←مصلحتر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۴۶.
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
*اگر گفته شود که با وجود این موارد و شرایط، [[حاکم]] با [[انتخابات]]، [[تعیین]] شد و بحران خاصی هم پدید نیامد. | *اگر گفته شود که با وجود این موارد و شرایط، [[حاکم]] با [[انتخابات]]، [[تعیین]] شد و بحران خاصی هم پدید نیامد. | ||
*در پاسخ خواهیم گفت: نخست آنکه، بحران پدید آمد، ولی بهواسطه [[درایت]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} گسترش پیدا نکرد، که اگر امامِ [[انتصابی]] بود همان بحرانهای جزئی نیز رخ نمیداد. دوم آنکه، [[عقل]] کدام را صحیح میداند؟ ممکن است شخصی کار غیرعقلانی انجام دهد و ضرری هم به او نرسد ولی این کار با غیرعقلانی بودن آن ناسازگار نیست؛ مانند آنکه کسی از ظرف کثیفی [[آب]] بنوشد و مریض نشود<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۳-۱۰۵.</ref>. | *در پاسخ خواهیم گفت: نخست آنکه، بحران پدید آمد، ولی بهواسطه [[درایت]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} گسترش پیدا نکرد، که اگر امامِ [[انتصابی]] بود همان بحرانهای جزئی نیز رخ نمیداد. دوم آنکه، [[عقل]] کدام را صحیح میداند؟ ممکن است شخصی کار غیرعقلانی انجام دهد و ضرری هم به او نرسد ولی این کار با غیرعقلانی بودن آن ناسازگار نیست؛ مانند آنکه کسی از ظرف کثیفی [[آب]] بنوشد و مریض نشود<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۳-۱۰۵.</ref>. | ||
===[[دلیل]] [[سیره]]=== | |||
#'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در مسافرتها:''' [[سیره پیامبر]]{{صل}} نشان میدهد، هر گاه [[پیامبر]]{{صل}} به بیرون از [[مدینه]] [[مسافرت]] میکردند،[[ شهر]] را خالی از [[جانشین]] خود نمیگذاشتند، اگر [[پیامبر]]{{صل}} برای مدّت زمان کوتاهی، [[مردم]] را بیسرپرست نمیگذاشتند چگونه پذیرفتنی است که پس از خود، [[جانشینی]] معین نکردهاند؟ | |||
#'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در تعامل با [[قبایل]] و گروهها:''' [[سیره پیامبر]]{{صل}} در تعامل و [[ارتباط]] با [[قبایل]] و گروهها نشان میدهد که هرگاه [[قبیله]] یا شخصی در برابر [[حمایت]] کردن از [[حضرت]]، [[انتخاب]] [[جانشین پیامبر]]{{صل}} از [[قبیله]] و [[قوم]] خود را به [[پیامبر]]{{صل}} پیشنهاد میدادند [[حضرت]] با رد پیشنهاد آنان میفرمود: "[[امر]] [[حکومت]] و [[خلافت]] پس از من به دست خداست، هر کجا که بخواهد آن را قرار میدهد<ref>{{متن حدیث|الْأَمْرُ إِلَى اللَّهِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ}}</ref>. برای نمونه میتوان [[قبیله]] [[بنیعامر]] و درخواست [[پادشاه]] یمامه را نام برد<ref>ر.ک: سیره ابن هشام، ج۲، ص۴۲۴؛ السیرة الحلبیة، ج۲، ص۱۵۴؛ الغدیر، ج۵، ص۵۹۳؛ معالم المدرستین، ج۱، ص۲۲۴؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۶؛ الإمامة فی أهم الکتب الکلامیة و عقیدة الشیعة الإمامیة، ص۴۸.</ref>. | |||
#'''[[سیره]] [[خلیفه نخست]] در [[انتخاب]] [[جانشین]]'''<ref>بیان سیره خلفا در این بحث، جدلی است نه برهانی.</ref>: در [[بیماری]] [[ابوبکر]]، که به [[مرگ]] او انجامید، روزی [[عثمان]] به [[عیادت]] او رفت، [[ابوبکر]] به او گفت: کاغذ و قلمی حاضر کن تا من [[جانشین]] خود را برای [[مردم]] [[تعیین]] نمایم. پس از آوردن [[کاغذ و قلم]]، گفت، بنویس: ای [[مردم]] من در میان شما [[عمر بن خطاب]] را [[خلیفه]] نهادم<ref>ر.ک: الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۸؛ طبقات ابن سعد، ج۳، ص۲۰۰؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۸؛ امامشناسی، ج۸، ص۲۳۸؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۵؛ شرح نهجالبلاغة لابن أبی الحدید، ج۱، ص۱۶۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۲۲، ص۸۷۵؛ الغدیر، ج۵، ص۵۶۹؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۲۹۹.</ref>. | |||
#'''[[سیره]] [[خلیفه دوم]] در [[انتخاب]] [[جانشین]]:''' پس از آنکه [[عمر بن خطاب]] [[ترور]] و نشانههای [[مرگ]] در او نمایان شد، شورایی شش نفره معین نمود تا در مدت سه روز از میان خود یک نفر را برگزینند او گروهی را [[مأمور]] نمود اگر پس از پایان سه روز، خلیفهای [[تعیین]] نکردند همه آنها را گردن زنند<ref>الکامل لابن الأثیر، ج۳، ص۳۵.</ref>؛ [[عایشه]] نیز در روزهای پایانی [[عمر]] [[خلیفه دوم]]، به [[عبدالله بن عمر]] گفت: از سوی من به پدرت بگو، هرگز [[امت اسلام]] را بیخلیفه رها مکن؛ زیرا در این صورت مانند آن میشود که شخصی گوسفندان خود را در میان بیابان بدون چوپان رها سازد<ref>ر.ک: الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۱۹۶.</ref>. از این عملکرد و گفتوگو نیز، [[انتصابی]] بودن [[امامت]] استفاده میشود. | |||
*در شواهد یاد شده، هر [[خلیفه]]، برای خود [[جانشینی]] [[انتخاب]] نمودند و عدم [[تعیین جانشین]] را، کاری نامعقول<ref>الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴: {{عربی|لا تدعهم بعدك هملا، فإنی أخشی علیهم الفتنة}}.</ref> میدانستند. پس چگونه بر این باورند که [[پیامبر]]{{صل}} هیچکس را برای [[امت]] خود [[تعیین]] نموده است چگونه کاری نامعقول را به [[پیامبر]]{{صل}} نسبت دادهاند؟!<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۵-۱۰۷.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||