←۱.۱.۱. ورع به مثابه پرهیزکاری هوشمندانه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۱۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = ورع | |||
| عنوان مدخل = ورع | |||
| مداخل مرتبط = [[ورع در قرآن]] - [[ورع در فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== ۱. کلیات و مفاهیم بنیادین == | == ۱. کلیات و مفاهیم بنیادین == | ||
| خط ۵: | خط ۱۲: | ||
==== ۱.۱.۱. ورع به مثابه [[پرهیزکاری]] هوشمندانه ==== | ==== ۱.۱.۱. ورع به مثابه [[پرهیزکاری]] هوشمندانه ==== | ||
«ورع» در [[منظومه اخلاقی اسلام]]، فراتر از یک [[پرهیز]] ساده است. این مفهوم نه به معنای [[رهبانیت]] و [[گوشهگیری]] از [[جامعه]] است و نه صرفاً [[ترس]] از [[مجازات]]، بلکه نوعی «پرهیزکاری هوشمندانه» است که ریشه در [[بصیرت]] دارد. | |||
در حالی که برخی ممکن است [[زهد]] را به معنای نداشتن [[اموال]] یا [[تقوا]] را به معنای ترس کلی بدانند، ورع جنبهای خاص و دقیقتر دارد. اگر تقوا را به مثابه [[سلامت]] کلی بدن بدانیم، ورع مانند [[سیستم]] گلبولهای سفید است که بهطور [[تخصصی]] با عوامل بیماریزا ([[گناهان]] و [[شبهات]]) [[مبارزه]] میکند. بنابراین، ورع [[کنارهگیری]] از [[مسئولیتهای اجتماعی]] نیست، بلکه حضور در جامعه با سپری از مصونیت درونی است.<ref>سیری در نهجالبلاغه، صفحه ۱۹۸</ref> | در حالی که برخی ممکن است [[زهد]] را به معنای نداشتن [[اموال]] یا [[تقوا]] را به معنای ترس کلی بدانند، ورع جنبهای خاص و دقیقتر دارد. اگر تقوا را به مثابه [[سلامت]] کلی بدن بدانیم، ورع مانند [[سیستم]] گلبولهای سفید است که بهطور [[تخصصی]] با عوامل بیماریزا ([[گناهان]] و [[شبهات]]) [[مبارزه]] میکند. بنابراین، ورع [[کنارهگیری]] از [[مسئولیتهای اجتماعی]] نیست، بلکه حضور در جامعه با سپری از مصونیت درونی است.<ref>سیری در نهجالبلاغه، صفحه ۱۹۸</ref> | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۸: | ||
==== ۱.۱.۲. ورع به مثابه [[دژ]] و [[پناهگاه]] [[انسان]] ==== | ==== ۱.۱.۲. ورع به مثابه [[دژ]] و [[پناهگاه]] [[انسان]] ==== | ||
بنیادیترین تعریف از ورع را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حکمت]] ۳۷۱ [[نهجالبلاغه]] ارائه فرمودهاند: | بنیادیترین تعریف از ورع را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حکمت]] ۳۷۱ [[نهجالبلاغه]] ارائه فرمودهاند: {{متن حدیث|لا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ}}؛ هیچ پناهگاه و دژی بهتر از ورع نیست. | ||
{{ | |||
این تعبیر نشان میدهد که ورع در [[منطق]] [[اسلامی]]، یک حالت انفعالی یا ترسِ صرف نیست، بلکه یک «نیروی بازدارنده فعال» و یک «سیستم [[ایمنی]]» درونی است که انسان را در برابر [[تهاجم]] گناهان و [[لغزشها]] [[محافظت]] میکند. همانگونه که [[عقل نظری]] انسان را از خطاهای [[فکری]] مصون میدارد، ورع به مثابه «[[عقل عملی]]» یا دژی مستحکم، انسان را از [[سقوط]] در ورطه [[گناه]] [[حفظ]] میکند.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۱، صفحه ۳۵</ref> | این تعبیر نشان میدهد که ورع در [[منطق]] [[اسلامی]]، یک حالت انفعالی یا ترسِ صرف نیست، بلکه یک «نیروی بازدارنده فعال» و یک «سیستم [[ایمنی]]» درونی است که انسان را در برابر [[تهاجم]] گناهان و [[لغزشها]] [[محافظت]] میکند. همانگونه که [[عقل نظری]] انسان را از خطاهای [[فکری]] مصون میدارد، ورع به مثابه «[[عقل عملی]]» یا دژی مستحکم، انسان را از [[سقوط]] در ورطه [[گناه]] [[حفظ]] میکند.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۱، صفحه ۳۵</ref> | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۶: | ||
ورع یک «ملکه روحانی» و نیروی بازدارنده درونی است که با ترس یا انزوای [[اجتماعی]] تفاوت بنیادین دارد. ورع باعث میشود انسان «مالک نفس» شود و ارادهای [[قوی]] در برابر وسوسهها پیدا کند. | ورع یک «ملکه روحانی» و نیروی بازدارنده درونی است که با ترس یا انزوای [[اجتماعی]] تفاوت بنیادین دارد. ورع باعث میشود انسان «مالک نفس» شود و ارادهای [[قوی]] در برابر وسوسهها پیدا کند. | ||
تقوا نیرویی است که انسان را مالک نفس میکند و این نیرو باعث میشود انسان در برابر [[هوای نفس]] و [[وسوسههای شیطانی]] [[مقاومت]] کند. | |||
بنابراین، [[ورع]] زیربنای اصلی «[[آزادی]] [[انسان]]» است؛ آزادی از [[اسارت]] [[هواهای نفسانی]] و زنجیرهای [[تمایلات]] زودگذر. کسی که ورع دارد، برده شکم، [[شهوت]] یا [[طمع]] نیست، بلکه ارباب خویشتن است و این اربابیت، مقدمهای برای [[قرب به خداوند]] است.<ref>سیری در | بنابراین، [[ورع]] زیربنای اصلی «[[آزادی]] [[انسان]]» است؛ آزادی از [[اسارت]] [[هواهای نفسانی]] و زنجیرهای [[تمایلات]] زودگذر. کسی که ورع دارد، برده شکم، [[شهوت]] یا [[طمع]] نیست، بلکه ارباب خویشتن است و این اربابیت، مقدمهای برای [[قرب به خداوند]] است.<ref>سیری در نهجالبلاغه، صفحه ۱۹۸</ref> | ||
=== ۱.۲. جایگاه ورع در منظومه [[اخلاقی]] [[اسلام]] === | === ۱.۲. جایگاه ورع در منظومه [[اخلاقی]] [[اسلام]] === | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۶: | ||
ورع آن بُعد از تقواست که بهطور خاص بر «[[حفظ]] [[حریمها]]» و «[[پرهیز]] از مناطق خطرناک» تمرکز دارد. ورع تنها یک محدودیت بیرونی نیست، بلکه شرط لازم برای دریافت توفیقات [[معنوی]] و حفظ [[سلامت روح]] است. | ورع آن بُعد از تقواست که بهطور خاص بر «[[حفظ]] [[حریمها]]» و «[[پرهیز]] از مناطق خطرناک» تمرکز دارد. ورع تنها یک محدودیت بیرونی نیست، بلکه شرط لازم برای دریافت توفیقات [[معنوی]] و حفظ [[سلامت روح]] است. | ||
[[گناه]] اثر وضعی دارد و آن سلب [[توفیق]] است. کسی که گناه میکند، کمکم [[نورانیت]] قلبش را از دست میدهد و توفیق عبادتهایی مانند [[نماز شب]] از او سلب میشود. | |||
در مقابل، ورع با [[پاک]] نگه داشتن [[درون انسان]] از لکههای | در مقابل، ورع با [[پاک]] نگه داشتن [[درون انسان]] از لکههای گناه، ظرفیت وجودی او را برای دریافت [[فیوضات الهی]] افزایش میدهد.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۱، صفحه ۲۳</ref> | ||
==== ۱.۲.۲. ورع و مصونیت از [[شبهات]] ==== | ==== ۱.۲.۲. ورع و مصونیت از [[شبهات]] ==== | ||
مهمترین کارکرد ورع، نقش آن در مواجهه با «شبهات» است. در [[دنیایی]] که مرزهای [[حق و باطل]] گاهی در هم میآمیزد، ورع ضامن [[سلامت]] [[دینداری]] فرد است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[خطبه]] [[ | مهمترین کارکرد ورع، نقش آن در مواجهه با «شبهات» است. در [[دنیایی]] که مرزهای [[حق و باطل]] گاهی در هم میآمیزد، ورع ضامن [[سلامت]] [[دینداری]] فرد است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[خطبه همام]] میفرمایند: {{متن حدیث|حَجَزَتِ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ}}؛ همانا کسانی که [[عبرتها]] برای آنان آشکار شده است، تقوا آنها را از فرو رفتن در شبهات باز میدارد. | ||
این عبارت کلیدی («حجز عن تقحم الشبهات») تعریف عملیاتی ورع است. ورع یعنی انسان چنان حساسیت و دقتی در عمل خود داشته باشد که حتی به مناطق مبهم و مرزی بین [[حلال و حرام]] نیز وارد نشود.<ref>سیری در نهجالبلاغه، صفحه ۱۹۹</ref> | |||
بسیاری از [[انحرافات دینی]] نه از روی [[لجبازی]] با حلال و حرام [[قطعی]]، بلکه از طریق «استحلال [[حرام]] به شبهات کاذبه» رخ میدهد؛ جایی که افراد با توجیهات واهی، حرام را [[حلال]] میشمارند. در اینجا ورع به عنوان یک نیروی بازدارنده درونی عمل میکند و [[اجازه]] نمیدهد [[انسان]] [[فریب]] ظاهرِ شبههناک امور را بخورد. خطر بزرگ این است که انسان [[حرام]] را به بهانههای مختلف و با استفاده از [[شبهات]]، [[حلال]] بشمارد و اینجاست که [[ورع]] نقش حیاتی خود را ایفا میکند.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۵، صفحه ۳۵۵</ref> | |||
== ۲. تمایزات مفهومی == | |||
=== ۲.۱. تفاوت [[ورع]] و [[تقوا]] === | |||
==== ۲.۱.۱. تقوا: نیروی [[روحانی]] عام ==== | |||
از نظر [[نهجالبلاغه]]، تقوا نیرویی است [[روحی]]، نیرویی [[مقدس]] و متعالی که منشأ کششها و گریزهایی میگردد: کشش به سوی [[ارزشهای معنوی]] و فوق حیوانی، و [[گریز]] از پستیها و آلودگیهای مادی.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref>تقوا حالتی است که به [[روح انسان]] [[شخصیت]] و [[قدرت]] میدهد و [[آدمی]] را مسلط بر خویشتن و مالک «خود» مینماید.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> | |||
در [[خطبه ۱۶]] نهجالبلاغه، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تقوا را به صورت یک حالت روحی و [[معنوی]] معرفی میکند که ما از آن به «ضبط نفس» یا «[[مالکیت]] نفس» تعبیر میکنیم.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref> در این [[خطبه]]، تقوا به مرکبهایی رهوار و [[مطیع]] و [[رام]] [[تشبیه]] شده که مهار آنها در [[اختیار]] کسانی است که بر آنها سوارند و آنها را وارد [[بهشت]] میسازد.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref> لازمه تقوا و ضبط نفس، افزایش قدرت [[اراده]] و [[شخصیت معنوی]] و [[عقلی]] داشتن است.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref> | |||
تقوا عبارت است از یک حالت روحی که مانع و رادع از [[معصیت]] است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، دفتر یادداشت شماره ۱۱، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> به تعبیر دیگر، تقوا عبارت است از مصونیت روحی در مقابل موجبات [[گناه]] و [[مرض]] روحی.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، دفتر یادداشت شماره ۱۱، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> همانطور که [[انسان]] به واسطه تزریق بعضی سرمها یا واکسنها مصونیت طبی از بعضی امراض پیدا میکند، به واسطه [[اعمال]] و مراقبتها و [[سیر]] و سلوکهایی مصونیت روحی پیدا میکند و این مصونیت اسمش تقواست.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، دفتر یادداشت شماره ۱۱، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
==== ۲.۱.۲. ورع: جنبه سلبی و بازدارنده خاص تقوا ==== | |||
در [[منطق]] نهجالبلاغه، تقوا یک نیروی عام و دووجهی است: هم جنبه ایجابی دارد (کشش به سوی [[خوبیها]]) و هم جنبه سلبی ([[گریز]] از [[بدیها]]).<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> اما [[ورع]]، آن جنبه سلبی و بازدارنده خاص تقواست که تمرکز آن بر «[[پرهیز]] از مشتبهات» و [[حفظ]] [[حریم]] [[حلال و حرام]] است.<ref>ر.ک: [[مطهری]]، [[مرتضی]]، ده گفتار، [[تقوا]] (۱)، ص. ۲۴؛ یادداشتهای [[استاد مطهری]]، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
در [[خطبه ۱۶]] [[نهجالبلاغه]]، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوىٰ عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ}} یعنی اگر عبرتهای گذشته برای شخصی [[آینده]] قرار گیرد، تقوا جلو او را از فرو رفتن در کارهای شبههناک میگیرد.<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۶؛ مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴</ref> | |||
تقوا در [[مقام]] بازدارندگی از [[شبهات]]، به ورع تبدیل میشود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴</ref> ورع یعنی آن درجه از تقوا که [[انسان]] را از نزدیک شدن به حریمهای مشتبه و مناطق خاکستری بازمیدارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
قول کسانی که از جمله {{متن حدیث|مَنِ ارْتَکَبَ الشُّبُهاتِ وَقَعَ فِی الْمُحَرَّماتِ}} [[پیروی]] میکنند، صحیحتر است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> در [[مقررات]] [[دینی]] میبینیم که تقوا ضامن و وثیقه بسیاری از [[گناهان]] شناخته شده است، ولی نسبت به بعضی دیگر از گناهان که تأثیر و [[جاذبه]] قویتری دارد، دستور حریم گرفتن داده شده است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
==== ۲.۱.۳. رابطه علی و معلولی ==== | |||
رابطه تقوا و ورع، رابطه ریشه و میوه است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷؛ ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref>تقوا آن نیروی [[روحانی]] عام و زیربنایی است که هم جنبه ایجابی دارد و هم سلبی.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> ورع اما یکی از میوهها و مظاهر بارز آن در عرصه عمل است؛ یعنی آنجا که تقوا در مواجهه با امور شبههناک، جنبه بازدارندگی خاصی پیدا میکند و انسان را از ورود به حریمهای مشتبه بازمیدارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴؛ یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> [[ورع]]، تقوایی است که در مرزهای [[حلال و حرام]] به شکل [[پرهیز]] از [[شبهات]] ظهور مییابد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
=== ۲.۲. تفاوت ورع و [[زهد]] === | |||
==== ۲.۲.۱. زهد: عدم [[دلبستگی به دنیا]] و [[ایثارگری]] ==== | |||
زهد در [[اسلام]] به معنای بیمیلی و [[بیرغبتی به دنیا]] نیست به معنای منفی و رهبانی آن.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> از نظر [[نهجالبلاغه]]، زهد حالتی است [[روحی]].<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> [[زاهد]] از آن نظر که دلبستگیهایی [[معنوی]] و [[اخروی]] دارد، به مظاهر مادی [[زندگی]] بیاعتناست.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> این [[بیاعتنایی]] تنها در [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[احساس]] و تعلق [[قلبی]] نیست و در مرحله ضمیر پایان نمییابد؛ زاهد در زندگی عملی خویش [[سادگی]] و [[قناعت]] را پیشه میسازد و از تنعم و [[تجمل]] و لذتگرایی پرهیز مینماید.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> | |||
زهد [[اسلامی]] بر مبنای [[ایثار]] است، نه [[رهبانیت]] و [[گوشهگیری]].<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۲۱</ref>زهد بر اساس [[فلسفه]] ایثار هیچ گونه ربطی با رهبانیت و [[گریز]] از [[اجتماع]] ندارد بلکه زاییده علائق و [[عواطف]] [[اجتماعی]] است و جلوه عالیترین [[احساسات]] انساندوستانه و موجب [[استحکام]] بیشتر [[پیوندهای اجتماعی]] است.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۲۱</ref> | |||
==== ۲.۲.۲. ورع: [[دقت]] در [[مصرف]] و کسب ==== | |||
ورع بیشتر ناظر به رابطه [[انسان]] با [[احکام]] و مرزهای حلال و حرام است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> اگر زهد به «چگونگی رابطه با [[دنیا]] و [[مادیات]]» میپردازد و از [[دلبستگی]] و [[وابستگی]] به آنها بازمیدارد،<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> ورع به «چگونگی مواجهه با [[احکام شرعی]] و مرزهای حلال و حرام» نظر دارد و [[انسان]] را به [[دقت]] و [[احتیاط]] در [[مصرف]] و کسب و عمل [[دعوت]] میکند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
[[ورع]] آن است که انسان در جایی که [[حکم شرعی]] برایش روشن نیست یا میان [[حلال و حرام]] مشتبه شده، احتیاط کند و از آن بگذرد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
==== ۲.۲.۳. تلاقی [[زهد]] و ورع ==== | |||
زهد و ورع در یک نقطه مهم به هم میرسند: هر دو منجر به [[آزادی]] انسان از [[اسارت]] [[هواهای نفسانی]] میشوند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۸۵-۳۸۷؛ سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> یک [[فلسفه]] اساسی زهد، آزادی و [[آزادمنشی]] است، البته آزادی از طبیعت [[نفسانی]] خود.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۸۵-۳۸۷</ref> | |||
در تحلیل [[تقوا]] و ورع نیز میبینیم که تقوا انسان را مالک نفس میکند و او را از اسارت [[شهوات]] و [[هواها]] رها میسازد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵؛ سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> هم زهد و هم ورع، دو راه برای رسیدن به یک هدفاند: [[رهایی]] از [[بندگی]] هواهای نفسانی و رسیدن به [[آزادی معنوی]].<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۸۵-۳۸۷؛ سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref>زهد از راه بیدلبستگی به [[مادیات]] و [[ایثار]]، و ورع از راه [[پرهیز]] از [[شبهات]] و دقت در مرزهای حلال و حرام، انسان را به این آزادی میرسانند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴، ۵۲۱؛ یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> | |||
== ۳. کارکردها و آثار [[ورع]] == | |||
=== ۳.۱. کارکرد [[شناختی]] و بصیرتی === | |||
==== ۳.۱.۱. ایجاد [[فرقان]]==== | |||
[[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَاناً}} اگر [[پاک]] و [[پرهیزکار]] بوده باشید [[خداوند]] به شما [[روشنبینی]] میدهد و بر [[بصیرت]] شما میافزاید.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، حکمتها و اندرزها، ص. ۸۵</ref> [[کتاب مقدس]] ما [[قرآن]] به موجب این [[آیه]] و آیههای دیگری صریحاً بین [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] از یک طرف و روشنبینی و [[افزایش نور]] بصیرت از طرف دیگر رابطه مستقیم قائل است؛ یعنی به هر اندازه [[آدمی]] پاکتر و پرهیزکارتر و بیغرض و مرضتر و در مقابل [[حقایق]] تسلیمتر باشد، نورافکن [[عقل]] و فکرش روشنتر و نافذتر است.<ref>مطهری، مرتضی، حکمتها و اندرزها، ص. ۸۵</ref> | |||
مقصود این است که مرد با [[ایمان]] به موجب [[ایمانی]] که دارد همواره [[دل]] و [[روح]] خویش را از آلایشها پاک نگه میدارد و نمیگذارد آینه روحش با غبار [[حسادت]] و [[کینهتوزی]] و [[خودخواهی]] و [[عناد]] و لجاج و [[تعصب]] مکدر شود و برای عقل که [[نور]] خداست حجابی و پردهای پدید آید و لهذا از این نور خدایی حداکثر استفاده را میبرد و بیپرده حقایق را [[مشاهده]] مینماید.<ref>مطهری، مرتضی، حکمتها و اندرزها، ص. ۸۵</ref> | |||
==== ۳.۱.۲. جلوگیری از [[غفلت]] و [[اشتباه]] در مصادیق [[احکام]] ==== | |||
تقوا نه سوهان است و نه سنباده و نه روغن چراغ. تقوا دشمنِ [[دشمن]] عقل است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۵۲</ref> ملکۀ تقوا که آمد، دشمن عقل را که [[هوا و هوس]] است [[رام]] و مهار میکند، دیگر نمیگذارد اثر عقل را خنثی کند، گرد و غبار برایش به وجود آورد، پارازیت ایجاد کند.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۵۲</ref> | |||
اگر [[انسان]] در هر چیزی [[شک]] کند در این مطلب نمیتواند شک کند که [[خشم]] و [[شهوت]] و [[طمع]] و [[حسد]] و لجاج و تعصب و [[خودپسندی]] و نظایر این امور آدمی را در [[زندگی]] [[کور]] و کر میکند. آدمی پیش [[هوس]] [[کور]] و کر است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۵۳</ref> [[مردمان]] [[متقی]] که [[مجاهده]] [[اخلاقی]] دارند و بر [[عجب]] و [[طمع]] و سایر [[رذائل]] [[نفسانی]] فائق آمدهاند بهتر و روشنتر [[عیب]] خود و [[درد]] خود را [[درک]] میکنند.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۵۳</ref> | |||
=== ۳.۲. کارکرد بازدارندگی === | |||
==== ۳.۲.۱. جلوگیری از ورود به [[شبههها]] ==== | |||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در خطبهای میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَی عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ}} همانا کسی که عبرتهای گذشته (و [[سرنوشت]] شوم [[گناهکاران]]) او را [[بیدار]] کند، [[تقوا]] او را از فرو رفتن در [[شبهات]] باز میدارد.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref> | |||
تقوا نیرویی است که انسان را از [[آلودگی]] به [[گناه]] باز میدارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۶</ref> این نیرو وقتی [[قوی]] شد، انسان نه تنها از [[گناهان]] آشکار، بلکه از مناطق مشکوک و شبههناک نیز [[کنارهگیری]] میکند؛ زیرا میداند که ورود به [[شبهه]]، مقدمه [[سقوط]] در [[حرام]] است.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۶</ref> | |||
==== ۳.۲.۲. [[حفظ ایمان]] در برابر [[فتنهها]] و شبهات ==== | |||
در دوران فتنهها، معیارها دگرگون میشود و [[حق و باطل]] در هم میآمیزد. در چنین شرایطی، تنها کسانی [[نجات]] مییابند که دارای [[بصیرت]] و تقوا باشند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۰</ref>تقوا در اینجا به معنای همان نیروی بازدارندهای است که انسان را از [[جریانهای انحرافی]] و شبههآلود دور نگه میدارد و [[ایمان]] او را محفوظ میدارد.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۰</ref> | |||
=== ۳.۳. آثار روانی و [[معنوی]] === | |||
==== ۳.۳.۱. ایجاد [[آرامش]] [[وجدان]] و [[طمأنینه]] [[قلبی]] ==== | |||
[[انسانی]] که [[اهل]] [[ورع]] است و از شبهات دوری میجوید، وجدانش آرام است. او نگران نیست که مبادا حقی را ضایع کرده باشد یا به [[حریم]] کسی [[تجاوز]] نموده باشد. این طمأنینه قلبی، نتیجه مستقیم [[پاکدامنی]] و [[پرهیزکاری]] است.<ref>مطهری، مرتضی، حکمتها و اندرزها، ص. ۹۰</ref> | |||
==== ۳.۳.۲. [[تقویت اراده]] و [[تسلط بر نفس]] ==== | |||
تقوا و ورع، انسان را مالک نفس میکند. کسی که اهل ورع است، بر [[هوای نفس]] خود مسلط است و [[اسیر]] [[تمایلات]] زودگذر نمیشود. این [[تسلط]]، نتیجه [[مجاهده]] مستمر در [[پرهیز از گناه]] و [[شبهه]] است.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۵</ref> | |||
==== ۳.۳.۳. جلوگیری از [[قساوت قلب]] و سلب توفیقات [[معنوی]] ==== | |||
[[گناه]]، اثر وضعی دارد و آن قساوت قلب است. [[قلبی]] که قسی شد، دیگر [[نور]] [[حق]] در آن راه نمییابد و توفیقات معنوی از [[انسان]] سلب میشود. چه بسیارند کسانی که به خاطر یک گناه کوچک، [[توفیق]] [[نماز شب]] یا توفیق [[درک]] [[معارف]] عمیق [[دینی]] را از دست دادند.<ref>مطهری، [[مرتضی]]، یادداشتهای [[استاد مطهری]]، جلد ۱۱، ص. ۲۳</ref> | |||
[[ورع]]، [[حافظ]] توفیقات است. کسی که میخواهد [[فیض]] معنوی به او روی آورد، باید ظرف وجودی خود را از لوث گناه و شبهه [[پاک]] نگه دارد. ورع همین پاکنگهداشتن ظرف وجود است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۱، ص. ۲۴</ref> | |||
== ۴. مراتب و اقسام [[ورع]] == | |||
ورع در منظومه [[اخلاقی]] [[اسلام]]، یک [[حقیقت]] واحد و ایستا نیست، بلکه دارای مراتب و درجاتی است که از [[پرهیز]] از [[گناهان]] آشکار آغاز شده و تا پرهیز از هر آنچه [[انسان]] را از [[خدا]] [[غافل]] میکند، امتداد مییابد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۳۰</ref> | |||
=== ۴.۱. ورع عمومی === | |||
==== ۴.۱.۱. اجتناب از [[گناهان کبیره]] و [[محرمات]] آشکار ==== | |||
پایینترین و عمومیترین مرتبه ورع، همان پرهیز از گناهان کبیره و محرمات صریحی است که [[حرمت]] آنها در [[شرع]] [[مقدس]] به روشنی بیان شده است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۳۰</ref> اولین مرحله [[تقوا]] و ورع، آن است که انسان از گناهان کبیره و محرمات آشکار دوری کند. این مرحله، مرحله {{متن حدیث|لَا تُکَذِّبُوا}} و {{متن حدیث|لَا تَعْتَدُوا}} است؛ یعنی [[تجاوز]] به [[حدود الهی]] نکنید و [[دستورات]] صریح خدا را [[انکار]] ننمایید.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۳۰</ref> کسی که در این مرحله ورع ندارد، اساساً نمیتواند [[ادعای ایمان]] کند.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۳۰</ref> | |||
=== ۴.۲. ورع خاص === | |||
این | ==== ۴.۲.۱. حساسیت نسبت به مناطق مرزی بین [[حلال و حرام]] ==== | ||
مرتبه دوم ورع، که مختص [[خواص]] و [[اهل]] [[دقت]] است، پرهیز از مشتبهات است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۸</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمایند: {{متن حدیث|الْحَلَالُ بَیِّنٌ وَ الْحَرَامُ بَیِّنٌ}} حلال و حرام روشن هستند، اما میان این دو، امور شبههناکی وجود دارد که بسیاری از [[مردم]] آنها را نمیشناسند. کسی که از این [[شبهات]] دوری کند، [[دین]] و آبروی خود را [[حفظ]] کرده است و کسی که وارد این [[وادی]] شود، به [[حرام]] کشیده خواهد شد؛ مانند [[چوپانی]] که گلهاش را در اطراف [[حرم]] (منطقه ممنوعه) بچراند، چه بسا که گلهاش وارد حرم شود.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۸</ref> | |||
==== ۴.۲.۲. پرهیز از حیلههای [[شرعی]] ==== | |||
بسیاری از مردم [[گمان]] میکنند اگر صورتی شرعی به کار حرام بدهند، از زیر بار [[گناه]] خارج شدهاند. مثلاً با حیلههای مختلف، [[ربا]] را به صورت معاملهای صوری درمیآورند و [[خیال]] میکنند [[حلال]] شده است. اما [[ورع]] [[واقعی]] ایجاب میکند که [[انسان]] به [[روح]] [[احکام]] توجه کند، نه فقط به پوسته آنها. [[خداوند]] از [[نیّت]] و [[باطن]] کارها [[آگاه]] است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۴، ص. ۳۶۸</ref> | |||
کسی که با [[حیله]] [[شرعی]] حرامی را حلال میشمارد، در واقع راه [[توبه]] را بر خود بسته است؛ زیرا خود را [[گناهکار]] نمیداند.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۴، ص. ۳۶۹</ref> | |||
=== ۴.۳. ورع عالی === | |||
==== ۴.۳.۱. [[پرهیز]] از هر چه انسان را از [[خدا]] [[غافل]] کند ==== | |||
بالاترین مرتبه ورع، مخصوص [[سالکان]] راه [[حق]] و عرفاست.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۲۵</ref> [[عارفان]] و [[اولیای خدا]]، دایره ورع خود را بسیار گستردهتر کردهاند. آنها نه تنها از [[حرام]]، بلکه از بسیاری از [[مباحات]] نیز پرهیز میکنند، اگر [[احساس]] کنند که این مباحات، [[قلب]] آنها را از خدا غافل میسازد یا مانع پرواز روح آنها به سوی [[ملکوت]] میشود.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۲۵</ref> | |||
برای کسی که میخواهد به قله [[قرب الهی]] برسد، هر چیزی که او را از مقصد باز دارد، حکمِ مانع را دارد، حتی اگر آن چیز به خودی خود حرام نباشد. ورع در این مرحه، یعنی [[پاکسازی]] کامل ظرف وجود از هر چه غیر خداست، تا تنها خدا در آن جای گیرد.<ref>مطهری، مرتضی، حکمتها و اندرزها، ص. ۹۵</ref> | |||
== ۵. موانع و آفات [[ورع]] == | |||
ورع در مسیر [[رشد]] خود با موانع و آفاتی روبروست که اگر شناخته و رفع نشوند، میتوانند این سپر [[دفاعی]] را [[سست]] یا کاملاً از کار بیندازند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> | |||
=== ۵.۱. [[دنیاطلبی]] و [[حب]] [[مال]] === | |||
[[حب دنیا]] ریشه تمام [[خطاها]] و مادر فسادهاست.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> وقتی [[محبت دنیا]] در [[دل]] جای گرفت، [[نور]] [[بصیرت]] خاموش شده و [[قوه]] بازدارنده ورع فلج میشود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> | |||
[[دنیا]] و زینتهای آن، خاصیت فتنتانگیزی دارند؛ یعنی [[انسان]] را از خود بیخود میکنند و [[حقایق]] را در نظرش دگرگون میسازند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> کسی که [[اسیر]] حب مال و [[مقام]] شود، دیگر مرزهای [[حلال و حرام]] را آنگونه که هست نمیبیند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> برای او [[منافع دنیوی]] بر [[احکام الهی]] پیشی میگیرد و ورع، که نیازمند [[ایثار]] [[منافع]] دنیاست، در او میمیرد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> | |||
[[طمع]]، کلید ورود به [[شبهات]] است و تا زمانی که انسان از بندِ «داشتن» رها نشود، نمیتواند صاحبِ ورع [[واقعی]] باشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> | |||
=== ۵.۲. [[جهل]] و [[ناآگاهی]] === | |||
ورع بدون [[معرفت]] ممکن نیست؛ زیرا انسان نمیتواند از چیزی [[پرهیز]] کند که آن را نمیشناسد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref> ورع فرع بر معرفت است. تا انسان نداند چه چیزی [[حرام]] است، چه چیزی شبههناک است و مرزهای دقیق [[احکام]] کجاست، نمیتواند [[پرهیزکار]] باشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref>جهل به احکام، انسان را ناخواسته به ورطه [[گناه]] و [[شبهه]] میکشاند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref> بنابراین، اولین قدم در مسیر ورع، [[آموختن]] [[دین]] و [[شناخت]] دقیق حلال و حرام است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref> | |||
در عصر حاضر که پیچیدگیهای [[زندگی]] زیاد شده، [[جهل مرکب]] (ندانستنِ ندانستن) میتواند خطرناکترین آفت برای [[ورع]] باشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref> | |||
=== ۵.۳. تأویلهای ناروا و [[پیروی از هوای نفس]] === | |||
خطرناکترین آفت ورع، زمانی است که [[انسان]] با استفاده از تأویلهای ناروا و پیروی از هوای نفس، [[گناه]] را در [[لباس]] [[حق]] جلوه میدهد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> این حالت «استحلال [[باطنی]]» است که دیواری ضخیم بین انسان و [[توبه]] میکشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> | |||
بسیاری از اوقات، انسان گناه میکند اما برای اینکه وجدانش آرام بماند، برای کار خود توجیهات تراشی میکند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> [[هوای نفس]]، وکیلی ماهر است که برای هر گناهی، یک [[شبهه]] کاذبه یا یک [[تأویل]] ناروا پیدا میکند تا آن را [[حلال]] جلوه دهد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> اینجاست که ورع کاملاً از بین میرود؛ زیرا انسان دیگر خود را [[گناهکار]] نمیداند تا بخواهد [[پرهیز]] کند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> | |||
این تأویلها معمولاً ریشه در [[تمایلات]] درونی دارد و نه در استدلالهای [[عقلانی]] یا [[شرعی]] معتبر.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> | |||
== ۶. راهکارهای کسب و تقویت ورع == | == ۶. راهکارهای کسب و تقویت ورع == | ||
=== ۶.۱. تفکر و عبرتآموزی === | |||
=== ۶.۱. [[تفکر]] و [[عبرتآموزی]] === | |||
=== ۶.۲. مراقبه و محاسبه نفس === | |||
اولین [[راهکار]]، زنده نگه داشتن [[روحیه]] [[عبرتگیری]] از [[تاریخ]] و [[سرنوشت]] پیشینیان است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref>انسان باید دائماً به [[عاقبت]] کار [[گناهکاران]] و سرنوشت شوم کسانی که [[مرزهای الهی]] را شکستند، بیندیشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref> این تفکر، ترسی [[مقدس]] و بیدارکننده در [[دل]] ایجاد میکند که مانند یک ترمز [[قوی]]، انسان را از فرو رفتن در [[شبهات]] و [[گناهان]] باز میدارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref> عبرتهای [[تاریخی]]، آینهای هستند که [[آینده]] ما را در [[رفتار]] دیگران نشان میدهند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref> | |||
=== ۶.۳. تقویت ایمان و محبت الهی === | |||
این نگاه [[تاریخی]]، [[غفلت]] را از بین برده و [[هوشیاری]] لازم برای [[ورع]] را فراهم میکند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref> | |||
=== ۶.۲. [[مراقبه]] و [[محاسبه نفس]] === | |||
ورع یک اتفاق نیست، یک تمرین است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref>[[انسان]] باید مانند یک نگهبان [[بیدار]]، دائماً بر [[اعمال]] و [[نیات]] خود [[نظارت]] کند (مراقبه) و در پایان هر [[روز]]، [[حساب]] کارهای خود را با [[خدا]] و با [[وجدان]] خود رسیدگی کند ([[محاسبه]]).<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref> این بازبینی دائمی، باعث میشود که انسان نسبت به کوچکترین [[لغزشها]] حساس شود و [[اجازه]] ندهد [[گناه]] یا شبههای در [[قلب]] او ریشه دواند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref> | |||
بدون این [[نظارت درونی]]، ورع به مرور [[زمان]] [[ضعیف]] و فرسوده میشود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref> | |||
=== ۶.۳. [[تقویت ایمان]] و [[محبت الهی]] === | |||
بالاترین و پایدارترین سطح ورع، آن است که ریشه در [[محبت به خدا]] داشته باشد، نه صرفاً [[ترس]] از [[مجازات]].<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref> ورع [[واقعی]]، ورعی است که از [[محبت]] سرچشمه بگیرد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref> وقتی انسان کسی را [[دوست]] بدارد، از هر کاری که موجب [[ناراحتی]] [[معشوق]] شود، حتی اگر آن کار برایش [[سود دنیوی]] داشته باشد، [[پرهیز]] میکند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref> [[مؤمن]] نیز به خاطر محبتی که به خدا دارد، از گناه و [[شبهه]] دوری میکند، نه به خاطر ترس از [[جهنم]]، بلکه به خاطر اینکه نمیخواهد [[دل]] [[یار]] را به [[درد]] آورد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref> | |||
رابطه [[حب]] و [[بغض]] فیالله محکمترین دستاویز ([[عروة الوثقی]]) برای [[پرهیزکاری]] است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref> کسی که [[حب]] و بغضش برای [[خدا]] باشد، طبعاً از هر چه [[خدا]] [[دوست]] ندارد ([[گناه]] و [[شبهه]]) بیزار میشود و به هر چه خدا دوست دارد ([[حلال]] و [[طاعت]]) [[گرایش]] پیدا میکند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref> این [[پیوند عاطفی]] با خدا، چنان نیروی بازدارندهای ایجاد میکند که هیچ وسوسهای یارای مقابله با آن را ندارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref> اینجاست که [[ورع]] به یک ملکۀ [[راسخ]] و جداییناپذیر از وجود [[انسان]] تبدیل میشود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref> | |||
کلید نهایی تقویت ورع، [[شناخت]] بیشتر [[خداوند]] و ایجاد یک [[رابطه عاشقانه]] با اوست که در پرتو آن، [[پرهیز]] از غیر او، امری [[طبیعی]] و شیرین میگردد.<ref>ر.ک: [[مطهری]]، [[مرتضی]]، گفتارهایی در [[اخلاق اسلامی]]، ص. ۷۹</ref> | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:ورع]] | |||