شکرگزاری در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = شکرگزاری
| موضوع مرتبط = شکرگزاری
| عنوان مدخل  = شکرگزاری
| عنوان مدخل  = شکرگزاری
| مداخل مرتبط = [[شکرگزاری در لغت]] - [[شکرگزاری در قرآن]] - [[شکرگزاری در حدیث]] - [[شکرگزاری در نهج البلاغه]] - [[شکرگزاری در اخلاق اسلامی]] - [[شکرگزاری در معارف دعا و زیارات]] - [[شکرگزاری در معارف و سیره علوی]] - [[شکرگزاری در معارف و سیره سجادی]] - [[شکرگزاری در معارف و سیره امام جواد]] - [[شکرگزاری در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[شکرگزاری در حقوق اسلامی]] - [[شکرگزاری در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[شکرگزاری در لغت]] - [[شکرگزاری در قرآن]] - [[شکرگزاری در حدیث]] - [[شکرگزاری در نهج البلاغه]] - [[شکرگزاری در اخلاق اسلامی]] - [[شکرگزاری در معارف دعا و زیارات]] - [[شکرگزاری در معارف و سیره علوی]] - [[شکرگزاری در معارف و سیره سجادی]] - [[شکرگزاری در معارف و سیره امام جواد]] - [[شکرگزاری در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[شکرگزاری در عرفان اسلامی]] - [[شکرگزاری در حقوق اسلامی]] - [[شکرگزاری در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۵۴: خط ۵۴:


== رابطه [[حمد]] و [[شکر]] ==
== رابطه [[حمد]] و [[شکر]] ==
از [[شکر]]، با واژه‌های [[مدح]]، [[حمد]] و ثنا هم تعبیر می‌شود. دو واژه [[حمد]] و [[شکر]] ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. حمد به معنای [[تعظیم]] و [[خضوع]] نسبت به خوبی‌های [[فرد]] و شکر به معنای [[سپاسگزاری]] و نوعی جبران [[نعمت]] یا خدمتی است که به [[انسان]] می‌شود<ref>مجمع البحرین.</ref>. حمد و شکر از واژه‌های پراستعمال در [[قرآن]] و [[روایات]] است. قرآن حمد را مطلقاً مخصوص [[خدا]] می‌داند {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}} <ref>«سپاس، خداوند، پروردگار جهانیان را» سوره فاتحه، آیه ۲.</ref> و حامدان<ref>سپاسگزاران خدا.</ref> را [[ستایش]] می‌نماید {{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}} <ref>«آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجده‌کنندگان فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.</ref> و [[دستور]] می‌دهد او را بپرستیم و [[شکرگزار]] نعمت‌هایش باشیم: {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«بلکه تنها خداوند را پرستش کن و از سپاسگزاران باش!» سوره زمر، آیه ۶۶.</ref>. اما [[شکر]] هم در مقابل [[خدا]] آمده و هم در برابر [[مردم]] و [[روایت]] شده است: هر کس از [[مردم]] تشکر نکند، از [[خدا]] هم تشکر نمی‌کند<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «شکر و حمد»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۲۹۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۲۶؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۰۵.</ref>.
از [[شکر]]، با واژه‌های [[مدح]]، [[حمد]] و ثنا هم تعبیر می‌شود. دو واژه [[حمد]] و [[شکر]] ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. حمد به معنای [[تعظیم]] و [[خضوع]] نسبت به خوبی‌های فرد و شکر به معنای [[سپاسگزاری]] و نوعی جبران [[نعمت]] یا خدمتی است که به [[انسان]] می‌شود<ref>مجمع البحرین.</ref>. حمد و شکر از واژه‌های پراستعمال در [[قرآن]] و [[روایات]] است. قرآن حمد را مطلقاً مخصوص [[خدا]] می‌داند {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}} <ref>«سپاس، خداوند، پروردگار جهانیان را» سوره فاتحه، آیه ۲.</ref> و حامدان<ref>سپاسگزاران خدا.</ref> را [[ستایش]] می‌نماید {{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}} <ref>«آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجده‌کنندگان فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.</ref> و [[دستور]] می‌دهد او را بپرستیم و [[شکرگزار]] نعمت‌هایش باشیم: {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«بلکه تنها خداوند را پرستش کن و از سپاسگزاران باش!» سوره زمر، آیه ۶۶.</ref>. اما [[شکر]] هم در مقابل [[خدا]] آمده و هم در برابر [[مردم]] و [[روایت]] شده است: هر کس از [[مردم]] تشکر نکند، از [[خدا]] هم تشکر نمی‌کند<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «شکر و حمد»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۲۹۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۲۶؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۰۵.</ref>.


== رابطه شکر و نعمت ==
== رابطه شکر و نعمت ==
خط ۶۲: خط ۶۲:


== رابطه شکر با [[عبادت]] [[مخلَصین]] ==
== رابطه شکر با [[عبادت]] [[مخلَصین]] ==
در [[تبین]] واژه شکر اشاره شد که دو شرط در تحقق آن ضروری است: اولاً، توجه به نعمت؛ ثانیاً، اظهار آن در جهت [[رضایت]] [[صاحب نعمت]]. از سوی دیگر، [[انسان]] بر [[فطرت]] توحید [[آفریده]] شده و شکر این نعمت، متوقف بر [[معرفت]] به این مقام [[انسانی]] است؛ همچنان‌که بعد از معرفت، او می‌باید [[راه و رسم]] ابراز این نعمت در درگاه الهی را بیاموزد. انسان در هر دو جهت، [[نیازمند]] مقامی است که خود، شاکرکامل در درگاه الهی باشد و نیز راه و رسم شکر صحیح را بخوبی بداند. مصداق چنین مقامی، عباد [[مخلَص]] [[پروردگار]]، یعنی [[مقام امامت]] در [[فرهنگ شیعی]] می‌باشد.
در تبین واژه شکر اشاره شد که دو شرط در تحقق آن ضروری است: اولاً، توجه به نعمت؛ ثانیاً، اظهار آن در جهت [[رضایت]] صاحب نعمت. از سوی دیگر، [[انسان]] بر [[فطرت]] توحید [[آفریده]] شده و شکر این نعمت، متوقف بر [[معرفت]] به این مقام [[انسانی]] است؛ همچنان‌که بعد از معرفت، او می‌باید راه و رسم ابراز این نعمت در درگاه الهی را بیاموزد. انسان در هر دو جهت، [[نیازمند]] مقامی است که خود، شاکرکامل در درگاه الهی باشد و نیز راه و رسم شکر صحیح را بخوبی بداند. مصداق چنین مقامی، عباد مخلَص [[پروردگار]]، یعنی [[مقام امامت]] در فرهنگ شیعی می‌باشد.


=== رابطه [[شکر]] با [[معرفت]] و [[عبادت]] ===
=== رابطه [[شکر]] با [[معرفت]] و [[عبادت]] ===
خط ۷۱: خط ۷۱:
همچنین در [[سوره لقمان]]، مقام شکر از جمله آثار حکمت الهی برشمرده شده است؛ یعنی به تناسبی که [[انسان]] در [[عقل]] و [[حکمت]] کامل می‌شود، در درگاه الهی شاکرتر می‌گردد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی داده‌ایم، که خداوند را سپاس گزار! و هر که سپاس گزارد به سود خویش سپاس گزارده است؛ و هر که ناسپاسی ورزد خداوند، بی‌نیازی ستوده است» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref>.
همچنین در [[سوره لقمان]]، مقام شکر از جمله آثار حکمت الهی برشمرده شده است؛ یعنی به تناسبی که [[انسان]] در [[عقل]] و [[حکمت]] کامل می‌شود، در درگاه الهی شاکرتر می‌گردد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی داده‌ایم، که خداوند را سپاس گزار! و هر که سپاس گزارد به سود خویش سپاس گزارده است؛ و هر که ناسپاسی ورزد خداوند، بی‌نیازی ستوده است» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref>.


نتیجه آن‌که: اولاً، شکر از [[خدا]] عقلاً و شرعاً از اوجب [[واجبات]] است و ثانیاً، هر مقدار که [[نعمت]] ارزشمندتر باشد، شکر آن نیز باید خاضعانه‌تر و بیشتر باشد و چون بالاترین [[حق]] برعهده همه [[انسان‌ها]]، که مدار [[حسابرسی]] الهی در [[قیامت]] است، حق خالقیّت و [[ربوبیّت]] پروردگار است، [[شکر الهی]] بالاترین [[وظیفه]] هر انسان [[حکیم]] و عاقلی است. {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ * إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ}}<ref>«این خداوند پروردگار شماست که فرمانفرمایی از آن اوست؛ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟ * اگر ناسپاسی کنید خداوند از شما بی‌نیاز است و ناسپاسی را برای بندگانش نمی‌پسندد و اگر سپاسگزار باشید سپاسگزاری را برای شما می‌پسندد» سوره زمر، آیه ۶-۷.</ref>. ثالثاً، چون همه [[نعمت‌ها]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] از آن [[خداوند]] است و بر [[شکر]] از هر نعمتی، شکر دیگری لازم می‌آید<ref>{{متن حدیث|قال الصادق {{ع}}: فِي كُلِّ نَفَسٍ مِنْ‏ أَنْفَاسِكَ‏ شُكْرٌ لَازِمٌ‏ لَكَ بَلْ أَلْفٌ أَوْ أَكْثَرُ}} (مصباح الشریعة، ص۲۴).</ref>، پس هرگز کسی به مقام شاکرین [[حقیقی]] نمی‌رسد؛ مگر آنکه ابراز عجز از [[شکر الهی]] بنماید<ref>صاحب مصباح الشریعة، بنابر نقلی که از امام صادق {{ع}} می‌نماید، می‌گوید: {{عربی|تمام الشکر اعتراف لسان السر خاضعاً لله تعالی، بالعجز عن بلوغ أدنی شکره لانّ التوفیق للشکر نعمة حادثة یجب الشکر علیها}} (مصباح الشریعة، ص۲۴).</ref> و تمام توجه او به [[منعم]] حقیقی باشد. این مقام، اختصاص به مخلصین در درگاه الهی دارد؛ چنان‌که در مخاطبات [[حضرت موسی]] {{ع}} با خداوند، این معنا به ایشان [[القاء]] شد. {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَى {{ع}}: يَا مُوسَى اشْكُرْنِي‏ حَقَّ شُكْرِي‏ فَقَالَ يَا رَبِّ كَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ فَقَالَ يَا مُوسَى شَكَرْتَنِي حَقَّ شُكْرِي حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّي}}<ref>قصص الأنبیاء {{عم}}، ص۱۶۱.</ref>
نتیجه آن‌که: اولاً، شکر از [[خدا]] عقلاً و شرعاً از اوجب [[واجبات]] است و ثانیاً، هر مقدار که [[نعمت]] ارزشمندتر باشد، شکر آن نیز باید خاضعانه‌تر و بیشتر باشد و چون بالاترین [[حق]] برعهده همه [[انسان‌ها]]، که مدار [[حسابرسی]] الهی در [[قیامت]] است، حق خالقیّت و [[ربوبیّت]] پروردگار است، [[شکر الهی]] بالاترین [[وظیفه]] هر انسان [[حکیم]] و عاقلی است. {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ * إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ}}<ref>«این خداوند پروردگار شماست که فرمانفرمایی از آن اوست؛ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟ * اگر ناسپاسی کنید خداوند از شما بی‌نیاز است و ناسپاسی را برای بندگانش نمی‌پسندد و اگر سپاسگزار باشید سپاسگزاری را برای شما می‌پسندد» سوره زمر، آیه ۶-۷.</ref>. ثالثاً، چون همه [[نعمت‌ها]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] از آن [[خداوند]] است و بر [[شکر]] از هر نعمتی، شکر دیگری لازم می‌آید<ref>{{متن حدیث|قال الصادق {{ع}}: فِي كُلِّ نَفَسٍ مِنْ‏ أَنْفَاسِكَ‏ شُكْرٌ لَازِمٌ‏ لَكَ بَلْ أَلْفٌ أَوْ أَكْثَرُ}} (مصباح الشریعة، ص۲۴).</ref>، پس هرگز کسی به مقام شاکرین [[حقیقی]] نمی‌رسد؛ مگر آنکه ابراز عجز از [[شکر الهی]] بنماید<ref>صاحب مصباح الشریعة، بنابر نقلی که از امام صادق {{ع}} می‌نماید، می‌گوید: {{عربی|تمام الشکر اعتراف لسان السر خاضعاً لله تعالی، بالعجز عن بلوغ أدنی شکره لانّ التوفیق للشکر نعمة حادثة یجب الشکر علیها}} (مصباح الشریعة، ص۲۴).</ref> و تمام توجه او به [[منعم]] حقیقی باشد. این مقام، اختصاص به مخلصین در درگاه الهی دارد؛ چنان‌که در مخاطبات [[حضرت موسی]] {{ع}} با خداوند، این معنا به ایشان القاء شد: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَى {{ع}}: يَا مُوسَى اشْكُرْنِي‏ حَقَّ شُكْرِي‏ فَقَالَ يَا رَبِّ كَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ فَقَالَ يَا مُوسَى شَكَرْتَنِي حَقَّ شُكْرِي حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّي}}<ref>قصص الأنبیاء {{عم}}، ص۱۶۱.</ref>.


شکر الهی، یا با [[ستایش]] لسانی خداوند است، که به آن [[ذکر زبانی]] اطلاق می‌شود و برخی از [[اعمال عبادی]] در [[شرع]] [[مقدس]] به این مرتبه از شکر باز می‌گردد، یا آنکه با استفاده از [[نعمت‌های الهی]] در [[جهت]] رضای خداوند و [[امتثال]] [[فرامین الهی]] در عمل است، که این نیز به [[عبادات]] عملی خداوند از قبیل [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] و سایر [[فرامین]] [[شارع]] باز می‌گردد. ریشه این هردو شیوه ابراز شکر، در مرتبه [[ذکر قلبی]] [[انسان]] است. طی [[برهان]] اشاره شد که هر مقدار [[یقین]] [[مؤمن]] و [[معرفت]] به [[توحید]] او بالاتر باشد، [[نسیان]] و [[فراموشی]] بر [[قلب]] او کمتر عارض می‌شود. در نتیجه، او [[عبد]] شاکرتری است. به بیان دیگر، چون قلب [[انسان]] بر [[فطرت]] توحید [[آفریده]] شده، به طبع اولی دائماً [[عابد]] و [[ذاکر]] [[پروردگار]] است. {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«بلکه تنها خداوند را پرستش کن و از سپاسگزاران باش!» سوره زمر، آیه ۶۶.</ref>.
شکر الهی، یا با [[ستایش]] لسانی خداوند است، که به آن ذکر زبانی اطلاق می‌شود و برخی از [[اعمال عبادی]] در [[شرع]] [[مقدس]] به این مرتبه از شکر باز می‌گردد، یا آنکه با استفاده از [[نعمت‌های الهی]] در جهت رضای خداوند و [[امتثال]] [[فرامین الهی]] در عمل است، که این نیز به [[عبادات]] عملی خداوند از قبیل [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] و سایر [[فرامین]] [[شارع]] باز می‌گردد. ریشه این هردو شیوه ابراز شکر، در مرتبه ذکر قلبی [[انسان]] است. طی [[برهان]] اشاره شد که هر مقدار [[یقین]] [[مؤمن]] و [[معرفت]] به [[توحید]] او بالاتر باشد، نسیان و فراموشی بر [[قلب]] او کمتر عارض می‌شود. در نتیجه، او [[عبد]] شاکرتری است. به بیان دیگر، چون قلب [[انسان]] بر [[فطرت]] توحید [[آفریده]] شده، به طبع اولی دائماً [[عابد]] و ذاکر [[پروردگار]] است. {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«بلکه تنها خداوند را پرستش کن و از سپاسگزاران باش!» سوره زمر، آیه ۶۶.</ref>.


هنگامی [[غفلت]] بر انسان عارض می‌شود که دچار زنگار [[گناه]] شده و یا رگه‌هایی از [[شرک به خداوند]]، او را گرفتار [[حجاب]] کند: {{متن قرآن|كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ * كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ بلکه آنچه می‌کرده‌اند بر دل‌هاشان زنگار بسته است * آری، بی‌گمان آنان در آن روز از پروردگارشان باز داشته خواهند بود» سوره مطففین، آیه ۱۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۶۱.</ref>
هنگامی [[غفلت]] بر انسان عارض می‌شود که دچار زنگار [[گناه]] شده و یا رگه‌هایی از [[شرک به خداوند]]، او را گرفتار [[حجاب]] کند: {{متن قرآن|كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ * كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ بلکه آنچه می‌کرده‌اند بر دل‌هاشان زنگار بسته است * آری، بی‌گمان آنان در آن روز از پروردگارشان باز داشته خواهند بود» سوره مطففین، آیه ۱۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۶۱.</ref>
خط ۸۰: خط ۸۰:
از آنجا که همه نعمت‌های مادی و [[معنوی]] انسان از آن [[خداوند]] است، شاکر [[حقیقی]] کسی است که دائماً در حال ذکر و عبادت باشد؛ چنانکه درباره صفات [[مؤمنین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ}}<ref>«آنان که در نمازهایشان پیگیری دارند» سوره معارج، آیه ۲۳.</ref>. دوام در [[نماز]]، به معنای دوام ذکر و شکر نعم [[الهی]] است<ref>چنان‌که خداوند اصل در نماز را ذکر و حتی حقیقت آن را ذکر الهی بیان می‌دارد: و می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي}} «بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴؛ همچنین می‌فرماید: {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}} «آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید» سوره عنکبوت، آیه ۴۵؛ امام باقر {{ع}} نیز می‌فرمایند: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ‏ الْمُؤْمِنُ‏ فِي‏ صَلَاةٍ مَا كَانَ فِي ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَائِماً كَانَ أَوْ جَالِساً أَوْ مُضْطَجِعاً إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ‏ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}}} (الأمالی (للمفید)، ص۳۱۰).</ref>: {{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي}}<ref>«بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴.</ref>.
از آنجا که همه نعمت‌های مادی و [[معنوی]] انسان از آن [[خداوند]] است، شاکر [[حقیقی]] کسی است که دائماً در حال ذکر و عبادت باشد؛ چنانکه درباره صفات [[مؤمنین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ}}<ref>«آنان که در نمازهایشان پیگیری دارند» سوره معارج، آیه ۲۳.</ref>. دوام در [[نماز]]، به معنای دوام ذکر و شکر نعم [[الهی]] است<ref>چنان‌که خداوند اصل در نماز را ذکر و حتی حقیقت آن را ذکر الهی بیان می‌دارد: و می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي}} «بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴؛ همچنین می‌فرماید: {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}} «آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید» سوره عنکبوت، آیه ۴۵؛ امام باقر {{ع}} نیز می‌فرمایند: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ‏ الْمُؤْمِنُ‏ فِي‏ صَلَاةٍ مَا كَانَ فِي ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَائِماً كَانَ أَوْ جَالِساً أَوْ مُضْطَجِعاً إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ‏ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}}} (الأمالی (للمفید)، ص۳۱۰).</ref>: {{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي}}<ref>«بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴.</ref>.


بنابراین، [[شکر]] مطلق [[الهی]]، یعنی [[عبادت]] و ذکر او، بدون کمترین [[عصیان]] و یا [[نسیان]] صاحب نعمت. چون شکر در مقابل [[کفر]] است، بنابراین، کسی می‌تواند شاکر صحیح در درگاه الهی باشد که در عبادت او هیچ‌گونه شائبه [[شرک]] یا کفر اعتقادی یا عملی نباشد. چنین شکری، منحصر در [[مخلَصین]] است؛ که [[قرآن]] چنین به آن اشاره می‌نماید: {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ}}<ref>«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس بگزارید و با من ناسپاسی نورزید» سوره بقره، آیه ۱۵۲.</ref>. یعنی «مرا آن‌چنان یاد کنید که هرگز نسیانی در آن نباشد و شکری کنید که هرگز شائبه کفری در آن وجود نداشته باشد»<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۶۳.</ref>.
بنابراین، [[شکر]] مطلق [[الهی]]، یعنی [[عبادت]] و ذکر او، بدون کمترین [[عصیان]] و یا نسیان صاحب نعمت. چون شکر در مقابل [[کفر]] است، بنابراین، کسی می‌تواند شاکر صحیح در درگاه الهی باشد که در عبادت او هیچ‌گونه شائبه [[شرک]] یا کفر اعتقادی یا عملی نباشد. چنین شکری، منحصر در [[مخلَصین]] است؛ که [[قرآن]] چنین به آن اشاره می‌نماید: {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ}}<ref>«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس بگزارید و با من ناسپاسی نورزید» سوره بقره، آیه ۱۵۲.</ref>. یعنی «مرا آن‌چنان یاد کنید که هرگز نسیانی در آن نباشد و شکری کنید که هرگز شائبه کفری در آن وجود نداشته باشد»<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۶۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۲٬۰۹۴

ویرایش