ورع: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۱۰۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۰۹:۱۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹: خط ۹:
[[انسان]] [[سالک‌الی‌الله]] در [[منازل]] سه‌گانه [[تقوا]] به جایی می‌رسد که در منزلی از [[محرمات]]، و در منزلی دیگر از [[مکروهات]] و در منزل سوم از [[متشابهات]] بلکه حتی از برخی از [[مباحات]] نیز [[پرهیز]] می‌کند. این مرتبه سوم از تقوا و [[پرهیزکاری]] را «ورع» و [[پارسایی]] گویند. سالک این‌گونه [[قلب]] را از هرگونه ناپاکی‌های حتی احتمالی [[پاک]] و [[تصفیه]] نموده و به صفای مطلق [[دل]] دست می‌یابد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۱۷.</ref>
[[انسان]] [[سالک‌الی‌الله]] در [[منازل]] سه‌گانه [[تقوا]] به جایی می‌رسد که در منزلی از [[محرمات]]، و در منزلی دیگر از [[مکروهات]] و در منزل سوم از [[متشابهات]] بلکه حتی از برخی از [[مباحات]] نیز [[پرهیز]] می‌کند. این مرتبه سوم از تقوا و [[پرهیزکاری]] را «ورع» و [[پارسایی]] گویند. سالک این‌گونه [[قلب]] را از هرگونه ناپاکی‌های حتی احتمالی [[پاک]] و [[تصفیه]] نموده و به صفای مطلق [[دل]] دست می‌یابد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۱۷.</ref>


==ورع و پارسایی اوج مرتبه تقوا و پرهیزکاری==
== ۱. کلیات و مفاهیم بنیادین ==
واژه تقوا از «وقی - یقی - وقایه» به معنای [[حفظ]] مهار و نگه‌داشت از چیزی یا خطری است که می‌تواند با ترک چیزی یا عمل به چیزی اتفاق افتد. در [[فارسی]] آن را پرهیزکاری معنا کرده‌اند که البته به معنای اجتناب فقط نیست، بلکه همانند پرهیز غذایی به معنای ترک اموری همراه با انجام اموری دیگر است. از این روست که در [[قرآن]] [[تقوای الهی]] با انجام [[اوامر الهی]] در کنار [[نواهی الهی]] از سوی [[بندگان]] مطرح شده است.
البته از نظر قرآن، تقوای الهی دارای مراتب سه‌گانه اصلی است. [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در آنچه خورده‌اند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۹۳.</ref>.
از این [[آیه]] همچنین به دست می‌آید که پس از پایان سه مرتبه از مراتب [[ایمانی]] و تقوایی انسان به [[مقام احسان]] و [[محسنین]] می‌رسد. [[احسان]]، چنان که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده، عبارت است از: {{متن حدیث|قَالَ جَبْرَئِيلُ:... يَا رَسُولَ اللَّهِ حَدِّثْنِي مَا الْإِحْسَانُ؟ قَالَ: الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَلَ‏ لِلَّهِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۶۰ و ۲۶۱؛ الدرالمنثور، سیوطی، ج۱، ص۹۳.</ref>؛ «[[جبرئیل]] گفت: ای [[رسول الله]]! درباره [[احسان]] برایم سخن بگو؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: احسان آن است که برای [[خداوند]] کار کنی گویی که تو [[خدا]] را می‌بینی. پس اگر خدا را نمی‌بینی، به [[راستی]] که خداوند تو را می‌بیند».


البته [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] در ذیل معنای احسان و [[محسن]] در [[قرآن]]، به جای «تعمل» واژه «[[تعبد]]» را آورده است و می‌نویسد: {{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْإِحْسَانِ؟ فَقَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۶؛ ذیل آیه ۱۱۳ سوره نساء؛ بحارالانوار، ج۷، ص۲۱۹.</ref>؛ «از پیامبر{{صل}} [[روایت]] شده که ایشان در پاسخ سؤال از احسان فرمود: اینکه خداوند را [[عبادت]] کنی گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی به تحقیق که او تو را می‌بیند».
=== ۱.۱. تعریف [[ورع]] ===
همچنین [[علامه مجلسی]] از کتاب مکارم‌الاخلاق نقل می‌کند که پیامبر{{صل}} در سفارشات خود به [[ابوذر غفاری]] فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا ذَرٍّ! اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اللَّهِ الْمَعْرِفَةُ بِهِ}}<ref>مکارم اخلاق، ص۵۳۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۷۵ و ۷۶.</ref>؛ «ای [[ابوذر]]! خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی بدان که او تو را می‌بیند و بدان که اول عبادت خداوند، [[معرفت]] به این مطلب است».
به هر حال، [[تقوای الهی]] دارای سه‌گانه‌ای است که از آن به تقوای عام، تقوای خاص و تقوای اخص تعبیر می‌شود. تقوای عام با [[عمل به واجبات]] و [[ترک محرمات]]، تقوای خاص با عمل به واجبات و [[مستحبات]] و ترک محرمات و مکروهات و نیز [[متشابهات]] و بلکه [[مباحات]] به دست نمی‌آید. این مرتبه سوم از تقوای الهی یا همان تقوای اخص در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[اسلامی]] «ورع» می‌گویند که در [[فارسی]] به معنای [[پارسایی]] است؛ زیرا واژه ورع در لغت به معنای لگام زدن به [[حیوان]]، بازداشتن از چیزی چون آب، فاصله انداختن میان دو چیز، [[ترسو]]، [[ناتوان]] و [[ضعیف]] نگه‌داشتن است. از این رو می‌توان گفت که ورع با [[تقوا]] بلکه حتی با واژه [[عقل]] نوعی ترادف معنایی دارد هر چند تفاوت و فرق ظریفی و لطیفی میان هر یک از آنها است. [[امیرمؤمنان امام علی]]{{ع}} با بهره‌گیری از واژه «[[عقل]]» به تعریف از ورع می‌پردازد و می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ}}<ref>نهج‌البلاغه، صبحی صالح، ص۵۴۱.</ref>؛ «هیچ عقال و لگام بازدارنده‌ای نیک‌تر از ورع نیست».
هرچند واژه «ورع» در [[قرآن]] به کار نرفته است، اما در [[فرهنگ اسلامی]] و [[روایات]] معصومان{{عم}} این واژه بسیار به کار گرفته شده است. در اصطلاح فرهنگ اسلامی، ورع نه تنها [[ترک محرمات]] و مکروهات، بلکه [[متشابهات]] است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} در تعریف مفهوم [[اسلامی]] ورع فرموده است: {{متن حدیث|الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>عیون الحکم و المواعظ، علی لیثی واسطی، ص۶۸.</ref>؛ «ورع و [[پرهیزکاری]] توقف در برابر [[شبهات]] است». یعنی ورع آن نیست که [[آدمی]] خود را از [[حرام]] [[یقینی]] باز دارد، بلکه آن است که در برابر [[شبهه]] نیز بایستد و مرتکب آن نشود.
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ؛ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ؛ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ؛ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ}}<ref>تحف العقول، ص۴۸۹.</ref>؛ «[[پارساترین]] [[مردم]] کسی است که نزد شبهه توقف کند، [[عابدترین]] مردم کسی است که [[واجبات]] را به پا دارد، [[زاهدترین]] مردم کسی است که حرام را ترک کند، پر تلاش‌ترین افراد کسی است که [[گناه]] را ترک کند».


بر همین اساس است که [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|الْحَلَالُ بَيِّنٌ، وَ الْحَرَامُ بَيِّنٌ، فَدَعْ مَا يُرِيبُكَ إِلَى مَا لَا يُرِيبُكَ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۲۴؛ نیز ر.ک: کنزالعمال، ح۷۲۷۴.</ref>؛ «[[حلال]] روشن و حرام روشن است، پس آنچه موجب ریب و [[شک]] است ترک کن و به کاری بپرداز که این‌گونه نیست»؛ یعنی چیزی که شبهه‌ناک است و کاری که مشتبه است و حلال بودن آن روشن نیست ترک کنید و به کاری بپردازید که هیچ شک و ریبی در آن نیست.
==== ۱.۱.۱. ورع به مثابه [[پرهیزکاری]] هوشمندانه ====
امام علی{{ع}} در تعریف ورع می‌فرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ اجْتِنَابٌ}}<ref>غررالحکم، ح۸۶.</ref>؛ «[[پارسایی]] همان دوری کردن است». این اجتناب از اجتناب از شبهات و متشابهات آغاز می‌شود. پس [[انسان]] در جایی که شبهه است حرکتی انجام نمی‌دهد و با توقف در برابر آن، می‌کوشد تا در این منطقه وارد نشود؛ زیرا آن حضرت{{ع}} در جایی دیگر می‌فرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>غررالحکم، ح۲۱۶۱.</ref>؛ «پارسایی، توقف در هنگام روبه‌رو شدن با شبهه است». از [[پیامبر]]{{صل}} نیز نقل شده که فرموده است: {{متن حدیث|الوَرَعُ الَّذِي يَقِفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>کنزالعمال، ح۷۲۸۹.</ref>؛ «پارسایی توقف در شبهات است».
برخی از [[عالمان]] با توجه به این [[روایت]] و روایات مشابه، می‌گویند: انسان [[متقی]] کسی است که از [[گناه]] بپرهیزد، اما بالاتر از [[مقام تقوا]]، ورع است؛ زیرا در [[مقام]] ورع نه تنها باید از [[گناهان]] اجتناب کرد، و عامل به [[واجبات]] بود، بلکه از شبهات و حتی گاهی از کارهای [[حلال]] و مباحی که ممکن است مقدمه‌ای شود برای داخل شدن به گناه، نیز باید دوری گزیند<ref>بیان المعانی، ملاحویش آل غازی، ج۳، ص۵۵.</ref>.


انسان [[سالک]] [[طریقت]] [[حقیقت]] از راه [[شریعت]]، باید به جایی برسد که از هرگونه عمل همراه با [[شک]] و ریب [[پرهیز]] کند و در مسائل شخصی [[اهل]] [[احتیاط]] باشد هر چند که در [[امور اجتماعی]] نمی‌توان از احتیاط سخن گفت؛ زیرا امور اجتماعی نیاز به [[فقه اجتماعی]] دارد که به دور از هرگونه احتیاط به معنا و مفهومی است که در مسائل شخصی و فردی مطرح است. پس انسان سالک باید از هر کاری که حلال بودن آن [[قطعی]] نیست، اجتناب و پرهیز کند؛ زیرا گام نهادن در شبهات مانند [[حرکت]] بر روی لبه پرتگاه است که در نهایت موجب [[سقوط]] [[آدمی]] می‌شود. انسان [[عاقل]] [[حیوان]] [[سرکش]] نفس خویش را در کنار مرزهای شبهات به چرا نمی‌برد تا گاه از روی [[غفلت]] و [[نادانی]] به چریدن در جایی مشغول شود که گناه در آن ممکن و محتمل الوقوع است. در حقیقت، بر اساس روایت از پیامبر{{صل}} حرکت در [[شبهات]] همانند حرکت در [[مرز]] میان خوب و بد است که هر لحظه احتمال سقوط است. پیامبر{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْحَلَالُ بَيِّنٌ وَ الْحَرَامُ بَيِّنٌ، وَ بَيْنَهُمَا أُمُورٌ مُشْتَبِهَاتٌ، لَا يَعْلَمُهَا كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِعِرْضِهِ وَ دِينِهِ، وَ مَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَرَاعٍ يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى، يُوشِكُ أَنْ يُوَاقِعَهُ}}<ref>کنزالعمال، ح۷۲۷۶؛ همچنین ر.ک: {{متن حدیث|عَنْهُ{{صل}}: اجْعَلُوا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْحَرَامِ سِتْراً مِنَ الْحَلَالِ، مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ اسْتَبْرَأَ لِعِرْضِهِ وَ دِينِهِ، وَ مَنْ أَرْتَعَ فِيهِ كَانَ كَالْمُرْتِعِ إِلَى جَنْبِ الْحِمَى}}؛ ر.ک: کنزالعمال، ح۷۲۹۱.</ref>؛ «[[حلال]] روشن و [[حرام]] روشن است و میان [[حلال و حرام]] امور مشتبه وجود دارد. بسیاری از [[مردم]] آن را نمی‌شناسند. پس کسی که از [[شبهات]] تقوای پیشه گیرد، عرض و دینش را نگه داشته است و کسی که در شبهات بیافتد در حرام می‌افتد چون [[چوپانی]] که رمه‌اش را در نزدیک قرقگاه به چرا می‌برد احتمال آن‌که در قرقگاه برود [[وج]] [[ود]] دارد».
ورع در منظومه [[اخلاقی]] [[اسلام]]، فراتر از یک [[پرهیز]] ساده است. این مفهوم نه به معنای [[رهبانیت]] و [[گوشه‌گیری]] از [[جامعه]] است و نه صرفاً [[ترس]] از [[مجازات]]، بلکه نوعی «پرهیزکاری هوشمندانه» است که ریشه در [[بصیرت]] دارد.


چریدن رمه نفس در کنار شبهات همان {{عربی|شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ}} است که باید از آن اجتناب کرد. [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا کسی که بنیان خود را بر پروا از خداوند و خشنودی (او) نهاده بهتر است یا آنکه بنیان خود را بر لب پرتگاهی در حال ریزش گذارده است که او را به درون آتش دوزخ فرو می‌لغزاند؟ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۱۰۹.</ref>.
در حالی که برخی ممکن است [[زهد]] را به معنای نداشتن [[اموال]] یا [[تقوا]] را به معنای ترس کلی بدانند، ورع جنبه‌ای خاص و دقیق‌تر دارد. اگر تقوا را به مثابه [[سلامت]] کلی بدن بدانیم، ورع مانند [[سیستم]] گلبول‌های سفید است که به‌طور [[تخصصی]] با عوامل بیماری‌زا ([[گناهان]] و [[شبهات]]) [[مبارزه]] می‌کند. بنابراین، ورع [[کناره‌گیری]] از [[مسئولیت‌های اجتماعی]] نیست، بلکه حضور در جامعه با سپری از مصونیت درونی است.<ref>سیری در نهج‌البلاغه، صفحه ۱۹۸</ref>
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز در این زمینه هشدار داده و می‌فرمایند: {{متن حدیث|فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ}}<ref>الکافی، چاپ الاسلامیه، ج۱، ص۶۸.</ref>؛ «هر کس که شبهات را ترک کند، از [[محرمات]] [[نجات]] می‌یابد و هر کس که به شبهات اقدام کند مرتکب محرمات می‌شود و ندانسته هلاک و نابود می‌گردد».


پس از نظر [[آموزه‌های وحیانی اسلام]]، ورع و [[پارسایی]] همان مرتبه عالی [[تقوا]] است که در [[قرآن]] به عنوان «[[حق تقاته]]» از آن یاد شده است. [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. در [[حقیقت]]، [[اهل]] ورع و [[پارسایی]] نهایت [[استطاعت]] خویش را به کار گرفتند تا آنچه [[خدا]] خواسته را انجام دهند و حتی از [[شبهات]] و بلکه برخی از [[مباحات]] که بستر نزدیکی به [[گناه]] و [[حرام]] را فراهم می‌آورد، مانند [[زیاده‌روی]] در [[شهوات]] جنسی و غیرجنسی و [[غضب]] و [[خشم]] [[پرهیز]] نمی‌کنند و به این [[فرمان الهی]] سر می‌نهند که می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ}}<ref>«هر چه می‌توانید از خداوند پروا کنید» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref>.
==== ۱.۱.۲. ورع به مثابه [[دژ]] و [[پناهگاه]] [[انسان]] ====
البته برخی از [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۱۳۳ [[سوره نساء]] و آیه ۲ [[سوره بقره]]، گفته‌اند: [[تقوا]]، نقشه راه رسیدن به [[مقام قرب]] خدا، تابلوی راهنمای [[حرکت]] به سمت [[مقام]] «[[مشاهده]] و [[شهود]] [[قلبی]]»، و [[منزل]] گزیدن در جوار [[رضوان الهی]] است. کسانی که می‌خواهند به مرتبه اعلای [[مقام تقوا]] برسند، باید [[منازل]] و مراحلی را بگذرانند، تا به مرتبه عالی تقوا برسند. مرتبه نخست تقوا، [[ایمان]] و [[تسلیم]] است. مرتبه دوم مقام «[[توبه]]» است. مرتبه سوم دوری گزیدن از شبهات بوده که آن مقام «ورع» است<ref>البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، ابن عجیبه احمد بن محمد، ج۱، ص۵۷؛ کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، ابن جزی غرناطی، تحقیق، ج۱، ص۶۹.</ref>.


