عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ اکتبر ۲۰۲۰
خط ۵۲: خط ۵۲:
#امر موهبتی که همان ملکه و [[قوه]] و یا [[علم خدادادی]] است، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «[[معصوم]] به واسطۀ [[لطف الهی]] از جمیع [[محارم]] [[الهی]] مصون و [[معصوم]] است چنانکه [[خداوند]] فرموده: {{متن قرآن|وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ}}<ref>سوره آل عمران؛ آیه: ۱۰۲. </ref>.<ref>{{متن حدیث|الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقِیم}}؛ معانی الاخبار، ص ۱۳۲.</ref> در واقع چنین موهبتی قبل از [[خلقت]] [[جهان مادی]] در [[عالم ذر]] برای آنان حاصل شد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۸.  </ref>.   
#امر موهبتی که همان ملکه و [[قوه]] و یا [[علم خدادادی]] است، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «[[معصوم]] به واسطۀ [[لطف الهی]] از جمیع [[محارم]] [[الهی]] مصون و [[معصوم]] است چنانکه [[خداوند]] فرموده: {{متن قرآن|وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ}}<ref>سوره آل عمران؛ آیه: ۱۰۲. </ref>.<ref>{{متن حدیث|الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقِیم}}؛ معانی الاخبار، ص ۱۳۲.</ref> در واقع چنین موهبتی قبل از [[خلقت]] [[جهان مادی]] در [[عالم ذر]] برای آنان حاصل شد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۸.  </ref>.   
#امر اکتسابی یعنی [[اختیار]] و [[اراده]] برای جلوگیری از هر [[گناه]] و اشتباهی: به این بیان که ملکه و [[علم موهبتی]] [[خداوند]] سبب تامه برای عصمت [[معصومین]] نیست و چنین عصمتی تنها با [[علم خدادادی]] و بدون [[اراده]] و [[اختیار]] [[معصوم]] حاصل نمی‌شود، زیرا [[علم موهبتی]] و [[لطف الهی]] [[قدرت]] برای [[گناه]] کردن را در [[معصوم]] معدوم نمی‌کند، به عبارتی [[علم موهبتی]] فقط ابزاری برای [[گناه]] نکردن [[معصومین]] است  و نمی‌تواند [[اراده]] و [[اختیار]] [[معصومین]] برای [[گناه]] کردن و یا نکردن را از آنها سلب کند، اما اگر این [[علم موهبتی]]، قویتر و شدیدتر شود ارادۀ اکتسابی [[معصومین]] به مقتضای علمشان، قوی‌تر خواهد شد و با همین [[اختیار]] و [[اراده]] [[معصیت]] نمی‌کنند<ref>ر.ک. [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۲. </ref>.
#امر اکتسابی یعنی [[اختیار]] و [[اراده]] برای جلوگیری از هر [[گناه]] و اشتباهی: به این بیان که ملکه و [[علم موهبتی]] [[خداوند]] سبب تامه برای عصمت [[معصومین]] نیست و چنین عصمتی تنها با [[علم خدادادی]] و بدون [[اراده]] و [[اختیار]] [[معصوم]] حاصل نمی‌شود، زیرا [[علم موهبتی]] و [[لطف الهی]] [[قدرت]] برای [[گناه]] کردن را در [[معصوم]] معدوم نمی‌کند، به عبارتی [[علم موهبتی]] فقط ابزاری برای [[گناه]] نکردن [[معصومین]] است  و نمی‌تواند [[اراده]] و [[اختیار]] [[معصومین]] برای [[گناه]] کردن و یا نکردن را از آنها سلب کند، اما اگر این [[علم موهبتی]]، قویتر و شدیدتر شود ارادۀ اکتسابی [[معصومین]] به مقتضای علمشان، قوی‌تر خواهد شد و با همین [[اختیار]] و [[اراده]] [[معصیت]] نمی‌کنند<ref>ر.ک. [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۲. </ref>.
===[[عصمت]] [[جبر]] نیست===
*اینکه عوامل [[گناه]] در [[معصوم]] وجود ندارد و احتمال ارتکاب [[عصیان]] در او صفر است، به این معنی نیست که به [[اراده الهی]] یک نیروی جبری او را از [[آلودگی]] به [[گناه]] باز می‌دارد، طوری که توان انجام هر نوع [[معصیت]] را از او سلب می‌کند بلکه در عین برخورداری از [[آزادی]] عمل و [[اختیار]]، با [[ایمان واقعی]] به اینکه همواره در حضور [[پروردگار]] است و [[یقین]] به خطر [[عظیم]] و [[قبح]] فاحش [[گناه]]، [[معصوم]]، حتّی [[تصور]] انجام [[گناه]] را نیز نمی‌کند و از طرفی [[انگیزه]] [[ارتکاب گناه]] نیز در او نیست.
*اینکه عوامل [[گناه]] در [[معصوم]] وجود ندارد و احتمال ارتکاب [[عصیان]] در او صفر است، به این معنی نیست که به [[اراده الهی]] یک نیروی جبری او را از [[آلودگی]] به [[گناه]] باز می‌دارد، طوری که توان انجام هر نوع [[معصیت]] را از او سلب می‌کند بلکه در عین برخورداری از [[آزادی]] عمل و [[اختیار]]، با [[ایمان واقعی]] به اینکه همواره در حضور [[پروردگار]] است و [[یقین]] به خطر [[عظیم]] و [[قبح]] فاحش [[گناه]]، [[معصوم]]، حتّی [[تصور]] انجام [[گناه]] را نیز نمی‌کند و از طرفی [[انگیزه]] [[ارتکاب گناه]] نیز در او نیست.
*[[محمّد بن ابی عمیر]] می‌گوید: "از هشام - [[شاگرد]] برجسته [[امام صادق]]{{ع}}- پرسیدم: آیا [[امام]] از [[مقام عصمت]] برخوردار است؟ پاسخ داد: آری! گفتم: برای من چگونگی [[عصمت]] را بیان کن. گفت: چند عامل منشأ [[عصیان]] است: [[حرص]]، [[حسد]]، [[شهوت]] و [[خشم]]. از این عوامل هیچ یک در [[وجود امام]] رخنه نمی‌کند. چگونه [[حرص]] داشته باشد، در حالی که امکانات بسیاری در [[اختیار]] او است. و حتّی [[بیت المال]] [[مسلمانان]] را در دست دارد، [[حسد]] نمی‌ورزد؛ زیرا کسی [[حسد]] می‌ورزد که بالاتر از خود نتواند دید و عالی‌تر از [[امامت]] چه مقامی می‌توان تصوّر کرد؟ ممکن نیست [[امام]] در [[امور دنیا]] [[خشمگین]] گردد؛ زیرا [[پروردگار]] [[اجرای حدود الهی]] را به او سپرده است؛ امّا در [[ارتباط]] با [[جهان آخرت]] که [[خشم]] و [[غضب]] [[ناپسند]] نیست. [[امام]] هرگز در دام [[شهوات]] و [[هوس‌ها]] گرفتار نخواهد شد؛ چه به خوبی [[آگاه]] است که لذّات و خواست‌های این دنیای گذرا، در برابر نعمت‌های بی‌حساب و [[پاداش]] خداوندی در روز رستاخیر - که ویژه [[پاکان]] [[حق‌پرست]] است - بسیار ناچیز است و اصولاً به حساب نمی‌آید<ref>امالی صدوق، ص۳۷۶.</ref>.
*[[محمّد بن ابی عمیر]] می‌گوید: "از هشام - [[شاگرد]] برجسته [[امام صادق]]{{ع}}- پرسیدم: آیا [[امام]] از [[مقام عصمت]] برخوردار است؟ پاسخ داد: آری! گفتم: برای من چگونگی [[عصمت]] را بیان کن. گفت: چند عامل منشأ [[عصیان]] است: [[حرص]]، [[حسد]]، [[شهوت]] و [[خشم]]. از این عوامل هیچ یک در [[وجود امام]] رخنه نمی‌کند. چگونه [[حرص]] داشته باشد، در حالی که امکانات بسیاری در [[اختیار]] او است. و حتّی [[بیت المال]] [[مسلمانان]] را در دست دارد، [[حسد]] نمی‌ورزد؛ زیرا کسی [[حسد]] می‌ورزد که بالاتر از خود نتواند دید و عالی‌تر از [[امامت]] چه مقامی می‌توان تصوّر کرد؟ ممکن نیست [[امام]] در [[امور دنیا]] [[خشمگین]] گردد؛ زیرا [[پروردگار]] [[اجرای حدود الهی]] را به او سپرده است؛ امّا در [[ارتباط]] با [[جهان آخرت]] که [[خشم]] و [[غضب]] [[ناپسند]] نیست. [[امام]] هرگز در دام [[شهوات]] و [[هوس‌ها]] گرفتار نخواهد شد؛ چه به خوبی [[آگاه]] است که لذّات و خواست‌های این دنیای گذرا، در برابر نعمت‌های بی‌حساب و [[پاداش]] خداوندی در روز رستاخیر - که ویژه [[پاکان]] [[حق‌پرست]] است - بسیار ناچیز است و اصولاً به حساب نمی‌آید<ref>امالی صدوق، ص۳۷۶.</ref>.
۲۲۴٬۹۷۴

ویرایش