هویت دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲ اوت ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'هویت اجتماعی' به 'هویت اجتماعی'
جز (جایگزینی متن - 'هویت اجتماعی' به 'هویت اجتماعی')
خط ۱۹: خط ۱۹:
==معنای [[هویّت]] از دیدگاه [[اسلام]]==
==معنای [[هویّت]] از دیدگاه [[اسلام]]==
* [[دین مقدس اسلام]] براساس [[جهان‌بینی توحیدی]] خویش، همه [[انسان‌ها]] را داری [[هویّت]] واحد می‌داند که توسط [[خالق]] واحد و از [[پدر]] و [[مادر]] واحد [[آفریده]] شده‌اند و هیچ کسی بر دیگری، به جز [[تقوا]] و [[خداترسی]]، تشخّص و [[برتری]] ندارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. از دیدگاه [[اسلام]]، جوهره و ماهیت اصلی [[انسان]]، [[الهی]] است و [[روح]] خدایی در کالبد جسمانی او دمیده شده و [[فرشتگان]] به امر [[خدا]] بر او [[سجده]] کرده‌اند: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. بر این اساس، [[انسان]] از منظر [[اسلام]]، دارای هویتی است که مبداء و [[مرجع]] [[الهی]] دارد و همان‌طور که آغاز حیاتش از [[خداوند]] است، فرجام آن نیز به سوی [[خداوند]] خواهد بود: {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را به حقّ آفرید و شما را چهره‌نگاری کرد  و چهره‌هایتان را نیکو نگاشت و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref>.  
* [[دین مقدس اسلام]] براساس [[جهان‌بینی توحیدی]] خویش، همه [[انسان‌ها]] را داری [[هویّت]] واحد می‌داند که توسط [[خالق]] واحد و از [[پدر]] و [[مادر]] واحد [[آفریده]] شده‌اند و هیچ کسی بر دیگری، به جز [[تقوا]] و [[خداترسی]]، تشخّص و [[برتری]] ندارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. از دیدگاه [[اسلام]]، جوهره و ماهیت اصلی [[انسان]]، [[الهی]] است و [[روح]] خدایی در کالبد جسمانی او دمیده شده و [[فرشتگان]] به امر [[خدا]] بر او [[سجده]] کرده‌اند: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. بر این اساس، [[انسان]] از منظر [[اسلام]]، دارای هویتی است که مبداء و [[مرجع]] [[الهی]] دارد و همان‌طور که آغاز حیاتش از [[خداوند]] است، فرجام آن نیز به سوی [[خداوند]] خواهد بود: {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را به حقّ آفرید و شما را چهره‌نگاری کرد  و چهره‌هایتان را نیکو نگاشت و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref>.  
==[[هویت]] [[اجتماعی]] از منظر [[منابع اسلامی]]==
==[[هویت اجتماعی]] از منظر [[منابع اسلامی]]==
*در [[منابع اسلامی]]،  نخستین منبعی که تعریف روشنی از [[هویت]] [[اجتماعی]] ارائه کرده، [[کتاب]] [[نهج‌البلاغه]] است. در [[نهج‌البلاغه]] چنین آمده است: «هان ای [[مردم]]! آنچه [[مردم]] را گرد هم می‌آورد، [[خرسندی]] و [[نارضایتی]] است. ناقۀ [[ثمود]] را یک نفر (نه بیشتر) پی نمود، ولی [[خداوند]]، همه را [[کیفر]] کرد؛ زیرا همه آنان از کار او [[خرسند]] و [[راضی]] بودند، لذا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}.<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ، وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ، لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ﴾}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱.</ref> در این متن و در متون [[اسلامی]] دیگر، [[رضایتمندی]] از یک [[رفتار اجتماعی]] به معنای [[پیوستن]] به جمع عاملانِ آن [[رفتار]]، تلقی شده است. متون مورد اشاره، این مفهوم را مورد تأکید قرار می‌دهد که [[هویت]] هر [[جامعه]] با [[رضایتمندی]] و [[نارضایتی]] یا رد و قبول رفتارها و موضع‌ گیری‌ها شکل می‌گیرد که می‌توان از آن به [[نظام ارزشی]] تعبیر نمود، البته نه آن [[نظام ارزشی]] که تنها در عالَم [[ذهن]] مورد قبول است، بلکه آن [[نظام ارزشی]] که عملاً، مجموعه رفتارهای افراد [[جامعه]] را جهت می‌بخشد و آنها را به موضع‌گیریهای مشترک وادار می‌کند<ref>ر.ک: اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت، ص ۷۲-۷۵.</ref>. بدین ترتیب، مفاهیمی نظیر [[امام نور]] و [[امام نار]] ([[آتش]])، شکل می‌‌گیرد که [[هویت]] هر [[جامعه]] ای با [[امامت]] آن سنجیده می‌‌شود. در نتیجه، اگر [[جامعه]] ای از [[امام حق]] [[تبعیت]] کند، دارای [[هویت]] [[اجتماعی]] سالم است و در صورت [[پیروی از امام]] ناحق و [[شیطانی]]، [[هویت]] [[اجتماعی]] آن [[جامعه]]، شکل [[ناهنجار]] به خود می‌‌گیرد.  
*در [[منابع اسلامی]]،  نخستین منبعی که تعریف روشنی از [[هویت اجتماعی]] ارائه کرده، [[کتاب]] [[نهج‌البلاغه]] است. در [[نهج‌البلاغه]] چنین آمده است: «هان ای [[مردم]]! آنچه [[مردم]] را گرد هم می‌آورد، [[خرسندی]] و [[نارضایتی]] است. ناقۀ [[ثمود]] را یک نفر (نه بیشتر) پی نمود، ولی [[خداوند]]، همه را [[کیفر]] کرد؛ زیرا همه آنان از کار او [[خرسند]] و [[راضی]] بودند، لذا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}.<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ، وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ، لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ﴾}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱.</ref> در این متن و در متون [[اسلامی]] دیگر، [[رضایتمندی]] از یک [[رفتار اجتماعی]] به معنای [[پیوستن]] به جمع عاملانِ آن [[رفتار]]، تلقی شده است. متون مورد اشاره، این مفهوم را مورد تأکید قرار می‌دهد که [[هویت]] هر [[جامعه]] با [[رضایتمندی]] و [[نارضایتی]] یا رد و قبول رفتارها و موضع‌ گیری‌ها شکل می‌گیرد که می‌توان از آن به [[نظام ارزشی]] تعبیر نمود، البته نه آن [[نظام ارزشی]] که تنها در عالَم [[ذهن]] مورد قبول است، بلکه آن [[نظام ارزشی]] که عملاً، مجموعه رفتارهای افراد [[جامعه]] را جهت می‌بخشد و آنها را به موضع‌گیریهای مشترک وادار می‌کند<ref>ر.ک: اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت، ص ۷۲-۷۵.</ref>. بدین ترتیب، مفاهیمی نظیر [[امام نور]] و [[امام نار]] ([[آتش]])، شکل می‌‌گیرد که [[هویت]] هر [[جامعه]] ای با [[امامت]] آن سنجیده می‌‌شود. در نتیجه، اگر [[جامعه]] ای از [[امام حق]] [[تبعیت]] کند، دارای [[هویت اجتماعی]] سالم است و در صورت [[پیروی از امام]] ناحق و [[شیطانی]]، [[هویت اجتماعی]] آن [[جامعه]]، شکل [[ناهنجار]] به خود می‌‌گیرد.  
==نحوۀ [[هویت بخشی]] [[دین اسلام]] به [[انسان]] ها==
==نحوۀ [[هویت بخشی]] [[دین اسلام]] به [[انسان]] ها==
* [[دین اسلام]]، از یک سو، به پرسش‌های اساسی [[انسان]] پاسخ می‌‌دهد و از این طریق، او را از [[شک]] و [[حیرت]] و گم‌گشتگی ناشی از فقدان [[هویّت]] [[حفاظت]] می‌کند<ref>شهریار شهیدی و مصطفی حمدیه، اصول و مبانی بهداشت روانی، تهران، سمت، ۱۳۸۱، چاپ اول، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref> و از سوی دیگر، بر اساس [[حاکمیت الهی]]، با امر به گسترش [[خوبی‌ها]] و [[فضیلت‌ها]]، و [[نهی]] از شکل‌گیری [[بدی‌ها]] و رذیلت‌ها، [[هویّت]] ممتاز و ارزش‌مندی به [[فرد]] و [[جامعه اسلامی]] در [[جهان]] می‌بخشد. بنابراین، به [[زندگی]] افراد جهت می‌‌دهد و در نتیجه، یک [[مسلمان]]، در تمام جنبه‌های [[زندگی]] به خصوص در دو عرصۀ [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] از [[هویت]] یکسان برخوردار می‌‌گردد.  
* [[دین اسلام]]، از یک سو، به پرسش‌های اساسی [[انسان]] پاسخ می‌‌دهد و از این طریق، او را از [[شک]] و [[حیرت]] و گم‌گشتگی ناشی از فقدان [[هویّت]] [[حفاظت]] می‌کند<ref>شهریار شهیدی و مصطفی حمدیه، اصول و مبانی بهداشت روانی، تهران، سمت، ۱۳۸۱، چاپ اول، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref> و از سوی دیگر، بر اساس [[حاکمیت الهی]]، با امر به گسترش [[خوبی‌ها]] و [[فضیلت‌ها]]، و [[نهی]] از شکل‌گیری [[بدی‌ها]] و رذیلت‌ها، [[هویّت]] ممتاز و ارزش‌مندی به [[فرد]] و [[جامعه اسلامی]] در [[جهان]] می‌بخشد. بنابراین، به [[زندگی]] افراد جهت می‌‌دهد و در نتیجه، یک [[مسلمان]]، در تمام جنبه‌های [[زندگی]] به خصوص در دو عرصۀ [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] از [[هویت]] یکسان برخوردار می‌‌گردد.  
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش