طهارت در عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مراتب طهارت==
== مراتب طهارت ==
انسانِ باطهارت محبوب [[حق‌تعالی]] است: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و خداوند پاکیزگان را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۱۰۸.</ref>. طهارت به معنای [[پاک]] بودن از آلودگی‌هاست و به دو مرتبه ظاهری و [[باطنی]] تقسیم می‌شود؛ از طهارت [[لباس]] و دهن گرفته تا طهارت [[خیال]] و سرّ که اگر تحقق یابند، سپس طهارتی با نام «طهارت خاصّه» نصیب [[انسان]] می‌شود. [[مراقبت]] بر طهارتِ صورت و ظاهر، مستلزم مزید [[رزق]] [[حسّی]] است و دوام بر طهارت [[ارواح]] و [[قلوب]] و [[باطن]]، روزی [[معنوی]] و عطایای [[الهی]] و [[رحمت رحیمی]]<ref>در «رحمت رحمانی» سفره حق عام است؛ بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست! همه بر سر این سفره نشسته‌اند. همه را آفریده و برایشان رزق و غذا و لوازم زندگی پدید آورده است؛ زیرا هر آن کس که دندان دهد، نان دهد؛ ولی رحمت رحیمی مربوط به خواص است. در رحمانی گدا را پدید می‌آورد و در رحیمی به گدایان بیشتر می‌دهد؛ {{متن قرآن|لَدَيْنَا مَزِيدٌ}} [«و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۳۵] دومی را بعد از راه افتادن می‌دهند و همراه با بیداری، مراقبت، طهارت و کسب و کار است و خون‌دل‌خوردن می‌خواهد و سرانجام موجب شرف و عزت دل می‌شود که {{متن قرآن|أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}} [«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹] پس رحمت رحیمی برای هر کسی تحقق نمی‌یابد؛ چنین نیست که مانند قرص یا کپسولی باشد که به دهن بگذارند و پس از بلع، انسان علوم و معارف را دریابد و ملکوت را ببیند. (حسن حسن‌زاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۹ و ۲۰۲ و ۲۳۵)</ref> و [[معارف]] و [[حقایق]] زلال الهی<ref>مرحوم طباطبائی از استادشان آقای قاضی نقل می‌کردند که در آن زمان که حمام‌های خزینه‌ای بود، برای پاکیزه کردن آب خزینه «جرم‌کش» داشتند و جناب حمامی برای تمیز کردن آب، جرم‌کش را به آب خزینه می‌زد و آب پاک می‌شد؛ ولی با این که تیرگی‌های آب از آن گرفته می‌شد، باز هم آب بو می‌داد. علت این بود که در گوشه و کنار چیزی مانده و جرم و کثافت هست و آب آن بویناک شده است. جرم‌کش بر کارش تداوم نداشت و نتوانست جرم را کامل بگیرد و آب به همین دلیل بوی بدی می‌دهد. در نفس انسانی نیز همین‌طور است؛ با ریاضت، توبه، ضجه و ناله‌های سحر صاف شده است؛ اما نفس اماره بالسوء می‌باشد؛ باز به وقتش می‌بینید که خیر! هنوز آن درنده‌خویی‌ها را دارد و پلنگ‌مآب است و در زوایای او چیزهایی وجود دارد که رهزن او شده است؛ ولی اگر دوام طهارت داشته باشد؛ به «دم علی الطهاره» گوش فرادهد و پیوسته مواظب باشد، بالاخره حقایق و معارفی زلال بر او افاضه می‌شود؛ اما تا به این مرحله نرسیده است، رنگ خاصی دارد و آلوده به سخنان دیگر است. (حسن حسن‌زاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۴۹۲، ۴۹۳)</ref> را به همراه دارد؛ چنان‌که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|دُمْ عَلَى الطَّهَارَةِ يُوَسِّعْ عَلَيْكَ فِي الرِّزْقِ}}<ref>پیوسته با طهارت باش تا روزی‌ات فراوان شود.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، هزارویک کلمه، ج۶، ص۳۵۵؛ همو، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۱۵۲-۱۵۳؛ همو، یازده رسالة فارسی، ص۴۳-۴۵؛ همو، شرح مصباح الانس، ص۲۳۴، ۲۳۵ و همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۰.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۳.</ref>
