بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = توحید | | موضوع مرتبط = توحید | ||
| عنوان مدخل = توحید | | عنوان مدخل = توحید | ||
| مداخل مرتبط = [[توحید در قرآن]] - [[توحید در حدیث]] - [[توحید در معارف و سیره امام جواد]] | | مداخل مرتبط = [[توحید در لغت]] - [[توحید در قرآن]] - [[توحید در حدیث]] - [[توحید در نهج البلاغه]] - [[توحید در کلام اسلامی]] - [[توحید در اخلاق اسلامی]] - [[توحید در عرفان اسلامی]] - [[توحید در معارف دعا و زیارات]] - [[توحید در معارف و سیره علوی]] - [[توحید در معارف و سیره فاطمی]] - [[توحید در معارف و سیره سجادی]] - [[توحید در معارف و سیره امام کاظم]] - [[توحید در معارف و سیره امام جواد]] - [[توحید در فقه اسلامی]] - [[توحید در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[امام جواد]] {{ع}} نیز، همانند دیگر | [[امام جواد]]{{ع}} نیز، همانند دیگر پدران بزرگوارش، از چشمه سار زلال [[معرفت]] خویش برای روشنگری اذهان و [[افکار]] [[مردم]] زمانش نسبت به اصل اول [[اعتقادی]] و [[دینی]] مردم بهره میجست. | ||
از آن حضرت، [[احادیث]] و سخنان کوتاه و پرمغزی را در لابهلای کتب حدیث و [[تاریخ]] مشاهده میکنیم، که به فراخور فهم و [[درک]] مردم آن [[زمان]]، مسئله [[توحید]] و [[خداشناسی]] را بیان فرموده است. اگرچه سخنان آن حضرت در معرفت ذات [[پروردگار]] و آشنایی با هستی بخش عالم، کوتاه و مختصر است؛ ولی در عین کوتاه بودن، [[عطش]] تشنگان معرفت را برطرف میکرد. | |||
[[ | |||
اسما و صفات آفریدههای معانی هستند و آن چه به سبب آنها قصد میشود، همان خدای واحد یگانه خواهد بود که | [[امام]]{{ع}} در ضمن پاسخ کسی که پرسیده بود: آیا میتوانم [[خداوند]] را مانند موجودات دیگر عالم در ذهن خویش به تصویر در آورم؟ فرمود: آنچه تو در ذهن خویش به عنوان هستی بخش عالم و [[خالق]] موجودات تصور میکنی، [[خدا]] نیست؛ چراکه ذهن و [[اندیشه]] [[بشر]] از درک [[حقیقت]] ذات پروردگار عالَم عاجز است. او غیر محدود است و ذهن [[بشر]] محدود نمیتواند حقیقت نامحدود را تصویر کند<ref>توحید صدوق، ص۱۰۶، ح۶؛ کافی، ج۱، ص۸۲، ح۱؛ نور الثقلین، ج۴، ص۵۶۱، ح۲۷؛ بحارالانوار، ج۳، ص۲۶۶، ح۳۲؛ وافی، ج۱، ص۳۳۲، ح۲۵۷؛ فصول المهمه (حر عاملی)، ج۱، ص۱۳۶، ح۳۶.</ref>. در سخنی دیگر، در پاسخ به این [[پرسش]]: خدا واحد است، یعنی چه؟ امام{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الَّذِي اجْتِمَاعُ الْأَلْسُنِ عَلَيْهِ بِالتَّوْحِيدِ}}؛ یعنی آنکه همه [[انسانها]] با هر زبانی که سخن میگویند، بر یگانگی وی [[اتفاق نظر]] دارند. | ||
آری، خداوند هرگز با قلت و کثرت اندیشیده نمیشود؛ زیرا هر چه با آن [[اندیشه]] شود، مخلوقی است که راه به [[خالق]] میبرد. | |||
پس این که میگوییم او | انسانها، در گذشته و حال تاریخ، همه [[خداپرست]] و [[موحد]] و به [[رب]] و خالق واحد [[معتقد]] بودهاند و با یک مصدر و [[قدرت]] در عالَم [[راز و نیاز]] نمودهاند و از او درخواست کمک میکنند؛ چونان که حضرت [[حق در قرآن]] کریم همگان را به این امر توجه میدهد: {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ میگویند: خداوند» سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>.<ref>توحید صدوق، ص۸۳، ح۲؛ نور الثقلین، ج۴، ص۲۱۵، ح۸۹؛ بحار الانوار، ج۳، ص۲۰۸، ح۴؛ کافی، ج۱، ص۱۱۸، ح۱۲؛ وافی، ج۱، ص۴۷۷، ح۳۹۰.</ref> | ||
[[امام جواد]] {{ع}} فرمود: هر آنچه قابل شنیدن باشد، از او مخفی نیست؛ ولی او را با گوش سر توصیف نمیکنیم. توصیف [[خداوند]] به | [[ابوهاشم جعفری]] میگوید: نزد [[امام جواد]]{{ع}} بودم. شخصی پرسید: ای فرزند [[رسول خدا]]! به من بگو آیا نامها و صفاتی برای [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] وجود دارد؟ چنان چه پاسخ مثبت باشد، آیا نامها و صفات همان وجود خداوند هستند یا جدای از او؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: [[پرسش]] تو دو گونه [[تفسیر]] دارد: چنان چه میخواهی بپرسی که آیا تعدد و تکثر در او راه دارد؟ پاسخ آن است که خداوند [[برتر]] از پرسش تو است و هیچ تعدد و تکثری در او راه ندارد. | ||
چنان چه مقصود آن باشد که آیا نامها و صفات او همیشگی است؟ باید بگویم که این سخن نیز دو گونه تفسیر دارد: چنانچه مقصود تو همیشگی بودن [[علم]] او و [[استحقاق]] او برای این صفات و اسما باشد؛ پاسخ آن است که آری و چنانچه مقصود تو همیشگی بودن شکل و حروف و پارههای آن کلمات و اسما باشد، هیچگاه اینگونه نبوده و نیست؛ بلکه خداوند زمانی که هیچ نبود، به تنهایی بود. سپس او همه اسما و صفات را آفرید تا وسیله ارتباط میان او و مخلوقاتش باشند و [[مردم]] بتوانند با آنها به درگاه وی [[تضرع]] و ناله کنند و او را [[پرستش]] نمایند. | |||
اسما و صفات آفریدههای معانی هستند و آن چه به سبب آنها قصد میشود، همان خدای واحد یگانه خواهد بود که شایسته هیچگونه [[اختلاف]] و ائتلافی نیست؛ زیرا اختلاف و ائتلاف در موجود دارای جزء و قابل تجزیه تصور میشود؛ در حالی که [[خدای عزوجل]] اینگونه نیست بلکه این از ویژگیهای موجودات مادی و غیر از خداوند است. | |||
آری، خداوند هرگز با قلت و کثرت اندیشیده نمیشود؛ زیرا هر چه با آن [[اندیشه]] شود، مخلوقی است که راه به [[خالق]] میبرد. پس این که میگوییم او قادر است؛ یعنی عجز و [[ناتوانی]] را از وجود او میزداییم و دیگران را بدان توصیف مینماییم. و این که میگوییم او عالِم است؛ یعنی [[جهل]] را از وجود او میزداییم. هرگاه چنین شد، وجود او [[علم]] محض میشود که چیزی جدای از ذات او نخواهد بود. | |||
ابوهاشم میگوید: آن شخص پرسید چگونه [[خدا]] را با اسم و صفت [[سمیع]] میخوانیم؟ [[امام جواد]]{{ع}} فرمود: هر آنچه قابل شنیدن باشد، از او مخفی نیست؛ ولی او را با گوش سر توصیف نمیکنیم. توصیف [[خداوند]] به وصف «[[بصیر]]» نیز همین گونه است؛ زیرا هر آنچه قابل دیدن باشد، بر او مخفی نخواهد بود. اما او را به [[چشم سر]] توصیف نمیکنیم و اسما و صفات دیگر خداوند مانند «لطیف» و «[[قوی]]» نیز اینگونه میباشد. | |||
آری، خداوند نه شبیه دارد، نه مخالف، نه پایان و نه کیفیت؛ بلکه بر [[قلب]] [[حرام]] است که برای او نظیری قرار دهد، بر [[فکر]] حرام است که برای او حد و مرزی قایل شود و بر [[باطن]] حرام است که او را به کیفیتی توصیف نماید. او [[برتر]] از همه و بزرگتر از هر چیزی است<ref>توحید، ص۱۹۳، ح۷؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۷، ح۳۲۱؛ کافی، ج۱، ص۱۱۶، ح۷؛ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۵۳، ح۱؛ ج۵۴، ص۸۳؛ ج۵۴، ص۸۲، ح۶۲؛ نور الثقلین، ج۱، ص۳۸، ح۳۲؛ ج۳، ص۱۳۴، ح۵۹؛ ج۵، ص۲۳۴، ح۱۷؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۱۱۰؛ وافی، ج۱، ص۲۷۲، ح۳۸۵؛ فصول المهمه (حرعاملی)، ج۱، ص۱۴۹، ح۶۱ و ص۱۶۲، ح۹۴ و ص۲۰۶، ح۱۷۱.</ref>. | آری، خداوند نه شبیه دارد، نه مخالف، نه پایان و نه کیفیت؛ بلکه بر [[قلب]] [[حرام]] است که برای او نظیری قرار دهد، بر [[فکر]] حرام است که برای او حد و مرزی قایل شود و بر [[باطن]] حرام است که او را به کیفیتی توصیف نماید. او [[برتر]] از همه و بزرگتر از هر چیزی است<ref>توحید، ص۱۹۳، ح۷؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۷، ح۳۲۱؛ کافی، ج۱، ص۱۱۶، ح۷؛ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۵۳، ح۱؛ ج۵۴، ص۸۳؛ ج۵۴، ص۸۲، ح۶۲؛ نور الثقلین، ج۱، ص۳۸، ح۳۲؛ ج۳، ص۱۳۴، ح۵۹؛ ج۵، ص۲۳۴، ح۱۷؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۱۱۰؛ وافی، ج۱، ص۲۷۲، ح۳۸۵؛ فصول المهمه (حرعاملی)، ج۱، ص۱۴۹، ح۶۱ و ص۱۶۲، ح۹۴ و ص۲۰۶، ح۱۷۱.</ref>. | ||
در روایتی دیگر [[اشعث بن حاتم]] از امام جواد {{ع}} در باره مسئلهای از [[توحید]] پرسید و [[امام]] {{ع}} در پاسخ وی فرمود: آیا [[قرآن]] میخوانی؟ | |||
گفت: آری. | در روایتی دیگر [[اشعث بن حاتم]] از امام جواد{{ع}} در باره مسئلهای از [[توحید]] پرسید و [[امام]]{{ع}} در پاسخ وی فرمود: آیا [[قرآن]] میخوانی؟ گفت: آری. امام{{ع}} فرمود: این [[آیه]] را بخوان: {{متن قرآن|لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ}}<ref>«چشمها او را در نمییابند و او چشمها را در مییابد و او نازکبین آگاه است» سوره انعام، آیه ۱۰۳.</ref>. | ||
امام {{ع}} فرمود: این [[آیه]] را بخوان: {{متن قرآن|لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ}}<ref>«چشمها او را در نمییابند و او چشمها را در مییابد و او نازکبین آگاه است» سوره انعام، آیه ۱۰۳.</ref>. | |||
او هم آیه را خواند. امام {{ع}} فرمود: مقصود از [[چشمها]] چیست؟ | او هم آیه را خواند. امام{{ع}} فرمود: مقصود از [[چشمها]] چیست؟ گفت: چشم سر مقصود است. امام{{ع}} فرمود: [[خیر]]! بلکه چشم فکر و [[اندیشه]] مقصود است که فکرها و [[اندیشهها]] [[ذات خداوند]] را [[درک]] نمیکنند و اوست که همه [[فکر]] و [[اندیشهها]] را میشناسد<ref>محاسن برقی، ص۲۳۹، ح۲۱۵؛ بحار الأنوار، ج۳، ص۳۰۸، ح۴۶.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۲۶۱.</ref> | ||
گفت: چشم سر مقصود است. | |||
امام {{ع}} فرمود: خیر! بلکه چشم فکر و [[اندیشه]] مقصود است که فکرها و [[اندیشهها]] [[ذات خداوند]] را [[درک]] نمیکنند و اوست که همه [[فکر]] و [[اندیشهها]] را میشناسد<ref>محاسن برقی، ص۲۳۹، ح۲۱۵؛ بحار الأنوار، ج۳، ص۳۰۸، ح۴۶.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، | |||
== منابع == | == منابع == | ||