بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
* | * سنت از ماده [[سنن]] بوده که در برخی متون لغوی بهمعنای روش آمده است<ref>[[اسماعیل بن حماد جوهری|جوهری، اسماعیل بن حماد]]؛ الصحاح، ج۵، ص۲۱۳۸؛ [[حسین بن محمد راغب اصفهانی|راغب اصفهانی، حسین بن محمد]]، المفردات، ص۴۲۹.</ref>. به گفته [[ابن فارس]] در تمام موارد استعمال این ماده، دو عنصر اصلی وجود دارد: نخست، جریان و دوام عمل، و دیگری، انجام آسان و بدون [[مشقت]] آن<ref>[[احمد بن فارس بن زکریا]]، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۶۰.</ref>. سنت نیز در لغت به معنای [[سیره]] آمده است<ref>[[اسماعیل بن حماد جوهری|جوهری، اسماعیل بن حماد]]؛ الصحاح، ج۵، ص۲۱۳۹؛ [[احمد بن فارس بن زکریا]]، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۶۱.</ref>. | ||
*طبیعی است این کلمه را میتوان به هر فرد و گروهی اضافه کرد؛ مانند [[سنت پیامبر]]{{صل}}، [[سنت امامان]]{{عم}}، | *طبیعی است این کلمه را میتوان به هر فرد و گروهی اضافه کرد؛ مانند [[سنت پیامبر]]{{صل}}، [[سنت امامان]]{{عم}}، سنت [[صحابه]]، سنت [[تابعان]]، سنت [[فقیهان]]، سنت [[حاکمان]]، سنت [[خلفا]] و.... | ||
* | * سنت در اصطلاح، گاه تنها به گفتار و [[رفتار]] - اعم از فعل و تقریر - [[نبی]] اطلاق میشود<ref>[[محمد رضا مظفر|مظفر، محمد رضا]]، اصول الفقه، ج۲، ص۵۷.</ref>. [[اهل سنت]]، اغلب وقتی مفهوم سنت را بهکار میبرند، مقصودشان، [[سنت نبوی]] است<ref>برای نمونه، ر.ک: [[ابوحامد محمد بن محمد بن محمد غزالی|غزالی، ابوحامد محمد بن محمد بن محمد]]، المستصفى فی علم الاصول، ص۸؛ [[محمد بن عمر فخر رازی|فخر رازی، محمد بن عمر]]، المحصول فی علم اصول الفقه، ج۱، ص۱۰۴؛ [[علی بن محمد آمدی|آمدی، علی بن محمد]]، الاحکام فی اصول الاحکام، ج۱، ص۱۵۸؛ [[شمسالدین سرخسی|سرخسی، شمسالدین]]، المبسوط، ج۱، ص۱۶۱.</ref> هرچند برخی از ایشان، قول [[صحابی]] را نیز وارد در محدوده سنت میدانند<ref>[[محمد بن محمد حاکم نیشابوری|حاکم نیشابوری، محمد بن محمد]]، المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۳۵۸؛ [[ابراهیم بن موسی شاطبی|شاطبی، ابراهیم بن موسی]]، الموافقات، ج۴، ص۲۹۰.</ref>. | ||
*اما در دیدگاه [[امامیه]]، از آنجا که گفتار، [[رفتار]] و تقریر [[امام]] نیز همچون [[پیامبر]]، [[معصومانه]] است<ref>[[محمد رضا مظفر|مظفر، محمد رضا]]، اصول الفقه، ج۲، ص۵۷.</ref>، در تعریف ایشان، | *اما در دیدگاه [[امامیه]]، از آنجا که گفتار، [[رفتار]] و تقریر [[امام]] نیز همچون [[پیامبر]]، [[معصومانه]] است<ref>[[محمد رضا مظفر|مظفر، محمد رضا]]، اصول الفقه، ج۲، ص۵۷.</ref>، در تعریف ایشان، سنت بهمعنای گفتار، [[رفتار]] و تقریر [[معصوم]]{{ع}} - اعم از [[نبی]] و [[امام]] - است<ref>برای نمونه، ر.ک: [[ابوالقاسم قمی|قمی، ابوالقاسم]]، قوانین الاصول، ص۴۰۱؛ [[محمد تقی رازی نجفی|رازی نجفی، محمد تقی]]، هدایة المسترشدین، ص۳۹۷؛ [[مرتضی انصاری|انصاری، مرتضی]]، فرائد الاصول، ج۱، ص۲۳۸؛ آخوند [[محمد کاظم خراسانی|خراسانی، محمد کاظم]]، کفایة الاصول، ص۸؛ [[سید محمد صدر|صدر، سید محمد]]، ماوراء الفقه، ج۱۰، ص۱۳۰؛ [[سید ابوالقاسم موسوی خویی|موسوی خویی، سید ابوالقاسم]]، اجود التقریرات، ج۲، ص۱۲۳؛ [[محمد اسحاق فیاض|فیاض، محمد اسحاق]]، محاضرات فی اصول الفقه، ج۱، ص۳۵؛ [[مشکینی، علی|علی مشکینی]]، اصطلاحات الاصول، ص۱۴۱.</ref><ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||
== | ==سنت به معنای خلاف [[بدعت]]== | ||
* از مسائل مورد بحث میان [[شیعه]] و [[اهل سنت]] و نسبت ناروای [[بدعت]] به برخی کارهای [[پیروان]] [[اهل بیت]]{{عم}} از سوی [[وهابیان]]، موضوع '''[[بدعت]]''' و ''' | * از مسائل مورد بحث میان [[شیعه]] و [[اهل سنت]] و نسبت ناروای [[بدعت]] به برخی کارهای [[پیروان]] [[اهل بیت]]{{عم}} از سوی [[وهابیان]]، موضوع '''[[بدعت]]''' و '''سنت''' است. | ||
* [[سنّت]] به معنای روش و [[سیره]] است. در اصطلاح [[فقهی]]، | * [[سنّت]] به معنای روش و [[سیره]] است. در اصطلاح [[فقهی]]، سنت عبارت است از قول، فعل و تقریر [[پیامبر]] یا [[امام]]. از آنجا که [[پیامبر]] و [[ائمه]] معصوماند، سخن و رفتارشان برای [[مردم]] [[حجت]] است و سنت به شمار میرود و عمل به آن جایز است. البته سنت به مضای [[مستحب]] هم به کار میرود که خارج از این بحث است. [[بدعت]] به معنای [[نوآوری]] و [[احداث]] یک پدیدۀ بیسابقه است. در اصطلاح، هرکار و حرف و مرامی که در [[دین]] [[اسلام]] سابقه ندارد و انجام آن برخلاف [[شریعت]] و [[سنّت]] [[نبوی]] است، [[بدعت]] شمرده میشود. ازاینرو [[بدعت]] در مقابل [[شریعت]] و سنت است، یعنی چیزهای نوظهوری که ریشه در [[دین]] و [[شرع]] ندارد، چه بهصورت افزودن در [[دین]] یا کاستن از آن بدون [[مستند شرعی]]. | ||
* [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "هر [[بدعت]] [[گمراهی]] است و هر [[گمراهی]] در [[آتش]] است"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَ كُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي اَلنَّارِ}}؛ اصول کافی، ج ۱ ص ۵۷ ح ۱۲(ص ۷۴ باب البدع... ملاحظه شود)</ref>، [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}} نیز [[تقابل]] | * [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "هر [[بدعت]] [[گمراهی]] است و هر [[گمراهی]] در [[آتش]] است"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَ كُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي اَلنَّارِ}}؛ اصول کافی، ج ۱ ص ۵۷ ح ۱۲(ص ۷۴ باب البدع... ملاحظه شود)</ref>، [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}} نیز [[تقابل]] سنت و [[بدعت]] را چنین فرموده است: "هیچکس نیست که بدعتی میگذارد، مگر آنکه با آن [[بدعت]]، سنّتی را ترک میکند"<ref>{{متن حدیث|مَا أَحَدٌ اِبْتَدَعَ بِدْعَةً إِلاَّ تَرَكَ بِهَا سُنَّةً}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۵۸، نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵(صبحی صالح، با اندکی تفاوت در عبارت)</ref> تا اینجای مسأله، اتفاقی است و [[بدعت]] در میان همۀ [[فرق اسلامی]] نکوهیده است و [[بدعتگذار]] [[ملعون]] است و [[عالمان دین]] در مقابل بدعتگذار باید [[علم]] خود را [[آشکار]] کنند، و گرنه ملعونند و [[امام حسین]]{{ع}} به آن جهت [[قیام]] کرد که سنّتها مرده و [[بدعتها]] زنده شده بود. مهم آن است که کدام کار [[سنّت]] است و کدام کار [[بدعت]]؟ و آیا میتوان هرکاری را به [[راحتی]] [[بدعت]] نامید و انجامدهنده را طرد کرد یا [[تفکیر]] و تفسیق نمود؟ وهابیون که خودشان [[ترک سنت]] میکنند و [[افکار]] [[بدعتآلود]] را منتشر میسازند، [[شیعه]] را به [[بدعت]] نسبت میدهند. | ||
*کارهایی همچون: [[زیارت]]، [[توسل]]، [[تبرک]]، [[سجده بر تربت اولیاء]]، [[جشن]] گرفتن برای میلاد [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}}، برگزاری [[مراسم سوگواری]] و [[نوحهخوانی]]، ساختن [[قبّه]] و [[حرم]] بر [[قبور]] [[امامان]] و [[اولیا]]، [[تبرک]] جستن به [[کعبه]] و [[ضریح]] [[معصومین]] و [[مقام ابراهیم]]، بوسیدن [[حرمها]] و [[ضریحها]] و... بسیاری از این قبیل [[کارها]] را [[بدعت]] میپندارند و به [[شیعیان]] نسبت [[شرک]] میدهند، در حالی که در بسیاری از منابع خود [[اهل سنت]]، [[روایات]] فراوان و نیز | *کارهایی همچون: [[زیارت]]، [[توسل]]، [[تبرک]]، [[سجده بر تربت اولیاء]]، [[جشن]] گرفتن برای میلاد [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}}، برگزاری [[مراسم سوگواری]] و [[نوحهخوانی]]، ساختن [[قبّه]] و [[حرم]] بر [[قبور]] [[امامان]] و [[اولیا]]، [[تبرک]] جستن به [[کعبه]] و [[ضریح]] [[معصومین]] و [[مقام ابراهیم]]، بوسیدن [[حرمها]] و [[ضریحها]] و... بسیاری از این قبیل [[کارها]] را [[بدعت]] میپندارند و به [[شیعیان]] نسبت [[شرک]] میدهند، در حالی که در بسیاری از منابع خود [[اهل سنت]]، [[روایات]] فراوان و نیز عمل [[پیامبر]] و [[اصحاب]] [[نقل]] شده که [[زیارت]] و [[توسّل]] و [[تبرک]] میجستند و [[جشن]] میگرفتند و این سنّتها ریشۀ [[قرآنی]]، [[حدیثی]] و سیرهای دارد و [[عالمان]] و محققان در این زمینه کتابهای بسیار نوشتهاند و [[مشروعیت]] و [[سنّت]] بودن آنها را بر اساس منابع قطعی و فراوان [[اثبات]] کردهاند<ref>از جمله ر. ک: «کشف الارتیاب»، علامه سیّد محسن امین، «سیرتنا و سنّتنا» و «الغدیر»، علامۀ امینی، «البدعة و آثارها الموبقه» جعفر سبحانی: «السنّة و البدعه» عبد اللّه محفوظ محمّد حدّاد، «البدعة» جعفر الباقری، «حقیقة التوسّل و الوسیلة علی ضوء الکتاب و السنه» موسی محمّد علی، «التبرک» علی الأحمدی، «التوسّل، او الأستغاثة بالأرواح المقدسه» جعفر سبحانی، «التبرک، انواعه و احکامه» ناصر بن عبد الرحمن الجدیع، «البدعة؛ تحدیدها و موقف الاسلام منها» عزت علی عطیه، «الزیاره» محمّد الحسّون، «السجود علی التربة الحسینیّه» سیّد محمّد مهدی موسوی الخرسان، «الإستشفاء بالتربة الحسینیّه» محمّد الکلباسی الاصفهانی، «زیارت» و «تبرک و توسّل» ترجمه جواد محدثی، «زیارت»، مرتضی جوادی آملی، «دائرة المعارف تشیّع» ج ۳ ص۱۴۵ واژۀ بدعت، «البدعة، مفهومها و حدودها» مرکز الرساله.</ref>. | ||
*از سوی دیگر، بزرگترین [[بدعتها]] را [[پیشوایان]] [[اهل سنت]] بنیان نهادهاند. در مورد کارهای [[خلیفۀ دوم]]، بدعتهایی همچون: [[تحریم]] [[متعه]] و تمتّع در [[حج]]، سه طلاقهکردن [[زن]] در یک جلسه، به [[جماعت]] [[خواندن]] نمازهای مستحبی در شبهای [[رمضان]] (تراویح)، هشتاد ضربه شلاق برای شرابخوار، گفتن {{عربی|اَلصَّلاَةُ خَيْرٌ مِنَ اَلنَّوْمِ}} در [[اذان]] [[صبح ]](تثویب) و... یاد کردنی است. [[بدعتهای معاویه]] نیز نباید مخفی بماند<ref>الغدیر، ج ۲ ص ۱۰۱</ref>. اگر ملاک [[سنّت]]، عمل به [[سنن]] [[دینی]] و فرمودههای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}ست و اگر [[بدعت]]، ترک [[سنّت]] و واردکردن غیر [[دین]] به [[دین]] است، معادله عوض میشود و متّهمین به [[بدعت]] از سوی وهابیون، عاملان به [[سنّت]] میشوند و مدعیان سنّتگرایی، [[مبتدعان]] سنّتگریز. با این حساب، آیا [[شیعه]] بیش از دیگر [[فرقهها]] به [[سنت نبوی]] پایبند نیست؟ [[تشیّع]] [[علوی]]، سنّیترین [[نهضت]] و فرقۀ [[اسلامی]] است، سنّیترین یعنی [[وفادارترین]] [[فرقهها]] نسبت به [[سنّت]] [[پیغمبر]]...<ref>تشیّع علوی و تشیّع صفوی (مجموعه آثار «۹») ص ۲۱۶</ref>. | *از سوی دیگر، بزرگترین [[بدعتها]] را [[پیشوایان]] [[اهل سنت]] بنیان نهادهاند. در مورد کارهای [[خلیفۀ دوم]]، بدعتهایی همچون: [[تحریم]] [[متعه]] و تمتّع در [[حج]]، سه طلاقهکردن [[زن]] در یک جلسه، به [[جماعت]] [[خواندن]] نمازهای مستحبی در شبهای [[رمضان]] (تراویح)، هشتاد ضربه شلاق برای شرابخوار، گفتن {{عربی|اَلصَّلاَةُ خَيْرٌ مِنَ اَلنَّوْمِ}} در [[اذان]] [[صبح]](تثویب) و... یاد کردنی است. [[بدعتهای معاویه]] نیز نباید مخفی بماند<ref>الغدیر، ج ۲ ص ۱۰۱</ref>. اگر ملاک [[سنّت]]، عمل به [[سنن]] [[دینی]] و فرمودههای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}ست و اگر [[بدعت]]، ترک [[سنّت]] و واردکردن غیر [[دین]] به [[دین]] است، معادله عوض میشود و متّهمین به [[بدعت]] از سوی وهابیون، عاملان به [[سنّت]] میشوند و مدعیان سنّتگرایی، [[مبتدعان]] سنّتگریز. با این حساب، آیا [[شیعه]] بیش از دیگر [[فرقهها]] به [[سنت نبوی]] پایبند نیست؟ [[تشیّع]] [[علوی]]، سنّیترین [[نهضت]] و فرقۀ [[اسلامی]] است، سنّیترین یعنی [[وفادارترین]] [[فرقهها]] نسبت به [[سنّت]] [[پیغمبر]]...<ref>تشیّع علوی و تشیّع صفوی (مجموعه آثار «۹») ص ۲۱۶</ref>. | ||
*شگفتا که [[شیعه]] به عنوان بدعتستیزترین جناح [[اسلام]] [[ناب]]، که عاشورایی با انگیزۀ [[مبارزه]] با [[بدعت]] دارد، به [[بدعت]] متّهم گردد!<ref>در این زمینه ر. ک: «الشیعة هم اهل السنة» تیجانی و ترجمهاش: «اهل سنّت واقعی</ref>. <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۱۷.</ref> | *شگفتا که [[شیعه]] به عنوان بدعتستیزترین جناح [[اسلام]] [[ناب]]، که عاشورایی با انگیزۀ [[مبارزه]] با [[بدعت]] دارد، به [[بدعت]] متّهم گردد!<ref>در این زمینه ر. ک: «الشیعة هم اهل السنة» تیجانی و ترجمهاش: «اهل سنّت واقعی</ref>. <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۱۷.</ref> | ||
== | ==سنت به معنای [[قانون الهی]]== | ||
* [[سنّت]] معنای دیگری نیز دارد، [[قوانین]] تخلفناپذیر [[الهی]] در [[آفرینش]] و [[سرنوشت]] [[مردم]] و [[امّتها]] که در [[آیات قرآن]] مکرّر یاد شده است.<ref>مانند آیههای: آل عمران ۱۳۷، نساء ۲۶، غافر ۸۵، احزاب ۳۸ و ۶۲، انفال ۳۸، فتح ۲۳ و... در این زمینۀ این سنت از جمله ر. ک: «جامعه و تاریخ» شهید مطهری، «سنّت» شکوری</ref>. <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۱۷.</ref> | * [[سنّت]] معنای دیگری نیز دارد، [[قوانین]] تخلفناپذیر [[الهی]] در [[آفرینش]] و [[سرنوشت]] [[مردم]] و [[امّتها]] که در [[آیات قرآن]] مکرّر یاد شده است.<ref>مانند آیههای: آل عمران ۱۳۷، نساء ۲۶، غافر ۸۵، احزاب ۳۸ و ۶۲، انفال ۳۸، فتح ۲۳ و... در این زمینۀ این سنت از جمله ر. ک: «جامعه و تاریخ» شهید مطهری، «سنّت» شکوری</ref>. <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۱۷.</ref> | ||
== | ==سنت به معنای [[عرف]] [[اجتماعی]]== | ||
*معنای دیگر [[سنّت]] [[اعمال]] و [[رفتار]] پایهگذاری شده توسّط [[مردم]] است که دیگران به آن عمل میکنند، یا [[سنّت]] [[زشت]]، یا [[سنّت]] [[نیکو]]، که از سنّتهای بد به عنوان [[بدعت]] هم یاد میشود. به فرمودۀ [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}}: "ستمگرترین [[مردم]] کسی است که سنّتهای ظالمانه را پایهگذاری کند و سنّتهای [[عدل]] را محو کند"<ref>{{عربی|أَظْلَمُ اَلنَّاسِ مَنْ سَنَّ سُنَنَ اَلْجَوْرِ وَ مَحَا سُنَنَ اَلْعَدْلِ}}؛ قصار الجمل، ج ۱ ص ۳۲۷</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۱۷.</ref> | *معنای دیگر [[سنّت]] [[اعمال]] و [[رفتار]] پایهگذاری شده توسّط [[مردم]] است که دیگران به آن عمل میکنند، یا [[سنّت]] [[زشت]]، یا [[سنّت]] [[نیکو]]، که از سنّتهای بد به عنوان [[بدعت]] هم یاد میشود. به فرمودۀ [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}}: "ستمگرترین [[مردم]] کسی است که سنّتهای ظالمانه را پایهگذاری کند و سنّتهای [[عدل]] را محو کند"<ref>{{عربی|أَظْلَمُ اَلنَّاسِ مَنْ سَنَّ سُنَنَ اَلْجَوْرِ وَ مَحَا سُنَنَ اَلْعَدْلِ}}؛ قصار الجمل، ج ۱ ص ۳۲۷</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۱۷.</ref> | ||
==رابطه [[سنن]] [[ | ==رابطه [[سنن]] ### [[313]]### با یکدیگر در [[تکوین]] و [[تشریع]]== | ||
*'''مطلب اوّل:''' [[خداوند]] در [[آیات]] فراوانی از [[قرآن]]، سخن از [[سنن]] و [[قوانین]] خود در عالم [[تکوین]] نموده. این [[آیات]] در [[حقیقت]] بیانگر [[سنن]] [[الهی]] در [[نظام تکوین]] هستند؛ چنانکه در [[سوره]] [[مبارکه]] [[یس]]، هنگامی که سخن از گردش [[خورشید]] در مدار خود است، میفرماید: {{متن قرآن|وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«و خورشید به قرارگاهی که او راست روان است؛ این اندازهگیری (خداوند) پیروزمند داناست» سوره یس، آیه ۳۸.</ref>. | *'''مطلب اوّل:''' [[خداوند]] در [[آیات]] فراوانی از [[قرآن]]، [[سخن]] از [[سنن]] و [[قوانین]] خود در عالم [[تکوین]] نموده. این [[آیات]] در [[حقیقت]] بیانگر [[سنن]] [[الهی]] در [[نظام تکوین]] هستند؛ چنانکه در [[سوره]] [[مبارکه]] [[یس]]، هنگامی که سخن از گردش [[خورشید]] در مدار خود است، میفرماید: {{متن قرآن|وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«و خورشید به قرارگاهی که او راست روان است؛ این اندازهگیری (خداوند) پیروزمند داناست» سوره یس، آیه ۳۸.</ref>. | ||
*سپس حرکت ماه به دور [[زمین]] و ملاک قرار گرفتن آن برای سال و ماه قمری را [[آیه]] و [[سنّت الهی]] دیگری برمیشمارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و برای ماه منزلگاههایی برآورد کردیم (که در آنها سیر میکند) تا مانند شاخه کهنه خوشه خرما (به هلالوارگی) بازگردد نه در خور خورشید است که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی میگیرد و هر یک در سپهری شناورند» سوره یس، آیه ۳۹-۴۰.</ref> | *سپس حرکت ماه به دور [[زمین]] و ملاک قرار گرفتن آن برای سال و ماه قمری را [[آیه]] و [[سنّت الهی]] دیگری برمیشمارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و برای ماه منزلگاههایی برآورد کردیم (که در آنها سیر میکند) تا مانند شاخه کهنه خوشه خرما (به هلالوارگی) بازگردد نه در خور خورشید است که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی میگیرد و هر یک در سپهری شناورند» سوره یس، آیه ۳۹-۴۰.</ref> | ||
*نظر به اینکه همه سنّتهای [[تکوینی]] [[خداوند]]، تحت [[ولایت الهی]]، در [[جهان مادّی]] جاری است و [[ولایت الهی]] نیز از طریق [[ولایت]] [[اولیاء]] [[خداوند]]{{عم}} در پهنه [[گیتی]] [[اجرا]] میشود، بنابراین، [[ولایت]] [[اولیاء الهی]]{{عم}} [[حاکم]] بر ### [[313]]### [[الهی]] در [[نظام تکوین]] و [[آفرینش]] است. | *نظر به اینکه همه سنّتهای [[تکوینی]] [[خداوند]]، تحت [[ولایت الهی]]، در [[جهان مادّی]] جاری است و [[ولایت الهی]] نیز از طریق [[ولایت]] [[اولیاء]] [[خداوند]]{{عم}} در پهنه [[گیتی]] [[اجرا]] میشود، بنابراین، [[ولایت]] [[اولیاء الهی]]{{عم}} [[حاکم]] بر ### [[313]]### [[الهی]] در [[نظام تکوین]] و [[آفرینش]] است. | ||