←اندوه امام علی{{ع}} در شهادت حضرت فاطمه (علیها السلام])
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
* [[حضرت فاطمه ]]{{س}}، سرانجام بعد از گذراندن روزهای سخت [[بیماری]]، در سال ۱۱ [[هجری]] در [[مدینه]] و در پی مصدومیتهایی که در راه [[دفاع از ولایت]] و حماسۀ [[غدیر]] متحمّل شد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۱.</ref> و پس از انجام وصیتهای مختلف، طبق فرمودۀ [[پیامبر]]{{صل}}، اولین فردی از [[خاندان]] [[نبوی]] بود که به [[دیدار]] ایشان شتافت<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۹۵؛ نک: فاطمه طاهایی، سیری در خطبه فدک.</ref>. ایشان طبق وصیتشان، شبانه، مخفیانه و در نقطه نامعلومی در [[مدینه]] به [[خاک]] سپرده شد<ref>ر.ک: شریعتجو، منیره، حضرت فاطمه زهرا، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص:۳۱۷-۳۱۹.</ref>. [[قبر پنهان]] او [[گواه]] [[نارضایتی]] وی از [[حکومت]] وقت بود و وصیتش بر [[دفن]] [[پنهانی]] و مخفی بودن [[مدفن]]، مبارزهای مستمر با [[باطل]] و [[سند]] [[مظلومیّت]] او و [[خاندان پیامبر]] است<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۱.</ref>. گفته میشود [[مدفن]] آن بانو؛ در [[خانه]]، [[بقیع]] یا مابین [[منبر]] و [[محراب]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} قرار دارد. در [[تشییع]] [[حضرت]]، تعدادی انگشتشمار از [[اصحاب]]، همچون: [[عقیل]]، [[عمار]]، [[مقداد]]، [[زبیر]]، [[ابوذر]]، [[سلمان]] و بریده حضور داشتند<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۵؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۷۸؛ شیخ طبرسی، تاج الموالید، ص۲۳؛ محمد بن جریر طبری، دلائل الإمامة، ص۱۳۶.</ref>.<ref>ر.ک: شریعتجو، منیره، حضرت فاطمه زهرا، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص:۳۱۷-۳۱۹.</ref> | * [[حضرت فاطمه ]]{{س}}، سرانجام بعد از گذراندن روزهای سخت [[بیماری]]، در سال ۱۱ [[هجری]] در [[مدینه]] و در پی مصدومیتهایی که در راه [[دفاع از ولایت]] و حماسۀ [[غدیر]] متحمّل شد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۱.</ref> و پس از انجام وصیتهای مختلف، طبق فرمودۀ [[پیامبر]]{{صل}}، اولین فردی از [[خاندان]] [[نبوی]] بود که به [[دیدار]] ایشان شتافت<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۹۵؛ نک: فاطمه طاهایی، سیری در خطبه فدک.</ref>. ایشان طبق وصیتشان، شبانه، مخفیانه و در نقطه نامعلومی در [[مدینه]] به [[خاک]] سپرده شد<ref>ر.ک: شریعتجو، منیره، حضرت فاطمه زهرا، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص:۳۱۷-۳۱۹.</ref>. [[قبر پنهان]] او [[گواه]] [[نارضایتی]] وی از [[حکومت]] وقت بود و وصیتش بر [[دفن]] [[پنهانی]] و مخفی بودن [[مدفن]]، مبارزهای مستمر با [[باطل]] و [[سند]] [[مظلومیّت]] او و [[خاندان پیامبر]] است<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۵۱.</ref>. گفته میشود [[مدفن]] آن بانو؛ در [[خانه]]، [[بقیع]] یا مابین [[منبر]] و [[محراب]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} قرار دارد. در [[تشییع]] [[حضرت]]، تعدادی انگشتشمار از [[اصحاب]]، همچون: [[عقیل]]، [[عمار]]، [[مقداد]]، [[زبیر]]، [[ابوذر]]، [[سلمان]] و بریده حضور داشتند<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۵؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۷۸؛ شیخ طبرسی، تاج الموالید، ص۲۳؛ محمد بن جریر طبری، دلائل الإمامة، ص۱۳۶.</ref>.<ref>ر.ک: شریعتجو، منیره، حضرت فاطمه زهرا، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص:۳۱۷-۳۱۹.</ref> | ||
==اندوه [[امام علی]]{{ع}} در [[شهادت]] [[حضرت فاطمه]] | ==اندوه [[امام علی]]{{ع}} در [[شهادت]] [[حضرت فاطمه]]{{س}}== | ||
* [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پی [[شهادت]]، بانوی بزرگ [[اسلام]]، بسیار [[اندوهگین]] شدند و فرمودند: «[[سلام]] بر تو ای [[رسول خدا]]، سلامی از طرف من و دخترت که هماکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است. ای [[پیامبر خدا]]، [[صبر]] و [[بردباری]] من با از دست دادن [[فاطمه]]{{س}} کم شده و توان خویشداری ندارم، اما برای من که [[سختی]] جدایی تو را دیده و سنگینی [[مصیبت]] تو را کشیدم، [[شکیبایی]] ممکن است. این من بودم که با دست خود تو را در میان [[قبر]] نهادم و هنگام [[رحلت]]، [[جان]] گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد "پس همه ما از خداییم و به [[خدا]] باز میگردیم." پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد و به صاحبش رسید. از این پس، [[اندوه]] من جاودانه و شبهایم [[شب زندهداری]] است تا آن روز که [[خدا]] [[خانه]] [[زندگی]] تو را بر من برگزیند. به زودی دخترت تو را [[آگاه]] خواهد ساخت که [[امت]] تو چگونه در ستمکاری بر او [[اجتماع]] کردند. از [[فاطمه]]{{س}} بپرس و احوال اندوهناک ما را از او، خبر گیر، که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است. [[سلام]] من به هر دو شما؛ [[سلام]] [[وداع]] کنندهای که از روی [[ناخشنودی]] یا خستهدلی [[سلام]] نمیکند. اگر از [[خدمت]] تو باز میگردم از روی خستگی نیست و اگر در کنار قبرت مینشینم، از [[بدگمانی]] بدانچه [[خدا]] [[صابران]] را [[وعده]] داده نخواهد بود»<ref>{{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَیْکُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِین}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۲.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۲-۶۰۴؛ شریعتجو، منیره، حضرت فاطمه زهرا، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص:۳۱۹.</ref> | * [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پی [[شهادت]]، بانوی بزرگ [[اسلام]]، بسیار [[اندوهگین]] شدند و فرمودند: «[[سلام]] بر تو ای [[رسول خدا]]، سلامی از طرف من و دخترت که هماکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است. ای [[پیامبر خدا]]، [[صبر]] و [[بردباری]] من با از دست دادن [[فاطمه]]{{س}} کم شده و توان خویشداری ندارم، اما برای من که [[سختی]] جدایی تو را دیده و سنگینی [[مصیبت]] تو را کشیدم، [[شکیبایی]] ممکن است. این من بودم که با دست خود تو را در میان [[قبر]] نهادم و هنگام [[رحلت]]، [[جان]] گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد "پس همه ما از خداییم و به [[خدا]] باز میگردیم." پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد و به صاحبش رسید. از این پس، [[اندوه]] من جاودانه و شبهایم [[شب زندهداری]] است تا آن روز که [[خدا]] [[خانه]] [[زندگی]] تو را بر من برگزیند. به زودی دخترت تو را [[آگاه]] خواهد ساخت که [[امت]] تو چگونه در ستمکاری بر او [[اجتماع]] کردند. از [[فاطمه]]{{س}} بپرس و احوال اندوهناک ما را از او، خبر گیر، که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است. [[سلام]] من به هر دو شما؛ [[سلام]] [[وداع]] کنندهای که از روی [[ناخشنودی]] یا خستهدلی [[سلام]] نمیکند. اگر از [[خدمت]] تو باز میگردم از روی خستگی نیست و اگر در کنار قبرت مینشینم، از [[بدگمانی]] بدانچه [[خدا]] [[صابران]] را [[وعده]] داده نخواهد بود»<ref>{{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَیْکُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِین}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۲.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۲-۶۰۴؛ شریعتجو، منیره، حضرت فاطمه زهرا، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص:۳۱۹.</ref> | ||