آیه نصرت الهی از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیه نصرت الهی
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  = آیه نصرت الهی
| مداخل مرتبط = [[آیه نصرت الهی]] - [[آیه نصرت الهی در تفسیر و علوم قرآنی]]  
| مداخل مرتبط = [[آیه نصرت الهی در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه نصرت الهی از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
[[آیه]]{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«اوست که تو را با یاری خود و مؤمنان حمایت و پشتیانی کرد». سوره انفال، آیه ۶۲.</ref> از جمله آیاتی است که بر [[افضلیت]] و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت می‌کند. در این آیۀ شریفه، [[خداوند]] به صراحت از پشتیبانی و حمایت خود از رسولش خبر می‌دهد و بیان می‌کند که این پشتیبانی به واسطۀ [[مؤمنان]] صورت گرفته است.


براساس [[احادیث]] متعدد و معتبری که [[محدثان]] و [[مفسران]] [[شیعه]] و [[سنی]] از برخی [[صحابه]] بزرگ [[روایت]] کرده‌اند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مراد از [[مؤمنین]] در آیه را [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} معرفی کرده‌اند.
[[آیه]] ۶۲ [[سوره انفال]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}؛ «اوست که تو را با یاری خود و مؤمنان حمایت و پشتیانی کرد». از جمله آیاتی است که بر [[افضلیت]] و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت می‌کند. در این آیۀ شریفه، [[خداوند]] به صراحت از پشتیبانی و حمایت خود از رسولش خبر می‌دهد و بیان می‌کند که این پشتیبانی به واسطۀ [[مؤمنان]] صورت گرفته است.


روشن است که حمایت خداوند از رسولش به واسطۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، فضیلتی بسیار عظیم است که هیچ یک از صحابه از آن برخوردار نیست، در نتیجه این آیه به صراحت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد و به حکم [[قاعده عقلی]] [[قبح]] [[تقدم مفضول بر فاضل]]، دلیلی محکم بر [[اثبات ولایت]] و [[امامت]] حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به شمار می‌رود.
براساس [[احادیث]] متعدد و معتبری که محدثان و [[مفسران]] [[شیعه]] و [[سنی]] از برخی [[صحابه]] بزرگ [[روایت]] کرده‌اند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مراد از [[مؤمنین]] در آیه را [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} معرفی کرده‌اند. روشن است که حمایت خداوند از رسولش به واسطۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، فضیلتی بسیار عظیم است که هیچ یک از صحابه از آن برخوردار نیست، در نتیجه این آیه به صراحت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد و به حکم قاعده عقلی قبح تقدم مفضول بر فاضل، دلیلی محکم بر اثبات ولایت و [[امامت]] حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به شمار می‌رود. برخی  همچون [[ابن تیمیه]] مناقشات و اشکالاتی را به سند و دلالت احادیث وارد ساخته و دلالت آیه بر امامت آن حضرت را منکر شده‌اند.
 
برخی  همچون [[ابن تیمیه]] مناقشات و اشکالاتی را به سند و [[دلالت احادیث]] وارد ساخته و دلالت آیه بر امامت آن حضرت را منکر شده‌اند.


== شرح و [[تفسیر]] ==
== شرح و [[تفسیر]] ==
=== مصداق مومنین ===
=== مصداق مومنین ===
مشهور [[مفسران]] فریقین بر اساس [[روایات]] آراء و دیدگاه‌های مختلفی پیرامون مصداق مؤمنون در [[آیه]] بیان کرده‌اند. بر اساس برخی [[روایات]] نقل‌شده از [[مفسران شیعه]] <ref>نک: به: بحرانی، البرهان فی تقسیر القرآن، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۷۰۷؛ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش، ص۳۱۲.</ref> و [[اهل سنت]] همچون سیوطی، قندوزی حنفی، خطیب بغدادی، محب الدین طبری وحموی جوینی<ref>نک:سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲؛ ابن‌ عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۶۰؛ گنجی، کفایة الطالب، ۱۴۰۴ق، ص۲۳۴؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۷۳؛ محب‌الدین طبری، ذخائر العقبی، ۱۳۵۶ق، ص۶۹؛ حموی جوینی، فرائد السمطین، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۲۳۶.</ref> واژه «[[مؤمنان]]» در این [[آیه]] به [[امام علی]]{{ع}} اشاره دارد و این آیه یکی از [[آیات]] بیان‌کننده [[فضایل]] آن حضرت به شمار می‌رود. علاوه بر این براساس روایاتی که از بزرگانی همچون سوطی، قندوزی و حاکم حسکانی<ref>نک: سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قتدوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲.</ref> نقل شده، ثبتِ نامِ [[امام]] آن حضرت بر [[عرش]]، به [[حکم عقل]]، نمایانگر [[برتری]] و [[شایستگی]] ایشان برای [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ۱۳۸۶ش‏، ج۱، ص۳۱۳-۳۰۷.</ref>.
مشهور [[مفسران]] فریقین بر اساس [[روایات]] آراء و دیدگاه‌های مختلفی پیرامون مصداق مؤمنون در [[آیه]] بیان کرده‌اند. بر اساس برخی [[روایات]] نقل شده از [[مفسران شیعه]]<ref>نک: به: بحرانی، البرهان فی تقسیر القرآن، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۷۰۷.</ref> و [[اهل سنت]] همچون سیوطی، قندوزی حنفی، خطیب بغدادی، محب الدین طبری و حموی جوینی<ref>نک: سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲؛ ابن‌ عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۶۰؛ گنجی، کفایة الطالب، ۱۴۰۴ق، ص۲۳۴؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۷۳؛ محب‌الدین طبری، ذخائر العقبی، ۱۳۵۶ق، ص۶۹؛ حموی جوینی، فرائد السمطین، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۲۳۶.</ref> واژه «[[مؤمنان]]» در این [[آیه]] به [[امام علی]]{{ع}} اشاره دارد و این آیه یکی از [[آیات]] بیان‌کننده [[فضایل]] آن حضرت به شمار می‌رود. علاوه بر این براساس روایاتی که از بزرگانی همچون سوطی، قندوزی و حاکم حسکانی<ref>نک: سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۰۰؛ قتدوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۸۲؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۲.</ref> نقل شده، ثبتِ نامِ [[امام]] آن حضرت بر [[عرش]]، به [[حکم عقل]]، نمایانگر [[برتری]] و [[شایستگی]] ایشان برای [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} است<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.</ref>.


== احادیث مرتبط با آیه ==
== احادیث مرتبط با آیه ==
از طریق [[ابونعیم]] از [[ابوهریره]] [[روایت]] شده است که گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: «بر [[عرش]] نوشته شده خدایی جز [[اللّه]] نیست. او واحد و بدون [[شریک]] است و محمّد [[بنده]] و [[رسول]] من است. او را به واسطۀ [[علی بن ابی‌طالب]] پشتیبانی کردم و آن قول خدای تعالی در کتاب خود است که می‌فرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} یعنی با [[علی بن ابی طالب]].<ref>نک: علامه حلی، [[منهاج الکرامة]]، ص۱۳۴.</ref>
از طریق [[ابونعیم]] از [[ابوهریره]] [[روایت]] شده است که گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: «بر [[عرش]] نوشته شده خدایی جز [[اللّه]] نیست. او واحد و بدون [[شریک]] است و محمّد [[بنده]] و [[رسول]] من است. او را به واسطۀ [[علی بن ابی‌طالب]] پشتیبانی کردم و آن قول خدای تعالی در کتاب خود است که می‌فرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} یعنی با [[علی بن ابی طالب]]<ref>نک: علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۳۴.</ref>.
 
[[ابن عساکر]] نیز به اسناد خود، [[حدیث]] را از [[ابوهریره]] نقل کرده است. وی در [[تاریخ مدینة دمشق]] می‌نویسد: «ابوالحسن علی بن مسلم [[شافعی]] به سند خود از ابوهریره به ما خبر داد که گفت: بر [[عرش]] نوشته شده خدایی جز [[اللّه]] نیست، یگانه و بی‌شریکم و محمّد [[بنده]] و [[رسول]] من است. او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم و آن قول [[خداوند]] در کتاب خویش است که فرمود: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} تنها دربارۀ علی{{ع}} است»<ref>{{عربی| أخبرنا أبوالحسن علی بن المسلم الشافعی، أنا أبوالقاسم بن‌أبی‌العلاء، أنا أبو بکر محمّد بن عمر بن سلیمان العوفی النّصیبی، نا أبو بکر أحمد بن یوسف بن خلّاد، نا أبو عبداللّه الحسین بن إسماعیل المهری، ناعباس بن بکار، ناخالد بن‌أبی‌عمرو الأسدی، عن الکلبی، عن‌أبی‌صالح، عن أبی هریرة، قال: مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحدی لا شریک لی، ومحمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ‌، وذلک قوله فی کتابه: {{متن قرآن|هُوَ اَلَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ‌ علیّ وحده}}}}، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰.</ref>.


[[ابن عساکر]] نیز این روایت را در تاریخ خود نقل کرده و علاوه بر او، افراد دیگری نیز [[روایت]] نزول آیه در شأن امام علی{{ع}} را نقل کرده‌اند، از جمله: محبّ الدّین طبری در الرّیاض<ref>الرّیاض، ج ۲، ص ۱۷۲ (به نقل از [[الغدیر]]، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛  [[سیوطی]] در الدّرّالمنثور<ref>الدّرّ المنثور، ج ۳، ص ۱۹۹ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>؛ قندوزی در [[ینابیع المودّة]]<ref>ینابیع المودّة، ص۹۴ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>؛ علّامه گنجی در کفایة الطّالب‌<ref>کفایة الطّالب، ص ۱۱۰ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>. علّامه امینی [[روایات]] زیادی، از راویان دیگر نقل می‌کند که علی{{ع}} را نخستین یار و [[یاور]] [[پیامبر]]{{صل}} معرّفی می‌کند، ولی تصریح نمی‌کند که مراد از آیه شریفه، علیّ بن أبی طالب است. از جمله این روایات، [[حدیثی]] است که «[[انس بن مالک]]» از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چنین نقل می‌کند: «وقتی مرا به [[معراج]] بردند، [[مشاهده]] کردم که بر ساقه [[عرش]] این جملات نوشته شده است: «هیچ خدایی جز [[خدای یکتا]] نیست، [[محمّد]] پیامبر و فرستاده خداست، محمّد را به وسیله علی [[تأیید]] کردم و به واسطه علی او را کمک نمودم»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا عُرِجَ بی‌: رَأَیْتُ عَلی‌ ساقِ العَرشِ مَکْتُوباً: لا الهَ الَّا اللَّهُ، محمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، ایَّدْتُهُ بِعَلِیٍّ، نَصَرْتُهُ بِعَلِیٍ}}؛ تاریخ بغداد، ج ۱۱، ص ۱۷۳ (به نقل از [[الغدیر]]، ج ۲، ص ۵۰).</ref>.[[حدیث]] مذکور در کتاب‌های مختلف [[اهل سنت]] آمده است، از جمله می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد: ذخائر العقبی‌<ref>ذخائر العقبی، ص ۶۹ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ [[مناقب]] خوارزمی‌<ref>مناقب خوارزمی، ص ۲۵۴ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ فرائد حمّویی‌<ref>فرائد حمّویی، باب ۴۶ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ خصائص الکبری‌ سیوطی‌<ref>خصایص الکبری، ج ۱، ص ۷ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۱).</ref> و کتاب‌های دیگر<ref> به الغدیر، ج ۲، ص ۵۰ و ۵۱ مراجعه کنید.</ref>. اینکه گفته می‌شود: «بر ساقه عرش [[خداوند]] فلان مسأله نوشته شده است» نشانه اهمّیّت چنین مسأله‌ای است، اینکه در ساق [[عرش الهی]] و در کنار نام [[مبارک]] خداوند و پیامبرش، [[نام علی]]{{ع}} نوشته شده، دلیل بر این است که علی{{ع}} از جهت [[نصرت]] و [[یاری پیامبر]] برترین [[مسلمانان]] بوده است و طبیعی است که اگر خداوند بخواهد [[جانشینی]] برای پیامبرش [[انتخاب]] کند، برترین مسلمانان را برای این منظور در نظر می‌گیرد و اگر مسلمانان هم بخواهند شخصی را انتخاب کنند، [[عقل]] [[حکم]] می‌کند که به سراغ چنین شخصی بروند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.</ref>.
علاوه بر ابن عساکر، افراد دیگری نیز [[روایت]] نزول آیه در شأن امام علی{{ع}} را نقل کرده‌اند، از جمله: محبّ الدّین طبری در الرّیاض<ref>الرّیاض، ج ۲، ص ۱۷۲ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛  [[سیوطی]] در الدّرّالمنثور<ref>الدّرّ المنثور، ج ۳، ص ۱۹۹ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>؛ قندوزی در [[ینابیع المودّة]]<ref>ینابیع المودّة، ص۹۴ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>؛ علّامه گنجی در کفایة الطّالب‌<ref>کفایة الطّالب، ص ۱۱۰ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>. علّامه امینی [[روایات]] زیادی، از راویان دیگر نقل می‌کند که علی{{ع}} را نخستین یار و [[یاور]] [[پیامبر]]{{صل}} معرّفی می‌کند، ولی تصریح نمی‌کند که مراد از آیه شریفه، علیّ بن أبی طالب است. از جمله این روایات، [[حدیثی]] است که «[[انس بن مالک]]» از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چنین نقل می‌کند: «وقتی مرا به [[معراج]] بردند، مشاهده کردم که بر ساقه [[عرش]] این جملات نوشته شده است: «هیچ خدایی جز [[خدای یکتا]] نیست، [[محمّد]] پیامبر و فرستاده خداست، محمّد را به وسیله علی [[تأیید]] کردم و به واسطه علی او را کمک نمودم»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا عُرِجَ بی‌: رَأَیْتُ عَلی‌ ساقِ العَرشِ مَکْتُوباً: لا الهَ الَّا اللَّهُ، محمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، ایَّدْتُهُ بِعَلِیٍّ، نَصَرْتُهُ بِعَلِیٍ}}؛ تاریخ بغداد، ج ۱۱، ص ۱۷۳ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>. [[حدیث]] مذکور در کتاب‌های مختلف [[اهل سنت]] آمده است، از جمله می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد: ذخائر العقبی‌<ref>ذخائر العقبی، ص ۶۹ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ [[مناقب]] خوارزمی‌<ref>مناقب خوارزمی، ص ۲۵۴ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ فرائد حمّویی‌<ref>فرائد حمّویی، باب ۴۶ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ خصائص الکبری‌ سیوطی‌<ref>خصایص الکبری، ج ۱، ص ۷ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۱).</ref> و کتاب‌های دیگر<ref> به الغدیر، ج ۲، ص ۵۰ و ۵۱ مراجعه کنید.</ref>. اینکه گفته می‌شود: «بر ساقه عرش [[خداوند]] فلان مسأله نوشته شده است» نشانه اهمّیّت چنین مسأله‌ای است، اینکه در ساق [[عرش الهی]] و در کنار نام [[مبارک]] خداوند و پیامبرش، نام علی{{ع}} نوشته شده، دلیل بر این است که علی{{ع}} از جهت [[نصرت]] و یاری پیامبر برترین [[مسلمانان]] بوده است و طبیعی است که اگر خداوند بخواهد [[جانشینی]] برای پیامبرش [[انتخاب]] کند، برترین مسلمانان را برای این منظور در نظر می‌گیرد و اگر مسلمانان هم بخواهند شخصی را انتخاب کنند، [[عقل]] [[حکم]] می‌کند که به سراغ چنین شخصی بروند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.</ref>.


== دلالت آیه ==
== دلالت آیه ==
علّامه حلّی با استناد به روایتی از ابونعیم به نقل از ابوهریره، افضلیت و به تبع آن امامت امیرالمومین از این آیه را ثابت کرده است. وی در منهاج الکرامه خود به عنوان یکی از براهین اثبات امامت آن حضرت می‌نویسد: از طریق [[ابونعیم]] از [[ابوهریره]] [[روایت]] شده است که] گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: «بر [[عرش]] نوشته شده خدایی جز [[اللّه]] نیست. او واحد و بدون [[شریک]] است و محمّد [[بنده]] و [[رسول]] من است. او را به واسطۀ [[علی بن ابی‌طالب]] پشتیبانی کردم و آن قول خدای تعالی در کتاب خود است که می‌فرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} یعنی با [[علی بن ابی طالب]]و این از عظیم‌ترین فضائلی است که برای غیر او حاصل نشده، پس او [[امام]] است»<ref>{{عربی|البرهان الثالث والعشرون قوله تعالی: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}. من طریق أبی‌نعیم، عن أبی‌هریرة، قال: قال [[رسول اللّه]] صلّی اللّه علیه وآله و سلّم: {{متن حدیث|مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحده لا شریک له، محمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ بن أبی‌طالب، وذلک قوله تعالی فی کتابه: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، یعنی علیّ بن أبی‌طالب}}. و هذه من أعظم الفضائل التی لم تحصل لغیره، فیکون هو الإمام}}، [[منهاج الکرامة]]، ص۱۳۴.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۹۹-۱۰۰.</ref>.
علّامه حلّی با استناد به روایتی از ابونعیم به نقل از ابوهریره، افضلیت و به تبع آن امامت امیرالمومین از این آیه را ثابت کرده است. وی در منهاج الکرامه خود به عنوان یکی از براهین اثبات امامت آن حضرت می‌نویسد: از طریق [[ابونعیم]] از [[ابوهریره]] [[روایت]] شده است که] گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: «بر [[عرش]] نوشته شده خدایی جز [[اللّه]] نیست. او واحد و بدون [[شریک]] است و محمّد [[بنده]] و [[رسول]] من است. او را به واسطۀ [[علی بن ابی‌طالب]] پشتیبانی کردم و آن قول خدای تعالی در کتاب خود است که می‌فرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} یعنی با [[علی بن ابی طالب]] و این از عظیم‌ترین فضائلی است که برای غیر او حاصل نشده، پس او [[امام]] است»<ref>{{عربی|البرهان الثالث والعشرون قوله تعالی: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}. من طریق أبی‌نعیم، عن أبی‌هریرة، قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله و سلّم: {{متن حدیث|مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحده لا شریک له، محمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ بن أبی‌طالب، وذلک قوله تعالی فی کتابه: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، یعنی علیّ بن أبی‌طالب}}. و هذه من أعظم الفضائل التی لم تحصل لغیره، فیکون هو الإمام}}، منهاج الکرامة، ص۱۳۴.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۹۹-۱۰۰.</ref>


== مناقشات [[ابن تیمیه]] ==
== مناقشات [[ابن تیمیه]] ==
ابن تیمیه از جمله کسانی است که طبق رویه همیشگی خود در مواجهه با آیات و روایات فضائل امیرمومنان علیه السلام، پس از تردید در صحّت [[حدیث]] و [[دروغ]] و ساختگی خواندن آن! در برابر این [[نصّ صریح]]، [[اجتهاد]] کرده و [[قرآن]] را براساس [[هوای نفس]] خود [[تفسیر]] کرده است. وی در مقابل [[استدلال]] محکم علّامه حلی در منهاج الکرامه، می‌نویسد:
ابن تیمیه از جمله کسانی است که طبق رویه همیشگی خود در مواجهه با آیات و روایات فضائل امیرمومنان علیه السلام، پس از تردید در صحّت [[حدیث]] و [[دروغ]] و ساختگی خواندن آن! در برابر این [[نصّ صریح]]، [[اجتهاد]] کرده و [[قرآن]] را براساس [[هوای نفس]] خود [[تفسیر]] کرده است. وی در مقابل [[استدلال]] محکم علّامه حلی در منهاج الکرامه، می‌نویسد:
«و پاسخ به ایشان وجوهی دارد:  
«و پاسخ به ایشان وجوهی دارد:  
# نخست، مطالبۀ [[صحت]] نقل است و اما صرف نسبت دادن و استناد به [[روایت]] [[ابونعیم]] به اتّفاق [[عالمان]] [[حجت]] نیست.
# نخست، مطالبۀ صحت نقل است و اما صرف نسبت دادن و استناد به [[روایت]] [[ابونعیم]] به اتّفاق [[عالمان]] [[حجت]] نیست.
# این حدیث به اتّفاق همه حدیث شناسان دروغ و ساختگی است.
# این حدیث به اتّفاق همه حدیث شناسان دروغ و ساختگی است.
# همانا [[خدای تعالی]] فرموده است: {{متن قرآن| هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ}} و این [[نص]] است در این‌که [[مؤمنان]] جمع زیادی هستند که میانشان [[همدلی]] برقرار می‌شود، در حالی که علی{{ع}} یکی از آنهاست.
# همانا [[خدای تعالی]] فرموده است: {{متن قرآن| هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ}} و این [[نص]] است در این‌که [[مؤمنان]] جمع زیادی هستند که میانشان [[همدلی]] برقرار می‌شود، در حالی که علی{{ع}} یکی از آنهاست.
# به [[ضرورت]] و [[تواتر]] معلوم است که بر پایی [[دین]] [[پیامبر]]{{صل}}، به صرف موافقت علی{{ع}} نبوده است.
# به [[ضرورت]] و [[تواتر]] معلوم است که بر پایی [[دین]] [[پیامبر]]{{صل}}، به صرف موافقت علی{{ع}} نبوده است.
# همانا برای علی از [[اسلام]] اثر نیکویی نیست مگر این‌که نظیر آن برای صحابۀ غیر از او هم وجود دارد و برخی از [[صحابه]] آثار و نشانه‌هایی عظیم‌تر از آثار علی{{ع}} دارند<ref>{{عربی| والجواب من وجوه: أحدها: المطالبة بصحّة النقل، وأمّا مجرد العزو إلی روایة أبی‌نعیم، فلیس حجّةً بالإتفاق.... الوجه الثانی: إنّ هذا الحدیث کذب موضوع باتّفاق أهل العلم بالحدیث.... الثالث: إن اللّه تعالی قال: {{متن قرآن| هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ}} وهذا نصّ فی أنّ المؤمنین عدد مؤلّف بین قلوبهم وعلیّ واحد منهم.... الوجه الرابع: أن یقال: من المعلوم بالضّرورة والتواتر أنّ النبی{{صل}} ما کان قیام دینه بمجرّد موافقة علیّ‌.... الوجه الخامس: إنّه لم یکن لعلیّ فی الإسلام أثر حسن إلّاولغیره من الصّحابة مثله، ولبعضهم آثار أعظم من آثاره}}، منهاج السنة، ج۷، ص۱۳۸-۱۴۲.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۰۱-۱۰۲.</ref>
# همانا برای علی از [[اسلام]] اثر نیکویی نیست مگر این‌که نظیر آن برای صحابۀ غیر از او هم وجود دارد و برخی از [[صحابه]] آثار و نشانه‌هایی عظیم‌تر از آثار علی{{ع}} دارند<ref>{{عربی| والجواب من وجوه: أحدها: المطالبة بصحّة النقل، وأمّا مجرد العزو إلی روایة أبی‌نعیم، فلیس حجّةً بالإتفاق.... الوجه الثانی: إنّ هذا الحدیث کذب موضوع باتّفاق أهل العلم بالحدیث.... الثالث: إن اللّه تعالی قال: {{متن قرآن| هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ}} وهذا نصّ فی أنّ المؤمنین عدد مؤلّف بین قلوبهم وعلیّ واحد منهم.... الوجه الرابع: أن یقال: من المعلوم بالضّرورة والتواتر أنّ النبی{{صل}} ما کان قیام دینه بمجرّد موافقة علیّ‌.... الوجه الخامس: إنّه لم یکن لعلیّ فی الإسلام أثر حسن إلّاولغیره من الصّحابة مثله، ولبعضهم آثار أعظم من آثاره}}، منهاج السنة، ج۷، ص۱۳۸-۱۴۲.</ref>.<ref> [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۰۱-۱۰۲.</ref>


'''نقد و بررسی'''
'''نقد و بررسی'''


در بطلان دو اشکال نخست ابن تیمیه جهت [[اثبات]] [[صحت]] نقل احادیث ذیل آیه، همین بس که [[حدیث]] مورد استناد علّامه حلّی را [[محدثان]] و [[مفسران]] نامدار [[سنی]] به اسانید خود از گروهی از [[صحابه]] [[روایت]] کرده‌اند. برخی از [[راویان حدیث]] در میان صحابه عبارت‌اند از: عبداللّه بن عباس؛ [[جابر بن عبداللّه انصاری]]؛ [[ابو الحمراء]]؛ [[ابوهریره]] و انس بن مالک. از محدثان مشهوری که این حدیث را در آثار خود ذکر کرده‌اند نیز می‌توان به این افراد اشاره کرد: [[طبرانی]]؛ [[ابونعیم اصفهانی]]؛ [[خطیب]] [[بغدادی]]؛ [[ابن عساکر دمشقی]] و دیگران.  
در بطلان دو اشکال نخست ابن تیمیه جهت [[اثبات]] صحت نقل احادیث ذیل آیه، همین بس که [[حدیث]] مورد استناد علّامه حلّی را محدثان و [[مفسران]] نامدار [[سنی]] به اسانید خود از گروهی از [[صحابه]] [[روایت]] کرده‌اند. برخی از راویان حدیث در میان صحابه عبارت‌اند از: عبداللّه بن عباس؛ [[جابر بن عبداللّه انصاری]]؛ [[ابو الحمراء]]؛ [[ابوهریره]] و انس بن مالک. از محدثان مشهوری که این حدیث را در آثار خود ذکر کرده‌اند نیز می‌توان به این افراد اشاره کرد: [[طبرانی]]؛ [[ابونعیم اصفهانی]]؛ [[خطیب بغدادی]]؛ [[ابن عساکر دمشقی]] و دیگران.  


به عنوان نمونه طبرانی در [[المعجم الکبیر]] می‌نویسد: «محمّد بن [[عثمان بن ابی شیبه]] به سند خود از ابو الحمراء [[خادم پیامبر]]{{صل}} بر ما حدیث کرد و گفت: شنیدم [[رسول خدا]]{{صل}} می‌گفت: هنگامی که در [[شب معراج]] مرا به [[آسمان]] بردند، داخل [[بهشت]] شدم، آن‌گاه دیدم در ساق [[عرش]] نوشته شده است: «خدایی جز [[اللّه]] نیست، محمّد [[رسول]] خداست و او را به واسطۀ علی [[حمایت]] و [[یاری]] کردم»<ref>{{عربی| حدثنا محمّد بن عثمان بن‌أبی‌شیبة، ثنا عبادة بن زیاد الأسدی، ثنا عمرو بن ثابت، عن أبی حمزة الثمالی، عن سعید بن جبیر، عن أبی‌الحمراء - خادم النبیّ {{صل}}، قال: سمعت رسول اللّه{{صل}} یقول: «لمّا اُسری بی إلی السّماء، دخلت الجنّة، فرأیت فی ساق العرش مکتوباً: لا آله إلّااللّه، محمّد رسول اللّه، أیّدته بعلیّ ونصرته}}؛ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۲۰۰.</ref>.  
به عنوان نمونه طبرانی در المعجم الکبیر می‌نویسد: «محمّد بن [[عثمان بن ابی شیبه]] به سند خود از ابو الحمراء خادم پیامبر{{صل}} بر ما حدیث کرد و گفت: شنیدم [[رسول خدا]]{{صل}} می‌گفت: هنگامی که در [[شب معراج]] مرا به [[آسمان]] بردند، داخل [[بهشت]] شدم، آن‌گاه دیدم در ساق [[عرش]] نوشته شده است: «خدایی جز [[اللّه]] نیست، محمّد [[رسول]] خداست و او را به واسطۀ علی حمایت و [[یاری]] کردم»<ref>{{عربی| حدثنا محمّد بن عثمان بن‌أبی‌شیبة، ثنا عبادة بن زیاد الأسدی، ثنا عمرو بن ثابت، عن أبی حمزة الثمالی، عن سعید بن جبیر، عن أبی‌الحمراء - خادم النبیّ {{صل}}، قال: سمعت رسول اللّه{{صل}} یقول: «لمّا اُسری بی إلی السّماء، دخلت الجنّة، فرأیت فی ساق العرش مکتوباً: لا آله إلّااللّه، محمّد رسول اللّه، أیّدته بعلیّ ونصرته}}؛ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۲۰۰.</ref>.  