انسانِ باطهارت محبوب [[حق‌تعالی]] است: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و خداوند پاکیزگان را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۱۰۸.</ref>. طهارت به معنای [[پاک]] بودن از آلودگی‌هاست و به دو مرتبه ظاهری و [[باطنی]] تقسیم می‌شود؛ از طهارت [[لباس]] و دهن گرفته تا طهارت خیال و سرّ که اگر تحقق یابند، سپس طهارتی با نام «طهارت خاصّه» نصیب [[انسان]] می‌شود. [[مراقبت]] بر طهارتِ صورت و ظاهر، مستلزم مزید [[رزق]] [[حسّی]] است و دوام بر طهارت [[ارواح]] و [[قلوب]] و [[باطن]]، روزی [[معنوی]] و عطایای [[الهی]] و رحمت رحیمی<ref>در «رحمت رحمانی» سفره حق عام است؛ بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست! همه بر سر این سفره نشسته‌اند. همه را آفریده و برایشان رزق و غذا و لوازم زندگی پدید آورده است؛ زیرا هر آن کس که دندان دهد، نان دهد؛ ولی رحمت رحیمی مربوط به خواص است. در رحمانی گدا را پدید می‌آورد و در رحیمی به گدایان بیشتر می‌دهد؛ {{متن قرآن|لَدَيْنَا مَزِيدٌ}} [«و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۳۵] دومی را بعد از راه افتادن می‌دهند و همراه با بیداری، مراقبت، طهارت و کسب و کار است و خون‌دل‌خوردن می‌خواهد و سرانجام موجب شرف و عزت دل می‌شود که {{متن قرآن|أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}} [«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹] پس رحمت رحیمی برای هر کسی تحقق نمی‌یابد؛ چنین نیست که مانند قرص یا کپسولی باشد که به دهن بگذارند و پس از بلع، انسان علوم و معارف را دریابد و ملکوت را ببیند. (حسن حسن‌زاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۹ و ۲۰۲ و ۲۳۵)</ref> و معارف و [[حقایق]] زلال الهی<ref>مرحوم طباطبائی از استادشان آقای قاضی نقل می‌کردند که در آن زمان که حمام‌های خزینه‌ای بود، برای پاکیزه کردن آب خزینه «جرم‌کش» داشتند و جناب حمامی برای تمیز کردن آب، جرم‌کش را به آب خزینه می‌زد و آب پاک می‌شد؛ ولی با این که تیرگی‌های آب از آن گرفته می‌شد، باز هم آب بو می‌داد. علت این بود که در گوشه و کنار چیزی مانده و جرم و کثافت هست و آب آن بویناک شده است. جرم‌کش بر کارش تداوم نداشت و نتوانست جرم را کامل بگیرد و آب به همین دلیل بوی بدی می‌دهد. در نفس انسانی نیز همین‌طور است؛ با ریاضت، توبه، ضجه و ناله‌های سحر صاف شده است؛ اما نفس اماره بالسوء می‌باشد؛ باز به وقتش می‌بینید که خیر! هنوز آن درنده‌خویی‌ها را دارد و پلنگ‌مآب است و در زوایای او چیزهایی وجود دارد که رهزن او شده است؛ ولی اگر دوام طهارت داشته باشد؛ به «دم علی الطهاره» گوش فرادهد و پیوسته مواظب باشد، بالاخره حقایق و معارفی زلال بر او افاضه می‌شود؛ اما تا به این مرحله نرسیده است، رنگ خاصی دارد و آلوده به سخنان دیگر است. (حسن حسن‌زاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۴۹۲، ۴۹۳)</ref> را به همراه دارد؛ چنان‌که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|دُمْ عَلَى الطَّهَارَةِ يُوَسِّعْ عَلَيْكَ فِي الرِّزْقِ}}<ref>پیوسته با طهارت باش تا روزی‌ات فراوان شود.</ref>.<ref>حسن حسن‌زاده آملی، هزارویک کلمه، ج۶، ص۳۵۵؛ همو، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۱۵۲-۱۵۳؛ همو، یازده رسالة فارسی، ص۴۳-۴۵؛ همو، شرح مصباح الانس، ص۲۳۴، ۲۳۵ و همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۰.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۳.</ref>
 
=== طهارت ظاهری ===
طهارت ظاهری همان تجلیه است که اولین مرتبه از قوای عملی نفس بود. طهارت ظاهری یعنی طهارت [[لباس]] و بدن و اعضا، به خصوص لسان. طهارت اعضا یعنی رها نکردن آنها در تصرفات خارج از دایره [[اعتدال]] که به حسب [[شرع]] و [[عقل]] معلوم است. [[ادب]] ظاهر اقتضا می‌کند که [[انسان]] در [[مقام]] [[مناجات]] و [[نماز]]، بدن و لباس خود را [[پاکیزه]] کند. انسان در طهارت ظاهری، بدن را تحت [[انقیاد]] و [[اطاعت]] [[احکام شرع]] قرار می‌دهد و آنها را از انجام منهیّات [[شرعی]] دور می‌دارد تا [[پاکی]] صوری و طهارت در بدن نمایان شود و در نفس هم رفته‌رفته [[خوی]] انقیاد و ملکه [[تسلیم]] تحقق یابد. برای حصول این مرتبه از [[طهارت]]، [[علم]] فقه جعفری کافی است. درواقع «[[فقه]]»، مقدمه [[تهذیب اخلاق]]، و «تهذیب اخلاق»، مقدمه [[توحید]] است.


===طهارت ظاهری===
طهارت ظاهری همان [[تجلیه]] است که اولین مرتبه از قوای عملی نفس بود. طهارت ظاهری یعنی طهارت [[لباس]] و بدن و اعضا، به خصوص لسان. طهارت اعضا یعنی رها نکردن آنها در تصرفات خارج از دایره [[اعتدال]] که به حسب [[شرع]] و [[عقل]] معلوم است. [[ادب]] ظاهر اقتضا می‌کند که [[انسان]] در [[مقام]] [[مناجات]] و [[نماز]]، بدن و لباس خود را [[پاکیزه]] کند. انسان در طهارت ظاهری، بدن را تحت [[انقیاد]] و [[اطاعت]] [[احکام شرع]] قرار می‌دهد و آنها را از انجام منهیّات [[شرعی]] دور می‌دارد تا [[پاکی]] صوری و طهارت در بدن نمایان شود و در نفس هم رفته‌رفته [[خوی]] انقیاد و [[ملکه]] [[تسلیم]] تحقق یابد. برای حصول این مرتبه از [[طهارت]]، [[علم]] [[فقه جعفری]] کافی است. درواقع «[[فقه]]»، مقدمه [[تهذیب اخلاق]]، و «تهذیب اخلاق»، مقدمه [[توحید]] است.
همان‌طور که طهارت دو مرتبه ظاهری و [[باطنی]] دارد، [[قرآن]] نیز دو مرتبه ظاهر و [[باطن]] دارد و برای نائل شدن به هر مرتبه از قرآن، طهارت مخصوص آن مرتبه نیاز است<ref>چگونه مس کنی اسرار هستی *** که از پا تا سرت آلوده هستی
همان‌طور که طهارت دو مرتبه ظاهری و [[باطنی]] دارد، [[قرآن]] نیز دو مرتبه ظاهر و [[باطن]] دارد و برای نائل شدن به هر مرتبه از قرآن، طهارت مخصوص آن مرتبه نیاز است<ref>چگونه مس کنی اسرار هستی *** که از پا تا سرت آلوده هستی
طهارت بایدت در مسّ فرقان*** چه پنداری تو اندر مسّ قرآن؟
طهارت بایدت در مسّ فرقان*** چه پنداری تو اندر مسّ قرآن؟
طهارت چون کسی را گشت حاصل *** جواز مسّ فرقان راست نائل
طهارت چون کسی را گشت حاصل *** جواز مسّ فرقان راست نائل
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۳)</ref>. با توجه به [[آیه]]: {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۹.</ref>، مسّ [[ظاهر قرآن]] مشروط به [[طهارت ظاهری]] است.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۴.</ref>
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۳)</ref>. با توجه به [[آیه]]: {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۹.</ref>، مسّ ظاهر قرآن مشروط به طهارت ظاهری است<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۴.</ref>.


===طهارت باطنی===
=== طهارت باطنی ===
طهارت باطنی را می‌توان با [[تخلیه]] و [[تحلیه]] یکی دانست. این طهارت عبارت است از [[تطهیر]] [[خیال]]، [[ذهن]]، [[عقل]]، [[قلب]] و [[جان]] و سرّ از [[خصلت‌های ناپسند]] و خوهای [[پلید]] و [[اعتقادات]] فاسدی که مانع [[قرب]] می‌شود. برای مسّ معنا و [[باطن قرآن]] نیاز به طهارت باطنی است<ref>برای مسّ معنی و عبارت *** طهارت بایدت اندر طهارت
طهارت باطنی را می‌توان با تخلیه و تحلیه یکی دانست. این طهارت عبارت است از تطهیر خیال، ذهن، [[عقل]]، [[قلب]] و [[جان]] و سرّ از خصلت‌های ناپسند و خوهای [[پلید]] و [[اعتقادات]] فاسدی که مانع [[قرب]] می‌شود. برای مسّ معنا و باطن قرآن نیاز به طهارت باطنی است<ref>برای مسّ معنی و عبارت *** طهارت بایدت اندر طهارت
بباید جملگی از مغز تا پوست *** طهارت یابی از هرچه جز از دوست
بباید جملگی از مغز تا پوست *** طهارت یابی از هرچه جز از دوست
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۴)
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۴)
در این بیت مراد از مغز، باطن است و مراد از پوست، ظاهر.</ref>. طهارت باطنی ارزشی والاتر نسبت به طهارت ظاهری دارد؛ زیرا [[خدای متعال]] به [[قلوب]] نظر می‌کند، نه به قوالب. پس [[سالک]] در تطهیر بدن و نفس می‌کوشد و برای طهارت حواس، آنها را یله و رها نمی‌سازد و [[حواس ظاهری]] و باطنی را در تحت [[تصرف]] عقل درمی‌آورد؛ چراکه عقل [[بهشت]] است و [[سرشت]] آن رفتن به سوی [[محاسن]]. اگر حواس رها باشند، هفت در جهنمند و اگر تحت [[تدبیر]] عقل باشند، این هفت [[حس]] به انضمام عقل، هشت در بهشت می‌شوند و [[انسان]] خودش را باطهارت و بهشت می‌سازد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۳۸۷، ۳۸۸؛ همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۰-۵۲ و همو، نامه‌ها بر نامه‌ها، ص۷۷.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۵.</ref>
در این بیت مراد از مغز، باطن است و مراد از پوست، ظاهر.</ref>. طهارت باطنی ارزشی والاتر نسبت به طهارت ظاهری دارد؛ زیرا [[خدای متعال]] به [[قلوب]] نظر می‌کند، نه به قوالب. پس [[سالک]] در تطهیر بدن و نفس می‌کوشد و برای طهارت حواس، آنها را یله و رها نمی‌سازد و [[حواس ظاهری]] و باطنی را در تحت تصرف عقل درمی‌آورد؛ چراکه عقل [[بهشت]] است و [[سرشت]] آن رفتن به سوی محاسن. اگر حواس رها باشند، هفت در جهنمند و اگر تحت [[تدبیر]] عقل باشند، این هفت [[حس]] به انضمام عقل، هشت در بهشت می‌شوند و [[انسان]] خودش را باطهارت و بهشت می‌سازد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۳۸۷، ۳۸۸؛ همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۰-۵۲ و همو، نامه‌ها بر نامه‌ها، ص۷۷.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۵.</ref>
 
=== طهارت خاصّه ===
بالاترین مرتبه طهارت یا [[طهارت]] خاصّه انسان، پس از گذشتن او از طهارت ظاهری و [[باطنی]] و به اندازه بهره‌مندی از تجلی ذاتی [[حق]] حاصل می‌گردد و به اتصال با حق می‌انجامد و [[حقّ]] به قدر نیستی [[انسان]] ظاهر می‌شود<ref>حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز *** خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود</ref>.
 
تجلی ذاتی که در موطن [[دل]] فرود می‌آید، طاهر از همه علایق است و باعث می‌شود [[عارف]] کامل به هر مقامی که می‌رود، دیگر تعلقات و [[حجاب]] دامن‌گیر او نباشد. کاملان از این تجلی و شراب طهور الهی<ref>از امام صادق{{ع}} روایت است که در تفسیری انفسی و عرفانی از آیه {{متن قرآن|وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}} [«و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱] می‌فرماید: {{متن حدیث|يُطَهِّرُهُمْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سِوَى اللَّهِ إِذْ لَا طَاهِرَ مِنْ تَدَنُّسٍ بِشَيْءٍ مِنَ الْأَكْوَانِ إِلَّا اللَّهُ}}؛ «خداوند ایشان را از همه اشیاء جز خدا پاک می‌گرداند؛ زیرا هرکس به چیزی از عالم جز خدا آلوده باشد، پاکیزه نیست».


===طهارت خاصّه===
بالاترین مرتبه طهارت یا [[طهارت]] خاصّه انسان، پس از گذشتن او از طهارت ظاهری و [[باطنی]] و به اندازه بهره‌مندی از [[تجلی ذاتی]] [[حق]] حاصل می‌گردد و به اتصال با حق می‌انجامد و [[حقّ]] به قدر نیستی [[انسان]] ظاهر می‌شود<ref>حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز *** خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود</ref>.
تجلی ذاتی که در موطن [[دل]] فرود می‌آید، طاهر از همه علایق است و باعث می‌شود [[عارف]] کامل به هر مقامی که می‌رود، دیگر تعلقات و [[حجاب]] دامن‌گیر او نباشد. کاملان از این تجلی و [[شراب طهور]] الهی<ref>از امام صادق{{ع}} روایت است که در تفسیری انفسی و عرفانی از آیه {{متن قرآن|وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}} [«و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱] می‌فرماید: {{متن حدیث|يُطَهِّرُهُمْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سِوَى اللَّهِ إِذْ لَا طَاهِرَ مِنْ تَدَنُّسٍ بِشَيْءٍ مِنَ الْأَكْوَانِ إِلَّا اللَّهُ}}؛ «خداوند ایشان را از همه اشیاء جز خدا پاک می‌گرداند؛ زیرا هرکس به چیزی از عالم جز خدا آلوده باشد، پاکیزه نیست».
«طاهر» به معنای «پاک» است و طهور به معنای «پاک کننده». آب مضاف ممکن است که طاهر و پاک باشد؛ اما مسلماً طهور و پاک کننده نیست؛ در حالی که آب مطلق هم طاهر و پاک است و هم طهور و پاک کننده. شراب طهور الهی نیز علاوه بر این که پاک است، پاک کننده نیز هست. این شراب ابرار را از چه چیز تطهیر می‌کند؟ امام{{ع}} فرمود: «از هرچه که جز خداست»؛ از این‌رو صاحب عزم و اراده با شوق و امید می‌گوید:
«طاهر» به معنای «پاک» است و طهور به معنای «پاک کننده». آب مضاف ممکن است که طاهر و پاک باشد؛ اما مسلماً طهور و پاک کننده نیست؛ در حالی که آب مطلق هم طاهر و پاک است و هم طهور و پاک کننده. شراب طهور الهی نیز علاوه بر این که پاک است، پاک کننده نیز هست. این شراب ابرار را از چه چیز تطهیر می‌کند؟ امام{{ع}} فرمود: «از هرچه که جز خداست»؛ از این‌رو صاحب عزم و اراده با شوق و امید می‌گوید:
مرا تا جان بود در تن بکوشم *** مگر از جام او یک جرعه نوشم
مرا تا جان بود در تن بکوشم *** مگر از جام او یک جرعه نوشم
خط ۳۵: خط ۳۸:
«سقاهم ربهم» چبود بیندیش *** «طهورا» چیست؟ صافی گشتن از خویش  
«سقاهم ربهم» چبود بیندیش *** «طهورا» چیست؟ صافی گشتن از خویش  
زهی شربت زهی لذت زهی ذوق *** زهی دولت زهی حیرت زهی شوق
زهی شربت زهی لذت زهی ذوق *** زهی دولت زهی حیرت زهی شوق
خلاصه: این شرابِ طهور، انسان را از ماسوی الله شست‌وشو می‌دهد. (حسن حسن‌زاده آملی، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۴-۵۶)</ref> بهره دارند و با حضور تام، در [[شهود]] و لقا و {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> به سر می‌برند و {{متن حدیث|مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ}}<ref>«من کسی نیستم که پروردگارِ ندیده را بپرستم» (بحار الانوار، ج۴، ص۴۴)</ref> می‌گویند. پس مراد از [[طهارت]] خاصّه [[انسان]] [[فنای در توحید]] است؛ رفته‌رفته انسان در این طهارت از [[افعال]] و صفات و [[ذات]] فانی می‌شود و به زلالی و صافی می‌رسد و به [[تجلی ذاتی]] نائل می‌گردد؛ همه از دست او راحت می‌شوند و او [[زندگی]] [[خوشی]] را در پی خواهد گرفت. در این طهارت است که انسان بر [[عالم شهود]] [[آگاهی]] می‌یابد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۴۳-۴۵؛ همو، شرح مصباح الانس، ص۴۱۶، ۴۱۷ و ۶۳۵، ۶۳۶ و همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۲-۵۷.</ref> و [[قرآن]] را نه تنها مسّ، بلکه [[تعقّل]] می‌کند و [[انسانی]] [[قرآنی]] می‌شود<ref>سالک باید یک انسان قرآنی بشود و {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}} در حقش صادق آید؛ بدن، زبان، چشم، گوش و خیالش را مسّ نکند مگر مطهَّر تا آثار مظاهر و باطن و قلم و افکارش قوی بشود. باید بداند که در حقیقت آنچه می‌شنود، مسّ می‌کند؛ آنچه می‌گوید نیز این‌چنین است؛ آنچه می‌خورد هم مسّ می‌کند و همه انحای ادراکات او ممسوس اوست و تمام احوال و نیّات و شئون و اطوار او ممسوس اوست. خلاصه از مرحله بدن گرفته تا خیال و عقل، همه باید طهارت داشته باشند تا انسانِ قرآنی بشود؛ باید با اراده‌ای قوی تصمیم بگیرد که حرف یاوه و دروغ، ولو به شوخی نگوید؛ فکر غلط و خیال باطل و اباطیل نداشته باشد و طوری باشد که ظاهر او، خیال او، فکر او، خوراک او، ابصار او، استماع او و هر آنچه وابسته به اوست، قرآنی شود و در نهایت خود او انسانی قرآنی گردد. (حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، بخش اول، ص۵۵۴؛ همو، دروس شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، بخش دوم، ص۸۸۳ و همو، رساله نور علی، نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۶۴)
خلاصه: این شرابِ طهور، انسان را از ماسوی الله شست‌وشو می‌دهد. (حسن حسن‌زاده آملی، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۴-۵۶)</ref> بهره دارند و با حضور تام، در [[شهود]] و لقا و {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> به سر می‌برند و {{متن حدیث|مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ}}<ref>«من کسی نیستم که پروردگارِ ندیده را بپرستم» (بحار الانوار، ج۴، ص۴۴)</ref> می‌گویند. پس مراد از [[طهارت]] خاصّه [[انسان]] فنای در توحید است؛ رفته‌رفته انسان در این طهارت از [[افعال]] و صفات و ذات فانی می‌شود و به زلالی و صافی می‌رسد و به تجلی ذاتی نائل می‌گردد؛ همه از دست او راحت می‌شوند و او [[زندگی]] [[خوشی]] را در پی خواهد گرفت. در این طهارت است که انسان بر [[عالم شهود]] [[آگاهی]] می‌یابد<ref>حسن حسن‌زاده آملی، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۴۳-۴۵؛ همو، شرح مصباح الانس، ص۴۱۶، ۴۱۷ و ۶۳۵، ۶۳۶ و همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۲-۵۷.</ref> و [[قرآن]] را نه تنها مسّ، بلکه تعقّل می‌کند و [[انسانی]] [[قرآنی]] می‌شود<ref>سالک باید یک انسان قرآنی بشود و {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}} در حقش صادق آید؛ بدن، زبان، چشم، گوش و خیالش را مسّ نکند مگر مطهَّر تا آثار مظاهر و باطن و قلم و افکارش قوی بشود. باید بداند که در حقیقت آنچه می‌شنود، مسّ می‌کند؛ آنچه می‌گوید نیز این‌چنین است؛ آنچه می‌خورد هم مسّ می‌کند و همه انحای ادراکات او ممسوس اوست و تمام احوال و نیّات و شئون و اطوار او ممسوس اوست. خلاصه از مرحله بدن گرفته تا خیال و عقل، همه باید طهارت داشته باشند تا انسانِ قرآنی بشود؛ باید با اراده‌ای قوی تصمیم بگیرد که حرف یاوه و دروغ، ولو به شوخی نگوید؛ فکر غلط و خیال باطل و اباطیل نداشته باشد و طوری باشد که ظاهر او، خیال او، فکر او، خوراک او، ابصار او، استماع او و هر آنچه وابسته به اوست، قرآنی شود و در نهایت خود او انسانی قرآنی گردد. (حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، بخش اول، ص۵۵۴؛ همو، دروس شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، بخش دوم، ص۸۸۳ و همو، رساله نور علی، نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۶۴)
ولی در لفظ مس بنما تأمّل *** که یابی فرق او را با تعقّل
ولی در لفظ مس بنما تأمّل *** که یابی فرق او را با تعقّل
چو مس آمد به معنی بسودن *** بسودن هست مانند نمودن
چو مس آمد به معنی بسودن *** بسودن هست مانند نمودن
خط ۴۳: خط ۴۶:
خطر آرد کز آن نبود رهایی *** که سر بر آورد از کبریایی
خطر آرد کز آن نبود رهایی *** که سر بر آورد از کبریایی
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۳، ۴۹۴)</ref> و به [[حق]] راه می‌یابد.
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۳، ۴۹۴)</ref> و به [[حق]] راه می‌یابد.
چراکه [[آیات قرآن]] پله‌ها و درجات [[عروج]] [[انسان]] به سوی [[جمال]] و [[جلال]] مطلق و منبع [[آب حیات]] است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}} «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ انسان باید این آب حیات را بنوشد تا شکوفا شود و به [[سعادت ابدی]] برسد؛ با [[نوشیدن]] این آب حیات، [[اسماء الله]] [[تکوینی]] در او پیاده می‌شود؛ خودش می‌شود [[اسماء اللّه]]؛ نه‌تنها به مفاهیم [[اسماء]] [[آگاهی]] می‌یابد، بلکه آن [[حقایق]] را می‌یابد، می‌چشد، [[لمس]] می‌کند و دارا می‌شود<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مجموعه مقالات، ص۱۶۸-۱۷۱.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۶.</ref>
چراکه [[آیات قرآن]] پله‌ها و درجات عروج [[انسان]] به سوی [[جمال]] و جلال مطلق و منبع آب حیات است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}} «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ انسان باید این آب حیات را بنوشد تا شکوفا شود و به [[سعادت ابدی]] برسد؛ با [[نوشیدن]] این آب حیات، [[اسماء الله]] [[تکوینی]] در او پیاده می‌شود؛ خودش می‌شود [[اسماء اللّه]]؛ نه‌تنها به مفاهیم [[اسماء]] [[آگاهی]] می‌یابد، بلکه آن [[حقایق]] را می‌یابد، می‌چشد، لمس می‌کند و دارا می‌شود<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مجموعه مقالات، ص۱۶۸-۱۷۱.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۲۶۶ ـ ۲۶۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۳: خط ۵۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[رده:طهارت]]
[[رده:طهارت]]
۱۳۱٬۴۵۱

ویرایش