←مرجعیت دینی در معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
از اینرو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر میرسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] [[ثابت]] کرد، بلکه میتوان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفتهاند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانستهاند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کردهاند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام میدانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت میدانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده میشود که جعل و قانونگذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، مینویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref> | از اینرو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر میرسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] [[ثابت]] کرد، بلکه میتوان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفتهاند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانستهاند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کردهاند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام میدانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت میدانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده میشود که جعل و قانونگذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، مینویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref> | ||
از آنجا که [[پیامبران الهی]] [[هادیان]] انسانهایند و [[هدایت]] از طریق آموزههای [[وحیانی]] [[دین]] حاصل میشود، آنها [[شأن مرجعیت دینی]] [[مردم]] را بر عهده دارند. از اینرو، [[کتاب آسمانی]] که دربردارنده [[احکام]] شریعتاند، بدانها داده میشود؛ چنانکه راجع به [[حضرت موسی]]{{ع}} چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«و بیگمان به موسی کتاب دادهایم، باشد که راهیاب شوند» سوره مؤمنون، آیه ۴۹.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] راجع به [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} و [[کتاب آسمانی]] او نیز میفرماید: {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«بلکه میگویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیمدهندهای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۴۰.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||