کردوس بن هانی بکری: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
کردوس بن هانی بکری مردی شاعر و [[شجاع]] و [[صحابی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و از رؤسای [[طایفه]] [[ربیعه]] بود که در [[صفین]] حضور داشت. | |||
[[نصر بن مزاحم]] [[نقل]] میکند: پس از جریان [[حیله]] [[معاویه]] و [[عمروعاص]] برای [[نجات]] از [[شکست]] قطعی و بر سرِ نیزه کردن قرآنها، عدهای از [[سپاهیان]] ظاهر بین و [[جاهل]] [[حضرت]] خواستار [[صلح]] و ترک [[مخاصمه]] شدند. به همین علت [[حضرت]] میان [[سپاه]] ایستاد، با آنان سخن گفت و با بیانی رسا و [[دلیل]] و [[برهان]] حیلۀ [[معاویه]] را گوشزد کرد. پس از پایان [[سخنان امام]]{{ع}}، اول کسی که در [[تأیید]] فرمایش [[حضرت]] و ادامه [[جنگ]] لب به سخن گشود، | [[نصر بن مزاحم]] [[نقل]] میکند: پس از جریان [[حیله]] [[معاویه]] و [[عمروعاص]] برای [[نجات]] از [[شکست]] قطعی و بر سرِ نیزه کردن قرآنها، عدهای از [[سپاهیان]] ظاهر بین و [[جاهل]] [[حضرت]] خواستار [[صلح]] و ترک [[مخاصمه]] شدند. به همین علت [[حضرت]] میان [[سپاه]] ایستاد، با آنان سخن گفت و با بیانی رسا و [[دلیل]] و [[برهان]] حیلۀ [[معاویه]] را گوشزد کرد. پس از پایان [[سخنان امام]]{{ع}}، اول کسی که در [[تأیید]] فرمایش [[حضرت]] و ادامه [[جنگ]] لب به سخن گشود، کردوس بن هانی بکری بود که گفت: "ای [[مردم]]! به [[خدا]] [[سوگند]]، ما از آن لحظهای که از [[معاویه]] [[بیزاری]] جستیم، هرگز او را به [[دوستی]] نگرفتهایم و از آن لحظه که [[علی]]{{ع}} را به [[دوستی]] برگزیدهایم، هرگز از او دلزده نشدهایم. همانا کشتههای ما از [[شهدا]] بوده و زندههای ما همه نیکوکارند. و بیگمان [[علی]]{{ع}} از جانب پروردگارش [[حجت]] و بیان دارد و همواره جز به [[عدل و داد]] [[رفتار]] نکرده است و هر صاحب حقی منصف است، بنابراین هر کس [[تسلیم]] [[حضرت علی]]{{ع}} شود، [[اهل]] [[نجات]] و هر کس با او به [[مخالفت]] برخیزد، هلاک خواهد شد"<ref>ر.ک: وقعة صفین، ص۴۸۴.</ref>. | ||
هر چند سخنان این سردار [[شجاع]] و دیگر [[یاران]] باوفای [[سپاه علی]]{{ع}} اثری در [[روحیه]] آن [[قوم]] [[نادان]] و [[بیخرد]] که [[پرچم]] [[مخالفت]] برافراشته بودند، نگذاشت و آنها بر [[مخالفت]] خود پافشاری کردند و [[حضرت]] را به [[پذیرش]] [[حکمیت]] مجبور ساختند، اما او و سایر همرزمان [[امام]] شناس به [[وظیفه]] [[اسلامی]] خود عمل کرد و از [[راه]] و رسم [[امام]] خود [[پیروی]] نمود.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۶۱-۱۱۶۲.</ref> | هر چند سخنان این سردار [[شجاع]] و دیگر [[یاران]] باوفای [[سپاه علی]]{{ع}} اثری در [[روحیه]] آن [[قوم]] [[نادان]] و [[بیخرد]] که [[پرچم]] [[مخالفت]] برافراشته بودند، نگذاشت و آنها بر [[مخالفت]] خود پافشاری کردند و [[حضرت]] را به [[پذیرش]] [[حکمیت]] مجبور ساختند، اما او و سایر همرزمان [[امام]] شناس به [[وظیفه]] [[اسلامی]] خود عمل کرد و از [[راه]] و رسم [[امام]] خود [[پیروی]] نمود.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۱۶۱-۱۱۶۲.</ref> | ||
نسخهٔ ۳۰ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۰۲
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
کردوس بن هانی بکری مردی شاعر و شجاع و صحابی امیرمؤمنان(ع) و از رؤسای طایفه ربیعه بود که در صفین حضور داشت.
نصر بن مزاحم نقل میکند: پس از جریان حیله معاویه و عمروعاص برای نجات از شکست قطعی و بر سرِ نیزه کردن قرآنها، عدهای از سپاهیان ظاهر بین و جاهل حضرت خواستار صلح و ترک مخاصمه شدند. به همین علت حضرت میان سپاه ایستاد، با آنان سخن گفت و با بیانی رسا و دلیل و برهان حیلۀ معاویه را گوشزد کرد. پس از پایان سخنان امام(ع)، اول کسی که در تأیید فرمایش حضرت و ادامه جنگ لب به سخن گشود، کردوس بن هانی بکری بود که گفت: "ای مردم! به خدا سوگند، ما از آن لحظهای که از معاویه بیزاری جستیم، هرگز او را به دوستی نگرفتهایم و از آن لحظه که علی(ع) را به دوستی برگزیدهایم، هرگز از او دلزده نشدهایم. همانا کشتههای ما از شهدا بوده و زندههای ما همه نیکوکارند. و بیگمان علی(ع) از جانب پروردگارش حجت و بیان دارد و همواره جز به عدل و داد رفتار نکرده است و هر صاحب حقی منصف است، بنابراین هر کس تسلیم حضرت علی(ع) شود، اهل نجات و هر کس با او به مخالفت برخیزد، هلاک خواهد شد"[۱].
هر چند سخنان این سردار شجاع و دیگر یاران باوفای سپاه علی(ع) اثری در روحیه آن قوم نادان و بیخرد که پرچم مخالفت برافراشته بودند، نگذاشت و آنها بر مخالفت خود پافشاری کردند و حضرت را به پذیرش حکمیت مجبور ساختند، اما او و سایر همرزمان امام شناس به وظیفه اسلامی خود عمل کرد و از راه و رسم امام خود پیروی نمود.[۲]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: وقعة صفین، ص۴۸۴.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۱۶۱-۱۱۶۲.