|
|
| (۳۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[فروردین]]|روز=[[15]]|سال=[[1405]]|کاربر=فرقانی}}
| |
| {{مدخل مرتبط | | {{مدخل مرتبط |
| | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = [[آیه فتلقی آدم در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه فتلقی آدم از دیدگاه اهل سنت]] | | | مداخل مرتبط = [[آیه فتلقی آدم در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه فتلقی آدم در حدیث]] - [[آیه فتلقی آدم از دیدگاه اهل سنت]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
| {{جعبه اطلاعات آیات نامدار | | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار |
| | نام آیه = آیه فتلقی آدم | | | نام آیه = آیه فتلقی آدم |
| | نام تصویر = | | | نام تصویر = آیه 37 سوره بقره.jpg |
| | توضیح تصویر = | | | توضیح تصویر = |
| | متن آیه = فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ | | | متن آیه = |
| | معنی آیه = آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است | | | معنی آیه = آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است |
| | شماره آیه = ۳۷ | | | شماره آیه = ۳۷ |
| خط ۲۱: |
خط ۲۰: |
| | نتایج آیه = | | | نتایج آیه = |
| }} | | }} |
| [[آیه توبه حضرت آدم]]{{ع}}، {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref> آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]]، [[افضلیت]] و [[عصمت اهل بیت]]{{عم}} و از جمله [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که در آن [[خداوند]] طریقه [[توبه]] را به حضرت آدم{{ع}} پس از [[هبوط]] [[آموزش]] داده است. بر اساس این [[آیه]] حضرت آدم{{ع}} پس از ارتکاب یک [[ترک اولی]]، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست [[بخشش]] کرده است. از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی شده است. در روایاتی که از [[امامان شیعه]] نقل شده منظور از کلمات، [[پنج تن آل عبا]] دانسته شده که حضرت آدم با [[توسل]] به آنها، از خداوند [[طلب]] بخشش کرده است.
| |
|
| |
|
| به نظر [[مفسران]]، طبق این آیه در صورتی که توبه را به [[انسان]] نسبت دهند، به معنای [[بازگشت از گناه]] است و اگر توبه را به [[خدا]] نسبت دهند، به معنای بازگشت به [[رحمت]] است.
| | آیه توبه حضرت آدم{{ع}}، آیه ۳۷ [[سوره بقره]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]]، [[افضلیت]] و [[عصمت اهل بیت]]{{عم}} و از جمله [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که در آن [[خداوند]] طریقه [[توبه]] را به حضرت آدم{{ع}} پس از هبوط [[آموزش]] داده است. بر اساس این [[آیه]] حضرت آدم{{ع}} پس از ارتکاب یک [[ترک اولی]]، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست [[بخشش]] کرده است. از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی شده است. در روایاتی که از [[امامان شیعه]] نقل شده منظور از کلمات، [[پنج تن آل عبا]] دانسته شده که حضرت آدم با [[توسل]] به آنها، از خداوند طلب بخشش کرده است. |
|
| |
|
| این آیه که از یک سو گوشهای از [[داستان]] حضرت آدم{{ع}} را بیان میکند و از سوی دیگر دلیل مهمّی بر [[مشروعیّت]] [[توسّل]] میباشد و از سوی سوم سخن از توبه و [[بازگشت به سوی خدا]] دارد، از آیات [[فضایل خمسه]] طیّبه{{عم}} محسوب میشود. | | به نظر [[مفسران]]، طبق این آیه در صورتی که توبه را به [[انسان]] نسبت دهند، به معنای بازگشت از گناه است و اگر توبه را به [[خدا]] نسبت دهند، به معنای بازگشت به [[رحمت]] است. |
| | |
| | این آیه که از یک سو گوشهای از داستان حضرت آدم{{ع}} را بیان میکند و از سوی دیگر دلیل مهمّی بر [[مشروعیّت]] [[توسّل]] میباشد و از سوی سوم سخن از توبه و [[بازگشت به سوی خدا]] دارد، از آیات فضایل خمسه طیّبه{{عم}} محسوب میشود. |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| یکی از آیاتی که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد، [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ }}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> است. [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن مینویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[[پیامبر اکرم]]{{صل}}[ فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}[[ توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است.<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>. | | یکی از آیاتی که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد، [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> است. [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن مینویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} [[توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>. |
|
| |
|
| بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به [[درگاه الهی]] باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال،[[ توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمیکند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.</ref>. | | بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال، [[توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمیکند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۹-۲۰.</ref>. |
|
| |
|
| == [[شأن نزول آیه]] == | | == [[شأن نزول آیه]] == |
