←رباب، مادر علی اصغر (همسر امام حسین{{ع}})
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
منهال میگوید: این منظره را که دیدم یاد فرمایش [[امام سجاد]]{{ع}} افتادم. بیاختیار گفتم: {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ!}}، مختار گفت: همواره [[تسبیح خدا]] خوب است اما چرا الان [[تسبیح]] گفتی؟ گفتم: در بازگشت از مکه [[خدمت]] [[امام سجاد]] [[علی بن الحسین]]{{ع}} رسیدم و ایشان درباره حرمله از من پرسید و در [[حق]] او [[نفرین]] کرد که [[خداوند]] حرارت آتش و حرارت آهن را به او بچشاند. و چون [[دعای امام سجاد]]{{ع}} را به دست شما [[مستجاب]] دیدم شگفت زده شدم و این جمله سبحان الله بر زبانم جاری گشت. تا مختار این جمله را از من شنید به شکرانه این [[موفقیت]] از مرکبش پیاده شد و دو رکعت [[نماز]] گزارد و سجدهای طولانی کرد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۲۰۶-۲۰۸.</ref>. | منهال میگوید: این منظره را که دیدم یاد فرمایش [[امام سجاد]]{{ع}} افتادم. بیاختیار گفتم: {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ!}}، مختار گفت: همواره [[تسبیح خدا]] خوب است اما چرا الان [[تسبیح]] گفتی؟ گفتم: در بازگشت از مکه [[خدمت]] [[امام سجاد]] [[علی بن الحسین]]{{ع}} رسیدم و ایشان درباره حرمله از من پرسید و در [[حق]] او [[نفرین]] کرد که [[خداوند]] حرارت آتش و حرارت آهن را به او بچشاند. و چون [[دعای امام سجاد]]{{ع}} را به دست شما [[مستجاب]] دیدم شگفت زده شدم و این جمله سبحان الله بر زبانم جاری گشت. تا مختار این جمله را از من شنید به شکرانه این [[موفقیت]] از مرکبش پیاده شد و دو رکعت [[نماز]] گزارد و سجدهای طولانی کرد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۲۰۶-۲۰۸.</ref>. | ||
==[[رباب]]، [[مادر]] | ==[[رباب]]، [[مادر علی اصغر]] ([[همسر امام حسین]]{{ع}})== | ||
رباب دختر | [[رباب دختر امرئ القیس]] [[همسر امام حسین]]{{ع}} است که دو فرزند از [[امام]]{{ع}} آورد: علی اصغر و [[سکینه]]. | ||
رباب [[زن]] بسیار با [[شخصیت]] و با فضیلتی بود و امام حسین{{ع}} بسیار به او علاقهمند بود و [[منزلت]] والایی برای او قائل بود<ref>نفس المهموم، ص۵۳۷.</ref>. او در [[حادثه کربلا]] حضور داشت و [[شاهد]] پریر شدن شیرخوارهاش در [[روز عاشورا]] بود و در میان [[اسیران]]، به [[کوفه]] و از آنجا به [[شام]] برده شد و با قافله [[کربلا]] در بازگشت به [[مدینه]] همواره در [[غم]] [[اندوه]] حسین{{ع}} مینالید و میگریست. | رباب [[زن]] بسیار با [[شخصیت]] و با فضیلتی بود و امام حسین{{ع}} بسیار به او علاقهمند بود و [[منزلت]] والایی برای او قائل بود<ref>نفس المهموم، ص۵۳۷.</ref>. او در [[حادثه کربلا]] حضور داشت و [[شاهد]] پریر شدن شیرخوارهاش در [[روز عاشورا]] بود و در میان [[اسیران]]، به [[کوفه]] و از آنجا به [[شام]] برده شد و با قافله [[کربلا]] در بازگشت به [[مدینه]] همواره در [[غم]] [[اندوه]] حسین{{ع}} مینالید و میگریست. | ||