ابونعیم اصفهانی نیز به اسناد خود،[[ حدیث]] را از ابو الحمراء روایت کرده است. وی در حلیة الأولیاء می‌نویسد: «محمّد بن عمر بن [[سلم]] به سند خود، از ابو الحمراء (ملازم رسول خدا{{صل}}) بر ما حدیث کرد و گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: «شبی که مرا به [[معراج]] بردند، دیدم بر ساق عرش ثبت شده است: من [[بهشت عدن]] را درخت‌کاری کردم، محمّد{{صل}} برگزیدۀ من از میان خلق‌ام است او را به واسطۀ علی [[پشتیبانی]] کردم». حدیث غریبی از [[یونس]] از [[سعید بن جبیر]] است که آن را ننوشتم مگر از این وجه»<ref>{{عربی| حدثنا محمّد بن عمر بن سالم الحافظ - وما کتبته إلّاعنه -، قال: حدثنی محمّد بن الحسین بن مرداس من أصل کتابه، قال: أنبأنا أحمد بن الحسن الکوفی، قال: ثنا إسماعیل بن علیّة، عن یونس بن عبید، عن سعید بن جبیر، عن أبی‌الحمراء صاحب رسول اللّه {{صل}}، قال، قال رسول اللّه{{صل}}: «رأیت لیلة أسری بی مثبتاً علی ساق العرش، أنا غرست جنّة عدن، محمّد{{صل}} صفوتی من خلقی، أیّدته بعلیّ‌». غریب من حدیث یونس عن سعید بن جبیر، لم نکتبه إلّامن هذا الوجه}}، حلیة الأولیاء، ج۳، ص۲۷.</ref>.  
ابونعیم اصفهانی نیز به اسناد خود،[[ حدیث]] را از ابو الحمراء روایت کرده است. وی در حلیة الأولیاء می‌نویسد: «محمّد بن عمر بن سلم به سند خود، از ابو الحمراء (ملازم رسول خدا{{صل}}) بر ما حدیث کرد و گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: «شبی که مرا به [[معراج]] بردند، دیدم بر ساق عرش ثبت شده است: من [[بهشت عدن]] را درخت‌کاری کردم، محمّد{{صل}} برگزیدۀ من از میان خلق‌ام است او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم». حدیث غریبی از [[یونس]] از [[سعید بن جبیر]] است که آن را ننوشتم مگر از این وجه»<ref>{{عربی| حدثنا محمّد بن عمر بن سالم الحافظ - وما کتبته إلّاعنه -، قال: حدثنی محمّد بن الحسین بن مرداس من أصل کتابه، قال: أنبأنا أحمد بن الحسن الکوفی، قال: ثنا إسماعیل بن علیّة، عن یونس بن عبید، عن سعید بن جبیر، عن أبی‌الحمراء صاحب رسول اللّه {{صل}}، قال، قال رسول اللّه{{صل}}: «رأیت لیلة أسری بی مثبتاً علی ساق العرش، أنا غرست جنّة عدن، محمّد{{صل}} صفوتی من خلقی، أیّدته بعلیّ‌». غریب من حدیث یونس عن سعید بن جبیر، لم نکتبه إلّامن هذا الوجه}}، حلیة الأولیاء، ج۳، ص۲۷.</ref>.  


[[خطیب]] [[بغدادی]] هم این [[حدیث]] را به اسناد خود از انس [[روایت]] کرده، می‌نویسد: «[[ابوسعد]] مالینی به سند خود، از [[انس بن مالک]] برای ما نقل کرد که گفت: [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «هنگامی که به [[آسمان]] [[عروج]] کردم، دیدم بر ساق [[عرش]] نوشته شده: خدایی جز [[اللّه]] نیست محمّد [[رسول]] خداست. او را به واسطۀ علی [[پشتیبانی]] کردم، او را به واسطۀ علی [[یاری]] کردم»<ref>{{عربی| أخبرنا أبوسعد المالینی ـ قرائة ـ، أخبرنا عبداللّه بن عدیّ الحافظ ـ بجرجان ـ حدثنا عیسی بن محمّد بن عبداللّه أبو موسی البغدادی ـ بدمشق ـ حدثنا الحسین بن إبراهیم البابی، حدّثنا حمید الطویل، عن أنس بن مالک. قال: قال النبی{{صل}}: «لمّا عرج بی، رأیت علی ساق العرش مکتوباً: لا إله إلّااللّه، محمّد رسول اللّه، أیّدته بعلیّ‌، نصرته بعلیّ‌}}، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۷۳، ش۵۸۷۶.</ref>  
خطیب بغدادی هم این [[حدیث]] را به اسناد خود از انس [[روایت]] کرده، می‌نویسد: «ابوسعد مالینی به سند خود، از [[انس بن مالک]] برای ما نقل کرد که گفت: [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «هنگامی که به [[آسمان]] عروج کردم، دیدم بر ساق [[عرش]] نوشته شده: خدایی جز [[اللّه]] نیست محمّد [[رسول]] خداست. او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم، او را به واسطۀ علی [[یاری]] کردم»<ref>{{عربی| أخبرنا أبوسعد المالینی ـ قرائة ـ، أخبرنا عبداللّه بن عدیّ الحافظ ـ بجرجان ـ حدثنا عیسی بن محمّد بن عبداللّه أبو موسی البغدادی ـ بدمشق ـ حدثنا الحسین بن إبراهیم البابی، حدّثنا حمید الطویل، عن أنس بن مالک. قال: قال النبی{{صل}}: «لمّا عرج بی، رأیت علی ساق العرش مکتوباً: لا إله إلّااللّه، محمّد رسول اللّه، أیّدته بعلیّ‌، نصرته بعلیّ‌}}، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۱۷۳، ش۵۸۷۶.</ref>  


و بالأخره [[ابن عساکر]] به اسناد خود،[[ حدیث]] را از [[ابوهریره]] نقل کرده است. وی در [[تاریخ مدینة دمشق]] می‌نویسد: «[[ابوالحسن علی]] بن مسلم [[شافعی]] به سند خود از ابوهریره به ما خبر داد که گفت: بر عرش نوشته شده خدایی جز اللّه نیست، یگانه و بی شریکم و محمّد [[بنده]] و رسول من است. او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم و آن قول [[خداوند]] در کتاب خویش است که فرمود: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} تنها دربارۀ علی{{ع}} است»<ref>{{عربی| أخبرنا أبوالحسن علی بن المسلم الشافعی، أنا أبوالقاسم بن‌أبی‌العلاء، أنا أبو بکر محمّد بن عمر بن سلیمان العوفی النّصیبی، نا أبو بکر أحمد بن یوسف بن خلّاد، نا أبو عبداللّه الحسین بن إسماعیل المهری، ناعباس بن بکار، ناخالد بن‌أبی‌عمرو الأسدی، عن الکلبی، عن‌أبی‌صالح، عن أبی هریرة، قال: مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحدی لا شریک لی، ومحمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ‌، وذلک قوله فی کتابه: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} علیّ وحده}}، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰.</ref>.  
و بالأخره [[ابن عساکر]] به اسناد خود، [[حدیث]] را از [[ابوهریره]] نقل کرده است. وی در [[تاریخ مدینة دمشق]] می‌نویسد: «ابوالحسن علی بن مسلم [[شافعی]] به سند خود از ابوهریره به ما خبر داد که گفت: بر عرش نوشته شده خدایی جز اللّه نیست، یگانه و بی شریکم و محمّد [[بنده]] و رسول من است. او را به واسطۀ علی پشتیبانی کردم و آن قول [[خداوند]] در کتاب خویش است که فرمود: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} تنها دربارۀ علی{{ع}} است»<ref>{{عربی| أخبرنا أبوالحسن علی بن المسلم الشافعی، أنا أبوالقاسم بن‌أبی‌العلاء، أنا أبو بکر محمّد بن عمر بن سلیمان العوفی النّصیبی، نا أبو بکر أحمد بن یوسف بن خلّاد، نا أبو عبداللّه الحسین بن إسماعیل المهری، ناعباس بن بکار، ناخالد بن‌أبی‌عمرو الأسدی، عن الکلبی، عن‌أبی‌صالح، عن أبی هریرة، قال: مکتوب علی العرش: لا إله إلّااللّه وحدی لا شریک لی، ومحمّد عبدی ورسولی، أیّدته بعلیّ‌، وذلک قوله فی کتابه: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} علیّ وحده}}، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰.</ref>.


در مجموع اسانید [[حدیث]] به گونه‌ای زیاد هستند که از مجموع آن‌ها [[اطمینان به صدور]] حاصل می‌شود. علاوه بر این‌که [[سند حدیث]] نیز صحیح است، اما [[هیثمی]] پس از [[نقل روایت]] [[طبرانی]] که پیشتر مطرح شد، دربارۀ سند آن می‌نویسد: «در آن [[عمرو بن ثابت]] قرار دارد و او متروک است»<ref>{{عربی| فیه عمرو بن ثابت و هو متروک}}، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۱.</ref> علت [[جرح]] «عمرو بن ثابت» یا همان «[[ابو المقدام]]» و سایر [[راویان]] این حدیث صرفاً [[تشیع]] آن‌هاست و چون وی به عثمان [[ناسزا]] می‌گفته و [[سلف]] را [[سب]] می‌کرده است، از این رو از او بد گفته‌اند. مثلاً [[ابوداوود]] علی رغم [[نقل حدیث]] از ابو المقدام می‌گوید: «او [[رافضی]] [[خبیث]] و مرد [[بدی]] است، اما در عین حال او را [[تصدیق]] کرده و گفته است: {{عربی|عمرو بن ثابت رافضی رجلٌ سوء ولکنّه کان صدوقاً فی الحدیث}}»<ref>سنن أبی‌داود، ج۱، ص۷۲. همچنین ر.ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۹؛ تهذیب الکمال، ج۲۱، ص۵۵۵.</ref>.  
در مجموع اسانید [[حدیث]] به گونه‌ای زیاد هستند که از مجموع آن‌ها اطمینان به صدور حاصل می‌شود. علاوه بر این‌که سند حدیث نیز صحیح است، اما [[هیثمی]] پس از نقل روایت [[طبرانی]] که پیشتر مطرح شد، دربارۀ سند آن می‌نویسد: «در آن [[عمرو بن ثابت]] قرار دارد و او متروک است»<ref>{{عربی| فیه عمرو بن ثابت و هو متروک}}، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۱.</ref> علت جرح «عمرو بن ثابت» یا همان «[[ابو المقدام]]» و سایر راویان این حدیث صرفاً [[تشیع]] آن‌هاست و چون وی به عثمان [[ناسزا]] می‌گفته و [[سلف]] را [[سب]] می‌کرده است، از این رو از او بد گفته‌اند. مثلاً [[ابوداوود]] علی رغم نقل حدیث از ابو المقدام می‌گوید: «او [[رافضی]] [[خبیث]] و مرد بدی است، اما در عین حال او را تصدیق کرده و گفته است: {{عربی|عمرو بن ثابت رافضی رجلٌ سوء ولکنّه کان صدوقاً فی الحدیث}}»<ref>سنن أبی‌داود، ج۱، ص۷۲. همچنین ر.ک: تهذیب التهذیب، ج۸، ص۹؛ تهذیب الکمال، ج۲۱، ص۵۵۵.</ref>.  


بررسی شرح حال ابو المقدام نشان می‌دهد که خدشۀ هیثمی در سند حدیث مردود است، چرا که به تصریح [[ابن حجر عسقلانی]] در مقدمۀ فتح [[الباری]]، تشیع به [[وثاقت]] [[راوی]] لطمه نمی‌زند، به همین جهت در میان [[رجال]] [[صحیحین]] فراوانند کسانی که قائل به تقدم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر [[شیخین]] بوده‌اند. بالاتر از آن این‌که بسیاری از [[صحابه]] بزرگ و [[تابعان]] مشهور بر این [[عقیده]] بوده‌اند، چنان‌که در کتاب الإستیعاب<ref>الإستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۰، ش۱۸۵۵. همچنین ر.ک: أسدالغابة، ج۴، ص۱۸؛ تهذیب الکمال، ج۲۰، ص۴۸۰، ش۴۰۸۹؛ الوافی بالوفیات، ج۲۱، ص ۱۷۸.</ref> و نیز در کتاب الفصل فی الأهواء و الملل و النحل<ref>الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ج۴، ص۱۱۱.</ref> به این [[حقیقت]] تصریح شده است.  
بررسی شرح حال ابو المقدام نشان می‌دهد که خدشۀ هیثمی در سند حدیث مردود است، چرا که به تصریح [[ابن حجر عسقلانی]] در مقدمۀ فتح الباری، تشیع به وثاقت راوی لطمه نمی‌زند، به همین جهت در میان رجال صحیحین فراوانند کسانی که قائل به تقدم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر [[شیخین]] بوده‌اند. بالاتر از آن این‌که بسیاری از [[صحابه]] بزرگ و [[تابعان]] مشهور بر این [[عقیده]] بوده‌اند، چنان‌که در کتاب الإستیعاب<ref>الإستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۰، ش۱۸۵۵. همچنین ر.ک: أسدالغابة، ج۴، ص۱۸؛ تهذیب الکمال، ج۲۰، ص۴۸۰، ش۴۰۸۹؛ الوافی بالوفیات، ج۲۱، ص ۱۷۸.</ref> و نیز در کتاب الفصل فی الأهواء و الملل و النحل<ref>الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ج۴، ص۱۱۱.</ref> به این [[حقیقت]] تصریح شده است.  


بنابر این، این حدیث از نظر سند هم صحیح و بدون اشکال است، ضمن این‌که این حدیث را [[مصحف ابن مسعود]] نیز تایید می‌کند. [[ابن ابی حاتم]] در [[تفسیر]] خود آورده است که [[ابن مسعود]] در [[مصحف]] خود آیۀ شریفه {{متن قرآن|وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ}}<ref>«و خداوند در جنگ، مؤمنان را بسنده شد» سوره احزاب، آیه ۲۵.</ref>‌ را به این صورت نوشته است: {{عربی|کفی اللّه المؤمنین القتال بعلیّ بن أبی‌طالب}}<ref>تفسیر ابن أبی حاتم، ج۹، ص ۳۱۲۶، ش۱۷۶۴۹. همچنین شواهد التنزیل، ج۲، ص۷ ، ش۶۲۹ و ۶۳۰؛ تفسیر القرطبی، ج۱، ص۸۴؛ الدرّالمنثور، ج۵، ص۱۹۲؛ تفسیر الآلوسی، ج۲۱، ص۱۷۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰ و منابع دیگر.</ref>. بنابر این آنچه [[ابن تیمیه]] در وجوه سوم، چهارم و پنجم گفته است، [[اجتهاد در برابر نص]] و [[تفسیر]] آیۀ براساس [[هوای نفس]] خویش است و [[ارزش]] نقد ندارد.
بنابراین، این حدیث از نظر سند هم صحیح و بدون اشکال است، ضمن این‌که این حدیث را [[مصحف ابن مسعود]] نیز تایید می‌کند. [[ابن ابی حاتم]] در [[تفسیر]] خود آورده است که [[ابن مسعود]] در [[مصحف]] خود آیۀ شریفه {{متن قرآن|وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ}}<ref>«و خداوند در جنگ، مؤمنان را بسنده شد» سوره احزاب، آیه ۲۵.</ref>‌ را به این صورت نوشته است: {{عربی|کفی اللّه المؤمنین القتال بعلیّ بن أبی‌طالب}}<ref>تفسیر ابن أبی حاتم، ج۹، ص ۳۱۲۶، ش۱۷۶۴۹. همچنین شواهد التنزیل، ج۲، ص۷ ، ش۶۲۹ و ۶۳۰؛ تفسیر القرطبی، ج۱، ص۸۴؛ الدرّالمنثور، ج۵، ص۱۹۲؛ تفسیر الآلوسی، ج۲۱، ص۱۷۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰ و منابع دیگر.</ref>. بنابر این آنچه [[ابن تیمیه]] در وجوه سوم، چهارم و پنجم گفته است، [[اجتهاد در برابر نص]] و [[تفسیر]] آیۀ براساس [[هوای نفس]] خویش است و [[ارزش]] نقد ندارد.


حاصل آنکه براساس آیۀ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} و [[حدیث]] [[تفسیری]] ذیل آن، [[خداوند]] پیامبرش را به وسیلۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] کرده و این آیۀ را در [[شأن]] ایشان نازل فرموده است. بنابر این، آیۀ شریفه به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[خلافت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۰2-۱۰7.</ref>.
حاصل آنکه براساس آیۀ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}} و [[حدیث]] [[تفسیری]] ذیل آن، [[خداوند]] پیامبرش را به وسیلۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حمایت و پشتیبانی کرده و این آیۀ را در [[شأن]] ایشان نازل فرموده است. بنابر این، آیۀ شریفه به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[خلافت]] بلافصل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۰۲ - ۱۰۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۴: خط ۶۲:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


{{امام علی}}
[[رده:آیات امامت]]
{{فضائل اهل بیت}}
[[رده:آیات نامدار]]
 
[[رده:فضائل امام علی]]
[[رده:آیه هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین]]
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش