اهمیت بحث امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۰۶۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ اوت ۲۰۲۰
خط ۵۵: خط ۵۵:
*[[وظیفه]] سوم [[امام]]، "[[نصرت]]" - به‌معنای توان‌افزایی - است. توان‌افزایی، غیر از این است که کسی دست کسی را بگیرد و به مقصود برساند. این مسئله به طور مکرّر در [[روایات]] [[شیعی]] منقول از [[اهل‌بیت]]{{عم}} مطرح شده است؛ درحالی‌که در هیچ بخشی از [[معارف]] سایر [[مسلمین]] به این شکل اشاره نشده است. [[حضرت امیر]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص۴۱۷ (صبحي صالح).</ref>. كلمه {{متن حدیث|أَعِينُونِي}} اشاره به [[نصرت]] و ياري [[مأموم]] به [[امام]] است؛ تا بتواند [[مأموم]] را بالا ببرد و بر توانش بیفزاید و به عبارتی دیگر: تا [[امام]] بتواند مأمومش را [[یاری]] کند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
*[[وظیفه]] سوم [[امام]]، "[[نصرت]]" - به‌معنای توان‌افزایی - است. توان‌افزایی، غیر از این است که کسی دست کسی را بگیرد و به مقصود برساند. این مسئله به طور مکرّر در [[روایات]] [[شیعی]] منقول از [[اهل‌بیت]]{{عم}} مطرح شده است؛ درحالی‌که در هیچ بخشی از [[معارف]] سایر [[مسلمین]] به این شکل اشاره نشده است. [[حضرت امیر]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص۴۱۷ (صبحي صالح).</ref>. كلمه {{متن حدیث|أَعِينُونِي}} اشاره به [[نصرت]] و ياري [[مأموم]] به [[امام]] است؛ تا بتواند [[مأموم]] را بالا ببرد و بر توانش بیفزاید و به عبارتی دیگر: تا [[امام]] بتواند مأمومش را [[یاری]] کند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
*در پایان، [[تذکر]] این نکته بجاست که عمده مبادی تصدیقیه [[امامت]]‌شناسی، مبادی تصدیقیه قریب و مباشر است؛ یعنی مباحثی که بدون واسطه، با مبحث [[امامت]] در ارتباط‌اند و مسائل این رشته، از آنها برخاسته و بر [[تصدیق]] به آنها متکی است؛ وگرنه همه مباحث [[الهیات]] [[علم کلام]] را - به نحوی - می‌توان مبادی تصدیقیه [[امامت]]‌شناسی به‌شمار آورد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
*در پایان، [[تذکر]] این نکته بجاست که عمده مبادی تصدیقیه [[امامت]]‌شناسی، مبادی تصدیقیه قریب و مباشر است؛ یعنی مباحثی که بدون واسطه، با مبحث [[امامت]] در ارتباط‌اند و مسائل این رشته، از آنها برخاسته و بر [[تصدیق]] به آنها متکی است؛ وگرنه همه مباحث [[الهیات]] [[علم کلام]] را - به نحوی - می‌توان مبادی تصدیقیه [[امامت]]‌شناسی به‌شمار آورد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
==[[وجوب نصب امام]] بر [[خدا]] ([[امامت عامه]])==
*در اینکه این [[وجوب عقلی]] است یا [[شرعی]]؟ و به عبارتی دیگر: در اینکه این [[وجوب]]، به [[ضرورت عقلی]] [[ثابت]] می‌شود یا به [[ضرورت نقلی]] یا به هر دو؟ میان [[امامیه]] و سایر فِرَق [[اسلامی]] [[اختلاف]] وجود دارد. فِرَق دیگر تنها به [[وجوب شرعی]] قائل‌اند و به همین [[دلیل]]، [[نصب امام]] را از [[وظایف]] [[مکلفان]] و در زمره [[فروع]] و [[احکام فقهی]] می‌شمارند. اما [[دانشمندان]] [[امامیه]]، به تبع [[حکم عقل]] و [[آیات]] کریمه [[قرآن]]، [[نصب امام]] را از دایره [[وظایف]] [[مکلفان]] خارج می‌دانند و "[[وجوب نصب امام]] بر [[خدا]]" را هم به [[ضرورت عقلی]] [[ثابت]] می‌کنند و هم بر اساس [[نقل]] و [[ادله]] سمعی. به همین [[دلیل]]، [[امامت]] را بحثی [[فقهی]] نمی‌دانند؛ بلکه به عنوان اصلی از [[اصول اعتقادی]] - که از [[فروع]] مسائل [[توحید]] است - مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
*این بحث، در منابع [[کلامی]] [[امامیه]] با عنوان "[[وجوب]] [[نصب]] الامام علی [[الله]]" مطرح است اما فِرَق دیگر، با عنوان "[[وجوب]] [[نصب]] الامام [[علی]] [[الناس]]" بررسی کرده‌اند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
*از جمله مباحثی که باید بدان پرداخته شود: بررسی و [[اثبات]] [[وجوب عقلی]] و [[وجوب]] [[نقلی]] [[نصب امام]]؛ همچنین پاسخ به این سؤال که: آیا این [[وجوب]] در همه زمان‌ها استمرار دارد یا خیر؟ اگر [[نصب امام]] در همه زمان‌ها [[واجب]] باشد معنایش این است مادامی که [[اطاعت خدا]] بر [[بندگان]] [[واجب]] است، پس هر جا اطاعتش [[واجب]] است، [[نصب امام]] هم [[واجب]] است؛ اگر اقامه [[حکم خدا]] [[واجب]] است - که همیشه [[واجب]] است در هر زمان و هر مکان - پس در هر زمان و مکان، [[وجود امام]] برای اقامه [[حکم خدا]] [[واجب]] است و اختصاص به زمان و مکان خاص ندارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
==ویژگی‌های لازم [[امامت]]==
*امامِ [[واجب]] النصب - خواه [[واجب]] النصب علی [[الله]] و خواه [[واجب]] النصب علی [[الناس]] - چه صفاتی باید داشته باشد؟ به عبارت دیگر، [[نصب امام]] با چه صفاتی عقلاً و شرعاً یا فقط شرعاً [[واجب]] است؟<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>
==تحقق [[نصب امام]] از سوی [[خدا]]==
*پس از [[اثبات]] [[وجوب]] نصبِ [[امام]] بر [[خدا]]، این سؤال پیش می‌آید که آیا [[خدا]] این [[نصب]] [[واجب]] را انجام داده یا نداده است؟ [[ادله]] قطعیِ [[عقلی]] و نقلیِ [[قرآنی]] و [[روایی]] وجود دارد که: [[زمین]]، هیچ‌گاه از [[حاکم]] [[منصوب]] به [[نصب الهی]] خالی نمی‌ماند.<ref>{{متن حدیث|اَلْأَرْضُ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. در [[روایات]] منقول از [[اهل بیت]]{{عم}} آمده است: {{متن حدیث|لَوْ خَلَتِ الْأَرْضُ سَاعَةً وَاحِدَةً مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا}}<ref>نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغيبة، ج۱، ص۱۴۱. این مضمون با الفاظ متفاوتی نیز نقل شده است؛ از جمله: از [[امام صادق]]{{ع}} نقل است که [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|وَ لَوْ لاَ مَا فِي الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا}}. صدوق، محمد بن علی، كمال الدين، ج۱، ص۲۰۷؛ از [[امام باقر]]{{ع}} نقل است که فرمود: {{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ اَلْأَرْضُ يَوْماً وَاحِداً بِلاَ إِمَامٍ مِنَّا لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا}}. طبری صغیر، محمد بن جریر، دلائل الإمامة، ج۱، ص۴۳۶.</ref><ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>.
*این مضمون، در منابع [[اهل‌سنت]] با عبارت دیگری آمده است؛ در [[صحاح]] [[اهل‌سنت]] آمده است: امر [[خلافت]] همواره در [[قریش]] خواهد ماند تا هر زمانی که از [[مردم]] دو نفر باقی بماند<ref>{{متن حدیث|لا يَزالُ هذا الأمْرُ في قُرَيْشٍ ما بَقِيَ مِنَ النَّاسِ اثْنانِ}}؛ مسند أحمد بن حنبل، ح۴۶۹۲ و ح۵۵۲۵ و صحيح مسلم، ح۳۳۹۸.</ref>. معلوم است که چرا این [[روایت]] {{متن حدیث|ما بَقِيَ مِنَ النَّاسِ اثْنانِ}} را مطرح کرده است؛ علت اینکه واژه {{متن حدیث|اثْنانِ}} به کار رفته، این است که یکی از آنها [[امام]] و دیگری [[مأموم]] است؛ [[امام]] بدون [[مأموم]] و [[حاکم]] بدون محکوم معنا ندارد؛ زیرا [[امام]]، از مقولات اضافی است؛ یعنی اگر امامی باشد باید کسی هم وجود داشته باشد که به او ائتمام کند و گرنه [[امام]] نخواهد بود. بنابر این، روی کره [[زمین]] همیشه باید یک امامی از [[قریش]] وجود داشته باشد<ref>البته لفظ این حدیث، در صحیح بخاری تحریف شده است و به گونه‌ای آورده شده که دیگر این مضمون را ندارد. به نقل بخاری حدیث این‌گونه است: {{متن حدیث|لا يَزالُ هذا الأمْرُ في قُرَيْشٍ ما بَقِيَ منهمُ اثْنانِ}}. صحيح البخاري، ح۳۲۶۲ و ح۶۶۳۴؛ یعنی مادامی که دو قریشی وجود داشته باشد، باید یکی از آنها امام باشد! این متن خود بر جعلی بودن خود گواه است؛ چون معنای درستی ندارد؛ زیرا مشروط‌کردن برقراری امامت و خلافت بر وجود دو قریشی فاقد معنا و نکته است. چه لزومی دارد دو قریشی باشد تا امامت و خلافت برقرار بماند؟ آیا وجود یک قریشی کافی نیست؟! به نظر می‌رسد، بخاری - یا راویان او - این حدیث را با لفظی بی‌معنا و تحریف‌شده آورده‌اند؛ چون نقل صحیح این حدیث، مذهب امامیه را تأیید می‌کند. آنجاکه در حدیث اصلی «من الناس» آمده بود، «اثنان» منطقی است؛ زیرا از میان «مردم» دست‌کم باید دو نفر باشند که یکی امام و یکی مأموم باشد اما اینجا چرا اثنان گفته شده است؟! این موضوع و امثال آن - مانند: تعویض متن {{متن حدیث|مَنْ أَطَاعَ أَمِيرِي فَقَدْ أَطَاعَنِي}} (صحيح البخاري، ح۶۶۳۱) به متن تحریف شده {{عربی|ومَن يُطِعِ الأمِيرَ فقَدْ أطَاعَنِي}} (صحيح البخاري، ح۳۲۶۲) تا شامل هر امیری بشود؛ چه فاسق و چه عادل- به بحث حدیثی گسترده‌ای نیازمند است.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش