←آیا ردّ نظریه "عدالت صحابه" باعث نابودی اسلام است؟
| خط ۱۳۸: | خط ۱۳۸: | ||
*این [[آیه]] این نظریه را [[نفی]] میکند؛ زیرا این نظریه، اجازه [[جرح و تعدیل]] را در [[سلسله]] [[روایات]] [[صحابه]] نمیدهد. در حالی که [[آیه]] [[دستور]] [[تحقیق]] و بررسی درباره سخن افراد را میدهد. بنابراین، بررسی درباره [[صحابه]] نه تنها موجب [[تزلزل]] در [[دین]] نمیشود، بلکه به فرموده [[قرآن]] موجب [[نجات]] است. با توجه به مفهوم این [[آیه]] دانسته میشود که بایستی درباره افراد، هر چند [[صحابه]] باشند، [[تحقیق]] شود؛ چون این [[آیه]] درباره یکی از [[صحابه]] به نام [[ولید بن عقبه]] نازل شده است<ref>تفسیر قرطبی ذیل آیه مذکور.</ref>. | *این [[آیه]] این نظریه را [[نفی]] میکند؛ زیرا این نظریه، اجازه [[جرح و تعدیل]] را در [[سلسله]] [[روایات]] [[صحابه]] نمیدهد. در حالی که [[آیه]] [[دستور]] [[تحقیق]] و بررسی درباره سخن افراد را میدهد. بنابراین، بررسی درباره [[صحابه]] نه تنها موجب [[تزلزل]] در [[دین]] نمیشود، بلکه به فرموده [[قرآن]] موجب [[نجات]] است. با توجه به مفهوم این [[آیه]] دانسته میشود که بایستی درباره افراد، هر چند [[صحابه]] باشند، [[تحقیق]] شود؛ چون این [[آیه]] درباره یکی از [[صحابه]] به نام [[ولید بن عقبه]] نازل شده است<ref>تفسیر قرطبی ذیل آیه مذکور.</ref>. | ||
*بدین جهت [[قرطبی]] مینویسد: این [[آیه]] [[دلیل]] بر [[باطل]] بودن سخن کسانی است که میگویند: همه [[مسلمانان]] [[عادل]] هستند تا وقتی که [[جرح]] و ضعفی درباره آنان ثابت شود. البته [[قرطبی]] این سخن را درباره همه [[مسلمانان]] گفته است و این [[آیه]]، [[صحابه]] را نیز شامل میشود. [[بهترین]] [[دلیل]] بر این مطلب، [[نزول]] [[آیه]] ششم حجرات است که به همه [[دستور]] میدهد در [[پذیرفتن]] گزارشها و [[اخبار]]، [[تحقیق]] صورت گیرد. | *بدین جهت [[قرطبی]] مینویسد: این [[آیه]] [[دلیل]] بر [[باطل]] بودن سخن کسانی است که میگویند: همه [[مسلمانان]] [[عادل]] هستند تا وقتی که [[جرح]] و ضعفی درباره آنان ثابت شود. البته [[قرطبی]] این سخن را درباره همه [[مسلمانان]] گفته است و این [[آیه]]، [[صحابه]] را نیز شامل میشود. [[بهترین]] [[دلیل]] بر این مطلب، [[نزول]] [[آیه]] ششم حجرات است که به همه [[دستور]] میدهد در [[پذیرفتن]] گزارشها و [[اخبار]]، [[تحقیق]] صورت گیرد. | ||
*'''سوم:''' [[نگرانی]] از نابودی و [[تزلزل]] [[قرآن]] و [[سنت]] در صورتی درست است که همه [[اصحاب]] [[جرح]] شوند امّا اگر برخی از آنان را به داشتن [[عدالت]] بلکه [[عصمت]] بپذیریم، جای این [[نگرانی]] وجود ندارد؛ زیرا از طریق [[صحابه]] [[عادل]] به کتاب و [[سنّت]] [[دست]] مییابیم. بنابراین، [[راه]] نگهداری [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] منحصر به [[پذیرش]] این نظریه نیست؛ زیرا بسیار روشن است که حتی [[پیروان]] این نظریه [[دین]] را از گروه اندکی از [[صحابه]] فرا گرفتهاند نه از همه آنها. اگر [[روایات]] موجود در [[صحاح]] [[اهل سنت]] مطالعه شود، این مطلب روشن میشود که بیشتر آنها را گروه اندکی از [[صحابه]] مانند [[ابوهریره]] بازگو کردهاند نه همه آنها. افزون بر این، در بین خود [[اهل سنت]] نیز همه روایتهای [[صحابه]] پذیرفته نمیشود؛ چنانکه [[مالک بن انس]] در پاسخ [[اختلاف]] آرای [[صحابه]] میگوید: | *'''سوم:''' [[نگرانی]] از نابودی و [[تزلزل]] [[قرآن]] و [[سنت]] در صورتی درست است که همه [[اصحاب]] [[جرح]] شوند امّا اگر برخی از آنان را به داشتن [[عدالت]] بلکه [[عصمت]] بپذیریم، جای این [[نگرانی]] وجود ندارد؛ زیرا از طریق [[صحابه]] [[عادل]] به کتاب و [[سنّت]] [[دست]] مییابیم. بنابراین، [[راه]] نگهداری [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] منحصر به [[پذیرش]] این نظریه نیست؛ زیرا بسیار روشن است که حتی [[پیروان]] این نظریه [[دین]] را از گروه اندکی از [[صحابه]] فرا گرفتهاند نه از همه آنها. اگر [[روایات]] موجود در [[صحاح]] [[اهل سنت]] مطالعه شود، این مطلب روشن میشود که بیشتر آنها را گروه اندکی از [[صحابه]] مانند [[ابوهریره]] بازگو کردهاند نه همه آنها. افزون بر این، در بین خود [[اهل سنت]] نیز همه روایتهای [[صحابه]] پذیرفته نمیشود؛ چنانکه [[مالک بن انس]] در پاسخ [[اختلاف]] آرای [[صحابه]] میگوید: در [[روایات]] [[صحابه]] هم [[اشتباه]] وجود دارد و هم سخن درست. برای رسیدن به [[حق]] و دوری از [[اشتباه]] [[تحقیق]] و بررسی کنند<ref>جامع بیان العلم و فضله، ابن عبدالبر، ج۲، ص۸۱.</ref>. | ||
*از [[شافعی]] [[نقل]] شده است که به "[[ربیع]]" از [[یاران]] خود گفت: [[شهادت]] چهار تن از [[صحابه]] پذیرفته نمیشود: [[معاویه]]، [[عمروعاص]]، [[مغیره]] و [[زیاد]]<ref>المختصر فی اخبار البشر، ابی الفداء، ج۱، ص۲۱۴.</ref>. [[ابن خلدون]] مینویسد: همه [[صحابه]] دارای [[قوة]] [[فتوا]] نبودند و نمیتوان [[دین]] را از همه آنان فرا گرفت بلکه تنها [[دین]] را از گروه حامل [[قرآن]] و آشنا به [[ناسخ و منسوخ]]، [[متشابه]] و محکم و دیگر جهات میتوان فرا گرفت<ref>مقدمه ابن خلدون، ص۴۴۶ (الفصل السابع فی علم الفقه)؛ تاریخ التشریع، مناع القطان، ص۲۶۵.</ref>. | *از [[شافعی]] [[نقل]] شده است که به "[[ربیع]]" از [[یاران]] خود گفت: [[شهادت]] چهار تن از [[صحابه]] پذیرفته نمیشود: [[معاویه]]، [[عمروعاص]]، [[مغیره]] و [[زیاد]]<ref>المختصر فی اخبار البشر، ابی الفداء، ج۱، ص۲۱۴.</ref>. [[ابن خلدون]] مینویسد: همه [[صحابه]] دارای [[قوة]] [[فتوا]] نبودند و نمیتوان [[دین]] را از همه آنان فرا گرفت بلکه تنها [[دین]] را از گروه حامل [[قرآن]] و آشنا به [[ناسخ و منسوخ]]، [[متشابه]] و محکم و دیگر جهات میتوان فرا گرفت<ref>مقدمه ابن خلدون، ص۴۴۶ (الفصل السابع فی علم الفقه)؛ تاریخ التشریع، مناع القطان، ص۲۶۵.</ref>. | ||
*'''چهارم:''' [[نگرانی]] از نابودی [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} در صورتی درست است که [[خداوند]] و [[پیامبر]]{{صل}} برای رفع [[نگرانی]]، [[راه]] اساسی را نگفته باشند؛ در صورتی که [[قرآن]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[بهترین]] [[راه]] [[حفظ]] [[کتاب و سنت]] را به [[امت اسلامی]] گفتهاند. [[پیامبر]]{{صل}} در [[روایت]] [[ثقلین]] فرموده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي، لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ، مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}}<ref>من در میان شما ([[مسلمانان]]) دو چیز گرانبها به جای میگذارم: [[قرآن]] و خاندانم. آنان از یکدیگر جدا نمیشوند تا آنکه نزد [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند و اگر شما به آن دو چنگ بزنید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد؛ کنزالعمال، متقی هندی، ج۱، ص۱۷۲، ح۸۷۰، ۸۷۳، ۸۹۸، ۹۴۲، ۹۵۱، ۹۵۳؛ مشابه این روایت: سنن دارمی، عبدالله دارمی؛ کتاب فضائل قرآن، ح۳۳۱۷؛ صحیح مسلم، مسلم، کتاب الفضائل، باب فضائل علی بن ابی طالب، ح۲۴۰۸.</ref>؛ | *'''چهارم:''' [[نگرانی]] از نابودی [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} در صورتی درست است که [[خداوند]] و [[پیامبر]]{{صل}} برای رفع [[نگرانی]]، [[راه]] اساسی را نگفته باشند؛ در صورتی که [[قرآن]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[بهترین]] [[راه]] [[حفظ]] [[کتاب و سنت]] را به [[امت اسلامی]] گفتهاند. [[پیامبر]]{{صل}} در [[روایت]] [[ثقلین]] فرموده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي، لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ، مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}}<ref>من در میان شما ([[مسلمانان]]) دو چیز گرانبها به جای میگذارم: [[قرآن]] و خاندانم. آنان از یکدیگر جدا نمیشوند تا آنکه نزد [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند و اگر شما به آن دو چنگ بزنید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد؛ کنزالعمال، متقی هندی، ج۱، ص۱۷۲، ح۸۷۰، ۸۷۳، ۸۹۸، ۹۴۲، ۹۵۱، ۹۵۳؛ مشابه این روایت: سنن دارمی، عبدالله دارمی؛ کتاب فضائل قرآن، ح۳۳۱۷؛ صحیح مسلم، مسلم، کتاب الفضائل، باب فضائل علی بن ابی طالب، ح۲۴۰۸.</ref>؛ | ||