باید توجه داشت که [[شبهه]] را شبهه نامیده‌اند؛ چراکه شبیه و همانند حق است و [[انسان]] [[توانایی]] تشخیص را در این موارد از دست می‌دهد. شبهات را باید [[برزخ]] میان [[حق و باطل]] دانست؛ زیرا نمادهایی از حق و باطل را با خود دارد و شخص را [[سرگردان]] و [[حیران]] می‌سازد.
بنیادی‌ترین تعریف از ورع را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حکمت]] ۳۷۱ [[نهج‌البلاغه]] ارائه فرموده‌اند: {{متن حدیث|لا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ}}؛ هیچ پناهگاه و دژی بهتر از ورع نیست.
[[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: شبهه از این نظر شبهه نامیده شده که شبیه و مانند حق است؛ ولی [[دوستان]] خدا با [[روشنایی]] [[یقین]] [[سیر]] می‌کنند و راهشان [[راه هدایت]] و [[نیکبختی]] است؛ و اما [[دشمنان خدا]] وسیله دعوتشان [[گمراهی]] است و راهنمایشان [[کوردلی]] است. کسی که از [[مرگ]] می‌ترسد راه [[فرار]] از آن را ندارد و آن‌که علاقه‌مند به ماندن است، همیشه نمی‌ماند و بالاخره یک [[روز]] باید برود<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۳۸.</ref>.
به هر حال، ورع با اجتناب، ترک و انجام ندادن همراه است. از این رو ریشه ورع و [[پارسایی]] را [[امام]]{{ع}} همان ترک دانسته و می‌فرماید: {{متن حدیث|أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۰۹۷.</ref>؛ «ریشه پارسایی، دوری کردن از [[گناهان]] و [[پرهیز از حرام]] است». همچنین می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّطَهُّرُ عَنِ الْمَعَاصِي}}<ref>غررالحکم، ح۳۸۷۱.</ref>؛ «پارسایی چیزی جز [[پاکی]] و [[طهارت]] از [[معاصی]] نیست».


[[پیامبر خدا]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا وَرَعَ كَالْكَفِّ}}<ref>معانی الاخبار، ج۱، ص۳۳۵.</ref>؛ «هیچ ورعی چون [[خویشتن‌داری]] از [[گناه]] نیست». [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} نیز ورع را [[پرهیز]] و اجتناب دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|الْوَرَعُ اجْتِنَابٌ}}؛ «پارسایی همان دوری کردن است»<ref>غررالحکم، ح۸۶.</ref>. البته این اجتناب در سطوح مختلف و امور گوناگون معنا می‌یابد که بهترین سطح همان توقف در برابر [[شبهات]] است. امام علی{{ع}} خود در این باره می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>نهج‌البلاغه، حکمت ۱۱۳.</ref>؛ «هیچ پارسایی‌ای چون توقف به هنگام [[شبهه]] نیست».
این تعبیر نشان می‌دهد که ورع در [[منطق]] [[اسلامی]]، یک حالت انفعالی یا ترسِ صرف نیست، بلکه یک «نیروی بازدارنده فعال» و یک «سیستم [[ایمنی]]» درونی است که انسان را در برابر [[تهاجم]] گناهان و [[لغزش‌ها]] [[محافظت]] می‌کند. همان‌گونه که [[عقل نظری]] انسان را از خطاهای [[فکری]] مصون می‌دارد، ورع به مثابه «[[عقل عملی]]» یا دژی مستحکم، انسان را از [[سقوط]] در ورطه [[گناه]] [[حفظ]] می‌کند.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۱، صفحه ۳۵</ref>
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[عثمان بن حنیف]]{{ع}} نوشت: {{متن حدیث|فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ}}<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.</ref>؛ «آنچه را که [[حلال]] بودنش برای تو روشن نبود، از دهان بیرون بینداز».
 
از آنجایی که ورع ارتباط تنگاتنگی با اجتناب و ترک دارد، پس [[پارساترین]] [[مردم]] باید کسی باشد که از [[محرمات]] و مکروهات و [[متشابهات]] پرهیز می‌کند؛ لذا در جایی که احتمال گناه و [[حرام]] است وارد نمی‌شود؛ چه رسد در مواردی که گناه [[یقینی]] یا ظنی است. [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ به همین [[پرسش]] فرمود: {{متن حدیث|الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ يَتَجَنَّبُ هَؤُلَاءِ، وَ إِذَا لَمْ يَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا يَعْرِفُهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۰۳.</ref>؛ «[[پارسا]] کسی است که از حرام‌های [[خدا]] پرهیز و دوری می‌کند و اگر از شبهات نیز پرهیز نکند، ندانسته به حرام افتد».
==== ۱.۱.۳. ورع به مثابه [[ملکه]] [[روحانی]] ====
امام علی{{ع}} در تعریف ورع در [[فرهنگ اسلامی]] آن را به اجتناب تعریف کرده و در جایی دیگر می‌فرماید: {{متن حدیث|أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۰۹۷.</ref>؛ «اصل و بنیاد [[پارسایی]] [[اجتناب از گناه]] و [[نزاهت]] از حرام است». وی همچنین می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّحَرِّي فِي الْمَكَاسِبِ وَ الْكَفُّ عَنِ الْمَطَالِبِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۸۸۸.</ref>؛ «پارسایی همان تحقیق در [[مکاسب]] و خودداری از [[طلب]] است».<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۱۷.</ref>
 
ورع یک «ملکه روحانی» و نیروی بازدارنده درونی است که با ترس یا انزوای [[اجتماعی]] تفاوت بنیادین دارد. ورع باعث می‌شود انسان «مالک نفس» شود و اراده‌ای [[قوی]] در برابر وسوسه‌ها پیدا کند.
 
تقوا نیرویی است که انسان را مالک نفس می‌کند و این نیرو باعث می‌شود انسان در برابر [[هوای نفس]] و [[وسوسه‌های شیطانی]] [[مقاومت]] کند.
 
بنابراین، [[ورع]] زیربنای اصلی «[[آزادی]] [[انسان]]» است؛ آزادی از [[اسارت]] [[هواهای نفسانی]] و زنجیرهای [[تمایلات]] زودگذر. کسی که ورع دارد، برده شکم، [[شهوت]] یا [[طمع]] نیست، بلکه ارباب خویشتن است و این اربابیت، مقدمه‌ای برای [[قرب به خداوند]] است.<ref>سیری در نهج‌البلاغه، صفحه ۱۹۸</ref>
 
=== ۱.۲. جایگاه ورع در منظومه [[اخلاقی]] [[اسلام]] ===
 
==== ۱.۲.۱. نسبت ورع با [[تقوا]] و [[زهد]] ====
 
ورع آن بُعد از تقواست که به‌طور خاص بر «[[حفظ]] [[حریم‌ها]]» و «[[پرهیز]] از مناطق خطرناک» تمرکز دارد. ورع تنها یک محدودیت بیرونی نیست، بلکه شرط لازم برای دریافت توفیقات [[معنوی]] و حفظ [[سلامت روح]] است.
 
[[گناه]] اثر وضعی دارد و آن سلب [[توفیق]] است. کسی که گناه می‌کند، کم‌کم [[نورانیت]] قلبش را از دست می‌دهد و توفیق عبادت‌هایی مانند [[نماز شب]] از او سلب می‌شود.
 
در مقابل، ورع با [[پاک]] نگه داشتن [[درون انسان]] از لکه‌های گناه، ظرفیت وجودی او را برای دریافت فیوضات [[الهی]] افزایش می‌دهد.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۱، صفحه ۲۳</ref>
 
==== ۱.۲.۲. ورع و مصونیت از [[شبهات]] ====
 
مهم‌ترین کارکرد ورع، نقش آن در مواجهه با «شبهات» است. در [[دنیایی]] که مرزهای [[حق و باطل]] گاهی در هم می‌آمیزد، ورع ضامن [[سلامت]] [[دینداری]] فرد است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[خطبه]] [[همام]] می‌فرمایند: {{متن حدیث|حَجَزَتِ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ}}؛ همانا کسانی که [[عبرت‌ها]] برای آنان آشکار شده است، تقوا آنها را از فرو رفتن در شبهات باز می‌دارد.
 
این عبارت کلیدی («حجز عن تقحم الشبهات») تعریف عملیاتی ورع است. ورع یعنی انسان چنان حساسیت و دقتی در عمل خود داشته باشد که حتی به مناطق مبهم و مرزی بین [[حلال و حرام]] نیز وارد نشود.<ref>سیری در نهج‌البلاغه، صفحه ۱۹۹</ref>
 
بسیاری از [[انحرافات دینی]] نه از روی [[لجبازی]] با حلال و حرام [[قطعی]]، بلکه از طریق «استحلال [[حرام]] به شبهات کاذبه» رخ می‌دهد؛ جایی که افراد با توجیهات واهی، حرام را [[حلال]] می‌شمارند. در اینجا ورع به عنوان یک نیروی بازدارنده درونی عمل می‌کند و [[اجازه]] نمی‌دهد [[انسان]] [[فریب]] ظاهرِ شبهه‌ناک امور را بخورد. خطر بزرگ این است که انسان [[حرام]] را به بهانه‌های مختلف و با استفاده از [[شبهات]]، [[حلال]] بشمارد و اینجاست که [[ورع]] نقش حیاتی خود را ایفا می‌کند.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۵، صفحه ۳۵۵</ref>


==آثار ورع و پارسایی==
==آثار ورع و پارسایی==
۲۲۷٬۶۸۱

ویرایش