←ارزش در ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
مفهوم “ارزش”<ref> Value.</ref> از جمله مفاهیم کلیدی و پر کاربردی است که از آن تقریباً در همه حوزههای [[علوم انسانی]] و [[اجتماعی]] همچون [[فلسفه]]، [[اخلاق]]، [[حقوق]]، [[اقتصاد]]، [[روانشناسی]] اجتماعی، [[جامعهشناسی]]، [[تعلیم و تربیت]] و شاخههای مختلف [[هنر]]، از منظرهای مختلف سخن رفته و به طور ضمنی یا مستقل، مباحث متنوعی را به میان کشیده است. [[بدیهی]] است هر یک از حوزههای [[معرفتی]] فوق، به تناسب موضوع، پیشفرضها، مسائل، [[منطق]] تحلیل، [[هدفها]]، انتظارات و به طور کلی، امکانات و محدودیتهای رشتهای، پارادایمی، روشی و گفتمانی، نوع خاصی از تعامل را با این واژه و مفاهیم مرتبط با آن برگزیدهاند. در اهمیت بحث از “ارزش” همین بس که علاوه بر طرح انضمامی آن در [[غالب]] قلمروهای معرفتی فوق، اخیراً شاخه مستقلی تحت نام “ارزششناسی”<ref>Axiology...</ref> با [[هدف]] بررسی و تبیین مفهوم، ماهیت، ویژگی گزارههای ارزشی، موارد کاربردی مفاهیم مرتبط، عوارض و [[احکام]]، کارکرد و آثار، نظریههای تحلیلی و تعلیلی و موضوعهایی از این دست، پا به عرصه وجود نهاده است. | مفهوم “ارزش”<ref> Value.</ref> از جمله مفاهیم کلیدی و پر کاربردی است که از آن تقریباً در همه حوزههای [[علوم انسانی]] و [[اجتماعی]] همچون [[فلسفه]]، [[اخلاق]]، [[حقوق]]، [[اقتصاد]]، [[روانشناسی]] اجتماعی، [[جامعهشناسی]]، [[تعلیم و تربیت]] و شاخههای مختلف [[هنر]]، از منظرهای مختلف سخن رفته و به طور ضمنی یا مستقل، مباحث متنوعی را به میان کشیده است. [[بدیهی]] است هر یک از حوزههای [[معرفتی]] فوق، به تناسب موضوع، پیشفرضها، مسائل، [[منطق]] تحلیل، [[هدفها]]، انتظارات و به طور کلی، امکانات و محدودیتهای رشتهای، پارادایمی، روشی و گفتمانی، نوع خاصی از تعامل را با این واژه و مفاهیم مرتبط با آن برگزیدهاند. در اهمیت بحث از “ارزش” همین بس که علاوه بر طرح انضمامی آن در [[غالب]] قلمروهای معرفتی فوق، اخیراً شاخه مستقلی تحت نام “ارزششناسی”<ref>Axiology...</ref> با [[هدف]] بررسی و تبیین مفهوم، ماهیت، ویژگی گزارههای ارزشی، موارد کاربردی مفاهیم مرتبط، عوارض و [[احکام]]، کارکرد و آثار، نظریههای تحلیلی و تعلیلی و موضوعهایی از این دست، پا به عرصه وجود نهاده است. | ||
گفتنی است مطالعات ارزششناختی گاه به صورت انتزاعی و نظری و در قالب تحلیلهای زبانشناختی، معناشناختی و [[فلسفی]] درباره مجموعهای از گزارههای متضمن “بایدها” و “نبایدها”ی مربوط و گاه به صورت انضمامی و [[عینی]] در چارچوب پدیدههایی همچون [[قواعد]] و [[هنجارها]]، هدفها و [[آرمانها]]، [[گرایشها]] و ترجیحها، نمادها و [[نشانهها]]، و کنشهای فردی و اجتماعی مطرح میشود. این مطالعه در صدد است ارزشهای اجتماعی انعکاس یافته در [[قرآن کریم]] را در حد امکان، [[شناسایی]]، استخراج، دستهبندی و با بیانی جامعهشناختی، شرح و [[تفسیر]] نماید. گفتنی است مفاهیم ارزشی طرح شده در این کتاب مقاس عمدتاً به صورت انضمامی است و از فحوای [[آیات]] [[استنباط]] شدهاند.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۵.</ref> | گفتنی است مطالعات ارزششناختی گاه به صورت انتزاعی و نظری و در قالب تحلیلهای زبانشناختی، معناشناختی و [[فلسفی]] درباره مجموعهای از گزارههای متضمن “بایدها” و “نبایدها”ی مربوط و گاه به صورت انضمامی و [[عینی]] در چارچوب پدیدههایی همچون [[قواعد]] و [[هنجارها]]، هدفها و [[آرمانها]]، [[گرایشها]] و ترجیحها، نمادها و [[نشانهها]]، و کنشهای فردی و اجتماعی مطرح میشود. این مطالعه در صدد است ارزشهای اجتماعی انعکاس یافته در [[قرآن کریم]] را در حد امکان، [[شناسایی]]، استخراج، دستهبندی و با بیانی جامعهشناختی، شرح و [[تفسیر]] نماید. گفتنی است مفاهیم ارزشی طرح شده در این کتاب مقاس عمدتاً به صورت انضمامی است و از فحوای [[آیات]] [[استنباط]] شدهاند.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۵.</ref> | ||
==ارزش از نگاهی توصیفی== | |||
[[ارزشها]] کانونیترین عناصر موجود در شاکله [[فرهنگی]] یک جامعهاند که تقریباً کلیت یک [[فرهنگ]] و [[نظام اجتماعی]] را - مستقیم و غیرمستقیم - متأثر میسازند. [[ضرورت]] و اهمیت کار کردی آنها در [[زندگی]] روشنتر از آن است که نیازی به [[استدلال]] و [[اقامه دلیل]] داشته باشد. [[ارزشها]] را میتوان مجموعهای از [[آرمانها]]، کمال مطلوبها، ترجیحها، بایستهها، انتظارات، روشها و شیوههای مقبول جهت نیل به [[هدفها]] و غایتهای مطلوب تلقی نمود. جایگاه محوری و [[ضرورت]] کارکردی گریزناپذیر [[نظام]] ارزشها، همواره موجب شده است هر [[جامعه]] و گروه [[انسانی]] - حتی در سادهترین اشکال زیستی و ابتداییترین مراحل تکاملی - مجموعه چشمگیری از گونههای مختلف آن - اعم از ذاتی و ابزاری - را در نظام [[معتقدات]] [[فرهنگی]] خویش جاسازی کند. | |||
ارزشها، یا [[نظام ارزشی]]، به لحاظ جایگاه و موقعیت ساختاری در [[سلسله]] مراتب عناصر فرهنگی، بعد از [[جهانبینی]] و نظام باورهای کلان، بنیادیترین [[مؤلفه]] فرهنگی شمرده میشود و در ارتباطی تنگاتنگ همه عناصر فرهنگی و به تبع آن همه نهادها، سازمانها و مناسبات [[اجتماعی]] و در گام بعد نظام شخصیتی و ارگانیسم زیستی افراد را متأثر میکند و از آنها تأثیر میپذیرد. از دید برخی نویسندگان ارزشها استانداردها و شاخصههایی برای - نه تنها [[هدایت]] [[رفتار]]، بلکه - [[قضاوت]]، [[انتخاب]]، سمتگیری، ارزیابی، بحث، توجیه و علتیابی شمرده میشوند. نیازها ممکن است فرد را به فعالیت وادارند با الهامبخش رفتار یا [[کردار]] وی باشند؛ ولی افراد ارزشها را برای تشخیص اینکه چه چیزی به لحاظ زیباشناسی مطبوع، یا از نظر اصول و [[اخلاق]] قابل قبول، منصفانه و عادلانه است، به کار میبرند. ارزشهایی که بر [[زندگی]] فرد [[حکومت]] میکنند، در درون هر [[فرهنگ]] وجود دارند و شخص آنها را در طول فرایند فرهنگپذیری درونی میکند. ارزشهای فرهنگی جدا از فرد، از [[قوانین]]، اصول [[معنوی]] و [[اخلاقی]] جامعه نشئت میگیرند و خود ضابطههای اصلی برای ارزیابی شیوههای ترجیحی رفتار و [[سلوک]] زندگی هستند. به نظر میرسد هر فرهنگ بر اساس اولویتهایش دارای سلسله مراتب ارزشهای خاص است و اشخاص سعی میکنند از ارزشهای اصلی خویش، حتی با هزینههای بالا [[دفاع]] کنند<ref>یحیی کمالی پور، عناصر ارتباطات بین فرهنگی و خاورمیانه، ص۱۰۲.</ref>. | |||
ارزشها مضمون و محتوای گزارههای متضمن “بایدها” هستند، آنها خود چه به عنوان [[غایت]] و [[هدف]] و چه به عنوان وسیله و ابزار مناسب جهت نیل به غایتهای [[برتر]]؛ معمولاً با ارجاع به معیارهایی درست، صحیح، مقبول، موجه و مرجح تلقی میشوند. | |||
[[ارزشها]] همچنین به عنوان مجموعهای از باورداشتهای بنیادین، فرد و [[جامعه]] را در مسیر [[انتخاب]] و ترجیح برخی شیوهها و الگوها بر اشکال قرین و جایگزینهای محتمل، [[هدایت]] میکنند. به بیان روکیچ، ارزشها، [[قوانین]] سازمانیافته برای انتخاب و حل [[کشمکش]] میباشند که توسط شخص فراگرفته میشوند. این قوانین و رهنمودها طبیعی بوده و به ما میآموزند که چه چیزی سودمند، خوب، درست یا غلط بوده، برای چه باید [[کوشش]] کرد، چگونه زیست و برای چه مرد. به نظر آلبرت، یک [[نظام ارزشی]]، آنچه را که [[منتظر]] آن هستیم یا آرزوی آن را میکنیم، آنچه که لازم است یا منع شده است را ارائه میکند. این [[نظام]]، گزارش [[رفتار]] [[واقعی]] نیست، بلکه نظام مربوط به ملاکهایی است که طبق آنها رفتار سنجیده شده و محدودیتها [[اعمال]] میگردند<ref>نقل از: لاری. ا سامووار، ارتباط بین فرهنگها، ص۱۱۳؛ همچنین ر.ک: ژرژ گورویچ، اخلاق نظری و علم آداب، ص۱۳۲.</ref>. | |||
برخی جامعهشناسان نیز در توصیف ارزشها بر آنند که ارزشها تعهدات ما هستند، آنها تصویری از آنچه خوب است و آنچه خوب نیست را بازتاب میدهند. ارزشها معیارهایی هستند که افراد درباره کنشهای خود و کنشهای دیگران با مقایسه با آنها [[قضاوت]] میکنند. آنها به ما میگویند که [[مردم]] چه هدفهایی را باید جستوجو کنند، چه چیزی لازم است و چه چیزی [[ممنوع]] است، چه چیزی شرافتمندانه و چه چیزی شرمآور است، چه چیزی [[زیبا]] و چه چیزی [[زشت]] است<ref>جوئل شارون، ده پرسش از دیدگاه جامعهشناسی، ص۱۹۴.</ref>. | |||
گفتنی است ارزشها به ویژه ارزشهای غایی غالباً در هالهای از ابهام مفهومی و مصداقی، گستره و عمق معنایی، ظرفیت بالای تفسیرپذیری، مصداقیابی متعدد و متنوع، تعین نایابی و غالباً دستنیافتنی متبلور میشوند.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۶.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||