←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = آیه سقایة الحاج | | موضوع مرتبط = آیه سقایة الحاج | ||
| عنوان مدخل = آیه سقایة الحاج | | عنوان مدخل = آیه سقایة الحاج | ||
| مداخل مرتبط = [[آیه سقایة الحاج در حدیث]] | | مداخل مرتبط = [[آیه سقایة الحاج در حدیث]] - [[آیه سقایة الحاج در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه سقایة الحاج از دیدگاه اهل سنت]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''آیه سقایة الحاج''' از جمله آیاتی است که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن، بر [[افضلیت]] و در نتیجه خلافت بلافصل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد. براساس احادیث [[تفسیری]] ذیل آیه که در متون معتبر فریقین و توسط محدثان و [[مفسران]] نامدار و مورد اعتماد [[روایت]] شده، این آیه در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نازل شده است. هنگامی که طلحة بن شیبه و [[عباس بن عبدالمطلب]] با یکدیگر [[تفاخر]] میکردند و یکی سقایت و آب رسانی به حجاج را نشانه [[برتری]] خود معرفی میکرد و دیگری کلید داری و تعمیر [[مسجد الحرام]] را [[فضیلت]] بالاتری میدانست. امیرالمؤمنین{{ع}} با اشاره به [[ایمان]]، [[هجرت]] و [[جهاد]] خود در [[راه خدا]] افضلیت خویش را یادآور میشوند. در این هنگام [[خداوند سبحان]] در [[تأیید]] [[ولیّ]] خود، این آیات را نازل فرمود. | |||
== متن آیه == | == متن آیه == | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
علی{{ع}} که از کنار آنها عبور میکرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از [[سلام]] و ادای [[احترام]]، [[اجازه]] خواست سخنی بگوید، اجازه [[سخن]] داده شد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما [[ایمان]] آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه [[هجرت]] کردم و در [[راه خدا]] با [[مال]] و جانم [[جهاد]] نمودم! و شما و امثال شما، به [[برکت]] جهاد من و امثال من [[مسلمان]] شدید و [[اسلام]] را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} یا {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} نیست، بلکه «[[ایمان به خدا]]» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است. | علی{{ع}} که از کنار آنها عبور میکرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از [[سلام]] و ادای [[احترام]]، [[اجازه]] خواست سخنی بگوید، اجازه [[سخن]] داده شد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما [[ایمان]] آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه [[هجرت]] کردم و در [[راه خدا]] با [[مال]] و جانم [[جهاد]] نمودم! و شما و امثال شما، به [[برکت]] جهاد من و امثال من [[مسلمان]] شدید و [[اسلام]] را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} یا {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} نیست، بلکه «[[ایمان به خدا]]» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است. | ||
عبّاس عموی پیامبر و علی{{ع}}، با شنیدن این سخن [[خشمگین]] و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم | عبّاس عموی پیامبر و علی{{ع}}، با شنیدن این سخن [[خشمگین]] و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم{{صل}} رسید و ماجرا را برای آن حضرت بیان نمود و از علی [[شکایت]] کرد، که وی مقام و موقعیّت مرا زیر سؤال برده است. | ||
[[پیامبر]] شخصی را به دنبال علی{{ع}} فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر{{صل}} رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفتهای که عمویت عبّاس را عصبانی کردهای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفتهام، عمویم از سخن [[حقّ]] من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و [[تمجید]] از خود نبودم، بلکه میخواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی{{ع}} را [[تأیید]] کرد<ref>شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۲۹-۳۲۰.</ref> | [[پیامبر]] شخصی را به دنبال علی{{ع}} فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر{{صل}} رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفتهای که عمویت عبّاس را عصبانی کردهای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفتهام، عمویم از سخن [[حقّ]] من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و [[تمجید]] از خود نبودم، بلکه میخواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی{{ع}} را [[تأیید]] کرد<ref>شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۲۹-۳۲۰.</ref> | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
== [[احادیث]] مرتبط با آیه == | == [[احادیث]] مرتبط با آیه == | ||
=== | === احادیث شیعه === | ||
[[احادیث]] متعددی در منابع معتبر [[حدیثی]] و [[تفسیری]] [[امامیه]] در [[تفسیر]] این [[آیات]] وارد شده که ضمن بیان نزول این آیات در شان [[امام]] امیرالمومین{{ع}}، بر [[افضلیت]] و به تبع امت و خلافت بلافصل آن حضرت دلالت دارند. در این بخش برخی از آن احادیث را نقل مینماییم. | [[احادیث]] متعددی در منابع معتبر [[حدیثی]] و [[تفسیری]] [[امامیه]] در [[تفسیر]] این [[آیات]] وارد شده که ضمن بیان نزول این آیات در شان [[امام]] امیرالمومین{{ع}}، بر [[افضلیت]] و به تبع امت و خلافت بلافصل آن حضرت دلالت دارند. در این بخش برخی از آن احادیث را نقل مینماییم. | ||
==== حدیث اول ==== | ==== حدیث اول ==== | ||
{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْن كَعْب القُرْظِي قال: اقْتَخَرَ شَيْبَةُ بن أبي طَلْحَةَ وَ رَجُلُ ذَكَرَ اسْمَهُ وَ عَلَى بن أبي طالب{{ع}}. فَقَالَ شَيْبَةُ بنُ أَبِي طَلْحَةَ: مَعِي مِفْتَاحُ الْبَيْتِ وَلَوْ اَشَاءُ بِتُّ فِيهِ وَ قَالَ ذلك الرَّجُلُ: أَنَا صَاحِبُ السَّقايَةِ وَ لَوْ أَشَاءَ بِتُّ فِي الْمَسْجِدِ وَ قَالَ عَلَى{{ع}}: مَا أَدْرِي مَا تَقُولَانِ قَدْ صَلَّيْتُ إِلَى الْقِبْلَةِ قَبْلَ النَّاسِ وَأَنَا صَاحِبُ الْجِهَادِ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ}}}}؛ «[[محمد بن کعب]] قُرظی گوید: روزی | {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْن كَعْب القُرْظِي قال: اقْتَخَرَ شَيْبَةُ بن أبي طَلْحَةَ وَ رَجُلُ ذَكَرَ اسْمَهُ وَ عَلَى بن أبي طالب{{ع}}. فَقَالَ شَيْبَةُ بنُ أَبِي طَلْحَةَ: مَعِي مِفْتَاحُ الْبَيْتِ وَلَوْ اَشَاءُ بِتُّ فِيهِ وَ قَالَ ذلك الرَّجُلُ: أَنَا صَاحِبُ السَّقايَةِ وَ لَوْ أَشَاءَ بِتُّ فِي الْمَسْجِدِ وَ قَالَ عَلَى{{ع}}: مَا أَدْرِي مَا تَقُولَانِ قَدْ صَلَّيْتُ إِلَى الْقِبْلَةِ قَبْلَ النَّاسِ وَأَنَا صَاحِبُ الْجِهَادِ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ}}}}؛ «[[محمد بن کعب]] قُرظی گوید: روزی شیبة بن ابی طلحه و مردی دیگر و امیرالمؤمنين{{ع}} با یکدیگر [[تفاخر]] میکردند، شیبه میگفت: «من تعمیر کننده [[مسجد الحرام]] و کلید دار [[خانه خدا]] هستم». عباس میگفت: «من صاحب منصب سقایی حاجيانم» علی{{ع}} میگفت: «من نمیدانم شما چه میگویید، من قبل از همه به سوی [[قبله]] به [[نماز]] ایستادم و من صاحب [[جهاد در راه خدا]] هستم، در همین رابطه بود که [[آیه]] {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ}}، نازل شد»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۷.</ref>. | ||
==== حدیث دوم ==== | ==== حدیث دوم ==== | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۰۴: | ||
{{فضائل اهل بیت}} | {{فضائل اهل بیت}} | ||
[[رده: | [[رده:آیه سقایة الحاج]] | ||