←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
از آنچه گذشت این [[حقیقت]] بر ما روشن میگردد که این پادشاهان از [[پادشاهی]] جز نامی نداشتند و آنگونه که [[ابنشَبه]]<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ص۵۴۵.</ref>، [[یعقوبی]]<ref>یعقوبی، تاریخ، جلد دوم، ص۱۱.</ref>، [[یاقوت]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، الجزء الثانی، ص۲۷۱، (ذیل کلمه حضرموت).</ref> و [[بلاذری]]<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۹.</ref> بر ما معلوم داشتهاند این شاهان چهارگانه فقط [[مالک]] درههای خود بودند و پس از [[قتل]] [[حارث بن عمرو]] کندیان «اصلاً دارای [[سلطنت]] نبودند و اینان دارای [[ثروت]] و [[مکنت]] بودند و به نام [[ریحانه]] [[یمن]] خوانده میشدند»<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ۵۴۵.</ref> و [[ابنخلدون]] نیز از قول [[جرجانی]] مینویسد: «پس از اینان در میان کنده [[پادشاهی]] دیده نشده، جز آنکه در میانشان صاحبان [[ریاست]] و [[سروری]] بودند تا آنجا که [[عرب]] [[قبیله کنده]] را [[قبیله]] [[پادشاهان]] مینامید»<ref>ابنخلدون، العبر، الجزء الثانی، ص۲۷۵.</ref>. بدینسان، نظریه [[کاسکل]] را در این باره که گفته: «[[دولت]] کندیان هرگز دولتی [[بدوی]] (بادیهنشین) نبوده است»<ref>۳۳۹W. Caskel. Die einheirischen Quellen p (به نقل از پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲).</ref> و [[حاکمیت]] آنان را «دولت کنده» و «دولت [[شهر]]» خوانده<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲.</ref> نمیتوان پذیرفت و عنوان [[ملک]] را اینان از اجدادشان به [[ارث]] میبردند و به آن [[افتخار]] میجستند و آنگونه که از [[رفتار]] [[امریُ لقیس]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، الجزء التاسع، ص۸۷.</ref> شاعر و [[اشعث بن قیس]] برمیآید [[جاهطلبی]] آنان را وامیداشت تا با این عنوان بر رقبای خود [[برتری]] جویند. در واقع اینان [[مالک]] درهها بودند و به طور مستقل بر قلعهها و سرزمینهای خود [[حکومت]] میکردند و در قبیله خود ملک خوانده میشدند، به طوری که ابنسعد میگوید: به این علت به آنان [[پادشاه]] میگفتند که درههایی داشتند و مالک آنچه در آنها قرار داشت، بودند<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الخامس، ص۱۳.</ref>. از متن [[ابنهشام]]<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الثانی، ص۵۲۶.</ref> و [[واقدی]]<ref>المغازی، المجلد الثانی، ص۱۰۲۰.</ref> برمیآید [[برادران]] [[اُکَیدر بن عبدالملک السکُونی]] از کنده که پادشاه [[دومة الجندل]] بود در امر حکومت با وی [[شریک]] بودند و اکیدر تنها عنوان پادشاهی داشته است.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۹۷-۱۰۱.</ref> | از آنچه گذشت این [[حقیقت]] بر ما روشن میگردد که این پادشاهان از [[پادشاهی]] جز نامی نداشتند و آنگونه که [[ابنشَبه]]<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ص۵۴۵.</ref>، [[یعقوبی]]<ref>یعقوبی، تاریخ، جلد دوم، ص۱۱.</ref>، [[یاقوت]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، الجزء الثانی، ص۲۷۱، (ذیل کلمه حضرموت).</ref> و [[بلاذری]]<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۹.</ref> بر ما معلوم داشتهاند این شاهان چهارگانه فقط [[مالک]] درههای خود بودند و پس از [[قتل]] [[حارث بن عمرو]] کندیان «اصلاً دارای [[سلطنت]] نبودند و اینان دارای [[ثروت]] و [[مکنت]] بودند و به نام [[ریحانه]] [[یمن]] خوانده میشدند»<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ۵۴۵.</ref> و [[ابنخلدون]] نیز از قول [[جرجانی]] مینویسد: «پس از اینان در میان کنده [[پادشاهی]] دیده نشده، جز آنکه در میانشان صاحبان [[ریاست]] و [[سروری]] بودند تا آنجا که [[عرب]] [[قبیله کنده]] را [[قبیله]] [[پادشاهان]] مینامید»<ref>ابنخلدون، العبر، الجزء الثانی، ص۲۷۵.</ref>. بدینسان، نظریه [[کاسکل]] را در این باره که گفته: «[[دولت]] کندیان هرگز دولتی [[بدوی]] (بادیهنشین) نبوده است»<ref>۳۳۹W. Caskel. Die einheirischen Quellen p (به نقل از پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲).</ref> و [[حاکمیت]] آنان را «دولت کنده» و «دولت [[شهر]]» خوانده<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲.</ref> نمیتوان پذیرفت و عنوان [[ملک]] را اینان از اجدادشان به [[ارث]] میبردند و به آن [[افتخار]] میجستند و آنگونه که از [[رفتار]] [[امریُ لقیس]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، الجزء التاسع، ص۸۷.</ref> شاعر و [[اشعث بن قیس]] برمیآید [[جاهطلبی]] آنان را وامیداشت تا با این عنوان بر رقبای خود [[برتری]] جویند. در واقع اینان [[مالک]] درهها بودند و به طور مستقل بر قلعهها و سرزمینهای خود [[حکومت]] میکردند و در قبیله خود ملک خوانده میشدند، به طوری که ابنسعد میگوید: به این علت به آنان [[پادشاه]] میگفتند که درههایی داشتند و مالک آنچه در آنها قرار داشت، بودند<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، المجلد الخامس، ص۱۳.</ref>. از متن [[ابنهشام]]<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، القسم الثانی، ص۵۲۶.</ref> و [[واقدی]]<ref>المغازی، المجلد الثانی، ص۱۰۲۰.</ref> برمیآید [[برادران]] [[اُکَیدر بن عبدالملک السکُونی]] از کنده که پادشاه [[دومة الجندل]] بود در امر حکومت با وی [[شریک]] بودند و اکیدر تنها عنوان پادشاهی داشته است.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص:۹۷-۱۰۱.</ref> | ||
{{ | {{کنده}} | ||
==جایگاه کِندَه== | ==جایگاه کِندَه== | ||