۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی| {{متن قرآن' به '{{متن قرآن') |
جز (جایگزینی متن - '}} }}' به '}}') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
#'''رویکرد درون دینی:''' در این رویکرد، اصلِ پذیرش دین و بخش عقاید آن بر براهين عقلی استوار است؛ اما برای تعیین گستره آن، به خود منابع و متون معتبر دینی "کتاب و سنت" مراجعه میشود. در رویکرد دروندینی، برای تعیین گستره اسلام، معارف پرشمار آن را در طرحهایی چند، به حوزههای خاصی قسمت کردهاند که هر یک، معیار و محور خاصی دارد؛ از جمله<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>: | #'''رویکرد درون دینی:''' در این رویکرد، اصلِ پذیرش دین و بخش عقاید آن بر براهين عقلی استوار است؛ اما برای تعیین گستره آن، به خود منابع و متون معتبر دینی "کتاب و سنت" مراجعه میشود. در رویکرد دروندینی، برای تعیین گستره اسلام، معارف پرشمار آن را در طرحهایی چند، به حوزههای خاصی قسمت کردهاند که هر یک، معیار و محور خاصی دارد؛ از جمله<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>: | ||
*در طرح نخست معارف اسلام بر اساس تفاوت در روش شناخت و میزان اهمیت و نقشی که در هدایت انسان دارند به سه بخش کلّی عقاید، احکام و اخلاق قسمت شدهاند که هر یک، قلمرو خاصی دارد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | *در طرح نخست معارف اسلام بر اساس تفاوت در روش شناخت و میزان اهمیت و نقشی که در هدایت انسان دارند به سه بخش کلّی عقاید، احکام و اخلاق قسمت شدهاند که هر یک، قلمرو خاصی دارد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | ||
*طرح دوم بر اساس محوریت انسان و با توجه به ابعاد وجودی اوست؛ بدین معنا که دین برای هدایت انسانها آمده است {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ | *طرح دوم بر اساس محوریت انسان و با توجه به ابعاد وجودی اوست؛ بدین معنا که دین برای هدایت انسانها آمده است {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستادهاند؛ به رهنمودی برای مردم و برهانهایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل. پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد و اگر بیمار یا در سفر بود، شماری از روزهایی دیگر (روزه بر او واجب است)؛ خداوند برای شما آسانی میخواهد و برایتان دشواری نمیخواهد و (میخواهد) تا شمار (روزهها) را کامل کنید و تا خداوند را برای آنکه راهنماییتان کرده است به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ}}</ref> این کتاب را که کتابهای آسمانی پیش از خود را راست میشمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بیگمان آنان که به آیات خداوند کفر میورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده است؛ سوره آل عمران، آیه: ۳- ۴.</ref>، بنابراین، معارف آن با توجه به ابعاد گوناگون مادی، معنوی، فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی قسمتبندی میشوند. اشکال اساسی این طرح، اولاً محوریت انسان است که در بینش الهی، چندان پذیرفته نیست و سنجش و ارزیابی همه چیز بر اساس محوریت انسان نوعی گرایش اومانیستی به شمار میرود، در حالی که همه معارف و آموزههای خرد و کلان کتاب و سنت فقط بر محور "الله" میچرخد. ثانیاً همه ابعاد وجودی انسان کاملاً روشن نیست. ثالثاً بسیاری از آموزههای دینی را نمیتوان منحصر به یک بعد دانست، بلکه با بسیاری از ابعاد سروکار دارند و به اصطلاح گزاره و حکمی چند منظورهاند و از این رو نمیتوان گفت دقیقاً مربوط به کدام بُعد است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | ||
*طرح سوم، معارف دینی را بر محور "الله" دستهبندی میکند که همه اقسام در حالی که هر یک گستره خاصی را بیان میکند، اولاً در طول یکدیگرند نه در عرض هم، ثانياً دارای پیوندی روشن و منطقی با یکدیگر هستند. گستره معارف دینی بر اساس این طرح و به ترتیب عبارتاند از: خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی، راهشناسی، راهنماشناسی، قرآنشناسی، اخلاق و احکام<ref>نک: معارف قرآن، ج۱، ص۱۶-۱۱.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | *طرح سوم، معارف دینی را بر محور "الله" دستهبندی میکند که همه اقسام در حالی که هر یک گستره خاصی را بیان میکند، اولاً در طول یکدیگرند نه در عرض هم، ثانياً دارای پیوندی روشن و منطقی با یکدیگر هستند. گستره معارف دینی بر اساس این طرح و به ترتیب عبارتاند از: خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی، راهشناسی، راهنماشناسی، قرآنشناسی، اخلاق و احکام<ref>نک: معارف قرآن، ج۱، ص۱۶-۱۱.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | ||
*بنابراین، شناخت و بررسی دقیق آموزههای کتاب و سنت به خوبی نشان میدهد که هیچ شأنی از شئون زندگی انسان از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، حیات انسان به دو بخش دنیوی و اخروی قسمت میشود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی زندگی اخروی انسان با توجه به چگونگی زندگی دنیوی او شکل میگیرد. بر این اساس، هیچ احساس، اندیشه و رفتار خرد و کلانی را نمیتوان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در زندگی دنیوی و اخروی انسان مورد امر یا نهی دین قرار نگرفته باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | *بنابراین، شناخت و بررسی دقیق آموزههای کتاب و سنت به خوبی نشان میدهد که هیچ شأنی از شئون زندگی انسان از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، حیات انسان به دو بخش دنیوی و اخروی قسمت میشود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی زندگی اخروی انسان با توجه به چگونگی زندگی دنیوی او شکل میگیرد. بر این اساس، هیچ احساس، اندیشه و رفتار خرد و کلانی را نمیتوان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در زندگی دنیوی و اخروی انسان مورد امر یا نهی دین قرار نگرفته باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | ||