ارزش در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۹۳۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ مارس ۲۰۲۱
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
تردیدی نیست که یک [[نظام ارزشی]] هر [[قدر]] مقبول و مطبوع و برخوردار از [[اقتدار]] و [[نفوذ]] [[فرهنگی]] - [[اجتماعی]]، همواره و به ویژه در برخی مؤلفه‌ها، در معرض [[بی‌اعتنایی]]، [[غفلت]]، [[سرپیچی]] و [[جایگزینی]] قرار دارد.
تردیدی نیست که یک [[نظام ارزشی]] هر [[قدر]] مقبول و مطبوع و برخوردار از [[اقتدار]] و [[نفوذ]] [[فرهنگی]] - [[اجتماعی]]، همواره و به ویژه در برخی مؤلفه‌ها، در معرض [[بی‌اعتنایی]]، [[غفلت]]، [[سرپیچی]] و [[جایگزینی]] قرار دارد.
برخی از پشتوانه‌ها از منظر [[علامه طباطبایی]] را می‌توان این گونه بر شمرد:
برخی از پشتوانه‌ها از منظر [[علامه طباطبایی]] را می‌توان این گونه بر شمرد:
===[[فطری]] بودن [[ارزش‌های دینی]] و [[قوانین]]===
علامه طباطبایی “فطری بودن و تناسب [[زیاد]] ارزش‌های دینی و قوانین منبعث از آن با ساختمان وجودی انسان” را مهم‌ترین پشتوانه برای پذیرش و [[تمکین]] بلامنازع آنها توسط عموم ذکر کرده است: اموری که در [[آیات]] مورد [[نهی]] قرار گرفته نیز مانند سایر [[احکام الهی]] اموری است که [[فطرت]] خود [[بشر]] نیز به [[حرمت]] آنها [[حکم]] می‌کند؛ البته همه این [[امور فطری]] بودنشان در وضوح یکسان نیست، بعضی از آنها فطری بودنشان بسیار روشن است؛ مانند حرمت [[شرک]] به [[خدای بزرگ]]، [[عقوق والدین]]، کشتن [[فرزندان]] از [[ترس]] [[فقر]] و ارتکاب کارهای شنیع و [[قتل نفس]] بدون [[حق]]؛ بعضی دیگر، فطری بودنشان به این روشنی نیست مانند اجتناب از [[مال یتیم]] و ایفای کیل و وزن، رعایت در گفتار و [[وفای به عهد]] [[خدا]]. [[انسان]] در [[درک]] آنها علاوه بر [[عقل]] فطری [[نیازمند]] [[تذکر]] است و آن همان مراجعه به [[مصالح]] و [[مفاسد]] عمومی است که نزد عقل فطری روشن می‌باشند. اگر امور نامبرده از نظر مصالح و مفاسد مورد دقت قرار گیرند پی بردن به مفاسد بنیان‌کن آنها برای عقل بسیار آسان است، و عقل [[حکم قطعی]] می‌کند به اینکه جامعه‌ای که در آن به صغیر و [[ضعیف]] [[رحم]] نشود و در کیل و وزن [[خیانت]] شود، و در حکم و [[قضاوت]] رعایت [[عدالت]] نگردد، و به کلمه حقی میان آن جامعه گوش ندهند، چنین جامعه‌ای قابل دوام نبوده، و هیچ خبری در آن نخواهد بود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۵۲۲.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۹۲.</ref>
===خردپذیری [[ارزش‌ها]]===
“خردپذیری ارزش‌ها و برخورداری از توجیه و اعتبارسنجی عقلانی”، [[جاذبه]] و مطلوبیت آنها را حتی برای غیرمؤمنان فراهم می‌سازد. این مهم زمینه دیگری برای پذیرش و [[تمکین]] راغبانه و منقادانه آنها توسط همگان و عمل بر وفق مقتضای آنها خواهد بود. به بیان [[علامه طباطبایی]]: [[هدف]] [[اجتماع]] [[اسلامی]] [[سعادت حقیقی]] [[انسان]] است؛ یعنی آنچه که [[عقل]] [[سلیم]] آن را [[سعادت]] می‌داند. به عبارت دیگر، هدفش این است که همه ابعاد انسان را تعدیل کند و [[عدالت]] را در تمامی قوای او رعایت نماید، یعنی هم مشتهیات و خواسته‌های [[جسم]] او را به مقداری که از [[معرفت]] خدایش باز ندارد به او بدهد و هم جنبه معنویتش را اشباع کند و بلکه خواسته‌های مادی‌اش را وسیله و مقدمه‌ای برای رسیدنش به [[معرفت الله]] قرار دهد و این بالاترین سعادت و بزرگ‌ترین آرامشی است که تمامی قوای او به سعادت (مخصوصی که دارند) می‌رسند،... و به همین جهت [[اسلام]] [[قوانین]] خود را بر اساس مراعات جانب عقل وضع نمود، چون جبلت و [[فطرت]] عقل بر [[پیروی]] [[حق]] است و نیز از هر چیزی که مایه [[فساد]] عقل است به شدیدترین وجه جلوگیری نموده و ضمانت اجرای احکامش - چه [[احکام]] مربوط به [[عقاید]] و چه احکام مربوط به [[اخلاق]] و [[اعمال]] - را به عهده اجتماع گذاشت. علاوه اینکه [[حکومت]] و [[مقام ولایت]] اسلامی را نیز [[مأمور]] کرد تا سیاسات و حدود و امثال آن را با کمال [[مراقبت]] و [[تحفظ]] [[اجرا]] کند<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۵۹.</ref>.<ref>سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین، ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم، ص ۹۳.</ref>
===[[ایمان]] به [[حقانیت]] ارزش‌ها===
“ایمان و [[اعتقاد]] [[راسخ]] [[مؤمنان]] به حقانیت این ارزش‌ها” و نقش بی‌بدیلی که در تأمین [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان‌ها]] ایفا می‌کنند و در مرحله بعد “اخلاق کریمه، صفای [[نفسانی]] و تقوای الهی” است که از یک سو محصول و معلول [[التزام]] مؤمنانه به [[ارزش‌ها]] و از سوی دیگر، [[زمینه‌ساز]] التزام و [[تعهد]] وافر به اجرایی شدن آنها در سطح وسیع می‌باشد. این [[تدبیر]] دیگری است که زمینه نفسانی و [[روانی]] بسیار متقنی برای [[التزام عملی]] به رعایت آنها فراهم می‌سازد: [[سنن]] و [[قوانین]] [[اجتماع]] هیچ وقت از گزند [[تخلف]] و بطلان ایمن نمی‌شود مگر اینکه بر اساس [[فضایل اخلاقی]] و [[شرافت]] [[انسانی]] تأسیس شده و پشتوانه‌اش دل‌های [[مردم]] بوده باشد. این فضایل اخلاقی هم به [[تنهایی]] در تأمین [[سعادت]] اجتماع و سوق [[انسان]] به سوی [[صلاح]] عمل کافی نیست، مگر وقتی که بر اساس [[توحید]] باشد؛ یعنی مردم [[ایمان]] داشته باشند به اینکه عالم - که انسان جزئی از آن است. [[آفریدگار]] و معبودی دارد [[یکتا]]، و [[ازلی]] و [[سرمدی]] که هیچ چیز از [[علم]] و احاطه او بیرون نیست و قدرتش [[مقهور]] هیچ قدرتی نمی‌شود... و این خود روشن است که وقتی [[اخلاق]] بر چنین عقیده‌ای اتکا داشته باشد برای [[آدمیان]] جز [[مراقبت]] [[رضای خدا]] همتی باقی نمی‌ماند. در آن صورت تمامی همّ [[آدمی]] این می‌شود که یک یک کارهایش مورد رضای خدا باشد، و چنین مردمی از درون دل‌هایشان، رادعی به نام “تقوا” دارند که مانع آنان از [[ارتکاب جرم]] می‌شود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۲۹۲.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۹۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش