←ماهیت و ارکان ایمان
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
{{اصلی|ارکان ایمان}} | {{اصلی|ارکان ایمان}} | ||
در این باره که [[ایمان دینی]] بر چه پایه یا پایههایی بنا میشود، [[متکلمان شیعه]] چند نظریه مطرح ساختهاند. | در این باره که [[ایمان دینی]] بر چه پایه یا پایههایی بنا میشود، [[متکلمان شیعه]] چند نظریه مطرح ساختهاند. | ||
#برخی قائلند ایمان تنها یک رکن دارد و آن، همان [[باور]] [[قلبی]] است. براساس این نظر، | #برخی قائلند ایمان تنها یک رکن دارد و آن، همان [[باور]] [[قلبی]] است. براساس این نظر، ایمان، [[تصدیق]] به [[قلب]] است و [[اقرار]] زبان و [[عمل به ارکان]] در تحقق آن نقشی ندارند<ref>تمهید الاصول، ۲۹۳؛ ضمیمه تفسیر ابوالفتوح رازی، ۱۱؛ نثر طوبی فی الفاظ القرآن، ۴۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۲</ref> | ||
#اما برخی [[متکلمان شیعه]]، ایمان را دارای دو رکن دانستهاند: باور قلبی و [[اقرار زبانی]]. اینان معتقدند ایمان، عبارت از تصدیق به قلب و زبان است و تصدیق قلبی هر چند لازم است، ولی [[کافی]] نیست؛ زیرا [[خداوند]] فرموده است: "با اینکه [[[فرعونیان]]] در [[دل]] [[یقین]] داشتند، از روی [[کبر]] و [[ستم]]، آن را [[انکار]] کردند (و به زبان نیاوردند)"<ref>{{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>. اقرار زبانی نیز به [[تنهایی]] کافی نیست؛ زیرا خداوند فرموده است: "[[اعراب]] گفتند: ایمان آوردیم. به آنان بگو: ایمان نیاوردهاید؛ بلکه بگویید [[اسلام]] آوردهایم"<ref>{{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}؛ سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>. اینها به زبان بر [[یگانگی خدا]] و [[نبوت]] و [[معاد]] [[گواهی]] میدادند؛ ولی خداوند با [[صراحت]]، آنان را [[بیایمان]] میخواند چرا که اقرارشان فقط زبانی بود. پس میتوان دریافت که ایمان بر دو پایه باور و اقرار بنا شده است و هیچ یک به تنهایی کافی نیست<ref>تجرید الاعتقاد، ۳۰۹؛ دائرة المعارف تشیع، ۲/ ۶۵۴.</ref>. | #اما برخی [[متکلمان شیعه]]، ایمان را دارای دو رکن دانستهاند: باور قلبی و [[اقرار زبانی]]. اینان معتقدند ایمان، عبارت از تصدیق به قلب و زبان است و تصدیق قلبی هر چند لازم است، ولی [[کافی]] نیست؛ زیرا [[خداوند]] فرموده است: "با اینکه [[[فرعونیان]]] در [[دل]] [[یقین]] داشتند، از روی [[کبر]] و [[ستم]]، آن را [[انکار]] کردند (و به زبان نیاوردند)"<ref>{{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>. اقرار زبانی نیز به [[تنهایی]] کافی نیست؛ زیرا خداوند فرموده است: "[[اعراب]] گفتند: ایمان آوردیم. به آنان بگو: ایمان نیاوردهاید؛ بلکه بگویید [[اسلام]] آوردهایم"<ref>{{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}؛ سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>. اینها به زبان بر [[یگانگی خدا]] و [[نبوت]] و [[معاد]] [[گواهی]] میدادند؛ ولی خداوند با [[صراحت]]، آنان را [[بیایمان]] میخواند چرا که اقرارشان فقط زبانی بود. پس میتوان دریافت که ایمان بر دو پایه باور و اقرار بنا شده است و هیچ یک به تنهایی کافی نیست<ref>تجرید الاعتقاد، ۳۰۹؛ دائرة المعارف تشیع، ۲/ ۶۵۴.</ref>. | ||