جعدة بن هبیره مخزومی: تفاوت میان نسخه‌ها

(تغییرمسیر به جعده بن هبیره مخزومی حذف شد)
برچسب‌ها: تغییرمسیر حذف شد پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = اصحاب امام علی
| موضوع مرتبط = اصحاب امام علی
| عنوان مدخل  = جعدة بن هبیره مخزومی
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[جعده بن هبیره مخزومی در تاریخ اسلامی]] - [[جعده بن هبیره مخزومی در تراجم و رجال]]
| مداخل مرتبط = [[جعدة بن هبیره مخزومی در تاریخ اسلامی]] - [[جعدة بن هبیره مخزومی در تراجم و رجال]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۱۰: خط ۱۰:
| نام تصویر = تصویر قدیمی مدینه.jpg                   
| نام تصویر = تصویر قدیمی مدینه.jpg                   
| عرض تصویر =  
| عرض تصویر =  
| توضیح تصویر = تصویر قدیمی مدینه                             
| توضیح تصویر = تصویری کهن از [[مدینه]]                            
| نام کامل = جعدة بن هبیره مخزومی  
| نام کامل = جعدة بن هبیره مخزومی  
| نام‌های دیگر =  
| نام‌های دیگر =  
خط ۲۲: خط ۲۲:
| مادر = [[ام هانی بنت ابی طالب]]   
| مادر = [[ام هانی بنت ابی طالب]]   
| همسر =  
| همسر =  
| پسر = [[عبدالله بن جعده بن هبیره]]  
| پسر = {{فهرست جعبه| [[عبدالله بن جعده بن هبیره]] | [[عقیل بن جعدة بن هبیره مخزومی]] | [[عون بن جعدة بن هبیره مخزومی]] }}
| دختر =   
| دختر =   
| خواهر =  
| خواهر =  
خط ۵۳: خط ۵۳:
| آخرین راوی از او =  
| آخرین راوی از او =  
}}
}}
'''جعدة بن هبيرة مخزومی''' پسر خواهر [[حضرت علی]]{{ع}} و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود. زمانی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد. حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
جعدة بن هبيرة مخزومی پسر [[خواهر]] [[حضرت علی]] {{ع}} و مادرش [[ام هانی بنت ابی طالب]] و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن [[حضرت]] بود<ref>رجال طوسی، ص۳۷، ش۱۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۷۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref>.
جعدة بن هبيرة مخزومی پسر خواهر [[حضرت علی]]{{ع}} و مادرش [[ام هانی بنت ابی طالب]] و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود<ref>رجال طوسی، ص۳۷، ش۱۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۷۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref>.
 
جعدة بن هبيره یکی از پنج [[قریشی]] است که در خدمت [[حضرت امیر]]{{ع}} بود، و [[وفاداری]] خود را تا پای [[جان]] به [[ظهور]] رساند<ref>رجال کشی، ص۶۳، ح۱۱۱.</ref>.
 
او پس از [[هجرت به مدینه]]، مدتی در آنجا ماند و سپس در [[کوفه]] [[مسکن]] گرفت. و موقعی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۰۴.</ref>.
 
حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده<ref>تهذيب التهذیب، ج۲، ص۴۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref> و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود. روزی حضرت می‌خواست سخنرانی کند، [[جعده]] سنگی گذاشت و حضرت در حالی که [[لباس]] پشمی به تن داشت و [[شمشیر]] خود را با لیف خرما حمایل کرده بود و پیشانی‌اش پینه بسته بود، بالای آن سنگ رفت و برای [[مردم]] سخنرانی کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲: {{عربی|الحمد لله الذي....}}.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۱-۳۰۲؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۶۹-۲۷۰؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۰-۵۲۲.</ref>
 
== [[دلاوری]] جعده در [[جنگ صفین]] ==
جعده از [[دلاور]] مردانی بود که در جنگ صفین در رکاب دایی بزرگوار خود [[حضرت علی]]{{ع}} مردانه و با [[اخلاص]] جنگید و از [[ولایت]] به [[حق]] مولایش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[دفاع]] کرد.
 
[[نصر بن مزاحم]] از [[ابی جحیفه]] نقل می‌کند که: [[معاویه]] در یکی از روزهای جنگ صفین، همه [[قریشیان]] را که از [[شام]] همراهش بودند، جمع کرد و به آنان گفت: ای گروه [[قریش]]، برای هیچ کدام از شما غیر از [[عمر]] و عاص کار و هنری ساخته نیست، شما را چه شده است، [[غیرت]] قریش کجا رفته است؟ سرداران سپاه قریش هر کدام جوابی دادند و عتبه [[برادر]] معاویه سخت در [[غضب]] شد و گفت: من فردا با [[جعدة بن هبيره مخزومی]] روبه رو می‌شوم. معاویه این را پسندید و گفت: به به، [[قوم]] او [[بنی مخزوم]] و مادرش [[ام هانی دختر ابوطالب]] و پدرش [[هبيرة بن ابی‌وهب]] است و هماوردی بزرگوار شایسته است.


جعدة بن هبيره یکی از پنج [[قریشی]] است که در [[خدمت]] [[حضرت امیر]] {{ع}} بود، و [[وفاداری]] خود را تا پای [[جان]] به [[ظهور]] رساند<ref>رجال کشی، ص۶۳، ح۱۱۱.</ref>.
فردای آن روز، عتبه به میدان رزم آمد و «جعده» را برای [[جنگ]] با خود فراخواند، جعده با اجازه حضرت علی{{ع}} مقابل او قرار گرفت و مطالبی در معرکه [[نبرد]] بین عتبه و جعده رد و بدل شد، اما جواب‌های کوبنده جعده، عتبه را به [[خشم]] آورد و به جعده [[دشنام]] داد، جعده از او روی برگرداند و پاسخش نداد، در این موقع عتبه از پیش جعده برگشت و در اردوگاه معاویه تمامی سواران و نیروهای خود از [[قبایل]] سکون، [[ازد]] و صدف را برای جنگ با جعده آماده ساخت و جعده هم به سپاه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بازگشت و آن‌چه می‌توانست نیرو [[بسیج]] کرد و هر دو گروه در برابر هم مصاف دادند. در آن روز جعده خود شخصأ نبرد می‌کرد و با یارانش به نیروهای عتبه حمله می‌بردند و کار به جایی رسید که عتبه دیگر توان رزم نداشت و سواران خود را به حال خود گذاشت و شتابان از معرکه [[نبرد]] گریخت و نزد [[معاویه]] رفت. و همراهان او هم عقب نشینی کردند، معاویه چون فرار او و همرزمانش را دید به او گفت: [[جعده]]، تو را رسوا کرد و تو را فراری داد و چنان فضيحتی به بار آوردی که هرگز لکه آن از دامنت [[پاک]] نخواهد شد! [[عتبه]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، من تمام کوشش خود را کردم ولی [[خداوند]] [[پیروزی]] ما را بر او مقدر نکرد، چه کنم؟ جعده هم پس از آن پیروزی نزد [[حضرت علی]]{{ع}} منزلتی بیشتر یافت<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.


او پس از [[هجرت به مدینه]]، مدتی در آنجا ماند و سپس در [[کوفه]] [[مسکن]] گرفت. و موقعی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۰۴.</ref>.
شعرای [[عرب]] از جمله [[نجاشی]] و شنّی در فحاشی عتبه به جعده و [[مبارزه]] این دو اشعاری سروده‌اند<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۲-۲۷۴؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۴-۵۲۷.</ref>


[[حضرت]] پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده<ref>تهذيب التهذیب، ج۲، ص۴۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref>، و پس از آنجام [[مأموریت]] از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود. روزی [[حضرت]] می‌خواست [[سخنرانی]] کند، [[جعده]] سنگی گذاشت و [[حضرت]] در حالی که [[لباس]] پشمی به تن داشت و [[شمشیر]] خود را با لیف خرما حمایل کرده بود و پیشانی‌اش پینه بسته بود، بالای آن سنگ رفت و برای [[مردم]] [[سخنرانی]] کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲: {{عربی|الحمد لله الذي....}}.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۱-۳۰۲.</ref>
== [[محبت]] [[خاندان]] [[جعده]] به [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} ==
[[خاندان]] [[جعدة بن هبيره]] همواره از [[محبان]] و [[یاران]] [[اهل بیت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} بودند و متقابلا على{{ع}} و فرزندانش آنان را مورد اعتماد خود می‌دانستند. لذا برای [[گمراهی]] [[بنی امیه]] از محل [[دفن]] [[حضرت علی]]{{ع}} در چند مورد [[قبر]] ساختند و یکی هم در [[خانه]] [[جعده]].


== [[دلاوری]] [[جعده]] در [[جنگ صفین]] ==
[[ابن ابی الحدید]] ذیل خطبه ۵۶ [[نهج البلاغه]] آورده است: شبی که [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید، فرزندانش تصمیم گرفتند که مرقد مطهر آن حضرت را از [[بیم]] تعرض [[بنی امیه]] و [[خوارج]] پوشیده دارند، از این رو در همان شب [[دفن]]، [[مردم]] را در خصوص مزار او دچار تصورات گوناگون کردند. [[فرزندان]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخست تابوتی را که از آن بوی [[کافور]] برمی‌خاست بر شتر نری نهادند و با ریسمان‌ها [[استوار]] بستند و در [[تاریکی]] شب همراه تنی چند از افراد مورد اعتماد خویش آن را از [[کوفه]] بیرون فرستادند و خود شایع کردند که پیکر مطهر [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را به [[مدینه]] می‌برند تا کنار مرقد [[فاطمه]]{{ع}} به خاک بسپارند.
[[جعده]] از [[دلاور]] مردانی بود که در [[جنگ صفین]] در رکاب دایی بزرگوار خود [[حضرت علی]] {{ع}} مردانه و با [[اخلاص]] جنگید و از [[ولایت]] به [[حق]] مولایش [[امیرالمؤمنین]] {{ع}}[[دفاع]] کرد.


[[نصر بن مزاحم]] از [[ابی جحیفه]] [[نقل]] می‌کند که: [[معاویه]] در یکی از روزهای [[جنگ صفین]]، همه [[قریشیان]] را که از [[شام]] همراهش بودند، جمع کرد و به آنان گفت: ای گروه [[قریش]]، برای هیچ کدام از شما غیر از [[عمر]] و عاص [[کار]] و [[هنری]] ساخته نیست، شما را چه شده است، [[غیرت]] [[قریش]] کجا رفته است؟ [[سرداران سپاه]] [[قریش]] هر کدام جوابی دادند و عتبه [[برادر]] [[معاویه]] سخت در [[غضب]] شد و گفت: من فردا با [[جعدة]] بن هبيره مخزومی روبه رو میشوم. [[معاویه]] این را پسندید و گفت: به به، [[قوم]] او [[بنی مخزوم]] و مادرش [[ام هانی دختر ابوطالب]] و پدرش هسبيرة بن أبي وهب است و هماوردی بزرگوار [[شایسته]] است.
همچنین استری از [[منزل]] بیرون آوردند که بر آن شکل جنازه‌ای که در پارچه‌ای پیچیده بودند گذاشتند و چنین تصور می‌شد که می‌خواهند جنازه حضرت را در [[حیره]] به خاک بسپارند، و در آخر هم چند [[گور]] کندند یکی در [[مسجد کوفه]]، یکی کنار میدان [[قصر]] ـ ساختمان [[حکومتی]] ـ یکی در حجره‌ای از خانه‌های [[خاندان]] [[جعدة بن هبيرة مخزومی]] و یکی در کنار دیوار [[خانه]] [[عبدالله بن يزيد قسری]] و یکی در [[کناسه]] و یکی هم در ثويبة و بدین ترتیب محل آرام‌گاه آن [[امام]] غریب بر [[مردم]] پوشیده ماند و از محل [[دفن]] آن حضرت کسی جز [[فرزندان]] بزرگوار آن حضرت و برخی از [[یاران]] بسیار [[مخلص]] او [[آگاه]] نشدند. و [[سحرگاهان]] آن شب ـ بیست و یکم [[ماه رمضان]] ـ این جمع چند نفری پیکر [[شریف]] و [[مطهر]] حضرت را از [[کوفه]] بیرون بردند و در [[نجف]] و همان محلی که به [[غری]] معروف است بر طبق [[وصیت]] حضرت به خاک سپردند و بدین ترتیب محل [[دفن]] آن امام همام تا زمان [[حکومت]] [[هارون الرشید]] بر [[مردم]] پوشیده ماند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۱.</ref>.


در فردای آن روز، [[عتبه]] به میدان رزم آمد و [[جعده]] را برای [[جنگ]] با خود فراخواند، [[جعده]] با اجازه [[حضرت علی]] {{ع}} مقابل او قرار گرفت و مطالبی در معرکه [[نبرد]] بین [[عتبه]] و [[جعده]] رد و بدل شد، اما جواب‌های کوبنده [[جعده]]، [[عتبه]] را به [[خشم]] آورد و به [[جعده]] [[دشنام]] داد، [[جعده]] از او روی برگرداند و پاسخش نداد، در این موقع [[عتبه]] از پیش [[جعده]] برگشت و در اردوگاه [[معاویه]] تمامی سواران و نیروهای خود از [[قبایل]] سکون، [[ازد]] و صدف را برای [[جنگ]] با [[جعده]] آماده ساخت و [[جعده]] هم به [[سپاه]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} بازگشت و آن‌چه می‌توانست نیرو [[بسیج]] کرد و هر دو گروه در برابر هم مصاف دادند. در آن روز [[جعده]] خود شخصأ [[نبرد]] می‌کرد و با یارانش به نیروهای عتبه حمله می‌بردند و [[کار]] به جایی رسید که [[عتبه]] دیگر [[توان]] رزم نداشت و سواران خود را به حال خود گذاشت و شتابان از معرکه [[نبرد]] گریخت و نزد [[معاویه]] رفت. و همراهان او هم عقب نشینی کردند، [[معاویه]] چون فرار او، و همرزمانش را دید به او گفت:[[جعده]]، تو را رسوا کرد و تو را فراری داد و چنان فضيحتی به بار آوردی که هرگز لکه آن از دامنت [[پاک]] نخواهد شد! [[عتبه]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، من تمام کوشش خود را کردم ولی [[خداوند]] [[پیروزی]] ما را بر او مقدر نکرد، چه کنم؟ [[جعده]] هم پس از آن [[پیروزی]] نزد [[حضرت علی]] {{ع}} منزلتی بیشتر یافت<ref>ر. ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.
آری، [[جعده]] تا پایان [[عمر]] بابرکتش دست از [[محبت]] و [[اطاعت]] [[خاندان پیامبر]]{{ع}} برنداشت و همواره در خدمت آنان بود<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۳-۳۰۴؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶.</ref>.


شعرای [[عرب]] از جمله [[نجاشی]] و [[شنّی]] در فحاشی [[عتبه]] به [[جعده]] و [[مبارزه]] این دو اشعاری سروده‌اند<ref>ر. ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>
== [[دعوت]] از [[امام حسین]]{{ع}} ==
پس از [[شهادت]] امام علی{{ع}}، جعده که داماد وی بود، همچنان در [[کوفه]] سکونت گزید و طبق وصیت امام، صورت قبری در خانه وی ساخته شد تا علاوه بر ایجاد [[شک]] برای دشمنان، نام جعده بر سر زبان‌های [[مردم]] آن [[شهر]] باقی بماند و خانه او که روزی محل سکونت امام بود، هم چون پایگاهی برای [[مشتاقان]] [[علی]]{{ع}} در کوفه [[حفظ]] شود. بنابراین، [[پیروان]] و شیعیان علی{{ع}}، جعده را نماینده [[اهل بیت]] و حافظ [[اسرار]] خویش می‌دانستند و خواسته‌های خود را از طریق او به [[امام حسن]]{{ع}}و امام حسین{{ع}} بیان می‌کردند. از این رو، در [[زمان]] [[معاویه]] عده‌ای از [[شیعیان]] نزد جعده آمدند و از او خواستند تا نامه‌ای به [[حسین بن علی]]{{ع}} بنویسد و از آن حضرت بخواهد که بر ضد معاویه [[قیام]] کند.


== [[محبت]] [[خاندان]] [[جعده]] به [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} ==
جعده نیز به نمایندگی از شیعیان، به امام حسین{{ع}} نوشت: "اما بعد؛ شیعیان شما در این جا [[دل]] و جانشان با [[امید]] به شما روشن است و هیچ کسی جز شما را پذیرا نیستند. نظر برادرت [[حسن]]{{ع}} را نیز در [[جنگ]] با معاویه شناخته‌اند و شما را هم در [[مهربانی]] با [[دوستان]] و [[استواری]] و تندی در برابر [[دشمنان]] و کوشش برای پیاده شدن امر [[خدا]] می‌شناسند. پس اگر می‌خواهی این [[حکومت]] را به دست گیری، به سوی ما بیا که همانا ما خود را برای [[شهادت]] همراه شما آماده کرده‌ایم".
[[خاندان]] [[جعدة بن هبيره]] همواره از [[محبان]] و [[یاران]] [[اهل بیت پیامبر]] [[اسلام]] {{صل}} بودند و متقابلا على {{ع}} و فرزندانش آنان را مورد [[اعتماد]] خود می‌دانستند. لذا برای [[گمراهی]] [[بنی امیه]] از محل [[دفن]] [[حضرت علی]] {{ع}} در چند مورد [[قبر]] ساختند و یکی هم در [[خانه]] [[جعده]].


[[ابن ابی الحدید]] در ذیل [[خطبه ۵۶]] [[نهج البلاغه]] آورده است: شبی که [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} به [[شهادت]] رسید، فرزندانش [[تصمیم]] گرفتند که [[مرقد مطهر]] آن [[حضرت]] را از [[بیم]] تعرض [[بنی امیه]] و [[خوارج]] پوشیده دارند، از این رو در همان [[شب]] [[دفن]]، [[مردم]] را در خصوص [[مزار]] او دچار تصورات گوناگون کردند. [[فرزندان]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} نخست تابوتی را که از آن بوی [[کافور]] برمی‌خاست بر شتر نری نهادند و با ریسمان‌ها [[استوار]] بستند و در [[تاریکی]] [[شب]] همراه تنی چند از افراد مورد [[اعتماد]] خویش آن را از [[کوفه]] بیرون فرستادند و خود شایع کردند که [[پیکر مطهر]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} را به [[مدینه]] می‌برند تا کنار [[مرقد]] [[فاطمه]] {{ع}} به [[خاک]] بسپارند.
حضرت در پاسخ چنین نوشتند: ".... اما برادرم ([[حسن]])، من امیدوارم که [[خداوند]] او را موفق و کارش را محکم گرداند؛ اما امروز نظر من، [[قیام]] و [[مبارزه]] نیست. پس شما نیز حرکتی نکنید. خداوند شما را [[رحمت]] کند، در خانه‌های خود بنشینید و تا زمانی که [[معاویه]] زنده است، خود را از هر اتهامی [[حفظ]] کنید. پس اگر خدا حادثه [[مرگ]] او را پیش آورد و من زنده بودم، در نامه‌ای به شما نظرم را می‌نویسم"<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ص۲۲۱.</ref>.


همچنین استری از [[منزل]] بیرون آوردند که بر آن شکل جنازه‌ای که در پارچه‌ای پیچیده بودند گذاشتند و چنین [[تصور]] می‌شد که می‌خواهند جنازه [[حضرت]] را در [[حیره]] به [[خاک]] بسپارند، و در آخر هم چند [[گور]] کندند یکی در [[مسجد کوفه]]، یکی کنار میدان [[قصر]]- ساختمان [[حکومتی]] - یکی در حجره‌ای از خانه‌های [[خاندان]] [[جعدة بن هبيرة مخزومی]] و یکی در کنار دیوار [[خانه]] [[عبدالله بن يزيد قسری]] و یکی در [[کناسه]] و یکی هم در ثويبة، و بدین ترتیب محل آرام‌گاه آن [[امام]] [[غریب]] بر [[مردم]] پوشیده ماند و از محل [[دفن]] آن [[حضرت]] کسی جز [[فرزندان]] بزرگوار آن [[حضرت]]، و برخی از [[یاران]] بسیار [[مخلص]] او [[آگاه]] نشدند. و [[سحرگاهان]] آن [[شب]] - بیست و یکم [[ماه رمضان]] - این جمع چند نفری پیکر [[شریف]] و [[مطهر]] [[حضرت]] را از [[کوفه]] بیرون بردند و در [[نجف]] و همان محلی که به [[غری]] معروف است بر طبق [[وصیت]] [[حضرت]] به [[خاک]] سپردند و بدین ترتیب محل [[دفن]] آن [[امام همام]] تا زمان [[حکومت]] [[هارون الرشید]] بر [[مردم]] پوشیده ماند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۱.</ref>.
پس از شهادت امام حسن{{ع}} [[فرزندان]] [[جعده]] و دیگر [[شیعیان کوفه]] دور [[سلیمان]] صرد گرد آمدند و در نامه‌ای به [[امام حسین]]{{ع}} شهادت مظلومانه برادرش را به ایشان تسلیت گفتند و در پایان‌نامه اعلام کردند [[منتظر]] [[فرمان]] ایشان برای، مبارزه با دشمنان اهل بیت و گرفتن [[حق]] هستند. البته این بار نیز امام حسین{{ع}} در جواب، آنان را به [[صبر]] تا مرگ معاویه فرا خواندند<ref>تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref>


آری، [[جعده]] تا پایان [[عمر]] بابرکتش [[دست]] از [[محبت]] و [[اطاعت]] [[خاندان پیامبر]] {{ع}} برنداشت و همواره در [[خدمت]] آنان بود.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref>
== سرانجام جعده ==
بعضی، رحلت جعده را در سال ۶۶ هجری دانسته و گفته‌اند؛ وی در [[زمان]] [[قیام امام حسین]]{{ع}} در [[کوفه]] بوده است؛ ولی درباره نبودن وی در این [[نهضت]] حرفی نزده‌اند. اما همان گونه که بیشتر مؤرخان نوشته‌اند، جعده در زمان معاویه در [[مدینه]] از [[دنیا]] رفت<ref>موسوعة طبقات فقهاء، جعفر سبحانی، ج۱، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۷.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی‌مخزوم]] (قبیله)
* [[امام علی]] (دایی)
* [[امام علی]] (دایی)
* [[هبيرة مخزومی]] (پدر)
* [[هبيرة مخزومی]] (پدر)
* [[ام هانی]] (مادر)
* [[ام‌هانی دختر ابوطالب]] (مادر)
* [[عبدالله بن جعده بن هبیره]] (فرزند)
* [[ام‌الحسن بنت امام علی]] (همسر)
* [[بنی‌مخزوم]] (قبیله)
* [[هانی بن هبیره مخزومی]] (برادر)
* [[یوسف بن هبیره مخزومی]] (برادر)
* [[عون بن جعدة بن هبیره مخزومی]] (فرزند)
* [[عبدالله بن جعدة بن هبیره مخزومی]] (فرزند)
* [[عقیل بن جعدة بن هبیره مخزومی]] (فرزند)
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|'''اصحاب امام علی''']]
# [[پرونده:1100829.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱''']]
# [[پرونده:1100353.jpg|22px]] [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴''']]
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|'''اصحاب امام علی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۹۸: خط ۱۱۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:کارگزاران حکومت امام علی]]
[[رده:قبیله بنی‌مخزوم]]
۲۲۷٬۳۷۹

ویرایش