهل صبح در [[کوه صفا]] به [[سجده]] افتاده بود و بر [[بهشت]] و بیرون شدنش از جوار [[خداوند عزوجل]] می‌گریست. [[جبرئیل]] بر او فرود آمد و گفت: «ای آدم ! چرا [[گریه]] می‌کنی؟ گفت: «ای جبرئیل ! چرا گریه نکنم حال آنکه [[خداوند]] مرا از بهشت و از جوار خود بیرون رانده و بر [[دنیا]] فرود آورد؟ [[جبرئیل]] گفت: «ای آدم به سوی [[خدا]] تو به کن. گفت: چگونه [[توبه]] کنم؟ آنگاه خداوند قبه‌ای از [[نور]] نازل فرمود و در آن نور جایگاه [[خانه خدا]] بود. پس آن نور را بر کوه‌های [[مکه]] تاباند و آنجا محدوده حرم الهی شد و به جبرئیل [[فرمان]] داد که علامت‌های محدودۀ [[حرم]] را در آن موضع مشخص کند. جبرئیل گفت: برخیز ای آدم الق و در [[یوم]] الترويه [[روز]] هشتم ماه [[ذی الحجه]] او را بیرون برد و فرمان داد تا [[غسل]] کرده و [[احرام]] بندد. آدم روز اول ماه [[ذی القعده]] از بهشت بیرون شد و جبرئیل او را در [[روز هشتم ذی الحجه]] به سوی [[منا]] برد و او شب را در آنجا گذراند و چون صبح شد او را به سوی [[عرفات]] بیرون برد. جبرئیل در آن هنگام که او را از مکه بیرون آورده بود به او احرام بستن و لبیک گفتن را آموخته بود. پس چون [[خورشید]] [[روز عرفه]] میانه [[آسمان]] را گذراند به او امر کرد که لبیک گویی را ترک گفته و غسل کند. هنگامی که آدم نماز عصر را به جای آورد او را در عرفات ایستاند و کلماتی را که از پروردگارش دریافت کرده بود به او آموخت تا با آنان توبه کند. [[امام علی]] کلمه [[رحمت]] بر زبان او جاری ساخت و به او [[وعده]] بازگشت به بهشت را داد»<ref>تفسیر قمی، ج۱،ص۴۴.</ref>.
 
«از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که فرمودند: [[آدم]] چهل صبح در [[کوه صفا]] به [[سجده]] افتاده بود و بر [[بهشت]] و بیرون شدنش از جوار [[خداوند عزوجل]] می‌گریست. [[جبرئیل]] بر او فرود آمد و گفت: «ای آدم ! چرا [[گریه]] میکنی؟ گفت: «ای جبرئیل ! چرا گریه نکنم حال آنکه [[خداوند]] مرا از بهشت و از جوار خود بیرون رانده و بر [[دنیا]] فرود آورد؟[[ جبرئیل]] گفت: «ای آدم به سوی [[خدا]] تو به کن. گفت: چگونه [[توبه]] کنم؟ آنگاه خداوند قبه‌ای از [[نور]] نازل فرمود و در آن نور جایگاه [[خانه خدا]] بود. پس آن نور را بر کوه‌های [[مکه]] تاباند و آنجا محدوده [[حرم الهی]] شد و به جبرئیل [[فرمان]] داد که علامت‌های محدوده ی [[حرم]] را در آن موضع مشخص کند. جبرئیل گفت:
برخیز ای آدم الق و در [[یوم]] الترويه [[روز]] هشتم ماه [[ذی الحجه]] او را بیرون برد و فرمان داد تا [[غسل]] کرده و [[احرام]] بندد. آدم روز اول ماه [[ذی القعده]] از بهشت بیرون شد و جبرئیل او را در [[روز هشتم ذی الحجه]] به سوی [[منا]] برد و او شب را در آنجا گذراند و چون صبح شد او را به سوی [[عرفات]] بیرون برد. جبرئیل در آن هنگام که او را از مکه بیرون آورده بود به او احرام بستن و لبیک گفتن را آموخته بود. پس چون [[خورشید]] [[روز عرفه]] [[میانه ]][[آسمان]] را گذراند به او امر کرد که
لبیک گویی را ترک گفته و غسل کند. هنگامی که آدم [[نماز عصر]] را به جای آورد او را در عرفات ایستاند و کلماتی را که از پروردگارش دریافت کرده بود به او آموخت تا با آنان توبه کند. [[امام علی]] کلمه [[رحمت]] بر زبان او جاری ساخت و به او [[وعده]] بازگشت به بهشت را داد».


==== حدیث دوم ====
==== حدیث دوم ====
{{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}: لَمَّا شَمَلَتْ آدَمَ{{ع}} الْخَطِيئةُ نَظَرَ إِلَى أَشْبَاحٍ تُضَىءُ حَوْلَ الْعَرْشِ فَقَالَ: يَا رَبِّ إِنِّي أَرَى أَنْوَارَ أَشبَاحٍ تُشْبِهُ حَلَقِى فَمَا هِي؟ قَالَ: هَذِهِ الْأَنْوَارُ أَشْبَاحُ اثنيْنِ مِنْ وُلدِكَ اسْمَ أحَدِهِمْ مُحَمَّدٌ{{صل}} أَبدَا النبوة بك وَ أَخْتِمُهَا بِهِ وَ الْآخَرُ أَخُوهُ وَ ابْنُ أَخِى أبيهِ اسْمُهُ عَلَى{{ع}} أوْیّدُ مُحَمَّدا{{صل}} بِهِ وَ أَنْصُرُهُ عَلَى يَدِهُ وَ الْأَنْوَارُ الَّتِي حَوْلَهُمَا أَنْوَارُ ذُرِّيَّةِ هَذَا النَّبِيَّ مِنْ أَخِيهِ هَذَا، يَزَوْجُهُ ابْنَتَهُ تَكُونَ لَهُ زَوْجَةَ يَتَصِلُ بِهَا أَوَّلُ الْخَلْقِ أَيْمَانَا بِهِ وَ تَصْدِيقَا لَهُ أَجْعَلَهَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ وَ أَفْطِمُهَا وَ ذَرِّيَّتَهَا مِنَ النيرَانِ فَتَنْقَطِعُ الْأَسْبَابُ وَالْأَنْسَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا سَبَهُ وَ نَسَبَهُ}}<ref>تفسیر البرهان، ذیل آیه ۳۷ سوره بقره</ref>.
{{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}: لَمَّا شَمَلَتْ آدَمَ{{ع}} الْخَطِيئةُ نَظَرَ إِلَى أَشْبَاحٍ تُضَىءُ حَوْلَ الْعَرْشِ فَقَالَ: يَا رَبِّ إِنِّي أَرَى أَنْوَارَ أَشبَاحٍ تُشْبِهُ حَلَقِى فَمَا هِي؟ قَالَ: هَذِهِ الْأَنْوَارُ أَشْبَاحُ اثنيْنِ مِنْ وُلدِكَ اسْمَ أحَدِهِمْ مُحَمَّدٌ{{صل}} أَبدَا النبوة بك وَ أَخْتِمُهَا بِهِ وَ الْآخَرُ أَخُوهُ وَ ابْنُ أَخِى أبيهِ اسْمُهُ عَلَى{{ع}} أوْیّدُ مُحَمَّدا{{صل}} بِهِ وَ أَنْصُرُهُ عَلَى يَدِهُ وَ الْأَنْوَارُ الَّتِي حَوْلَهُمَا أَنْوَارُ ذُرِّيَّةِ هَذَا النَّبِيَّ مِنْ أَخِيهِ هَذَا، يَزَوْجُهُ ابْنَتَهُ تَكُونَ لَهُ زَوْجَةَ يَتَصِلُ بِهَا أَوَّلُ الْخَلْقِ أَيْمَانَا بِهِ وَ تَصْدِيقَا لَهُ أَجْعَلَهَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ وَ أَفْطِمُهَا وَ ذَرِّيَّتَهَا مِنَ النيرَانِ فَتَنْقَطِعُ الْأَسْبَابُ وَالْأَنْسَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا سَبَهُ وَ نَسَبَهُ}}؛ «از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده که: وقتی آن [[گناه]]، [[آدم]] را در برگرفت به اشباحی که گرداگرد [[عرش]] را روشن کرده بودند، نگاه کرد و گفت: «پروردگارا من نورهای اشباحی را می‌بینم که [[خلقت]] آنها همانند [[آفرینش]] من است. آنان کیستند؟ فرمود: این نورها اشباح دو تن از [[فرزندان]] تواند اسم یکی از ایشان محمد است که [[پیامبری]] را با تو آغاز می‌کنم و با او به پایان می‌رسانم و دیگری [[برادر]] و و زاده برادر پدر او علی است که محمد را به وسیله او حمایت کرده و به دست او یاریش می‌رسانم و این نورها که پیرامون ایشان است، نورهای فرزندان این [[پیامبر]] از جانب برادرش علی است که پیامبر، دخترش را به همسری علی در می‌آورد؛ به عبارت دیگر محمد، دختر خود را با اولین کسی که به پیامبری او [[ایمان]] آورده و باورش می‌کند، پیوند می‌دهد. [[فاطمه]] را بانوی [[زنان]] [[جهان]] قرار می‌دهم و او و فرزندانش را از [[آتش دوزخ]] به دور می‌دارم. هنگامی که [[روز قیامت]] فرا رسد، همه پیوندها و خویشاوندی‌ها به جز پیوند و [[خویشاوندی]] [[خاندان محمد]] بریده خواهد شد»<ref>تفسیر البرهان، ذیل آیه ۳۷ سوره بقره.</ref>.
 
«از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده که: وقتی آن [[گناه]]، [[آدم]] را در برگرفت به اشباحی که گرداگرد [[عرش]] را روشن کرده بودند، نگاه کرد و گفت: «پروردگارا من نورهای اشباحی را می‌بینم که [[خلقت]] آنها همانند [[آفرینش]] من است. آنان کیستند؟ فرمود: این نورها اشباح دو تن از [[فرزندان]] تواند اسم یکی از ایشان محمد است که [[پیامبری]] را با تو آغاز می‌کنم و با او به پایان می‌رسانم و دیگری [[برادر]] و و زاده برادر پدر او علی است که محمد را به وسیله او [[حمایت]] کرده و به دست او
یاریش می‌رسانم و این نورها که پیرامون ایشان است، نورهای فرزندان این [[پیامبر]] از جانب برادرش على است که پیامبر، دخترش را به همسری علی در می‌آورد؛ به عبارت دیگر محمد، دختر خود را با اولین کسی که به پیامبری او [[ایمان]] آورده و باورش می‌کند، پیوند می‌دهد. [[فاطمه]] را بانوی [[زنان]] [[جهان]] قرار می‌دهم و او و فرزندانش را از [[آتش دوزخ]] به دور می‌دارم. هنگامی که [[روز قیامت]] فرا رسد، همه پیوندها و خویشاوندی‌ها به جز پیوند و
[[خویشاوندی]] [[خاندان محمد]] بریده خواهد شد.»
 
====[[ حدیث]] سوم ====
{{متن حدیث|عن امیرالمؤمنین{{ع}} قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ.}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴</ref>.


«[[امام]] على{{ع}} می‌فرمایند: ما همان کلماتی هستیم که [[آدم]]{{ع}} از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی [[خدا]] [[توبه]] کرد».
==== [[حدیث]] سوم ====
{{متن حدیث|عن امیرالمؤمنین{{ع}} قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ}}؛ «[[امام]] علی{{ع}} می‌فرمایند: ما همان کلماتی هستیم که [[آدم]]{{ع}} از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی [[خدا]] [[توبه]] کرد»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴.</ref>.


==== حدیث چهارم ====
==== حدیث چهارم ====
{{متن حدیث|عن الرسول: إن آدَمَ{{ع}} لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئَةَ كَانَتَ تَوْبْتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُم إِنِّي أَسْأَلَكَ بحق مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَهَا اللَّهُ لَه.}}<ref>تفسیر نورالثقلین، الامالی، ص۲۱۸</ref>.
{{متن حدیث|عن الرسول: إن آدَمَ{{ع}} لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئَةَ كَانَتَ تَوْبْتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُم إِنِّي أَسْأَلَكَ بحق مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَهَا اللَّهُ لَه}}؛ «از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده که فرمودند: هنگامی که آدم{{ع}}، [[گناه]] کرد، توبه‌اش این چنین بود: «خدایا تو را بـه حق محمد و آل محمد، قسم می‌دهم که مرا بیامرزی و خدا نیز او را آمرزید»<ref>تفسیر نورالثقلین، الامالی، ص۲۱۸.</ref>.
 
«از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده که فرمودند: هنگامی که آدم{{ع}}، [[گناه]] کرد، توبه‌اش این چنین بود: «خدایا تو را بـه حـق [[محمد و آل محمد]]، قسم می‌دهم که مرا بیامرزی و خدا نیز او را آمرزید.»


==== حدیث پنجم ====
==== حدیث پنجم ====
{{متن حدیث|عن أميرالمؤمنين{{ع}}: الكلمات الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمَ{{ع}} مِنْ رَبِّهِ، قَالَ: يَا رَب أسألكَ بِحق مُحَمَّدٍ لَمَّا تُبْتَ عَلَىَّ. قَالَ: وَ مَا عِلْمُكَ بِمُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: رَأَيْتُهُ فِي سُرَادِقُكَ الْأَعْظم مکتوبا و أنَا فِي الْجَنَّةِ.}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۸۷</ref>.
{{متن حدیث|عن أميرالمؤمنين{{ع}}: الكلمات الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمَ{{ع}} مِنْ رَبِّهِ، قَالَ: يَا رَب أسألكَ بِحق مُحَمَّدٍ لَمَّا تُبْتَ عَلَىَّ. قَالَ: وَ مَا عِلْمُكَ بِمُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: رَأَيْتُهُ فِي سُرَادِقُكَ الْأَعْظم مکتوبا و أنَا فِي الْجَنَّةِ}}؛ «[[امام علی]]{{ع}} آن کلماتی که آدم ا از پروردگارش آموخت این بود: «پروردگارا از تو به [[حق]] محمد می‌خواهم که توبه‌ام را بپذیری. [[خداوند]] فرمود: «محمد را چگونه می‌شناسی»؟ گفت: زمانی که در [[بهشت]] بودم نام او را بر سراپرده شکوهمندت نوشته دیدم»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۸۷.</ref>.
 
«[[امام علی]]{{ع}} آن کلماتی که آدم ا از پروردگارش آموخت این بود: «پروردگارا از تو به [[حق]] محمد می‌خواهم که توبه‌ام را بپذیری. [[خداوند]] فرمود: «محمد را چگونه می‌شناسی»؟ گفت: زمانی که در [[بهشت]] بودم نام او را بر سراپرده شکوهمندت نوشته دیدم».


==== حدیث ششم ====
==== حدیث ششم ====
{{متن حدیث|عن ابن عباس سُئِلَ النَّبِي{{صل}} عَنِ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ. قَالَ ساله بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیّ وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ الكَ إِلَّا مَا تُبْتَ عَلَى فَتَابَ عَلَيْهِ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۴، ص۱۸۳ و ج۲۶، ص۳۲۴ و ج۳۷، ص۶۵</ref>.
{{متن حدیث|عن ابن عباس سُئِلَ النَّبِي{{صل}} عَنِ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ. قَالَ ساله بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیّ وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ الكَ إِلَّا مَا تُبْتَ عَلَى فَتَابَ عَلَيْهِ}}؛ «[[ابن عباس]] می‌گوید: از [[نبی اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی پرسیده شد که آدم از پروردگارش آموخت و خدا پس از آن توبه او را قبول کرد، [[پیغمبر]] فرمود: «آدم خدا را به آبروی محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین قسم داد که توبه‌اش را بپذیرد»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۴، ص۱۸۳ و ج۲۶، ص۳۲۴ و ج۳۷، ص۶۵.</ref>.
 
«[[ابن عباس]] می‌گوید: از [[نبی اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی پرسیده شد که آدم از پروردگارش آموخت و خدا پس از آن توبه او را قبول کرد، [[پیغمبر]] فرمود: «آدم خدا را به آبروی محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین قسم داد که توبه‌اش را بپذیرد».


==== حدیث هفتم ====
==== حدیث هفتم ====
{{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸</ref>.
{{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}؛ «پیامبر اکرم{{صل}} می‌فرمایند: وقتی که آن [[خطا]] از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد، [[جبرئیل]] نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای [[دوست]] من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای [[پروردگار]] من به حق پنج نوری که از صلب من در [[آخرالزمان]] به وجود می‌آیند تو را قسم می‌دهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم{{ع}} از [[جبرئیل]] درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و [[وصی]] پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبه‌ام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نام‌های آنان خواند و خدا توبه‌اش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} و بدان که هیچ [[بنده]] [[بلا]] دیده‌ای نیست که با نیت خالص، [[خدا]] را با این اسمها بخواند مگر آنکه [[مستجاب]] شود»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸.</ref>.<ref>[[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱.</ref>
 
«پیامبر اکرم{{صل}} می‌فرمایند: وقتی که آن [[خطا]] از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،[[ جبرئیل]] نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای [[دوست]] من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای [[پروردگار]] من به حق پنج نوری که از صلب من در [[آخرالزمان]] به وجود می‌آیند تو را قسم می‌دهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم{{ع}} از [[جبرئیل]] درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و [[وصی]] پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبه‌ام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نام‌های آنان خواند و خدا توبه‌اش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} و بدان که هیچ [[بنده]] [[بلا]] دیده‌ای نیست که با [[نیت خالص]]، [[خدا]] را با این اسمها بخواند مگر آنکه [[مستجاب]] شود».<ref>برازش، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱</ref>.


==== حدیث هشتم ====
==== حدیث هشتم ====
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: جاءَهُمَا جَبْرَئيلُ فقَالَ .. فَسَلَا رَبَّكُمَا بِحْقَ الْأَسْمَاءِ الَّتِي رَأَيْتُمُوهَا عَلَى ساق االْعَرْشِ حَتَّى يَتُوبَ عَلَيْكُمَا فَقَالَا: اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ بِحَقَ الْأَكْرَمِينَ عَلَيْكَ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةً وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الْآئِمَةِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيْنَا وَ رَحِمْتَنَا فَتَابَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا إِنَّهُ هُوَ الْتواب الرحیم فَلَمْ تَزَلَ أَنْبِیاءُ اللَّهِ بَعْدَ ذَلِكَ يَحْفَظُونَ هَذِهِ الْأَمَانَةَ وَ يُخْيِرُونَ بِهَا أَوْصِيَاءهُمْ وَ الْمُخْلَصِينَ مِنْ أَمَمِهِمْ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۴؛ المناقب، ج۱، ص۲۸۳</ref>.
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: جاءَهُمَا جَبْرَئيلُ فقَالَ .. فَسَلَا رَبَّكُمَا بِحْقَ الْأَسْمَاءِ الَّتِي رَأَيْتُمُوهَا عَلَى ساق االْعَرْشِ حَتَّى يَتُوبَ عَلَيْكُمَا فَقَالَا: اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ بِحَقَ الْأَكْرَمِينَ عَلَيْكَ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةً وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الْآئِمَةِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيْنَا وَ رَحِمْتَنَا فَتَابَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا إِنَّهُ هُوَ الْتواب الرحیم فَلَمْ تَزَلَ أَنْبِیاءُ اللَّهِ بَعْدَ ذَلِكَ يَحْفَظُونَ هَذِهِ الْأَمَانَةَ وَ يُخْيِرُونَ بِهَا أَوْصِيَاءهُمْ وَ الْمُخْلَصِينَ مِنْ أَمَمِهِمْ}}؛ «از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که فرمود: [[جبرئیل]] نزد [[آدم]] و [[حوا]] آمده و گفت: ... به [[حق]] آن نام‌هایی که بر گوشه [[عرش]] مشاهده نمودید، از [[پروردگار]] خود بخواهید تا [[توبه]] شما را بپذیرد. پس آنان چنین گفتند: «خداوندا از تو می‌‌خواهیم به حق آنان که ارجمندترین [[آفریدگان]] در نزد تو هستند؛ به حق محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین و [[ائمه]]، [[توبه]] ما را قبول فرما و ما را مشمول [[رحمت]] خود گردان. آنگاه [[خداوند]] توبه ایشان را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و [[مهربان]] است بعد از آن نیز همواره [[پیامبران]] این [[امانت]] را نگهداری می‌‌نمودند و اوصیای خود و افراد با [[اخلاص]] امت‌های خویش را از این امانت باخبر می‌‌ساختند»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۴؛ المناقب، ج۱، ص۲۸۳.</ref>.
 
«از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که فرمود:[[ جبرئیل]] نزد [[آدم]] و [[حوا]] آمده و گفت:... به [[حق]] آن نام‌هایی که بر گوشه [[عرش]] [[مشاهده]] نمودید، از [[پروردگار]] خود بخواهید تا [[توبه]] شما را بپذیرد. پس آنان چنین گفتند: «خداوندا از تو می‌‌خواهیم به حق آنان که ارجمندترین [[آفریدگان]] در نزد تو هستند؛ به حق محمد، على، [[فاطمه]]، حسن و حسین و [[ائمه]]،[[ توبه]] ما را قبول فرما و ما را مشمول [[رحمت]] خود گردان. آنگاه [[خداوند]] توبه ایشان را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و [[مهربان]] است بعد از آن نیز همواره [[پیامبران]] این [[امانت]] را نگهداری می‌‌نمودند و اوصیای خود و افراد با [[اخلاص]] امت‌های خویش را از این امانت باخبر می‌‌ساختند».


==== حدیث نهم ====
==== حدیث نهم ====
{{متن حدیث|عن ابن عباس قال: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} قَالَ: سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ.}}<ref>حرعاملی، وسائل الشیعة، ج۷، ص۹۹؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۸، ص۳۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۷؛ معانی الاخبار، ص۱۲۵؛ اربلی، کشف الغمة، چ۱، ص۴۶۵</ref>.
{{متن حدیث|عن ابن عباس قال: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} قَالَ: سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ}}؛ «از [[ابن عباس]] چنین نقل شده که آدم از [[خدا]] به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین درخواست کرد»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۷، ص۹۹؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۸، ص۳۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۷؛ معانی الاخبار، ص۱۲۵؛ اربلی، کشف الغمة، چ۱، ص۴۶۵.</ref>.
 
«از [[ابن عباس]] چنین نقل شده که آدم از [[خدا]] به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین درخواست کرد».


==== حدیث دهم ====
==== حدیث دهم ====
{{متن حدیث|عن أمير المؤمنين{{ع}} - يَا آدم تتكَلَّمُ بِهَذِهِ الْكَلِمَاتِ، فَإِنَّ اللَّهَ قَابلُ تَوْبْتَكَ قُلْ سُبْحَانَكَ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَتُبْ عَلَىّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۶؛ تحف العقول، ص۱۰</ref>.
{{متن حدیث|عن أمير المؤمنين{{ع}} - يَا آدم تتكَلَّمُ بِهَذِهِ الْكَلِمَاتِ، فَإِنَّ اللَّهَ قَابلُ تَوْبْتَكَ قُلْ سُبْحَانَكَ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَتُبْ عَلَىّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}؛ «[[امام]] علی‌{{ع}} خطاب به [[حضرت آدم]]{{ع}}، می‌فرمایند: ای آدم! با این کلمات سخن بگو؛ زیرا اگر چنین بگویی خدا توبه تو را می‌‌پذیرد بگو: {{متن حدیث|سبحانك لا اله الا انت عملت سوء و ظلمت نفسی فتب علی انك انت التواب الرحيم}} یعنی ای خدایی که جز تو خدایی نیست؛ تو از هر چیزی مبرایی من [[اشتباه]] کردم و به خودم [[ستم]] کردم بر من ببخش که تو بسیار توبه پذیر و [[مهربانی]]»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۶؛ تحف العقول، ص۱۰.</ref>.
 
«[[امام]] علی‌{{ع}} [[خطاب]] به [[حضرت آدم]]{{ع}}، می‌فرمایند: ای آدم! با این کلمات سخن بگو؛ زیرا اگر چنین بگویی خدا توبه تو را می‌‌پذیرد بگو: {{متن حدیث|سبحانك لا [[اله]] الا انت عملت [[سوء]] و [[ظلمت]] نفسى فتب على انك انت [[التواب]] الرحيم.}} یعنی ای خدایی که جز تو خدایی نیست؛ تو از هر چیزی مبرایی من [[اشتباه]] کردم و به خودم [[ستم]] کردم بر من ببخش که تو بسیار توبه پذیر و [[مهربانی]]».


==== حدیث یازدهم ====
==== حدیث یازدهم ====
{{متن حدیث|قال الامام العسكری{{ع}}: قَالَ آدم{{ع}}: اللَّهُم بِجَاهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيْبِينَ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الطَّیبِينَ مِنْ آلِهِمْ لَمَّا تَفَضَلْتَ بِقَبُول توبتي وَ غُفْرَانِ زلَّتِي وَ إِعَادَتِي مِنْ كَرَامَتِكَ إِلَى مَرْتَبَتِي.}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۹۱؛ تآویل الایات الظاهرة، ص۵۰؛ تفسیر الامام العسکری، ص۲۲۵</ref>.
{{متن حدیث|قال الامام العسكری{{ع}}: قَالَ آدم{{ع}}: اللَّهُم بِجَاهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيْبِينَ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الطَّیبِينَ مِنْ آلِهِمْ لَمَّا تَفَضَلْتَ بِقَبُول توبتي وَ غُفْرَانِ زلَّتِي وَ إِعَادَتِي مِنْ كَرَامَتِكَ إِلَى مَرْتَبَتِي}}؛ «[[امام عسکری]]{{ع}} می‌فرمایند: آدم گفت: «خداوندا به [[شکوه]] محمد و [[خاندان]] پاکش و به شکوه محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین و [[پاکان]] خاندان ایشان بر من [[مرحمت]] فرما و توبه‌ام را بپذیر و گناهم را ببخشای و مرا به آن مرتبه‌ای که از [[کرامت]] تو داشتم بازگردان»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۹۱؛ تآویل الایات الظاهرة، ص۵۰؛ تفسیر الامام العسکری، ص۲۲۵.</ref>.
 
«[[امام عسکری]]{{ع}} می‌فرمایند: آدم گفت: «خداوندا به [[شکوه]] محمد و [[خاندان]] پاکش و به شکوه محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین و [[پاکان]] خاندان ایشان بر من [[مرحمت]] فرما و توبه‌ام را بپذیر و گناهم را ببخشای و مرا به آن مرتبه‌ای که از [[کرامت]] تو داشتم بازگردان».


==== حدیث دوازدهم ====
==== حدیث دوازدهم ====
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: فَلَمَّا تَابَ إِلَى اللَّهِ مِنْ حَسَدِهِ وَ أَقَرَّ بِالْوَلَايَةِ وَ دَعا بِحَقِّ الْخَمْسَةِ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ فَتَلَقَّى آدَمْ مِنْ رَبِّهِ كلمات ....}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۸۷ و ج۲۶، ص۳۲۶؛ تفسیر العیاشی، ج۱، ص۴۱</ref>.
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: فَلَمَّا تَابَ إِلَى اللَّهِ مِنْ حَسَدِهِ وَ أَقَرَّ بِالْوَلَايَةِ وَ دَعا بِحَقِّ الْخَمْسَةِ مُحَمَّد وَ عَلِى وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ فَتَلَقَّى آدَمْ مِنْ رَبِّهِ كلمات...}}؛ «از امام صادق{{ع}} نقل شده که فرمودند: وقتی آدم از [[رشک]] و حسادتی که [به محمد و علی و خاندان [[پاک]] آنها] ورزیده بود به سوی خدا توبه آورد و به [[ولایت]] ایشان [[اقرار]] کرد و خدا را به حق آن ـ [[پنج تن]]، [[محمد]] و علی، فاطمه، حسن و حسین الا ـ قسم داد، [[خداوند]] او را آمرزید و این معنای سخن خداوند است {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمْ مِنْ رَبِّهِ كلمات}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۸۷ و ج۲۶، ص۳۲۶؛ تفسیر العیاشی، ج۱، ص۴۱.</ref>.
 
«از امام صادق{{ع}} نقل شده که فرمودند: وقتی آدم از [[رشک]] و حسادتی که [به محمد و على و خاندان [[پاک]] آنها] ورزیده بود به سوی خدا توبه آورد و به [[ولایت]] ایشان [[اقرار]] کرد و خدا را به حق آن -
[[پنج تن]]،[[ محمد]] و على، فاطمه، حسن و حسین الا - قسم داد، [[خداوند]] او را آمرزید و این معنای سخن خداوند است {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمْ مِنْ رَبِّهِ كلمات}}


==== حدیث سیزدهم ====
==== حدیث سیزدهم ====
{{متن حدیث|قال رسُول الله{{صل}}: قَالَ يَا عِبَادِ اللَّهِ إِنَّ آدَمَ{{ع}} لَمَّا رَأى النُورَ سَاطِعاً مِنْ صُلْبِهِ إِذْ كَانَ اللَّهُ قَدْ نَقَل أَشْبَاحَنَا مِنْ ذِرُوةِ الْعَرْشِ إِلَى ظَهْرِهِ رَأَى النُورَ وَلَمْ يَتَبَيَّنِ الْأَشْبَاحَ، فَقَالَ: يَا رَبِّ مَا هَذِهِ الانوار؟ قَالَ اللَّهُ عَزَوَجَلٌ: أَنْوَارُ أَشْبَاحِ نَقَلْتُهُمْ مِنْ أَشْرَفِ بِقَاعَ عَرْشِي إِلَى ظَهْرِكَ وَ لِذَلِكَ أَمَرتُ المَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَكَ إِذْ كُنْتَ وَعَاءِ لِتلك الأشباح، فقال آدم، يَا رَبِّ لَوْ بَيَّنَتهَا لِي فَقَالَ اللَّهُ تعَالَى: انْظُرْ يَا آدَمَ إِلَى ذِرْوَةِ الْعَرْشِ، فَنَظَر آدَمَ وَ وَقَعَ نُورُ أَشْبَاحِنَا مِنْ ظَهْر آدَم على ذِرُوةِ الْعَرْشِ فَانْطَبَعَ فِيهِ صُورُ أَنْوَارِ أَشْبَاحِنَا كَمَا يَنْطبعُ وَجْهُ الْإِنْسَانِ فِي الْمِرآةِ الصَّافِيةِ فَرآي اشبَاحَنَا. فَقَالَ: مَا هَذِهِ الْأَشْبَاحُ يَا رَبِّ؟ فَقَالَ اللَّهُ: يَا أَدَمَ هَذِهِ الْأَشْبَاحُ أَفْضَلُ خَلائِقِي وَ بَریّاتی. هذَا مُحَمَّد وَأَنَا الْحَمِيدُ وَ الْمَحْمُودُ فِي أَفْعَالِي شَقَقْتُ لَهُ اسْماً من اسْمِى وَ هَذَا عَلَىّ وَأَنْا الْعَلِیُّ الْعَظِيمُ شَقَقْتُ لَهُ اسْمَا مِنِ اسْمِى وَ هَذِهِ فَاطِمَةٌ وَأَنَا فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَاطِمُ أَعْدَانِي عَنْ رَحْمَتِي يَوْمَ فَضْلِ قَضَائِي وَ فَاطِمُ أَوْلِيَاتِي عَمَّا يَعْتَرِيهِمْ وَ يَشِينُهُمْ فَشَقَقت لَهَا اسما مِن اسْمِى وَ هَذَا الْحَسن وَ هَذَا الْحُسَيْنِ وَ أَنَا الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ شَقَقْتُ لَهُمَا اسْماً مِنَ اسْمِي هؤلاء خيارُ خَلِيقَتِي وَ كِرَامُ بَرِيَّتِى بهمْ آخُذُ وَ بِهِمْ أُعْطِى وَ بِهِمْ أَعَاقِبُ وَ بِهِمْ أُثيبَ فَتَوَّسَلْ إِلَىَّ بهِمْ يَا آدَمْ وَ إِذَا دَهَتكَ دَاهِيَةً فَاجْعَلْهُمْ إِلَى شُفَعَاءَكَ فَإِنِّي آلَيْتَ عَلَى نَفْسِي قَسَمَا حَقّا لَا اُخیِّبُ بِهِمْ آمِلَا وَ لَا أَرُّدُ بِهِمْ سَائِلًا فَلذَلِكَ حِينَ نَزَلَتْ مِنْهُ الْخَطِيئَةُ دَعَا اللَّهَ عَزَّوَجَلٌ بِهِمْ فَتَابَ عَلَيْهِ وَ غفر له.}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۵۰</ref>.
{{متن حدیث|قال رسُول الله{{صل}}: قَالَ يَا عِبَادِ اللَّهِ إِنَّ آدَمَ{{ع}} لَمَّا رَأى النُورَ سَاطِعاً مِنْ صُلْبِهِ إِذْ كَانَ اللَّهُ قَدْ نَقَل أَشْبَاحَنَا مِنْ ذِرُوةِ الْعَرْشِ إِلَى ظَهْرِهِ رَأَى النُورَ وَلَمْ يَتَبَيَّنِ الْأَشْبَاحَ، فَقَالَ: يَا رَبِّ مَا هَذِهِ الانوار؟ قَالَ اللَّهُ عَزَوَجَلٌ: أَنْوَارُ أَشْبَاحِ نَقَلْتُهُمْ مِنْ أَشْرَفِ بِقَاعَ عَرْشِي إِلَى ظَهْرِكَ وَ لِذَلِكَ أَمَرتُ المَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَكَ إِذْ كُنْتَ وَعَاءِ لِتلك الأشباح، فقال آدم، يَا رَبِّ لَوْ بَيَّنَتهَا لِي فَقَالَ اللَّهُ تعَالَى: انْظُرْ يَا آدَمَ إِلَى ذِرْوَةِ الْعَرْشِ، فَنَظَر آدَمَ وَ وَقَعَ نُورُ أَشْبَاحِنَا مِنْ ظَهْر آدَم على ذِرُوةِ الْعَرْشِ فَانْطَبَعَ فِيهِ صُورُ أَنْوَارِ أَشْبَاحِنَا كَمَا يَنْطبعُ وَجْهُ الْإِنْسَانِ فِي الْمِرآةِ الصَّافِيةِ فَرآي اشبَاحَنَا. فَقَالَ: مَا هَذِهِ الْأَشْبَاحُ يَا رَبِّ؟ فَقَالَ اللَّهُ: يَا أَدَمَ هَذِهِ الْأَشْبَاحُ أَفْضَلُ خَلائِقِي وَ بَریّاتی. هذَا مُحَمَّد وَأَنَا الْحَمِيدُ وَ الْمَحْمُودُ فِي أَفْعَالِي شَقَقْتُ لَهُ اسْماً من اسْمِى وَ هَذَا عَلَىّ وَأَنْا الْعَلِیُّ الْعَظِيمُ شَقَقْتُ لَهُ اسْمَا مِنِ اسْمِى وَ هَذِهِ فَاطِمَةٌ وَأَنَا فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَاطِمُ أَعْدَانِي عَنْ رَحْمَتِي يَوْمَ فَضْلِ قَضَائِي وَ فَاطِمُ أَوْلِيَاتِي عَمَّا يَعْتَرِيهِمْ وَ يَشِينُهُمْ فَشَقَقت لَهَا اسما مِن اسْمِى وَ هَذَا الْحَسن وَ هَذَا الْحُسَيْنِ وَ أَنَا الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ شَقَقْتُ لَهُمَا اسْماً مِنَ اسْمِي هؤلاء خيارُ خَلِيقَتِي وَ كِرَامُ بَرِيَّتِى بهمْ آخُذُ وَ بِهِمْ أُعْطِى وَ بِهِمْ أَعَاقِبُ وَ بِهِمْ أُثيبَ فَتَوَّسَلْ إِلَىَّ بهِمْ يَا آدَمْ وَ إِذَا دَهَتكَ دَاهِيَةً فَاجْعَلْهُمْ إِلَى شُفَعَاءَكَ فَإِنِّي آلَيْتَ عَلَى نَفْسِي قَسَمَا حَقّا لَا اُخیِّبُ بِهِمْ آمِلَا وَ لَا أَرُّدُ بِهِمْ سَائِلًا فَلذَلِكَ حِينَ نَزَلَتْ مِنْهُ الْخَطِيئَةُ دَعَا اللَّهَ عَزَّوَجَلٌ بِهِمْ فَتَابَ عَلَيْهِ وَ غفر له}}؛ «از پيامبراکرم{{صل}} نقل شده كه فرمود: ای [[بندگان خدا]] وقتی [[آدم]] [[نور]] را از صلب خود درخشان ديد، چون [[خداوند]] اشباح ما را از بالای [[عرش]] به صلب او منتقل كرده بود آن نور را مشاهده كرد اما اشباح را نديد. گفت: خدايا اين نورها چيست‌؟ خداوند فرمود نور اشباحی است كه از بهترين جای عرش به پشت تو منتقل كرده‌ام و به همين جهت ملائكه را دستور به [[سجده]] تو دادم چون تو ظرف اين [[انوار]] بودی. آدم گفت: خدايا برايم توضيح بده. فرمود: آدم! نگاه كن به بالای عرش. آدم نگاه كرد؛ نور اشباح ما از صلب آدم به بالای عرش افتاد در آن صورت‌هایی نقش بست مثل آينه كه در آن صورت نقش می‌بندد. اشباح ما را مشاهده كرد. عرض كرد: خدايا اين شبح‌ها چيست‌؟ خداوند فرمود: اينها اشباح بهترين [[خلق]] و مردمند؛ اين محمّد است و من حميد محمود در افعالم؛ يك اسم از اسم‌های خود برای او جدا كرده‌ام و اين علی است و من علی عظيم هستم؛ اسمی از نام‌های خود برای او جدا كرده‌ام و اين [[فاطمه]] است و من فاطر [[آسمان‌ها]] و زمين‌ها و جداكننده [[دشمنان]] خود از رحمتم در [[روز]] قيامت و جداكننده دوستانم هستم از چيزهایی كه موجب ناراحتی و آلودگی آنها می‌شود؛ برای او يك اسم از اسم‌های خود جدا كردم و اين حسن و اين حسين است و من [[محسن]] نيكوكارم. يك اسم از اسم‌های خود برای آن دو جدا كرده‌ام. اين‌ها بهترين مخلوق و گرامی‌ترين افراد هستند به وسيله آنها مواخذه مي‌كنم و به وسیله آنها مي‌بخشم و به آنها كيفر مي‌كنم و به وسيله آنها [[ثواب]] مي‌دهم. آدم هر گاه يك ناراحتی به تو رسيد، آنها را شفيع خود در نزد من قرار بده من [[سوگند]] ياد كرده‌ام بر خود سوگندی واقعی كسی كه به‌وسيله آنها اميدی داشته باشد نااميد نكنم و هر كس به وسيله آنها درخواستی نمايد رد نكنم. به همين جهت وقتی از او لغزشی سر زد [[خدا]] را به واسطه آنها خواند و از او در گذشت و او را بخشيد»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۵۰.</ref>.<ref>[[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۱، ص278 - 282.</ref>
 
«از پيامبراکرم{{صل}} نقل شده كه فرمود: اى [[بندگان خدا]] وقتى [[آدم]] [[نور]] را از صلب خود درخشان ديد، چون [[خداوند]] [[اشباح]] ما را از بالاى [[عرش]] بصلب او منتقل كرده بود آن نور را [[مشاهده]] كرد اما اشباح را نديد. گفت: خدايا اين نورها چيست‌؟ خداوند فرمود نور اشباحى است كه از بهترين جاى عرش به پشت تو منتقل كرده‌ام و به همين جهت ملائكه را دستور به [[سجده]] تو دادم چون تو ظرف اين [[انوار]] بودى. آدم گفت: خدايا برايم توضيح بده. فرمود: آدم! نگاه كن به بالاى عرش. آدم نگاه كرد؛ نور اشباح ما از صلب آدم به بالاى عرش افتاد در آن صورت‌هایى نقش بست مثل آينه كه در آن صورت نقش مى‌بندد. اشباح ما را مشاهده كرد. عرض كرد: خدايا اين شبح‌ها چيست‌؟ خداوند فرمود: اينها اشباح بهترين [[خلق]] و مردمند؛ اين محمّد است و من حميد محمود در افعالم؛ يك اسم از اسم‌هاى خود براى او جدا كرده‌ام و اين على است و من على عظيم هستم؛ اسمى از نام‌هاى خود براى او جدا كرده‌ام و اين [[فاطمه]] است و من [[فاطر]] [[آسمان‌ها]] و زمين‌ها و جداكننده [[دشمنان]] خود از رحمتم در [[روز]] قيامت و جداكننده دوستانم هستم از چيزهایى كه موجب ناراحتى و آلودگى آنها مى‌شود؛ براى او يك اسم از اسم‌هاى خود جدا كردم و اين حسن و اين حسين است و من [[محسن]] نيكوكارم. يك اسم از اسم‌هاى خود براى آن دو جدا كرده‌ام. اين‌ها بهترين مخلوق و گرامى‌ترين افراد هستند به وسيله آنها مواخذه مي‌كنم و به وسیله آنها مي‌بخشم و به آنها كيفر مي‌كنم و به وسيله آنها [[ثواب]] مي‌دهم. آدم هر گاه يك ناراحتى به تو رسيد، آنها را شفيع خود در نزد من قرار بده من [[سوگند]] ياد كرده‌ام بر خود سوگندى واقعى كسى كه بوسيله آنها اميدى داشته باشد نااميد نكنم و هر كس به وسيله آنها درخواستى نمايد رد نكنم. به همين جهت وقتى از او لغزشى سر زد [[خدا]] را به واسطه آنها خواند و از او در گذشت و او را بخشيد».<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{ع}}، ج۱، ص278-282</ref>.


==== حدیث چهاردهم ====
==== حدیث چهاردهم ====
{{متن حدیث|عَنِ الْمُفَضّل بْنِ عُمَرَ عَنِ الصادق جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}}، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلٌ {{متن قرآن|وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ}} مَا هَذِهِ الْكَلِمَات؟ قَالَ: هِيَ الْكَلِمَاتُ الَّتِي تَلَقَاهَا أَدَمَ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهُوَ أَنَّهُ قَالَ: يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَتَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۲، ص۶۶ و ج۲۴، ص۱۷۷ و ج۲۶، ص۳۲۳</ref>.
{{متن حدیث|عَنِ الْمُفَضّل بْنِ عُمَرَ عَنِ الصادق جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}}، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلٌ {{متن قرآن|وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ}} مَا هَذِهِ الْكَلِمَات؟ قَالَ: هِيَ الْكَلِمَاتُ الَّتِي تَلَقَاهَا أَدَمَ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهُوَ أَنَّهُ قَالَ: يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَتَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۲، ص۶۶ و ج۲۴، ص۱۷۷ و ج۲۶، ص۳۲۳.</ref>.


==== حدیث پانزدهم ====
==== حدیث پانزدهم ====
 
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: لَمَّا تَلَقَى مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ وَلَعَلَّهُ دَعَا بِهَا وَ هُوَ يَا رَبَّاهُ يَا رَبَّاهُ يَا رَبَّاهُ لَا یَرُدَّ غَضَبَكَ إِلَّا حِلْمُكَ وَ لَا يُنْجِي مِنْ عُقوبتكَ إِلَّا التَّضَرُعُ إِلَيْكَ حَاجَتی الَّتِي إِنْ أَعْطَيْتنِيهَا لَمُ يَضُرَنِي مَا حَرَمْتَنِي وَ إِنْ حَرَمْتَنِيهَا لَمْ يَنْفَعْنِي مَا أَعْطَيْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلَكَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ النَّارِ يَا ذَا الْعَرْشِ الشَّامِخ الْمُنِيفِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ الْبَاذِخِ الْعَظِيم يَا ذَا الْمُلْكِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ يَا صَرِيخ الْمُسْتَصْرِخِينَ وَ يَا مَنْزَولًا بِهِ كُلِّ حَاجَةَ إِنْ كُنْتَ قَدْ رضيتَ عَنَى فَازدَدْ عَنِّي رِضَى وَ قَرِّبنِي مِنْكَ زَلْفَى وَ إِلَّا تَكُنْ رَضِيتَ عَنی فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ بِفَضْلِكَ عَلَيْهِمْ لَمَّا رَضِيتَ عَنِي إِنَّكَ أَنْتَ التَّوابُ. قَالَ أَبُو عَبْدِالله هَذَا الدُّعاء الَّذِي تَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا آدَمَ سَأَلْتِني بِمُحَمَّدٍ وَلَمْ تَرَهُ. فَقَالَ: رَأَيْتُ عَلَى عَرْشِكَ مَكْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ محمد رَسُولُ الله}}؛ «[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: وقتی که [[آدم]]{{ع}} از [[خداوند]] آن کلمات را دریافت کرد و چه بسا با آن [[خدا]] را این چنین خواند: پروردگارا پروردگارا پروردگارا [[خشم]] تو را مگر [[بردباری]] تو برنمی‌گرداند و چیزی به جز [[خضوع]] و [[زاری]] نمودن به درگاه تو [[انسان]] را از [[عذاب]] خلاصی نمی‌دهد. [[حاجت]] من آنچنان حاجتی است که اگر تو آن را به من عطا کنی چیزهای دیگری که مرا از آن [[محروم]] کرده‌ای به من ضرر نمی‌رسانند و اگر مرا از خواسته‌ام محروم کنی نعمت‌های دیگری که به من داده‌ای برایم مفید نخواهد بود. خداوندا من از تو رسیدن به [[بهشت]] را درخواست می‌کنم و از [[آتش جهنم]] به تو پناه می‌برم. ای صاحب [[عرش]] بلند و [[شریف]] ای صاحب بزرگی و [[بخشش]] بلند و بزرگ ای صاحب [[پادشاهی]] با [[مباهات]] و منقبت دائمی ای خدای عالمیان ای فریادرس فریادرس طلبان ای کسی که هر حاجتی به تو فرود می‌آید؛ اگر تو از من [[خشنودی]] پس خشنودی از من را زیاده گردان و مرا به نزد خود کاملا نزدیک کن و اگر تو از من [[خشنود]] نیستی پس به [[حق]] محمد و آل او و به حق [[احسان]] تو بر ایشان از من خشنود شو به [[درستی]] که تو از [[گناهان]] در می‌گذری و رحم می‌کنی. پس امام صادق{{ع}} فرمودند: این همان دعایی است که از جانب خدا به آدم داده شد. پس [[خدای تعالی]] به [[برکت]] این [[دعا]] [[توبه]] آدم{{ع}} را قبول نمود و به او [[وحی]] فرستاد که ای آدم مرا به حق محمد قسم دادی و درخواست کردی و حال آنکه او را ندیده‌ای، آدم گفت: بر روی عرشت دیدم که نوشته شده بود: [[لا اله الا الله]]، [[محمد]] [[رسول الله]]»»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۹۲، ص۱۶۷.</ref>.<ref>[[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۱، ص۲۸۷-۲۸۴.</ref>
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: لَمَّا تَلَقَى مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ وَلَعَلَّهُ دَعَا بِهَا وَ هُوَ يَا رَبَّاهُ يَا رَبَّاهُ يَا رَبَّاهُ لَا یَرُدَّ غَضَبَكَ إِلَّا حِلْمُكَ وَ لَا يُنْجِي مِنْ عُقوبتكَ إِلَّا التَّضَرُعُ إِلَيْكَ حَاجَتی الَّتِي إِنْ أَعْطَيْتنِيهَا لَمُ يَضُرَنِي مَا حَرَمْتَنِي وَ إِنْ حَرَمْتَنِيهَا لَمْ يَنْفَعْنِي مَا أَعْطَيْتَنِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلَكَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ النَّارِ يَا ذَا الْعَرْشِ الشَّامِخ الْمُنِيفِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ الْبَاذِخِ الْعَظِيم يَا ذَا الْمُلْكِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ يَا صَرِيخ الْمُسْتَصْرِخِينَ وَ يَا مَنْزَولًا بِهِ كُلِّ حَاجَةَ إِنْ كُنْتَ قَدْ رضيتَ عَنَى فَازدَدْ عَنِّي رِضَى وَ قَرِّبنِي مِنْكَ زَلْفَى وَ إِلَّا تَكُنْ رَضِيتَ عَنی فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ بِفَضْلِكَ عَلَيْهِمْ لَمَّا رَضِيتَ عَنِي إِنَّكَ أَنْتَ التَّوابُ. قَالَ أَبُو عَبْدِالله هَذَا الدُّعاء الَّذِي تَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا آدَمَ سَأَلْتِني بِمُحَمَّدٍ وَلَمْ تَرَهُ. فَقَالَ: رَأَيْتُ عَلَى عَرْشِكَ مَكْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ محمد رَسُولُ الله}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۹۲، ص۱۶۷</ref>.
 
«[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: وقتی که [[آدم]]{{ع}} از [[خداوند]] آن کلمات را دریافت کرد و چه بسا با آن [[خدا]] را این چنین خواند: پروردگارا پروردگارا پروردگارا [[خشم]] تو را مگر [[بردباری]] تو برنمی‌گرداند و چیزی به جز [[خضوع]] و [[زاری]] نمودن به درگاه تو [[انسان]] را از [[عذاب]] خلاصی نمی‌دهد. [[حاجت]] من آنچنان حاجتی است که اگر تو آن را به من عطا کنی چیزهای دیگری که مرا از آن [[محروم]] کرده‌ای به من ضرر نمی‌رسانند و اگر مرا از خواسته‌ام محروم کنی نعمت‌های دیگری که به من داده‌ای برایم مفید نخواهد بود. خداوندا من از تو رسیدن به [[بهشت]] را درخواست می‌کنم و از [[آتش جهنم]] به تو پناه می‌برم. ای صاحب [[عرش]] بلند و [[شریف]] ای صاحب بزرگی و [[بخشش]] بلند و بزرگ ای صاحب [[پادشاهی]] با [[مباهات]] و منقبت دائمی ای خدای عالمیان ای [[فریادرس]] فریادرس طلبان ای کسی که هر حاجتی به تو فرود می‌آید؛ اگر تو از من [[خشنودی]] پس خشنودی از من را زیاده گردان و مرا به نزد خود کاملا نزدیک کن و اگر تو از من [[خشنود]] نیستی پس به [[حق]] [[محمد و آل او]] و به حق [[احسان]] تو بر ایشان از من خشنود شو به [[درستی]] که تو از [[گناهان]] در می‌گذری و رحم می‌کنی. پس امام صادق{{ع}} فرمودند: این همان دعایی است که از جانب خدا به آدم داده شد. پس [[خدای تعالی]] به [[برکت]] این [[دعا]] [[توبه]] آدم{{ع}} را قبول نمود و به او [[وحی]] فرستاد که ای آدم مرا به حق محمد قسم دادی و درخواست کردی و حال آنکه او را ندیده‌ای، آدم گفت: بر روی عرشت دیدم که نوشته شده بود: [[لا اله الا الله]]، [[ محمد]] [[رسول الله]]»».<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{ع}}، ج۱، ص۲۸۷-۲۸۴</ref>.


==== حدیث شانزدهم ====
==== حدیث شانزدهم ====
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: الكلمات الَّتِي تَلَقَاهَا مِنْ رَبِّهِ وَ هِيَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ وَ بِحَمْدِكَ لَا إِلَهَ إِنَّا انْتَ عَمِلت سوءا وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَاعْتَرَقْتُ بِذَنْبي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اعْتَرِقْتُ بِدَنْبِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتَ نَفْسِي وَ اعتَرَفْت بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>تفسیر قمی،ج۱، ص۴۴</ref>.
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: الكلمات الَّتِي تَلَقَاهَا مِنْ رَبِّهِ وَ هِيَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ وَ بِحَمْدِكَ لَا إِلَهَ إِنَّا انْتَ عَمِلت سوءا وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَاعْتَرَقْتُ بِذَنْبي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اعْتَرِقْتُ بِدَنْبِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتَ نَفْسِي وَ اعتَرَفْت بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}؛ «[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: کلماتی که [[آدم]]{{ع}} از [[خدا]] گرفت چنین بود: «خداوندا! هیچ خدایی به جز تو نیست [[پاک]] و منزهی! تو را می‌ستایم، بد کردم و بر خود [[ستم]] ورزیدم؛ و بر [[گناه]] خود [[اقرار]] می‌کنم؛ پس مرا بیامرز که تو بهترین آمرزندگانی هیچ خدایی به جز تو نیست، پاک و منزهی! تو را می‌ستایم، بد کردم و بر خود ستم ورزیدم و بر گناه خود اقرار می‌کنم؛ پس مرا بیامرز و بر من رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی هیچ خدایی به جز تو نیست؛ پاک و منزهی. خداوندا تو را می‌ستایم، بد کردم و بر خود ستم ورزیدم و بر گناه خود اقرار می‌کنم. پس توبه‌ام را بپذیر به [[درستی]] که تو بسیار [[توبه]] پذیر و [[مهربانی]]»<ref>تفسیر قمی،ج۱، ص۴۴.</ref>.
 
«[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: کلماتی که [[آدم]]{{ع}} از [[خدا]] گرفت چنین بود: «خداوندا! هیچ خدایی بـه جز تو نیست [[پاک]] و منزهی! تو را می‌ستایم، بد کردم و بر خود [[ستم]] ورزیدم؛ و بر [[گناه]] خود [[اقرار]] می‌کنم؛ پس مرا بیامرز که تو بهترین آمرزندگانی هیچ خدایی به جز تو نیست، پاک و منزهی! تو را می‌ستایم، بد کردم و بر خود ستم ورزیدم و بر گناه خود اقرار می‌کنم؛ پس مرا بیامرز و بر من رحم کن که تو بهترین [[رحم]] کنندگانی هیچ خدایی به جز تو نیست؛ پاک و منزهی. خداوندا تو را می ستایم، بد کردم و بر خود ستم ورزیدم و بر گناه خود اقرار می‌کنم. پس توبه‌ام را بپذیر به [[درستی]] که تو بسیار [[توبه]] پذیر و [[مهربانی]]».


==== حدیث هفدهم ====
==== حدیث هفدهم ====
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: {{متن قرآن|فَتَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ}}، قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتَ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللهم و بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتَ نَفْسِي فَتَبُ عَلَى إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.}}<ref>کلینی، کافی، ج۸، ص۳۰۴</ref>.
{{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: {{متن قرآن|فَتَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ}}، قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتَ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللهم و بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءا وَ ظَلَمْتَ نَفْسِي فَتَبُ عَلَى إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}؛ «امام صادق{{ع}} می‌فرماید: کلماتی که آدم از خدا گرفت چنین بود: «خداوندا معبودی جز تو نیست منزهی و من تو را [[ستایش]] می‌کنم؛ من به خویشتن ستم کردم پس مرا بیامرز که تو بهترین آمرزندگانی. [[خداوند]] معبودی جز تو نیست. منزهی و من تو را ستایش می‌کنم؛ من به خویشتن بد کردم و به خود ستم روا داشتم پس مرا بیامرز که تویی مهربانترین مهربانان خداوندا معبودی جز تو نیست. منزهی و من تو را ستایش می‌کنم؛ من به خویشتن بد کردم و به خود ستم روا داشتم پس توبه‌ام را بپذیر که تویی توبه پذیر [[مهربان]]»<ref>کلینی، کافی، ج۸، ص۳۰۴.</ref>.


==== حدیث هجدهم ====
==== حدیث هجدهم ====
{{متن حدیث|عن ابن عباس: فَلَمَّا اقْتَرَفَ الْخَطِيئةَ قَالَ: يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدِ وَ عَلِی و فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَ اللَّهُ لَهُ بِهَذَا فَهَذَا الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلٌ: {{متن قرآن|فَتَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ}}.}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۵ و ج۲۶، ص۳۲۵؛ تاویل الآیات الظاهرة، ص۵۲، جزائری، قصص الانبیاء، ص۴۲</ref>.
{{متن حدیث|عن ابن عباس: فَلَمَّا اقْتَرَفَ الْخَطِيئةَ قَالَ: يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدِ وَ عَلِی و فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَ اللَّهُ لَهُ بِهَذَا فَهَذَا الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلٌ: {{متن قرآن|فَتَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ}}}}؛ «[[ابن عباس]] می‌گوید: هنگامی که آدم دست به آن گناه زد، گفت: «پروردگارا به [[حق]] محمد و علی و [[فاطمه]]، حسن و حسین از تو می‌خواهم که مرا بیامرزی پس خداوند او را آمرزید و این همان کلماتی است که [[خداوند متعال]] فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۷۵ و ج۲۶، ص۳۲۵؛ تاویل الآیات الظاهرة، ص۵۲، جزائری، قصص الانبیاء، ص۴۲.</ref>.


==== حدیث نوزدهم ====
==== حدیث نوزدهم ====
{{متن حدیث|قال الصادق{{ع}}:  إن آدم لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئةَ كَانَتْ تَوْبِتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَق مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَهَا اللَّهُ}}<ref>تفسیر البرهان، ذیل آیه ۳۷ بقره</ref>.
{{متن حدیث|قال الصادق{{ع}}:  إن آدم لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئةَ كَانَتْ تَوْبِتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَق مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَهَا اللَّهُ}}؛ «امام صادق{{ع}} می‌فرمایند: وقتی آدم دچار [[خطا]] شد، توبه‌اش چنین بود: خدایا از تو درخواست می‌کنم که به حق محمد و آل محمد مرا ببخشی. خداوند نیز او را بخشید»<ref>تفسیر البرهان، ذیل آیه ۳۷ بقره.</ref>.


==== حدیث بیستم ====
==== حدیث بیستم ====
{{متن حدیث|قال أميرالمؤمنين{{ع}}- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ قَبْلَ أَنْ يَخْلُق السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيّ وَ اللَّوْحَ وَ الْقَلَمَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّار .. حتَّى أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ صلب عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الْمُطْلِبِ فَأَكْرَمَهُ بِسِتِّ كَرَامَاتِ اَلبَسَهُ قَمِيصَ الرَّضَا وَ رَدَّاهُ برداء الْهَيبَةِ وَ توجَّه بتاج الهداية وَ الْبَسَهُ سَرَاويلَ الْمَعْرِفَةِ وَ جَعَلَ تِكَّتهُ تِكَةَ الْمَحَبَةِ يَشْدُّ بِهَا سَرَاويلَهُ وَ جَعَلَ نَعْلَهُ نَعْلَ الْخَوْفِ وَ نَاوَلَهُ عَصَا الْمَنْزِلَةِ ثُمَّ قَالَ لَهُ: يَا مُحَمَّدُ اذْهَبَ إِلَى النَّاسِ فَقُلْ لَهُمْ: قُولُوا لَا لَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٍ رَسُولُ اللَّهِ، وَ كَانَ أَصْلُ ذَلِكَ الْقَمِيصِ مِنْ سِتةِ أَشْيَا قَامَتُهُ مِنَ الْيَاقُوتِ وَ كُمَّاهُ مِنَ اللَّوءلُوء وَ دِخْرِيصُهُ مِنَ الْبلَّوْرِ الْأَصْفَرِ وَ إِبْطَاهُ مِنَ الزَّبَرْجَدِ وَ جُرُبَّانُهُ مِنَ الْمَرْجَانِ الْأَحْمَرِ وَ جَيْبُهُ مِنْ نُورِ الرَّبِّ جَلَّ جَلَالُهُ فَقَبِلَ اللَّهِ تَوْبَةَ آدم بذلك القميص}}<ref>معانی الاخبار، صدوق، ص۳۰۶</ref>.<ref>برازش، تفسیر اهل بیت{{ع}}، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۹</ref>.
{{متن حدیث|قال أميرالمؤمنين{{ع}}- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ قَبْلَ أَنْ يَخْلُق السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيّ وَ اللَّوْحَ وَ الْقَلَمَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّار .. حتَّى أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ صلب عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الْمُطْلِبِ فَأَكْرَمَهُ بِسِتِّ كَرَامَاتِ اَلبَسَهُ قَمِيصَ الرَّضَا وَ رَدَّاهُ برداء الْهَيبَةِ وَ توجَّه بتاج الهداية وَ الْبَسَهُ سَرَاويلَ الْمَعْرِفَةِ وَ جَعَلَ تِكَّتهُ تِكَةَ الْمَحَبَةِ يَشْدُّ بِهَا سَرَاويلَهُ وَ جَعَلَ نَعْلَهُ نَعْلَ الْخَوْفِ وَ نَاوَلَهُ عَصَا الْمَنْزِلَةِ ثُمَّ قَالَ لَهُ: يَا مُحَمَّدُ اذْهَبَ إِلَى النَّاسِ فَقُلْ لَهُمْ: قُولُوا لَا لَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٍ رَسُولُ اللَّهِ، وَ كَانَ أَصْلُ ذَلِكَ الْقَمِيصِ مِنْ سِتةِ أَشْيَا قَامَتُهُ مِنَ الْيَاقُوتِ وَ كُمَّاهُ مِنَ اللَّوءلُوء وَ دِخْرِيصُهُ مِنَ الْبلَّوْرِ الْأَصْفَرِ وَ إِبْطَاهُ مِنَ الزَّبَرْجَدِ وَ جُرُبَّانُهُ مِنَ الْمَرْجَانِ الْأَحْمَرِ وَ جَيْبُهُ مِنْ نُورِ الرَّبِّ جَلَّ جَلَالُهُ فَقَبِلَ اللَّهِ تَوْبَةَ آدم بذلك القميص}}؛ «از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده که فرمود: [[خداوند تبارک و تعالی]] [[نور]] محمد را قبل از آنکه [[آسمان‌ها]]، [[زمین]]، [[عرش]]، [[کرسی]]، [[لوح]] و قلم، [[بهشت و جهنم]] را [[خلق]] کند، [[آفریده]] بود تا آنکه آن نور را در صلب [[عبد الله بن عبد المطلب]] قرار داد. پس با شش [[کرامت]] اکرامش فرمود: پیراهن [[رضا]] بر او پوشانید؛ ردای هیبت بر دوشش افکند، کلاه [[هدایت]] بر سرش نهاد، شلوارهای [[معرفت]] بر او پوشانید؛ بند آن را بند [[محبت]] قرار داد تا هر چه محکمتر بسته شود؛ نعلینش را [[خوف]] قرار داد و عصای [[منزلت]] به دستش داد. سپس [[خدای عزوجل]] به او فرمود: «به سوی [[مردم]] برو و به آنان بگو که بگویید: خدایی به جز [[خداوند]] نیست و محمد فرستاده اوست. مواد اصلی این پیراهن از شش چیز بود بدنه‌اش از یاقوت دو آستینش از لؤلؤ، لبه‌اش از بلور زرد، دو زیر بغلش از زبرجد، گریبانش از مرجان سرخ و یقه‌اش از [[نور]] [[پروردگار]] جل جلاله بود. پس خداوند[[ توبه]] [[آدم]] را به خاطر این پیراهن پذیرفت»<ref>معانی الاخبار، صدوق، ص۳۰۶.</ref>.<ref>[[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۹.</ref>.


=== [[احادیث عامه]] ===
=== احادیث عامه ===
[[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیث‌پژوهان و [[اندیشمندان]] مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «[[احمد بن محمد بن عبدالوهاب]] ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت می‌کند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ [[مناقب علی]] بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>.
[[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیث‌پژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «احمد بن محمد بن عبدالوهاب ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت می‌کند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ مناقب علی بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>.


همین [[حدیث]] را [[شیخ الإسلام حموینی]] به صورت زیر روایت کرده است: «استاد [[نیکوکار]] [[جمال الدین احمد بن محمد بن محمد]] معروف به [[مذکویه قزوینی]] و دیگران به صورت اجازه و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل می‌کند که پیامبر{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند [[آدم ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من [[فاطر]] هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین».
همین [[حدیث]] را [[شیخ الإسلام حموینی]] به صورت زیر روایت کرده است: «استاد [[نیکوکار]] جمال الدین احمد بن محمد بن محمد معروف به مذکویه قزوینی و دیگران به صورت اجازه و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل می‌کند که پیامبر{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نور سجده و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین».


به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای [[آدم]]، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] می‌دهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن».
به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای [[آدم]]، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] می‌دهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن».
خط ۱۲۱: خط ۸۴:
آنگاه [[پیامبر]] فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به [[خداوند]] حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.
آنگاه [[پیامبر]] فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به [[خداوند]] حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.


[[حموینی]] از [[اندیشمندان]] مشهور و مورد [[اعتماد]] سنیان است که [[رجالیان سنی]] بسیاری او را ستوده‌اند<ref>برای اطلاع از شرح حال وی ر.ک: الوافی بالوفیات، ج۶، ص۹۱ – ۹۲.</ref> [[ذهبی]] ضمن [[تجلیل]] از وی، به صراحت او را از [[اساتید]] و [[مشایخ]] خود در [[حدیث]] معرفی کرده است<ref>ر.ک: تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۵۰۵، ش۲۴.</ref>.
[[حموینی]] از اندیشمندان مشهور و مورد اعتماد سنیان است که رجالیان سنی بسیاری او را ستوده‌اند<ref>برای اطلاع از شرح حال وی ر.ک: الوافی بالوفیات، ج۶، ص۹۱ – ۹۲.</ref> [[ذهبی]] ضمن تجلیل از وی، به صراحت او را از اساتید و مشایخ خود در [[حدیث]] معرفی کرده است<ref>ر.ک: تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۵۰۵، ش۲۴.</ref>.


به غیر از حموینی، [[ابوالفتح نطنزی]] نیز در کتاب «[[الخصائص العلویه]]» این حدیث را [[روایت]] کرده است. [[سمعانی]] از اندیشمندان به نام [[سنی]] درباره بهره‌گیری و اخذ حدیث از ابوالفتح نطنزی می‌نویسد: «در [[سال ۲۱ هجری]] در [[مرو]] بر ما وارد شد و من نکته‌های نیکویی از [[ادب]] از او آموختم و از وی بهره جستم و از دریای [[دانش]] او برداشت کردم. سپس او را در همدان [[ملاقات]] کردم و پس از آن چندین بار در [[بغداد]] بر ما وارد شد. در مدتی که در آنجا بودم، با او ملاقات نمی‌کردم مگر اینکه از او حدیث می‌نوشتم و اقتباس می‌کردم... اخیرا نیز در مرو، این حدیث را از او شنیدم»<ref>الأنساب، ج۵، ص۵۰۵ – ۵۰۶.</ref>.
به غیر از حموینی، [[ابوالفتح نطنزی]] نیز در کتاب «[[الخصائص العلویه]]» این حدیث را [[روایت]] کرده است. [[سمعانی]] از اندیشمندان به نام [[سنی]] درباره بهره‌گیری و اخذ حدیث از ابوالفتح نطنزی می‌نویسد: «در سال ۲۱ هجری در مرو بر ما وارد شد و من نکته‌های نیکویی از [[ادب]] از او آموختم و از وی بهره جستم و از دریای [[دانش]] او برداشت کردم. سپس او را در همدان [[ملاقات]] کردم و پس از آن چندین بار در [[بغداد]] بر ما وارد شد. در مدتی که در آنجا بودم، با او ملاقات نمی‌کردم مگر اینکه از او حدیث می‌نوشتم و اقتباس می‌کردم... اخیرا نیز در مرو، این حدیث را از او شنیدم»<ref>الأنساب، ج۵، ص۵۰۵ – ۵۰۶.</ref>.


براساس این روایت، اهل بیت{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.
براساس این روایت، اهل بیت{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.


[[سیوطی]] نیز [[حدیث]] را به دو طریق [[روایت]] کرده است. وی در [[الدرالمنثور]] می‌نویسد: دیلمی در «[[مسند الفردوس]]» و به سند خود از علی{{ع}} روایت کرده است که فرمود: «از [[پیامبر]]{{صل}} درباره سخن [[خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ}} پرسیدم... (این [[حدیث]] را ذکر کرده تا این سخن [[خدای عزوجل]] که به [[آدم]] فرمود): پس بر تو باد به این کلمات. همانا [[خداوند]] [[توبه]] تو را پذیرفت و [[گناه]] تو را آمرزید. بگو: خداوندا، از تو می‌‌خواهم به [[حق]] [[محمد و آل محمد]]... پس اینان کلماتی هستند که آدم آموخت».
[[سیوطی]] نیز [[حدیث]] را به دو طریق [[روایت]] کرده است. وی در [[الدرالمنثور]] می‌نویسد: دیلمی در «مسند الفردوس» و به سند خود از علی{{ع}} روایت کرده است که فرمود: «از [[پیامبر]]{{صل}} درباره سخن [[خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ}} پرسیدم... (این [[حدیث]] را ذکر کرده تا این سخن [[خدای عزوجل]] که به [[آدم]] فرمود): پس بر تو باد به این کلمات. همانا [[خداوند]] [[توبه]] تو را پذیرفت و [[گناه]] تو را آمرزید. بگو: خداوندا، از تو می‌‌خواهم به [[حق]] محمد و آل محمد... پس اینان کلماتی هستند که آدم آموخت».


[[ابن نجار]] نیز از [[ابن عباس]] آورده که گفت: «از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند به حق محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین خواست که توبه‌اش را بپذیرد؛ پس خداوند توبه‌اش را پذیرفت»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ اَلنَبِیَ{{صل}} عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتَابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ، وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ،إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ ج۱، ص۶۰-۶۱. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۱.</ref>.
[[ابن نجار]] نیز از [[ابن عباس]] آورده که گفت: «از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند به حق محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین خواست که توبه‌اش را بپذیرد؛ پس خداوند توبه‌اش را پذیرفت»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ اَلنَبِیَ{{صل}} عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتَابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ، وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ،إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ ج۱، ص۶۰-۶۱. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۱.</ref>.


بنابراین روشن شد که حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عده‌ای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون:
بنابراین روشن شد که حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عده‌ای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون:
# [[رافعی]]؛
# رافعی؛
# [[ابن نجار]]؛
# [[ابن نجار]]؛
# [[دیلمی]]؛
# دیلمی؛
# [[نطنزی]]؛
# نطنزی؛
# [[حموینی]]؛
# [[حموینی]]؛
# [[سیوطی]] و دیگران.
# [[سیوطی]] و دیگران.


این [[حدیث شریف]] همچنین در کتب معتبر [[شیعه]] از [[امامان اهل بیت]]{{عم}} نیز روایت شده است<ref>برای اطلاع از این حدیث ر.ک: الخصال، ص۳۰۵، ح۸۴؛ معانی الأخبار، ص۱۲۶، ح۱؛ الکافی، ج۸، ص۳۰۴ ـ ۳۰۵، ح۴۷۲.</ref>، در نتیجه این حدیث در زمره احادیثی است که [[فریقین]] بر آن اتفاق دارند. افزون بر آن، محتوای حدیث نیز با [[احادیث صحیح]] دیگر کاملا سازگار است به طوری که در صدور آن هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰</ref>.
این [[حدیث شریف]] همچنین در کتب معتبر [[شیعه]] از [[امامان اهل بیت]]{{عم}} نیز روایت شده است<ref>برای اطلاع از این حدیث ر.ک: الخصال، ص۳۰۵، ح۸۴؛ معانی الأخبار، ص۱۲۶، ح۱؛ الکافی، ج۸، ص۳۰۴ ـ ۳۰۵، ح۴۷۲.</ref>، در نتیجه این حدیث در زمره احادیثی است که [[فریقین]] بر آن اتفاق دارند. افزون بر آن، محتوای حدیث نیز با احادیث صحیح دیگر کاملا سازگار است به طوری که در صدور آن هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>.


== دلالت آیه ==
== دلالت آیه ==
== [[افضلیت اهل بیت]]{{ع}} ==
=== [[افضلیت اهل بیت]]{{ع}} ===
بر اساس برخی نقل‌های [[حدیث]] [[توبه]] [[آدم]]{{ع}}، [[افضلیت]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} به ویژه [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر دیگر [[مخلوقات]] مشهود است. مانند روایتی که [[حموینی]] به صورت زیر از استاد خود [[مذکویه قزوینی]] و دیگران و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل کرده که [[پیامبر]]{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم [[ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]،[[ جهنم]]، عرش، [[کرسی]]،[[ آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من [[فاطر]] هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین». به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] می‌دهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.
بر اساس برخی نقل‌های [[حدیث]] [[توبه]] [[آدم]]{{ع}}، [[افضلیت]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} به ویژه [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر دیگر [[مخلوقات]] مشهود است. مانند روایتی که [[حموینی]] به صورت زیر از استاد خود مذکویه قزوینی و دیگران و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل کرده که [[پیامبر]]{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم [[ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نور سجده و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین». به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] می‌دهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.


روشن است که بر اساس این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به [[توسل]] به این بزرگواران توصیه فرموده است.
روشن است که بر اساس این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به [[توسل]] به این بزرگواران توصیه فرموده است.


با توجه به این [[حدیث]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر تمامی [[مخلوقات]] اعم از  
با توجه به این [[حدیث]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر تمامی [[مخلوقات]] اعم از: [[انبیا]] و اوصیای ایشان غیر از [[پیامبر اسلام]]{{صل}}؛ [[فرشتگان]]؛ تمامی [[جن]] و تمامی [[انسان‌ها]] [[برتری]] دارد<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>.
#[[انبیا]] و اوصیای ایشان غیر از [[پیامبر اسلام]]{{صل}}
#[[فرشتگان]]
#تمامی [[جن]]
# تمامی [[انسان‌ها]]
[[برتری]] دارد.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>.


=== [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ===
=== [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ===
[[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به ‌واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}[[ توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است.<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>.
[[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به ‌واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}[[ توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>.


بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به [[درگاه الهی]] باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال،[[ توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.</ref>.
بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال، [[توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۹-۲۰.</ref>.


=== [[عصمت اهل بیت]]{{ع}} ===
=== [[عصمت اهل بیت]]{{ع}} ===
بر اساس [[روایات]]، [[خدای متعال]] طریق [[توبه حضرت آدم]]{{ع}} از ترک اولایی که مرتکب شده بود را [[توسل]] به [[خمسه طیبه]] بیان کرد، حال می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر [[پذیرش توبه]] کسی که خود [[معصوم]] از [[گناهان]] است، مشروط به توسل به خمسه طیبه است، پس به طریق اولی، [[اهل بیت]]{{عم}} که مصداق خمسه طیبه هستند، در بالاترین درجه از [[عصمت]] قرار دارند. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>.
بر اساس [[روایات]]، [[خدای متعال]] طریق [[توبه حضرت آدم]]{{ع}} از ترک اولایی که مرتکب شده بود را [[توسل]] به [[خمسه طیبه]] بیان کرد، حال می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر پذیرش توبه کسی که خود [[معصوم]] از [[گناهان]] است، مشروط به توسل به خمسه طیبه است، پس به طریق اولی، [[اهل بیت]]{{عم}} که مصداق خمسه طیبه هستند، در بالاترین درجه از [[عصمت]] قرار دارند<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


=== جواز [[توسل به اهل بیت]]{{ع}} ===
=== جواز [[توسل به اهل بیت]]{{ع}} ===
این [[آیه]] یکی از بهترین [[ادله نقلی]] در جواز [[توسل به اهل بیت]]{{عم}} است.؛ چراکه خود [[خدای متعال]] طریق [[توبه]] از [[ترک اولی]] را به [[پیامبر]] خویش یعنی [[آدم]]{{ع}} [[آموزش]] داد و آن دستور به [[توسل]] به [[نور اهل بیت]]{{عم}} یعنی همان [[خمسه طیبه]] بود.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>.
این [[آیه]] یکی از بهترین [[ادله نقلی]] در جواز [[توسل به اهل بیت]]{{عم}} است؛ چراکه خود [[خدای متعال]] طریق [[توبه]] از [[ترک اولی]] را به [[پیامبر]] خویش یعنی [[آدم]]{{ع}} [[آموزش]] داد و آن دستور به [[توسل]] به نور اهل بیت{{عم}} یعنی همان [[خمسه طیبه]] بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


===[[ آفرینش]] [[نور اهل بیت]] قبل از [[حضرت آدم]] ===
=== [[آفرینش]] نور اهل بیت قبل از [[حضرت آدم]] ===
بر طبق آنچه در [[روایات شأن نزول]] این [[آیه]] وارد شده، خمسه طیبه‌ای که [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[نور]] آنها [[متوسل]] شده و [[توبه]] نمود، به صورت نورهایی بر [[عرش]] بودند که اگر چه از [[فرزندان آدم]] شمرده می‌شوند اما نورشان قبل از [[خلقت آدم]] [[آفریده]] شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از [[حموینی]] از [[ابوهریره]]، نقل شده آمده است: [[پیامبر]]{{صل}} بر ما [[حدیث]] کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] [[آدم ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، [[آدم]] به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور،[[ سجده]] و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من [[فاطر]] هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین».<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>.
بر طبق آنچه در روایات شأن نزول این [[آیه]] وارد شده، خمسه طیبه‌ای که [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[نور]] آنها [[متوسل]] شده و [[توبه]] نمود، به صورت نورهایی بر [[عرش]] بودند که اگر چه از [[فرزندان آدم]] شمرده می‌شوند اما نورشان قبل از [[خلقت آدم]] [[آفریده]] شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از [[حموینی]] از [[ابوهریره]]، نقل شده آمده است: [[پیامبر]]{{صل}} بر ما [[حدیث]] کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، [[آدم]] به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور، [[سجده]] و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین»<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#  
# [[پرونده:Jawahir-kalam-5.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|'''تفسیر اهل بیت''']]، ج۱
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۱٬۶۶۳

ویرایش