←سعید بن یحیی اموی (م ٢۴٩)
(←پانویس) |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==سعید بن یحیی اموی (م ٢۴٩)== | ==سعید بن یحیی اموی (م ٢۴٩)== | ||
ابوعثمان سعید بن یحیی بن سعید بن ابان بن سعید بن عاص | [[ابوعثمان سعید بن یحیی بن سعید بن ابان بن سعید بن عاص اموی]]، متوفای نیمه [[ذیقعده]] سال ۲۴٩ [[هجری]] است<ref>تاریخ بغداد، ج۹، ص۹۳.</ref>. وی به [[بغدادی]] [[شهرت]] داشته و به گفته [[ازدی]]، از [[ابن مبارک]] و [[عیسی بن یونس]] [[روایت]] کرده [[بخاری]] و مسلم و [[بغوی]] و ابن صاعد از او روایت دارند و به گفته وی [[ثقه]] بوده است<ref>تاریخ الموصل، ج۲، ص۵۶.</ref>. او مورد [[اعتماد]] [[اهل حدیث]] بوده و بخاری هم برخی از [[احادیث]] [[سیره]] را از او نقل کرده است<ref>الاستیعاب، ج١، ص١۵٠.</ref>. بخاری چندین روایت مستقیم از خود او روایت کرده است<ref>بخاری، ج۱، ص۲۱؛ ج۲، ص۱۹۱؛ ج۳، ص۱۷، ١٩۴؛ ج۴، ص١١۶؛ ج۷، ص٣٨۵.</ref>. | ||
نام این سعید و [[کتاب مغازی]] او به مناسبت اینکه در [[نهجالبلاغه]] آمده، جالب است. [[سید رضی]] در جریان نقل نامهای از [[امام علی]]{{ع}} به [[ابوموسی اشعری]] مینویسد: {{عربی|وَ مِنْ كِتَابٍ لَهُ{{ع}} إِلَى أَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ جَوَاباً فِي أَمْرِ الْحَكَمَيْنِ، ذَكَرَهُ سَعِيدُ بْنُ يَحْيَى الْأُمَوِيُّ فِي كِتَابِ الْمَغَازِي}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۸.</ref>. اینکه [[نامه امام]] در [[مغازی]] او آمده باشد، معلوم نیست به چه دلیل بوده اما به هر حال ممکن است او [[کتاب تاریخی]] داشته که بخشی مغازی و بخشی هم [[روایات]] [[تاریخ صدر اسلام]] باشد. شاید هم به مناسبت دیگری از آن یاد دشه است. نام این اموی مغازی شناس، در طرق روایات [[تاریخی]] مکتوب شده در دورههای بعدی آمده است. برای نمونه [[ابن ابی الدنیا]] در [[مقتل امام علی]]، دست کم شش بار از او روایاتی پیرامون [[اخبار]] [[شهادت امام]] نقل کرده است. بعید نیست که آنها [[خانوادگی]] به اخبار و روایات توجه داشتهاند. وی از طریق پدرش [[راوی]] مغازی [[ابن اسحاق]] است اما چنانکه مکرر رخ میداد، کسانی از این دست خود نیز صاحب مغازی میشدند تنوخی در [[قرن چهارم]] نوشته است: [[علی بن ابی علی معدل]] گفت، [[ابوالحسین علی بن حسن بزاز]] به نقل از [[ابوالقاسم بن بنت منیع]] گفت: من [[وراق]] بودم. از جدم احمد بن منیع خواستم همراه من نزد [[سعید بن یحیی بن سعید اموی]] برویم و از او بخواهد که جزء اول از [[مغازی]] که از پدرش از [[ابن اسحاق]] دارد را به من بدهد تا از روی آن نسخه بردارم (حتی اورّقه علیه). با من آمد او نسخه را به من داد، من گرفتم و آن را به دیگران نشان دادم. او میگوید، من [[ابوعبدالله بن المغلس]] را دیدم و کتاب را به او نشان دادم و گفتم که میخواهم این کتاب را بر سعید [[اموی]] بخوانم. او بیست دینار به من داد و گفت: یک نسخه برای من بنویس باقی آن [[روز]] کتاب را به دیگران نشان دادم و بین بیست دینار تا ده دینار، کمتر یا بیشتر درخواست گرفتم و آن روز دویست دینار بهدست آوردم. من نسخی از این کتاب را با پولی بسیار کمتر از آنها، نویساندم و «قرأتها لهم»، و باقی را برای خود برداشتم<ref>نشوار المحاضرة، ج، ۶، ص١٣۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲.</ref>. | نام این سعید و [[کتاب مغازی]] او به مناسبت اینکه در [[نهجالبلاغه]] آمده، جالب است. [[سید رضی]] در جریان نقل نامهای از [[امام علی]]{{ع}} به [[ابوموسی اشعری]] مینویسد: {{عربی|وَ مِنْ كِتَابٍ لَهُ{{ع}} إِلَى أَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ جَوَاباً فِي أَمْرِ الْحَكَمَيْنِ، ذَكَرَهُ سَعِيدُ بْنُ يَحْيَى الْأُمَوِيُّ فِي كِتَابِ الْمَغَازِي}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۸.</ref>. اینکه [[نامه امام]] در [[مغازی]] او آمده باشد، معلوم نیست به چه دلیل بوده اما به هر حال ممکن است او [[کتاب تاریخی]] داشته که بخشی مغازی و بخشی هم [[روایات]] [[تاریخ صدر اسلام]] باشد. شاید هم به مناسبت دیگری از آن یاد دشه است. نام این اموی مغازی شناس، در طرق روایات [[تاریخی]] مکتوب شده در دورههای بعدی آمده است. برای نمونه [[ابن ابی الدنیا]] در [[مقتل امام علی]]، دست کم شش بار از او روایاتی پیرامون [[اخبار]] [[شهادت امام]] نقل کرده است. بعید نیست که آنها [[خانوادگی]] به اخبار و روایات توجه داشتهاند. وی از طریق پدرش [[راوی]] مغازی [[ابن اسحاق]] است اما چنانکه مکرر رخ میداد، کسانی از این دست خود نیز صاحب مغازی میشدند تنوخی در [[قرن چهارم]] نوشته است: [[علی بن ابی علی معدل]] گفت، [[ابوالحسین علی بن حسن بزاز]] به نقل از [[ابوالقاسم بن بنت منیع]] گفت: من [[وراق]] بودم. از جدم احمد بن منیع خواستم همراه من نزد [[سعید بن یحیی بن سعید اموی]] برویم و از او بخواهد که جزء اول از [[مغازی]] که از پدرش از [[ابن اسحاق]] دارد را به من بدهد تا از روی آن نسخه بردارم (حتی اورّقه علیه). با من آمد او نسخه را به من داد، من گرفتم و آن را به دیگران نشان دادم. او میگوید، من [[ابوعبدالله بن المغلس]] را دیدم و کتاب را به او نشان دادم و گفتم که میخواهم این کتاب را بر سعید [[اموی]] بخوانم. او بیست دینار به من داد و گفت: یک نسخه برای من بنویس باقی آن [[روز]] کتاب را به دیگران نشان دادم و بین بیست دینار تا ده دینار، کمتر یا بیشتر درخواست گرفتم و آن روز دویست دینار بهدست آوردم. من نسخی از این کتاب را با پولی بسیار کمتر از آنها، نویساندم و «قرأتها لهم»، و باقی را برای خود برداشتم<ref>نشوار المحاضرة، ج، ۶، ص١٣۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲.</ref>. | ||