| بر اساس [[روایات]]، آن هنگام که [[شیطان]] با وسوسههای خویش [[آدم]] و [[حوا]] را به خوردن از [[درخت]] ممنوعه [[سوق]] داد و آن دو با [[ندامت]] و [[پشیمانی]] به دنبال جبران این [[اشتباه]] بودند، [[خدای متعال]] آنها را به [[توسل]] به [[نور]] [[خمسه طیبه]]، [[راهنمایی]] فرمود تا به واسطه آن خود را [[پاک]] نمایند. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>. | | بر اساس [[روایات]]، آن هنگام که [[شیطان]] با وسوسههای خویش [[آدم]] و [[حوا]] را به خوردن از درخت ممنوعه سوق داد و آن دو با [[ندامت]] و [[پشیمانی]] به دنبال جبران این [[اشتباه]] بودند، [[خدای متعال]] آنها را به [[توسل]] به [[نور]] [[خمسه طیبه]]، [[راهنمایی]] فرمود تا به واسطه آن خود را [[پاک]] نمایند<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| == [[مفردات]] آیه == | | == مفردات آیه == |
| === {{متن قرآن|فَتَلَقَّى}} === | | === {{متن قرآن|فَتَلَقَّى}} === |
| {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ}}: هنگامی که آدم و حوّا در بهشت اسکان داده شدند، خداوند به آنها [[اجازه]] داد که از تمام نعمتهای موجود در [[بهشت]] استفاده کنند و آنها را فقط از یک درخت ممنوع کرد. آنها به [[زندگی]] خویش در بهشت ادامه دادند و نزدیک درخت ممنوع نمیشدند. [[شیطان]] که به هنگام [[آفرینش آدم]] ضربهای هولناک و سهمگین خورده و از درگاه [[خداوند]] رانده شده و مورد [[لعن]] و نفرینِ حضرت حق قرار گرفته، در پی فرصتی بود که از [[آدم]] [[انتقام]] بگیرد! بدین جهت شروع به [[وسوسه]] آدم و حوّا کرد، تا آنها را [[آلوده]] درخت ممنوع کند. | | {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ}}: هنگامی که آدم و حوّا در بهشت اسکان داده شدند، خداوند به آنها [[اجازه]] داد که از تمام نعمتهای موجود در [[بهشت]] استفاده کنند و آنها را فقط از یک درخت ممنوع کرد. آنها به [[زندگی]] خویش در بهشت ادامه دادند و نزدیک درخت ممنوع نمیشدند. [[شیطان]] که به هنگام [[آفرینش آدم]] ضربهای هولناک و سهمگین خورده و از درگاه [[خداوند]] رانده شده و مورد [[لعن]] و نفرینِ حضرت حق قرار گرفته، در پی فرصتی بود که از [[آدم]] [[انتقام]] بگیرد! بدین جهت شروع به [[وسوسه]] آدم و حوّا کرد، تا آنها را [[آلوده]] درخت ممنوع کند. به دنبال وسوسه شیطان، آدم از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. [[آدم]] از این کار به [[سختی]] نادم و پشیمان شد و قصد داشت [[توبه]] کند، ولی راه توبه و [[توسّل]] را نمیدانست: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، لذا [[خداوند متعال]] راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از [[خداوند]] به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبهاش پذیرفته شد و جایگاه قبلیاش را در نزد خداوند منّانِ توبهپذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>. |
| | |
| میدانیم [[شیطان]] به هنگام وسوسه [[انسانها]] به آنها پیشنهاد مستقیم گناه نمیدهد، بلکه [[گناه]] را با رنگ و لباسی دیگر و چهرهای جدید و جذّاب عرضه میکند، به گونهای که گاه [[انسان]] گناه را به عنوان [[عبادت]] و انجام وظیفه [[شرعی]] انجام میدهد! بر این اساس، شیطان برای [[فریب دادن]] آدم به وی گفت: {{متن قرآن|هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ}}<ref>«ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref>.
| |
| | |
| [[بشر]] فطرتاً خواهان [[جاودانگی]] است و از فنا و نیستی هراسان است. آنها که از [[مرگ]] میترسند بدان جهت است که مرگ را فنا و نابودی میدانند، امّا پیروان اسلام و مکتب اهل البیت که مرگ را تنها انتقال از جهانی به [[جهان]] بزرگتر میدانند، از آن هرگز نمیترسند. به هر حال، شیطان با این [[حیله]] که درخت ممنوع باعث جاودانگی در بهشت میشود، آدم را وسوسه کرد. وی از یاد و [[فرمان خداوند]] [[غافل]] شد و از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. [[آدم]] از این کار به [[سختی]] نادم و پشیمان شد و قصد داشت [[توبه]] کند، ولی راه توبه و [[توسّل]] را نمیدانست. {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، لذا [[خداوند متعال]] راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از [[خداوند]] به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبهاش پذیرفته شد و جایگاه قبلیاش را در نزد خداوند منّانِ توبهپذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت، ضربه محکم دیگری به [[شیطان]]، [[دشمن]] دیرینه [[انسان]]، وارد کرد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>
| |
|
| |
|
| === {{متن قرآن|كَلِمَاتٍ}} === | | === {{متن قرآن|كَلِمَاتٍ}} === |
| در اینکه منظور از کلمات که [[حضرت آدم]] به آنها متوسّل شد و به درگاه الهی [[توبه]] کرد، چه بوده است؟ نظریّات مختلفی مطرح شده، که در ادامه به سه مورد از آنها اشاره میشود. | | در اینکه منظور از کلمات که [[حضرت آدم]] به آنها متوسّل شد و به درگاه الهی [[توبه]] کرد، چه بوده است؟ نظریّات مختلفی مطرح شده است با این حال [[احادیث]] فراوانی، در منابع شیعه و [[اهل سنت]]، وجود دارد که مراد از آن خمسه طیبه یعنی [[حضرت محمّد]]{{صل}}، [[حضرت علی]]{{ع}}، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} است<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۸۹.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref> |
| # منظور از کلمات همان چیزی است که در آیه ۲۳ [[سوره اعراف]] آمده است؛ خداوند در این آیه میفرماید: {{متن قرآن|رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بیگمان از زیانکاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۲۳.</ref>. حضرت آدم و حوّا با این کلمات به درگاه خداوند توبه کردند<ref>مرحوم [[طبرسی]] این نظریّه را از دانشمندانی نظیر «حسن»، «[[قتاده]]»، «[[عکرمة]]» و «[[سعید بن جبیر]]» نقل کرده است (مجمع البیان، ج۱، ص۸۹).</ref>.
| |
| # منظور از کلمات به [[اعتقاد]] «[[مجاهد]]» این جملات بوده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی فَاغْفِرْ لی انَّکَ خَیْرُ الْغافِرینَ. اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی فَارْحَمْنی، انَّکَ انْتَ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ. اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انِی ظَلَمْتُ نَفْسی، فَتُبْ عَلَیَّ انَّکَ انْتَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ}}؛ پروردگارا! هیچ معبودی به غیر از تو وجود ندارد، تو منزّه هستی و من به [[حمد]] و ستایشت مشغولم، پروردگارا! من به خویشتن [[ظلم]] کردم؛ مرا ببخش که تو بهترین بخشایندگانی. پروردگارا! هیچ معبودی به غیر از تو نیست، تو منزّه هستی و من به [[حمد]] تو مشغولم، خدای من! من به خویشتن [[ظلم]] کردم؛ تو به من رحم کن که تو بهترین رحمکنندگانی. پروردگارا! هیچ [[الهی]] جز تو نیست، منزّه هستی و من به حمد تو مشغولم، خدای من! من به خویشتن ظلم کردم، توبهام را بپذیر، که تو توبهپذیر و [[مهربان]] هستی<ref>التّبیان، ج۱، ص۱۶۹.</ref>.
| |
| # منظور از کلمات، [[حضرت محمّد]]{{صل}}، [[حضرت علی]]{{ع}}، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} است؛ یعنی [[آدم]]{{ع}} به خمسه طیّبه [[توسّل]] جست و آنها را [[شفیع]] درگاه [[خداوند]] قرار داد و خداوند به [[برکت]] آن بزرگواران توبهاش را پذیرفت<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۸۹.</ref>.
| |
| | |
| [[احادیث]] فراوانی، در منابع شیعه و [[اهل سنت]]، وجود دارد که احتمال سوم را [[تأیید]] میکند؛ هر چند جمع بین هر سه احتمال امکانپذیر است و منافاتی بین احتمالات سهگانه فوق نیست. بدین معنی که [[حضرت آدم]] به خمسه طیّبه توسّل جست، ولی صیغه و الفاظ توبهاش به همان شکلی که در دو احتمال دیگر آمده، بوده است.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>
| |
|
| |
|
| === {{متن قرآن|التَّوَّابُ}} === | | === {{متن قرآن|التَّوَّابُ}} === |
| {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}: «توبه» در اصل به معنی «بازگشت» است و در تعبیرات قرآن به معنی بازگشت از گناه میآید. این در صورتی است که به شخص [[گناهکار]] نسبت داده شود. ولی گاه این کلمه به خداوند نسبت داده میشود، در اینجا به معنی بازگشت به [[رحمت]] است؛ یعنی رحمتی را که به خاطر [[ارتکاب گناه]] از بندهاش سلب کرده بود، بعد از بازگشت او به خطّ [[اطاعت]] و [[بندگی]] به او بازمیگرداند. این فراز: (چرا که [[خداوند]] [[توّاب]] و رحیم است)، همان علّت پذیرش توبه آدم است.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref> | | {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}: «توبه» در اصل به معنی «بازگشت» است و در تعبیرات قرآن به معنی بازگشت از گناه میآید. این در صورتی است که به شخص [[گناهکار]] نسبت داده شود. ولی گاه این کلمه به خداوند نسبت داده میشود، در اینجا به معنی بازگشت به [[رحمت]] است؛ یعنی رحمتی را که به خاطر [[ارتکاب گناه]] از بندهاش سلب کرده بود، بعد از بازگشت او به خطّ [[اطاعت]] و [[بندگی]] به او بازمیگرداند. این فراز: (چرا که [[خداوند]] [[توّاب]] و رحیم است)، همان علّت پذیرش توبه آدم است<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>. |
|
| |
|
| واژه [[توّاب]] در [[قرآن]]، یازده بار آمده<ref>سوره بقره، آیه: ۳۷، ۵۴، ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه: ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه: ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره نور، آیه: ۱۰؛ سوره حجرات، آیه: ۱۲؛ سوره نصر، آیه:۳</ref> و در همه موارد جز یک بار، در [[آیه]] ۲۲۲ [[سوره بقره]] <ref>قرشی بنابی، علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰</ref> به عنوان وصف خدا به کار رفته است: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}؛ <ref>آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۳۷.</ref>.<ref>سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق{{ع}}، بیتا، ج۲، ص۱۶۷</ref> از این تعداد، نام [[تواب]] نه بار همراه با نام [[رحیم]] آمده است <ref>سوره بقره، آیه: ۳۷، ۵۴؛ ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه: ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه: ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره حجرات، آیه: ۱۲</ref>.<ref>سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۷</ref> | | واژه [[توّاب]] در [[قرآن]]، یازده بار آمده<ref>سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴، ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره نور، آیه ۱۰؛ سوره حجرات، آیه ۱۲؛ سوره نصر، آیه۳.</ref> و در همه موارد جز یک بار، در [[آیه]] ۲۲۲ [[سوره بقره]]<ref>قرشی بنابی، علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref> به عنوان وصف خدا به کار رفته است: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.</ref>.<ref>سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق{{ع}}، بیتا، ج۲، ص۱۶۷.</ref> از این تعداد، نام [[تواب]] نه بار همراه با نام رحیم آمده است<ref>سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴؛ ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref>.<ref>سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۷.</ref> |
|
| |
|
| بعد از ماجرای [[وسوسه]] [[ابلیس]] و دستور خروج آدم از [[بهشت]]، آدم متوجّه شد که به خویشتن [[ستم]] کرده و بر اثر [[فریب]] [[شیطان]] از آن محیط آرام و پرنعمت بیرون رانده شده و در محیط پرزحمت و مشقتبار [[زمین]] قرار خواهد گرفت. آدم در اینجا به [[فکر]] جبران خطای خویش افتاد و با تمام وجود متوجّه [[پروردگار]] شد، توجّهی آمیخته با کوهی از [[ندامت]] و [[حسرت]] و [[پشیمانی]]! [[لطف خدا]] نیز در این موقع به [[یاری]] او شتافت و چنان که [[قرآن]] در آیه فوق میگوید: «آدم از پروردگار خود کلماتی دریافت داشت، سخنانی مؤثّر و دگرگونکننده و با آن توبه کرد و [[خدا]] نیز توبه او را پذیرفت».<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>
| | «[[توبه]]» لفظی است مشترک، میان خدا و [[بندگان]]، هنگامی که بندگان به آن توصیف شوند مفهومش این است که به سوی خدا بازگشتهاند زیرا هر گنهکاری در [[حقیقت]] از پروردگارش فرار کرده، هنگامی که توبه میکند به سوی او بازمیگردد. [[خداوند]] نیز در حالت [[عصیان]] بندگان گویی از آنها رویگردان میشود، هنگامی که خداوند به توبه توصیف میشود، مفهومش این است که نظر [[لطف]] و [[رحمت]] و محبتش را به آنها بازمیگرداند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶.</ref>. نیز گفته شده توبه خدا آن است که با لطف و عنایت و قبول به سوی بنده برگردد<ref>قرشی بنابی، علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref>. گفته شده خداوند به سبب صفت رحمتش، [[توبه]] را میپذیرد. [[توّاب]] را به معنای کسی ذکر کردهاند که توبه بندگانش را قبول و اسباب توبه را برایشان فراهم میکند، و هر قدر توبه از سوی بنده تکرار شود، قبول توبه نیز از جانب خداوند تکرار میشود<ref>کیانیفرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بیتا، ذیل مدخل.</ref>. |
|
| |
|
| تواب، صیغه [[مبالغه]]، به معنای بسیار توبه کننده است<ref>کیانیفرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بیتا، ذیل مدخل</ref> که دلالت بر بازگشت دارد. توّاب، در صفات خداوند، به معنای بسیار بازگردنده (توبهپذیر) است.<ref>محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، گروهی از مترجمان، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۸۱</ref>در معنای بازگشت [[خداوند]] گفته شده [[خدا]] بر او [[توبه]] کرد، یعنی او را آمرزید و از [[گناهان]] [[رهایی]] بخشید یا به او [[توفیق]][[ توبه]] داد. هر گاه [[بنده]] مرتکب گناهی شود، [[رحمت]] از او سلب میشود. حال اگر توبه کند و از [[ارتکاب گناه]] بازگردد، [[خدای سبحان]] نیز به سوی او بازمیگردد. بازگشت خدا به سوی توبهکننده، به معنای [[پذیرش توبه]] او و گذشت از او و [[آمرزش]] او و دربر گرفتن دوباره او با عنایتهای ویژه است.<ref>محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، گروهی از مترجمان، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۸۳</ref>
| | == احادیث [[فریقین]] == |
| | === احادیث شیعه === |
| | [[روایات]] متعدد و معتبری در [[منابع تفسیری]] و [[حدیثی]] [[شیعه]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] وارد شده که در اینجا تنها دو نمونه از آنها را بیان مینماییم |
|
| |
|
| نسبت [[تواب]] به [[خدا]] به معنی بازگشت به رحمت است، یعنی رحمتی را که به خاطر [[ارتکاب گناه]] از [[بنده]] سلب کرده بود بعد از بازگشت او به [[خط]] [[اطاعت]] و [[بندگی]] به او بازمیگرداند، و به همین جهت در مورد [[خدا]] تعبیر به «[[تواب]]» میشود. <ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶</ref> به تعبیر دیگر «[[توبه]]» لفظی است مشترک، میان خدا و [[بندگان]]، هنگامی که بندگان به آن توصیف شوند مفهومش این است که به سوی خدا بازگشتهاند زیرا هر گنهکاری در [[حقیقت]] از پروردگارش [[فرار]] کرده، هنگامی که توبه میکند به سوی او بازمیگردد. [[خداوند]] نیز در حالت [[عصیان]] بندگان گویی از آنها رویگردان میشود، هنگامی که خداوند به توبه توصیف میشود، مفهومش این است که نظر [[لطف]] و [[رحمت]] و محبتش را به آنها بازمیگرداند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶</ref> نیز گفته شده توبه خدا آن است که با لطف و [[عنایت]] و قبول به سوی بنده برگردد.<ref>قرشی بنابی، علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰</ref> گفته شده خداوند به سبب صفت رحمتش،[[ توبه]] را میپذیرد. [[توّاب]] را به معنای کسی ذکر کردهاند که توبه بندگانش را قبول و [[اسباب توبه]] را برایشان فراهم میکند، و هر قدر توبه از سوی بنده [[تکرار]] شود، [[قبول توبه]] نیز از جانب خداوند تکرار میشود.<ref>کیانیفرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بیتا، ذیل مدخل</ref>
| | ====[[ حدیث]] اول ==== |
| | {{متن حدیث|عن امیرالمؤمنین{{ع}} قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴.</ref>. |
|
| |
|
| صفت تواب از آن روی که بر وقوع فعلی از خداوند دلالت دارد صفت فعلی ثبوتی بهشمار میآید. [[شیخ طوسی]] بر این [[باور]] است که [[پذیرش توبه]] بنده بر خداوند [[وجوب عقلی]] ندارد. خداوند [[وعده]] داده که توبه بندگان را بپذیرد و از آنجا که [[خلف وعده]] [[قبیح]] است، پذیرش توبه بنده بر خدا [[واجب]] میشود. بر این اساس توبه پذیری خداوند وجوب عقلی ندارد بلکه [[وجوب]] سمعی دارد و بر پایه رحمت و [[تفضل]] خدا شکل میگیرد. به گزارش برخی، عموم [[متکلمان شیعه]] قبول توبه را بر [[خداوند]] [[واجب]] نمیدانند و عموم [[متکلمان معتزلی]] [[قبول توبه]] را بر [[خدا]] واجب میدانند.
| | «[[امام]] علی{{ع}} میفرمایند: ما همان کلماتی هستیم که [[آدم]]{{ع}} از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی [[خدا]] [[توبه]] کرد». |
| | |
| [[تواب]] به معنای نام نیکوی [[خداوند]] در [[ادعیه]] و [[روایات]] بسیاری آمده است، بویژه در [[حدیث مشهور]] [[اسماء حسنی]] یکی از نود و نه [[نام خدا]] برشمرده شده است. [[امام سجاد]]{{ع}} درباره [[توبه]] خداوند در [[دعای ابوحمزه ثمالی]] گفته است: {{متن حدیث|اللهم و تُب عَلَیَّ حَتی لااَعصیک}}؛ خدایا به من روی آور تا نافرمانیات نکنم».<ref>سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۸</ref>
| |
| | |
| == احادیث [[فریقین]] ==
| |
| === [[احادیث شیعه]] ===
| |
| ==== حدیث اول ====
| |
| {{متن حدیث|عن الصادق{{ع}}: إِنْ آدَمَ{{ع}} بَقِيَ عَلَى الصَّفَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاجِداً يَبْكِي عَلَى الْجَنَّةِ وَ عَلَى خُرُوجَهِ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَنَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: يَا أَدَمَ{{ع}}: مَا لَكَ تَبْكِى؟ قَالَ يَا جَبْرَئیلُ مَا لِي لَا أَبكي وَ قَدْ أَخْرَجَنِیَ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ جِوَارِهِ وَأَهْبَطَنِي إِلَى الدُّنْيَا. فقَالَ: يَا آدَم{{ع}}: تُبْ إِلَيْهِ. قَالَ: وَكَيْفَ أَتُوبُ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ قُبَّة مِنْ نُورِ فِيهِ مَوْضِعُ الْبَيْتِ فَسَطَعَ نُورُهَا فِي جِبَالِ مَكَّةَ فَهُوَ الْحَرَمُ فَأَمَرَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَضَعَ عَلَيْهِ الْأَعْلَامَ قَالَ: قُمْ يَا آدم. فخرَجَ بِهِ يَوْمَ التَّرُويَةِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَعْتَسِلَ وَ يُحْرِمَ وَ أَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَوَلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الثَّامِنِ مِنْ ذِي الْحِجَّة أَخْرَجَهُ جَبْرَئِيلُ إِلَى مِنِّي فَبَاتٍ بِهَا فَلَمَّا أَصْبَحُ أَخْرَجَهُ الَى عَرَفاتِ وَ قَدْ كَانَ عَلّمَهُ حِينَ أَخْرَجَهُ مِنْ مَكَةَ الْإِحْرَامَ وَ عَلّمَهُ التَّلْبِيَةَ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْس يَوْمَ عَرَفَةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَمَّا صَلَّى العَصْرَ أَوْقَفَهُ بِعَرَفَاتِ وَ عَلَّمَهُ الْكَلِمَات}}<ref>تفسیر قمی، ج1،ص44.</ref>.
| |
| | |
| «از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که فرمودند: [[آدم]] چهل صبح در [[کوه صفا]] به [[سجده]] افتاده بود و بر [[بهشت]] و بیرون شدنش از جوار [[خداوند عزوجل]] میگریست. [[جبرئیل]] بر او فرود آمد و گفت: «ای آدم ! چرا [[گریه]] میکنی؟ گفت: «ای جبرئیل ! چرا گریه نکنم حال آنکه [[خداوند]] مرا از بهشت و از جوار خود بیرون رانده و بر [[دنیا]] فرود آورد؟[[ جبرئیل]] گفت: «ای آدم به سوی [[خدا]] تو به کن. گفت: چگونه [[توبه]] کنم؟ آنگاه خداوند قبهای از [[نور]] نازل فرمود و در آن نور جایگاه [[خانه خدا]] بود. پس آن نور را بر کوههای [[مکه]] تاباند و آنجا محدوده [[حرم الهی]] شد و به جبرئیل [[فرمان]] داد که علامتهای محدوده ی [[حرم]] را در آن موضع مشخص کند. جبرئیل گفت:
| |
| برخیز ای آدم الق و در [[یوم]] الترويه [[روز]] هشتم ماه [[ذی الحجه]] او را بیرون برد و فرمان داد تا [[غسل]] کرده و [[احرام]] بندد. آدم روز اول ماه [[ذی القعده]] از بهشت بیرون شد و جبرئیل او را در [[روز هشتم ذی الحجه]] به سوی [[منا]] برد و او شب را در آنجا گذراند و چون صبح شد او را به سوی [[عرفات]] بیرون برد. جبرئیل در آن هنگام که او را از مکه بیرون آورده بود به او احرام بستن و لبیک گفتن را آموخته بود. پس چون [[خورشید]] [[روز عرفه]] [[میانه ]][[آسمان]] را گذراند به او امر کرد که
| |
| لبیک گویی را ترک گفته و غسل کند. هنگامی که آدم [[نماز عصر]] را به جای آورد او را در عرفات ایستاند و کلماتی را که از پروردگارش دریافت کرده بود به او آموخت تا با آنان توبه کند. [[امام علی]] کلمه [[رحمت]] بر زبان او جاری ساخت و به او [[وعده]] بازگشت به بهشت را داد».
| |
|
| |
|
| ==== حدیث دوم ==== | | ==== حدیث دوم ==== |
| {{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}: لَمَّا شَمَلَتْ آدَمَ{{ع}} الْخَطِيئةُ نَظَرَ إِلَى أَشْبَاحٍ تُضَىءُ حَوْلَ الْعَرْشِ فَقَالَ: يَا رَبِّ إِنِّي أَرَى أَنْوَارَ أَشبَاحٍ تُشْبِهُ حَلَقِى فَمَا هِي؟ قَالَ: هَذِهِ الْأَنْوَارُ أَشْبَاحُ اثنيْنِ مِنْ وُلدِكَ اسْمَ أحَدِهِمْ مُحَمَّدٌ{{صل}} أَبدَا النبوة بك وَ أَخْتِمُهَا بِهِ وَ الْآخَرُ أَخُوهُ وَ ابْنُ أَخِى أبيهِ اسْمُهُ عَلَى{{ع}} أوْیّدُ مُحَمَّدا{{صل}} بِهِ وَ أَنْصُرُهُ عَلَى يَدِهُ وَ الْأَنْوَارُ الَّتِي حَوْلَهُمَا أَنْوَارُ ذُرِّيَّةِ هَذَا النَّبِيَّ مِنْ أَخِيهِ هَذَا، يَزَوْجُهُ ابْنَتَهُ تَكُونَ لَهُ زَوْجَةَ يَتَصِلُ بِهَا أَوَّلُ الْخَلْقِ أَيْمَانَا بِهِ وَ تَصْدِيقَا لَهُ أَجْعَلَهَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ وَ أَفْطِمُهَا وَ ذَرِّيَّتَهَا مِنَ النيرَانِ فَتَنْقَطِعُ الْأَسْبَابُ وَالْأَنْسَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا سَبَهُ وَ نَسَبَهُ}}<ref>تفسیر البرهان، ذیل آیه 37 سوره بقره</ref>. | | {{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}؛ «پیامبر اکرم{{صل}} میفرمایند: وقتی که آن [[خطا]] از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،[[ جبرئیل]] نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای [[دوست]] من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای [[پروردگار]] من به حق پنج نوری که از صلب من در [[آخرالزمان]] به وجود میآیند تو را قسم میدهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم{{ع}} از [[جبرئیل]] درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و [[وصی]] پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبهام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نامهای آنان خواند و خدا توبهاش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} و بدان که هیچ [[بنده]] [[بلا]] دیدهای نیست که با نیت خالص، [[خدا]] را با این اسمها بخواند مگر آنکه [[مستجاب]] شود»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸.</ref>.<ref>برازش، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱.</ref> |
| | |
| «از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده که: وقتی آن [[گناه]]، [[آدم]] را در برگرفت به اشباحی که گرداگرد [[عرش]] را روشن کرده بودند، نگاه کرد و گفت: «پروردگارا من نورهای اشباحی را میبینم که [[خلقت]] آنها همانند [[آفرینش]] من است. آنان کیستند؟ فرمود: این نورها اشباح دو تن از [[فرزندان]] تواند اسم یکی از ایشان محمد است که [[پیامبری]] را با تو آغاز میکنم و با او به پایان میرسانم و دیگری [[برادر]] و و زاده برادر پدر او علی است که محمد را به وسیله او [[حمایت]] کرده و به دست او
| |
| یاریش میرسانم و این نورها که پیرامون ایشان است، نورهای فرزندان این [[پیامبر]] از جانب برادرش على است که پیامبر، دخترش را به همسری علی در میآورد؛ به عبارت دیگر محمد، دختر خود را با اولین کسی که به پیامبری او [[ایمان]] آورده و باورش میکند، پیوند میدهد. [[فاطمه]] را بانوی [[زنان]] [[جهان]] قرار میدهم و او و فرزندانش را از [[آتش دوزخ]] به دور میدارم. هنگامی که [[روز قیامت]] فرا رسد، همه پیوندها و خویشاوندیها به جز پیوند و
| |
| [[خویشاوندی]] [[خاندان محمد]] بریده خواهد شد.» | |
| | |
| ====[[ حدیث]] سوم ====
| |
| {{متن حدیث|عن امیرالمؤمنین{{ع}} قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ.}} | |
|
| |
|
| ==== حدیث چهارم ==== | | === احادیث عامه === |
| {{متن حدیث|عن الرسول: إن آدَمَ{{ع}} لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئَةَ كَانَتَ تَوْبْتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُم إِنِّي أَسْأَلَكَ بحق مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد لَمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَهَا اللَّهُ لَه.}} | | [[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیثپژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «[[احمد بن محمد بن عبدالوهاب]] ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت میکند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبهاش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبهاش را بپذیرد، پس خدا توبهاش را پذیرفت»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ مناقب علی بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>. |
|
| |
|
| ==== حدیث پنجم ====
| | حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عدهای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کردهاند، افرادی همچون: رافعی؛ [[ابن نجار]]؛ دیلمی؛ نطنزی؛ [[حموینی]]؛ [[سیوطی]] و دیگران<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>. |
| {{متن حدیث|عن أميرالمؤمنين{{ع}}: الكلمات الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمَ{{ع}} مِنْ رَبِّهِ، قَالَ: يَا رَب أسألكَ بِحق مُحَمَّدٍ لَمَّا تُبْتَ عَلَىَّ. قَالَ: وَ مَا عِلْمُكَ بِمُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: رَأَيْتُهُ فِي سُرَادِقُكَ الْأَعْظم مکتوبا و أنَا فِي الْجَنَّةِ.}}
| |
| | |
| ==== حدیث ششم ====
| |
| {{متن حدیث|عن ابن عباس سُئِلَ النَّبِي{{صل}} عَنِ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ. قَالَ ساله بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیّ وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ الكَ إِلَّا مَا تُبْتَ عَلَى فَتَابَ عَلَيْهِ}}
| |
| | |
| ==== حدیث هفتم ====
| |
| {{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}
| |
| | |
| === [[احادیث عامه]] ===
| |
| [[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیثپژوهان و [[اندیشمندان]] مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «[[احمد بن محمد بن عبدالوهاب]] ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت میکند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبهاش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبهاش را بپذیرد، پس خدا توبهاش را پذیرفت»»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ [[مناقب علی]] بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>.
| |
| | |
| همین [[حدیث]] را [[شیخ الإسلام حموینی]] به صورت زیر روایت کرده است: «استاد [[نیکوکار]] [[جمال الدین احمد بن محمد بن محمد]] معروف به [[مذکویه قزوینی]] و دیگران به صورت اجازه و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل میکند که پیامبر{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند [[آدم ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] میکردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من [[فاطر]] هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین».
| |
| | |
| به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانهای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمیدهم! ای [[آدم]]، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] میدهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک میسازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن».
| |
| | |
| آنگاه [[پیامبر]] فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات مییابد و هر کس از آن دور شود هلاک میگردد. پس هر کس به [[خداوند]] حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.
| |
| | |
| [[حموینی]] از [[اندیشمندان]] مشهور و مورد [[اعتماد]] سنیان است که [[رجالیان سنی]] بسیاری او را ستودهاند<ref>برای اطلاع از شرح حال وی ر.ک: الوافی بالوفیات، ج۶، ص۹۱ – ۹۲.</ref> [[ذهبی]] ضمن [[تجلیل]] از وی، به صراحت او را از [[اساتید]] و [[مشایخ]] خود در [[حدیث]] معرفی کرده است<ref>ر.ک: تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۵۰۵، ش۲۴.</ref>.
| |
| | |
| به غیر از حموینی، [[ابوالفتح نطنزی]] نیز در کتاب «[[الخصائص العلویه]]» این حدیث را [[روایت]] کرده است. [[سمعانی]] از اندیشمندان به نام [[سنی]] درباره بهرهگیری و اخذ حدیث از ابوالفتح نطنزی مینویسد: «در [[سال ۲۱ هجری]] در [[مرو]] بر ما وارد شد و من نکتههای نیکویی از [[ادب]] از او آموختم و از وی بهره جستم و از دریای [[دانش]] او برداشت کردم. سپس او را در همدان [[ملاقات]] کردم و پس از آن چندین بار در [[بغداد]] بر ما وارد شد. در مدتی که در آنجا بودم، با او ملاقات نمیکردم مگر اینکه از او حدیث مینوشتم و اقتباس میکردم... اخیرا نیز در مرو، این حدیث را از او شنیدم»<ref>الأنساب، ج۵، ص۵۰۵ – ۵۰۶.</ref>.
| |
| | |
| براساس این روایت، اهل بیت{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.
| |
| | |
| [[سیوطی]] نیز [[حدیث]] را به دو طریق [[روایت]] کرده است. وی در [[الدرالمنثور]] مینویسد: دیلمی در «[[مسند الفردوس]]» و به سند خود از علی{{ع}} روایت کرده است که فرمود: «از [[پیامبر]]{{صل}} درباره سخن [[خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ}} پرسیدم... (این [[حدیث]] را ذکر کرده تا این سخن [[خدای عزوجل]] که به [[آدم]] فرمود): پس بر تو باد به این کلمات. همانا [[خداوند]] [[توبه]] تو را پذیرفت و [[گناه]] تو را آمرزید. بگو: خداوندا، از تو میخواهم به [[حق]] [[محمد و آل محمد]]... پس اینان کلماتی هستند که آدم آموخت».
| |
| | |
| [[ابن نجار]] نیز از [[ابن عباس]] آورده که گفت: «از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند به حق محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین خواست که توبهاش را بپذیرد؛ پس خداوند توبهاش را پذیرفت»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ اَلنَبِیَ{{صل}} عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتَابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ، وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ،إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ ج۱، ص۶۰-۶۱. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۱.</ref>.
| |
| | |
| بنابراین روشن شد که حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عدهای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کردهاند، افرادی همچون:
| |
| # [[رافعی]]؛
| |
| # [[ابن نجار]]؛
| |
| # [[دیلمی]]؛
| |
| # [[نطنزی]]؛
| |
| # [[حموینی]]؛
| |
| # [[سیوطی]] و دیگران.
| |
| | |
| این [[حدیث شریف]] همچنین در کتب معتبر [[شیعه]] از [[امامان اهل بیت]]{{عم}} نیز روایت شده است<ref>برای اطلاع از این حدیث ر.ک: الخصال، ص۳۰۵، ح۸۴؛ معانی الأخبار، ص۱۲۶، ح۱؛ الکافی، ج۸، ص۳۰۴ ـ ۳۰۵، ح۴۷۲.</ref>، در نتیجه این حدیث در زمره احادیثی است که [[فریقین]] بر آن اتفاق دارند. افزون بر آن، محتوای حدیث نیز با [[احادیث صحیح]] دیگر کاملا سازگار است به طوری که در صدور آن هیچ تردیدی باقی نمیماند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰</ref>.
| |
|
| |
|
| == دلالت آیه == | | == دلالت آیه == |
| == [[افضلیت اهل بیت]]{{ع}} == | | === [[افضلیت اهل بیت]]{{ع}} === |
| بر اساس برخی نقلهای [[حدیث]] [[توبه]] [[آدم]]{{ع}}، [[افضلیت]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} به ویژه [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر دیگر [[مخلوقات]] مشهود است. مانند روایتی که [[حموینی]] به صورت زیر از استاد خود [[مذکویه قزوینی]] و دیگران و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل کرده که [[پیامبر]]{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم [[ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] میکردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]،[[ جهنم]]، عرش، [[کرسی]]،[[ آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من [[فاطر]] هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین». به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانهای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمیدهم! ای آدم، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] میدهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک میسازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات مییابد و هر کس از آن دور شود هلاک میگردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>. | | بر اساس برخی نقلهای [[حدیث]] [[توبه]] [[آدم]]{{ع}}، [[افضلیت]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} به ویژه [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر دیگر [[مخلوقات]] مشهود است. مانند روایتی که [[حموینی]] به صورت زیر از استاد خود مذکویه قزوینی و دیگران و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل کرده که [[پیامبر]]{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم [[ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] میکردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین». به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانهای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمیدهم! ای آدم، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] میدهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک میسازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات مییابد و هر کس از آن دور شود هلاک میگردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>. |
| | |
| روشن است که بر اساس این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به [[توسل]] به این بزرگواران توصیه فرموده است.
| |
|
| |
|
| با توجه به این [[حدیث]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر تمامی [[مخلوقات]] اعم از
| | روشن است که بر اساس این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به [[توسل]] به این بزرگواران توصیه فرموده است<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>. |
| #[[انبیا]] و اوصیای ایشان غیر از [[پیامبر اسلام]]{{صل}}
| |
| #[[فرشتگان]]
| |
| #تمامی [[جن]]
| |
| # تمامی [[انسانها]]
| |
| [[برتری]] دارد.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>. | |
|
| |
|
| === [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | | === [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === |
| [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن مینویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}[[ توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است.<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>. | | [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن مینویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}[[ توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>. |
|
| |
|
| بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به [[درگاه الهی]] باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال،[[ توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمیکند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۹-۲۰.</ref>. | | بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال،[[ توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمیکند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۹-۲۰.</ref>. |
|
| |
|
| === [[عصمت اهل بیت]]{{ع}} === | | === [[عصمت اهل بیت]]{{ع}} === |
| بر اساس [[روایات]]، [[خدای متعال]] طریق [[توبه حضرت آدم]]{{ع}} از ترک اولایی که مرتکب شده بود را [[توسل]] به [[خمسه طیبه]] بیان کرد، حال میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر [[پذیرش توبه]] کسی که خود [[معصوم]] از [[گناهان]] است، مشروط به توسل به خمسه طیبه است، پس به طریق اولی، [[اهل بیت]]{{عم}} که مصداق خمسه طیبه هستند، در بالاترین درجه از [[عصمت]] قرار دارند. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>. | | بر اساس [[روایات]]، [[خدای متعال]] طریق [[توبه حضرت آدم]]{{ع}} از ترک اولایی که مرتکب شده بود را [[توسل]] به [[خمسه طیبه]] بیان کرد، حال میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر پذیرش توبه کسی که خود [[معصوم]] از [[گناهان]] است، مشروط به توسل به خمسه طیبه است، پس به طریق اولی، [[اهل بیت]]{{عم}} که مصداق خمسه طیبه هستند، در بالاترین درجه از [[عصمت]] قرار دارند<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| === جواز [[توسل به اهل بیت]]{{ع}} === | | === جواز [[توسل به اهل بیت]]{{ع}} === |
| این [[آیه]] یکی از بهترین [[ادله نقلی]] در جواز [[توسل به اهل بیت]]{{عم}} است.؛ چراکه خود [[خدای متعال]] طریق [[توبه]] از [[ترک اولی]] را به [[پیامبر]] خویش یعنی [[آدم]]{{ع}} [[آموزش]] داد و آن دستور به [[توسل]] به [[نور اهل بیت]]{{عم}} یعنی همان [[خمسه طیبه]] بود.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>. | | این [[آیه]] یکی از بهترین [[ادله نقلی]] در جواز [[توسل به اهل بیت]]{{عم}} است؛ چراکه خود [[خدای متعال]] طریق [[توبه]] از [[ترک اولی]] را به [[پیامبر]] خویش یعنی [[آدم]]{{ع}} [[آموزش]] داد و آن دستور به [[توسل]] به نور اهل بیت{{عم}} یعنی همان [[خمسه طیبه]] بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| ===[[ آفرینش]] [[نور اهل بیت]] قبل از [[حضرت آدم]] === | | === [[آفرینش]] نور اهل بیت قبل از [[حضرت آدم]] === |
| بر طبق آنچه در [[روایات شأن نزول]] این [[آیه]] وارد شده، خمسه طیبهای که [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[نور]] آنها [[متوسل]] شده و [[توبه]] نمود، به صورت نورهایی بر [[عرش]] بودند که اگر چه از [[فرزندان آدم]] شمرده میشوند اما نورشان قبل از [[خلقت آدم]] [[آفریده]] شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از [[حموینی]] از [[ابوهریره]]، نقل شده آمده است: [[پیامبر]]{{صل}} بر ما [[حدیث]] کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] [[آدم ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، [[آدم]] به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور،[[ سجده]] و [[رکوع]] میکردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من [[فاطر]] هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین».<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>. | | بر طبق آنچه در روایات شأن نزول این [[آیه]] وارد شده، خمسه طیبهای که [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[نور]] آنها [[متوسل]] شده و [[توبه]] نمود، به صورت نورهایی بر [[عرش]] بودند که اگر چه از [[فرزندان آدم]] شمرده میشوند اما نورشان قبل از [[خلقت آدم]] [[آفریده]] شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از [[حموینی]] از [[ابوهریره]]، نقل شده آمده است: [[پیامبر]]{{صل}} بر ما [[حدیث]] کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، [[آدم]] به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور، [[سجده]] و [[رکوع]] میکردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریدهای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود میبینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمیکردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسمهای خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمیکردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین»<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>. |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # | | # [[پرونده:9610800.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|'''آیات ولایت در قرآن''']] |
| | # [[پرونده:Jawahir-kalam-5.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶''']] |
| | # [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|