خوارج: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۱
خط ۴۲: خط ۴۲:


==خوارج در فرهنگ مطهر==
==خوارج در فرهنگ مطهر==
[[خوارج]] یعنی [[شورشیان]]. این واژه از “خروج”<ref>کلمه “خروج” اگر به “علی” متعدی شود و معنای نزدیک به یکدیگر دارد: یکی در [[مقام]] [[پیکار]] و [[جنگ]] برآمدن و دیگری [[تمرد]] و [[عصیان]] و [[شورش]]. {{عربی|خرج فلان على فلان على فلان: برزلقئاله. وخرجت الرعبة على الملك: تمردت}} المنجد.
خوارج یعنی [[شورشیان]]. این واژه از “خروج”<ref>کلمه “خروج” اگر به “علی” متعدی شود و معنای نزدیک به یکدیگر دارد: یکی در [[مقام]] [[پیکار]] و [[جنگ]] برآمدن و دیگری [[تمرد]] و [[عصیان]] و [[شورش]]. {{عربی|خرج فلان على فلان على فلان: برزلقئاله. وخرجت الرعبة على الملك: تمردت}} المنجد.
کلمه “خوارج” که معادل [[فارسی]] آن “شورشیان” است از “خروج” به معنای دوم گرفته شده است. این جمعیت را از آن نظر خوارج گفتند که از [[فرمان]] [[علی]] تمرد کردند و علیه او شوریدند و چون تمرد خود را بر یک [[عقیده]] و مسلک مذهبی مبتنی کردند، بخله‌ای شدند و این اسم به آنها اختصاص می‌یافت و لذا به سایر کسانی که بعد از آنها [[قیام]] کردند و بر [[حاکم]] وقت [[طغیان]] نمودند خارجی گفته نشد.
کلمه “خوارج” که معادل [[فارسی]] آن “شورشیان” است از “خروج” به معنای دوم گرفته شده است. این جمعیت را از آن نظر خوارج گفتند که از [[فرمان]] [[علی]] تمرد کردند و علیه او شوریدند و چون تمرد خود را بر یک [[عقیده]] و مسلک مذهبی مبتنی کردند، بخله‌ای شدند و این اسم به آنها اختصاص می‌یافت و لذا به سایر کسانی که بعد از آنها [[قیام]] کردند و بر [[حاکم]] وقت [[طغیان]] نمودند خارجی گفته نشد.
اگر اینها [[مکتب]] و عقیده خاصی نمی‌داشتند مثل سایر یاغی‌های دوره‌های بعد بودند. ولی اینها عقائدی داشتند و بعدها خود این [[عقائد]] موضوعیت پیدا کرد. اگر چه هیچ وقت موفق نشدند [[حکومتی]] تشکیل دهند امّا موفق شدند [[فقه]] و ادبی برای خود به وجود بیاورند (به [[ضحی]] الإسلام، ج۳، ص۳۴۰ - ۳۴۷، طبع ششم مراجعه شود).
اگر اینها [[مکتب]] و عقیده خاصی نمی‌داشتند مثل سایر یاغی‌های دوره‌های بعد بودند. ولی اینها عقائدی داشتند و بعدها خود این [[عقائد]] موضوعیت پیدا کرد. اگر چه هیچ وقت موفق نشدند [[حکومتی]] تشکیل دهند امّا موفق شدند [[فقه]] و ادبی برای خود به وجود بیاورند (به [[ضحی]] الإسلام، ج۳، ص۳۴۰ - ۳۴۷، طبع ششم مراجعه شود).


اشخاصی بودند که هرگز اتفاق نیفتاد که [[خروج]] کنند ولی بر عقیده خوارج بودند. مثل آنچه درباره عمروبن [[عبید]] و بعضی دیگر از [[معتزله]] گفته می‌شود. افرادی از معتزله که در عقیده [[امربه معروف و نهی از منکر]] و یا در مسئله مخلّد بودن [[مرتکب کبیره]] با خوارج همفکر بوده‌اند درباره‌شان گفته می‌شود {{متن حدیث|وَ كَانَ‏ يَرَى‏ رَأْيَ‏ الْخَوَارِجِ‏}} یعنی همچون خوارج می‌اندیشد. حتی بعضی از [[زن‌ها]] بوده‌اند که عقیده خارجی داشته‌اند. در کامل مبرد، ج۲، ص۱۵۴ داستان زنی را [[نقل]] می‌کند که عقیده خارجی داشته است بنابر این مفهوم لغوی کلمه و مفهوم اصطلاحی آن عموم من وجه است.</ref> به معنای [[سرکشی]] و طغیان گرفته شده است. پیدایش آنان در جریان [[حکمیت]] است<ref>جاذبه و دافعه علی{{ع}}، ص۱۱۴.</ref>. خوارج از [[فرق اسلامی]] هستند؛ گو اینکه طبق [[عقیده]] ما آنها کافرند، اما آنها خود را [[مسلمان]] می‌دانستند بلکه فقط خودشان را مسلمان می‌دانستند و دیگران را بی‌دین و [[خارج از دین]] به حساب می‌آوردند. هیچ کس ادّعا نکرده که [[خوارج]] به [[اسلام]] عقیده نداشته‌اند، بلکه همه اعتراف دارند که آنها شدیداً و با [[تعصّب]] زیادی به اسلام [[معتقد]] بودند. [[خصلت]] بارز اینها دوریشان از [[فکر]] و تعقّل است. خود [[علی]]{{ع}} که از آنها نام می‌برد آنها را مردمی معتقد ولی [[جاهل]] و قشری معرفی می‌کند. مردمی بودن، متعبّد، [[شب]] زنده‌دار وقاری [[قرآن]]، اما جاهل و سبک مغز و کم تعقّل، و بلکه [[مخالف]] فکر و تعقّل در کار [[دین]]<ref>بیست گفتار، ص۵۱.</ref>.
اشخاصی بودند که هرگز اتفاق نیفتاد که [[خروج]] کنند ولی بر عقیده خوارج بودند. مثل آنچه درباره عمروبن [[عبید]] و بعضی دیگر از [[معتزله]] گفته می‌شود. افرادی از معتزله که در عقیده [[امربه معروف و نهی از منکر]] و یا در مسئله مخلّد بودن [[مرتکب کبیره]] با خوارج همفکر بوده‌اند درباره‌شان گفته می‌شود {{متن حدیث|وَ كَانَ‏ يَرَى‏ رَأْيَ‏ الْخَوَارِجِ‏}} یعنی همچون خوارج می‌اندیشد. حتی بعضی از [[زن‌ها]] بوده‌اند که عقیده خارجی داشته‌اند. در کامل مبرد، ج۲، ص۱۵۴ داستان زنی را [[نقل]] می‌کند که عقیده خارجی داشته است بنابر این مفهوم لغوی کلمه و مفهوم اصطلاحی آن عموم من وجه است.</ref> به معنای [[سرکشی]] و طغیان گرفته شده است. پیدایش آنان در جریان [[حکمیت]] است<ref>جاذبه و دافعه علی{{ع}}، ص۱۱۴.</ref>. خوارج از [[فرق اسلامی]] هستند؛ گو اینکه طبق [[عقیده]] ما آنها کافرند، اما آنها خود را [[مسلمان]] می‌دانستند بلکه فقط خودشان را مسلمان می‌دانستند و دیگران را بی‌دین و [[خارج از دین]] به حساب می‌آوردند. هیچ کس ادّعا نکرده که خوارج به [[اسلام]] عقیده نداشته‌اند، بلکه همه اعتراف دارند که آنها شدیداً و با [[تعصّب]] زیادی به اسلام [[معتقد]] بودند. [[خصلت]] بارز اینها دوریشان از [[فکر]] و تعقّل است. خود [[علی]]{{ع}} که از آنها نام می‌برد آنها را مردمی معتقد ولی [[جاهل]] و قشری معرفی می‌کند. مردمی بودن، متعبّد، [[شب]] زنده‌دار وقاری [[قرآن]]، اما جاهل و سبک مغز و کم تعقّل، و بلکه [[مخالف]] فکر و تعقّل در کار [[دین]]<ref>بیست گفتار، ص۵۱.</ref>.
خوارج بی‌شهامت، یعنی [[مقدس]] مآبان [[ترسو]]<ref>جاذبه و دافعه علی{{ع}}، ص۱۵۸.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۹۸.</ref>
خوارج بی‌شهامت، یعنی [[مقدس]] مآبان [[ترسو]]<ref>جاذبه و دافعه علی{{ع}}، ص۱۵۸.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۹۸.</ref>


۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش