بی‌نیازی از مردم: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۸: خط ۳۸:
*[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: "چون این [[آیه]] نازل شد [[پیامبر اکرم]] [[استوار]] نشستند و آن‌گاه فرمودند: هرکس به [[اموال]] دیگران نظر دوزد، اندوهش طولانی گردد و ناراحتی‌اش تمام نشود؛ و هرکس [[نعمت‌های خداوند]] را تنها در خوردنی و نوشیدنی بداند، زندگیش کوتاه و عذابش نزدیک گردد"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ اسْتَوَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} جَالِساً ثُمَّ قَالَ: مَنْ‌ أَتْبَعَ‌ بَصَرَهُ‌ مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ طَالَ هَمُّهُ وَ لَمْ يُشْفَ غَيْظُهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةً إِلَّا فِي مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ قَصَرَ عِلْمُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ}}؛ تفسیر صافی، ذیل آیه شریفه ۱۳۱ طه.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۸.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: "چون این [[آیه]] نازل شد [[پیامبر اکرم]] [[استوار]] نشستند و آن‌گاه فرمودند: هرکس به [[اموال]] دیگران نظر دوزد، اندوهش طولانی گردد و ناراحتی‌اش تمام نشود؛ و هرکس [[نعمت‌های خداوند]] را تنها در خوردنی و نوشیدنی بداند، زندگیش کوتاه و عذابش نزدیک گردد"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ اسْتَوَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} جَالِساً ثُمَّ قَالَ: مَنْ‌ أَتْبَعَ‌ بَصَرَهُ‌ مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ طَالَ هَمُّهُ وَ لَمْ يُشْفَ غَيْظُهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةً إِلَّا فِي مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ قَصَرَ عِلْمُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ}}؛ تفسیر صافی، ذیل آیه شریفه ۱۳۱ طه.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۸.</ref>.
*از دیگر آیاتی که به [[توکّل]] و پس از آن همّت و عمل فرا می‌خواند، این [[آیه]] را می‌توان ذکر کرد:{{متن قرآن|وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>« و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. پُر واضح است که [[توکّل]]، تنها وقتی [[توکّل]] [[حقیقی]] است، که همّت، عمل و [[اعتماد به نفس]]، از پس آن پدید آید؛ همان‌گونه که همّت و [[اعتماد به نفس]] بدون [[توکّل]] به [[حضرت]] [[حق]] هیچ‌گاه نتیجه‌ای نخواهد داد.
*از دیگر آیاتی که به [[توکّل]] و پس از آن همّت و عمل فرا می‌خواند، این [[آیه]] را می‌توان ذکر کرد:{{متن قرآن|وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>« و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. پُر واضح است که [[توکّل]]، تنها وقتی [[توکّل]] [[حقیقی]] است، که همّت، عمل و [[اعتماد به نفس]]، از پس آن پدید آید؛ همان‌گونه که همّت و [[اعتماد به نفس]] بدون [[توکّل]] به [[حضرت]] [[حق]] هیچ‌گاه نتیجه‌ای نخواهد داد.
*در خبر است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} "ایشان گروهی را دیدند که دست از [[کشاورزی]] برداشته بودند؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به آنان فرمودند: شما کیانید؟ گفتند: ما متوکّلانیم؛ آن [[حضرت]] فرمودند: نه شما سربار دیگرانید!" <ref>{{متن حدیث| رَأَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قَوْماً لَا يَزْرَعُونَ قَالَ مَا أَنْتُمْ قَالُوا نَحْنُ‌ الْمُتَوَكِّلُونَ‌ قَالَ لَا بَلْ أَنْتُمُ الْمُتَّكِلوُنَ}}؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۲۱۷.</ref>؛ و‌ باز در خبر است که آن [[حضرت]]{{صل}} فرمودند : "هر عمل مهمّی که بدون {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> آغاز شود، پایانی نخواهد داشت" <ref>{{متن حدیث| كُلُّ‌ أَمْرٍ ذِي‌ بَالٍ‌ لَمْ يُذْكَرْ "بِسْمِ اللَّهِ" فَهُوَ أَبْتَرُ}}؛ تفسیر صافی، ذیل تفسیر {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref> [[حدیث]] اول از گروهی سخن می‌دارد که [[توکّل]] بدون عمل را پیشه خود ساخته بودند، و [[حدیث]] دوّم از عمل بدون [[توکّل]] سخن می‌رانَد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۸-۳۱۹.</ref>.
*در خبر است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} "ایشان گروهی را دیدند که دست از [[کشاورزی]] برداشته بودند؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به آنان فرمودند: شما کیانید؟ گفتند: ما متوکّلانیم؛ آن [[حضرت]] فرمودند: نه شما سربار دیگرانید!" <ref>{{متن حدیث| رَأَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قَوْماً لَا يَزْرَعُونَ قَالَ مَا أَنْتُمْ قَالُوا نَحْنُ‌ الْمُتَوَكِّلُونَ‌ قَالَ لَا بَلْ أَنْتُمُ الْمُتَّكِلوُنَ}}؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۲۱۷.</ref>؛ و‌ باز در خبر است که آن [[حضرت]]{{صل}} فرمودند : "هر عمل مهمّی که بدون {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> آغاز شود، پایانی نخواهد داشت" <ref>{{متن حدیث| كُلُّ‌ أَمْرٍ ذِي‌ بَالٍ‌ لَمْ يُذْكَرْ "بِسْمِ اللَّهِ" فَهُوَ أَبْتَرُ}}؛ تفسیر صافی، ذیل تفسیر {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}</ref> [[حدیث]] اول از گروهی سخن می‌دارد که [[توکّل]] بدون عمل را پیشه خود ساخته بودند، و [[حدیث]] دوّم از عمل بدون [[توکّل]] سخن می‌رانَد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۸-۳۱۹.</ref>.
* به‌دست آوردن تمامی [[فضائل]] [[دنیوی]] و اُخروی، در گرو این سه [[فضیلت]] است؛ که شامل [[همراهی]] استغناء، [[اعتماد به نفس]] و [[توکّل]] بر [[حضرت]] [[حق]]. از این رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرمایند: "هرکس خوش می‌دارد که قوی‌ترین [[مردمان]] باشد، باید بر [[خداوند]] [[توکّل]] نماید"  <ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ أَحَبَّ‌ أَنْ‌ يَكُونَ‌ أَقْوَى‌ النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}؛ بحار الأنوار، ج۷۱، ص۱۵۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۹.</ref>.
* به‌دست آوردن تمامی [[فضائل]] [[دنیوی]] و اُخروی، در گرو این سه [[فضیلت]] است؛ که شامل [[همراهی]] استغناء، [[اعتماد به نفس]] و [[توکّل]] بر [[حضرت]] [[حق]]. از این رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرمایند: "هرکس خوش می‌دارد که قوی‌ترین [[مردمان]] باشد، باید بر [[خداوند]] [[توکّل]] نماید"  <ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ أَحَبَّ‌ أَنْ‌ يَكُونَ‌ أَقْوَى‌ النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}؛ بحار الأنوار، ج۷۱، ص۱۵۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۹.</ref>.
*استاد [[علامه طباطبائی]] نیز در کتاب [[شریف]] "[[تفسیر المیزان]]"، [[سختی]] بسیار سخته در این زمینه عرضه داشته‌اند؛ ایشان می‌فرمایند: "دست‌یابی به مقصود، به یک سلسله [[علل]] طبیعی و [[علل]] روحی [[نیازمند]] است. [[انسان]] امّا چون [[اراده]] کرد که به امری بپردازد و اسباب طبیعی و مادّی آن را فراهم ساخت، گاه از نظر [[علل]] روحی [[توان]] انجام آن کار را نخواهد یافت. [[ضعف]] [[اراده]]، [[ترس]]، [[نادانی]]، سوء ظنّ به خود و [[قدرت]] خود و... در این شمار است؛ حال اگر بر [[خدا]] [[توکّل]] کند، اراده‌اش چنان [[قوی]] می‌شود که هیچ چیزی نمی‌تواند بر آن غالب آید؛ از این رو می‌تواند بر مقصود خود [[ظفر]] یابد"<ref>المیزان، ج۴، ص۶۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۹.</ref>.
*استاد [[علامه طباطبائی]] نیز در کتاب [[شریف]] "[[تفسیر المیزان]]"، [[سختی]] بسیار سخته در این زمینه عرضه داشته‌اند؛ ایشان می‌فرمایند: "دست‌یابی به مقصود، به یک سلسله [[علل]] طبیعی و [[علل]] روحی [[نیازمند]] است. [[انسان]] امّا چون [[اراده]] کرد که به امری بپردازد و اسباب طبیعی و مادّی آن را فراهم ساخت، گاه از نظر [[علل]] روحی [[توان]] انجام آن کار را نخواهد یافت. [[ضعف]] [[اراده]]، [[ترس]]، [[نادانی]]، سوء ظنّ به خود و [[قدرت]] خود و... در این شمار است؛ حال اگر بر [[خدا]] [[توکّل]] کند، اراده‌اش چنان [[قوی]] می‌شود که هیچ چیزی نمی‌تواند بر آن غالب آید؛ از این رو می‌تواند بر مقصود خود [[ظفر]] یابد"<ref>المیزان، ج۴، ص۶۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۹.</ref>.
خط ۴۵: خط ۴۵:
  *از سویی دیگر در [[کتاب الهی]] و نیز در [[احادیث]] معصومان‌{{عم}}، عقوبات بسیاری برای آن کسان که از این [[فضیلت]] [[غفلت]] ورزیده خود را ذلیل می‌دارند، بیان شده است. این عقوبات به نسبت مراتب [[اجتماعی]] و تقوائی افراد تفاوت می‌یابد. به دیگر سخن، هرکس از درجه‌ای بالاتر برخوردار است، از [[تکلیف]] بیشتری نسبت به حفظ [[عزّت]] خود برخوردار است؛ چه [[ذلّت]] او [[ذلّت]] [[مسلمین]] و [[جامعه اسلامی]] خواهد بود: {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ}}<ref>«و پادشاه (مصر) گفت: من (در خواب) هفت گاو فربه می‌بینم که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند و هفت خوشه سبز و (هفت خوشه) دیگر خشک؛ ای بزرگان! اگر خوابگزارید به من درباره خوابم نظر بدهید» سوره یوسف، آیه ۴۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۰.</ref>.
  *از سویی دیگر در [[کتاب الهی]] و نیز در [[احادیث]] معصومان‌{{عم}}، عقوبات بسیاری برای آن کسان که از این [[فضیلت]] [[غفلت]] ورزیده خود را ذلیل می‌دارند، بیان شده است. این عقوبات به نسبت مراتب [[اجتماعی]] و تقوائی افراد تفاوت می‌یابد. به دیگر سخن، هرکس از درجه‌ای بالاتر برخوردار است، از [[تکلیف]] بیشتری نسبت به حفظ [[عزّت]] خود برخوردار است؛ چه [[ذلّت]] او [[ذلّت]] [[مسلمین]] و [[جامعه اسلامی]] خواهد بود: {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ}}<ref>«و پادشاه (مصر) گفت: من (در خواب) هفت گاو فربه می‌بینم که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند و هفت خوشه سبز و (هفت خوشه) دیگر خشک؛ ای بزرگان! اگر خوابگزارید به من درباره خوابم نظر بدهید» سوره یوسف، آیه ۴۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۰.</ref>.
*[[طبرسی]] در [[تفسیر]] [[شریف]] "[[مجمع البیان]]"، در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[روایت]] نموده است که: "[[جبرئیل]] نزد [[یوسف]] آمد و گفت: ای [[یوسف]]! چه کسی تو را زیباترین همه [[مردم]] ساخت؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی تنها تو را و نه برادرانت را [[محبوب]] پدرت ساخت؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی کاروان را به سوی تو فرستاد که از [[چاه]] خارجت سازد؟ گفت: پروردگارم...؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی تو را از [[چاه]] رهائی داد؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی [[حیله]] [[زنان]] را از تو دور ساخت؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: پس بدان که پروردگارت می‌گوید: چرا [[حاجت]] خود را نه به من، که به مخلوقی عرضه داشتی؟ حال که چنین کردی به‌خاطر آن سخنت چند سالی در زندان بمان!" <ref>{{متن حدیث| و روي عن أبي عبد اللّه الصادق {{ع}} قال: جاء جبرئيل عليه السلام إلى يوسف فقال: يا يوسف‏، من‏ جعلك‏ أحسن‏ الناس‏؟ قال: ربّي. قال: فمن حبّبك إلى أبيك دون إخوتك؟ قال: ربّي. قال: من ساق إليك السيّارة؟ قال: ربّي. قال: فمن صرف عنك الحجارة؟ قال: ربّي. قال: فمن أنقذك من الجبّ؟ قال: ربّي. قال: فمن صرف عنك كيد النسوة؟ قال: ربّي. قال: فإنّ ربّك يقول: ما دعاك إلى أن تنزل‏ حاجتك بمخلوق دوني؟ البث في السجن بضع سنين بما قلت}}؛ تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۳۵۹. </ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۰-۳۲۱.</ref>.
*[[طبرسی]] در [[تفسیر]] [[شریف]] "[[مجمع البیان]]"، در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[روایت]] نموده است که: "[[جبرئیل]] نزد [[یوسف]] آمد و گفت: ای [[یوسف]]! چه کسی تو را زیباترین همه [[مردم]] ساخت؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی تنها تو را و نه برادرانت را [[محبوب]] پدرت ساخت؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی کاروان را به سوی تو فرستاد که از [[چاه]] خارجت سازد؟ گفت: پروردگارم...؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی تو را از [[چاه]] رهائی داد؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: چه کسی [[حیله]] [[زنان]] را از تو دور ساخت؟ گفت: پروردگارم؛ [[جبرائیل]] گفت: پس بدان که پروردگارت می‌گوید: چرا [[حاجت]] خود را نه به من، که به مخلوقی عرضه داشتی؟ حال که چنین کردی به‌خاطر آن سخنت چند سالی در زندان بمان!" <ref>{{متن حدیث| و روي عن أبي عبد اللّه الصادق {{ع}} قال: جاء جبرئيل عليه السلام إلى يوسف فقال: يا يوسف‏، من‏ جعلك‏ أحسن‏ الناس‏؟ قال: ربّي. قال: فمن حبّبك إلى أبيك دون إخوتك؟ قال: ربّي. قال: من ساق إليك السيّارة؟ قال: ربّي. قال: فمن صرف عنك الحجارة؟ قال: ربّي. قال: فمن أنقذك من الجبّ؟ قال: ربّي. قال: فمن صرف عنك كيد النسوة؟ قال: ربّي. قال: فإنّ ربّك يقول: ما دعاك إلى أن تنزل‏ حاجتك بمخلوق دوني؟ البث في السجن بضع سنين بما قلت}}؛ تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۳۵۹. </ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۰-۳۲۱.</ref>.
==منابع==
==منابع==
* [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۲''']]
* [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۲''']]
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش