هویت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۷۲۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۰ دسامبر ۲۰۲۰
خط ۳۲: خط ۳۲:
# هویت [[فرهنگی]]: این بُعد از هویت، مهم ترین نوع هویت است؛ زیرا، هویت [[فرهنگی]] به صورت جدی در تحقق سایر هویت‌ها نقش دارد. در این سطح از هویت، [[فرد]] به [[درستی]] باید [[فرهنگ]] خود را شناخته، [[درک]] کرده و وجوه امتیاز آن را نسبت به سایر [[فرهنگ‌ها]] بداند. همچنین قدردان آن باشد و در پرورش و اشاعه [[فرهنگ]] خود تلاش نماید<ref>ر.ک: صفورایی پاریزی، محمدمهدی، «هویت»، مجلۀ دیدار آشنا، شهریور ۱۳۸۱، ش ۲۷، ص ۳۷.</ref>.
# هویت [[فرهنگی]]: این بُعد از هویت، مهم ترین نوع هویت است؛ زیرا، هویت [[فرهنگی]] به صورت جدی در تحقق سایر هویت‌ها نقش دارد. در این سطح از هویت، [[فرد]] به [[درستی]] باید [[فرهنگ]] خود را شناخته، [[درک]] کرده و وجوه امتیاز آن را نسبت به سایر [[فرهنگ‌ها]] بداند. همچنین قدردان آن باشد و در پرورش و اشاعه [[فرهنگ]] خود تلاش نماید<ref>ر.ک: صفورایی پاریزی، محمدمهدی، «هویت»، مجلۀ دیدار آشنا، شهریور ۱۳۸۱، ش ۲۷، ص ۳۷.</ref>.
# هویت تمدنی: منظور از هویت تمدنی، [[معرفت]] و [[آگاهی]] عمیق [[آدمی]]، نسبت به تمدنی است که منسوب به آن است. [[احساس]] تعلق به یک [[تمدن]]، به معنای [[وابستگی]] به تمامی مظاهر آن [[تمدن]]؛ از جمله مشاهیر، افتخارات، میراث‌ها و ارزش‌های آن است<ref>ر.ک: صفورایی پاریزی، محمدمهدی، «هویت»، مجلۀ دیدار آشنا، شهریور ۱۳۸۱، ش ۲۷، ص ۳۷.</ref>.
# هویت تمدنی: منظور از هویت تمدنی، [[معرفت]] و [[آگاهی]] عمیق [[آدمی]]، نسبت به تمدنی است که منسوب به آن است. [[احساس]] تعلق به یک [[تمدن]]، به معنای [[وابستگی]] به تمامی مظاهر آن [[تمدن]]؛ از جمله مشاهیر، افتخارات، میراث‌ها و ارزش‌های آن است<ref>ر.ک: صفورایی پاریزی، محمدمهدی، «هویت»، مجلۀ دیدار آشنا، شهریور ۱۳۸۱، ش ۲۷، ص ۳۷.</ref>.
==هویت در فرهنگ مطهر==
آنچه متافیزیک قائل است در مورد یکسان بودن و در مورد اینکه هرچیزی خودش فقط خودش است، در مورد مفاهیم و تصورات [[ذهنی]] است نه در مورد اعیان خارجی، متافیزیک می‌گوید هر مفهومی در [[ذهن]] منعزل از مفهوم دیگری است و [[تصور]] هرچیز غیراز تصور دیگری است. تصور [[زندگی]] غیر از تصور [[مرگ]] و تصور سفیدی غیراز تصور [[جسم]] و....
این خاصیت از برای تصورات از آنجا حاصل می‌شود که تصورات خاصیت مادی ندارند و اگر تصورات مادی بودند [[تصور]] هرچیز با تصور هر چیز دیگر یکی می‌شد. یعنی واقعاً از هیچ چیزی تصور تشخیص دهنده‌ای نداشتیم. مادیین روی اصل [[قانون]] عمومی حرکت که [[افکار]] را مشمول آن می‌دانند و اصل اینکه [[ادراکات]] نیز تحت تأثیر محیط [[تغییر]] ماهیت می‌دهند چاره‌ای ندارند که این اصل متافیزیک را [[انکار]] کنند. این اصل که مادیین منکر آن در [[فکر]] هستند به نام اصل عینیت یا اصل [[هویت]] (identity) خوانده می‌شود و یکی از اصول و پایه‌های اولیه فکر [[بشر]] است<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۳۵۷.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref>


==منابع==
==منابع==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش